تبیین موقعیت ژئوپلیتیک ایران

اصل مقاله

 

مقدمه

ژئوپلیتیک، در دیدگاه اندیشمندان علوم سیاسی و جغرافیای سیاسی، همواره از مفاهیم ناپایدار و با تحول­پذیری زیاد به شمار می­رفته است که به واسطه­ی آن موقعیت ژئوپلیتیک متحول کشورها در سطوح مختلف نظام بین­المللی، جهانی و منطقه­ای مورد ارزیابی علمی قرار می­گیرد.

امروزه، از نظر موقعیت ژئوپلیتیک جهانی، اگر نظام جهانی یک پیکر واحد در نظر گرفته شود، جمهوری اسلامی ایران، قلب این پیکره­ی جهانی محسوب می­شود. در مقابل، امریکا طی نیم قرن تلاش نموده است تا به مغز جهان تبدیل شود. هچنین هم­زمان با وقوع انقلاب اسلامی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و با پدید آمدن نظام دوقطبی خداگرا- بشرگرا، موقعیت ژئوپارادایم ایران به عنوان مرکز جهان خداگرا، مقوم رویکرد انقلاب اسلامی در جهان اسلام، به ویژه در حوزه­ی الهام­بخشی برای رهایی از سلطه­ی بیگانگان بوده است که نشانگر موقعیت ژئوپلیتیک  ایران در بین کشورهای منطقه به ویژه خاورمیانه می­باشد. (http://shehr.persiangig.com/iran.pdf)

باید خاطر نشان کرد که هر حوزه­ی منطقه­ای دارای قواعد رفتاری ویژه­ای می­باشد. بنابراین کشورهای منطقه­ای، قدرت­های بزرگ و همچنین جمهوری اسلا­می ایران نقش­های منطقه­ای منحصر به فردی را در هر سیستم تابع منطقه­ای ایفا می­کنند (محمدی، متقی، 1389: ص.139). همچنین، محیط امنیتى هر جامعه­اى، تابع و برآیندى از تعامل و تقابل متغیرهاى محیط داخلى و محیط خارجى آن است. بر این اساس، محیط امنیتى ایران به اقتضاى طبیعت و هویت انقلابى- ایدئولوژیکى­اش و از جهت تاریخى، فرهنگى و قومى به سبب موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیکى­اش محیطى آسیب­پذیر و حساس بوده است. (فاضلی­نیا، 1385: ص.21)

موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، در ساختار فضائی ژئوپلتیک جهانی همراه با دارا بودن کدهای ژئوپلیتیک مؤثر و خیلی قوی در داخل کشورهای همسایه و منطقه­ی خاورمیانه، به گونه­ای است که قدرت­های جهانی و نیز کشورهای هم منطقه با ایران را نسبت به تغییر در وزن ژئوپلیتیکی و تحولات داخلی و خارجی خود بسیار حساس کرده است. زیرا در بسیاری از موارد منافع ملی کشورهای منطقه و منافع بازیگران داخلی کشورهای منطقه در رابطه­ی مستقیم با شرایط ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران و تصمیمات رأس نظام سیاسی ایران قرار دارد. در سطح جهانی اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران به گونه­ای تشریح شده است که آن را هارتلند ژئوپلیتیک قرن بیست و یکم و در قلب منطقه­ی بیضی شکل انرژی استراتژیک، قرار داده است. به طوری­که هرگونه تغییری در وضعیت ژئوپلیتیک ایران، شرایط ژئوپلیتیکی کشورهای منطقه­ی خاورمیانه را بر هم زده و در سطح جهانی تغییرات و تبعات ژئواستراتژیک بر جای می­گذارد.

همچنین، گذشته از این موارد، ملت ایران نیز با سابقه­ی 2500 ساله­ی حضور در فلات ایران و دارا بودن ذهنیت تاریخی پر رنگ از حکومت- ملت بودن، همیشه در تکاپوی ارتقای منزلت و جایگاه خود در سلسله مراتب ساختار ژئوپلیتیک جهانی و منطقه­ای بوده است. به طوری­که اولین تلاش­های ایجاد ساختار دموکراتیک نظام سیاسی را در اوایل قرن بیستم (1906م.) در قالب انقلاب مشروطه و اولین انقلاب­های اسلام خواهی را در قالب انقلاب اسلامی سال 1979م. ، خیلی جلوتر از دیگر ملت­های منطقه به ثمر رسانده است که نتیجه­ی آن بروز تغییر و تحولات اساسی در ساختار و موقعیت ژئوپلیتیک کشورهای منطقه­ی خاورمیانه بوده است.

با توجه به این عوامل و اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در نظام جهانی و بین کشورهای منطقه و تغییر و تحولات زیادی که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در طول دهه­های گذشته با آن رو به ­رو بوده است، در این مقاله سعی شده است، ضمن تشریح و بررسی روند تحولات ژئوپلیتیکی کشور ایران، عوامل مؤثر در این تغییر و تحولات را بیان کنیم.

 

روش تحقیق

در این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع مورد بررسی، روش تحقیق به کار رفته، توصیفی- تحلیلی می­باشد که در آن سعی شده است با استفاده از منابع کتابخانه­ای برای استدلال­های پژوهش، دنبال توجیه قانع کننده باشیم.

 

مباحث نظری

موقعیت ژئوپلیتیک ایران

در سیاست جغرافیایی یا ژئوپلیتیک، نقش عوامل محیط جغرافیایی بر روابط کشورها در نظر گرفته می­شود. بدون تردید یکی از متغیر­های مؤثر در شکل­گیری خط­مشی سیاست خارجی و همچنین مباحث استراتژیک و سیاست دفاعی هر کشور، محیط منطقه­ای و ابعاد مختلف آن است. امروزه نقش هر کشور در سیاست جهانی تحت تأثیر عوامل ژئوپلیتیکی آن است. به گونه­ای که از دیدگاه جغرافیدانان سیاسی، قدرت هر کشور به شدت از ژئوپلیتیک و موقعیت جغرافیایی آن تأثیر می­پذیرد. ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی آن، وضعیت ژئوپلیتیک منحصر به فردی را داراست. این موقعیت، ایران را تبدیل به کشوری بین­المللی کرده است که همواره در معادلات جهانی نقش برجسته­ای به آن می­دهد. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران با انزوا گرایی سازگار نیست و نوعی سیاست خارجی برون­گرا و فعال را به سیاست­گذاران توصیه می­کند. (خلیلی، منشادی و آزموده، 1390: 89-90) موقعیت خاص ایران، همواره بستر مناسبى را براى ایجاد تنش­هاى سیاسى و نظامى و به مخاطره افتادن امنیت ملى آن فراهم آورده است. در گذشته، ژئوپلیتیک ایران به سبب عواملى، مانند منابع خام یا موقعیت گذرگاهى، مورد توجه قرار مى­گرفت، اما با پیروزى انقلاب اسلامى و سقوط شاه، ایران که یکى از متحدین امریکا و غرب در منطقه بود به نیرومندترین دشمن آن­ها در منطقه تبدیل شد و منافع آن­ها را آماج حملات تبلیغى خود قرار داد. از این­رو، غرب از جانب ابعاد جدیدى از ژئوپلیتیک ایران احساس خطر مى­کند. (فاضلی­نیا، 1385: 21) یکی از مهم­ترین این موارد، عوامل اعتقادی و ایدئولوژیک و در رأس آن ژئوپلیتیک اسلامی- شیعی می­باشد. ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی در مرکز جهان اسلام و در قلب جهان تشیع، واقع شده است که در ترکیب با عوامل و عناصر ژئوپلیتیک مهم دیگری چون ژئوپلیتیک انرژی، ژئوپلیتیک دسترسی و ژئوپلیتیک سلطه­ی موقعیت ژئوپلیتیک بسیار حساس را در خود می­بیند. این موقعیت باعث شده است تا تحولات ایران در مرکز توجهات قدرت­های جهانی و کشورهای منطقه باشد که در ترکیب با سابقه­ی تاریخی ملت ایران و پتانسیل­های ملی، چرخه و سیکل تغییرات، موقعیت ژئوپلیتیک بسیار سریعی را برای آن به دنبال داشته است.

جمهوری اسلامی ایران از سه بعد «ژئوپلیتیک»، «انرژی» و «فرهنگی- ایدئولوژیک» ظرفیت و توانایی تأثیرگذاری بر نظام بین­المللی را دارد. افزون بر آن، ایران، خود زمانی تشکیل دهنده­ی نظم بین­المللی بوده است. از نظر ژئوپلیتیک، موقعیت جغرافیایی ایران به نحوی است که در همسایگی قدرت­های مهمی چون روسیه و حوزه­ی نفوذ امریکا (جنوب خلیج فارس) قرار دارد. قرار گرفتن در مناطقی که قدرت­های بزرگ، منافع حیاتی برای خود قائل­اند، به طور طبیعی، جایگاه کشور را در تعامل میان قدرت­های بزرگ افزایش می­دهد. از نظر اقتصادی شاهراه­های بزرگ تجاری جهان در دریا و خشکی یا از ایران یا از نزدیکی ایران می­گذرند و بر این اساس، ایران با پانزده کشور همسایه دارای مرز آبی و خاکی است، ضمن این­که با برخوردای از بخش قابل توجهی از انرژی جهان، داشتن تسلط ژئوپلیتیکی بر بیش از نیمی از ذخایر انرژی دنیا در منطقه­ی خلیج فارس جایگاه مهم در میان کشورهای صادرکننده نفت (اپک) و نهایتاً، نقش بالقوه ایران در تأمین امنیت اقتصادی و انرژی به عنوان سوخت سیاست در جهان برجستگی خاصی دارد. به دلیل اهمیت و حساسیت این موقعیت ژئوپلیتیکی است که قدرت­های بزرگ، مانع تقویت و نقش آفرینی یک ایران ناهماهنگ با نظام بین­المللی می­باشند. (ایزدی و خلفی، 1390: 47-48)

 

تحولات ژئوپلیتیک ایران

تحول ژئوپلیتیکی، عبارت است از بروز تغییر و دگرگونی در الگوها، نظم­ها و ساختارهای ژئوپلیتیکی. تحول ژئوپلیتیکی ماهیتی پویا و دینامیک دارد و عمدتاً در اثر تحول در وزن ژئوپلیتیکی و ساختار و کارکرد عوامل و متغیرهای مؤثر در قدرت ملی و جمعی پدید می­آید. (حافظ­نیا، 1385: 144) برای فهم تحولات و رقابت­های ژئوپلیتیکی علاوه بر منافع و ادعاها، ضروری است علل آنها و نیز اندیشه­های نقش آفرینان اصلی از جمله سران، شخصیت­های با نفوذ و نهادهای تصمیم­گیرنده در حکومت­ها، رهبران و افراد کلیدی جنبش­های منطقه­گرا، خودمختاری­طلب و استقلال­طلب را نیز درک کرد. نقش اندیشه­ها در ژئوپلیتیک، بسیار مهم است. زیرا این اندیشه­ها هستند که اهداف را تعیین می­کنند. همان گونه که داده­های مادی، انتخاب راهبرد مناسب را امکان­پذیر می­نمایند. (واعظی، 1385: 29-30)در چهار دهه­ی گذشته، مهم­ترین عامل تأثیرگذار در تحول موقعیت ژئوپلیتیکی ایران که مبنای تعاملات ایران با قدرت­های جهانی و منطقه­ای را شکل داده است، همین اندیشه­های ایدئولوژیک مردم و حکومت ایران در قالب ایدئولوژی اسلامی- شیعی می­باشد. اهداف حکومت ایران بر پایه­ی همین اندیشه تعریف شده و همواره از داده­های مادی خود همچون ژئوپلیتیک انرژی و دسترسی و دیگر پتانسیل­های ملی خود در راستای رسیدن به اهداف اعتقادی و ایدئولوژیک خود بهره برده است و متقابلاً از همین عوامل نیز تأثیر پذیرفته است.

اگر صفحات تاریخ دو هزار پانصد ساله­ی ایران را ورق بزنیم، به زودی متوجه خواهیم شد که سرچشمه­ی بسیاری از گرفتاری­ها، جنگ­ها و حتی تحمیلات سیاسی وارد شده به این مملکت مربوط به موقعیت جغرافیایی ایران بوده که در بسیاری از مواقع به علت اهمیت سوق­الجیشی (ژئوپلیتیک) آن مورد تجاوز ممالک همسایه واقع می­شده است. البته این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که سرعت راه­یابی تمدن جدید در زندگی مردم ایران و توسعه و پیشرفت امور تجاری هم معلول موقعیت جغرافیایی این مملکت بوده است.(میر حیدر، 1389: 23)به طوری­که صد و پنچ سال قبل، جلوتر از تمام ملت­های شرقی، انقلاب دموکراسی خواهانه­ی مشروطه را به ثمر رساندند که خود زمینه­ساز اولین تحول ژئوپلتیک در تاریخ معاصر ایران یعنی فروپاشی سلسله­ی قاجاریه و تأسیس سلسله­ی پهلوی اول به دست رضاشاه شد. در زمان رضاشاه، ایران از موقعیت ژئوپلیتیک سنتی تحت سلطه­ی روسیه و بریتانیا در شمال و جنوب کشور، خارج و به طور موقت بازیگر سوم یعنی کشور آلمان را به بازی گرفت که در آخر با وقوع جنگ جهانی دوم و شکست هیتلر به وضعیت ژئوپلیتیک تک متغیره همراه با نفوذ کامل ایالات متحده امریکا در ایران تبدیل شد. ایران در قالب پیمان سنتو در موقعیت حائل بین اتحاد جماهیر شوروی و قدرت­های غربی در جبهه­ی غرب قرار گرفت. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی موقعیت ژئوپلیتیک ایران بار دیگر در قالب یک نوع بی طرفی فعال نسبت به دو ابر قدرت امریکا و شوروی تحول یافت. در این دوره، ضمن دوره گذار سال اول انقلاب با وقوع هشت سال جنگ تحمیلی از جانب عراق  به ایران موقعیت ژئوپلیتیک ایران در ضدیت با غرب و پیشبرد اهداف ایدئولوژیک دفاع از منافع مسلمین جهان و منطقه­ی خاورمیانه به خصوص دفاع از حق ملت مظلوم فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی اسرائیل شکل گرفت که هم اکنون در قالب پرونده­ی انرژی هسته­ای ایران شکل شدیدتری به خود گرفته است.

 

جایگاه ایران در نظریه­های ژئوپلیتیک

نظریه­پردازان معروف در اندیشه­های خود موقعیت ایران را نادیده نگرفته­اند و نقش بی­نظیر این کشور را در تأثیرگذاری بر مسائل مختلف جهانی مطرح کرده­اند. مکیندر، ایران را به دو بخش تقسیم می­کند. از ارتفاعات البرز به سمت شمال را جزء هارتلند یا قلب زمین و از البرز به سمت جنوب را جزء هلال داخلی می­داند. ماهان در نظریه­ی قدرت دریایی، برای ایران موقعیت گذرگاهی قائل بود که در مسیر دست­رسی قدرت بّری (زمینی) روسیه به اقیانوس­های جهان قرار دارد. ایران در نظریه اسپایکمن، بخش مهمی از ریملند است و به همین دلیل، موضوع رقابت دو قدرت بّری (زمینی) و بحری قرار گرفته است. کوهن، هر چند در نظریه­ی سیستمی خود از ایران به عنوان عنصری بی­قرینه و کشوری بنیادگرا یاد می­کند ولی در نظریه­ی ساختار ژئوپلیتیک جهان، ایران را بخش مهم منطقه­ی خرد شده خاورمیانه می­داند که می­تواند منشأ تحول باشد. از نظر هانتینگتن، ایران مرکز تمدن اسلامی است که اتحاد آن با تمدن کنفوسیوسی می­تواند پایه­های تمدن غرب را متزلزل سازد. مجتهدزاده، ایران را هارتلند جدیدی در ژئوپلیتیک پست مدرن تصور می­کند و فولر از آن به عنوان قبله عالم یاد می­کند. ایران در دیدگاه توال، سرچشمه­ی تحرک و پویایی جهان تشیع و جهان اسلام است. برژینسکی نیز با توجه دادن دولتمردان امریکا به واقعیت­های ایران، راه­کارهای منطقی را به آن­ها پیشنهاد می­دهد. از نظر اریک ریتر*، ایران به عنوان یک عامل مهم تأثیرگذار در جهان اسلام و آسیای مرکزی باقی خواهد ماند. (احمدی و پارسایی، 1384: 295)


یافته­ های تحقیق

ژئوپلیتیک ایران قبل از انقلاب اسلامی؛ ایران و ژئوپلیتیک دو قطبی

شکل­گیری دوران ژئوپلیتیک دو قطبی در جهان، بعد از جنگ جهانی دوم و از زمان عقب نشینی نیروهای شوروی از آذربایجان ایران بوده است و بعد از دستیابی اتحاد شوروی در سال 1949م. به بمب اتم و شروع جنگ کره در سال 1950م. به طور رسمی آغاز شد.

ایران پس از جنگ جهانی دوم در چارچوب منافع امریکا و غرب و با هدف مهار شوروی، اهمیتی ژئواستراتژیک یافت و همین امر، منشأ سیاست­های امریکا در برابر ایران و حتی طراحی کودتای 28مرداد سال 1332 با مشارکت انگلیس، برای برکناری دولت مصدق بود. ترومن نیز بر همین اساس «تئوری دربرگیری» خود را، مشتمل بر تصمیم امریکا به دفاع از منافع استراتژیک خود و هم پیمانانش در برابر تهدیدات و مطامع اتحاد شوروی اعلام کرد. (درودیان، 1382: 151)موقعیت ژئوپلیتیک ایران تا قبل از انقلاب اسلامى، با تأکید بر متغیرهاى سنتى مورد ارزیابى قرار مى­گرفت و همین متغیرها بودند که باعث جلب توجه کشورهاى غربى، به ویژه امریکا، به ایران شده بود. هر یک از کشورهاى غربى اهداف خاصى را در ژئوپلیتیک ایران دنبال مى­کردند. از جمله مى­توان به توجه آن­ها به موقعیت گذرگاهى ایران و بازار مصرفى قابل توجه در ایران، با توجه به متغیر جمعیت، منابع خام و نفتى ایران، اشاره کرد. از نظر آن­ها، ثبات و امنیت منطقه [خاورمیانه و خلیج فارس] در گرو امنیت ملى ایران بود. (فاضلی­نیا، 1385: 23)با خروج نیروهای نظامی انگلستان از منطقه خلیج­فارس در سال 1350ه.ش. (1971م.)، ایالات­متحده امریکا حفظ امنیت منافع غرب در این منطقه را عهده­دار شد. امریکا این وظیفه­ی حراست از منافع غرب را در ابتدا بر اساس  دکترین نیکسون - کسینجر با انتخاب شاه ایران به عنوان ژاندارم منطقه به انجام رسانید(الهی، 1386: 291) امریکایی­ها معتقد بودند، بی­ثبات و بروز ناآرامی در منطقه باعث نفوذ شوروی می­شود که از جمله آثار آن به خطر افتادن امنیت متحدان و نهایتاً امنیت خود آن­ها خواهد بود. به همین منظور، سنتو (سازمان پیمان مرکزی) را در 21 اوت 1959م. به عنوان جانشین "پیمان بغداد" به وجود آوردند. (آذری نجف آبادی،1390: 707-708) در واقعسیاست امریکا بعد از گرفتاری جنگ ویتنام، بر این مدار قرار گرفت که قدرت­های منطقه­ای خاصی را تعیین و سازماندهی کند تا در چهارچوب سیاست های امریکا و غرب عمل کنند، از این حیث حکومت شاه ایران، برای اهداف و نیات امریکا در خلیج فارس، مناسب بود. از آن­جایی که دادن امکان مانورهای نظامی برای شاه به عنوان ژاندارم منطقه مستلزم تقویت قدرت نظامی بود، در سال 1972م. (یک سال پس از خروج انگلیس) یک سوم بودجه­ی کشور صرف خرید سلاح شد و ایران در مجموع، بیش از یک سوم اسلحه­ی مورد معامله­ی جهان سوم را خریداری کرد و به دنبال شوک نفتی و افزایش درآمدهای نفت، قرارداد 2500 میلیون دلاری خرید اسلحه از امریکا و خرید تانک­های مدرن جیفتن از انگلیس با این دو کشور، منعقد گردید و پایگاه­های متعددی ایجاد و مأموریت­های برون مرزی به ارتش ایران محول شد. موقعیت جغرافیای ایران در ریملند و در نازک­ترین جدار حصار امنیتی و بازدارندگی امریکا به دور شوروی، به عنوان رقیب در حال بسط و گسترش خویش، باعث شده بود که کشور ایران بخش مرکزی کمربند امنیتی پیرامون شوروی را در حاشیه­ی جنوبی آن کشور تشکیل دهد، این کمربند به ابتکار امریکا و متشکل از کشورهای ترکیه، ایران و پاکستان تحت عنوان پیمان «سنتو» در چهارچوب سیاست کانتین منت امریکا تشکیل شده بود(حافظ نیا،1384: 66-67) بهانة‌ ژاندارمی‌ منطقه‌ باعث‌ شده‌ بود که‌ ایران، قبرستان‌ صنایع‌ و کارخانه‌های‌ وابسته‌ و زر‌ادخانةه­ی تسلیحات‌ نظامی‌ شود. ایران‌ در دهه­ی‌ 1350ه.ش.، سلاح‌ها و تسلیحاتی‌ داشت‌ که‌ حتی‌ برای‌ ارتش‌ امریکا نیز گران‌ تشخیص‌ داده‌ می‌شد. (www.eghtesad-e-eslami.org/articles/59.doc) از لحاظ اقتصادیدر فاصله­ی سال­های١٣٣٣ تا ١٣۵٠ دولت ایران با اتکا به رانت نفت، برنامه­ی بلند پروازانه­ای را برای نوسازی و صنعتی کردن کشور دنبال کرد. در نیمه­ی دوم دهه­ی چهل مشکلات اقتصادی و سیاسی الگوی توسعه­ی نفت محور، به مرور پدیدار شده بودند. اما از 1350 به بعد، با افزایش سریع قیمت نفت، این مشکلات مانند یک غده­ی سرطانی بدخیم در کل نظام اقتصادی و سیاسی کشور گسترده شدند و با سرعت کشور را به درون بحران اقتصادی و سیاسی سرنوشت­سازی فرو بردند که نهایتاً به فروپاشی نظام سیاسی کشور در دهه­ی 70 میلادی انجامید. (زمانی، 2008: 72)

  

موقعیت ایران در پیمان سنتو 

ژئوپلیتیک ایران، حدفاصل پیروزی انقلاب تا آغاز جنگ تحمیلی

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که نتیجه­ی آن براندازی رژیم شاهنشاهی و استقرار جمهوری اسلامی بود، تعادل سیاسی منطقه­ی خاورمیانه را، که عمدتاً به سود مستبدان و ابرقدرت­ها بود، برهم زد و نظر به اهمیت فوق­العاده­ی منطقه­ی خلیجفارس، برهم خوردن تعادل قوا در این منطقه، نظام بین­المللی را نیز به طور چشم­گیری متأثر ساخت و منافع عمدتاً ناحق آن­ها را تهدید کرد.(حشمت زاده، 1379: 70)ایران پس از انقلاب سال 1979م. به دشمن ایالات متحده تبدیل شده بود. در حالی که رژیم جدید به دامان اتحاد جماهیر شوروی نیفتاد، اما رفتار پیش­بینی­ناپذیر و شعارهای خشن آن کشور توازن قدرت در منطقه­ها را تغییر داد و امریکا و متحدان آن اکنون از این نگران بودند که با ایران و شوروی رو در رو قرار بگیرند. (کمپ و هارکاوی، 1383: 103)پیروزی انقلاب اسلامی یک مکتب ایدئولوژیک دیگر مخالف با ایدئولوژی مادیگرایی غرب را به موازات ایدئولوژی فرسوده­ی کمونیسم اتحاد جماهیر شوروی در مقابل ابرقدرت­های غربی قرار داد که با دارا بودن زمینه­های فرهنگی قوی در ملل مسلمان جهان و منطقه­ی حساس خاورمیانه و برخورداری از ارزش­های ناب اسلامی، مبارزه طلبی خود را با ارزش­های مادی غرب اعلام نمود.

 

استراتژی ژئوپلیتیکی صدور انقلاب

صدور انقلاب اسلامی، بنیادی­ترین استراتژی ژئوپلیتیکی بعد از انقلاب بوده و است که منجر به برانگیختن حساسیت­های زیادی بین کشورهای منطقه­ای و قدرت­های جهانی شده است. محتوا و اصول این استراتژی را می­توان در بیانات اوایل انقلاب حضرت امام خمینی(ره) یافت:

«ما انقلاب­مان را به تمام جهان صادر می­کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله(ص) بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.» (امام خمینی، 1385، ج12: 138)

همچنین ایشان با هشدار به کسانی که مخالف صدور انقلاب بودند این چنین فرمودند:

«ما باید در صدور انقلاب­مان به جهان کوشش کنیم و تفکر این­که ما انقلاب­مان را صادر نمی­کنیم، کنار بگذاریم؛ زیرا اسلام بین کشورهای مسلمان فرقی قائل نمی­باشد و پشتیبان تمام مستضعفین جهان است، از طرفی دیگر تمام قدرت­ها و ابرقدرت­ها کمر به نابودی­مان بسته­اند و اگر ما در محیطی در بسته بمانیم قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد.»(امام خمینی، 1385 ج12: 202)

 

معنا و مفهوم صدور انقلاب

پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سرآغاز تحقق وعده­ی الهی برای رهایی مستضعفان بود. این انقلاب همچون مشعل فروزانی راه رهایی ملت­ها را از قید و بند استکبار جهانی روشن کرد و به گفته­ی شهید والامقام محمد جواد باهنر:

«­انقلاب ایران، اسلام عزیز را در دنیا حیات تازه­ای بخشید­.» (نقش قیامتی انقلاب اسلامی، ص. 95)

گیز لاکرافت، دانشمند آلمانی شرکت­کننده در همایش بین­المللی «گفت­وگوی فرهنگ­ها­: حافظ، گوته و پوشکین»، با اعلام این مطلب گفت :

«اسلام در دهه­های اخیر به الگو و مکتب نیرومندی تبدیل شده که در سایه­ی آن مبارزه شدید با مادی­گری و برای احیای معنویت جریان دارد.»

تجدید حیات جوامع اسلامی و رشد روزافزون معنویت و بیداری ملت­های تحت ستم در سایه­ی پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد تا ماشین جنگ روانی غرب با تمام قدرت و توان خویش پروسه­ی مخدوش­سازی چهره­ی انقلاب اسلامی را با شیوه­ها و ابزارهای مختلف به کار بندد تا در ارزش­های اسلامی و امکان اجرای آن­ها در قرن بیستم شک و تردید ایجاد کند. یکی از توطئه­های استعماری آنان تحریف و وارونه جلوه دادن صدور انقلاب بود به گونه­ای که هدف از صدور انقلاب را که دعوت به اسلام بود به معنای تجاوز به سرزمین دیگران و جنگ و زورگیری معرفی کردند. حضرت امام خمینی(ره) در مقام تبیین معنا و مفهوم صدور انقلاب اسلامی تصریح می­کنند­:

«ما که می­گوییم اسلام را می­خواهیم صادر کنیم معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر. یک همچون چیزی نه ما گفتیم و نه ما می­توانیم. اما آن­که ما می­توانیم این است که می­توانیم به وسیله­ی دستگاه­هایی که داریم به وسیله­ی همین صدا و سیما به وسیله­ی مطبوعات به وسیله­ی گروه­هایی که به خارج  می­روند اسلام را آن طوری که هست معرفی کنیم. اگر آن طوری که هست معرفی بشود مورد قبول همه خواهد بود.» (صدور انقلاب از دیدگاه امام، 1376، 61 ـ60).

 

انزوای ژئوپلیتیک ایران

محیط ژئوپلیتیک منطقه­ای و جهانی ایران، تحت تأثیر شرایط جدید سیاسی، دگرگون شد. ایالات متحده به عنوان متضرر اصلی انقلاب اسلامی در ایران، تلاش­های همه جانبه­ی خود را برای تحت نفوذ در آوردن دوباره­ی ایران آغاز کرد که عمدتاً ناموفق بود و به تدریج روند حوادث در ایران، خروج این کشور را از محور غرب به رهبری ایالات متحده تأیید ­کرد.

تصرف سفارت ایالات متحده در تهران (و به وجود آمدن بحران گروگان­گیری و حوادث صحرای طبس) و به دنبال آن تحریم­های ایران از جانب امریکا را می­توان مهم­ترین مواجه­ی جدی میان دو کشور پس از سقوط شاه، قلمداد کرد. (علومی، 1387: 98) بعد از این حوادث به تدریجایران از نظر دیپلماتیک منزوی شد و در حالت بحران داخلی و نظامی به سر می­برد. در ماه­های پیش از آغاز جنگ نیز، ایران از نظر بین­المللی و منطقه­ای منزوی شده بود، چرا که (همانطور که گفتیم) از سال 1979م.، تعداد 52 امریکایی را به گروگان گرفته و از سوی غرب طرد شده بود. همچنین با شوروی نیز روابط گرمی نداشت، زیرا جنگ شوروی در افغانستان را تهدیدی برای امنیت منطقه می­دانست و افزون بر آن، کمونیسم را که وجود خدا را منکر بود، تهدیدی جدی برای اسلام تلقی می­کرد و از مقاومت افغان­ها در مقابل شوروی حمایت می­کرد. (دری، 1388: 177)

در واقع بعد از اشغال افغانستان (توسط شوروی سابق)، امریکا در سطح معادلات بین­المللی و منطقه­ای در برابر رقیب خود در دوران جنگ سرد دچار چالش­های اساسی شد. به همین دلیل، نیروهای واکنش سریع را تشکیل داد و در منطقه­ی خلیج فارس و جنوب غربی آسیا فرماندهی مرکزی به وجود آورد تا مسئولیت بحران در این منطقه از حیطه­ی عملکرد سایر ستادهای فرماندهی منطقه­ای اقیانوس آرام، اقیانوس اطلس و اروپا بیرون کشیده شود. (درودیان، 1382: 241) در واقع با سقوط شاه، ستون اصلی سیاست امریکا در منطقه فروریخت و در نتیجه، ساختار امنیت منطقه­ای را در حوزه­های مشترک المنافع با ایالات متحده دگرگون کرد و امریکا را واداشت تا استراتژی منطقه­ای خود را مجدداً ارزیابی کند.(همان: 205)

در ابعاد منطقه­ای، به دلیل تعارض ایدئولوژیک انقلاب اسلامی با ایدئولوژی و منافع برخی از حکومت­ها و رهبران کشورهای منطقه و ایدئولوژی و منافع قدرت­های جهانی، انقلاب اسلامی در انزوای نسبی قرار گرفت. به قدرت رسیدن حضرت امام خمینی(ره) در ایران تغییری اساسی در فضای سیاسی خلیج فارس ایجاد کرده بود. در این باره می­توان به دو دلیل عمده اشاره کرد. اولین و عمومی­ترین دلیل آن­که رژیم اسلامی، با زیر سؤال بردن مشروعیت حاکمان سنتی و نیز مشروعیت رژیم بعث عراق، وضعیت موجود را به چالش کشید. جهان­بینی حضرت امام خمینی(ره) با مفهوم دولت ملی یا سرزمینی ناسازگار بود. مبانی این جهان­بینی یکی اعتقاد به پایبندی دولت­های کشورهای مسلمان به اصول اسلام به عنوان شرط مشروعیت آن­ها و دیگری تفسیر شخصی و غیر متعارف ایشان در خصوص «ولایت فقیه» بود. دومین دلیل نیز آن بود که جاذبه بالقوه­ی حضرت امام خمینی(ره) در نزد شیعیان خلیج فارس تهدیدی علیه عراق (و دیگر کشورهای حوزه­ی خلیج فارس با جمعیت شیعه زیاد نظیر کویت، بحرین، یمن جنوبی و عربستان) بود. اگر چه انقلاب ایران موضوع فرقه­گرایی را کم اهمیت جلوه می­داد، اما پیروزی انقلاب ایران پیروزی اسلام شیعه در سراسر منطقه بود. شیعیان اعم از شیعیانی که در اکثریت بودند، مثل عراق یا بحرین و شیعیانی که در اقلیت بودند، مثل کویت از محرومیت سیاسی و اقتصادی رنج می­بردند. (کینگ وکارش، 1387: 32-33) این­ها به رقم دارا بودن اکثریت جمعیتی، توسط حکمرانانی غیر شیعی رهبری می­شدند که اغلب دنبال حمایت از منافع جوامع هم منفعت خود، یعنی اهل سنت بودند و به هیچ وجه حاضر به برقراری روابط متداول و عادی با رهبران شیعی ایران نبودند و در هماهنگی با قدرت­های غربی از این جهت هزینه­های مضاعفی را به نهادهای سیاسی و اقتصادی ایران تحمیل می­کردند.

در واقع، در دوره­ی قبل و بعد از انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت نظام بین­المللی و سیستم دو قطبی، رفتار مستقل برای کشورهای منطقه­ی خاورمیانه بسیار دشوار و پرهزینه بوده است.(دری، 1388: 21) خروج ایران از محور غرب و تعارض ایدئولوژیکی اساسی حکومت انقلابی ایران با اتحاد جماهیر شوروی باعث شد تا موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در نظام جهانی به سرعت تنزل یافته و سرانجام اوضاع بین­المللی و محیط منطقه­ای و درکی که عراقی­ها از وضعیت سیاسی- نظامی و اجتماعی ایران داشتند و نیز اعتقاد عراقی­ها به توانمندی نظامی خود در برابر ایران، سبب شد، استراتژی عراق با هدف کسب پیروزی سریع بر پایه­ی «جنگ محدود و برق آسا» (علیه ایران) طرح ریزی شودموضع­گیری و رفتار آمریکایی­ها در برابر ایران، از جمله «عملیات طبس» و «طرح­ریزی کودتای نقاب»، برای عراق این معنا و مفهوم را در برداشت که امریکایی­ها در پی «براندازی نظامی جمهوری اسلامی» هستند و لازمه­ی تحقق این امر، وارد کردن یک شوک نظامی است که با حمله­ی عراق انجام می­گرفت. (درودیان، 1378: 22-23)

 

ژئوپلیتیک ایران پس از وقوع جنگ تحمیلی

سرانجام ارتش رژیم عراق با اهداف از پیش تعیین شده، تهاجم سراسری خود را علیه ایران در تاریخ 31 شهریور 1359 از زمین، هوا و دریا آغاز نمود. جنگ ایران و عراق یکی از طولانی­ترین و خونین­ترین جنگ­های پس از جنگ جهانی دوم محسوب می­شود. این جنگ، صرف­نظر از جنبه­های گوناگون و چرایی آغاز آن در تاریخ دویست ساله­ی ایران، از آن جهت مهم است که توانست به روندی که از اول حکومت قاجاریه در محدودیت ارضی ایران و نفوذ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و... بیگانه در کشور آغاز شده بود، پایان دهد. (رحیمی، 1387: 112)

موقعیت ژئوپلیتیک ایران در جنگ تحمیلی در بین کشورهای خاورمیانه را می­توان این­گونه بیان کرد که برخی از حکومت­هایی که روابط نزدیکی با شاه داشتند و یا اساساً نمی­توانستند در خارج از چارچوب سیاست امریکا و ملی­گرایی عربی عمل کنند، ایران را نه در قالب کشوری اسلامی بلکه به طور سنتی در قالب فارس و شیعه می­دیدند که با اعراب و اهل تسنن دشمنی دارد. کشورهای عرب خلیج فارس بر اساس چنین نگاهی، دشمنی سنگینی را با جمهوری اسلامی ایران شروع کردند و با امریکا و عراق هماهنگ شدند. (صفوی و اردستانی، 1388: 41) در واقع، پس از انقلاب ایران، روابط شش دولت عرب و ایران شاهد تحولات شدید و ناگهانی شد که دلیل آن تهدید ضمنی اعمال‌شده بر ثبات منطقه و امنیت داخلی این کشورها و همچنین یک سلسله بیانات تهدیدآمیز مقامات و روحانیان ارشد- از جمله [امام] خمینی و بنی‏صدرـ رژیم ایران در غلبه بر رژیم‏های پادشاهی خلیج بود. (گرد نان‌من)بنیادگرایی شیعی حکومت [امام] خمینی خطر آشکاری برای ترکیه نیز بود. کشوری که حدود 10 میلیون نفر از جمعیت­اش اصالتاً شیعه هستند. در واقع، [امام] خمینی پس از پیروزی بلافاصله اعلام کرد که رژیم ترکیه به‌ زور سرنیزه حکومت می‌کند و معتقد بود رهبران ترک نیز با سرنوشتی مشابه سرنوشت شاه رو به رو هستند. کمی پس از این اظهارات، ارتش ترکیه وارد عمل شد و کودتای 12 سپتامبر 1980م. در ترکیه رخ داد. بنابراین، به رغم این­که ترکیه طی جنگ، روابط دیپلماتیک خود را با ایران و عراق حفظ کرد و حتی راه دست­رسی ایران به غرب را نیز فراهم کرد، پیروزی نهایی عراق نفع بیشتری برایش داشت. زیرا جلوی گسترش نفوذ انقلاب ایران را سد می‌کرد.(خرمی، 1387: 56) بعد از وقوع انقلاب اسلامی ساختار ترکیبات فضایی و روابط ژئوپلیتیکی حاکم بر منطقه­ی خاورمیانه به طور اساسی دگرگون شد و وقوع جنگ تحمیلی معادلات این ساختار را در منطقه به نسبت زیادی نهادینه نمود.

 

نقش جنگ در شکل‏گیری ژئوپلیتیک جدید خاورمیانه:

  • ·    ایجاد کمربند امنیتی یا تداوم دکترین کیسینجر- نیکسون

امریکا با تجربه­ای که از سقوط محمدرضا شاه پهلوی به دست آورده بود برای سلطه بر خاورمیانه، ضمن تقویت عربستان می­بایست ترتیبی اتخاذ می­کرد که سایر کشورهای منطقه به نوعی به عنوان پشتوانه­ی عربستان تجلی کنند. بدین ترتیب می­بایست یک کمربند امنیتی از پاکستان تا مصر به وجود آید، تا ضمن ایجاد یک پرده­ی آهنین به دور انقلاب اسلامی، حمایت دولت­های منطقه را به هنگام وقوع بحران برای عربستان تأمین کند. تقویت پاکستان، بازگرداندن مصر به جامعه­ی عرب، تلاش در حل و فصل مساله­ی فلسطین- اسرائیل و تشکیل شورای همکاری خلیج فارس که در مجموع می­بایست انعقاد یک پیمان دفاعی دسته جمعی را ممکن کند، در راستای به ثمر رساندن این سیاست بود. دست­یابی به این هدف دقیقاً در راستای اجرای دکترین کسینجر- نیکسون بود که به کارگیری منابع محلی را تجویز می­کرد. (الهی، 1386: 282)

 

  • ·    تشکیل شورای همکاری خلیج فارس

کشورهای حوزه­ی خلیج فارس متأثر از احساس تهدید از حکومت شیعه­ی ایران و با آگاهی نسبت به ضعف استراتژیک خود در مقابل قدرت سیاسی و نظامی ایران، احساس خطر کردند و با تشویق ایالات متحده اقدام به تشکیل شورای همکاری خلیج فارس نمودند. این شورا اولین اجلاس خود را در ماه مه 1981م. تشکیل داد. این شورا در بدو امر صرفاً یک سازمان اقتصادی و سیاسی بود، ولی ضمناً به سمت توسعه­ی مناسبات نظامی و امنیتی میان اعضا نیز حرکت می­کرد. (ر. سیوتز، 1386: 151)تا به تدریج وزن ژئوپلیتیکی خود را در مقابلقدرت منطقه­ای ایران بالا ببرند به ویژه که ایالات متحده هم از آن­ها حمایت سیاسی- نظامی می­کرد.

شورای همکاری خلیج فارس در طول جنگ تحمیلی از عراق حمایت بی­دریغ نمود، به طوری­که بنادر کویت و حتی جزیره «بوبیان» عملاً در اختیار عراق بود. عربستان و کویت هزینه­های تسلیحاتی عراق را تأمین کردند که این کمک­ها تا سال1364 رقمی معادل30 میلیارد دلار را شامل می­شد. علاوه بر این، این دو کشور در طول جنگ تحمیلی روزانه حدود 300 هزار بشکه نفت از جانب عراق به فروش می­رساندند. (الهی، 1386: 434) تشکیل شورای همکاری خلیج فارس سیاستی بود که غرب به ویژه امریکا بر اساس زمینه­های موجود در منطقه و تشدید احساس نگرانی برای حکام منطقه از ناحیه­ی انقلاب اسلامی و تجاوز شوروی، مطرح کرده بود. (حافظ­نیا، 1384: 70)

 

  • ·    تشکیلنیروهای واکنش سریع

مسأله­ی انتقال نیرو به منظور یورش سریع نظامی در مناطق مختلف جهان و به خصوص خلیج فارس برای حفظ منافع امریکا و غرب در سیاست دفاعی امریکا از دهه­ی 1340 (دهه­ی 1960م.) مورد بحث بوده است. بحران انرژی سال 1352 (1973م.) موضوع مزبور را وارد مرحله­ی ­جدی­تری ساخت که تبلور آن­را در فرمان شماره­ی 18 ریاست جمهوری می­توان مشاهده کرد. وقایع بین­المللی سال­های 1358-1359 (1979-1980م.) زمینه­ی کافی برای اقدام عملی در این زمینه را برای امریکایی­ها ایجاد کرد. به دنبال این تحولات در 11اسفند1358 (اول مارس1980م.) مرکز فرماندهی نیروهای واکنش سریع تحت فرماندهی آمادگی امریکا تأسیس گردید. در دی 1361 (ژانویه 1983م.) نیروهای واکنش سریع از فرماندهی آمادگی، جدا شده و تبدیل به مرکز فرماندهی امریکا شد که مستقیماً به وزیر دفاع گزارش می­دهد.(الهی، 1386: 297)

 

  • ·    جبهه پایداری عرب

جبهه پایداری عرب، الجبهه­ی الصمود، (The Front of Arab Steadfastness) با شرکت کشورهای الجزایر، سوریه، لیبی، عراق، یمن جنوبی و سازمان آزادی­بخش فلسطین (ساف) در اعتراض به روند سازش مصر و اسرائیل تشکیل گردید. روندی که متعاقب سفر انور سادات، رئیس­جمهور وقت مصر، به

/ 0 نظر / 70 بازدید