سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر سازه انگاری


سیاست خارجی دولتها در چارچوب سازه انگاری در قالب نظریه‌های تأسیسی قرار می‌گیرند. بر اساس این دیدگاه واقعیت ها و روابط میان ملت‌ها از طریق زبان، ایده ها و مفاهیم ایجاد شده، شکل می‌گیرد. از دیدگاه سازه انگاری، بازیگران و ساختارها پیوندهای متقابلی دارند. هویت‌ها و منافع امری اساسی برای سطوح توانایی محسوب می‌شوند تا بتوانند تاریخ را پیش بینی و نظم را تامین کنند. سازه انگاران فرض اصلی تئوری عقل گرایان را رد می کنند و این نظر که بازیگران اولویت‌های تعیین شده خود را بر منطق استنتاجی پیگیری می‌کنند را رد می کنند.

از دید سازه انگاران، هنجارها به هویت و اولویت‌های بازیگران، شکل می‌دهند و اهداف جمعی را تعیین می کنند. سازه انگاری فراملی تاکید خود را بر تاثیر هنجارهایی می‌گذارد که از سوی جامعه بین‌الملل یا زیر مجموعه های آن به طور مشترک استفاده می‌شود. سازه انگاری بر این اصل تاکید می‌کند که بازیگران سیاست خارجی به هنجارهای بین المللی گردن می‌نهند، لذا این ادعای واقع گرایی را که سیاست خارجی یک کشور متناسب با افزایش یا کاهش قدرت تغییر می کند را رد می کند.

از دیدگاه این مکتب قدرت یک هنجار یعنی میزان تاثیر گذاری بر رفتار سیاست خارجی به دو عامل بستگی دارد:

1- تشابه، یعنی چه تعداد از بازیگران یک نظام اجتماعی، پیش بینی ارزش مشترکی از رفتار دارند، بنابراین قدرت الزام یک هنجار بستگی به میزانی دارد که از سوی واحدهای درون یک نظام اجتماعی و به صورت مشترک استفاده می شود.

2-صراحت، یعنی یک هنجار تا چه اندازه دقیق می تواند رفتار متناسب را از رفتار نامتناسب تشخیص دهد(فلاحی، 1380، 45).

رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران فرهنگ محور است، لذا به نظر می‌رسد سازه انگاری که در بر گیرنده نظریه های عقلایی و تلفیقی است، بتواند توضیح دهنده باشد(هادیان، 1382، 15).

یکی از مفاهیمی که در مکتب سازه انگاری به روی آن تاکید زیادی شده است، مفهوم هویت است. از نظر طرفداران این رویکرد زمانی به بحث منافع ملی می رسیم که دارای هویت باشیم، بنابر این منافع و هویت ما در قالب جمع معنا پیدا می‌کند و رابطه میان آن دو در قالب مفهوم یک نقش تحلیل می شود. هویت جمهوری اسلامی ایران هم در دفاع از مسلمانان و بخصوص شیعیان است.

 رهبر انقلاب اسلامی رهبر همه شیعیان در دنیا است. حمایت از عتبات عالیات خط قرمز جمهوری اسلامی است. بنابراین هویت جمهوری اسلامی ایران اقتضا می کند که در عراق و سوریه حضور داشته و در راستای حفظ محور مقاومت اقدام نماید (پرهوده ، 1391، 45).

بنابر این سیاست خارجی جمهوری اسلامی در ارتباط با عراق و سوریه با توجه به اصول مندرج در قانون اساسی و با توجه به هنجارها و ارزشهای فرهنگی و تاریخی در قالب هویت اسلامی آن مورد ارزیابی قرار می گیرد. در واقع ارزش های اسلامی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یکی از عناصر تعیین کننده در سیاست گذاری کلان مطرح است.

بررسی تاریخ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و رویه‌های موجود در سه دهه گذشته حاکی از آن است که هویت های متعدد و شناوری را می‌توان در دایره عملکرد آن جستجو کرد که از آن جمله می توان به استکبار ستیزی، دفاع از حقوق مستضعفین، حمایت از نهضت‌های آزادی‌بخش، طرفداری از صلح و امنیت دایمی و پایدار اشاره کرد. هویت ایران بر اثر هنجارهای اسلامی و بیرونی شکل گرفته و تحقق یافته است.

رویکرد سازه انگاری روش مناسبی جهت شناخت و تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی در ارتباط با تحولات این دو کشور است. چرا که نقش عوامل هویتی و غیر مادی از قبیل مذهب، فرهنگ، علائق مشترک و حتی تاریخ قابل تبیین است


/ 0 نظر / 16 بازدید