مهمترین عامل شکست حزب عدالت و توسعه چه بود؟

اگر آتاترک بنیانگذار جمهوریت بود، اردوغان نیز مؤسس ترکیه نوین است. جمهوری اول مدیون آتاترک و جمهوری دوم که در ترکیه در حال تحقق است، مدیون اردوغان است. شکست امروز اردوغان نباید خدمات او به ترکیه را به حاشیه براند. شکی در آن نیست که اردوغان مردی بزرگ است اما شاید رهایی از سنت تاریخی کشورش و خاورمیانه برای اردوغان نیز ممکن نباشد. شاه سلیمان که شکوه عثمانی در بخش مهمی مدیون اوست به قتل فرزند خویش فرمان داد و تحول رفتاری و فکری اردوغان دمکرات به اردوغان اقتدارگرا مجددا اثبات نمود که تداوم قدرت، فساد و استبداد را به همراه خواهد داشت. اردوغانی که معمار اصلاحات بنیادی مبتنی بر دمکراسی در ترکیه بود طی یک دهه به اردوغان اقتدارگرا تبدیل شد. ورود علنی و غیرقانونی اردوغان در روند انتخابات او را به یک مانع دمکراسی در ترکیه تبدیل نموده و این بزرگترین عامل به زیر کشیدن او از اوجی گردید که کمتر از یکسال پیش اردوغان را راهی کاخ چانکایا کرده بود.

اردوغان باید از روزگار درس بگیرد. عرصه سیاست محل عبرت است اما رهبران کمتر از آن درس می گیرند. پیروزی کردها حاصل چیدمان سیاسی اردوغان است. اگر امروز در دیاربکر کردها جشن پیروزی گرفته و تخت قدرت اردوغان را به لرزه در آورده اند بهتر از همه می دانند که در میدانی پیروز شدند که چیدمان آن مدیون اقدامات اردوغان است. اما این درس سیاست است که دور شدن از راستی و مردم، همه را، حتی کاریزمایی بنام اردوغان را نیز به زیر می کشد. با وجود این افول میراثدار عثمانی نباید هم در داخل و هم در خارج از مرزهای ترکیه به معنای پایان اردوغان و حزب عدالت و توسعه تلقی گردد. صحنه سیاست عرصه فراز و نشیب بوده و احزاب و در این میان مردی چون اردوغان و حزب تشکیلاتی چون حزب عدالت و توسعه اگر به درک درستی از علل سقوط آرای حزب توجه نماید می تواند با بازسازی دوباره قدرتمند در صحنه حاضر شود. رویکرد تعاملی حزب عدالت و توسعه به احزاب برای تشکیل دولت ائتلافی و تقابل و رد این درخواست اقدام هوشمندانه ای است که از فردای انتخابات حزب عدالت و توسعه روی آن مانور داده و احزاب آن را رد کرده اند.

 این تابلو می تواند در نزد بستر اجتماعی ترکیه برای انتخابات زودرس محل قضاوت و تجدید نظری گردد که معادله را دوباره به سود حزب عدالت و توسعه تغییر دهد.

نقش اردوغان در سقوط آرای حزب عدالت و توسعه بی تردید غیرقابل اغماض بوده و بی شک او مهمترین عامل کاهش آرا و شکست حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی ترکیه می باشد. کاریزمامحوری جامعه سیاسی ترکیه سبب شده اردوغان به مهمترین عامل تأثیرگذار در صعود و سقوط حزب عدالت و توسعه تبدیل گردد. دیروز فرهنگ قهرمان پروری و عدالت خواهی مردم ترکیه، عامل ظهور کاریزمایی بنام اردوغان گردید و حزب عدالت و توسعه را به اوج رساند و امروز با روی برگدانیدن نسبی مردم از اردوغان، وی به مهمترین عامل شکست انتخاباتی حزبی شد که بیش از یک ده قدرت را در دست داشت.

اردوغان در سیزده سال تغییر زیادی کرد. تداوم قدرت در دستان او، بسترساز تغییر وی از یک رهبر دمکرات به یک رهبر اقتدارگرا گردید. نگاهی به اردوغان 2002 و قیاس آن با اردوغان 2014 نشان می دهد که چرخه قدرت و شاید بلندپروازی های دور از دسترس تا چه اندازه سبب تغییر اردوغان گردیده است. اردوغان در سیاست داخلی به حذف رقیبان درون و بیرون حزبی با روش های غیردمکراتیک پرداخته و با فساد گسترده در حزب و منسوبان خود برخورد نکرد. اگرچه عرصه سیاست، چندان صحنه سلحشوری و مردانگی نیست اما اردوغان با شناخت از روانشناسی ترک ها و با استفاده از ادبیات سلحشورانه سعی می نمود در کردار و گفتار خود، به مخاطبان نمایشی از مردانگی و عدالت محوری از خویش ارایه دهد، اما اردوغان با حذف یار باوفا و اخلاق مداری چون عبدالله گل از چرخه قدرت، نشان داد میان شعار و عملش فاصله وجود داشته و برای وی بیش از هر چیزی قدرت اهمیت دارد. ساختن کاخی که یادآور کاخ سلاطین عثمانی است نیز آسیب جدی به جایگاه او در میان مردم کوچه و بازار زد. نام گذاری پل سوم استانبول به نام یاوز سیلم توسط اردوغان به علویان اثبات کرد که وی میراثدار قاتلی است که دست هایش به خون هزاران علوی آغشته است. در انتخابات پارلمانی، اردوغان با حمایت از حزب عدالت و توسعه بجای آنکه بهعنوان رئیس جمهور، نقش یک ناظر بی طرف را ایفا نماید، به گونه ای رفتار نمود که این شکل از دخالت غیرقانونی در هیچ یک از انتخابات دوره های گذشته سابقه نداشته است. در سیاست خارجی اردوغان از هدف پیوستن به اتحادیه اروپا و معیارهای آن دور شده و روابط با همسایگان مهم خود را از تز تنش صفر به تنش صرف رساند. اردوغان سیاست خارجی ترکیه را با تکیه بر تاریخ در مسیر عثمانگرایی قرار داد که حاصل زیاده خواهی های خارج از ظرفیت ترکیه بوده و است. سقوط مرسی در مصر، ضربه ای کاری به رؤیای اردوغان در منطقه بود. از منظری سقوط آرای حزب عدالت و توسعه، می تواند مقدمه تکرار دومینوی مصر در ترکیه باشد، تحولی که اردوغان پس از مرسی، از وقوع احتمالی آن هراس داشت. در این نگاه به تفاوت ساختاری مصر و ترکیه و ساز و کارهای آن باید توجه ویژه داشت. اردوغان در عراق و سوریه با حمایت از داعش اگرچه معادلات را به زیان ایران و به نفع ترکیه تغییر داد اما بستر ساز فاجعه ای گردید که خروج از آن نشدنی و یا بسیار سخت و زمانبر خواهد بود.

مردم ترکیه در انتخابات پارلمانی 17 خرداد، مردی را تنبیه کردند که کمتر از یک سال پیش با رأی بالاتر از پنجاه درصد راهی کاخ چانکایا نموده بودند. این تنبیه اگر به اصلاح رفتار اردوغان و حزبش نیانجامد وی نیز می تواند به سرنوشت اوزال دچار شود. اردوغان با کارنامه موفق اقتصادی و سیاسی و ایجاد تغییرات ساختاری در تمامی زوایای ترکیه، برای ترک ها مرد بزرگی بوده و میزان رأی نشان می دهد که برای بخش مهمی از مردم همچنان این جایگاه را حفظ کرده است. اصلاح رفتار و تجدید نظر در راهبردها و عملکردها شاید بتواند دوباره سبب ساز اقبال از اردوغان و حزبش در

 آینده گردد.

 دقت کنیم انتخابات ترکیه درس های زیادی برای مردم منطقه دارد. انتخابات ترکیه، تبلور دمکراسی بوده و توسعه یافتگی، چند صدایی، خرد، عقلانیت مردم و رهبران سیاسی این کشور را به نمایش گذاشته است. یکی از آثار مهم حاصله از نتایج انتخابات ترکیه، می تواند عامل گذر از کاریزما به نظام و سیستم حزبی در نزد مردم ترکیه در آینده گردد.

در این میان و در یک نگاه سلبی مبتنی بر رقابت، یک دولت ائتلافی و شکننده در ترکیه می تواند به نفع ایران باشد اما این چیدمان قدرت به نفع ترکیه نخواهد بود.

در نگاه و ارزیابی های تحولات سیاسی کشورها و خصوصا همسایگان نباید دچار افراط و تفریط در ابراز خرسندی و ناخرسندی شد زیرا این مواضع در اذهان باقی مانده و می تواند روابط کشورها را دچار فراز و نشیب حاصله از این مواضع در آینده نماید. اردوغان خطا کرد و مردم ترکیه او را نه حذف بلکه تنبیه کردند و تنظیم او در جهت اصلاح رفتار می تواند دوباره بسترساز اوج او گردد. اگر این تحول هم رخ ندهد ما باید فاصله سیاست اعلامی و اعمالی را رعایت کرده و به گونه ای رفتار نکنیم که حتی کسانی که وعده روابط بهتر با تهران را داده اند دچار تنگنا شوند.

نکته آنکه با توجه به نتایج آرا حاصله از صندوق های رأی تشکیل دولت ائتلافی در ترکیه اجتناب ناپذیر است. با توجه به اختلاف نظر احزاب با یکدیگر و با حزب عدالت و توسعه تشکیل دولت ائتلافی در ترکیه بسیار سخت خواهد بود. با مد نظر قرار دادن تجربه گذشته ترکیه بنظر می رسد برگزاری انتخابات زودرس برای خروج از این شرایط و بن بست سیاسی برای این کشور گریزناپذیر خواهد بود.

منبع: دیپلماسی ایرانی
20/3/1394
 
/ 0 نظر / 32 بازدید