مصلحت امریکا نزدیک شدن به ایران است

جان کری، وزیر امور خارجه امریکا می گوید که ایالات متحده همچنان نسبت به "رفتارهای ایران که ثبات منطقه را به لرزه انداخته است" احساس نگرانی می کند. او همچنین می گوید: "ما واقعا واقعا از رفتارهای ایران در عراق و یمن و جاهای دیگر نگرانیم."

این مواضع امریکا که صحبت از نگرانی می کند و می گوید که از سیاست خارجی ایران در منطقه عربی راضی نیست، تا اندازه زیادی شبیه مواضع امریکا نسبت به رد شهرک سازی اسرائیل در کرانه باختری و بیت المقدس است. همچنین شباهت بسیاری به نگرانی های امریکا نسبت به قلع و قمعی دارد که عبدالفتاح السیسی، رئیس جمهوری مصر در پیش گرفته بدون این که این مواضع اعلام شده تغییری در "واقعیت سیاسی" کشورها اعم از ایران و مصر و هم پیمان استراتژیک امریکا، اسرائیل کند.

لازم به یادآوری نیست که واقعیت همیشه این بوده است که مصالح کشورها چه چیزی را ایجاب می کند، حتی نسبت به مقوله "ثبات" نیز روشن است که مصالح حرف اول را می زنند، مصالحی که جوانب اقتصادی و تجاری و امنیت نظامی آن همیشه مد نظر بوده، نه فقط در ذات مصالحی که منطقه خاورمیانه برای واشنگتن فراهم می کنند، بلکه هر آن چیزی که می تواند برای قدرت های جهان اهمیت داشته باشد. هر چه باشد توجه به تمامی این موارد و محروم کردن دیگر رقبا از رسیدن به آنها و داشتن نقشی بزرگ تر است که کلید تسلط و هیمنه امریکا در جهان محسوب می شود.

این "واقعیت" قابل انعطاف همواره با مصالح جئواستراتژیک متغیر کشورها در ارتباط مستقیم بوده است. بر اساس استراتژی اوباما، بسیاری از موارد اختلافی تنها موارد نظری هستند، مثل مصر دموکراتیک، حقوق بشر، تحریک ها یا مسائل مربوط به بلندپروازی های ایران در منطقه که از جمله آنها می توان به برنامه هسته ای آن اشاره کرد یا دلایل پافشاری اسرائیل به اشغال اراضی فلسطینی سال 67، بدون این که در هیچ کدام از این موارد اختلاف ها عمیق باشد یا با زیر بنای سیاسی این کشورها اختلاف داشته باشد یا مواضع سیاسی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

دقیقا همین واقعیت سیاسی است که باعث نزدیکی "دشمنان دیروز" به یکدیگر شده و هیچ چیز هم نمی تواند جلوی احیای اتحاد سابق آنها را در برهه زمانی کنونی بگیرد. همچنین کشورهای دیگر با وجود ثقل اقتصادی و سیاسی خود مثل عربستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز نمی توانند از ایجاد چنین پیمانی جلوگیری کنند، حتی مصر هم توانایی انجام چنین کاری را ندارد. حتی ترکیه که عضو پیمان ناتو است و برای اعراب و کشورهای اسلامی قابل قبول تر از ایران به حساب می آید نیز نمی تواند جلوی اراده این دو کشور را در نزدیک شدن به هم بگیرد.

شاید بتوان در سیاست ترکیه با ایران معادله ای را دید که بسیار نزدیک به سیاست امریکای اوباما است، علی رغم این که رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه می گوید که مخالف هیمنه ایران بر منطقه ایم و نمی خواهیم ایران جای داعش را بگیرد! می بینیم که روابط بسیار قوی ای با تهران در تمامی زمینه های اقتصادی و انرژی دارد و در هیچ حالتی حاضر نیست وقفه ای در روابط به وجود آید. برای همین است که کاخ سفید هم به دنبال چنین توازنی در این وضعیت متحرک در منطقه است، همان طور که به نظر می رسد خود را آماده تغییر نقشه نفوذ بازیگران منطقه ای نیز می کند، در حالی که بسیار هم مراقب است که درگیری های منطقه ای به درگیری مستقیم با ایران منجر نشود. حتی حاضر هم نیست که به خواسته کشورهای عربی حوزه خلیج فارس توجه کند.

در این چارچوب، اطمینان های کری که می گوید کشورش تلاشی برا عقد "قراردادهای بزرگ" با ایران ندارد؛ و هدف از آن کاستن از نگرانی های کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است، در حقیقت چیزی نیست جز ایجاد فضای بزرگ تر برای نقش آفرینی ایران بعد از عقد توافق نهایی با ایران بر سر برنامه هسته ای اش. همان توافقی که قرار است محور نشست کمپ دیوید میان سران عرب با باراک اوباما باشد. 

/ 0 نظر / 23 بازدید