محمد بن سلمان چه سیاستی را پیش گرفته است؟

واقعیات سیاستگذاری های سعودی عرصه داخلی و خارجی، برسی فرصت ها و چالش ها

 

واقعیت امر این است که رسانه ای شدن و مورد توجه قرار گرفتن عربستان سعودی در این روزها مرهون اقدامات است که محمد بن سلمان پیش قراول و طلایه دار آن است. بطوریکه این فعالیت های بدون مرز ولیعهد سعودی در عرصه های داخلی و خارجی موجب شده است که توجه ها به سمت و سوی اعمال و افعالی که وی در دو حوزه مزبور انجام می دهد، معطوف شود.

1538053026-2122795.jpgنویسنده: مصطفی مطهری، دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل شبه جزیره عربستان

 واقعیات سیاسی – اجتماعی – اقتصادی و حتی امنیتی در عربستان سعودی در حال تحول و دگرگونی غیرقابل وصفی است؛ عربستان سعودی و اتفاقات پیرامون آن این روزها به بخش لاینفک اخبار رسانه ها تبدیل شده است. واقعیت امر این است که رسانه ای شدن و مورد توجه قرار گرفتن عربستان سعودی در این روزها مرهون اقدامات است که محمد بن سلمان پیش قراول و طلایه دار آن است. بطوریکه این فعالیت های بدون مرز ولیعهد سعودی در عرصه های داخلی و خارجی موجب شده است که توجه ها به سمت و سوی اعمال و افعالی که وی در دو حوزه مزبور انجام می دهد، معطوف شود. از این رو با عنایت به دامنه وسیع تغییرات طراحی شده از سوی محمد بن سلمان، واکاوی فرصت های مورد انتظار و چالش های پیشآمدی در حوزه سیاستگذاری های امنیتی در این دو عرصه از اهمیت بالایی برخوردارمی باشد. در واقع تحلیل و بررسی دغدغه های امنیتی مقامات سیاستگذار و تصمیم گیر سعودی در ذیل تحولات موجود در دوگانه داخل و خارج سعودی از جمله مواردی است که می تواند چشم اندازهای مبنایی سعودی را از دست یازدن به موضع گیری های اخیر را تا اندازه ای روشن سازد.

عرصه داخلی؛ اقدامات چالشی و تلاش برای فرصت سازی  

چالش آفرینی در عرصه داخلی با کلید خوردن موضوع اقدامات اصلاحی در سعودی با ظهور محمد بن سلمان در صحنه سیاست سعودی مطرح گردید. در واقع رونمایی از سند چشم انداز اقتصادی 2030 توسط محمد بن سلمان در چند سال گذشته، آغازی برای تاریخ سازی تحول گرایانه در سعودی شد. اگرچه در آغاز این روند اقتصادی در قالب چشم انداز غالباً با دیده تردید بدان نگریسته می شد اما با گذشت زمان و انحصار طلبی محمد بن سلمان در عرصه قدرت سعودی، بر همگان روشن شد که سند چشم انداز اقتصادی و پروژه موسوم به ابر شهر نئوم و دیگر ملزمات آن، ابزاری بوده است که در خدمت اهداف ولیعهد کنونی طراحی شده است. در واقع از نظر تحلیل گران و کارشناسان، اقدامات اقتصادی محمد بن سلمان با جایگاه کنونی وی در بدست آوردن مقام ولیعهد سعودی در گذشته و تثبیت آن در آینده مرتبط می باشد. بطوریکه تلاش ها برای رفرم های وسیع اجتماعی – فرهنگی – عرفی – مذهبی در زمینه جلب افکار عمومی سعودی نسبت به خود در زمینه افزایش مقبولیت های اجتماعی می تواند گزاره عدم مشروعیت محمد بن سلمان که از نظر مخالفان وی در خاندان سعودی فاقد صلاحیت های لازم برای تصدی بر کرسی پادشاهی است را خنثی سازد و حتی خواهد توانست اتمسفر و فضای درونی و پر التهاب مورد انتظار از آینده سیاسی وی را با حمایت های گروه ها و اقشار اجتماعی در سعودی از زنان و جوانان را به نفع ولیعهد تغییر دهد. بنابراین می توان با قاطعیت گفت که آنچه در داخل با عناوینی چون تحول اقتصادی، آزادی اجتماعی، اعطای حقوق جنسیتی و حتی محدود سازی ارکان های سنتی قدرت از وهابیت تا کهنه سربازان عرصه قدرت سعودی، به انجام می رسد در قالب سیاست های امنیتی سازی پی ریزی شده است؛ که واکسینه کردن محمد بن سلمان در برابر طوفان مخالفان و خنثی سازی تهدیدات و کنترل و نظارت بر سوژه هایی که ممکن در آینده برای وی ایجاد زحمت و مشکل کنند، را شامل می شود.

فرصت ها و نقاط قوت سیاستگذاری های امنیتی در عرصه داخلی

اگرچه انتخاب رویکردهای امنیتی و به خدمت در آوردن آنها توسط ولیعهد سعودی و نیروهای تحت فرمان وی، موجب شکل گیری روندهای از حذف و کنترل شده و هزینه های سنگینی را بر محمد بن سلمان محتمل خواهد ساخت، با این حال می تواند دامنه مانور و حیطه تسلط دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی دولتی را که در وابستگی بی قید و شرط محمد بن سلمان قرار دارند را افزایش دهد. بطوریکه سیاستِ امنیتی محدود سازی مخالفان داخلی، فرصتِ آزمون و خطای طرح ها و برنامه های سیاستگذاری شده محمد بن سلمان با رویکرد امنیت زایی را فراهم خواهد کرد. از سوی دیگر نیز رویکرد راهبردی مزبور به این امر خواهد انجامید که محمد بن سلمان با جسارت و جرات بیشتری به انجام برنامه های اصلاحی در داخل با الگوهایی امنیتی بپردازد.

چالش ها و نقاط ضعف رویکرد سیاست امنیتی اتخاذ شده در عرصه داخلی

علیرغم آنچه در بخش مربوط به فرصت ها و نقاط قوت سیاستگذاری های امنیتی در خلق تحدید ها و امکان های مبتنی بر نظارت های ساماندهی شده از سوی محمد بن سلمان و حلقه معتمد وی گفته شد، باید بیان داشت که کاستی ها و چالش های به مراتب خطرناکی نیز پیرامون این گونه فضاسازی های امنیتی – پلیسی وجود دارد که می تواند نتیجه معکوس را برای کادر ولیعهد در حول برنامه ها و اهدافش ایجاد کند. بطوریکه درگیر شدن با مراکز اصلی قدرت سعودی از خاندان سعودی که شامل بزرگان و شاهزادگان آن از نسل دوم و سوم تا صدور احکامی مبتنی بر منسوخ کردن اصول و آداب عرفی نشات گرفته از باورهای وهابیت، که باید محدودیت های مذهبی برای علما و ارکان های تبلیغی و حفاظتی وهابیت را نیز بدان اضافه کرد، دالی بر وجود نارضایتی هایی گسترده و نهفته ای است که با اقدامات ولیعهد شکل گرفته و بوجود آمده اند؛ از این رو مراکز مذکور که در این راستا تحقیر و ضعیف شده اند به مثابه آتش زیر خاکستر بوده و با مهیا شدن کوچکترین خللی در نحوه نظارت ها بر آنها، به سوی ولیعهد یورش برده و او را به مسلخ انتقام جویی های کم نظیری خواهند کشاند. و این همان چیزی است که محمد بن سلمان را از آینده خود هراسان ساخته است؛ بطوریکه در راستای مرتفع نمودن و عبور موفقیت آمیز از این چالش ها و تهدیدات، محمد بن سلمان با چشم اندازهای آینده نگرانه در این باره، تلاش های همه جانبه ای را برای پیوند امنیت داخلی به امنیت منطقه ای و یا خارجی سعودی در قالب اتحادها و ایجاد روابط دوجانبه با دیگر کشورها زده است که در بخش دیگر بطور ویژه بدان پرداخته می شود.  

عرصه خارجی؛ مبانی شکل دهنده سیاست خارجی سعودی با عطف امنیتی

موضوع امنیت و سیاست های مبتنی بر آن برای سعودی در عرصه خارجی نسبت ویژه ای با موقعیت فعلی ولیعهد دارد. اگر چه سیاستگذاری های سعودی درعرصه خارجی تنها به ایجاد وضعیت تضمینی بقاء قدرت ولیعهد در داخل ختم نمی شود، اما تاثیرات ناشی از ترس ها و بیم اینکه آنچه در داخل در حال انجام است و خطراتی که در ارتباط با آن برای آینده ولیعهد پیش بینی می شود، نقشِ بارزی در شکل گیری رهیافت های موجود سعودی در عرصه خارجی داشته است. با این حال عرصه خارجی سعودی و اهم تصمیمات و اقدامات محمد بن سلمان در این عرصه، به منطقه و میدان های منطقه ای بر می گردد. به عبارت دیگر اینکه تلاش برای همراه سازی کشورهای غربی و عقد قراردادهای مهم تجاری – نظامی با آنها، با توجه به شرایط موجود منطقه ای و مبانی مورد نظر آنها از امنیتی سازی به انجام می رسد؛ بطوریکه هر آنچه با نام امتیاز از سوی سعودی به غربی ها داده می شود با تهاتر و خرید حمایت های آنها از سعودی در عرصه منطقه ای در نبرد با دیگر قدرت های منطقه ای به ویژه ایران معنا پیدا می کند. از این رو سعودی با هدایت محمد بن سلمان تلاش کرده است با بده و بستان های دو سویه با جریان غربی (آمریکا و اروپا) - عبری به سوی انزوا سازی روز افزون ایران در منطقه با حمایت های این کشورها گام برمی دارد. به علاوه اینکه عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل که متحد استراتژیک غربی ها بوده و از حمایت های مادی و معنوی آنها برخودار است، خواهد توانست توانمندی های آنها برای مقابله با ایران که دشمن مشترک قلمداد می شود، را افزایش دهد.

عرصه خارجی؛ نگاهی به فرصت ها و نقاط قوت سیاستگذاری های امنیتی سعودی 

سیاستگذاران سعودی در عرصه سیاست خارجی با اتخاذ راهبرد تقویت روابط با تل آویو و واشنگتن و حتی دیگر کشورهای اروپایی و رساندن این روابط به سطح اتحاد راهبردی هم بهینه سازی جایگاه منطقه ای را هدف گذاری کرده اند و هم به سمت بیشنه سازی جهات سیاست خارجی خود در عرصه منطقه ای گام برمی دارند. در واقع سعودی با حرکت به سوی سیاست اتحاد سازی های راهبردی در عرصه خارجی از یکسو سیاست اعلامی نقش پذیری منطقه ای را پیرو تل آویو و واشنگتن را دنبال می کند؛ بطوریکه آمادگی همه جانبه ریاض را در جهت هدف مشترک تقابل با ایران در خط مقدم نبرد را به متحدین یادآور می شود. از سوی دیگر نیز راهبرد مذکور از ایجاد رابطه راهبردی با واشنگتن و حتی نزدیکی روز افزون به تل آویو خواهد توانست ولیعهد را نسبت به حوادث و چالش های داخلی مصون سازد. از این رو با اطمینان پیدا کردن محمد بن سلمان نسبت به حمایت های همه جانبه واشنگتن و تل آویو از وی در عرصه داخلی در ذیل مقابله با تهدیدات احتمالی، ولیعهد سعودی با آرامش و متنانت بیشتری به اجرای اهداف و برنامه های داخلی و خارجی خود خواهد پرداخت. بطوریکه می توان گفت نمایش و اجرای طرح های متنوع داخلی ریاض در نزدیک به یکسال اخیر از سوی محمد بن سلمان ماحصل آنچه است که وی با اتکا با حمایت کشورهای فرامنطقه ای (ایالات متحده آمریکا) و اخیراً منطقه ای (رژیم صهیونیستی) به انجام رسانده است.

عرصه خارجی؛ تحلیلی بر چالش ها و نقاط ضعف رویکرد سیاست امنیتی 

اگرچه مواردی با عنوان فرصت ها و مزایای سیاست امنیتی سعودی در عرصه خارجی از نظر گذشت اما باید خاطر نشان کرد رویکرد امنیتی سازی سعودی در عرصه خارجی با نواقص و ضعف هایی نیز همراه است؛ از جمله ضعف های که در این زمینه چالش زا خواهد بود این است که ارتباط دادن وقایع تهدید زا در داخل و اتخاذ سیاست های امنیت محورانه داخلی با پشتوانه هایی از قدرت های خارجی، چالشی بالقوه می باشد که می تواند هر لحظه با تغییر کارکردی همراه گردد. بدان معنا که با هرگونه خلل، ولو اندک و ناچیز در عرصه اتحادهای منطقه ای و حمایت هایی که در این باره انتظار می رود و توافق شده ، این توان را دارد تا به مثابه کاتالیزوری در جهت به راه انداختن التهابات داخلی عمل کند. از دیگر ضعف های سیاست امنیت سازی در حوزه خارجی، تعهدهایی است که در این باره برای سعودی ایجاد شده و وضع می گردد؛ که شامل تعهدهایی از قبول نقش هایی تازه در عرصه منطقه ای برای سعودی است که نه تنها متناسب با قابلیت های ماهوی و ظرفیت های وجودی سعودی نیست بلکه می تواند سعودی را نیز وارد چالش های جدیدی در عرصه سیاست خارجی کند. به علاوه اینکه دل بستن به رویکردهای امنیتی و به تبع آن قرار دادن حیات و زیست سیاسی خود در دستان قدرت ها خارجی که به نوعی فعال مایشاء در تعیین سرنوشت و آینده سعودی (عرصه داخل و خارج) باشند، استقلال حقوقی - سیاسی و در نهایت سازوکارهای تصمیم گیری را برای سعودی که باید منافع ملی را مد نظر قرار دهد را با گذر زمان از بین خواهد برد.

جمع بندی

حرکت به سمت و سوی سیاست های امنیتی در ساختار تصمیم گیری سعودی در دو عرصه داخلی و خارجی همانطور که بیان شد هم فرصت ها و مزایایی برای آنها به همراه خواهد داشت و هم نقاط ضعف و چالش هایی را بر آنها تحمیل خواهد کرد. بطوریکه متنوع سازی سیاست های امنیتی در داخل با عناوینی چون اصلاحات و تغییر اصول و آداب مذهبی - تاریخی در این کشور به همراه اعطای آزادی های اجتماعی و توقیف و بازاداشت های سیاسی از یکسو و عبور از سیاست های سنتی در منطقه با عادی سازی روابط با تل آویو و هم پیمانی با آنها براساس بهره گیری از قابلیت های اطلاعاتی و امنیتی ها در عرصه داخلی و خارجی از سوی دیگر، محتوای چالش ها و فرصت، نقاط قوت و ضعف های سیاست های امنیتی سعودی را تشکیل می دهند.

به نقل از دیپلماسی ایرانی

/ 0 نظر / 34 بازدید