آسیب شناسی تحولات سوریه

حزب بعث و مشتقات آن در چهار دهه گذشته زمام امور سوریه را برعهده داشته و اجازه حدوث تغییرات را نداده و نمی دهد، تا حدی که برخی تحلیلها بر این است که خواسته های اصلاح طلبانه بشار اسد که در سال 2000 قدرت را از پدر فقیدش تحویل گرفت، در این سالها به درب بسته همین حزب برخورد کرده که با هر گونه تغییری به شدت مخالف است. به واقع این ساختار پیچیده و در هم تنیده حزب بعث بوده که در چهار دهه گذشته اجازه شکل گیری فضای متفاوت سیاسی را نداده است.

واکاوی مطالبات مردم و راه حل

ملت سوریه در این روزها در سخت ترین شرایط بسر می برند. آنهایی که ابتدا با خواسته های اصلاح طلبانه به خیابانها آمده بودند در روزهای بعد متوجه حضور جریانی شدند که هدفش سرنگونی نظام بود و نه چیز دیگر. این در حالی بود که اکثر مردم سوریه آنچنان که از گزارشها بر می آید برای تحقق فضای باز سیاسی، اصلاحات و تعدد احزاب به اعتراض دست زدند و سقوط اسد را نمی خواستند و نمی خواهند. تشخیص اسد در انجام اصلاحات در این برهه و گفتگو با مخالفان نیز در راستای توجه به همین مطالبات بر حق بود که اگر ادامه یابد می تواند در رقم زدن تحولات آتی موثر باشد.

البته مردم این کشور در سالهای ابتدایی آغاز ریاست جمهوری بشار اسد امید زیادی به وعده اصلاحات وی بسته بودند. این امیدها البته چندان هم بی مورد نبود و اسد به اذعان مخالف و موافق اصلاحاتی را هر چند غیر فراگیر به انجام رساند که نمود آن بیشتر در شهرهای بزرگ همچون دمشق و حلب دیده شد. دایره این اصلاحات در همین شهرهای بزرگ خلاصه شد تا مردم محروم روستا و شهرهای کوچک و کمتر توسعه یافته رنگی از اصلاحات و تغییر وضعیت خود را نبینند. نمود این مسئله را می توان در شکاف شدید طبقاتی میان ساکنان شهرهای بزرگ و دیگر مناطق حاشیه ای دید. به واقع فقر یکی از معضلات سوریه در دهه های اخیر بود که دولت از توجه جدی به آن غفلت کرد.

در اینجا اگر فقر را به دیگر عوامل قبلی شامل فضای بسته سیاسی و فقدان مشارکت سیاسی مردم اضافه کنیم، مجموعه عواملی دیده می شود که در جریان آغاز ناآرامیهای اخیر سوریه بی تاثیر نبوده است.

فضای بسته سیاسی در این سالها مخالفانی را برای نظام دمشق در داخل و خارج ایجاد کرده که در صورت ارائه مجوز حضور در فعالیتهای سیاسی، شاید خود به بازوی کمک رسان نظام دمشق تبدیل می شدند. سوال اساسی این است که آیا نظام اسد زودتر از این نمی توانست جریانها و شخصیتهای مخالف را در میزگردی گردهم آورده و فرصت حضور جدی آنها در جریان تصمیم سازی کشور را از دست ندهد؟

تصمیمی که بشار اسد پس از مشاهده ناآرامیهای اخیر گرفت و به برگزاری نشست علنی مخالفان در دمشق برای نخستین بار در دهه های اخیر چراغ سبز نشان داد. نشستی که در آن مخالفان با صدور بیانیه ای از مطالبات واقعی مردم حمایت کرده و خواستار پایان یافتن برخورد امنیتی با تظاهرات شدند. از این اقدام اسد هم اکنون شاید به عنوان عقب نشینی و نقطه ضعف نشان دادن نظام دمشق یاد شود که اگر قبل از تحولات اخیر گرفته می شد به عنوان نقطه قوت و گام مثبت و موثر نظام وی محسوب می شد.

عدم مشارکت سیاسی مردم، فقر و شکاف عمیق طبقاتی مسائلی است که در بلندمدت نارضایتی عمومی را ایجاد کرده و ملت سوریه را به تحرک وا داشت. اینها مشکلاتی بوده که در چهار دهه اخیر سوریه وجود داشته و اراده جدی در زمینه حل آنها نبوده و یا اگر بوده فرصت اجرایی شدن نیافته است.

شاخص مهم نظام دمشق

البته در اینجا نمی توان از شاخص مهم و نقطه اصلی تفاوت نظام دمشق با دیگر رژیمهای عربی به سادگی گذشت. این نظام در دهه های اخیر در محور مقاومت علیه رژیم صهیونیستی و طرحهای غربی در منطقه بوده است. دمشق در این سالها اقداماتی در جهت تقویت محور مقاومت انجام داده که شاید با وجود نظامی میانه رو و سازشکار هرگز محقق نمی شد.

دمشق در این سالها اقداماتی در جهت تقویت محور مقاومت انجام داده که شاید با وجود نظامی میانه رو و سازشکار هرگز محقق نمی شد.  

اعتراضات و تظاهرات اخیر سوریه را نیز نمی توان به طور کلی در اقدامات گروهکهای مسلح خلاصه کرد. مردم سوریه از وجهه سیاست خارجی نظام بشار اسد خرسند هستند اما مطالباتی دارند که بی توجهی به آن بیش از این غیرممکن نیست.

نظام دمشق با وجود اینکه فرصتهای بسیاری را در دهه های اخیر از دست داده اما می تواند در این روزها با گفتگوی شفاف و جدی با مردم و جریانهای مخالف بار دیگر نظر آنها جلب کند. البته این مسئله انجام اصلاحات واقعی و حضور کارساز مردم در جریان تصمیم سازی کشور را می طلبد.

طراحی غرب

آینده سوریه مسئله ای مهم و استراتژیک در رقم زدن آینده تحولات منطقه است که نمی توان از آن چشم پوشی کرد. در این روزها به طور علنی کاخ سفید از زبان سخنگوی خود اعلام کرد که با مخالفان سوری از طریق سفارت خود در دمشق در ارتباط است. این مسئله در حالی به صورت علنی اعلام می شود که آمریکا در پشت پرده در سالهای دور و نزدیک نیز تلاشهای بسیاری در جهت جریان سازی و تولید جایگزینهایی برای اسد داشته است.

تلاش غرب در اینجا بر تضعیف تدریجی نظام دمشق، کنار رفتن اسد و جایگزینی جریانهای وابسته به غرب و معارض با مقاومت خلاصه می شود. با توجه به موقعیت استراتژیک سوریه در منطقه آمریکا و غرب به سادگی از خواسته خود در جهت تغییر رژیم دمشق صرف نظر نخواهد کرد و گذشته از اینکه تحولات اخیر در چه ساحلی آرام بگیرد همچنان به این تلاشها ادامه می دهند.آنچنان که این تلاشها این روزها در ایجاد سه شبکه مستقل ماهواره ای برای پوشش اعتراضات، حمایت علنی مخالفان قائل به براندازی اسد و تلاش برای طرح مسئله تحولات داخلی این کشور در شورای امنیت دیده می شود.

در واقع تحولات سوریه در صورتی که با غفلت و عدم هوشیاری نظام همراه شود می تواند آینده این کشور را وارد مراحل خطرناک و غیر قابل پیش بینی کند.

/ 0 نظر / 8 بازدید