تأثیر توافق هسته ای بر وضعیت استراتژیک خاورمیانه

مرکز مطالعات استراتژیک قاهره بررسی کرد:
دستیابی به هدف اصلی، انعطاف بالای دیپلماتیک مذاکره کنندگان دو طرف را بایسته می ساخت. مذاکرات از بالاترین سقف ممکن آغاز شد و با ارائه امتیازاتی که با اهداف اصلی ناسازگار نبودند، به پایان رسید.

مرکز مطالعات استراتژیک قاهره، از جمله اندیشکده های پیشرو در جهان عرب محسوب می شود که اشراف خوبی بر مسائل منطقه داشته و مقالات جالب توجهی را منتشر می نماید. این اندیشکده در گزارش جدید خود به بررسی عوامل موفقیت مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 پرداخته است. نویسندگان به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 را ناشی از سه عامل می دانند که عبارت اند از :

1. نیاز به موفقیت توافق: هر یک از دو طرف مذاکره کننده به دنبالدستیابی به بالاترین سطح از اهداف خود بودند و هر یک از آنها بهدستیابی به  این اهداف نیاز داشتند. ایران حفظ موجودیت برنامه هسته ای خود و برداشتن تحریمها را می خواست و طرف مقابل نیز بر ضرورت بازداشتن ایران از پیشرفت برنامه هسته ای ایران برای ساخت بمب تأکیدداشت.

2. مدیریت مذاکرات: دستیابی به هدف اصلی، انعطاف بالای دیپلماتیک مذاکره کنندگان دو طرف را بایسته می ساخت. مذاکرات از بالاترین سقف ممکن آغاز شد و با ارائه امتیازاتی که با اهداف اصلی ناسازگار نبودند، بهپایان رسید. در همین راستا برای نمونه، طرف مقابلِ ایران، ابتدا تنها صد عدد سانتریفیوژ را می پذیرفت؛ امادرنهایت 6104 عدد سانتریفیوژ مورد توافق قرار گرفت.

3.  عامل شخصی:  بخشی از موفقیت دو طرف ناشی از خواست و تلاش رؤسای جمهور ایالات متحده آمریکاو ایران است.

 

اجرایی شدن این توافقنامه در آغاز سال 2016 چهار پیامد اصلی در وضعیت استراتژیک منطقه برجای خواهدگذاشت که عبارت اند از:

  1. تغییر وضعیت ایران: ایران در سالهای اخیر زیر فشار جامعه بین الملل و آمریکا قرار داشت؛ اما اینکشور در دستیابی به پذیرش بین المللی برنامه هسته ای خود توفیق یافت. افزون بر این، تحریمتحمیلی شورای امنیت و برخی تحریمهای بین المللی دیگر علیه ایران برداشته می شوند و این کشوربه مبلغی بین 100 تا 150 میلیارد دلار از اموال بلوکه شده خود دست خواهد یافت. این تحولات، بیانگرآغاز مرحله جدیدی از درآمیختگی ایران با جامعه جهانی و افزایش نفوذش به عنوان یک قدرت منطقه ای است.
  2. تغییر موازنه قدرت در منطقه: احتمال میرود ایالات متحده آمریکا در برهه پیشِ رو به ایجاد موازنهمیان روابط با همپیمانان سنتی خود و روند نزدیکی این کشور به ایران، روی بیاورد.
  3. کاهش فرصت گزینه نظامی: گزینه نظامی همواره، پیش از توافق یکی از گزینه های مطرح در نگاه پنتاگون برای فشار بر ایران به شمار می آمد. هرچند پس از توافق نیز این نگاه وجود داشته؛ اماتقریباً قطعی است که به کارگیری گزینه جنگ و عملیات نظامی در رابطه با برنامه هسته ای ایرانبسیار بعید باشد؛ چه آنکه این توافق، سازوکار نظارت بر برنامه هسته ای ایران را برای ایالات متحدهآمریکا تضمین کرده است و این امر، همان نتایجی را که عملیات نظامی میتواند به ثمر آورد، محقق می سازد.
  4. آغاز رقابت هسته ای در منطقه: به رسمیت شناخته شدن بین المللی برنامه هسته ای ایرانو چه بسا اقدامات سری ایران در یکی از مراحل اجرای توافق در جهت نقض توافقنامه، شماری از دولت های منطقه را به تلاش برای ایجاد برنامه هسته ای خود در چارچوب راهبردهای جدید مهار ایران،وادارد.

در پایان، نویسندگان بیان می دارند که سه چالشاحتمالی در بازه پس از توافق میتواند از اثرگذاری قابل انتظار آن جلوگیری کند:

  1. امکان نقض توافق از سوی ایران که البته با توجهبه سازوکار نظارتی بعید به نظر میرسد.
  2. روند روابط ایران و آمریکا که به کنش این دو کشوردر منطقه؛ به ویژه موضوع داعش وابسته است.
  3. موضوع امنیت منطقه خلیج فارس و تلاش آمریکا برای ترکیب ایران در منطقه و واکنش اعراب حاشیهخلیج فارس به این امر.

منبع: اندیشکده تبیین

/ 0 نظر / 29 بازدید