ریشه‌های حمایت آمریکا از بنیادگرایی وهابیون



آغاز وهابیت

* چه دلیلی باعث موضع وحشیانه وهابیون نسبت به شیعیان می شود؟

ایدئولوژی وهابیت به دلایلی چند، منافع آمریکا را تأمین می کند. درک سنتی و قدیمی پیروان آن از جامعه باعث می شود که هرگونه تغییری در جهت پیشرفت های اجتماعی را رد کنند. بنابراین آن ها به خوبی برای این که جنبش های جامعه گرایی، سکولار یا ملی گرایی را از سر راه بردارند، آمادگی دارند؛ چرا که سیاست استقلال طلبانه این جنبش ها تهدیدی برای برنامه ژئوپلتیک آمریکا محسوب می شود. گرچه قطعاً وهابیت نماینده اکثریت مسلمانان سنی محسوب نمی شود، مسلمانان وهابی افراطی هستند که باعث می شود موضع خشنی را نسبت به اسلام شیعیان داشته باشند.

* چه کشورهایی در منطقه هم پیمانان اصلی آمریکا هستند؟

بعد از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ که باعث سقوط رژیم ملی گرای سکولار صدام حسین شد، تأثیر ایران –کشوری با حاکمیت شیعه- بر این کشور بیشتر و باعث شد که تغییر مشخصی در قدرت به نفع مسلمانان شیعه در این منطقه ایجاد شود. به همین دلیل حضور شیعیان بیشتر و قدرتمندتر شد و آمریکا فعالیت هایی را در خاورمیانه در سال های اخیر آغاز کرده است که تقریباً همیشه منحصراً و مستقیماً علیه منافع شیعیان بوده است. آزادی تظاهرات شیعیان محروم در عراق، بحرین، یمن یا لبنان خلاف اراده آمریکا بوده است که هم پیمانان اصلی اش در منطقه (بعد از اسرائیل) را رژیم های سرکوبگر و گروه های تروریستی تشکیل می دهند.

در مورد سوریه، رئیس جمهور این کشور بشار اسد (یکی از متحدان ایران) و جامعه سوریان سکولار خصوصاً تنفرشان از افراطیان را اظهار می کنند. این واقعیت که اسد به اقلیت علوی تعلق دارد (گروهی افسانه ای و مذهبی و شاخه ای از اسلام شیعه) باعث می شود که او خشکه مقدسان وهابی را قبول نداشته باشد.

* بشار اسد از جمله علویان و مخالف وهابیون است

به تصویر کشیدن سوریه به عنوان کشوری که تحت حاکمیت علویان است قطعاً درست است. همان طور که «مهدی داریوش ناظم الرعایا» خاطرنشان کرد، در میان مقامات عالی رتبه سوریه که در حمله ای تروریستی در ۱۸ جولای ۲۰۱۲ کشته شدند، سنی ها و مسیحیانی هم در میان علوی ها می توان یافت.

*وهابیت اواسط قرن هجدهم پایه گذاری شد

بنابراین لازم است که پیشینه این دشمنان سکولاریسم، جامعه چندمذهبی و سیر تکامل آن را بررسی کنیم. وهابیون شامل شاخه ای از خشکه مقدسان اسلام سنی هستند و وهابیت، اواسط قرن هیجدهم، توسط «محمد ابن عبدالوهاب» متکلمی که برای جهاد و «تزکیه» اسلام تبلیغ می کرد، پایه گذاری شد. یکی از افرادی که الهام بخشش بود، «احمدبن حنبل» (۷۸۰-۸۵۵) بود که هرگونه مباحثه بین نخبگان را که باعث ایجاد اختلاف بین کلام خدا و تفسیر آن شود مردود می دانست.

* بی احترامی به شهرهای مقدس شیعیان از اعمال وهابیان تازه به حکومت رسیده بود

اگر «وهاب» با «محمدبن سعود» امیر «الدرعیه» و فرمانروای اولین کشور سعودی در ۱۷۴۴ پیمانی نمی بستند، امکان داشت او و عقایدش به تاریخ بپیوندند و فراموش شوند.

به گفته «رابرت دریفوس»، پیمان سعودی-وهابی: آغاز مبارزه ای برای کشتار و غارت در تمام عربستان بود، سپس در عسیر در جنوب عربستان و بخش هایی از یمن، و بالاخره در ریاض و حجاز. در سال ۱۸۰۲، به شهر مقدس شیعیان کربلا، واقع در عراق کنونی، حمله کردند و بیشتر جمعیت شهر را کشتند، حرم بنیان گذار مذهب شیعه را ویران کردند و اموال، سلاح ها، لباس، فرش، طلا، نقره و نسخه های گران قیمتی از قرآن را به غارت بردند.

* حتی مسیحیت و یهود هم باعث خدشه دار شدن اسلام خالص تشخیص داده شدند

(با تعریف آنان) به منظور حفظ ایمان «خالص»، تأثیرات فلسفه یونان، مسیحیت و یهودیت باید از بین می رفتند. نخبگان، هنرمندان، دانشمندان و فرمانروایان یکی بعد از دیگری دشمنانی اعلام می شدند که حق زنده ماندن نداشتند.

* چرا «آل سعود» کهن ترین شیوه زندگی را برگزید؟

این روند ادامه داشت بدون این که ذکری از این موضوع به میان بیاید که آموزه های اسلام و عقاید جاری در آن داشت به صورتی تعصب گرایانه دنبال می شد؛ در واقع، جنگ جویان وهابی برای ترویج قدیمی ترین شیوه زندگی که در فرهنگ عرب یافت می شد، می جنگیدند. در نیمه دوم قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا خاندان «آل سعود» را هم پیمانانی بالقوه و مفید در تلاش برای کسب نفوذ در خاورمیانه یافت.

* بریتانیا کمک بزرگی به حکومت «آل سعود» کرد

ریاض را سلاطین «عثمانی» در ۱۸۱۸ اشغال کردند. «آل سعود» در ۱۸۲۳ دوباره قدرت را به دست گرفت ولی منطقه زیر نفوذش فقط به مرکز عربستان سعودی یعنی منطقه مرکزی «نجد» محدود شده بود که به دومین کشور سعودی موسوم است. در ۱۸۹۹، بریتانیا به «آل سعود» کمک کرد تا پایگاهی را در کشور تحت الحمایه شان «کویت» تأسیس کنند تا دوباره «ریاض» را فتح کنند، آن هم در زمانی که سلسله «الرشید» که طرفدار عثمانیان بود در آن جا حکومت می کرد.

* بریتانیا عربستان و خلیج فارس را کانالی برای اتصال هند به سوئز می دانست

در اصل، انگیزه بریتانیای کبیر برای کسب نفوذ در خاورمیانه از این دیدشان نشأت می گرفت که عربستان و خلیج فارس «کانالی است که از طریق آن هند به سوئز وصل می شود، یعنی دو پشتیبان امپراتوری اش.» منابع عظیم نفتی در دهه ۱۹۳۰ کشف شدند.

* اولین کشوری که عربستان را به رسمیت شناخت بریتانیا بود

بریتانیای کبیر اولین کشوری بود که عربستان سعودی جدید را به عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخت، کشوری که مرزهای کنونی اش را در ۱۹۳۲ تعیین کرد. «پیمان دوستی و درک متقابل بین حکومت پادشاهی بریتانیا و سلطان عربستان پیش از آن در سال ۱۹۲۷ امضا شده بود. الحاق اماکن مقدس مکه و مدینه به این حکومت پادشاهی که در سال ۱۹۲۴ از طریق فتح نظامی آن ها انجام شد قطعاً به تثبیت هرچه بیشتر حکومت مستبد «آل سعود» در جهان اسلام کمک کرد.

* آمریکایی ها از وهابیت حمایت می کردند چون در مقابل مخالفان برنامه های آن ها قد علم می کرد

منافع آمریکا در عربستان سعودی با رشد بالایی در همان دوران روبرو شد و معاهده ای با شرکت ملی نفت استاندارد عربستان کالیفرنیا در ۱۹۳۲ بسته شد. این اولین توافق نامه ای بود که برای همکاری با شرکت نفتی غربی بسته می شد. در سال ها و دهه های پس از آن، درآمد روبه افزایش صنعت نفت عربستان را قادر به تأسیس نهادهای مذهبی در سراسر جهان و تبلیغ برداشتی افراطی از اسلام کرد. سیل دلارهای نفتی برای برگزیدگان سعودی اهمیت ویژه ای داشت زیرا آن ها شیوه زندگی تجملاتی را برگزیده بودند و هم زمان پیمانشان را با بنیان وهابیت حفظ کرده بودند. آن ها همچنین روابط شان به مقامات آمریکا را که هم به نفت سعودی و هم به اسلام تندرو روی خوش نشان می دادند، حفظ کردند، البته در صورتی از این دو حمایت می کردند که در مقابل کسانی بایستد که مخالف پیشرفت برنامه ژئوپولتیکی آمریکا بودند.

به گفته «آلکس آلکسیوف»، کارشناس «ضدتروریستی» آمریکایی، «کمک های خارجی» که پادشاهان بر روی آن سرمایه گذاری می کردند عظیم و زیاد بود (گرچه او دخالت آمریکا در ترویج وهابیان تروریست را خاطرنشان نمی کند):

* کمک های خارجی به عربستان مشتمل بر ارقام نجومی است

بین سال های ۱۹۷۵ و ۱۹۸۷، عربستان سعودی اقرار کرد که ۴۸ میلیارد به طور کلی، یا ۴ میلیارد دلار در سال از «کمک های توسعه خارجی» خرج کرده است، رقمی که تا پایان سال ۲۰۰۲ رشدی معادل ۷۰ میلیارد دلار داشت (۲۸۱ میلیارد ریال سعودی). گزارش شده است که این ارقام برای کمک به عربستان سعودی بوده است و تقریباً به طور قطعی شامل کمک های خصوصی نمی شود که صندوق های خیرخواهانه تحت کنترل دولت توزیع می کردند. چنین ارقام حیرت آوری به روشنی با ۵ میلیون دلاری که در حساب های بانکی تروریست ها است که عربستان ادعا می کند که از زمان حادثه یازده سپتامبر بلوکه کرده در تضاد است.

* روابط آمریکا-عربستان بر اساس منافع مشترک انرژی و مبارزه با کمونیسم بوده

گزارشی که دفتر محاسبات دولت آمریکا در سپتامبر ۲۰۰۹ منتشر کرد به سابقه تاریخی روابط آمریکا-عربستان سعودی اشاره می کند:

روابط آمریکا-عربستان سعودی زمینه تاریخی طولانی مدتی دارد. دولت آمریکا و عربستان سعودی از زمان بنیان گذاری عربستان سعودی جدید و در تمام طول مدت جنگ سرد، روابطی بر اساس منافع مشترک داشتند و این منافع عبارت بود از تولید انرژی و مبارزه با کمونیستم. مثلاً، هم عربستان سعودی و هم آمریکا از حامیان اصلی مبارزه مجاهدین افغانستان علیه تهاجم شوروی در سال ۱۹۷۹ شدند.آن ایدئولوژی قدیمی که عربستان حامی اش بود، انگیزه ای شد برای هزاران جوان آشفته ذهن تا طی دهه ۱۹۸۰ در پاکستان آموزش هایی ببینند و از آنجا برای کشتن روس ها به افغانستان گسیل شوند.

* به عقیده آمریکا پایان یافتن جنگ سرد مهم تر از ظهور طالبان بود

زبیگنیف برژینسکی مشاور سابق امنیت ملی رئیس جمهور وقت، کارتر و استراتژیست ژئوپلتیکی، در مصاحبه مشهوری از سال ۱۹۹۸، آشکارا پذیرفت که هدف پنهان ورود آمریکا به جنگ بین نیروهای شوروی و مجاهدین افغانستان (۱۹۸۸-۱۹۷۹) این بود که «آمریکا جنگ ویتنامش را به اتحاد جماهیر شوروی دهد». او همچنین پذیرفت که حمایت مخفیانه آمریکا از مبارزان اسلامی در افغانستان شش ماه پیش از تجاوز شوروی به خاک افغانستان آغاز شده بود تا به این وسیله افغانستان را تله ای برای شوروی کنند که در نهایت به سقوطش بینجامد. با توجه به گفته های آقای برژینسکی، لازم نیست از هیچ کدام از این کرده ها پشیمان باشیم، حتی از اینکه آمریکا با اسلام افراط گرا متحد شد: «چه چیزی برای تاریخ دنیا بیشترین اهمیت را دارد؟ طالبان، یا سقوط امپراتوری شوروی؟ چند مسلمان برآشفته یا آزادی اروپای مرکزی و انتهای جنگ سرد؟»

* آموزش مجاهدین با کمک پاکستان و حمایت مالی عربستان صورت می گرفت





علاوه بر این، رژیم پیشین پاکستان تحت رهبری ژنرال «ضیاءالحق» که برنامه سیاسی اش «اسلامی کردن» کشور بود، در زمینه آموزش مبارزان اسلامی، از متحدان اصلی آمریکا به شمار می رفت. این آموزش ها با همکاری نزدیک سازمان سیا و سازمان اطلاعات پاکستان (آی اس آی) صورت می گرفت. تعلیمات ایدئولوژیکی کسانی که قرار بود علیه شوروی بجنگند نیز در مدرسه های مذهبی پاکستان، مدارس اسلام وهابی رادیکال)، صورت می گرفت و بودجه مالی آن را نیز عربستان سعودی تأمین می کرد. مقامات آمریکایی حمایت خود از مجاهدین را با تغییر نام آنها به مبارزان آزادی توجیه می کردند، اما متحدان اسلامی شان اصراری بر این امر نداشتند و برنامه هایی که برای افغانستان داشتند را آشکارتر بروز می دادند. نمونه آن نیز اظهارات رئیس وقت سازمان اطلاعات پاکستان «اختر عبدالرحمان شاهد» بود که به شکلی کاملاً غیردیپلماتیک گفته بود: «کابل باید در آتش بسوزد! کابل باید در آتش بسوزد!»

* آمریکا به هدفش رسید و افغانستان نگون بخت شد

برژینسکی به هدف خود رسید اما سرنوشت افغانستان دیگر برای همگان آشکار است: چندین دهه جنگ داخلی، خشونت و وحشی گری، بی سوادی، بدترین تجاوز ممکن به حقوق زنان، فقر و خشونت های فرقه ای شدید. آلودگی هایی که در نتیجه اورانیوم مصرف شده ایجاد شد که دیگر گفتن ندارد، کمپین بمباران آمریکا از اکتبر سال ۲۰۰۱ که باعث افزایش سریع در نرخ سرطان و مرگ و میر مردم شد.

آمریکا و عربستان سعودی علیه سوریه سکولار

* مداخله آمریکا در بحران سوریه به قصد منزوی کردن ایران و ضربه زدن به روسیه است

بسیاری از سناریوهای دیگری که تروریسم تحت حمایت سازمان سیا/عربستان پشت آن بود نیز در سال های پس از سقوط شوروی (مثلاً در چچن، بوسنی، لیبی و غیره) به وقوع پیوست. اخیراً نیز جامعه چندقومی و چندفرقه ای سوریه مورد تهاجم همین نیروها و همچنین رژیم های ارتجاعی شورای همکاری خلیج فارس و ترکیه قرار گرفته است. در اینجا نیز مانند جنگ افغانستان، مداخله آمریکا در بحران سوریه به قصد منزوی کردن ایران و با هدف ضربه زدن به روسیه صورت گرفته است. افراط گرایان وهابی نیز همین هدف را دنبال می کنند، همچنان که پدرانشان در قرن هجدهم کردند و با تمامی اشکال اسلام به مبارزه پرداختند.

* وهابیون افراطی به دلیل مخالفت با آراء مفتی اعظم سوریه او را کشتند

آیا به همین دلیل بود که شورشیان کوچک ترین پسر بلندپایه ترین مقام اسلامی سوریه، مفتی اعظم «احمد بدرالدین حسون» را کشتند؟ در واقع، موضع مفتی اعظم با افراط گرایی شدید وهابیت سازگاری نبود و این تضاد در مصاحبه سال گذشته با «اشپیگل» هم آشکارا نشان داده شد: «من خودم را مفتی اعظم همه ۲۳ میلیون سوری،و نه همه مسلمانان می دانم، اما من مفتی مسیحیان و حتی ملحدان نیز هستم. من مرد گفتگو هستم. کسی چه می داند، شاید روزی کسی که منکر وجود خداست استدلال هایی بیاورد که از استدلال های من بهتر باشد و من هم دست از اعتقادم بکشم. اگر هم به موضع سیاسی مخالفان حکومت علاقه مند شوم، به آن ها خواهم پیوست.

* بسیاری از سوری ها به دلیل مرگ پسر مفتی اعظم داغدار شدند

مضاف بر این، بد نیست به چند رویدادی اشاره کنیم که در روزی که این مصاحبه صورت می گرفت، اتفاق افتاد: «غروب، مفتی اعظم ملاقات های دیگری داشت؛ ملاقات هایی داشت با خانواده های مسیحی و مسلمان که برای تسلیت گفتن به او آمده بودند. شب که شد، باید بار دیگر همسرش را دلداری می داد که به دلیل مرگ «سریه» به شدت داغدار بود. او کوچک ترین پسر از پنج پسر این خانواده بود، و تنها پسری که هنوز در خانه و با آن ها زندگی می کرد. هم کلاسی های «سریه»، چهار هفته پس از مرگ او، سر قبرش شب زنده داری داشتند و دعا می خواندند. آرامگاه این مرد جوان در حیاط مسجدی ساده است. شیخ حسون هر روز به این مکان مغموم سر می زند.»

* عربستان فرهنگ بمب گذاری انتحاری را در سوریه تقویت می کند

البته این تصویر هیچ سنخیتی با تصویری که رسانه های غربی از اسلام گرایان بنیادگرا به نمایش می گذارد ندارد. عربستان سعودی این فرهنگ را تقویت هم می کند و می توان از فیلم ویدئویی زننده ای که در وبگاه یوتیوب گذاشته شده هم همین نتیجه را گرفت. این فیلم موحش، پدری را در جده نشان می دهد که پسرش را می فروشد تا او را به عنوان بمب گذار انتحاری به سوریه ببرند. حتی اگر بخواهیم اعتبار و حقیقی بودن این فیلم را زیر سؤال ببریم هم باز نمی توانیم بمب گذاری های انتحاری سوریه را انکار کنیم.

نتیجه گیری

* اسلام گرایان افراطی ابزار دست امپریالیست های آمریکایی قرار می گیرند

مطمئناً دین اسلام به اندازه دین مسیحیت یا یهودیت دنیا را تهدید نمی کند. با این حال، برخی سرمایه داران افراطی هستند که از مذهب استفاده و سوءاستفاده می کنند تا تنفر خود از مخالفان را توجیه کنند و اقدامات مستبدانه آنها را باید تحت عنوان اقدامات فاشیستی طبقه بندی کرد. تلاش های آنها برای تخریب منطق، پیشرفت و آرمان های انسانی باعث می شود بهترین ابزار در دست احزاب امپریالیستی جنگ طلب در دولت آمریکا شوند تا به اهداف خود برای تغییر رژیم در کشورها برسند و برنامه های استعماری خود را پیاده کنند.

 
گلوبال ریسرچ
منبع:
/ 0 نظر / 9 بازدید