مدلسازیِ ژنومهای ژئوپلیتیکِ تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایران و عراق

اصل مقاله

مقدمه

همان‌طور‌که هر موجودی با توجه به خصیصه­های انحصاری و ذاتی ‌خود، دارای ویژگی‌هایی است یا هر ماده­ای، دارای یک طیف تعیین‌شده‌ مشخصه‌هاست که همچون اثرانگشت برای آن ماده منحصر‌به‌فرد است و با توجه به این طیف می‌توان ساختار و ویژگی‌های آن ماده‌ مجهول را شناسایی‏کرد، کشورها نیز، براساس ژنوم‌های ژئوپلیتیک منحصربه‌فرد خود، یک شخصیت سیاسی و طیفی از توان تأثیرگذاری در عرصه‌ سیاست خارجی خود دارند. ژنوم‌های ژئوپلیتیک یک کشور از جانب کشورهای رقیب به‌عنوان کدهای ژئوپلیتیک تلقی شده، از تقابل این ژنوم‌ها و کدها، فضایی استراتژیک براساس تعامل یا تضاد، بر یک منطقه­ جغرافیایی، حاکم می‏شود؛ بازیگران سیاسی و کشورها تحت‌تأثیر این فضای استراتژیک واکنش‏ها و رفتارهای ژئوپلیتیک خاصی نظیر جنگ، منازعه، همگرایی، واگرایی و رقابت، از خود بروزمی­دهند. ژنوم­های ژئوپلیتیک عبارت‏اند از: مشخصه‌ها و عوامل ثابت و متغیر جغرافیاییِ تعبیه‌شده بر بدنه­ جغرافیایی سیاسی و طبیعی یک کشور که تحت ‌تأثیرهای مثبت و منفی این عوامل بر قدرت ملی کشورهاست که از ژئوپلیتیک به‌عنوان علم مطالعه­ روابط قدرت‏ها یادمی‌شود.

بحران عراق سبب شد، کشورهای گوناگون به دلایل مختلف، درگیر موضوعِ پویاییِ هم‏زمان دو پویشِ سیاست و جغرافیا در عراق شوند. بی‌گمان، پیدایشِ بن‌مایه‌های ژئوپلیتیک جدید عراق پس از سقوط صدام حسین، در این زمینه، نقش اساسی دارد؛ درواقع، در نقشه‌ ژنتیک سیاست و جغرافیا در عراقِ جدید، موتاسیونی جالب رخ‏داده که سبب شده‏است همه‌ کشورهای همسایه‌ عراق، خود را به‌نوعی، درگیر رقابت تازه‌ ژئوپلیتیک تصور‏کنند. ترکیه به ‌دلیل مسئله‌ کردها، اردن و مصر به‌دلیل انزوای سنّی‌ها، لبنان و سوریه و فلسطین به‌ دلیل قدرت‌گرفتن شیعیان در عراق جدید، اسرائیل به ‌دلیل نگرانی از شکل‌گیری یک ائتلاف جدید قدرت در منطقه‌ خلیج فارس (Barzegar,2008:79) و عربستان، قطر، بحرین و امارات متحده‌ عربی به ‌دلیل واهمه از شکل‌گیری هلال شیعی (برزگر،1387: 28-29؛ Alpher:2008:135)، همگی سبب شده‌اند بتوان از یک عراق بسیار متمایز با دوران پیشین نام‏برد.

 

با درنظرگرفتنِ عواملی مانند تقابل ایران و آمریکا، تغییر در آرمان‏های حماس، کاهش و خلع‌سلاح‌های هسته‌ای، صلح اعراب و اسرائیل، موضوع حل‌نشده‌ حاکمیت در دریای چین، هنوز هم خاورمیانه قلب تپنده‌ سیاست در جهان معاصر است (خلیلی،1390: 102). ایران که در قلب خاورمیانه قراردارد با 15 کشور مستقل، هم‏مرز و با 24 دولت، همجوار است. اگر دولت‏های ایران، تنها اهمیتِ واقعیت جغرافیایی را به‏طور عمیق درک‏می‌کردند، در رفتار درازمدت استراتژیک آنها، دگرگونی‌هایی عمیق به‏وجودمی­آمد (کریمی‌پور،1379: 23)؛ حال، اگر تعداد همسایگان یک کشور، کمتر باشد، موقعیت نسبی بهتری خواهدداشت. زیرا با افزایش تعداد همسایگان، به‌دلیل اینکه اغلب، خواسته‌هایی متفاوت دارند، احتمال افزایش اختلاف میان این کشور با یکی یا تعدادی از آنها پدید‏می‌آید (زین‌العابدین،1389: 131). عراق از نظر ژئوپلیتیک، مهم‏ترین همسایه ایران است که بیشترین طول مرز مشترک ایران نیز با این کشور رقم‏خورده‏است (1589کیلومتر)؛ این در حالی است که دو قوم مهم کرد و عرب هر دو کشور نیز هم‏مرز هستند (سالارنژاد،1389: 4). محدودیت عراق در دسترسی به آب‏های آزاد، موضع فرودست در مباحث هیدروپلیتیک، ماهیت تحمیلی مرز در کشورهای خاورمیانه، بیشترین جمعیت و شیعه، مسائل مربوط به قوم کرد و عرب، بحث‏های الحاق‏گرایی و دیاسپورا از مسائلی است که بر سیاست خارجی دو کشور ایران و عراق سایه‏افکنده‏است.

در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، نگارندگان، با تأکید بر تحلیل کدها و ژنوم­های ژئوپلیتیک موجود در جغرافیای سیاسی ایران و عراق کوشش‏کرده‏اند تا میزان تأثیر ژنوم‌های ژئوپلیتیک در سیاست خارجی دو کشور را ارزیابی‏کرده، به این پرسش پاسخ‏دهند که «در عرصه­ تقابل سیاست خارجی، اهرم­های ژئوپلیتیک تا چه ‌اندازه تأثیرگذارند؟» به‌نظرمی­رسد، کد/ ژنوم‏های ژئوپلیتیک، تأثیری بسزا در سیاست خارجی این کشورها داشته‏باشند. نگارندگان کوشیده‌اند تا در قالب مدلی با عنوان «مدل تقابل کد/ ژنوم‏های ایران و عراق»، پیامدهای این تقابل و تأثیر آن بر سیاست خارجی دو کشور را تشریح‏کنند.

 

الف- مبانی نظری

ژنوم ژئوپلیتیک، نقشه‌ جغرافیایی ژنتیک سیاست در یک کشور است که تأثیری بسزا در شکل‌بخشیدن به رفتارهای نظام سیاسی در نظام بین‌الملل دارد؛ بنابراین همان‏گونه‏که انسان­ها، مطابق با نقشه‌ ژنتیک خود عمل‏می‌کنند، کشورها را نیز کدهای ژنتیک راهبری‏می‌کنند[1] (خلیلی،1390: 101). ژنوم ژئوپلیتیک تحت شرایطی اگر بتواند میان منافع و اهداف ملی یک کشور یا بازیگر سیاسی با ارزش‏ها و مزیت‏های جغرافیایی کشورها و بازیگران دیگر وابستگی ژئوپلیتیک[2] ایجاد‏کند، این وابستگی متقابل جغرافیایی، فلسفه‌ همکاری و تعامل بین‌المللی و توسعه و تکامل سیستم جهانی می‌شود (حافظ­نیا،1385: 146). ازآنجاکه ژئوپلیتیک، دانشی است که به سیاستمدار رخصت‏می‌دهد، از موقعیت‌های جغرافیایی سرزمین، حساسیت‏های استراتژیک دریایی و خشکی و منابع کم­یاب اقتصادی و انرژی و آبی بهره‏بگیرد تا سیاست خارجی حکومت یا برتری‌خواهی‌های سیاسی منطقه‌ای و جهانی قدرت را جامه عمل بپوشاند (مجتهدزاده،1381: 129)، بنابراین در منطق این دانش، وابستگی در نقطه‌ مقابل قدرت، استقلال و آزادی عمل قراردارد. کشورهای وابسته به مزیت‏های جغرافیایی دیگران درصورتی‌که فاقد عوامل و مزیت‏های جغرافیایی تعادل‌بخش و متوازن‌کننده باشند در موضع ضعف قرارگرفته، سیاست ملی و خارجی آنها منفعل شده، منافع و اهداف ملی آنها با تهدید مواجه می‌شود (حافظ­نیا،1385: 146).

کد ژئوپلیتیک[3] عبارت‏است از دستور کار عملیاتی سیاست خارجی یک کشور که در ماورای مرزهای خود، مکان‏های جغرافیایی را ارزیابی‏می‏کند. کد ژئوپلیتیک به‌نوعی نتیجه‌ استدلال ژئوپلیتیک عملیاتی است که شامل مجموعه‌ای از پیش‌فرض‏های سیاسی-جغرافیایی مربوط به زیرساخت سیاست خارجی یک کشور است. کدهای ژئوپلیتیک هر کشور، مختص آن است و کشورها سعی‏می‌کنند برای رسیدن به منافع و اهداف خود بر کدهای ژئوپلیتیک دیگران تأثیر گذاشته، آنها را مورد هدف قراردهند (حافظ‌نیا،1385: 144)؛ درواقع، ژنوم ژئوپلیتیک یا نقشه‌‌ ژنگانِ یک کشور به‌عنوان کدهایی ژئوپلیتیک از جانب کشورهای رقیب و همسایه قلمداد گشته، برنامه‌های تصوری و ذهنی سیاست خارجی یک کشور نسبت‏به کشور هدف را راهبری‏می‏کنند؛ یعنی یک کشور براساس نقشه‌ ژنگانِ خود، سیاست خارجی خود را سازماندهی‏می‌کند و کشور رقیب هم با توجه به کدهای ژئوپلیتیک موجود در آن کشور، سعی بر خنثی‌سازی سیاست‏های خارجی آن کشور دارد. ژئوپلیتیک برای دستیابی به یک سیاست خارجی اثربخش و کارآمد بر شناسایی محدودیت‌ها و امکانات به‌وجودآمده از وضعیت و موقعیت‌های در حال ‌تحول منطقه‌ای و جهانی تأکیددارد. درک ژئوپلیتیک از سیاست خارجی کشورها به تحلیل واقع‌بینانه از فضای جغرافیایی پیرامون یک واحد سیاسی، در مقیاس عملکردی نیازمند است. از این جهت، ژئوپلیتیک به‌عنوان یک عرصه‌ مطالعاتی می‌تواند راهبردهای سیاست خارجی کشورها را تعیین و اولویت اساسی آن را مشخص‏سازد (قالیباف و پورموسوی،1387: 55). جان ‌ِکلام، تحلیل‏های ژئوپلیتیک را رابطه‌ قدرت سیاسی بین‌المللی با محیط جغرافیایی تشکیل‏می‌دهد.

آرمان‌گرایان و واقع‌گرایان، به‌عنوان دو دسته از نظریه‌پردازان تأثیرگذار در روابط بین‌الملل، انسان‏ها و کشورها را درخصوص محیط زیست مورد بررسی قرارمی‌دهند. آرمان‌گرایان معتقدند که با تغییر محیط سیاسی بین‌المللی می‌توان رفتار کشورها را تغییرداد. واقع‌گرایان نیز بر این باورند که موقعیت جغرافیایی کشورها اگر تنها عامل تعیین‌کننده‌ رفتار کشورها نباشد، دست‌کم محدودکننده‌ رفتار سیاسی آنهاست؛ علاوه‏براین، موقعیت جغرافیایی، یکی از عناصر مهم تشکیل‌دهنده‌ قدرت ملی است که قلمرو منافع ملی کشورها را معین‏می‌کند؛ پس اگر رفتار سیاست خارجی کشورها تا حدود زیادی تابع شرایط زیست محیطی و جغرافیایی است، درنتیجه سیاست‏گذاران همواره باید در چارچوب این عوامل و شرایط تصمیم‌گیری‏کنند. نظریه‌پردازان ژئوپلیتیک که اغلب در طیف مکتب واقع‌گرایی قراردارند، رفتار سیاست خارجی کشورها را تابعی از شرایط و موقعیت جغرافیایی آنها می‌دانند و تصمیم‌گیری تصمیم‌گیرندگان را در چارچوب الزامات ژئوپلیتیک تحلیل‏می‌کنند (دهقانی‌فیروزآبادی،1382: 54). درک ژئوپلیتیک از سیاست خارجی کشورها به تحلیل واقع‌بینانه از فضای جغرافیایی پیرامون یک واحد سیاسی، در مقیاس عملکردی نیازمند است؛ از این جهت ژئوپلیتیک به‌عنوان یک عرصه‌ مطالعاتی می‌تواند راهبردهای سیاست خارجی کشورها را تعیین و اولویت‌های اساسی آن را مشخص‏سازد. در تلقی بین‌المللی، از قدرت به‌عنوان موتور محرک نظام بین‌الملل و هدف اصلی رفتار دولت‏ها برای کسب منافع و رفع تهدیدها یادمی‌شود. ازآنجاکه مهم‏ترین خصیصه‌ قدرت، پویایی است این ویژگی باعث می‌شود تا جایگاه کشورها در سلسله‌مراتب قدرت در نظام بین‌الملل پیوسته تغییرکند. درک ژئوپلیتیک نسبت‏به نظام بین‌الملل به‌عنوان شاکله‌ برآمده از قدرت در حال ‌تحول دائمی‌جایگاه کشورها، حاوی بصیرتی عمیق برای سیاست خارجی دولت‏هاست. هدف نهایی ژئوپلیتیک از تشریح ساختار نظام روابط بازیگران و چارچوب‌های جغرافیایی قدرت، ارائه‌ این دید به سیاست‏گذاران است که منابع قدرت برآیند چه عناصری هستند و چگونه بر شکل­گیری سیستم ژئوپلیتیک جهانی و روابط قدرت در سطح جهانی و منطقه‌ای و نیز مناسبات بین‌المللی تأثیرمی‌گذارند (قالیباف و پورموسوی،1387: 55).

ب- پیشینه­ پژوهش

نامی(1387)، مار (1380)، مرادیان (1390)، کاتبی و راستینه (1388)، علوی­پور (1388)، خسروی (1388)، دهقانی‌فیروزآبادی (1382)، کریمی­پور (1379)، سجاد­پور (1384)، تیشه‌یار و ظهیری‌نژاد (1384)، همگی، به ‌لحاظ ساختاری، ژئوپلیتیک را پایدارترین عنصر تعیین‌کننده‌ سیاست خارجی به‌شمار‏آورده‌، نشیب ‌و فرازهای سیال‌بودن کانون‌های قدرت را سبب‌ساز پیدایش رابطه‌ای بسیارپویا میان سیاست خارجی ایران و ژئوپلیتیک تلقی‏کرده‏اند؛ اما، نگارندگان، با درنظرگرفتن نوعی فراتحلیل ژئوپلیتیک و بهره‌گیری از مدل تعامل و تقابل ژنوم و کد ژئوپلیتیک که برساخته‌ای نوآورانه است کوشش‏کرده‌اند، نشان‏دهند برمبنای بن‌پارهای ژئوپلیتیک، سیاست خارجی دو کشور عراق و ایران از چه ویژگی‌هایی در برابر هم بهره‏مندند و درواقع، برتری و فراتری از آن کیست.

پ- محیط‌شناسی تحقیق: عراق و ایران

جهان انسان‌ها در چارچوب پراکندگی‌های فضایی واکنش‌های متقابل خود، از شبکه‌ سنگفرش‌گونه­ای شکل یافته است که نماد نمایان آن را کشورها تشکیل‏می­دهند؛ هریک از کشورها با نشانه­های نمادین خود با مرزهایی شناخته‏شده و از هم مجزا می­شوند (حیدری،1391: 533). در شاخص ساختار کشورها که عوامل، تکوین و انسجام فضا و روابط میان آنها را مشخص‏می‌سازد، عامل موقعیت، جایگاه استواری را به خود اختصاص‏می‌دهد. در نگاه ژئوپلیتیک موقعیت در میان هویت کشورها، فضاها و مکان‏ها از بنیادی‏ترین عوامل محسوب می‌شود و دیگر عوامل تحت‌ تأثیر موقعیت قراردارند (نامی و محمّدپور،1387: 1). عراق دارای موقعیت جغرافیایی و سیاسی مهمی ‌در منطقه‌ی خاورمیانه است؛ این کشور از طرف شمال به ترکیه، از غرب به سوریه و اردن، از جنوب به عربستان، از جنوب شرقی به کویت و از شرق به ایران محدود است. کل مرزهای عراق 3859 کیلومتر است که از این میان، 1589 کیلومتر با ایران مرز مشترک دارد. طول نوار ساحلی این کشور در خلیج ‌فارس که تنها مسیر دسترسی به آب‏های آزاد است حدود 58 کیلومتر است که در بعضی منابع براساس حریم جزر و مد، نوار ساحلی عراق را میان 20 تا 48 کیلومتر برآوردمی‌کنند که با این حساب، کشور عراق دارای موقعیتی به‏نسبت بری یا خشکی است (نامی و محمّدپور،1387: 3). دارابودن طولانی‌ترین مرزهای کشور عراق با ایران و واقع‌شدن بیشتر شهرهای پرجمعیت این کشور در مشرق و در کنار مرزهای ایران ازجمله نقاط ضعف ژئوپلیتیک کشور عراق است که آن ‌را از لحاظ مسائل دفاعی و امنیتی آسیب‌پذیرمی‌سازد (علوی­پور، 1388: 117).

ایران کشوری تأثیرگذار، قدرتمند و بازیگری توانمند در خاورمیانه است (قالیباف و پورموسوی،1387: 54) که با مساحتی برابر با 1648195 کیلومتر مربع و مرزهایی به‌طول8731 کیلومتر (حافظ­نیا،1381: 308) با مجموع 15 کشور مستقل و 24 دولت، همجوار است (کریمی­پور، 1379: 23). از نقطه‏نظر طبیعی کشور ایران، دارای بستری ناامن از لحاظ جغرافیایی است به‏طوری‏که از حدود 43 حادثه‌ طبیعی در جهان، ایران به‌صورت بالقوه در معرض 33 بلا (سیل، زلزله، گردباد، طوفان) قراردارد. سرزمین ایران به دلیل بستر طبیعی و موقعیت جغرافیایی خود، همواره دارای شرایط ناپایدار و بی‌ثبات بوده، در معرض رویدادهای ناگوار طبیعی گوناگون قرارداشته‏است. به‌ لحاظ موقعیت نسبی نیز، ایران در جایگاه فوق­العاده استراتژیک در خاورمیانه قرارگرفته‏است؛ وسعت آن در خاورمیانه بعد از عربستان بی‌همتاست و دارای مرزهایی طولانی با مناطق محوری است؛ همچنین بر یکی از مهم‏ترین تنگه­های جهان، تسلط کامل دارد و جهت‌گیری ارتفاعات آن، موقعیت دفاعی مناسبی را پدیدآورده‏است. سطح تحصیلات بالا، همراه با تاریخ غنی، نیز به آن قدرتمندی ویژه­ای بخشیده‏است؛ این ویژگی که مرهون تعامل سازنده با سایر ملت‏هاست در کنار نظامی ‌دموکراتیک و بهره‏مند از 13 درصد منابع انرژی جهان باعث شده تا در نظریه‏های اولیه ژئوپلیتیک، جایگاهی محوری یابد (قالیباف و پورموسوی،1387: 63)؛ درعینِ‌حال، کشور ایران با 57 منبع تنش و مشاجره پایه­ای با همسایگانش، (به‏طور تقریبی در قبال هر همسایه، ده منبع مشاجره‌ فعال یا پنهان (کریمی‌پور،1379: 137))، از تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین کشورهای منطقه‌ خاورمیانه به‌شمارمی‏آید.


ت- ژنوم‌های ژئوپلیتیک مؤثر بر سیاست خارجی ایران و عراق

به ‌نظر برخی تحلیلگران، تنوع و تکثر قومی ‌در خاورمیانه نه‌تنها مانع تکوین دولت ملی شده و کشورها را در معرض بی‌ثباتی داخلی و مداخله‌ خارجی قرارداده، بلکه عامل بروز کشمکش‏ها و منازعات میان ‌دولتی نیز بوده‏است (خسروی،1388: 64). در تقسیم‌بندی قومیتی کشور عراق، 75 درصد ساکنان آن عرب، 20تا 25 درصدکرد و 5 درصد باقیمانده را ترکمن‌ها، آسوری‌ها و دیگر اقوام شکل‏می‌دهند (علوی‌پور،1388: 111). ژنومِ ژئوپلیتیک وجود قومیت‏ها و مذاهب مختلف و متعارض در این کشور، خود عامل ایجاد نابسامانی‌های گوناگون در عراق و منطقه شده‏است.

1- قوم بلوچ و مداخله‌ی عراق

مداخله‌ خارجی در بلوچستان ایران از روابط ایران و کشورهای عربی منطقه خلیج ‌فارس و اطراف آن سرچشمه‏می‌گیرد. نمونه‌ای از تأثیر درگیری‌های منطقه‌ای در طرح مسئله‌ قومیت را در بلوچستان ایرانرا  می‌توان در روابط ایران با عراق پس از روی‏کارآمدن حزب بعث در سال 1968 جست‌وجوکرد. درحالی‌که ایران در اواخر دهه‌ 1960‌و اوایل دهه‌ 1970 میلادی از کردها در عراق حمایت‏می‌کرد و از این طریق، اندیشه‌ هویت ملی آریایی کردها را در برابر عرب‌ها تقویت‏می‌کرد، حزب بعث عراق نیز فعالانه از رؤسای طوایف ناراضی و نخبگان تحصیل‌کرده‌ بلوچ که به سیاست‌های شاه معترض بودند حمایت و بلوچ‌ها را در ایجاد سازمان‌های سیاسی یاری‏می‌کرد. گرچه عراق در این ماجرا دخالت بیشتری داشت، سایر کشورهای عرب ازجمله سوریه و برخی شیوخ عرب در خلیج ‌فارس نیز از بلوچ‌های ناراضی در ایران حمایت‏می‌کردند. این کشورها درمجموع به تبلیغ اندیشه‌ای می‌پرداختند که ریشه‌ نژادی بلوچ‌ها را به اعراب منتسب‏می‌کرد (علوی‌پور،1388: 322). حامیان عرب امیدوار بودند یک هویت مشخص عرب- سنی را در برابر اکثریت فارس- شیعی برای بلوچ‌ها بیافرینند. نویسندگان عرب بر آن بودند که با ارائه‌ شواهدی مبتنی‏بر عرب‌بودن بلوچ‌ها، نظریه‌ آریایی‌بودن آنها را بی‌اعتبار‏سازند؛ آنها ضمن ابراز تأسف از این که بلوچ‌ها زبان عربی خود را فراموش‏کرده‌اند، از این جهت امیدوار بودند که بلوچ‌ها هنوز بسیاری از عناصر هویت فرهنگی و مذهبی عربی خود را حفظ‏کرده‌اند. مهم‏ترین سازمان سیاسی بلوچ ایرانی، یعنی جبهه‌ آزادی‌بخش بلوچستان، تحت حمایت سیاسی، مالی و نظامی‌حزب بعث عراق در اواخر دهه‌ 1960 و اوایل دهه‌ 1970 فعال شد؛ این جبهه مرکز اصلی خود را در بغداد قرارداد و برای تبلیغ مسائل قومی ‌در بلوچستان ایران، برنامه‌ای رادیویی تدارک‏دید. بیشتر فعالان سیاسی بلوچ در این سال‌ها در عراق یا شیخ‌نشین‌های خلیج‌فارس پایگاه داشتند؛ آنها در پایگاه‌های نظامی ‌این کشور آموزش‏می‌دیدند و رهسپار بلوچستان ایران می‌شدند تا ضد رژیم شاه به عملیات نظامی ‌دست‏بزنند؛ این سازمان سیاسی در قاهره و دمشق نیز دفتر داشت و مقام‏های سوری به آن، به‌عنوان نماینده‌ یک حکومت ایالتی در تبعید، موقعیت شبه‌دیپلماتیک داده‏بودند. حزب بعث عراق در مبارزه با شاه تلاش‏کرد ائتلافی ضدشاه متشکل از گروه‌های مختلف زبانی و مذهبی در ایران تشکیل‏دهد؛ به این منظور، سرلشکر پناهیان، عضو سابق ارتش ایران و فرقه‌ دموکرات آذربایجان و عضو حزب توده یک گروه سیاسی به ‌نام «جبهه‌ ملی خلق ایران» در بغداد تشکیل‏داد؛ این گروه، شاخه‌ای به ‌نام «حزب دموکراتیک بلوچستان» به‌وجود‏آورد و نشریه‌ای به‌ نام راه اتحاد به تمام زبان‌های رایج در ایران منتشرساخت؛ جبهه‌ آزادی‌بخش بلوچستان نیز به‌منظور جلب حمایت سیاسی، نظامی ‌و مالی از عراق و سایر کشورهای عرب، شعار عرب‌بودن بلوچ‌ها را مطرح‏کردند؛ این جبهه همچنین از ادعاهای عراق و سایر کشورهای عرب نسبت‏به خوزستان ایران یا به قول عرب‌ها «عربستان» حمایت‏کرد و ادعاهای عراق مبنی‏بر تعلق کامل بر شط‌العرب را پذیرفت.

2- قوم کرد و استفاده‌ ابزاری دو کشور

در خاورمیانه، مطالبات قومی ‌برای کسب حقوق سیاسی، همواره تحت لوای ناسیونالیسم عرب سرکوب‏شده‏است؛ بنابراین مناقشات قومی ‌در فضای پس از جنگ‏های جهانی، هنوز هم مسئله‌ای اساسی محسوب می‌شود. مسئله‌ کردها نمونه‌ بارز مناقشات است (میلتون و کلیف،1385: 91) کردها از آغاز، همواره به‌عنوان وسیله‌ فشار دولت‏های همسایه بر دولت عراق مورد استفاده قرارگرفته‌اند. ازجمله مهم‏ترین بهره‌گیری کشورهای همسایه را می‌توان در حمایت دولت ایران از شورشیان کرد عراق در دهه‌ 1970 دانست که درنهایت، دولت عراق را مجبورکرد معاهده‌ 1975 الجزایر با ایران را بپذیرد که براساس آن، خط مرزی دو کشور در اروندرود به‌گونه‌ای تنظیم‏شد که رضایت دولت ایران را به‌همراه‏داشته‏باشد (علوی‌پور،1388: 116). ادامه‌ رقابت ایران و عراق پس از سال1357 بر کردهای هر دو کشور تأثیرگذاشت. حزب دموکرات کردستان ایران و کومله پایگاه‌های نظامی ‌خود را در عراق مستقرکرده‏بودند و از بغداد کمک نظامی ‌و مالی دریافت‏می‌کردند؛ ایران نیز از حزب دموکرات کردستان عراق و در مواردی از اتحادیه‌ میهنی کردستان حمایت‏می‌کرد. تحول ژئوپلیتیک دهه پایانی قرن بیستم و جنگ‏های اول و دوم خلیج فارس در 1991 و 2003 که به سقوط صدام منجرشد، همراه با آرزوی دیرینه کردها برای نیل به استقلال، زمینه را برای ایجاد خودگردانی کردها و تأسیس حکومت منطقهای فدرال در شمال عراق فراهم‏کرد. شکل‏گیری این حکومت خودمختار که به‏ظاهر با حمایت گفتمان غالب نظام بین‏الملل بوده، با تثبیت موقعیت آن در قانون اساسی عراق، کسب امتیازهای برجسته ازجمله به‏رسمیت‏شناخته‏شدن حکومت منطقه‏ای آنها و اصل فدرالیسم، قانونی اعلامشدن نیروی نظامی کردها و رسمی‏شدن زبان کردی در کنار مشارکت گسترده کردها در هرم قدرت حکومت مرکزی عراق جدید، باعث شده‏است که دولت منطقه‏ای کردستان به مرکز سیستم کردستان و همچنین به کانون تحول و تأثیرگذاری بر دیگر عناصر این سیستم تبدیل‏شود. درخصوص اقوام کرد دولت باید با هوشیاری کامل در سیاست خارجی خود نسبت‏به کشورهای عراق و ترکیه، زمینه دخالت نیروهای فرامنطقه‏ای را در این مرزها به‏حداقل‏رسانده، در سیاست داخلی با اتخاذ سیاست‏های مدبرانه، حضور نیروهای کرد را در مدیریت‏های ملی و مشارکت مردم محلی را در اداره امور منطقه افزایش‏دهد تا از این طریق، ضمن ایجاد اعتماد و تقویت همگرایی، همبستگی ملی، جایگزین همبستگی محلی شود.

3- قوم عرب و ادعاهای انضمام‌طلبانه کشور عراق

هرچند موضوع تجزیه خوزستان و پیونددادن آن با بین‏النهرین از قرن نوزدهم مدنظر بریتانیا بود و در سال‏های 1303،1325،1329 و 1338 ه.ش دولت‏های عراق با پشتیبانی ضمنی بریتانیا و برخی دولت‏های عربی مانند مصر، سوریه، کویت و لیبی آن را پیگیری‏می‏کردند؛ از آغاز تکوین حزب بعث، فکر تجزیه خوزستان و الحاق آن به عراق به‏عنوان هدفی کلی همواره مدنظر بوده‏است. در جریان جنگ هشت ساله، دولت و رسانه‏های عراق بارها به طرح این آرمان پرداختند. به‏نظرمی‏رسد عراق در حمله به ایران دو هدف حداکثری و حداقلی ارضی و مرزی داشت؛ هدف حداکثری آن، الحاق جلگه خوزستان به‏ویژه قلمرو عرب‏نشین آن به عراق و هدف حداقلی، فسخ قرارداد سال 1975 الجزایر بود (کریمی­پور،1379: 45). ادعای آزادسازی و الحاقگرایانه دولت عراق در زمان جنگ هشت ساله، از عواملی است که موضوع بحران و جنگ میان ایران و عراق را پیچیده‏می‏سازد. هر دو کشور بهطور آشکار سعی‏کرده‏اند از تقسیم‏های فرقه‏ای و قومی یکدیگر بهره‏برداری‏کنند. هنگامی‏که عراق با عبور از مرز شطالعرب (اروندرود) به استان خوزستان که بیشتر، عرب‏زبان هستند، داخل شد، تصریح‏کرد که هدفش آزادسازی «عربستان» است (سالارنژاد،1389 :158). ادعای سرزمینی نسبت‏به استان نفت‏خیز خوزستان و اختلاف بر سر تعیین مرزهای آبی، شرایطی بسیار دشوار را در روابط دو کشور ایران و عراق رقم‏زده‏است (خسروی،1388: 76).

4- فرادستیِ هیدروپلیتیک ایران و فرودستیِ عراق

استفاده از منابع آبی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه به دلایل متعدد، مانند متکی‏بودن به حوضه آبی خارج از مرزهای سیاسی، شیوه‏های بهره‏برداری سنتی و نادرست، اجرای پروژه‏های متعدد آبرسانی و انتقال آب، افزایش سریع جمعیت به‏خصوص جمعیت شهری، تلاش برای تأمین نیروی هیدروالکتریک و... به مسئلهای سیاسی و استراتژیک مبدل‏شده‏‏است (احمدیان،1388: 50)، چون عراق هیچ رودخانهای ندارد که از داخل آن کشور سرچشمه‏گرفته‏باشد و رودخانه‏هایی که به عراق وارد می‏شوند، از ایران و ترکیه سرچشمه‏گرفته‏اند (جعفری ولدانی،1388: 65) این مسئله در سیاست خارجی و مناسبات دو کشور عراق و ایران نیز، حساسیتی درخور توجه دارد؛ چراکه اغلب رودخانه‌های جاری در عراق از کشورهای همسایه سرچشمه‏گرفته‌اند و به‌نوعی عراق را در گروگان خود قرارداده‌اند؛ بنابراین در مواقع ضروری می‌توانند اهرم فشارهای لازم را بر عراق واردکنند. رودخانه‌های آوارچای، لاوین‌چای، بانه‌چای، همچنین رودهای چومان و شیخان که شاخه‌های اصلی زاب کوچک‌اند، نیز قزل‌سو و رودخانه‌های آب‌شمشیر، لیله، زمکان، آب زرشک، هواسان، الوند، قوره‌پور، دیره، تنگاب، چم امام حسن، کنگاگوش، کانی‌شیخ، سده، تلخ‌آب، گدارخوش، چم سرخ، کنجان‌چم، گاوی، چنگوله، میمه و دویرج، از خاک ایران سرچشه‏می‌گیرند و به خاک عراق وارد می‌شوند. برداشت‏های کلان‌مقیاس ایران از آب رودخانه‌های وارده به عراق، می‌تواند موضوع مناقشه‌های نوینی باشد که حتی منابع قدیمی‌ مشاجره را تحت‌الشعاع خود قراردهد (نامی و محمّدپور،1387: 334).

افزایش مصرف آب در عراق و عدم‌استفاده‌ی بهینه از آن، موجب بروز اختلاف‏های میان این کشور و ایران شده‏است. دولت عراق به‏تازگی ادعاکرده‏است که ایران با انجام برخی اقدام‏ها روی رودخانه‌های مرزی، موجب کاهش میزان آب ورودی به عراق شده‏است. معاون وزارت امورخارجه‌ ایران، ضمن رد این ادعا آمادگی ایران را برای انجام مذاکرات فنی درخصوص تقسیم فنی آب رودخانه‌های مرزی با عراق و سهم دو کشور اعلام‏کرده‏است. وی با اشاره به توافق ایران و عراق در مارس 2008 برای حل همه‌ مشکلات میان دو کشور براساس معاهده‌ 1975 افزوده که در موافقت‏نامه‌ تقسیم آب رودخانه‌ها منعقده در سال 1975، میزان سهم هریک از دو کشور مشخص نیست و کمیسیونی متشکل از کارشناسان دو دولت در حال‌ تعیین سهم هریک از دو طرف هستند (جعفری‌ولدانی،1388: 66).

کردها نیز که جایگاهی ویژه‌ در دولت مرکزی عراق دارند، از قرارداد 1975 بیش از هر چیز، خواهان اجرای موافقت‏نامه‌ استفاده از آب رودخانه‌های مرزی آن هستند؛ زیرا آب سدهای دربندیخان و دوکان در منطقه‌ کردستان عراق از کوه‏های کردستان ایران سرچشمه‏می‌گیرند و در سال‏های اخیر در ملاقات با مسئولان کشور ایران، به‏کرات این خواسته را تکرارکرده‌اند؛ بنابراین مسئولان مذاکره‌کننده‌ کشور باید به این موضوع عنایت‏داشته‏باشند که به طرف عراقی پاسخ‏دهند که قرارداد مزبور براساس نص صریح آن به‌هم‌پیوسته، جامع و یکپارچه است و لازم است همه‌ بندهای آن هم‏زمان به‏اجرادرآیند تا بی‌جهت به طرف مقابل، امتیازی داده‏نشود (سجادپور و امیری‌مقدّم، 1388: 34). دنبال‌کردن طرح‌هایی مانند سد دوستی در گوشه شمال شرقی ایران در مرز مشترک ایران و ترکمنستان، در طول مرزهای غربی ایران در همجواری با حکومت حریم کردستان، موجب همکاری بیشتر، رواج توسعه در دوسوی مرز و باعث رشد احساس ایران‌دوستی در میان شهروندان کرد در آن سوی مرز می‌شود و از طرفی از هدررفتن آب‏های رودخانه‌های دایمی‌و فصلی جلوگیری‏می‌کند؛ درعوض به‌نظرمی‌رسد اگر کشور ایران به سیاستی مشابه سیاست افغانستان درخصوص هیرمند و ساخت کمال­خان و احتکار حق‌آبه‌ ایران، روی‏بیاورد، با توجه به پیوستگی قومی ‌و عاطفی مردم دو طرف مرز اعمال نظارت حکومت مرکزی در غرب کشور با چالش مواجه شده، موجب همگرایی بیشتر کردها بدون توجه به نقش حکومت مرکزی می‌شود؛ این سیاست از طرف حکومت حریم کردستان، خصمانه قلمداد شده، موجب بروز بحران ژئوپلیتیک دیگری در منطقه می‌شود؛ از بازتاب‏های این بحران ژئوپلیتیک، رخت‏بربستن توسعه، کاهش تولید محصولات کشاورزی و نارضایتی کردهای دو طرف مرز و تشدید احساس همگرایی در میان آنهاست.

به‌طورکلی، حدود 36 رودخانه‌ی مرزی در غرب ایران وجوددارند که به سمت کشور عراق سرازیر می‌شوند. چگونگی بهره‌برداری مشترک از آب رودخانه‌هایی که در غرب کشور وجوددارند می‌تواند هم به‌عنوان عنصری برای ایجاد دشمنی و هم به‌عنوان ابزاری در جهت گسترش روابط میان دو کشور ایران و عراق مورد بهره‌برداری قرارگیرد و درصورت نرسیدن این دو کشور به تفاهم در‏خصوص چگونگی بهره‌برداری مشترک از این رودخانه‌ها، در آینده مشکلاتی در روابط میان آنها پدیدخواهدآمد.

جدول 1. ویژگی‌های برخی از رودخانه‌های مرزی ایران و عراق

 

ردیف

نام رود

موقعیت جغرافیایی

درازا در ایران 
(کیلومتر)

مرز مشترک ایران و عراق 
(کیلومتر)

1

زاب کوچک

آذربایجان غربی

155

45

2

قزلجه سو

کردستان

28

15

3

کنگاگوش

کرمانشاه

79

75

4

الوند

کرمانشاه

117

55

5

قوره تو

کرمانشاه

45

34

6

زیمکان

کرمانشاه

10

-

7

سیروان

کرمانشاه

95

42

8

چنگوله

ایلام

82

-

9

تلخاب

ایلام

50

4

10

کنجان چم

ایلام

69

205

11

دویرج

ایلام

202

25

12

میمه

ایلام

161

25

 

منبع: (جعفری ولدانی، 1388: 66)

 

5- کیفیت دسترسی کشورهای عراق و ایران به خلیج ‌فارس

گرفتاری ژئوپلیتیک عراق در دسترسی به خلیج ‌فارس به‌دلیل ساحل بسیار کوتاه، بغداد را به فکر دستاوردهای ارضی در کویت و دو جزیره­ وربه و بوبیان انداخت؛ درواقع، بخشی از علل حمله‌ عراق به کویت، ناشی از تلاش رهبری عراق برای رفع این گرفتاری ژئوپلیتیک بود؛ راه‌حل استراتژیک دیگری که مورد توجه هر دو کشور ایران و عراق قرارگرفت منحرف‌ساختن جریان شط‌العرب (اروندرود) بود.

/ 1 نظر / 9 بازدید
iranseen

مجله اینترنتی ایرانسین جدیدترین اخبار و مطالب جالب