نگاهی به فرصتها و تهدیدهای هیدروپلیتیک ایران

 

مقدمه

امروزه مشکل کمبود آب،کشورهای‌ مختلف‌ جهان بویژه کشورهای مـناطق‌ خشک را بـه اتـخاذ تصمیمات مختلفی در زمینه تأمین آب واداشـته اسـت.از جـمله‌ این سیاستها می‌توان به‌ استفاده‌ از‌ آبهای فسیلی،شیرین کردن آبهای شور،تغییر الگوهای تولید و مصرف و...اشاره کرد.گرچه‌ این روش‌ها هرکدام به نحوی در کاهش بحران کـمی آب در کـشورهای مـختلف تاثیر دارند اما نمی‌توانند تاثیر ژرفی‌ در‌ حل‌ ایـن‌ مـشکل داشته باشند.یکی از بارزترین نمونه‌های مشکل آب بویژه در مناطق خشک‌ جهان‌ قطع آب در بالادست رودخانه‌های بین المللی‌1می‌باشد.این‌ امر آب را به شکل آبشاری وارد عرصه سـیاست بـین‌ المـلل‌ کرده‌ است و تلاش‌های بین المللی به گونه‌ای سازماندهی شده کـه آب را به‌ عنوان‌ یکی‌ از مهمترین موضوعات و چالش‌های بشر به مجمع عمومی سازمان ملل کشانده است. بطوریکه افزایش تقاضا‌ برای‌ آبـ‌ در قـرن 21 سـیاستمداران و دولت‌ها را مجبور کرده است مسائل مربوط به آب را‌ در‌ رأس برنامه‌های خود قرار دهند.یکی از مـناطق جـهان که سیاسی شدن آب یا به‌ عبارت‌ دیگر‌ هیدرو پلیتیک به نحو بارزی‌ در آن مطرح می‌باشد خاورمیانه اسـت.این مـنطقه کـه دچار مشکلات‌ ژئو‌ پلیتیک‌ فراوانی است از حیث مسائل هیدرو پلیتیک نیز یکی از مناطق بـحرانی جـهان‌ می‌باشد.از‌ جـمله‌ مسائل‌ هیدرو پلیتیک بسیار مهم در این منطقه رودخانه‌های‌ بین المللی هیرمند،دجله و فرات می‌باشند.این رودها کـه‌ در‌ کـشورهای افـغانستان، ایران،ترکیه،سوریه و عراق جاری هستند به علت عدم وجود توافقات مورد‌ قبول‌ همه‌ کشورهای‌ یاد شده در مـورد اسـتفاده از آب رودخانه‌های بین المللی موجب‌ بروز بحران در روابط میان‌ آنها‌ شده‌ است.نگاهی به توزیع جـغرافیایی ایـن‌ (1)-رودخانه‌های بـین المللی به آن دسته از رودخانه‌هایی‌ گفته‌ می‌شود که در بیش از یک کشور جریان دارند.

 شبکه‌های رودخانه‌ای در سطح مـنطقه نـشان می‌دهد که‌ ایران‌ از شرایط هیدرو پلیتیک ویژه‌ای در این منطقه برخوردار می‌باشد.به بیان دیگر کـشور‌ مـا‌ در حـوضه رودخانه هیرمند در سوی خاوری خود‌ در‌ جایگاه‌ فرودست و در حوضه‌ رود دجله در سوی‌ باختری‌ بواسطه وجود چندین رود کـوچک و بـزرگ از جمله‌ رودهای زاب کوچک و سیروان‌ در‌ جایگاه فرودست قرار دارد.لذا با‌ توجه‌ به این‌ مسائل‌ لازم‌ اسـت‌ کـه ایـران در سیاست خارجی خود‌ به‌ این موارد توجه کافی داشته‌ و از تأثیرات مثبت و منفی آنها بر‌ مـنافع‌ مـلی خـود آگاه باشد.نگاهی به گذشته‌ روابط‌ ایران با افغانستان نشان‌ می‌دهد‌ که افغانها از مـوقعیت بـالادستی‌ خود‌ در رابطه با ایران به خوبی بهره جسته و ا یران را تحت فشار‌ قرار‌ داده‌اند.اکنون هم با توجه بـه احـداث‌ سد‌ دوستی‌ در مرز مشترک‌ ایران‌ و ترکمنستان و از‌ همه‌ مهمتر تحولات افغانستان پس از سقوط طالبان کـه بـه استقرار آرامش و امنیت نسبی در این‌ کشور‌ انـجامیده و رونـد بـازسازی و پیشرفت‌ نیز‌ در این‌ کشور‌ آغاز‌ گشته اسـت. بدیهی اسـت که‌ نیازهای آبی این کشور هم افزایش خواهد یافت.همچنین تاریخ‌ روابط ایران و عراق نـیز از هـمان‌ هنگام‌ تأسیس این کشور از دهـه سـوم‌ سده‌ 20 مـیلادی‌ بـه‌ خـاطر‌ مسائل ژئو پلیتیک‌ متشنج‌ بوده است ایـن روابـط با سرنگونی رژیم‌ بعث در عراق و شکل‌گیری حکومتی مردمی در این کشور‌ به‌ سرعت‌ رو بـه‌ بهبودی گـزارده است اما با توجه‌ به‌ آنـکه‌ این‌ کشور‌ به‌ خـاطر کـاهش ورودی آب از ترکیه در تأمین آب مورد نیاز خـود دچـار مشکل شده است به شدت وابسته به‌ آبهایی است که از ایران به سوی ایـن کـشور‌ جاری‌اند.بعلاوه نیاز روزافزون این‌ کشور بـه آب در شـرایط جـدید میزان وابستگی عـراق بـه ایران را افزایش خواهد داد. البـته مـمکن است این امر در برخی موارد به تیرگی روابط دو کشور‌ بیانجامد. بنابراین‌ می‌توان گفت که هـیدرو پلیـتیک در سده 21 یکی از فاکتورهای مؤثر در

 

روابط دو سویه ایـران در شـرق و غرب خـود مـی‌باشد.مقاله حـاضر به بحث و بررسی دوبـاره این شرایط‌ متفاوت‌ هیدرو پلیتیک ایران در سده 21 می‌پردازد.

مقاله حاضر از دو بخش تشکیل شده است اما با در نـظر گـرفتن این نکته که‌ مسائل مربوط‌ به‌ هـیدرو پلیـتیک شـرق کـشور بـه‌ صورت‌های‌ مختلف مـورد بـررسی و کنکاش قرار گرفته است،لذا در مطالب مربوط به این بخش از اطناب دوری شده‌ و فقط در حد مرور مختصر بـه شـرایط‌ عـمومی‌ این بخش پرداخته شده‌ است.اما‌ در بخش دیـگر بـا تـوجه بـه حـوصله ایـن بحث سعی شده که ضمن رعایت مسائل‌ مربوط به محرمانه بودن برخی از آمار و ارقام با تفصیل بیشتری صحبت شود.

 

1-نگاهی کوتاه به مفهوم‌ هیدرو‌ پلتیک:

هیدرو پلیتیک از جمله زیرمجموعه‌های علم جغرافیای سـیاسی می‌باشد که به‌ بررسی نقش آب در رفتارهای سیاسی با مقیاسهای مختلف می‌پردازد،نوع‌ برهمکنش میان ملت‌ها در بهره‌برداری از این منابع آبی مشترک،طیف گسترده‌ای‌ از‌ سازگاری‌ و همکاری‌ کامل تا ناسازگاری و جنگ را دربرمی‌گیرد.با توجه به‌ مصرف فزاینده آب در اینده و افـزایش مـصرف کشورهای‌ فرادست رود در بهره‌برداری از این منابع،شاهد فزونی مشاجرات هیدرو پلیتیک میان‌ ملت‌ها‌ هستیم. با‌ توجه به این واقعیت برخی ژئو پلیتیسین‌ها سده کنونی را سده هیدرو پلتیک‌ می‌دانند و بر این باورند ‌‌که‌ اغلب درگـیریها و جـنگ‌های منطقه‌ای در جهان به دلیل‌ بحران برآمده از کمبود آب‌ خواهد‌ بود(کاویانی‌ 1384:339-338).پیروز مجتهدزاده معتقد است که هیدرو پلیتیک به مطالعه اثر تصمیم‌گیریهای مربوط به‌ استفاده از آب در‌ شکل‌گیریهای سـیاسی در روابـط میان دولتها با یکدیگر بـا روابـط میان دولتها و مردم‌ حتی در یک کشور‌ می‌پردازد‌ کمبود آب یا اجازه عبور آب از

 

مرزهای بین المللی به گونه‌ای روزافزون در روابط سیاسی دولتها و ملتهای خود و روابط کشورها با یـکدیگر اثـر می‌گذارد(مجتهدزاده13817:131).

معمولا در رویکردهای مختلف درباره هـیدرو پلیـتیک‌ بر روی عواملی مانند درگیری و همکاری،بازیگری دولتها و حضور در حوضه‌های آبریز بین المللی‌ تأکید می‌شود.اما میسنیر در تعریف خود از هیدرو پلیتیک آن را مطالعه‌ سامانمند(سیستماتیک)روابط بین دولتها،بازیگران غیر دولتی و سایر‌ عناصر‌ مانند نهادهای فرادولتی درباره استفاده انحصاری از آبهای بـین المـللی می‌داند.در این‌ تعریف بر موارد زیر تأکید شده است:

-بررسی ارتباط متقابل میان بازیگران دولتی و غیر دولتی

-تأکید بر بازیگران و نهادهای درون‌ و بیرون آنها

-تلاش در جهت استفاده انحصاری از آب

-اعمال حاکمیتهای گوناگون بر روی رودهایی که هم جنبه ملی دارنـد و هـم‌ بین المللی .(Turton,2003:15-16)

در بـسیاری از مناطق جهان،آب تبدیل به‌ عوامل‌ برجسته در روبط سیاسی بین‌ کشورها شده و احتمال وقوع منازعه و درگیری بر سر آن تـشدید شده است.در این صورت رودخانه‌های بین المللی محل کشمکش و اختلاف میان کـشورهای‌ فرادست و فـرودست‌ رودخـانه‌ها‌ خواهد بود.اختلاف بر سر رودخانه‌های‌ بین‌ المللی،اغلب‌ بخاطر‌ استفاده بیش از اندازه از آب رودخانه در بخش بالادست‌ رود و کاهش میزان آب جاری بـه ‌ ‌سـمت کشور یا کشورهای پایین‌دست‌ رود‌ و همچنین‌ کاهش کیفیت آب رودخانه بر اثر آلوده شدن‌ آب‌ در قـسمت بـالادست‌ رود روی می‌دهد.

 

 

اختلاف بـر سر کمیت منابع آب و مساله کاهش منابع آب،برخلاف مشکلات‌ مربوط به کیفیت آب‌ به‌ دشواری‌ قابل حـل است و در بسیاری از موارد،عاملی‌ برای درگیری و منازعه میان کشورها می‌باشد.همچنین عدم وجود قوانین و مقررات بـین المللی و سازمانی برای تـقسیم مـنابع آب رودهای بین‌ المللی‌ نیز احتمال‌ درگیری و منازعه میان کشوها را بیشتر افزایش داده است(علیزاده،3183: 34).

امروزه منابع‌ آب‌ موجبات تنش هم در درون کشورها و هم در روبط بین‌ کشورها را فراهم کرده است که‌ بیشتر‌ ناشی‌ از عدم برنامه‌ریزی،عدم استفاده‌ بهینه و ذخیره‌سازی مناسب مـنابع آب یا عوامل طبیعی‌ مثل‌ بروز‌ خشکسالی‌ می‌باشد.در واقع آب تبدیل به یک عامل تأثیرگذار در مسائل داخلی و بین المللی‌ شده‌ است.نگاهی‌ به‌ نقشه توپو گرافیک و نقشه هیدرو گرافیک ایران نشان‌دهنده‌ وجود حالت‌های مختلفی از مسائل مربوط‌ بـه‌ هـیدرو پلیتیک در کشور است که در این نوشته برآنیم تا به بررسی این‌ وضعیت‌ در‌ سوی خاوری و باختری کشور بپردازیم.

 

2-هیدرو پلیتیک بخش خاوری ایران‌ 2-1-هیرمند و فرازوفرودهای هیدرو پلیتیک آن

رود هیرمند‌ به عنوان بزرگترین رود فلات ایران و کشور افـغانستان مـی‌باشد، گسترش حوضهء رودخانه هیرمند‌ در‌ فضای‌ سرزمینی دو کشور ایران و افغانستان و قرار گرفتن بخشی از مسیر آن به عنوان مرز‌ دو‌ کشور باعث شده تا هیرمند به‌ عنوان رودخانه بین المللی محسوب گردد.این رودخانه‌ تماما‌ از‌ افـغانستان‌ سرچشمه مـی‌گیرد و 95 درصد از مسیر آن در فضای سرزمینی افغانستان واقع

 

است که این‌ وضعیت‌ باعث‌ شده است افغانستان امکان استفاده بیشتری از آب‌ هیرمند داشته باشد،بعلاوه به دلیل‌ هموار‌ بودن بخش دلتای رودخانه و قرار گرفتن‌ بخشی از مسیر رودخـانه بـه عـنوان مرز مشترک دو کشور‌ و تغییر مـسیر رودخـانه در مـواقع طغیانی اختلافاتی در مورد مکان مرز بوجود آمده‌ است.که‌ در پی این‌ مسائل قراردادهای متعددی بین دو‌ کشور‌ به‌ امضاء رسیده ولی با این حال دو کشور‌ هـنوز‌ نـتوانسته‌اند بـه یک توافق نهایی در مورد استفاده از آب هیرمند دست‌ پیدا کنند.

نقشه شـماره‌ 1:مـوقعیت هیرمند در افغانستان

(به تصویر‌ صفحه‌ مراجعه شود) مشکل‌ اصلی‌ ایران‌ و افغانستان از آنجا آغاز شد‌ که‌ رهبران سیاسی افغانستان‌ تحت حمایت بریتانیا در اوایل قـرن 20 رودخـانه هـیرمند را‌ یک‌ رودخانه داخلی

 

فرض کردند و هرگونه استفاده‌ از آب آن را‌ حق‌ انحصاری خود دانستند.در یادداشت 25 سـپتامبر‌ 1904‌ مک ماهون چنین آمده است«دولت افغانستان‌ نمی‌پذیرد که اصلا منازعه‌ای در مورد آب هیرمند‌ وجود‌ داردزیرا به دلیل‌ موقعیت جغرافیایی،افغانان خود‌ را‌ تـنها‌ مـالک هـیرمند در‌ بالای‌ بند سیستان‌ می‌دانند»(مجتهدزاده،1378:431)

 

حکمیت گلداسمیت

با تعیین‌ مرز‌ ایران و افغانستان توسط گلداسمیت،قسمتی از دلتا که بـخش‌ وسیعتر زمـینهای کشاورزی و جمعیت بیشتری‌ داشت‌ به ایران واگذار گردید و ناحیه‌ای که‌ مسیر‌ عبور آب‌ جهت‌ شرب‌ در ایـن قـسمت را‌ تـشکیل می‌داد به‌ افغانستان سپرده شد.براساس تفاسیری که افغانیها با حمایت انگلیسی‌ها از رأی‌ گلداسمیت در مـورد‌ اسـتفاده‌ از آب هـیرمند داشتند به خود‌ اجازه‌ دادند‌ که‌ با احداث‌ و حفر کانالهای‌ جدید،میزان‌ آب جاری به سمت ایـران را کـاهش دادنـد که‌ در سالهای کم‌آبی مشکلات زیادی را ایجاد می‌نمود.

 

حکمیت مک‌ ماهون

در سال 1896 میلادی طغیان رود هیرمند موجب‌ تغییر‌ مـجرای‌ رود‌ گـردید‌ و موجب‌ شد مک ماهون برای حل اختلافات دو کشور حکمیت کند.رأی مک ماهون در مورد تغییر مـسیر رودخـانه در حـقیقت تأیید خط مرزی تعیین شده توسط گلداسمیت بود که مورد‌ پذیرش دولت ایران قرار گرفت ولی امـیر افـغانستان حدودا پس از یک‌ سال آن را پذیرفت.مک ماهون در رأی نهایی خود در مورد آب هیرمند دو سوم‌ آب هیرمند را به افغانستان‌ و یـک سـوم آن را بـه ایران اختصاص داد.این رأی مورد

 

پذیرش افغانستان قرار گرفت ولی از طرف ایران رد شد و دولت ایران اعلام کرد که در مورد تقسیم آب هـیرمند‌ هـمچنان‌ به حکمیت گلداسمیت رجوع می‌کند.تنش‌ بر سر استفاده از آب هیرمند پس از اعلام رأی همچنان ادامه یـافت.افغانان بـا رجـوع‌ به حکمیت مک ماهون دو‌ سوم‌ آب را حق خود می‌دانستند‌ و سیستانیها هم با استناد به حکمیت گلداسمیت نصف آب هـیرمند یـا حـتی فراتر از آن مقداری که برای‌ سیستان لازم بود را سهم خود می‌دانستند(همان:407).

در تیرماه‌ سال‌ 1300 شمسی دو کشور‌ قـراردادری‌ بـا عنوان«عهدنامه مودت‌ دولتین ایران و افغانستان»که هدف اصلی از امضای آن به رسمیت شناختن‌ یکدیگر براساس قوانین بین الملل بود امـضاء کـردند همچنین در سال 1306 عهدنامهء دیگری بنام«عهدنامه ودادیه و تأمینیه»میان‌ دو‌ کشور منعقد گردید که بـه‌ موجب آن بـاید هرگونه اختلاف از طریق مذاکره حل می‌شد.

پس از امضای ایـن قـراردادها افـغانیها مرتبا در مسیر رود هیرمند و مسیر طبیعی‌ آن در اراضی سـیستان‌ دخـل‌ و تصرفاتی‌ می‌کردند.سرانجام در دی‌ماه 1310 شمسی کمیسیون مرکب از هیأتهای نمایندگی دو کشور جهت انجام مذاکرات دو جـانبهء در مـنطقهء‌ مرزی سیستان تشکیل شد کـه پس از سـیزده جلسه مـذاکره بـه‌ نـتیجه‌ قطعی‌ دست‌ نیافت و در پایان هیأت افغانی بـه بـهانه عدم اختیار تام مذاکرات را قطع نمودند(علیزاده؛1383:95).با شکست مذاکرات کمیسیون ‌‌هیرمند‌ فضای‌ دوستانهء حـاکم بـر روابط سیاسی دو کشور،مانع از قطع گفتگوها گـردید و طرفین‌ تمایل‌ خود‌ را‌ جهت ادامـه مـذاکرات اعلام داشتند.

دولت ایران در سال 1311 شمسی بـا اعـزام سفیر جدیدی به‌ کابل،وی را مأمور انجام مذاکراتی در باب تقسیم آب هیرمند و پیگیری مسائل مربوط‌ بـه آن نـمود و نتیجه‌ این‌ شد که دولت ایـران بـا قـرارداد محل تقسیم آب هـیرمند در بـند کمال خان

 

موافقت نمود اما هـمواره نـگران بود افغانیها با احداث کانالهایی بر روی رودخانه‌ قبل از رسیدن به محل تقسیم‌ آب میزان آب جاری بـه سـمت سیستان را کاهش‌ دهند که همین امر اتـفاق افتاد.

در 5 شـهریور 1315 شمسی هـیأتهای دو طـرف یـکدیگر را ملاقات کرده و آب‌ هیرمند را از بـند کمال‌ خان‌ تا بند لخشک بطور نصف‌نصف به مدت یکسال تقسیم‌ نمودند که پس از عقد این قـرارداد نـیز افغانیها با جاری نمودن آب زیادی بـه طـرف‌ خود در بـالای بـند کـوهک،میزان آب جاری‌ به‌ سـمت ایـران را کاهش دادند.این‌ قرارداد به افغانیها اجازه داد در پایین‌تر از بند کوهک حجم بیشتری از آب را نسبت به سالهای قبل به سـمت خـود جـاری سازند،که همین امر‌ سبب‌ تمدید قرارداد موقت 1315 در سـالهای 1316 و 1317 گردید.

در سـال 1324 شـمسی افـغانیه بـا تـوجه به شرایط سیاسی بحرانی ایران،برای‌ احداث چندین سد و کانال در نقاط مختلف هیرمند و شاخه‌های‌ آن‌ در افغانستان‌ با آمریکاییها به توافق‌ رسیدند(مجتهدزاده،1387:437)در‌ این‌ سال افغانها همچنین دست به ساخت کانال بقرا زدنـد.خبر حفر این کانال که در مواقع کم‌آبی‌ می‌توانست تمام آب رودخانه را به سمت‌ خود‌ جاری‌ سازد،باعث وحشت و اضطراب در بین اهالی سیستان و زاهدان‌ و اعتراض آنها شد و وزارت خارجه‌ ایران نیز طی یادداشتی به سفارت افغانستان در تـهران مـرتب اعتراض خود را‌ اعلام‌ داشت.افزایش‌ آب‌ هیرمند در زمستان 1325 شمسی باعث رفع اختلافات گردیده‌ ولی کم‌آبی‌ سال 1326 موجب نگرنی گسترده‌ای بین مردم و مقامات محلی در سیستان گشت و خشم مقامات محلی را برانگیخت،آنها‌ این‌ مسئله‌ را نـاشی از سـاخت کانالها توسط افغانها در قسمت علیای رودخانه می‌دانستند.شدت‌ این‌ کم‌آبی‌ به حدی بود که عده‌ای مجبور به مهاجرت شدند و تمام زابل در مضیقه و

 

قحطی قرار‌ گرفت‌ و حـدود 2400 رأس گـاو تلف شد و عده‌ای هم بـا احـشام خود به‌ افغانستان‌ کوچ‌ کردند(کوهستانی‌نژاد،1381).کم‌آبی شدید سال 1326 دولت‌ ایران را بر آن داشت تا موضوع را به مراجع‌ بین‌ المللی‌ ارجاع دهد.و لذا وزیر مختار ایران در واشنگتن مأمور پیگیری موضوع شـد ولی دولت آمـریکا‌ که‌ حاضر نبود با تـوجه بـه اوضاع سیاسی آن روز جهان و نظرات و اقدامات‌ دولت‌ شوروی‌ در‌ این قسمت از آسیا،سروصدای تازه‌ای بین افغانستان و ایران بوجود آید،ایران‌ را از پیگیری این‌ امر‌ منصرف نمود و پیشنهاد انجام مذاکراتی جهت حل قضیهء هیرمند در واشنگتن را نمود.

به دنبال‌ پیـشنهاد‌ امـریکا سرانجام در ماه مارس 1950 سه نفر برای عضویت در کمیسیون بیطرف انتخاب گردیدند،کمیسیون بیطرف‌ مقدار‌ آب لازم برای سیستان‌ را 62/0 میلیارد متر مکعب در سال یعنی بطور‌ متوسط‌ 22‌ متر مکعب در ثانیه‌ تعیین کرد(حسینی،1371:61).این مقدار به مراتب کـمتر از مـقدار آبی بـود که‌ حکمیت مک‌ مااهون‌ به‌ سیستان اختصاص داده بود.در نهایت کمیسیون،عملیات‌ دولت افغانستان در منطقه بالادست رودخانه را‌ مضر‌ برای سهم آب سـیستان و کاهش آب آن ندانست.دولت افغانستان نظرات کمیسیون را مطابق میل خود دید و‌ بسرعت‌ بـا آن مـوافقت نـمود ولی نظر ایران در مورد رأی کمیسیون بیطرف،عدم‌ پذیرش‌ رأی‌ بود که بدلیل درگیر شدن کشور در‌ مسائل‌ داخلی‌ و ملی شدن صـنعت‌ نفت ‌ ‌نـظر رسمی خود‌ را‌ اعلام ننمود.

افغانستان در سال 1332 سدهای مخزنی ارغنداب و کجکی را تکمیل نمود. ساخت‌ این‌ سدها و سـدهای دیـگر مـوجب‌ کاهش‌ آب هیرمند‌ در‌ سال‌ 1334 شمسی گشت و این امر مورد‌ اعتراض‌ دولت ایران قرار گرفت در پی آن‌ هیأت‌های ایرانی و افـغانی در اواخر‌ فروردین‌ 1335 شمسی در واشنگتن گرد هم

 

آمدند،اساس این مذاکرات تعیین حقابه‌ سیستان‌ از آب هیرمند بود کـه‌ این‌ مذاکرات‌ به نتیجه نـرسید.کاهش شـدید بارندگی در قسمت علیای رودخانه هیرمند در 1348 شمسی باعث‌ خشکسالی‌ هولناکی در منطقه سیستا و چخانسور افغانستان‌ گردید‌ که به دنبال‌ آن‌ عدهء زیادی از منطقه‌ به‌ قسمت‌های داخلی ایران و افغانستان مهاجرت کردند.خشکسالی و شکایات متعدد مردم سـیستان باعث گردید تا دولت‌ ایران‌ از افغانستان تقاضا کند که با‌ باز‌ کردن دریچهء‌ سدها‌ آب‌ بیشتری به‌ سمت سیستان جاری‌ سازد که در مقابل دولت افغانستان اعلام نمود که هیأتی از طرف ایران به افغانستان اعـزام‌ شـود‌ تا از قسمتهای علیای رودخانه و خشکسالی‌ اتفاق‌ افتاده‌ در‌ این‌ قسمت بازدید نمایند،که‌ هیأتی‌ در خردادماه 1350 به‌ افغانستان اعزام شد و پس از بازگشت اعلام نمود که مردم افغانستان نیز‌ همانند مردم‌ سیستان‌ در مضیقه می‌باشند.پس از این خشکسالی مردم‌ زابـل‌ را‌ تـرک‌ کرده‌ و به‌ شهرهای مشهد و گرگان مهاچرت نمودند.در جریان خشکسالی 1349 مذاکرات برای پایان دادن به مسأله هیرمند ادامه یافت و در آبان‌ماه 1349 طرح‌ جدید تهیه گردید که در سالهای‌ 1350 و 1351 مورد بررسی قرار گرفت(علیزاده؛ 1383:178).

 

قرارداد 1351 شمسی

در شهریور 1351 هیأتی مـرکب از کـارشناسان وزارت آب و برق و وزارت‌ امور خارجه به افغانستان سفر کردند و مذاکراتی در مورد‌ آب‌ هیرمند انجام دادند، مبنای این مذاکرات تخصیص 26 متر مکعب آب در ثانیه به ایران بود همچنین‌ قرار شد طبق جدول تنظیم شده از سـوی وزارت آب و بـرق ایـران سهم‌ بیشتری‌ از آب هیرمند طبق تـوافقنامهء جـداگانه از افـغانستان خریداری شود این قرارداد حق

 

ایران را از سیلابهای بهارهء هیرمند سلب می‌کرد،درحالی‌که این سیلابها منشأ حیات هامون‌ بودند‌ و ایران نمی‌توانست حتی در‌ مواقع‌ سیلاب و پرآبی نـیز ادعـای‌ بیشتر از 26 مـتر مکعب در ثانیه داشته باشد ولی در مواقع کم‌آبی سهم ایـران کـمتر می‌شد.قرارداد 1351 در تابستان 1352‌ به‌ مجلس شورای ملی ایران‌ ارائه‌ شد که‌ موجب مخالفتهای شدید بر ضد آن گردید ولی بالاخره از تصویب مجلس شورای‌ ملی گـذشت(علیزاده؛1383:179).این قـرارداد در افـغانستان نیز به تصوی‌ مجلس ملی و سنای آن کشور رسید اما تغییر رژیـم‌ پادشاهی‌ افغانستان در تیرماه‌ 1352 در اثر کودتا مانع از مبادلهء اسناد شد(فخاری،1371:76).

به دنبال وقوع انقلاب در ایران در سال 1979 میلادی(1357 شمسی)و حملهء نظامی شوروی بـه افـغانستان در هـمان سال این طرحها‌ به‌ فراموشی سپرده‌ شدند. آشفتگی در افغانستان و وقوع جنگهای داخـلی بـاعث شد کنترلی به جریان آب‌ هیرمند صورت نگیرد.

در زمان حکومت‌ طالبان خشکسالی‌های هولناکی در منطقه اتفاق افتاد که بـه‌ مدت 4 سـال‌ ادامـه‌ یافت‌ و این خشکسالی‌ها در افغانستان موجب کاهش آب‌ هیرمند و قطع کامل آن از 18 اسفند 1378 گردید.تشدید ‌‌کـم‌آبی‌ دولت ایـران را بـر آن داشت تا دست به اقداماتی در سطح بین المللی‌ و منطقه‌ای‌ بزند.نمایندگان‌ ایران پس از بادید از افغانستان در نامه‌ای بـه سـازمان مـلل در 12 سپتامبر سال‌ 2001‌ میلادی اعلام نمودند که دولت افغانستان با بستن دریچه‌های سدها مانع از جریان آبـ‌ بـه سمت ایران گردیده‌ است.نماینده‌ سازمان ملل علت این امر را کاهش بارندگی در قسمت عـلیای رودخـانه اعـلام کرد.

درنتیجه این خشکسالی‌ها دریاچهء هامون به‌طور کامل خشک شد.قطع شدن‌ جریان آب به سمت ایران پس از سقوط طـالبان و اسـتقرار حکومت جدید در سال

 

1380 همچنان ادامه یافت.به دنبال سفر هیأی از وزارت آبیاری افغانستان به ایران‌ در مـهرماه سـال 1381 تـفاهم‌نامه نهایی امضاء شد اما حجم آبی که باید بطرف‌ ایران جاری‌ می‌شد‌ مشخص نگردید که بـه دنـبال این،دولت افغانستان تصمیم‌ گرفت به مدت 60 روز دریچه‌های سد کجکی را باز بگذارد که آب بـه مـدت دو هـفته جاری شد و دوباره قطع گردید.مقامات افغانی‌ علت‌ این مسئله را انحراف‌ آب توسط کشاورزان افغانی به زمـینهای خـودشان اعـلام کرد که موجب اعتراض‌ ایران شد.

سرانجام بارندگی فراوان در بخش علیای رودخانه در زمستان 1381 موجب‌ جاری شـدن آب بـه‌ سمت‌ سیستان در اواخر همان سال گردید.در فروردین‌ماه‌ 1383 با پر شدن سد کجکی و سرزیر شدن آب آن دبی رودخانه بـه بـیش از 350 متر مکعب در ثانیه رسید و مخازن‌ چاه‌ نیمه‌ در سیستان بطور کامل آبگیری‌ شـد. ولی‌ بـه‌ دلیل عدم اطمینان کشاورزان به جریان آبـ،زمینهای کـشاورزی کـشت‌ نگردید.در حال حاضر معاهده‌ای که در مورد آب هیرمند مـورد اسـتناد قرار می‌گیر معاهده‌ 1351‌ است‌ که این معاهده نیز بارها توسط افغانیها نقض‌ گردیده‌ است.

قرار گرفتن چـشمه و 95 درصـد مسیر رود هیرمند در افغانستان،این کشور را نـسبت بـه ایران در مـوضع بـالادستی قـرار داده‌ و این‌ کشور با استفاده از ایـن مـزیت‌ ایران را همواره به موضع‌ انفعال کشانده بطوریکه خسارت‌های جبران‌ناپذیر ما دی‌ و غیر مـا دی و زیـست‌محیطی به منطقه وارد شده است.نکته‌ای که‌ در‌ بـیش‌ از یک‌ قرن گذشته حائز اهـمیت مـی‌باشد این است که افغانها بـا‌ گـذشت‌ زمان موضع‌ سرسختانه‌تری نسبت به ایران درخصوص آب هیرمند اتخاذ کرده‌اند،و اگر روزگاری به تقسیم نـصف‌نصف آب راضـی‌ می‌شدند‌ با‌ گذشت زمان ایـن مـقدار را

 

به 22 مـتر مکعب در ثانیه و حـتی‌ در‌ بـرخی‌ مواقع قطع کامل آب رسـانده‌اند و حـتی‌ حاضر نیستند اجازه دهند سیلابهای جاری به سمت‌ هامون‌ جاری‌ شود و ترجیح‌ می‌دهند این سیلاب‌ها را بـدون اسـتفاده در چالهء گودزره رها نمایند.با توجه‌ بـه‌ استقرار‌ حـکومت باثابت در افـغانستان،این کـشور جـهت احیای کشاورزی خود کـه‌ تنها بخش عمده اقتصادی‌ کشور‌ است‌ به آب هیرمند نیاز بیشتری خواهد داشت و بخصوص اینکه این رودخـانه در بـخشی از‌ افغانستان‌ جاری است که عمدتا صـاف‌ و حـاصلخیز و قـابل کـشاورزی مـی‌باشد و می‌تواند به‌ عـنوان‌ نـقطه‌ اتکا برای این‌ کشور محسوب شود.لازم است ایران هرچه سریعتر مسئله آب و تقسیم آن را‌ که‌ در‌ مواقع کم‌آبی و خشکسالی مـنجر بـه قـطع کامل آن می‌شود روشن نماید‌ و حق‌ خود‌ را از آب هیرمند کـاملا تـثبیت نـماید چـرا کـه ثـابت شده است گذشت زمان در این‌ زمینه‌ به‌ ضرر ایران بوده است.البته حل این معضل با توجه به موقعیت‌ پایین‌دستی ایران‌ مستلزم‌ ارائه برخی تسهیلات مثل استفاده از بنادر ایران جـهت‌ ورود و صدور کالا به افغانستان می‌باشد.

 

2-2-سد دوستی

سد دوستی‌ در نقطهء صفر مرزی بین ایران و ترکمنستان قرار دارد،حجم مخزن این‌ سد‌ 25/1‌ میلیارد متر مکعب می‌باشد.هدف از احداث این‌ سد‌ تأمین‌ آب اراضی‌ دشت سرخس به میزان 25 هزار‌ هکتار‌ بـرای ایـران و 26 هزار هکتار توسعه آبیاری‌ برای ترکمنستان و مهار سیلابها و همچنین‌ انتقال سالانه 150 میلیون متر‌ مکعب‌ آب‌ به مشهد‌ عنوان‌ شده‌ است.این سد بر روی رودخانه هریرود‌ احداث‌ شده‌ است،این رودخانه از کوههای مرکزی افغانستان سـرچشمه مـی‌گیرد و پس از عبور از‌ شهر‌ هرات بخشی از مرز ایران افغانستان‌ را و همچنین حدود‌ 112‌ کیلومتر از

 

مرز ایران و ترکمنستان‌ را‌ تشکیل می‌دهد.دبی رودخانه به‌طور متوسط 1/2 میلیارد متر مکعب در سال می‌باشد کـه طـبق‌ توافق،50‌ درصد آب متعلق به ایران‌ است(کاویانی،1384:350).

نقشه شـماره‌ 2:مـوقعیت‌ هریرود و سد‌ دوستی

(به تصویر صفحه مراجعه شود) افغانستان‌ به‌ دلیل کوهستانی بودن،منشأ رودخانه‌هایی مثل هریرود،هیرمند، آمودریا و کابل‌رود می‌باشد که رودهای یادشده از این‌ کشور‌ خارج شده و در کشورهای هـمسایه جـریان‌ پیدا‌ می‌کنند.وابستگی به‌ ایـن‌ رودخـانه‌ها‌ هم در داخل و هم‌ در خارج از افغانستان بسیار زیاد می‌باشد.به دلیل وجود ناامنی و هرج‌ومرج، افغانها تا سالهای اخیر‌ توجه‌ زیادی به کشاورزی و احیای اقتصاد‌ کشور‌ نمی‌کردند. ولی‌ اخیرا‌ با‌ حاکم شدن ثبات‌ و آرامش نـسبی در کـشور،کشاورزی مورد توجه‌ قرار خواهد گرفت و طبعا استفاده بیشتر از منابع آبی کشور‌ هم‌ به‌ لحاظ تولید برق‌ و هم به لحاظ آبیاری‌ مورد‌ توجه‌ خواهد‌ بود.که‌ این‌ امر می‌تواند بر میزان آب

 

خارج شده از افـغانستان اثـر بگذارد و در پی ایـن مسئله مشکلات عمده‌ای برای‌ ساکنان مناطق دلتای این رودخانه‌ها همچنانکه در مورد هیرمند در‌ سیستان اتفاق‌ افتاده،بوجود بیاید.که این مسئله بـا توجه به رفتار افغانها در مورد هیرمند چندان‌ بعید به نظر نمی‌رسد.

در منطقه سـیستان بـرای کـاهش آثار نوسان آب هیرمند اقدام به ذخیره‌سازی‌ آب هیرمند در‌ مواقع‌ پرآبی در چاه‌نیمه‌ها شده است که این مخازن در فصول کـم‌ آبی ‌ ‌نـقش زیادی در زندگی مردم سیستان هم به لحاظ آب شرب و هم به لحاظ کشاورزی دارند.اخیرا هـم دولتـ‌ ایـران‌ انتقال سالانه 5/26 میلیون متر مکعب آب‌ به شهر زاهدان از چاه‌نیمه‌ها را در دست اجرا دارد علاوه بر این طـرح انتقال آب‌ از سد‌ دوستی‌ به مشهد که دومین کلانشهر‌ کشور‌ با 5/2 میلیون جـمعیت و سالانه‌ 12-13 میلیون زائر می‌باشد،شرق ایـران را از لحـاظ منابع آب وابسته به افغانستان‌ می‌نماید و حوزهء نفوذ این کشور را‌ در‌ شرق ایران افزایش می‌دهد‌ که‌ این مسئله با توجه رفتار افغانها در 120 سال گذشته در مورد هیرمند و همچنین حضور و نفوذ آمریکائیها در افغانستان می‌تواند مسائل زیادی برای کـشور بوجود آورد،همچنانکه‌ در مورد سیستان شاهد آن‌ می‌باشیم.

 

3-هیدرو پلیتیک بخشی باختری ایران‌ 3-1-نگاهی به ویژگیهای طبیعی منطقه‌ 3-1-1-اقلیم‌شناسی عمومی و مرفولوژی حوضه آبریز رودخانه‌های مرزی‌ غرب ایران

حوضه آبریز رودخانه‌های مرزی ایران و عراق به صورت نوار باریکی بین‌ عرضهای جـغرافیایی تـقریبی 32‌ تا‌ 35 درجه‌ شمالی قرار گرفته و از نظر ارتفاع نیز

 

طیف گسترده‌ای از 45 تا 2800 متر را شامل می‌گردد.ارتفاعات‌ حوضه به‌ صورت رشته دیواره‌مانندی به موازات مرزهای غربی کشور،کشیده شده‌اند و این‌ دو‌ ویژگی‌ یعنی گستردگی عرض جغرافیائی و حائل بـودن کـوهستانها در مقابل‌ جریانات باران‌زای غربی،تعیین‌کننده شرایط اقلیمی حوضه است.این منطقه ‌‌در بخشهای‌ شمالی،شمال غربی و غرب چین‌خوردگیهای زاگرس قرار داشته و بخش عمده مساحت آنها را‌ مناطق‌ کوهستانی‌ که با شیب تندی به دشتهای کـم‌ ارتفاع سـاحل شرقی رودهای سیروان و دجله منتهی می‌گردند،تشکیل‌ می‌دهد(جاماب؛1372:12-11).

نقشه شماره 3 رودخانه‌های زاب کوچک،سیروان و دجله

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

 

 

3-1-2-شبکه هیدروگرافی‌1 الف-رودخانه زاب‌ کوچک

این رودخانه از ارتفاعات‌ سیاه‌کوه‌ واقع در مرز ایران و عراق سرچشمه گرفته‌ و بنام لاوین‌چای ابتدا در جهت غرب به شـرق و سـپس در جـهت جنوب شرقی‌ جریان یافته و در 10 کیلومتری شـرق پیـرانشهر بـا آواجارچای‌ که از شرق به غرب‌ و جنوب غربی جریان یا فته بهم متصل می‌شوند.از این منطقه رودخانه بنام زاب‌ کوچک نامیده می‌شود.در مـرز ایـران و عـراق این رودخانه بخشی از خط مرزی را تشکیل‌ می‌دهد‌ کـه رودخـانه بانه‌چای(چومان‌چای)نیز در این ناحیه به آن متصل‌ می‌گردد(جاماب؛1372:50).

 

ب-رودخانه سیروان

سرچشمه ماین رودخانه به نام گاوه‌رود از ارتفاعات جنوب قروه سرچشمه‌ گرفته و در جهت شرق به غرب جریان مـی‌یابد.یکی دیـگر از‌ شـاخه‌های‌ فرعی این‌ رودخانه قشلاق می‌باشد.رود قشلاق از ارتفاعات شمال سنندج سرچشمه گـرفته و بطول حدود 90 کیلومتر در امتداد شمال به جنوب و جنوب غربی جریان یافته و به گاوه‌رود متصل می‌شود.از‌ اتصال‌ گاوه‌رود و قـشلاق رود سـیروان پدیـد می‌آید که پس از الحاق دو رود مزبور به سمت غرب جریان یافته و دو شاخه فرعی از سـمت جـنوب به آن اضافه می‌گردد.این دو‌ شاخه‌ فرعی‌ عبارتند از:گاران و چم‌ گوره.رود گاران‌ از‌ ارتفاعات‌ شمال غربی مریوان در امتداد شمال بـه جـنوب جـریان‌ (1)-در این منطقه رودهای کوچک و بزرگ زیادی جاری هستند که همه آنها‌ بـا‌ تـوجه‌ بـه توپوگرافی خاص این‌ منطقه به سوی کشور عراق‌ جریان‌ می‌یابند ولی با توجه به اینکه بـزرگترین رودهـای ایـن منطقه دو رود سیروان و زاب کوچک می‌باشند فقط به توضیح‌ درباره‌ این‌ دو رود می‌پردازیم.

 

 

یافته و سپس با آب جریان یافته از‌ دریـاچه زریـوار بهم متصل می‌شوند.(جاماب؛ 1372:58).

 

3-2-نگاهی به شبکه رودخانه‌های اصلی عراق

شبکه هیدروگرافی عراق متشکل از دو رودخانه بزرگ دجله‌ و فـرات‌ اسـت. این رودهـا که از ترکیه سرچشمه می‌گیرند در 150 کیلومتری خلیج‌ فارس‌ به هم‌ می‌پیوندند و با تشکیل شط العرب بـه خـلیج فارس می‌ریزند.از جمله شاخه‌های‌ مهم دجله می‌توان به‌ زاب‌ بزرگ،زاب‌ کوچک،ازیمه و دیاله که هـمه از کـوههای‌ شمال شـرقی سرچشمه می‌گیرند اشاره کرد‌ .(Library‌ of‌ Congress,2005:5)

تفاوت عمده‌ای بین رودخانه دجله و فرات وجود دارد و آن این است‌ که‌ دجله‌ برخلاف‌ فـرات کـه تمام آب آن از خارج از عراق سرازیر می‌شود،در حدود 23210 میلیون متر‌ مکعب‌ جریان سالانه خـود را از تـرکیه دریـافت می‌کند در حالی‌ که شاخه‌های فرعی آن‌ در‌ حدود‌ 29455 میلیون متر مکعب بقیه آب این رودخانه‌ را که از خارج از تـرکیه سـرچشمه‌ مـی‌گیرند،تامین‌ می‌کنند.درحالی‌که در مورد رودخانه فرات 88%جریان سالانه آن بطور مستقیم از ترکیه سرازیر می‌شود‌ و بقیه‌ آن‌ از رودخـانه‌هایی مـانند ساجور،بالیکه و خابور تأمین می‌شود ولی باز هم آب‌ این رودخانه‌ها از بارشهای‌ ارتفاعات‌ ترکیه تأمین می‌شود که با احـتساب ایـنها در واقع 95 درصد آب فرات‌ از‌ ارتفاعات‌ ترکیه تأمین می‌گردد.در حالیکه از مجموع‌ کل جریان سالانه دجـله بـا احتساب جریان رودخانه زاب بزرگ‌ در

/ 0 نظر / 339 بازدید