مقاله جغرافیای سیاسی تحول جکومت در ایران

مقدمه

همان‌طور که پیشتر ذکر شد جغرافیاى سیاسى، پدیده‏هاى سیاسى را در فضاى درونى یک کشور مورد بحث قرار مى‏دهد و کشور نیز از پیوند سه عامل ملت، حکومت و سرزمین تشکیل مى‏شود. مکانیزم اداره سرزمین از سوی حکومت‌ها بر اساس اراده ملت پیونددهنده این سه عنصر است و از پیوند این سه عنصر مفهوم کشور واقعیت می‌یابد. بحث حکومت(دولت) که در این فصل مورد بررسی قرار می‌گیرد در درجه نخست یکی از بحث‌های جغرافیای سیاسی است چرا که این مفهوم از یک سو ساختار سیاسی سازمان‌دهنده محیط جغرافیایی را واقعیت می‌بخشد و یک مبحث جغرافیایی شمرده می‌شود و از سوی دیگر مفهومی است که نقش‌آفرینی سیاسی در محیط جغرافیایی را تمرکز ویژه‌ای می‌دهد و جنبه‌ای سیاسی دارد. در واقع، حکومت بعد عمودی ساختار سیاسی، تشکیلاتی و قانونی است که بر مبنای رضایت عمومی مردم در یک گروه انسانی مشخص شکل می‌گیرد. سرزمین نیز بدنه فیزیکی کشور، چهره افقی یا فیزیکی ساختار سیاسی یاد شده است. به گفته دیگر سرزمین یا کشور جلوه‌گاه فیزیکی حکومت و حکومت ساختار عمودی سازمان‌دهنده سرزمین است.

 از نظر ترتیب توالی پیدایش و مرتبه اعتبار در نظام جهانی، حکومت‌ها به سه دسته اصلی حکومت قبیله‌ای، حکومت سرزمینی و حکومت ملی تقسیم می‌شوند. حکومت قبیله‌ای در مقایسه با گونه‌های دیگر ساختار حکومتی، قدمت بیشتری دارد و بر اساس بعضی از زمینه‌های دینی و سنتی به وجود آمده است و در پایین‌ترین رتبه از تکامل و اعتبار قرار می‌گیرد. حکومت سرزمینی در مقایسه با حکومت قبیله‌ای جدیدتر است. این نوع حکومت بر اساس وجود سرزمین، فتح سرزمین یا گستره‌های مورد ادعای سرزمینی به وجود می‌آید. در واقع حکومت‌هایی که بر اساس انگیزه‌های غیرملتی مانند ایدئولوژی و مذهب در رابطه با سرزمین به وجود می‌آیند، حکومت سرزمینی می‌باشند. حکومت ملتی نیز بر اساس وجود یک ملت یکپارچه و مشخص شکل می‌گیرد. نظام حکومت ملتی از مفهوم حاکمیت ملی ناشی می‌شود و همان مفهوم را واقعیت می‌بخشد. در واقع درهم آمیزی دو مفهوم حکومت و ملت که سبب پیدایش مفهوم نوین حکومت ملتی شده است، اصل مفهوم حکومت را به اصل مفهوم ملت بسیار نزدیک می‌سازد(مجتهدزاده،1381:102).

مفهوم دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، مفهوم دولت مدرن است. در واقع اولین شکل دولت مدرن، دولت مطلقه بود. دولت (حکومت) مطلقه، نوع حکومتی بود که بعد از رنسانس در اروپا ایجاد شد و شکل مدرن آن در ایران در زمان رضا‌شاه به وقوع پیوست. این واژه(دولت مطلقه)، در میانه سده نوزدهم در اروپا رایج شد و منظور دقیق از آن نوع حکومتی بود که در انتقال جامعه از فئودالیته به سرمایه‌داری اولیه نقش اساسی داشت و به این منظور اصلاحات اداری، اقتصادی، دیوانی و مالی قابل‌ملاحظه‌ای انجام داد.

 

شکل(1-2): روند تحول دولت مطلقه در اروپا

قرن 9   قرن 12   قرن 14   قرن 17   قرن 18  قرن 19   قرن 20  قرن21

دولت مدرن

                       

 دولت فئودالی              گذار از فئودالیته          مطلقه ماقبل مدرن   

                   

                 مطلقه مدرن  محافظه کار    لیبرال                             رفاه                نئولیبرال

مأخذ: (افضلی،1386: 42).

از ویژگی‌های دولت مطلقه مدرن می‌توان به تمرکز و انحصار منابع، پیدایش ارتش جدید، تقویت بوروکراسی عقلانی و ناسیونالیسم اشاره نمود. به‌طور کلی دولت‌های مطلقه با درهم شکستن ساختارهای فئودالی و نیروهای ارتجاعی و ایجاد تمرکز و وحدت اقتصادی شرایط لازم برای انباشت اولیه ثروت را فراهم نمودند و سرانجام در نتیجه انقلاب‌های بورژازی فروپاشیدند(افضلی، 1386: 443).

همان‌طور که ذکر شد در ایران نیز نخستین دولت مطلقه مدرن در غیاب گروه‌های نوساز، نظیر بورژوازی ملی قدرتمند، ارتش و نظامیان احزاب ملی مستقل در هیات دولت نوساز رضاشاه پدیدار گشت و به‌عنوان کارگزار و حامل توسعه و عامل انقلاب از بالا نق

/ 2 نظر / 28 بازدید
م

لطفا منابع مطالب را نیز در سایت قرار دهید مفهوم دولت از: ؟؟؟ با تشکر

محمد

با سلام ضمن تشکر از مطالب آموزنده وعلمی تان میخواستم منابع و رفرنس کامل مقاله ی جغرافیای سیاسی تحول حکومت در ایران رو داشته باشم. با تشکر