نقش رودخانه های مرزی در مدیریت بحران آب با تکیه بر دیپلماسی آبی

مقدمه

  امروز در‌ روند‌ تحولات بین المـللی و مـنطقه‌ای«امنیت ملی یک کشور»بعضا به‌ منزله متغیری است از تابع«تحولات نظام منطقه‌ای و بین المللی»؛ لذا داشتن یک‌ تحلیل و راهبرد منسجم از بحرانهای منطقه‌ای و بین المللی‌ برای‌ کشوری‌ چون‌ جمهوری اسلامی ایران ضروری می‌باشد.شناخت درست‌ عل‌ و ریشه‌های تـنش‌ها و بـحرانهای بالقوه اولین قدم برای‌ کنترل و مهار این بحران است.بسیاری از تحلیلگران بین المللی و مراکز استراتژیک‌ بین‌ المللی بر این باورند که کمبود آب و نحوه‌ استفاده از منابع آب در دنیا و چگونگی تقسیم آن بین کشورها از عـوامل بـروز جـنگها در جهان کنونی ما‌ خواهد بود..(کسائی،1383: 213).

در این نوشتار،ابتدا بـه طـرح مسئله و سپس با تکیه به گفته‌های صاحبنظران این حوزه به‌ اهداف گزارش‌ و توضیح‌ متغیرهای دخیل پرداخته شده است.بااشاره به اهـمیت آب در رونـد توسعه و امـنیت‌ به‌دوره های مناقشات بر سرآب در تاریخ تمدن بشری و در ادامه به واقعیتهای موجود منطقه(عدم‌ مدیریت‌ مؤثر‌ بر آبهای مشترک بین کشورها،رشد سریع‌ جمعیت،گسترش بی‌رویه کشاورزی و ،...)پرداخته و بـر‌ وضـعیت‌ آبـهای‌ داخلی و مرزی و امکان بحرانی بودن شرایط  تمرکز شده است.از این رهگذر نیم‌نگاهی‌ بـه‌   وضعیت جغرافیایی آبهای ایران  و پتانسیل تولید انرژی(برقی-آبی)شده،پتانسیل بالقوه‌ای که بالفعل شدن آن،با نگرانی‌ همسایگان‌ پایین‌ دست،در ذات خود می‌تواند بـر ابـعاد بـحران آب بیافزاید چرا که شبکه‌های رودخانه‌ای در سطح مـنطقه نـشان می‌دهد که‌ ایران‌ از شرایط هیدرو پلیتیک ویژه‌ای در این منطقه برخوردار می‌باشد.به بیان دیگر کـشور‌ مـا‌ در حـوضه رودخانه هیرمند در سوی خاوری خود‌ در‌ جایگاه‌ فرودست و در حوضه‌ رود دجله در سوی‌ باختری‌ بواسطه وجود چندین رود کـوچک و بـزرگ از جمله‌ رودهای زاب کوچک و سیروان‌ در‌ جایگاه فرادست قرار دارد.(مختاری،حسین،عبدی،عظاا..،1384: 196)

لذا با‌ توجه‌ به این‌ مسائل‌ لازم‌ اسـت‌ کـه ایـران در سیاست خارجی خود‌ به‌ این موارد توجه کافی داشته‌ و از تأثیرات مثبت و منفی آنها بر‌ مـنافع‌ مـلی خـود به نحو احسن استفاده نماید.

 

1-نگاهی به مفهوم شناسی هیدروپلیتیک

با توجه به این مسائل بررسی بحرانهای ناشی از کمبود مـنابع آب بـه صورت یکی از مباحث مورد تـوجه در جـغرافیای سیاسی درآمده است و شاخه‌ای از علم جغرافیای سیاسی‌ که‌ به بررسی این موضوع می‌پردازد،هیدروپلیتیک نامیده می‌شود.به بیان دیگر هیدروپلیتیک از جمله زیرمجموعه‌های علم جغرافیای سیاسی می‌باشد که به بررسی نقش آب در رفتارهای سیاسی بـا مقیاسهای مـختلف می‌پردازد. نوع‌ برهمکنش میان ملت‌ها در بهره‌برداری از این منابع آبی مشترک،طیف گسترده‌ای‌ از‌ سازگاری‌ و همکاری‌ کامل تا ناسازگاری و جنگ را دربرمی‌گیرد.با توجه به‌ مصرف فزاینده آب در اینده و افـزایش مـصرف کشورهای‌ فرادست رود در بهره‌برداری از این منابع،شاهد فزونی مشاجرات هیدرو پلیتیک میان‌ ملت‌ها‌ هستیم. با‌ توجه به این واقعیت برخی ژئو پلیتیسین‌ها سده کنونی را سده هیدرو پلتیک‌ می‌دانند و بر این باورند ‌‌که‌ اغلب درگـیریها و جـنگ‌های منطقه‌ای در جهان به دلیل‌ بحران برآمده از کمبود آب‌ خواهد‌ بود(کاویانی‌ 1384:339-338).

مجتهدزاده معتقد است‌ که‌ هیدروپلیتیک به مطالعه اثر تصمیم‌گیریهای مربوط به استفاده از آب در شکل‌گیریهای سیاسی در روابط میان کشورها با یکدیگر با روابط میان دولتها و مردم حتی در یک کشور می‌پردازد. کمبود آب‌ یا‌ اجازه‌ عـبور آب از مـرزهای بین‌المللی به‌ گـونه‌ای‌ روزافزون‌ در روابط سیاسی دولتها و ملتهای خود و روابط کشورها بایکدیگر اثر می‌گذارد(مجتهدزاده،1381:131).

نود درصد مردم  دنیا در کشورهای زندگی می کنند که دارای منابع آب مشترک با کشورهای دیگر  هستند. این وابستگی متقابل ممکن است باعث همکاری و صلح و یا مناقشه و تنش  سیاسی بین  کشورها شود. بیشتر منابع مشترک آب با مسالمت و از طریق مهندسی و دیپلماسی فرامرزی اداره می شود. در 50 سال گذشته 37 مورد خشونت بین کشورها بر سر آب گزارش شده  است که همه انها به جز 7 مورد  به خاورمیانه مربوط می شد. چرا که کمی آب مشکلی حاد در خاورمیانه  است،(ببران و هنر بخش،1387:194)

کوین واتکینز از محققان سازمان ملل متحد چنین بیان می دارد:« اداره آبهای مشترک می تواند عاملی برای صلح یا مناقشه باشد، لذا این صحنه سیاسی است که تصمیم خوخاهد گرفت کدام مسیر برگزیده شود در این راستا   گزارش های  توسعه انسانی سازمان ملل    درباره اداره مطلوب منابع آبی بر دو هدف عمده تاکید می کند

1-جایگزین کردن اقدام  یک جانبه با همکاری چند جانبه و اولیتت  دادن به مسائل توسعه انسانی

2- عدم قدرت نمایی  و بازیهای سیاسی(،(ببران و هنر بخش،همان195)

 

1-شاخص های تعیین بحران آب

شاخص هاو مدل های متعددی برای سنجش میزان بحران آب کشورها به کار گرفته می شود،که در میان آنها سه شاخص  زیر از معتبرترین شاخص هایی است که همواره مورد استناد قرار می گیرد(احسانی، مهرزادو خالدی،هومن،1382 :4)

الف-شاخص فالکن مارک[1]

ب-شاخص سازمان ملل[2]

ج- شاخص موسسه بین المللی مدیریت آب[3]

1-1-        شاخص فالکن مارک

این دانشمند سوئدی در مطالعات خود بحران  آب را بر اساس مقدار سرانه منابع اب تجدید پذیر سالیانه هر کشور تعریف کرده است.فالکن مارک سرانه آب 1700 متر مکعب آب  سرانه  در سال را به عنوان شاخص کمبود معرفی کرده است.. بر این اساس کشورهای که دارای سرانه منابع اب تجدید پذیر  بیش از1700 متر مکعب هستند، مشکل بحران اب ندارند و کشورهایی که دارای سرانه آب تجدید پذیر بین 1000 تا 1700 متر مکعب هستند جزء کشورهای با تنش ابی محسوب می گردند و کشورهای که دارای سرانه اب تجدید پذیر کمتر از 1000 متر مکعب در سال هستند جزء کشورهایی با کمبود می باشند.قابل  ذکر است که سرانه آب کمتر از 500 متر مکعب در سال، فشار بسیار شدیدی به  کشورها تحمیل می کند.

1-2-       شاخص سازمان ملل

کمیسیون توسعه پایدار سازمان ملل در تعیین شاخص های بحران آب از معیار دیگری استفاده نموده  است. این کمیسیون، میزان درصد برداشت از منابع آب تجدید پذیر  هر کشور را به عنوان  شاخص اندازه گیری بحران آب معرفی کرده است. براساس شاخص سازمان ملل، هر گاه میزان برداشت آب یک کشور بیشتر از 40 درصد کل منابع آب تجدید پذیر آن باشد، این کشور  با بحران شدید آب مواجه بوده و اگر این مقدار در حد فاصل20 تا 40 درصد باشد، بحران در وضعیت متوسز و چنانچه این شاخص بین 10 تا 20 درصد باشد، بحران در حد معتدل و برای مقادیر کمتر از ده درصد، این کشور بودن بحران آب  یا بحران کم آب  است.

1-3-شاخص موسسه بین المللی مدیریت آب

موسسه بین المللی مدیریت آب برای بررسی وضعیت منابع آب ، دو عامل (IIWMII) و (IIWMI2)را هم زمان مورد استفاده  قرار می دهد. عامل اول درصد برداشت ککنونی نسبت به کل منابع آب سالانه می باشد و عامل دوم درصد میزان برداشت اب در آینده نسبت به برداشت آب در حال حاضر می باشد.(ببران،همان197)

با توجه به شاخص های فوق از یک سو و تحقیقات و پیش بینی های بانک جهانی و سازمان ملل مبنی بر اینکه تا سال 2025 میلادی، دو سوم جمعیت جهان دچار کمبود آب خواهند شد. و در نتیجه این امر، آنچه مسلم ،احتمال  تنش های داخلی  و منطقه ای  افزایش خواهد یافت .

بحران آب در ایران

 جمهوری اسلامی ایران از نظر اقلیم جغرافیایی نمیه خشک و جزء مناطق کم آب جهان محسوب می شود. افزایش  جمعیت در طی 50 سال گذشته، سرانه مصرفی  آب  شیرین ایران  را بسیار کاهش داده است. کاهش سرانه آب  و افزایش جمعیت و نیاز به تولید موا غذایی کنترل آبهای سطحی به خصوص رودخانه های مرزی و یا حوزه ای مشترک بین  ایران و  کشورهای همسایه را ضروری نموده است .ارزش آب شیرین حتی از منابع فسیلی  بیشتر بوده زیرا آب شیرین، تنها ماده ای  است که از حیطه تولید انسان خارج است(پاک نژاد،حمید رضا وعزت اله عزتی،1390:34)

امروزه با شدت گرفتن  موضوع بحران آب  کارشناسان و ضاحب نظران به این مهم تاکید می کنند که  هر بحرانی ک درآب  ایجاد شود،-فراتر از چالش های اقتصادی آن- بحرانی است که در تمدن ما ایجاد  می شود و در زیر بنناهای تمدنی مان به وجود می آید...لذا بحران  آب بویژه در ایران بحرانی است  که تمدن ایرانی اسلامی ما را تهدید می کند و اگر توجه کافی بدان نشودممکن  است متحمل زیان های جبران ناپذیری شویم کما اینکه  در موضوع دریاچه ارومیه نیز گفته می شود اگر موفق نشوند که شوری را در آنجا کنترل کنند وطوفا شن به وجود آیدامکان دارد به تخلیه شهرهای اطراف منجر شود واین یعنی زیان های هنگفت به تمدن ایران(نوری نائینی،1394: 1)

اهمیت رودهای مرزی

کمبود آب یک پدیده در حال گسترش جهانی‌ است،برخی‌ علتهای‌ تخلیه منابع آبی و کمبودآب را می‌توان رشد جـمعیت،افزایش فـعالیتهای اقتصادی،تغییر الگوی مصرف آب‌ در‌ اثرشهرنشینی،نیاز‌ روزافزون به تولید محصولات کشاورزی و...دانست.(مختاری هشی،قادری،1387:45)

در‌ این‌ پژوهش ابتدا‌ نگرش‌ ایران‌ و کشورهای منطقه بـه مسأله آب و سپس پیشینه مذاکرات دوجانبه یا چند جانبه با  کشورهای ذینفع را در مورد هر یک از رودها بررسی خواهیم کرد.پس از آن به مـقررات حـقوق بین الملل اشاره خواهد شد.آن‌ گـاه مفاد موافقتنامه منعقده بـین دو کـشور در مورد استفاده از آب رودخانه‌های مرزی مـورخ دسـامبر 1975 را بررسی خواهیم نمود.بالاخره تحت عنوان‌"سخن پایانی‌"راهکارهایی را برای مذاکره با کشورهای همسایه‌ پیشنهاد‌ خـواهیم کرد.

اصول حاکم بر استقاده از آبهای مشترک

عدم شفافیت و فقدان قواعد‌ و اصول پذیرفته شده در حقوق بین الملل در خصوص‌ استفاده از آب‌های فرامرزی و مشترک بین چند کشور،باعث‌ اخـتلاف‌ نـظر‌ میان کشورها شده است.در همین راستا برخی کشورها با استناد بر اصل‌ حاکمیت‌ مطلق هر کشور بر منابع طبیعی موجود در قلمرو خود،این اصل را بر منابع آب و از‌ جمله‌ رودهایی‌ که از این‌ کشورها به سـوی دیـگر کشورهای پایین‌سدت جریان دارد نیز تسری‌ می‌دهند.در‌ صورتی‌ که‌ دیگر کشورها به ویژه کشورهای پایین دست،اصل مالکیت بر آب را رد کرده و بر‌ اصل‌ حاکمیت‌ مشاع یا حاکمیت سـرزمینی مـحدود در مورد منابع آبی مشترک تـاکید مـی‌کنند و معتقدند که‌ استفاده‌ کشورهای بالادست از منابع آب رودهای فرامرزی خود نباید باعث ضرر و زیان به‌ کشورهای‌ پایین‌ دست گردد.در مجموع می‌توان گفت که فراگیرترین مقرراتی کـه تـا کنون در مورد رودهای‌ بین‌ المـللی‌ وجـود داشته مقررات هلسینکی(1966)است که مورد توافق همه کشورها قرار گرفته است ولی این‌ مقررات،قواعد‌ کلی‌ و تفسیرپذیری بیش نیستند.به موجب این‌ مقررات آب‌های مشترک بایستی‌"منصفانه‌"و بر اساس جمعیت و امکانات کشاورزی‌ میان‌ کشورهای‌ ذی نفع تقسیم شـوند؛قبل از اجـرای هر طرحی بر آب‌های مشترک بایستی‌ به‌سایر کشورهای‌ ذی نفع اطلاع داده شود؛اطلاعات حوزه باید مبادله گردد؛مسائل و مشکلات مربوط به تقسیم آب بایستی‌ از‌ طریق‌ مسالمت‌آمیز و بر اساس قوانین و مقررات‌ سازمان ملل حل و فص شوند.(فغانی،1378 :72)

 

نگرش ایـران و عراق به مسأله آب

عراق هـیچ رودخـانه‌ای نـدارد که از داخل خـاک آن کـشور سرچشمه گرفته باشد.رودخانه هـایی کـه وارد عراق می‌شوند،از ایران و ترکیه‌ سرچشمه‌ می‌گیرند.بااینحال عراق بیشترین ادعاها و اعتراضات را به ترکیه و ایران داشـته و دارد.از خـاک ترکیه رودهای دجله و فرات سرچشمه گـرفته و وارد‌ خـاک عراق مـی‌شوند.از آنـجا کـه‌ سرچشمه‌ دجله و فرات در خـاک ترکیه است،این کشور کنترل میزان آبی را که وارد عراق می‌شود،در دست دارد.از ایران رودخانه‌های زیادی وارد اروندرود یـا‌ خـاک‌ عراق شده که مهمترین‌ آن‌ها‌ عـبارتند از:

1-رود کـارون: رود کـارون بـه رود«دز»پیـوسته و مهمترین رود ایران از نـظر حـجم آب است که به اروندرود می‌ریزد و از این نظر،با هریک از رودخانه‌های دجله و فرات‌ قابل مقایسه می‌باشد.رود کارون در هر ثانیه بـه‌طور مـتوسط 750 مـتر مکعب آب را به اروندرود می‌ریزد.آب رودخانه کارون بـه قـدری زیـاد اسـت کـه ایـن رودخانه به طول 100 کیلومتر از مصب‌ خود،قابل‌ کشتیرانی است‌ و تنها رودخانه قابل کشتیرانی ایران است(یونسکو،1342: 57)

2-رود کرخه:این رودخانه زمانی به شکل مستقل به خلیج‌ فارس می‌ریخت ولی هم‌اکنون در نزدیکی سـوسنگرد متوجه مغرب شده و به‌ رود‌ دجله می‌ریزد.3-رودخانه‌های زاب بزرگ،زاب کوچک و دیاله نیز به دجله می‌ریزند.زاب بزرگ در جنوب موصل،زاب کوچک در ‌‌نزدیک‌ تکریت و دیاله در بغداد به دجله می‌ریزند .(1963:623 Encyclopedia Americana,) زاب کوچک‌ در‌ ایران‌ به رود سردشت معروف اسـت.4-رودخانه‌های کـبور، سیروان و الوند نیز از خاک ایران سرچشمه گرفته‌ و به دجله می‌ریزند.

به‌طور کلی در مرزهای ایران و عراق 36 رودخانه‌ جریان دارد(وزارت امور خارجه‌ ایران،‌ 1355:5).در جدول شماره 1 ویژگی‌های برخی از رودخانه‌های مرزی ایران و عراق آمده اسـت.به طـوری که در جدول مشاهده می‌شود اکثر این رودخانه از کوههای واقع در دو استان ایرانی همجوار‌ با عراق یعنی کرمانشاه و ایلام سرچشمه گرفته و وارد عراق می‌شوند.

 

 

برخی ویژگی‌های رودخانه‌های مـرزی ایـران و عراق[4](جدول شماره 1)

ردیف

نام رود

موقعیت جغرافیایی

طول رود در ایران(کیلومتر)

مرزمشترک ایران

و عراق(کیلومتر)

1

زاب کوجک

آذربایجان غربی

155

45

2

قزلجه سو

کردستان

28

15

3

کنگاگوش

کرمانشاه

79

75

4

الوند

کرمانشاه

117

55

5

قوره تو

کرمانشاه

45

34

6

زیمکان

کرمانشاه

10

-

7

سیروان

کرمانشاه

95

42

8

چنگوله

ایلام

83

 

9

تلخاب

ایلام

50

4

10

کنجان چم

ایلام

69

205

11

دویزج

ایلام

202

25

12

میمه

 ایلام

161

25

 

عراق را از نظر جغرافیایی می‌توان به دو قسمت تقسیم کرد.عراق سبز،که‌ شرق‌ این کشور را دربرمی‌گیردو سرسبزی آن مدیون رودخانه‌هایی است کـه از ایـران سرچشمه گرفته و وارد خاک آن کـشور مـی‌شوند.دیگری عراق خشک،که غرب کشور را شامل می‌شود.این قسمت در‌ مجاورت‌ مرزهای سوریه،اردن و عربستان سعودی واقع شده است و کویر و بیابان آن را پوشانیده است.گرد و غباری که در سال 2009 ایران را فرا گرفت،از این قسمت بلند‌ شده‌ بود.در طـی سـالیان،به علت افزایش‌ جمعیت،گسترش‌ شهرها‌ و توسعه کشاورزی میزان مصرف آب در عراق افزایش یافته است.

اصولا ایران خود با‌ کمبود‌ آب‌ روبرو‌ است.ایران‌ بـه دلیل قرار‌ گرفتن‌ در کمربند بیابانی،یکی از مناطق خشک خاورمیانه است.متوسط بارندگی سالانه در ایران حدود 250 تا 300‌ میلیمتر‌ و یا به عـبارتی کـمتر از یـک سوم‌ متوسط‌ بارندگی‌ سالیانه‌ کره‌ زمین(860‌ میلیمتر)است.بااینحال ایران هرگز سیاست تـرکیه را در قـبال عراق در پیش نگرفته است.ترکیه حاکمیت بر منابع آب رودخانه‌های دجله و فرات را حق خود می‌داند1.این کشور معتقد‌ اسـت کـه آب یـک منبع بالای رودخانه است و استفاده‌کنندگان پایین رود نمی‌توانند بگویند که دولت ترکیه از منبع خـود چـگونه اسـتفاده کند،همان‌طور که نفت یک منبع متعلق به سرچشمه‌ آن‌ در بسیاری از کشورهای عرب است و دولت تـرکیه بـه آنـها نمی‌گوید که چگونه از آن استفاده کنند(ایزدی، 1372:69)

.ترکیه در هنگام جنگ خلیج فارس در 91-1990 اعلام کرد ممکن‌ اسـت‌ بـرای وادار کردن دولت عراق به خروج نیروهایش از کویت آب رودخانه‌های دجله و فرات را قطع کند.قبل از آن نیز تـرکیه تـهدید‌ کـرده‌ بود که اگر کشورهایی که‌ به‌ کردها کمک می‌کنند،کمک خود را متوقف نکنند،آب رودخانه فـرات را بـر روی آنها خواهد بست(جعفری‌ولدانی،1382: 39).

ویژگیهای رودهای پرآب مرزی‌ ایران‌ و عراق جدول شماره2

ردیف

نام رود

حوزه جغرافیایی

طول

کیلومتر

شیب

 به درصد

مسیر کلی

ریزابه

میانگین بدهی سالانه به میلون متر مکعب

میانگین بارندگی سالانه به میلی‌متر

وسعت حوضه آبگیر به کیلومتر مربع

1

زیمکان

لرستان و کرمانشاه

160

1

شمال غربی

سردربندخان

18

5

2400

 

2

چنگوله

ایلام

84

1

جنوب غربی

دجله

.

.

1200

 

3

سیروان

کردستان و کرمانشاه

100

غربی

دیاله

.

.

1100

 

4

زاب کوچک

آذربایجان غربی

180

4/1

جنوب شرقی

زاب کوچک

1

.

280

 

5

کنجان چم

 ایلام

90

8/1

جنوب

غربی

 

.

.

2400

 

 

 

در حالیکه ایران هیچگاه قائل به حاکمیت‌ مطلق خـود بـر آب رودخانه‌هایی را که از خاک خود سرچشمه‌ گرفته‌ و وارد عراق یا اروندرود می‌شود،نبوده و در هیچ زمانی تهدید به قطع جـریان آب رودخـانه‌های خود به ‌‌خاک‌ عراق نکرده است.از سوی دیگر ایران می‌توانست در مقابل عـراق هـمان سیاست افغانستان‌ نسبت‌ به‌ ایران را در پیش گـیرد،اما بـه چـنین سیاستی نیز متوسل نشده است.افغانستان از میزان آبـ‌ وارده هـیرمند به ایران کاسته و در برخی سال‌ها آن را به‌طور کلی‌ قطع کرده است.افغانستان حتی‌ به‌ مـوافقتنامه سـال 1973 که میزان آب وارده به ایران را تـعیین کـرده،پای‌بند نبوده است‌1.

ایـران بـرخلاف تـرکیه و افغانستان در مورد رودخانه‌های مرزی،اقدامی که مـغایر بـا مقررات حقوق بین الملل باشد،و‌ یا در تناقض با موافقتنامه 1975 مربوط به اسـتفاده از آب رودخـانه،آب رودخانه هیرمند از نظر آبیاری برای سـیستان وبلوچستان ایران بسیارحـایز اهـمیت است.افغانستان با احداث سد بـر‌ رویـ‌ این رودخانه و انحراف مسیر آن،از میزان آب وارده به ایران کاسته و در برخی ازسال‌ها آن را به‌ طور کـلی قـطع کرده است.این مسأله از قرن نـوزدهم تـاکنون هـمواره‌ در‌ مناسبات بین دو کـشور مـطرح بوده است.افغانستان با قـطع آب رودخـانه هیرمند،استان سیستان وبلوچستان ایران راکه زمانی انبارغله شرق به شمار می‌رفت،به سرزمین نـیم‌خشکیده‌ای تـبدیل کرده‌ است.

در چنین وضعیتی آنچه که در حال حاضر در مورد رودهای مرزی ایران و عراق حاکم است، موافقتنامه منعقده بین  دو کشور در مورد استفاده  از آب در سال 1975 بر پایه حقوق بین الملل می باشد که البته در آن ایران با پافشاری و اعتقاد براین امر که کلیه اختلافات دو کشور به طور یکپارچه  ویکاسه[5] حل و فصل شود،موجب شد

تمام‌ مسائل‌ مورد اختلاف‌ مورد‌ مذاکره‌ قرار گرفت و تمام آن‌ها بموجب‌ موافقتنامه‌هایی‌ که بین دو کشور به امضاء رسید و از تصویب مراجع ذی‌ صـلاح‌ دو کشور گذشت،حل و فصل شد.در‌ این سال یک عهدنامه،یک‌ الحاقیه،3‌ پروتکل،و 4 موافقتنامه بین دو‌ کشور‌ به امضاء رسید.[6]

بر اساس  تحلیل کلی از موافقتنامه فی مابین ایران و عراق، آنچه که مشهوده،ایران در‌ ایـن‌ موافقت نامه بسیار بذل و بخشش نموده اسـت.زیرا حـقوق بـین المـلل در مـورد‌ تقسیم‌ آب‌ رودخـانه‌ها بـر اصول منصفانه و عادلانه بودن تاکید دارد(ضیایی‌بیگدلی،1379:335).

با توجه به اینکه وسعت ایران 4 برابر‌ عراق‌ و جمعیت آن بیش از 3 بـرابر عـراق اسـت و از سوی‌ دیگر‌ میانگین بارندگی در ایران یک سـوم عـراق اسـت،بنابراین اصـل انـصاف و عـدالت در تقسیم آب این‌ رودخانه‌ها‌ در نظر گرفته نشده است.زیرا با توجه به این مساله باید سهم‌ ایران‌ از آب این رودخانه‌ها حد اقل 3 برابر‌ عراق‌ باشد.

این نحوه تقسیم آب عملا در مورد‌ رود‌ هـیرمند اعمال شده است.بموجب رای مورخ 10 آوریل 1905 مک ماهون یک سوم‌ آبدهی‌ این آبراه یعنی 45 متر‌ مکعب‌ در ثانیه‌ به‌ ایران‌ اختصاص یافت.بااینحال افغانستان این میزان آب‌ را‌ هم مراعات نکرد.تا اینکه بموجب مـوافقتنامه تـقسیم آب هیرمند در 13 مارس‌ 1973،میزان‌ سهم ایران 22 متر مکعب در‌ ثانیه در نظر گرفته‌ شد‌ که نصف میزان آبی بود‌ که‌ مک ماهون برای ایران در نظر گرفته بود(فخاری،1371:74).

در این شرایط در راستای تامین منافع ملی در قالب بهره برداری منصفانه و عادلانه  از منابع آبی کشور از حوزه رودخانه های مرزی  جهت رفع بحران کم آبی در بخش مرکزی کشور،آنچه مسلم با توجه به اینکه این موافقتنامه فقط ناظر به امر کشاورزی بوده  و ذکری از مسایل دیگر‌ مانند،ماهیگیری،تخلیه‌ فصولات صنعتی،کشاورزی و خانگی به رودخانه‌ها‌ و سدسازی‌ و دیواره‌سازی‌ به مـنظور تـنظیم‌ و سامان‌دهی آب بمیان نیامده، می توانند ضمن مذاکره در مورد مسائل فوق، با احداث سدها  در جهت استفاده حداکثری از آب و مهار و مبارزه با آثار زیانبار رودخانه های مرزی به هنگام سیل و تغیان رودها،مقررات. مشترکی نیز در این زمینه ها تدوین و اجرایی کنند. تا ضمن تامین آب در زمان بارش،زمینه را برای استفاده دو کشور در فصول کم ابی مهیا نمایند.لذا احداث سد و ذخیره سازی آب بهترین چاره در این گونه  موارد است.

استفاده دیگر‌ از رودهای مرزی،تولید برق از نیروی آب است.در خاورمیانه تنها دو قرارداد در این مورد به امضاء‌ رسیده که یـکی مربوط به رود یرموک بین سوریه و اردن‌ و دیگری‌ مربوط به رود ارس میان ایران و روسیه است.براساس قرارداد 1957،ایران و شوروی موافقت خود را با ‌‌ایجاد‌ تاسیسات هیدرولیکی بر روی رود ارس اعلام کردند.این تاسیسات در سال 1963 آغاز‌ و در‌ سال 1971 به پایـان رسـید.این تاسیسات 4400 کیلو وات برق تولید می‌کند که به‌طور مساوی‌ بین دو کشور تقسیم می‌شود(هوشنگ مهدوی،1375:325).

به طوری که گفته شد در موافقتنامه‌ بسته‌شده میان ایران و عراق‌ هیچیک از این مسایل مطرح نشده است.تنها در ماده 3 بـه‌طور مـبهم و خیلی کلی فقط به طرح‌های مشترک دو کشور و ایجاد تاسیسات اشاره شده است که احتمالا منظور همان‌ تاسیسات مربوط به اندازه گیری آب است.

رود هیرمند:

رود هیرمند‌ به عنوان بزرگترین رود فلات ایران و کشور افـغانستان مـی‌باشد، گسترش حوضهء رودخانه هیرمند‌ در‌ فضای‌ سرزمینی دو کشور ایران و افغانستان و قرار گرفتن بخشی از مسیر آن به عنوان مرز‌ دو‌ کشور باعث شده تا

/ 0 نظر / 240 بازدید