بررسی دلایل نزدیک تر شدن اروپا به ایران

دیدگاه اول بر این باور است که اتحادیه اروپا به عنوان یک کنشگر بین­المللی مستقل از آمریکا، در سایه تحولات داخلی و گفتمان سیاست خارجی تعامل گرای ایران، در صدد توسعه روابط با جمهوری اسلامی بر آمده است. قائلین به این رویکرد استدلال می ­کنند که اروپا و آمریکا دارای منافع راهبردی متفاوت و حتی متعارض در سیاست بین ­الملل هستند که مستقلاً در پی تأمین آن  می­ باشند؛ روابط اروپا و آمریکا با ایران نیزاز این قاعده مستثنی نیست. از این رو، منافع اروپا در نزدیکی و توسعه روابط با ایران لزوماً تابعی از منافع آمریکا نیست. فراتر از این، اروپا و آمریکا در رابطه با ایران حتی منافع متعارضی نیز ممکن است پی­گیری نمایند. لذا، روابط ایران و اروپا را باید مستقل از نگاه و دیدگاه آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی تحلیل کرد.

دیدگاه دوم، برعکس، اعتقاد دارد که اتحادیه اروپا به پیروی از آمریکا برای گسترش روابط خود با ایران تلاش می­ کند. از منظر این گروه، اروپا و آمریکا اهداف و منافع همسان و یکسانی در قبال ایران دارند؛ به گونه­ ای که منافع اروپا تابعی از منافع آمریکاست و در ذیل آن تعریف می­ گردد. از این رو، گسترش روابط اروپا با جمهوری اسلامی ایران با چراغ سبز آمریکا و برای تأمین منافع راهبردی این کشور که در برگیرنده منافع اتحادیه اروپا نیز می­ باشد، صورت می ­گیرد. پس نباید چندان نسبت به توسعه روابط اروپا با ایران مستقل از گشایش در مناسبات ایران و آمریکا امیدوار بود.

دیدگاه سوم، برخلاف دو دیدگاه پیشین، استدلال می ­کند که سیاست اروپا برای گسترش روابط با ایران معلول تلاش آن برای کسب آزادی عمل بیشتر از آمریکا در جهان و خاورمیانه است. زیرا، اروپا نه دنباله روی محض آمریکاست و نه بازیگر بین­المللی مستقل و معارض آمریکا. اروپا و آمریکا دارای ارزش ­ها، اهداف و منافع راهبردی مشترکی هستند که بر پایه یک اتحاد راهبردی برای تأمین آنها تلاش می ­کنند. این ارزش ­ها، اهداف و منافع راهبردی به ویژه در رابطه با جمهوری اسلامی ایران کاملاً یکسان و همسان است. اما این اتحاد استراتژیک به معنای آن نیست که اروپا و آمریکا اهداف و منافع تاکتیکی متمایزی در قبال ایران نداشته باشند. چون اروپا و آمریکا در عین اشتراک در منافع راهبردی، در مورد چگونگی تعقیب و تأمین آن ممکن است اختلاف نظر داشته باشند. افزون بر این، در چهارچوب راهبردها و منافع راهبردی کلان رقابت برای تأمین منافع یک جانبه تاکتیکی بین آنها وجود دارد.

سابقه و تجربه تعاملات اروپا و آمریکا در سطح بین ­المللی، منطقه ­ای و جمهوری اسلامی ایران، موید سومین دیدگاه است. تاریخ روابط بین ­الملل پس از جنگ جهانی دوم نشان می­ دهد که اروپا و آمریکا بر پایه اهداف، ارزش ­ها و منافع راهبردی مشترک در قبال سایر رقبا و چالشگران عمل می­ کنند. مناسبات اروپا با اتحاد جماهیر شوروی به خوبی این قاعده را تأیید می­ کند. اما با این وجود، در طول جنگ سرد کشورهای اروپایی در چهارچوب منافع راهبردی مشترک اختلاف نظرها و رقابت­ های تاکتیکی برای گسترش روابط با شوروی داشتند. در واقع اروپایی­ ها ساختار راهبردی غرب را دو ستونی تلقی و تعریف می ­کردند که اروپای واحد یک ستون آن بود. این ساختار دو ستونی متضمن و مستلزم آزادی عمل بیشتر اروپا در نظام بین ­الملل و تعامل با شوروی و سایر بازیگران بین المللی بود. این تلقی اروپایی از ساختار  تعامل راهبردی آمریکا و اروپا همچنان پابرجاست.

منطق آزادی عمل اروپا از آمریکا، متضمن چند نتیجه و پیامد راهبردی است. اول، اروپا پس از فروکش کردن التهابات سیاسی-امنیتی ناشی از حادثه 11 سپتامبر، ناکامی سیاست یک جانبه گرایی امریکا و تجارب بحران های منطقه ای در پی تقویت ستون اروپایی و کسب ازادی عمل بیشتر برای نقش افرینی فعالتر در خاورمیانه است. دوم، آمریکا و اروپا در مورد تعامل با جمهوری اسلامی ایران به یک ارزیابی مشترک و توافق راهبردی رسیده اند. از این رو، سیاست  نزدیکی اروپا  به ایران به معنای تعارض و توازن سازی آن با امریکا نیست. سوم، اروپا تلاش می کند تا در چهارچوب راهبرد کلان تعامل غرب با ایران منافع متوازن و متناسبی را در مقایسه با امریکا کسب کند. به­ویژه، پس از آشکار شدن مذاکرات پنهانی ایران و آمریکا پیش از توافق هسته­ ای ایران و 1+5، کشورهای اروپایی در پی تأمین منافع اروپایی بیشتری می ­باشند. چهارم، موضوعات سیاسی و حقوق بشری در روابط ایران و اروپا برجسته ­تر خواهد شد. چون ارزش ­ها و هنجارها نقش بیشتری در سیاست خارجی اروپا ایفا می ­کنند تا سیاست خارجی آمریکا. پنجم، در روابط اروپا با ایران مسائل اقتصادی و سیاسی به هم پیوستگی جدایی ناپذیر دارند. سابقه روابط اروپا با ایران پس از انقلاب اسلامی نشان می­ دهد که بر مبنای منطق کارکردی صرف نمی ­توان حوزه­ های موضوعی سیاسی را از اقتصادی تفکیک کرد. از این رو، روابط اقتصادی اروپا با ایران به شدت تحت تأثیر روابط سیاسی آن قرار دارد. ششم، جمهوری اسلامی ایران می ­تواند بر اساس دیپلماسی حذفی از رقابت­ های تاکتیکی اروپا و آمریکا برای پیشبرد اهداف و تأمین منافع ملی خود استفاده بهینه کند. این امر به ویژه در حوزه های اقتصادی و کارکردی امکان پذیرتر است. هفتم، اروپا همواره در پی نقش آفرینی بیشتر در منطقه خاورمیانه بوده است. این انگیزه پس از بحران ­های عراق، لیبی، سوریه و مصر تشدید شده است. ایران به عنوان یک قدرت منطقه­ ای می­ تواند به نقش آفرینی منطقه ­ای مثبت اروپا کمک کند. هشتم، روابط اروپا با ایران اگر چه تابع محض روابط ایران با آمریکا نیست ولی در سطح راهبردی مستقل از آن نیز قابل توسعه و تعمیق نمی ­باشد. تجربه مذاکرات هسته­ ای ایران با سه کشور اروپایی موید این واقعیت است. نهم، سردی روابط عربستان با آمریکا، نزدیکی عربستان به اسرائیل و انگیزه اروپا برای حضور فعال تر در خاورمیانه، نقش عنصر عربی در روابط ایران و اروپا را برجسته تر می­ سازد. به گونه ­ای که عربستان به صورت یک عامل مخرب در توسعه روابط ایران و اروپا عمل خواهد کرد. دهم، توسعه و تعمیق روابط ایران و اروپا تابعی از مذاکرات هسته­ ای با 1+5 می­ باشد. به گونه­ای هر گونه موفقیت، ناکامی و بن بست در این مذاکرات مستقیماً روابط ایران و اروپا را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

/ 0 نظر / 24 بازدید