سنی‌های بنیادگرا و «القاعده جدید» در صفوف اپوزیسیون سوریه

.

*مبارزین سنی بنیادگرا و «القاعده جدید» در صفوف اپوزیسیون سوریه 

برکناری «اسد» ممکن است گامی در مسیر صلح باشد اما به خودی خود فرجامی برای مسئله سوریه نخواهد بود. «اسد» در مورد یک موضوع حق دارد. مبارزین سنی بنیادگرا و آنچه نخست وزیرانگلستان دیوید کامرون اخیرابه عنوان «القاعده جدید» از آن یاد کرد، در صفوف اپوزیسیون کاملا مشخص هستند. اگر سوریه سقوط کند، بی شک مبارزه قدرت جدیدی آغاز خواهد شد.

*ایران، سوریه را با تخصص و مهمات حمایت کرده است 

بعلاوه، یک صلح پایدار برای سوریه در صورتی امکان خواهد داشت که تضاد حاکم در این کشور از سیاست های گسترده منطقه ای جدا شود. ایران، سوریه را با تخصص و مهمات حمایت کرده است درحالی که روسیه و چین هرگونه دخالت بیرونی مستقیم را مسدود کرده‌اند.

*ائتلاف بر ضد  اسد از عربستان سلاح های موشکی دریافت می‌کند 

به همین ترتیب، شواهد موجود حاکی از این است که تحریم سلاح وضع شده نیز صوری است. این ائتلاف بطور مستقیم یا غیر مستقیم در حال دریافت سلاح‌های سبک و همچنین سلاح های ضدموشکی از عربستان سعودی برای مقابله با نیروی هوایی «اسد» است.

*سرنوشت اسد به علویانی که او را گرامی می دارند وابسته است 

حضور معتبر بین المللی در این وضعیت به چه شکل و تحت کدام اختیار صورت خواهد گرفت؟ پیمان عرب، سازمان ملل متحد، ناتو ، اتحادیه اروپا و یا یک گروه تقویت شده در تماس با هم؟ تجربه انتقال سیاسی در افغانستان، عراق و لیبی (که نمی شود آن را خوشایند خواند) نشان می دهد که مصالحه سیاسی اولیه بسیار مهم است، اما تنها به شکلی ممکن است که کشتارهای انتقام جویانه متوقف شده باشد.

در ضمن لازم است که حکومت جدیدی در دمشق ایجاد و حمایت شود، حکومتی که به زمان‌بندی سیاسی برای انتقال زیربنایی این کشور با خلع سلاح و بازپروری مبارزین متعهد باشد. نیروهای مسلح باید از نو بازسازی شده و خدمات لازم و سیستم قضایی برای حفظ ثبات کشور حیاتی می باشد.

انتخابات ملی همگام با قانون اساسی جدید نیز در ارتباط با عناصر افراطی حاضر در اپوزیسیون لازم است که ناچار به گزینشی میان مصالحه و یا برکناری هستند. آیا روسیه و چین موافقت خواهند کرد؟ شاید اکنون زمان مناسبی مانند مورد «تونی بلر» جهت تشکل شش گانه برای سوریه – آمریکا، پیمان عرب، چین، اتحادیه اروپا و روسیه است؟ 

*زمانی که اقلیت ها احساس امنیت کنند صلح در سوریه پایدار خواهد بود

اما مسئله این است. برای راهیابی سوریه به صلح واقعی انسجامی جدید برای تقویت این کشور لازم است که کاملا با زمان اقتدار پدر «اسد» در سوریه مغایر باشد. این امر آسان نخواهد بود. سرنوشت «اسد» به اقلیت های بسیاری چون جامعه شیعه، بخصوص علویانی که او را گرامی می دارند وابسته است. مردم سوریه را 90% اعراب، با حدود دو میلیون کرد، بعلاوه گروه های کوچکی تشکیل می دهد که روی هم یک جمعیت 22 میلیونی را می سازند که از سال 1966 حدود 300% افزایش یافته اند. همچنین سوریه کشوری مسلمان با 87% سنی و 13% شیعه است و بقیه جمعیت از گروه های کوچک مسیحی، دروزی و دیگر جوامع تشکیل شده است. در گذشته قانون اساسی حزب بعث از اقلیت ها حمایت می کرد. زمانی که دقیقا همین اقلیت ها احساس امنیت کنند، آن زمان صلح در سوریه پایدار خواهد بود.

*خلاء ناشی از شکاف جامعه بین الملی پس از صلح در سوریه

تایید ماه گذشته مسکو در رابطه با برکناری «اسد» با تاکید «فاروق الشرع» معاون اول «اسد» که هیچکس نمی تواند برنده جنگ داخلی سوریه باشد همسو شد و اینکه انتقال حکومت در حال حاضر و در این برهه واقعا تکان دهنده جنگ تنها راه حل ممکن است. متاسفانه به این زودی ها نمی شود منتظر صلح بود.

یک صلح پایدار در سوریه تنها با حمایت مداوم جامعه بین الملل متحد امکان پذیر است که در حال حاضر وجود ندارد. حتی اگر چنین وضعیتی قابل بررسی باشد کدام کشور آماده مبادرت به ارسال نیروهای زمینی تحت اختیار سازمان ملل متحد برای حفظ صلح است؟ و چه کسی حاضر به ارائه منابع عظیم حیاتی برای استقرار دوباره جمعیت سوریه، پیشبرد صلح آمیز انتقال حکومت و بازسازی یک سوریه ویران است؟

*ارتباط جنگ داخلی سوریه و شکل آتی ژئوپلیتیکی خاورمیانه

اگر صلح همین فردا، بطور معجزه آسایی از راه برسد، سوری ها با خلایی ناشی از شکاف جامعه بین المللی روبرو خواهند شد. جنگ داخلی سوریه صرفا بر سر انتقال قدرت از یک اقلیت ملی به یک اکثریت نیست، بلکه موضوع شکل آتی ژئوپلیتیکی خاورمیانه است. بدون حمایت واقعی از جانب ما، سوریه همچنان خطری برای خود و همسایگان اش در یک منطقه بسیار خطرناک خواهد بود

/ 0 نظر / 13 بازدید