بازی بزرگ هند در دوره پساتحریم

 

با این حال، به جای آنکه ابتکاری برای حل مشکل انتخاب رهبر کنسرسیوم TAPI مطرح شود، مودی پیشنهاد دیگری را مطرح کرد: انتقال گاز ترکمنستان از طریق ایران به هند از مسیر زمینی و دریایی. تلاش های مودی برای احداث خط لوله زیردریایی ایران-عمان-هند و پیشنهاد استفاده از آن برای انتقال گاز ترکمنستان حرکت دیپلماتیک هوشمندانه ای بود که در برابر توافق ماه آوریل 2015 میان چین و اسلام آباد برای احداث بخش پاکستانی خط لوله ایران-پاکستان (IP) صورت گرفت. اقدام مودی چند روز پیش از اعلام توافق هسته ای میان ایران و گروه 1+5 به مثابه مُشت اول نخست وزیر هند در «بازی بزرگ» کوچک هند و چین برای مشخص کردن مسیر جریان گاز طبیعی ایران در دوران پساتحریم است («بازی بزرگ» اصطلاحی است که برای توصیف رقابت بریتانیا و روسیه در قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم برای تسلط بر منطقه آسیای میانه به کار می رود).

خط لوله ایران-پاکستان ابتدا در سال 1995 به صورت خط لوله ایران-پاکستان-هند (IPI) مطرح شد. قرار بود این پروژه در نهایت روزانه 31 میلیون متر مکعب گاز از ایران به هند منتقل سازد. اما فشار واشنگتن بر هند بعد از توافق هسته ای این دو کشور در سال 2008 باعث شد که دهلی نو در سال 2009 از پروژه کنار بکشد. در همین حال، چین خط لوله ایران-پاکستان را پس از عقد چارچوب توافق همکاری میان ایران و شش قدرت جهانی در آوریل سال 2015 احیا کرد. طبق این توافق، پکن خط لوله را از بندر گوادر در دریای عمان به منطقه «نوابشاه» می کشد تا به شبکه توزیع گاز داخلی پاکستان بپیوندد. برای اسلام آباد که تشنه انرژی است خط لوله ایران-پاکستان اهمیت بسیاری دارد و گاز را از میدان عظیم پارس جنوبی به این کشور می آورد تا با تولید 4500 مگاوات برق، کمبودهایش در زمینه انرژی جبران شود.

برای پکن، خط لوله ایران-پاکستان حرکتی در زمینه ژئوپولتیک انرژی است که باعث پیشبرد دو طرح اقتصادی ابتکاری این کشور است؛ یعنی طرح «کمربند اقتصادی جاده ابریشم» و «جاده ابریشم دریایی» -که هر دو طرح با هم «یک کمربند، یک جاده» نامیده می شوند. توافق پکن و اسلام آباد بر سر احداث خط لوله ایران-پاکستان بخشی از بسته پیشنهادی زیرساختی پکن به ارزش 46 میلیارد دلار است که در نهایت کریدور اقتصادی چین-پاکستان را خواهد ساخت. این طرح از بندر گوادر پاکستان که تحت مدیریت چینی ها است آغاز می شود و به غربی ترین شهر چین، یعنی «کاشغر» در ایالت سین کیانگ ختم می شود. یکی از شرکت های تابعه شرکت ملی نفت چین خط لوله را با وام 2 میلیارد دلاری این کشور خواهد ساخت. در عین حال، ایران کار احداث خط لوله را تا مرز پاکستان تکمیل کرده و پاکستان تعهد داده است که 80 کیلومتر باقیمانده از بندر گوادر تا مرز ایران را پس از پایان تحریم ها احداث کند.

خط لوله ایران-پاکستان برای پکن اهمیتی حیاتی دارد و امکان واردات گاز ایران از طریق پاکستان به ایالت سین کیانگ چین در شمال غربی این کشور را فراهم می سازد. ایالت وسیع سین کیانگ، سکونتگاه اقلیت ناراضی اویغور است و چین با تأمین گاز مورد نیاز می تواند کار توسعه اقتصادی را در این ایالت پیش ببرد و یکپارچه شدن ایالت با مابقی چین و تبدیل شدن آن به دروازه چین به آسیای میانه را تسریع کند. سین کیانگ یکی از سکوهای اصلی طرح ابتکاری «یک کمربند، یک جاده» چین است.

پاسخ هند به طرح چین، طرح کریدور بین المللی شمال-جنوب (INSTC) بوده است. بر اساس این طرح، هند بندرگاهی در شهر چابهار ایران در 72 کیلومتری بندر گوادر پاکستان خواهد ساخت و چابهار به عنوان درگاه این کریدور در اقیانوس هند عمل خواهد کرد. از آنجا که دسترسی هند به آسیای میانه از طریق چین و پاکستان مسدود شده است، چابهار و کریدور شمال-جنوب امکان دسترسی هند را به بازار آسیای میانه هموار خواهد کرد و این کشور خواهد توانست با چین رقابت موثری داشته باشد. هندوستان به دلیل عدم امکان دسترسی مستقیم به منطقه آسیای میانه نتوانسته موقعیت خود را در صنعت نفت و گاز این منطقه تثبیت کند.

پکن در حال حاضر بیش از 50 میلیارد دلار در پروژه های زیرساخت آسیای میانه سرمایه گذاری کرده و حکایت طرح هند در مقابل طرح چین، حکایت مسابقه لاک پشت و قورباغه است. با اینکه کریدور بین المللی شمال-جنوب هند در درازمدت بازی را در منطقه اورآسیا عوض می کند، اما طرح دیگر، یعنی خط لوله ایران-عمان-هند می تواند فوراً و اساساً روند صادرات انرژی در دریای عرب، و متعاقب آن ژئوپولتیک اقیانوس هند، را تغییر دهد.

پیشنهاد اولیه این خط لوله به یکی دیگر از نخست وزیران تأثیرگذار هند، «ناراسیمها رائو» برمی گردد که این ایده را در هنگام دیدار از عمان در سال 1993 مطرح کرد. حالا 22 سال بعد از او، مذاکره میان دهلی نو و مسقط در مورد این خط لوله با جدیت آغاز شده است. در فوریه سال 2015، وزرای امور خارجه هند و عمان قراردادی برای انجام این پروژه منعقد کردند. علاوه بر پیشرفت های فنی که یکی از عوامل تعیین کننده امکان پذیری این پروژه و عقد توافق بود، احتمال برداشته شدن تحریم ها از روی دوش ایران نیز یکی دیگر از عواملی بود که منجر به توافق شد. شرکت گاز جنوب آسیا (SAGE) که در دهلی مستقر است مطالعات امکان پذیری انتقال گاز از پارس جنوبی به عمان و سپس ساحل غربی هند را انجام داده است. حجم مورد نظر گاز برای انتقال در این طرح 31 میلیون متر مکعب در روز در نظر گرفته شده است، درست همان مقدار مد نظر هند در طرح خط لوله ایران-پاکستان-هند، پیش از اینکه دهلی از این پروژه کنار بکشد.

یک هفته پیش از توافق چارچوب همکاری اولیه میان ایران و شش قدرت جهانی، شرکت «فاکس پترولیوم» پیشنهادی برای ساخت خط لوله چندمنظوره عمان-هند مطرح کرد؛ خط لوله ای که در آبهای عمیق راه اندازی می شود و گاز طبیعی ایران را از طریق عمان به ایالت گجرات هند می رساند. این طرح که هزینه آن 5.6 میلیارد دلار تخمین زده شده است، با 1600 کیلومتر طول در طی یک دوره 20 ساله 8 تریلیون متر مکعب گاز به هند می رساند. می توان از همین خط گاز برای انتقال گاز طبیعی از قطر به هند نیز استفاده کرد و انرژی اقتصاد رو به رشد سریع هند را تأمین کرد. همانطور که «نارندرا مودی» نخست وزیر هند در عشق آباد گفت، حتی ممکن است ترکمنستان هم بتواند گاز خود را از همین طریق به هند انتقال دهد.

با توجه به شروع توفانی پکن در آسیای میانه، ایران پساتحریم تبدیل به کلید هند برای ایفای نقش به عنوان بازیگر اصلی در منطقه اورآسیا شده است. تور آسیای میانه مودی و تبلیغ رسمی او برای خط لوله ایران-عمان-هند نشانه شروع دور دیگری از «بازی بزرگ» کوچک هند و چین است. دهلی نو برای رقابت در این بازی باید دیپلماسی مودی را با سرمایه گذاری سنگین در زیرساخت های انرژی و حمل و نقل همراه کند. خط لوله TAPI و خط لوله عمان-هند نقطه شروع این ماجرا هستند.

منبع: دیپلمات/ مترجم: علی عطاران

/ 0 نظر / 29 بازدید