تحلیل ماتریس اثرات انتخابات ریاست جمهوری ایران وآمریکا بر یکدیگر

اما باید به خاطر داشت که در استراتژی اصلاح طلبان برای ریاست جمهوری سال 92 دو سطح حداکثری و حداقلی تعریف شده است. در سطح حداکثری امید بر آن است که با ایجاد برخی شرایط در موسم انتخابات کاندیدای اصلاح طالبان به ریاست جمهوری برسد. البته این تحلیل در میان اصلاح طلبان جایگاه چندانی ندارد و به نظر تلاش آنها برای رسیدن به کرسی های شورای شهر در سال 92 و تلاش برای سازماندهی خود برای انتخابات سال 96 می باشد. هر چند برخی چهره های اصلاح طلب اظهار می کنند که در انتخابات سال 76 نیز انتظار پیروزی خاتمی را نداشتند!

اما در سطح حداقلی انتخابات که محتمل تر می باشد تلاش برای نزدیک شدن به کاندیدای اصولگرایی می باشد که از نظر دیدگاه به اصلاح طلبان نزدیک تر باشد. در این حالت و در صورت پیروزی کاندیدای مورد حمایت، اصلاح طلبان می توانند در سایه حمایت دولت آینده به بازسازی تشکیلاتی خود بپردازند. در این مقاله ما این گروه از اصولگرایان را که دارای قرابت فکری بسیار با اصلاح طلبان می باشند را "شبه اصلاح طلب" می نامیم.

بنابراین در انتخابات آتی ریاست جمهوری در آمریکا که کمتر از یک ماه آینده برگزار می شود 2 جریان و در ایران نیز 2 جریان اصلی وجود دارند. ما سعی برآن داریم تا به ترتیب اثر هر یک از دولت های فرضی در این 2 کشور بر یکدیگر را مورد بررسی قرار دهیم.

 

ایران

آمریکا

اصولگرایان اقتدار گرا

شبه اصلاح طلبان

جمهوری خواه

1

2

دموکرات

3

4

با توجه به فرض بالا 4 حالت برای 2 کشور متصور هستیم که به ترتیب به بررسی اجمالی هریک از حالت های فوق خواهیم پرداخت:

1- رئیس جمهور ایران یک اصولگرای اقتدار گرا و رئیس جمهور آمریکا یک جمهوری خواه:

برای بررسی این حالت نیازمند آن هستیم تا اندکی به عقاید حاکم بر هر دو جناح بپردازیم. اصولگرایان اقتدارگرا معتقد به آن هستند که دوره استفاده از روش هایی نظیر چماق و هویج، پلیس خوب، پلیس بد، استراتژی ماشه و ... که نشانگر ضعف ایران درمقابله با غرب بوده است به پایان رسیده است. این گروه اعتقاد راسخی بر این موضوع دارد که ایران با توجه به اینکه به قدرتی فرامنطقه ای تبدیل شده است، شایسته احترامی متقابل از جانب طرف غربی است.

از سوی مقابل جمهوری خواهان طرفدار "سیاست قدرت" و یک جانبه گرایی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران می باشند. این استراتژی باعث واگرایی میان متحدان آمریکا در برخورد با موضوع ایران می شود که به نوبه خود آمریکا را در مواجهه با ایران در انزوای سیاسی قرار می دهد و این موضوع به نفع ایران خواهد بود.

بنابراین با توجه به اینکه هر دو کشور خود را دارای قدرتی برتر می دانند  و از طرفی حاضر به کوتاهی از اصول خود نیستند لاجرم شرایط آنها را به سمت استراتژی CHICKEN " " پیش
می برد.

این استراتژی برای هر دو کشور هزینه هایی در بر دارد. اما با توجه به موج بیداری اسلامی در منطقه که منجر به از دست رفتن بسیاری از متحدان آمریکا در منطقه شمال آفریقا و غرب آسیا شده است. آمریکا از موضع ضعیف تری نسبت به ایران در معادلات این منطقه برخوردار است و تا حد امکان تنها به نشان دادن چنگ ودندان به ایران بسنده می کند. پس با وجود اینکه این شرایط در ظاهر خطرناک به نظر می رسد اما در واقع می تواند تامین کننده بسیاری از منافع برای جمهوری اسلامی ایران باشد.

این شرایط را می توان به دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد در ایران و جورج بوش در آمریکا تشبیه کرد. دراین دوران تأکید بوش بر "قدرت سخت" در مواجهه با ایران موجب انزوای وی در عرصه بین المللی شده بود و از سویی ایران با سیاست خارجی فعال خود توانسته بود از این انزوای آمریکا به بهترین نحو برای تأمین منافع خود بهره ببرد.

 

2- رئیس جمهور ایران یک شبه اصلاح طلب و رئیس جمهور آمریکا یک جمهوری خواه:

تجربه سالیان گذشته موید این موضوع است که پایه های تفکرات اصلاح طلبان بر تسامح و تساهل استوار است و این امر را به تمامی ارکان حکومتی از فرهنگ تا سیاست تسری می دهند. هنوز به خاطر داریم که در زمان ریاست جمهوری خاتمی بر کشور تاسیسات هسته ای ما یکی پس از دیگری و به اصطلاح برای جلب اعتماد غرب پلمپ می شدند و در حالی که دولت ایران با تساهل خود گام به گام عقب نشینی می کرد و در حالی که انتظار داشت تا رئیس جمهور جمهوری خواه آمریکا از این خوش خدمتی قدردانی کند. جورج بوش ایران را "محور شرارت" نامید.

بنابراین در این حالت به نظر می رسد "سیاست خارجی مریض" دولت شبه اصلاح طلب در کنار سیاست قدرت دولت جمهوری خواه در آمریکا ترکیب خطرناکی را برای تامین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران به وجود خواهد آورد.

  3- رئیس جمهور ایران یک اصولگرای اقتدار گرا و رئیس جمهور آمریکا یک دموکرات:

این حالت بستگی کاملی به سیاست دموکرات ها در برخورد با ایران دارد. این حزب در برخورد با ایران بر خلاف جمهوری خواهان که بر قدرت سخت تاکید دارند، به قدرت نرم یا به عبارت بهتر "قدرت هوشمند" تکیه می کنند. سیاست خارجی دموکرات ها در قبال ایران مبتنی بر سیاست اجبار است که متاسفانه این سیاست منجر به همگرایی میان آمریکا و متحدان غربی او در مواجهه با موضوع ایران می شود. به عبارت بهتر دموکرات ها تلاش دارند تا با یک اجماع بین المللی علیه ایران از برخورد مستقیم با ایران خودداری کنند و از این طریق هزینه های تقابل با ایران را به کمترین سطح ممکن برسانند. از سوی مقابل سیاست های اقتدار گرایانه و گاهی احساسی از سوی رئیس جمهور اقتدار گرا در ایران بهانه های مناسبی را به آمریکا برای اقدام بر علیه ایران خواهد داد.

نباید فراموش کردکه ایران همواره بیشترین آسیب ها و تحریم های بین المللی را از جانب دموکرات ها متحمل شده است.

شرایط فعلی کشور و تقابل احمدی نژاد در یک سو و اوباما در سوی دیگر به خوبی بیانگر این شرایط می باشد. باید توجه داشت که در این مرحله مسئله اصلی اثرات تحریم بر کشور نیست زیرا همان گونه که رهبر معظم انقلاب در بجنورد فرمودند ما بیش از 30 سال است که با تحریم مواجه هستیم و این امری بدیع نیست. مسئله اصلی تلاش دموکرات ها برای اجماع بین المللی علیه ایران به جای یکجانبه گرایی می باشد.

4- رئیس جمهور ایران یک شبه اصلاح طلب و رئیس جمهور آمریکا یک دموکرات:

به نظر در این حالت دولت شبه اصلاحات ایران با همان سیاست تسامح و تساهل گفته شده با آمریکا برخورد می کند. از سویی دولت دموکرات آمریکا نیز برای دیکته کردن هژمونی خود بر ایران و جلوگیری از الگو شدن ایران اسلامی در چشم کشور های منطقه همچنان به فشار های خود بر ایران خواهد افزود تا بتواند آن را به زانو درآورد. این بسیار ساده انگارانه است که تصور کنیم مشکل غرب و در راس آن آمریکا با ما سطحی و گذرا است و با تغییر یک رئیس جمهور در ایران مسائل نیز تغییر می کند.رهبر معظم انقلاب در این باره فرموده اند:

اینکه ما تصور کنیم با فلان تصمیم، با فلان تدبیر و اقدام، موجب شدیم که دشمنى به طرف ما جلب شود، این غلط است؛ این درست نیست. ملت ایران به خاطر جایگاه مستقل خودش، به خاطر تسلیم نشدن در مقابل نظام سلطه‌ى بین‌المللى، مورد این تهاجم هاست. (حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای، ۹۱/۷/۱۲)

تنها تفاوت در این حالت این است که به علت عقب نشینی ایران در این شرایط، اجماع بین المللی علیه ایران کمتر خواهد شد و غرب برای ترغیب ایران به عقب نشینی بیشتر، هویج های بزرگتری ارائه می کند، در حالی که خطر چماق را همواره گوشزد خواهد کرد.

این حالت را می توان به دوران ریاست جمهوری خاتمی در ایران و بیل کلینتون در آمریکا تشبیه کرد. نباید فراموش کرد که در این دوران "قانون داماتو" در راستای تشدید تحریم های اقتصادی آمریکا علیه ایران، با امضای بیل کلینتون رئیس جمهور وقت امریکا در ششم اوت 1996م قابلیت اجرایی یافت. بر اساس قانون داماتو، هر شرکتی که در صنایع نفت و گاز ایران، بیش از چهل میلیون دلار سرمایه گذاری کند، مشمول تحریم آمریکا می‏شد.

 

نتیجه گیری:

آنچه به نظر می رسد این است که با وجود اینکه جمهوری خواهان در مواجهه با ایران بر طبل جنگ می کوبند، اما هزینه هایی که این جنگ برای منافع آنها در سراسر دنیا به همراه دارد، این سیاست را در حد حرف نگه خواهد داشت. از سویی "سیاست خارجی گالیوری" و ماجراجویانه آنها باعث واگرایی میان متحدان آمریکا در قبال ایران خواهد شد. اما دموکرات ها اغلب بر اجماع بین المللی تاکید دارند و از مواجهه مستقیم با ایران تا حد امکان پرهیز می کنند. این سیاست باعث هم گرایی میان متحدان آمریکا در برخورد با ایران می شود و خطر بیشتری برای منافع ایران به همراه دارد.

در ایران نیز با وجود اینکه وجود یک دولت اصولگرای مقتدر مناسب به نظر می رسد اما در تعیین مصادیق این دولت در میان افراد و جناح ها باید نهایت دقت را به خرج داد تا دچار اشتباه نشد. باید دولتی را برگزید که در عین اقتدار عملکرد منطقی و نه احساسی داشته باشد. 

/ 0 نظر / 6 بازدید