از ترکیه دشمن نسازیم!

لزوم پرهیز از عینک "نوعثمانی‌گری" در مناسبات تهران و آنکارا



بهاء الدین بازرگانی در یادداشتی می نویسد: ترکیه در جریان جنگ تحمیلی و در تحریم های آمریکایی و بین المللی تامین کننده حیاتی ترین نیازهای ما بوده و هست. ترکیه هنوز خیلی بیش از دیگر همسایگان، خصوصا، همسایگان عرب جنوبی، دارای مناسبات متعادل و پایدار و اشتراکات تمدنی، فرهنگی و دینی با ماست. رویکردهای حسن همجواری و وجدان سیاسی آنها در قیاس با دیگر همسایگان، با ما بیشتر است. ترک‎ها دموکراسی دارند، پلورالیسم سیاسی و اجتماعی و نظامات پارلمانی در ترکیه حاکمیت دارد، جامعه مدنی ترکیه با تکیه بر عنصر کار و تجارت و بدون دسترسی به منابع خام زیرزمینی شکل گرفته و نضج پیدا کرده است. ترکها بیش از همه همسایگان دارای سوابق دولت – ملتی هستند. رهبران دیروز و امروز حزب عدالت از اسلام‌گرایی دوران متاخر در کشورمان، بسیار تأثیر پذیرفته و با نواندیشان دینی – ملی معاصر ما مراوده داشته‎اند.  

نویسنده: بهاءالدین بازرگانی گیلانی، مترجم و پژوهشگر


نوعثمانی و نوعثمانی‌گرایی ترکیه امروز و توسعه نفوذ منطقه‌ای و فرامنطقه ای آنکارا، که در محافل سیاسی و نخبگانی کشورمان استعمال فزاینده‌ای پیداکرده، پیش از هرچیز ساخته و پرداخته ممالک غربی، به‌ویژه اروپایی و متأثر از سوابق تاریخی در مناسبات همیشه منازعه آمیز عثمانی – اروپایی است. (بحث چالش برانگیز هلال شیعی و احیای امپراتوری فارس ها از سوی ایران که در ممالک عربی به آن دامن زده می شود، اساسا از همین آبشخور سیراب می شود). پس از روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه، 17 سال پیش در ترکیه و مخصوصا این اواخر به دنبال سیاست های مداخله جویانه رجب طیب اردوغان در منطقه، همین‌طور مناسبات چالشی او با اتحادیه اروپایی، این واژه هرچه بیشتر در محافل سیاسی و بین المللی و از جمله در کشورمان مورد استناد قرار می گیرد. در واقع اظهارات حدود هشت سال پیش داوود اوغلو وزیر خارجه وقت ترکیه که بر ضرورت اتحاد میان کشورهای ترک زبان انگشت گذاشت، سپس توسط دیگر سیاستمداران ترک تکرار شد، پژواک و برانگیختگی زیادی پیداکرد.

با یک نگاه اجمالی به شرایط کاملا دگرگون شده در مناسبات مدرن بین المللی می توان گفت که این واژه‌ای غیر واقعی و تا حد زیادی انحرافی است. ترکیه امروزی هرگز نمی تواند منادی "نوعثمانی‎گری" باشد. ترکیه همانند آلمان پس از دو جنگ جهانی اول و دوم، آرام گرفته و در دنیای امروز به کلی فاقد روحیه و ظرفیت امپراتوری سازی است. این کشور از قدرت و انسجام داخلی برای تحقق این امر بی بهره است. اگر ترکیه زمانی در دوران جنگ سرد، با داشتن دومین ارتش بزرگِ ناتو، به‌عنوان قلاب امنیتی مستحکم در حوزه جنوبی ناتو در مقابل اتحاد شوروی عرض اندام می کرد، امروزه چنین عنصری وجود ندارد و ترکیه اهمیت ژئواستراتژیکی خود را تا حد زیادی از دست داده است. رویکرد بیش از یک دهه گذشته ترکیه به سوی منطقه، حاصل ناامید شدن از اتحادیه اروپایی و سال‌ها تلاش ناکام در پیوستن به این کلوپ سیاسی اروپا بوده‎است. این به نوبه خود به مواجهات سیاسی دو قطعه سرزمینی اروپا و ترکیه در دو سوی بوسفور دامن زده است.

بر خلاف آنچه در کشورمان عموما از آن به ادغام و اتحاد تمام عیار ترکیه با دنیای غرب نام‌برده می‌شود، باید گفت که این تمام واقعیات سیاسی را درنظر نمی گیرد و ترکیه‌ به لحاظ تاریخی و فرهنگی با دنیای سیاسی امروز اروپا تنافر معناداری دارد. ترکیه خیلی بیشتر از ایران با رقابت و تهدیدات از سوی همجواری های دور و نزدیک خود رویاروست و این هر دو به نوبه خود بر شرایط سیاسی و اجتماعی داخلی ترکیه تأثیرات ژرف و بی ثبات کننده برجا می گذارد و هرگونه جاه طلبی های نوع "نوعثمانی" را از او سلب می کند. به روشنی می توان دید که ترکیه با همسایگان مستقیم و غیر مستقیم خود: یونان، قبرس، روسیه، عراق، سوریه، ایران و حتی اسرائیل نوعا در رقابت و تضاد به سر می برد و به نوعی در محاصره قرارمی گیرد. علیرغم وجود منافع زیاد اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی برای ترکیه در مناسبات با اروپا، درعین حال ترکیه‌ حزب عدالت و توسعه، امروزه با اروپایی سر و کار دارد که از اردوغان دیو می سازد، به فوبیای ترک و نوعثمانی در غرب دامن می زند، درهای اتحادیه اروپایی را به روی ترکیه می بندد، یقه حقوق بشری آنکارا را می گیرد، "میدان تقسیم" استانبول را به‌عنوان نماد زورآزمایی جناح های مخالف با دولت، معرفی و تشجیع می کند، در حمایت از کودتا و کودتاچیان و به طور کلی حمایت از دنیای لائیک در ترکیه، هیچ فروگذار نمی کند و از اقوام کردی در منازعه و درگیری تاریخی و فرساینده با حکومت مرکزی، عینا حمایت می کند. این همه و بیشتر، به ایجاد شکاف های داخلی و قومی در ترکیه دامن می زند و از این رو، جایی برای امپراتوری خواهی آنکارا باقی نمی‌گذارد. در یک کلام خلاصه: اروپا بیش از همه دیگران نسبت به ترکیه امروزی آلرژی تاریخی دارد.

راهپیمایی موفق حزب عدالت و توسعه به سوی دموکراسی و توسعه اقتصادی و قبلا حضور کوتاه مدت حزب اسلاگرای رفاه نجم الدین اربکان، پس از چندین دهه بی ثباتی‌ سیاسی و اقتصادی نظامیان و وارثان لائیک آتاتورک، به‌نوعی با اکراه و عدم استقبال غرب و اروپا مواجه شده و از آن میان سیاست های نوعا مستبدانه اردوغانی – که خود، نوعی عقبگرد محسوب می شود – سر برآورده است. تحریکات اروپائیان در مسائل داخلی ترکیه و مخصوصا بعد از کودتا علیه حکومت اردوغان به همراه اعمال فشارهای هرازگاه اقتصادی – در عین همبستگی و ادغام اقتصادی و تجاری ترکیه به اروپا – سبب شد تا آنکارا در چند سال گذشته اجبارا به اهرم فشارِ گسیل آوارگان و جنگ زدگان منطقه ای به اروپا متوسل شود و با باج خواهی، آنان را در تنگنای سیاسی – امنیتی بی‎سابقه‎ای قرار دهد. اخیرا یک وزیر ترک در مناسبتی به تهدید گفته است: "دوباره آنقدر آواره روانه اروپا می کنیم که اروپائیان مجبور شوند ایستاده بخوابند".

دنیای نخبگانی، سیاسی و عرصه عمومی ما امروزه همصدا با اروپا، تهدیدات "نوعثمانی" اردوغان را بزرگ‌نمایی می کند و مخصوصا با رخدادهای اخیر در ورزشگاه تبریز و طرح شعارهای پان تورکیستی، آن را تهدید اساسی برای تمامیت ارضی کشور قلمداد و حملات بی سابقه‌ای را متوجه ترکیه اردوغان می کند. شکی نیست که چنین تحرکاتی در شمال غرب کشور دارای سابقه بوده، واقعیت دارد و باید با تأمل و تدبیر به مدیریت آن پرداخت. اما چنین تحرکاتی به معنای تهدید اساسی برای تمامیت ارضی و حاکمیت ایران نیست و دلایل راهبردی متعددی گویای این است که ترکیه حداقل نمی خواهد و هم نمی تواند درآن نقش و مداخله پایدار و سلطه‌جویانه‌ای داشته باشد. باید منصفانه از خود بپرسیم که ترکیه امروز بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی کدام تهدید امنیتی واقعا موجود را علیه ایران تدارک دیده است؟ متقابلا در یک نگاه اجمالی تاریخی باید پرسید که مگر این جانشینان مقتدر شیخ صفی الدین نبودند که در همپیمانی با غرب نصرانی، تا توانستند علیه عثمانیِ مسلمانی، وارد کارزار شدند و جبهه شرقی آن را به نفع اروپا سال‎ها دستخوش تهدید و فرسایش کردند؟ حالا نوادگان همین صفی الدین از تبریز و اردبیل و مراغه و ... که مقدرات نصفِ بیشترِ مملکت با دستان آنان رقم می خورد، گویا می خواهند، پیاده نظام "پان تورکیسم" و "پان تورانیسم"، شوند و رویای نوعثمانی اردوغان را واقعیت بخشند؟!

ترکیه در جریان جنگ تحمیلی و در تحریم های آمریکایی و بین المللی تامین کننده حیاتی ترین نیازهای ما بوده و هست. ترکیه هنوز خیلی بیش از دیگر همسایگان، خصوصا، همسایگان عرب جنوبی، دارای مناسبات متعادل و پایدار و اشتراکات تمدنی، فرهنگی و دینی با ماست. رویکردهای حسن همجواری و وجدان سیاسی آنها در قیاس با دیگر همسایگان، با ما بیشتر است. ترک‎ها دموکراسی دارند، پلورالیسم سیاسی و اجتماعی و نظامات پارلمانی در ترکیه حاکمیت دارد، جامعه مدنی ترکیه با تکیه بر عنصر کار و تجارت و بدون دسترسی به منابع خام زیرزمینی شکل گرفته و نضج پیدا کرده است. ترکها بیش از همه همسایگان دارای سوابق دولت – ملتی هستند. رهبران دیروز و امروز حزب عدالت از اسلام‌گرایی دوران متاخر در کشورمان، بسیار تأثیر پذیرفته و با نواندیشان دینی – ملی معاصر ما مراوده داشته‎اند. مذهب تسنن ترکیه به فرهنگ و آئین شیعی ما نزدیک تر از همه‌ دیگران است. نظامات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پلورالیستی ترکیه امروز از جامع‌نگری و طمأنینه خاصی برخوردار است و هیچ قرار نیست همچون مجمع الجزایر شیوخ و سلطنت های خاندانی – قبائلی اطراف خلیج فارس، میزبانان مفت و مجانی برای امپریالیست‌ها در منطقه باشد و به بی ثباتی منطقه و رویارویی عریان و سراسیمه، با ایران دامن بزند. این همه را ذیل برخی هیجانات سیاسی و روزمره‎بینی به باد نسیان نسپاریم و روابط متعادل دو همسایه بزرگ را به آونگ اختلاف نظرات عادی و متعارف و مشکلات سیاسی زودگذر نیاویزیم و در بین همسایگان از دوست، به‎سادگی دشمن نسازیم.

منبع: دیپلماسی ایرانی


/ 0 نظر / 989 بازدید