رویکرد ژئوپلیتیک در مجادله هسته‌ای ایران


در این شرایط، ایالات متحده آمریکا با همراهی برخی از قدرتهای غربی و تحت فشارها و هماهنگی میان دلارهای نفتی برخی از رژیمهای ثروتمند عربی و با نفوذ گسترده لابی رژیم صهیونیستی اسرائیل، تاکنون ضمن تاکید بر اولویت به کارگیری نگرش‌های نرم در استراتژی سیاست خارجی، استفاده از تاکتیک دیپلماسی هوشمندانه و اعمال تحریم‌های موثر بخصوص دربخشهای ارزی،پتروشیمی،قطعات اساسی و انرژی را با هدف ممانعت ازغنی سازی اورانیوم، مبنای برنامه مقابله با فناوریهای هسته ای ایران قرارداده و همواره به دنبال تحقق اجماع گسترده بین‌المللی علیه ایران بوده اند.

لذا تدابیر و مواضع سه بلوک سیاسی- استراتژیک فعال (چین، روسیه و محور‌غرب) در مسأله‌  هسته ای ایران را می‌توان در قالب زیر تحلیل و ارزیابی کرد:

1- مبنای اصلی و تعریف شده برای اقدامات و رفتارهای بین المللی رهبران کشور چین و نفوذ عملی آنان در مناطق مختلف جهان بر اولویت محورهای اقتصادی و رشد و توسعه‌ اقتصادی این کشور در عرصه‌های ملی و بین المللی قرار دارد. زیرا با توجه به جمعیت میلیاردی، وسعت نسبتا زیاد کشور، تنوع قومی- مذهبی، حساسیت‌های سیاسی داخلی، اوضاع خاص حاکمیتی و نوع نظام سیاسی، رشد روزافزون فناوری و تکنولوژی‌های نوین و نیز نقش آفرینی موثر آنها در عرصه‌های گوناگون زندگی شتابان شهروندان چینی، این همه سبب گردیده تا مسئولان و رهبران این کشور بشدت از رفتارها و اقدامات سیاسی و تحریک آمیز در صحنه‌های بین المللی و سیاست خارجی پرهیز نموده و عملا تمام تلاش خود را بر مراقبت از عرصه های  تجاری، اقتصادی و نفوذ در بازارهای جهانی معطوف نموده اند. 

کشور چین با استفاده‌ مناسب از تجربیات شوروی سابق دیگر هیچ فرصتی را برای هزینه‌های سیاسی و تکرار اشتباهات رهبران کمونیست شوروی باقی نگذاشته، بسرعت در تلاش برای تامین نیازهای داخلی و تصرف بازارهای مصرفی سایر ملل است. از این رو با توجه به استراتژی جهانی چین و کیفیت حضورش در فرآیند بررسی پرونده هسته ای ایران که بیانگر مراقبت و پرهیز جدی این کشور از حضور در مسائل تنش زای بین المللی است، جمهوری اسلامی ایران نیز باید ظرفیت‌ها، سطوح تعاملی و حدود انتظارات خود را از این کشور بازبینی و تبیین کند تا ضمن حفظ و گسترش روابط متقابل با آن کشور، مانع ازاستمرار مسیرهای فرساینده در تحقق مطالبات ملی و تامین بهینه‌ منافع بین المللی خود گردد.2

2 - روسیه که میراث دار بلوک شرق با بقایای تفکرات به جای مانده از دوره رقابت‌های جنگ سرد و جهان دو قطبی است، عملا درگیر وضعیتی چندگانه و پیچیده در فضای داخلی و خارجی می باشد. زیرا از یک سو باید پاسخ گوی نیازهای متنوع جامعه ای باشد که به تازگی لذت‌های تنوع طلبی و خروج از چنگال استبداد کمونیستی را چشیده است و از سوی دیگر در حسرت عرصه‌های جغرافیایی از دست رفته بوده و در کمین برای بازیابی حیات ژئوپلیتیک گذشته است. 

بر این اساس، اقدامات سیاسی و دیپلماتیک این کشور و به ویژه در روابط سال‌های اخیرش با جمهوری اسلامی ایران، عمدتا بر تامین ‌یک جانبه‌ منافع متعدد این کشور بوده است. به نحوی که روند حضور و مشارکت روسیه در سیر تحولات پرونده‌ هسته ای جمهوری اسلامی ایران مملو از رفتارها و اقدامات سودجویانه این کشور است. 

روسیه‌ بعنوان یکی از قدرت‌های پر نفوذ بین المللی که در همسایگی ایران قرار دارد، نه تنها روابطی مبهم و سئوال برانگیز در حافظه‌ تاریخیِ مردمِ ایران بجای گذاشته است، بلکه در فرآیند بررسی تعیین رژیم حقوقی دریای خزر که بعد از فروپاشی شوروی مطرح شده و حتی در تعاملات تسلیحاتی، دیپلماتیک و دیپلماسی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و بخصوص با حوزه‌ های آسیای مرکزی و قفقاز نیز فاقد هماهنگی و همکاری مورد انتظار بوده است. 

بنابراین، ایران باید ضمن رقابت و هوشیاری کامل در تنظیم روابط با این همسایه، با مراقبت لازم مانع از ایجاد بسترهای مناسب جهت بهره برداری و مانور یکجانبه روسیه در مسائل و موضوعات سیاست خارجی این کشور گردد.

3- آنچه مسلم است معارضان و طرف‌های غربی پرونده‌ هسته ای ایران به لحاظ منافع متعدد و مشترک استراتژیکی که بطور متقابل آنها را با ‌یکدیگر مرتبط کرده است، نه تنها سعی بر رفتار‌ی هماهنگ دارند بلکه همواره در تلاش برای متقاعد کردن سایر دولت‌ها، نهادها وسازمانهای بین المللی (سازمان ملل وآژانس بین المللی انرژی اتمی) درجهت بهره برداری حداکثری از شرایط تحریم‌ و ایجاد یک توقف حداقلی در سطح غنی سازی هسته ای ایران می باشند. 

با این همه، قدر مسلم آن است که در فرآیند مجادله‌ سیاسی پرونده هسته ای و تدابیر اتخاذ شده از سوی جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به توانمندی‌های هسته‌ای، برخی تبلیغات نسنجیده و رفتارهای ناهماهنگ داخلی به‌صورت صحیح یا غلط، در زمینه فعالیت‌های هسته ای، با فرافکنی‌های گوناگون معارضین نظام جمهوری اسلامی، به سرعت ابعادی جهانی یافت و متعاقبا با موضع‌گیری‌های گسترده‌ قدرت‌ها و نهادهای بین‌المللی مواجه شد. 

معترضین برنامه‌ فناوری هسته‌ای ایران با تأکید بر جنبه‌های جهانی آن، ایران را عامل تضعیف منافع جهانی و یا صلح و امنیت بین‌المللی دانسته و این نگرش را در قالب اهدافی سیاسی و استراتژیک، مبنای مقابله با رویکردهای حضور جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های بین‌المللی قرار دادند. 

در این راستا حتی جهت‌گیری‌های استراتژیک جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ سیاست نگاه به شرق و نیز تلاش برای برقراری روابط با ممالک حوزه‌های دور دست جغرافیایی از جمله با برخی از کشورهای آفریقایی و به ‌ویژه در آمریکای لاتین که بعضاً از آنها به حیاط خلوت ایالات متحده‌ آمریکا تعبیر می شود، هرچند که این قبیل اقدامات فراهم‌کننده‌ فرصت‌هایی مقطعی برای اطاله‌ بازیگری دیپلماتیک  است، اما فرآیند بررسی پرونده‌ هسته ای ایران حاکی از آن است که همواره نوع نگاه در تعاملات و رفتار قدرت‌های شرقی و به‌ ویژه روسیه به مسائل ایران با اولویتی کاملاً تاکتیکی بوده و به دور از عمق استراتژیک است. 

ایران از نظر کشورهای عضو باشگاه هسته‌ای، کشوری است که از امکانات مالی، جمعیتی، ژئوپلیتیک، مواد خام  و به‌ویژه سنگ اورانیوم و نیز مهارت‌های بالقوه علمی- بومی و صنعتی متناسب برخوردار می باشد. این امر در استراتژی قدرت‌های عضو باشگاه هسته ای جهان با استناد به‌ دلایل تاریخی و برداشت‌های ویژه‌ آنان از توجیه تهدید، سبب گردیده تا هرگونه حرکت کشورهای غیرعضو این باشگاه به ‌سوی فناوری هسته‌ای یک چالش جدی علیه منافع بین‌المللی تلقی گردد. لذا این فرآیند ضمن ایجاد موضع مشترک و گسترش هم گرایی در مناسبات اعضای باشگاه هسته ای، زمینه‌ای اساسی در پایداری نظام‌های بین‌المللی با رویکرد ژئوپلیتیک بوده و سبب ایجاد تعامل و اجماع در میان قدرت‌ها می باشد. بنابراین در مسائل بین‌المللی توازن کیفی قدرت‌ها برای همراهی بسیار مهم است. 

مع الوصف، روند تصمیم‌گیری در مورد برنامه هسته‌ای ج.ا.ا به کشور روسیه دیدگاهی سوداگرانه، به اروپائیان فرصت‌طلبانه و به ایالات متحده آمریکا به‌ لحاظ فشارهای گسترده منابع مالی اعراب و لابی حامی رژیم صهیونیستی اسرائیل و نیز تعارضات ایدئولوژیکی، درصورت عدم توافق می تواند بستری برای رشد ریشه های خصمانه باشد.

 با این حال اوضاع حاکم بر نظام ژئوپلیتیک جهانی حاکی از آن است که نظام بین‌المللی کنونی کم‌خطر‌تر اما بی‌نظم‌تر از دوره‌ جنگ سرد است، به ‌نحوی که در حال حاضر خطر آنی آن کمتر است، اما مسأله اساسی خطر ساختاری جهان معاصر است که تعدد منابع تهدید و مراکز تولید تهدید را افزایش داده است. 

البته در شرایط کنونی هرچند که تغییرات استراتژیک ایجاد شده در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا (دولت دوم باراک اوباما) با تاکید  بر لزوم کاهش هزینه های سیاسی و اقتصادی این کشور و ضرورت جلب اعتماد جهانی، که همگام با اتخاذ  سیاست تعامل بین المللی سازنده و تقویت بنیادهای  ژئوپلیتیک در جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای موثر دیپلماتیک دولت یازدهم در توافقات اولیه ژنو و لوزان سوئیس می باشد، اما در صورت عدم تفاهم جامع، پایدار و متوازن در پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران، به نظر می رسد که برنامه فناوری هسته‌ای و غنی‌سازی اورانیوم توسط ج.ا.ا ، ضمن ایجاد جناح ‌بندی ژئوپلیتیک در صفوف قدرت‌های بین‌المللی، می‌تواند حاکی از آغاز جنگ سرد جدیدی  باشد که در آن کشور ایران بعنوان بازیگر اصلی در حد فاصل صفوف قدرت‌های بین‌المللی، قدرت‌های هسته ای را وادار نماید تا مسابقه ویژه‌ای را برای جذب این کشور به ‌کار گیرند. 

زیرا شرایط کنونی جامعه جهانی بخصوص در زمینه های اقتصادی بگونه ایست که دیگر تحمل هزینه های سرسام آور جنگهای فراگیر را  ندارد  و  بن‌بستهای  بین المللی تنها می تواند منجر به صفبندی‌های جدیدی در نظام قدرت جهانی گردند. بنابر همین رویکرد است که اکنون توزیع مسئولیتهای بین المللی و مشارکت پذیری قدرتهای ذینفوذ در مسائل جهانی (اعم ازهزینه ها و منافع)،  به نگرش اساسی رهبران آمریکا در مقابله با منازعات بین المللی تبدیل شده است. 

 لیکن آن‌چه مسلم است، با توجه به مجموعه رویکردهای ژئوپلیتیکی و جریان پیچیده تحولات سیاسی داخلی و خارجی ایران، در صورت عدم درک بین المللی و کم توجهی به لزوم همراهی جمعی نیروهای درگیر در پرونده هسته ای ایران،  این  بار  نیز یک فرصت بین‌المللی با عنوان حل و فصل منازعه‌ هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، تنها می تواند مسالمتی باشد که موجب فروکش کردن مقطعی فضای تنش‌آلود کنونی شود و آرامشی موقتی را بر روابط و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران حاکم کند. 

لذا این امر به هیچ ‌وجه نقطه‌ پایانی بر بحران‌ها و تنش‌های متعدد ایران در نظام بین‌المللی نیست. زیرا  با توجه به پتانسیل‌های پیشرفت‌ و توسعه‌ فناوریهای هسته‌ای ایران، از یک سو دنیای قدرت برای تحقق ثبات بین‌المللی به‌ ویژه در منطقه‌ خاورمیانه و حوزه‌ خلیج‌فارس باید در محاسبات و معادلات متعدد نظام بین‌الملل، جمهوری اسلامی ایران را بعنوان یک واقعیت هسته‌ای و کشوری سرنوشت ساز بپذیرد و از سوی دیگر با تأکید بر این اوضاع جدید و نقش آفرینی منحصربفرد  ژئوپلیتیک ایران در تحولات بین المللی، برقراری هرگونه امنیت و ثبات پایدار در ایران  نیز مستلزم نگاهی جامع  و  راهبردی  به مقوله‌  منافع ملی  و درک متناسب از اوضاع جاری نظام بین‌الملل و  به  ‌ویژه  در مناسبات (اجماع یا کشمکش) میان قدرت‌های جهانی است.

با این همه، پرونده هسته‌ای ایران یک پرونده سیاسی - امنیتی است که قدرت‌های بین المللی معارض آن، با طرح برخی از مسایل فنی و حقوقی، صرفا از این مسئله به عنوان ابزاری برای تامین مطامع سیاسی استفاده می کنند. مشکل اساسی در نگرشها و مباحثات فی مابین ایران با قدرت‌های درگیر در پرونده هسته ای، همواره به خاطر درخواست‌های فراتر آنان از پادمان و مفاد معاهدات ان پی تی بوده است. 

لذا آمریکا و اروپا در مسئله بررسی پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران با ایجاد یک بحران ساختگی، اکنون ضمن طولانی کردن مسیر بررسی‌ها، خود نیز سبب گسترش تردیدها دریافتن شیوه ای برای غلبه بر این بحران ساختگی شده و لذا در صورت عدم تحمیل درخواستهای یکجانبه، از جمله تدابیر دیگر آنان می تواند تلاش و جوسازی برای ترغیب ایران به پرهیز از دیپلماسی و کناره گیری از میز مذاکرات  باشد، تا با جلب توجه افکار عمومی و نهادهای بین المللی، بستر افزایش بیش از پیش هزینه ها و تهدیدات گوناگون را علیه جمهوری اسلامی ایران فراهم نمایند.

/ 0 نظر / 30 بازدید