چین و تحولات آسیای مرکزی

چین

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری‌های آسیای مرکزی، اینمنطقه شاهد حضور و رقابت بازیگران ریز و درشت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بودهاست که با انگیزه‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و فرهنگی به رقابت و نقش آفرینیمشغول هستند.

از جمله بازیگران مطرح و تاثیرگذار در تحولات منطقه آسیایمرکزی باید به چین اشاره کرد. حضور و نقش آفرینی این کشور در منطقه درسالهای اخیر به طرز چشمگیری در حال افزایش است. نگاه این کشور به آسیایمرکزی از یکسو ناشی از نگرانی و تهدیداتی است که پس از تحولات ژئوپولیتیکیناشی از فروپاشی شوروی در این منطقه به وجود آمده و از جانب دیگر فرصت‌هاییاست که این قدرت نوظهور را در معادلات منطقه به سوی خود می‌کشد.

نگرانی‌هایچین در حوزه آسیای مرکزی که همگی ریشه امنیتی دارند عبارتند از:

1-      نفوذ قدرت‌های رقیب اعم از منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به ویژه آمریکا که پساز حوادث یازدهم سپتامبر و حمله به افغانستان حضور گسترده‌ای در مجاورتمرزهای چین دارد.

2-      جدایی طلبی و ناآرامی‌های قومی.

3-      بی ثباتی سیاسی در جمهوری‌های آسیای مرکزی که امکان سرایت به مناطق مرزیچین را داراست.

4-      تهدیدات تروریستی، قاچاق مواد مخدر، افراط گرایی مذهبی و جنایات سازمانیافته.

گذشته از موضوعات امنیتی و سیاسی، چین منطقه آسیای مرکزی را به عنوانبازاری ارزشمند جهت صدور کالاهای خود و نیز منبعی برای تامین انرژی موردنیاز اقتصاد رو به رشد خود در نظر می‌گیرد. با این مقدمه به نگرانی‌ها وعلائق پکن در برخورد با تحولات منطقه می‌پردازیم.

اقلیت اویغور و جدایی طلبیچین از نقطه نظر تاریخی مشکلاتی را در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی بااقلیت مسلمان ساکن در استان سین کیانگ داراست و این موضوع روابط پکن باهمسایگانش را در آسیای مرکزی تحت تاثیر قرار داده است. این منطقه که به طوررسمی ‌استان خودمختار سین کیانگ اویغور نامیده می‌شود با جمهوری‌هایقرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان هم مرز است.

اویغورها گروهی ترک هستندکه با حاکمیت چین از زمان تسلط بر منطقه از سوی پکن در سال1759 مخالفت کرده‌اند. با وجود وعده‌های فراوان مبنی بر اعطای خودگردانی به اقلیت‌های قومی‌ ازسوی حزب کمونیست در طول جنگ داخلی این کشور، سین کیانگ و سایر مناطقخودمختار نظیر تبت به زور در قلمرو چین ادغام شدند. در دهه 1950 پکن برنامهمهاجرت گسترده چینی‌های‌هان به سین کیانگ را آغاز کرد که در نتیجه آن خشم ونفرت از دولت مرکزی در نزد مردم بومی ‌منطقه افزایش یافت.

اگرچه از لحاظتاریخی اویغورها اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل می‌دادند، اما اکنون چینی‌هابیش از نیمی ‌از جمعیت 21 میلیون نفری این استان را شامل بوده و اکثر مناصبحکومتی و اداری را در اختیار دارند. با شکست شوروی در افغانستان و متعاقب آن استقلال جمهوری‌های آسیایمرکزی، جنبش استقلال طلب اویغور جانی تازه یافت. جدایی طلبان اویغور بهوسیله انجام عملیاتهای نظامی ‌در داخل سین کیانگ و نیز در امتداد مرز چین وآسیای مرکزی اعلام موجودیت کردند.

درسال 1990 شورش اویغورها منجر به کشته شدنبیش از50 نفرازآنها توسط نیروهای دولتی گردید. جدایی طلبان مسئول یک‌سری بمبگذاری و عملیات انتحاری در پکن و ارومچی مرکز استان سین کیانگ درسال1997شناخته شدند.

رهبران چین با تنبیه سخت اویغورها به این اقداماتواکنش نشان دادند. اویغورها علاوه بر چین در سایر جمهوری‌های آسیای مرکزی به طور پراکندهدر حال زندگی هستند و این مسئله موجب نگاه ویژه و امنیتی چین به این جمهوری‌ها شده است.

در قرقیزستان حدودا ً50 هزاراویغور ساکن هستند و پکن به بیشککبرای جلوگیری ازحمایت این گروه از اویغورهای چین فشار وارد ساخته است. دولتقرقیزستان با شدت عمل در قبال فعالیت گروه‌های اویغور در این کشور ودستگیری مظنونین به عضویت در جنبش‌های جدایی طلب در صدد رفع نگرانی‌های چینبوده است. البته با توجه به ناآرامی‌های اخیر در قرقیزستان و سرنگونی دولتباقی‌اف رئیس جمهور سابق و عدم تسلط کامل دولت خانم آتنبایوا بر اوضاعسیاسی و امنیتی، نگرانی چین از آغازمجدد فعالیت جدایی طلبان اویغور در خاکقرقیزستان بیشتر شده است.

علاوه بر این، گزارشاتی مبنی بر فعالیت برخیسازمان‌های جدایی طلب اویغور در خاک قزاقستان منتشر شده است. به هرحال حساسیت‌های چین در قبال موضوعات قومی ‌در سین کیانگ و نیزناآرامی ‌در آسیای مرکزی در آینده همچنان ادامه خواهد داشت.

سین کیانگ دارایاهمیت فوق العاده‌ای برای رهبران چین از دید استراتژیکی است. مرکزآزمایشات اتمی‌ این کشور موسوم به لوپ نور در این استان قرار دارد. سینکیانگ چین را به آسیای مرکزی متصلساخته و خطوط لوله نفت و گاز خزر وآسیای مرکزی برای ورود به چین ناگزیر باید از این استان عبور کند.

همکاری منطقه‌ایچین انگیزه‌های امنیتی و اقتصادی نیرومندی جهت گسترش نفوذ و حضور فعالدر آسیای مرکزی داراست. گذشته از نگرانی‌های پکن که مربوط به گروهای جداییطلب و افراطی در آسیای مرکزی بوده و در بالا به آن اشاره شد، این منطقهفرصت‌های فراوانی را به منظور صادرات گسترده برای چین فراهم می‌سازد. به ویژهآنکه جمهوری‌های تازه استقلال یافته در زمینه تولید کالاهای مصرفی ضعیفبوده و در این موضوع واردکنندگان مهمی ‌به شمار می‌روند.

تاسیس سازمان همکاری‌های شانگهای ابتکاری ارزنده از جانب چین به منظورپیشبرد منافع امنیتی واقتصادی خود در آسیای مرکزی به شمار می‌رود. این سازمان اتحادیه‌ای بزرگمتشکل از کشورهای قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، روسیه و چینبه عنوان اعضای اصلی و ایران، هند، مغولستان و پاکستان به عنوان اعضایناظر بوده که سعی دارد تا وسیله‌ای برای گسترش همکاری‌ها در زمینه‌هایاقتصادی و امنیتی فراهم نماید.

سازمان همکاری‌های شانگهای تشکیلاتی موسومبه ساختار ضدتروریسم منطقه‌ای در درون خود داشته و دفتر مرکزی آن در شهرتاشکند است. هدف از این تشکیلات نوین تسهیل همکاری و هماهنگی میان خوداعضا سازمان از یکسو و با سایر موسسات بین‌المللی از سوی دیگر است.

بهعنوان بخشی از تعهدات امنیتی در پیمان شانگهای، دولت چین از سال 2003 مبادرتبه برگزاری تمرینات نظامی‌ ضدتروریستی با همکاری روسیه، قرقیزستان،تاجیکستان و قزاقستان کرده است. اهداف این مانورها موضوعاتی از قبیلمبارزه با جرائم سازمان یافته، آدم ربایی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر وسایر اقداماتی بوده است که گروه‌های تروریستی در سین کیانگ و آسیای مرکزی بهآن مبادرت می‌ورزند. هرچند دولت ازبکستان فعالیت‌های امنیتی خود در چارچوبسازمان شانگهای را کاهش داده اما چین همکاری خود را با این جمهوری به صورتدو جانبه گسترش داده است.

رهبران پکن راه حل مقابله با تروریسم را نهتنها در همکاری تنگاتنگ با همسایگان بلکه با کشورهای دارای منافع مشترکهمچون ایالات متحده می‌دانند. ازنقطه نظر اقتصادی چین به آسیای مرکزی به عنوان منبع تامین احتیاجاتانرژی و اقتصادی خود می‌نگرد. هرچند این منافع در درجه دوم اهمیت پس ازموضوعات امنیتی قرار گرفته است.

رشد سریع اقتصادی این کشور و احتیاجروزافزون به انرژی، تصمیم گیرندگان را ناچار به بررسی مسیرهای جدید انتقالانرژی به این کشوراز آسیای مرکزی ساخته است. در سال‌های اخیر چین بیش ازنیمی ‌از نیازهای انرژی خود را از خاورمیانه تامین کرده است. به منظور متنوعسازی منابع دریافت این مواد، شرکت‌های نفتی چینی کارهای مطالعاتی برایواردات نفت از قزاقستان به وسیله خط لوله موسوم به آتاسو- آلاشانکو را آغازکردند.

در فوریه 2005 شرکت نفت قزاقستان اعلام کرد که با همکاری طرف چینیخط لوله‌ای به منظور صدور نفت خام از قزاقستان به چین تا دسامبر 2006 آمادهساخته و این خط لوله تا ماه می‌همین سال آماده بهره برداری است. شرکت ملینفت چین همچنین مذاکرات خود را با قزاقستان به منظور واردات گاز از اینجمهوری آغاز کرده است.

علاوه بر قزاقستان، چین سرمایه گذاری در بخش‌های نفت وگاز ترکمنستان را آغاز کرده و و از جانبی دیگر حکومت محلی در سین کیانگتوافق نامه‌ای را درنوامبر 2004 با قرقیزستان به منظورخرید انرژی برق آبی جهترفع نیازهای این استان امضا کرد.

علاوه بر موضوع تامین انرژی، حجم مبادلات بازرگانی بین چین و این جمهوری‌ها در حال گسترش بوده و این منطقه تبدیل به بازار مناسبی برای کالاهای چینیشده است. روابط اقتصادی با جمهوری‌های آسیای مرکزی دارای اهمیت فراوانیبرای پکن بوده و عاملی در جهت گسترش صادرات این کشور به منطقه تلقی می‌شود. چین و قرقیزستان هر دو عضو سازمان تجارت جهانی هستند و موانع عمده جهتتجارت بین آنها وجود ندارد. در سالهای اخیر پکن حجم صادرات مواد غذایی وتجهیزات ساختمانی به بیشکک را به طرز قابل ملاحظه‌ای افزایش داده است. بااین وجود، ناآرامی‌های سیاسی و بی ثباتی در قرقیزستان از حجم تجارت درحاشیه مرزهای دو کشور کاسته است.

روابط تجاری میان چین و قزاقستان درسال‌های اخیر به سرعت رو به گسترش بوده و انتظار می‌رود با پیوستن قزاقستانبه سازمان تجارت جهانی بر حجم این روابط افزوده شود. ازبکستان نیز برایروابط تجاری با چین اهمیت فراوانی قائل بوده و این موضوع از اولویتهایسیاست‌های اقتصادی تاشکند است. روابط تجاری میان دو کشوردرسال 2004 به 575 میلیون دلار رسیده و از این سال تا سال 2008 به طور تقریبیرشد ده درصدی در هرسال را شاهد بوده است.

با این وجود، گسترش بی رویه ورود کالاهای مصرفی چینی به بازارهای آسیایمرکزی باعث نگرانی دولتمردان دراین منطقه شده است. بخش‌های ضعیف اقتصادی وصنعتی جمهوری‌های آسیای مرکزی توان رقابت با سیل کالاهای ارزان قیمت چینیرا ندارند. کشورهای این منطقه نگران نابودی اقتصادهای نوپای خود از سوی چینهستند. این مسئله باعث شده تا این جمهوری‌ها به فکر اعمال سیاست‌های کنترلیو محدودیت در ورود کالاهای چینی باشند.

نقش ایالات متحده

چین نگرانی‌‌های عمیقی از نقش و مقاصد ایالات متحده آمریکا در آسیای مرکزیداشته و از محدود شدن فعالیت‌های این کشور در منطقه استقبال می‌کند. نگرانی‌های پکن در صورت انتقال فعالیت‌ها و تمرکز آمریکا و سازمان ناتو از اروپایشرقی به آسیای مرکزی قاعدتاً افزایش خواهد یافت.

اگرچه ازبکستان درجولای 2005 آمریکا را وادار به تخلیه پایگاه هوایی قرشی خان آباد نمود، امااین حضور در سایر نقاط همچنان پررنگ است. رهبران چین تصریح می‌کنند کهحضور نظامی ‌ایالات متحده در آسیای مرکزی باید کوتاه مدت بوده و واشنگتنبرنامه زمان‌بندی را برای خروج از این منطقه اعلام نماید.

نه تنها پکن، بلکهبسیاری از بازیگران منطقه‌ای نظیر روسیه و ایران نیز به این موضوع معتقدهستند.

جمع بندی

فروپاشی شوروی تهدیدات و فرصت‌های فراوانی را برای بازیگران منطقه‌ای ازجمله چین به وجود آورد. همجواری با سه جمهوری آسیای مرکزی و موضوع کنترلمرزها، جدایی طلبی، تهدیدات افراط گرایان مذهبی و حضور بازیگران فرامنطقه‌ای تهدیداتی را برای امنیت ملی چین به وجود آورد و این کشور را وادار ساخت تابا تشکیل اتحادیه‌های منطقه ای نظیر شانگهایو نیز همکاری دوجانبه باجمهوری‌های این منطقه با این تهدیدات به مقابله برخیزد.

از سوی دیگر اینحادثه واجد فرصت‌هایی طلایی برای چین بوده است. وجود ذخایر عظیم نفت و گازدر حوزه خزر که در آینده می‌تواند وابستگی نفتی چین به انرژی خاورمیانه راکاهش دهد از یک سو و بازار بکر و بزرگ منطقه جهت صدور کالاهای چینی و نیازاین جمهوری‌ها به سرمایه گذاری شرکت‌های چینی در بخش‌های صنعتی از سوی دیگرهمگی پکن را تشویق به حضور فعالانه در تحولات این منطقه کرده و آسیایمرکزی جایگاهی ویژه در سیاست خارجی چین پیدا کرده است.

 

نویسنده: مهدی محمودزادهکارشناس آسیای مرکزی و قفقازبه نقل از سایت دیپلماسی ایرانی

/ 0 نظر / 32 بازدید