علل رشد اسلام گرایی در ترکیه بخش دوم

ج: چالش های مهم فراروی لائیسم در ترکیه 1 - چالش های نظری

1 - 1 - تعارض اساسی لائیسم با دین مردم (اسلام) : لائیک را چه به معنی الحاد، و چه به معنی جدایی دین از سیاست بدانیم نتیجه آن جدایی دین از کلیه شوؤن اجتماعی است و به لحاظ جامعیت دین اسلام در کلیه امور زندگی، تحمیل لائیسم بر یک جامعه مسلمان به معنی حذف یا مخالفت با اسلام و تشریع شریعتی در مقابل احکام الهی به شمار می رود . امری که به شدت از آن نهی شده است «ام لهم شرکاء ثرعوا لهم من الدین ما لم یاذن به الله » (1) (یا برای آنان شریکانی هست که دینی را برای آنان تشریع می کنند که خداوند بدان اجازه نفرموده است)، خداوند متعال در جای دیگر می فرماید: «فلا وربک لا یؤمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم » ، (2) «نه چنین است و به خدایت سوگند ایمان نمی آورند تا این که تو در نزاعشان حکم کنی .»

بر پایه سخن خداوند اعتقاد به جواز حکم به غیر آن چه خداوند در کلیه شؤون زندگی نازل فرموده، کفر است و فرد لائیک اگر چه معتقد به برتری حکم زمین بر حکم الهی نباشد ولی به دلیل این که عملا اموری را که خداوند حرام شمرده، مباح داشته است، بنابر اجماع مسلمانان کافر به حساب می آید . (3)

به عبارت دیگر، پذیرفتن اصل لائیسم در اسلام به معنی خروج از دین خواهد بود . مصطفی کمال، نظر احمد احمدی باشار (4) را که یکی از دوستان نزدیکش بود پرسید; باشار جواب داد: عدم دخالت دین در امور دنیایی در مسیحیت می تواند مورد بحث قرار گیرد اما در اسلام که دینی بی نهایت کامل است مساله ای به نام جدا سازی دین و دولت وجود ندارد . وی به مصطفی کمال هشدار می داد که: «اجرای لائیسم به شکلی که در ترکیه آغاز شده است چیزی جز بی دینی نیست و در چنین حالتی هر اقدامی که انجام بدهیم با مخالفت دین روبرو خواهیم شد و ملت بدون حکومت و یا بدون دین خواهد ماند و کشور از خلقی که دین و حکومت را متفقا قبول کند محروم خواهد ماند .» (5)

تاریخ نشان می دهد که مصطفی کمال علی رغم این توصیه های مشفقانه فرهیختگان جامعه و علی رغم آن که می دید لائیسم در مخالفت با اساس باورهای دینی ریشه دار مردم است . اصل لائیسم را وارد قانون اساسی و حیات جامعه ترکیه کرد .

2 - 1 - وارداتی بودن و شکل تحمیلی داشتن لائیسم در ترکیه: لائیسم هرگز پدیده ای نبود که به خاطر شرایط اجتماعی ترکیه و مطابق نیازهای آن به صورت پدیده ای درونی و بومی رشد نماید; بلکه اساسا با وجود فشار بیرونی بر این جامعه تحمیل شد . فاروق کوسه معتقد است اصرار متفقین بر این که باید جمهوری ترکیه به صورت دولتی لائیک در آید به خاطر اقلیت مسیحی و یهودی کشور بود و عملا در مسیر نابودی حقوق مسلمانان که بیشترین جمعیت کشور را تشکیل می دادند، قرار می گرفت; چرا که اقلیت های مسیحی و یهودی بنابر برخی بندهای عهد نامه لوزان از آزادی عمل منحصر به فردی برخوردار شدند . و دولت مجبور به حمایت از آن ها بود .

جالب توجه است که منبع همه قوانین در ترکیه، حتی اجزای حقوق اساسی، یعنی قانون جزاء، قانون دیون، و قانون مدنی ترک عینا از غرب گرفته شدند و می بینیم که این مطلب تا چه حد با عبارت «قوانین نباید مخالف با اعتقادات دینی اقلیت ها باشد» مندرج در ماده 42 عهد نامه لوزان هم آهنگ است . (6)

3 - 1 - اجرای شکل متفاوت و افراطی لائیسم در ترکیه: لائیسم همانند هر پدیده و مکتب سیاسی - اجتماعی دیگر دارای مرز بندی مطلق و دقیق نیست بلکه - به خصوص در اجرا و عمل - بستگی به شرایط، نوع برداشت ها و زمینه های قبلی و دهها عامل اثر گذار دیگر دارد اما با نگاهی به قانون اساسی کشورهای مختلف می توان دریافت که غربی ها نیز به طور مطلق لائیک نیستند و به نفی دین در کلیه عرصه های فردی و اجتماعی نپرداخته اند ولی با نگاهی به قانون اساسی ترکیه می بینیم بیش از حد معمول یک قانون اساسی به محکومیت دین و استقرار بی دینی اصرار دارد . (7)

4 - 1 - بروز برداشت های متناقض نما از لائیسم در جامعه: در نظر سنجی علمی گسترده ای که در دهه 1980 م در جامعه ترکیه به عمل آمد نتایجی به دست آمد که طی آن حکایت از برداشت های متناقض نما از مفهوم و ماهیت لائیسم در جامعه داشت و این نکته قابل توجه است که شمار زیادی از لائیک ها هم به نیازمند بودن دولت به دین اشاره داشته اند و معتقدند اجرای لائیسم در ترکیه متاثر از فشار نیروهای خارجی است . (8)

2 - لائیسم عامل مشکلات و بحران های اجتماعی:

ایجاد بحران هویت: از آن جا که لائیسم از ابتدا محوری ترین شاخصه جامعه ترکیه یعنی اسلام را مورد هدف قرار می داد و سعی در حذف آن از عرصه اجتماع و سیاست داشت، آنان نیاز به جایگزین یا جایگزین هایی برای آن داشت . لائیک ها با انکار هویت قبلی ترکان و ریشه نژادی آنان که به آسیای مرکزی باز می گشت سعی کردند خود را اروپایی و غربی اعلام کنند و جامعه را به سوی جامعه ای کاملا متفاوت از تاریخ قبلی خود بکشانند و به همین دلیل بسیاری از آداب، رسوم و شاخصه های فرهنگی قبلی این ملت مساوی با ارتجاع و توحش قلمداد شد . بحران هویت زمانی در ترکیه شدت یافت که اروپائیان با تحقیر ترکیه از پذیرش این کشور در جمع خود سرباز زدند، و علت اصلی آن را تفاوت های فرهنگی و تمدنی ترک ها با اروپاییان دانستند . عمق بحران هویت را می توان از نتایج به دست آمده از نظر سنجی هایی که آمریکایی ها در جامعه ترکیه انجام دادند، دریافت . نتیجه این نظر سنجی چنین بود که بخشی از جامعه خود را مسلمان، بخشی دیگر اروپایی و بخشی مسلمان اروپایی می دانند . در این میان مظاهر دینی مسیحیت به صورت آشکار و به اشکال مختلف به وسیله رسانه های لائیک تبلیغ و ترویج می شد . (9) از خود بیگانگی آن قدر در جامعه ترکیه به طور وحشتناک شیوع یافته بود که در سال 1372 ش در فیلم هایی که به وسیله شبکه های خصوصی و دولتی ترکیه به نمایش در آمد 2033 ساعت به تبلیغ مستقیم و غیر مستقیم مسیحیت اختصاص یافته بود . (10) در شبکه های مختلف خصوصی و دولتی، اعیاد مسیحی نظیر کرسمیس جشن گرفته می شود و جشن گرفتن آن از وجوه تمدن شمرده می شود ولی عیدهای مسلمانان مورد استهزا قرار می گیرد و لائیک ها سنت قربانی در عید قربان را به عنوان حمایت از حیوانات مورد حمله قرار می دهند . (11)

2 - 2 - التهاب اجتماعی: التهاب اجتماعی را نیز به نوعی می توان نتیجه بحران هویت دانست، به این صورت که روند تغییر باورها، تبدیل ارزش ها و استحاله فرهنگی چنان چه بخواهد در مسیری غیر طبیعی، شتاب زده و تحمیلی صورت پذیرد جامعه را متلاطم می کند و این تلاطم هنگامی به صورت مضاعف جلوه گر می شود که فرهنگ جایگزین در این تغییر بیگانه، نا مانوس و آلوده باشد . (12) روند غربی کردن که با چوبه های دار آغاز شد و اکنون با آنتن های متعدد رسانه ای ادامه دارد و از طرفی به دنبال داشتن واکنش مردم که خود را با اسلام پیوند خورده می بینند، در جامعه ترکیه التهاب هایی را ایجاد کرد است که نمودهای آن در جامعه کاملا مشهود می باشد . (13)

3 - 2 - عادی شدن فساد و ناهنجاری های اجتماعی: جامعه ترکیه گر چه قبل از حاکمیت لائیسم، جامعه ای خالی از فسادهای اجتماعی نبود ولی به هر حال بنیان های اجتماعی و اسلامی، عملا از فراگیر شدن آن ها جلوگیری می کرد ولی لائیک ها پس از به قدرت رسیدن یکی از مهم ترین برنامه های خود را زدودن آداب و رسوم و ایجاد جامعه ای نظیر جامعه غربی ها قرار دادند، بنابراین، کمالیست ها در سراسر کشور اعم از شهرها و روستاها مراکزی با نام خانه خلق توسط ایجاد کردند که فرهیختگان ترک به آنها رذالت خانه های خلق نام نهادند . این وضعیت غیر ارزشی و غیر اخلاقی، تا بدان جا پیش رفت که برخی از عقلای قوم آشکارا در مجلس از برنامه های رژیم لائیک در ضدیت با بنیان های دینی به عنوان حیوان کردن مردم یاد کردند . (14)

از این تاسف بارتر این که نظام لائیک نه تنها در کنترل این روند اقدامی به عمل نمی آورد بلکه به عنوان کسب در آمد به تشویق آن نیز می پردازد . (15) نظر سنجی های مختلف نشان می دهد که در دهه های اخیر روسپی گری عملا به یک شغل عادی تبدیل شده و حتی از افراد برجسته در این کار به عنوان زنان موفق در جامعه یاد می شود . هر ساله بیش از 500 هزار جنین در ترکیه ساقط شده و چهار هزار زن جوان جان خود را از دست می دهند به ویژه که عمل زشت زنا و متعاقب آن سقط جنین، توسط نهادهای لائیک به طور مستقیم در بین دختران دانشجو، زنان شوهردار، و حتی دختران دبیرستانی نیز تشویق می شود . (16)

و تاسف بار این که، از برخی فرهیختگان جامعه که از این روند انتقاد کرده بودند به عنوان کسانی که با پیشرفت ترکیه مخالف اند یاد شد . (17) این روند که با رقابت شبکه های تلویزیونی در ادامه برنامه های متهجن دنبال می شود، به متزنرل ساختن بنیان خانواده در ترکیه و رشد جرم های اجتماعی منجر شده است . (18)

4 - 2 - تسلط نظامیان بر شؤون مختلف جامعه از آن جا که تسلط لائیسم در ترکیه به رغم مخالفت طبقات مختلف اجتماعی و در نهایت با قدرت و خشونت نظامیان میان هوادار آتاتورک میسر شد و توسط آنان تا به حال تداوم یافته است، نوعی نظامی گری آشکار در رفتار دولت از دهه های پیش دیده می شود . ابزار ارتش برای حراست از کمالیسم، افسران نظامی است که یک طبقه ممتاز کشور محسوب می شود که برای مشاغل نظامی در نظر گرفته می شوند، و از دوران نوجوانی در اختیار ارتش هستند وآموزش های لازم را می بینند و از حقوق و مزایای به مراتب فراتر از کارمندان بهره مندند .

5 - 2 - فراگیر شدن ارتشا و تسلط باندهای مالی مافیایی: از آن جا که سرد مداران نظام لائیک خود را پای بند به اصول هیچ دینی نمی دانند و از طرف دیگر، اخلاق صنعتی غربی نیز که به طور ناقص از برخی فسادهای مالی جلوگیری می کند هیچ گاه به طور کامل در ترکیه حاکم نشد، از ابتدا تسلط لائیسم این کشور از کشورهای ردیف اول فساد مالی دولتی و باندهای مافیایی بوده است که این فسادها و رسوایی های ناشی از آن، بارها مقامات بلند پایه دولتی را وادار به استعفا کرده است . (19) از دیگر وجوه فساد مالی در ترکیه وجود باندهای مافیایی ترانزیت مواد مخدر است که با عوامل دولتی و سازمان امنیت ترکیه (میت) همکاری دارند . (20)

3 - لائیسم در تعارض با اقلیت های نژادی و مذهبی

مقارن با روی کار آمدن آتاتورک نزدیک به 40 درصد از جمعیت ترکیه از اقوام غیر ترک تشکیل می دادند ولی مصطفی کمال پاشا که یکی از محورهای عمده تغییرات اجتماعی کشور را برناسیونالیسم قومی بنا نهاده بود به فرآیند ترک کردن دیگر اقلیت های قومی ولو با خشونت و زور روی آورد . و در قانون اساسی تدوین ادبیات دیگر اقلیت ها رسما ممنوع اعلام شد . اصول کمالیسم بر آن است که «تنها ملت ترک مستحق ادعای حقوق قومی و ملی در ترکیه هستند و کسانی که ترک واقعی نیستند تنها یک حق در کشور دارند و آن حق بندگی و بردگی است .» (21)

همزمان با روی کار آمدن نظام لائیک، اقلیت های مذهبی ترکیه نیز در شدت و تنگناهای زیاد قرار گرفتند و علویان (شیعیان) که یک سوم جمیعت این کشور را تشکیل می دهند، از جمله این اقلیت های تحت فشار بودند . روایتی میدانی، یکی از حوادث تاثر آور «درسیم » را چنین داده است:

زنان و کودکان از ترس ما (ارتش جمهوری) به یکی از غارهای بزرگ پناهنده شده بودند و ما محل اختقای آنان را فهمیده و در جلوی دهنه غار هیزم بسیاری انباشته و آتش افروختیم که آنان مجبور به خارج شدن شدند و ما به دستور فرمانده همه آنان را هدف آتش سلاح هایمان قرار دادیم . . . .» (22)

د - عوامل باقی ماندن لائیسم در ترکیه

بی گمان لائیسم که مورد نظر آتاتورک بود را می توان نابود تلقی کرد . ولی مکتب لائیسم به صورت میانه روتر و دقیق تر هنوز در ترکیه به حیات خود ادامه می دهد . طبیعی است عوامل متعددی در پایداری و باقی ماندن آن نقش داشته اند که برخی از آن عوامل داخلی و برخی خارجی بوده اند . از جمله عوامل داخلی را می توان، 1 - عمل گرایی نظام لائیک و توجیه اصل کمالیسم، 2 - بر عهده گرفتن بخشی از نیازهای دینی مردم توسط دولت و برداشتن برخی محدودیت ها، 3 - ویژگی های جامعه شناختی مردم ترکیه که به طور کلی ترک ها به قدرت و اقتدار دولتی و حکومتی احترام فراوانی قایل اند و به همین دلیل معروف است که حکومت کردن بر آن ها آسان است، 4 - کودتاهای متعدد نظامیان برای حفظ لائیسم، 5 - مشکلات ساختاری جریان اسلام گرا، برشمرد اصلی ترین عوامل خارجی عبارت بودند از:

1 - واقع گرایی نظام لائیک در عرصه بین الملل: اگر چه دولت ترکیه خود را تا اواسط قرن بیستم به عنوان یک دولت لائیک تمام عیار معرفی می کرد ولی سردمداران ترکیه به خصوص بعد از آتاتورک با توجه به منافع این کشور به نوعی واقع گرایی در ارتباط با کشورهای اسلامی روی آوردند . ترکیه که در داخل کشور با طبیعی ترین مظاهر اسلامی مبارزه می کرد در عرصه بین الملل به صورت فعال در کنگره های اسلامی و نشست های دیگر اسلامی شرکت کرده و حتی گاه ادعای ریاست آن را داشته است . (23) بنابراین، رژیم لائیک با این اقدامات به جامعه مسلمان کشور خود چنین القا می کرد که نه تنها با اقدامات جمعی کشورهای مسلمان مخالفت ندارد بلکه گاهی محوریت آن ها را نیز بر عهده دارد .

2 - حمایت غرب از لائیسم ترکیه: تردیدی نیست که حمایت بی دریغ اروپا، آمریکا و اسرائیل از نظام لائیک در ترکیه به موفقیت های آن در برابر جریان اسلامی مردم کمک کرده است . واگر این حمایت ها نبود به یقین وضعیت فعلی کشور به گونه ای دیگر مبدل شده بود .

به هر تقدیر هرگز رویکرد به طرف غرب نتوانست چالش به وجود آمده بر اثر دوری از اسلام را پر کند، بلکه بر عمق آن افزود . بنابر این یکی از علل اصلی رشد اسلام گرایی در ترکیه دو دهه اخیر چالش های فراروی ایده سیاسی لائیسم و ناتوانی از جایگزینی به جای مکتب حیات بخش اسلام می باشد .

فصل چهارم - رشد مردم سالاری

در ریشه یابی علل رشد اسلام گرایی در ترکیه، کمتر صاحب نظری است که به مساله رویکرد اسلام گرایان به صندوق رای به عنوان مسالمت آمیزترین راه نپرداخته باشد . خانم نیلوفر نالا، پژوهشگر و استاد دانشگاه های ترکیه که در مورد اسلام گرایی ترکیه تحقیق کرده، چنین نوشته است: «موفقیت اجتماعی و اقتصادی ترکیه و رشد انتخابات مردمی گستره چشمگیری از جامعه را به سمت اسلام کشانده است » .

برای باز شدن پای اعتدال در جامعه ترکیه، طبیعی است که مهم ترین شرط تحقق این موضوع رشد مردم سالاری و رعایت اصول آن است که در سایه آن مردم بتوانند مطابق باورها و اعتقادات خود تصمیم بگیرند . اما بسیاری معتقدند در جامعه لائیک دموکراتیک رفتار دینی تنها در صورتی می تواند بروز و ظهور اجتماعی پیدا کند که رای دهندگان قبل از رای دادن از حقیقت و باطن دینی آن رفتار دست شسته و اعتقاد به حقانیت و اعتبار ذاتی و قداست الهی آن را از دست داده باشند و آن را تنها به عنوان حکمی تنها بشری و انسانی محترم شمارند . (24)

با همه این احوال می توان گفت که هر گاه فرصتی ولواندک جهت استقرار مردم سالاری و فضای باز سیاسی در کشورهای مسلمان نشین پدید آمد، شاهد روی آوردن این جامعه ها به احزاب و نامزدهای اسلام گرا بوده ایم . بنابراین، رابطه رشد مردم سالاری با رشد اسلام گرایی در کشورهای دارای اکثریت مسلمان همواره مثبت بوده است .

دموکراسی در ترکیه

مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) اگر چه با شعارهای جمهوری خواهی شور و شوق زیادی را بعد از بر چیده شدن سلطنت و خلافت عثمانی در مردم ایجاد کرد ولی پس از قبضه کردن قدرت با استبداد تک حزبی و خشن تا مدت زیادی فعلیت مردم سالاری را در جامعه به تاخیر انداخت و با استبدادی نفس گیرتر از عثمانی، عملا از آزادی سیاسی و رقابت حزبی تا دهه های متمادی جلوگیری شد که بیشتر با بهانه همیشگی ارتجاع (اسلام گرایی) به تعطیلی کشیده می شد . (25)

با مرگ آتاتورک در سال 1938 م، اگر چه عصمت اینونو جانشین وی سعی در ادامه دادن شیوه حکومت وی را داشت اما ناتوانی لائیسم در جایگزین شدن به جای اسلام و اعتراضات گسترده داخلی از عمیق تر شدن شکاف بین دولت لائیک و مردم مسلمان حکایت می کرد، به همین دلیل، اینونو در نهایت مجبور شد برقراری آزادی های سیاسی و اجتماعی را به مردم نوید دهد که طی آن بسیاری از تضییقات و سیاست های ضد دینی زمان آتاتورک برداشته شد . با این حال اینونو و حزب جمهوری خواه خلق نتوانست در مقابل رقیبان حزبی خود مقاومت کند و جای خود را به حزب دمکرات سپرد .

البته در سال های 1945 تا1950 م هشت حزب سیاسی تشکیل شدند که در برنامه های سیاسی خود پاره ای از امور مذهبی را گنجانده بودند اما دهه 1950 م دهه اقتدار حزب دمکرات بود که موضع نزدیک تر و منعطف تری نسبت به اسلام در جامعه داشت . (26) اما این حزب نیز با کودتای نظامیان لائیک به رهبری ژنرال گورسل از صحنه سیاست ترکیه حذف شده . (27)

با این حال بعد از کودتای سال 1960 باز اسلام سیاسی به بالندگی خود ادامه داد و احزابی نظیر حزب عدالت که تا سال 1971 م و پس از آن حزب سلامت ملی به رهبری نجم الدین اربکان که تحت تاثیر اسلام گرایی سیاسی بود، به فعالیت خود ادامه دادند (28) و بسیاری از حقوق گروه های مذهبی در این دوره به وسیله هیات حاکمه به رسمیت شناخته شد . (29) این تحرکات آن چنان از طرف اسلام گرایان ادامه داشت و دارد که هم اکنون بسیاری از صاحب نظران معتقدند: اسلام گرایی در ترکیه به برقراری «جمهوری اسلامی » می اندیشد . (30) اما دهه 1980 م دوران جدیدی آغاز شد که آموزش های دینی پس از کودتای 1980 م رونق بی سابقه ای یافت . افزایش 65% به شمار دانش آموزان مدارس امام خطیب، تصویب ماده 24 قانون اساسی که طی آن آموزش دینی از دبستان تا پایان دوره دبیرستان را همگانی و اجباری می ساخت (31) و بسیاری از اقدامات دیگر در این راستا را می توان از جمله موارد رشد اسلام گرایی در ترکیه دانست .

در انتخابات 1983 م، حزب مام میهن به رهبری تورگوت اوزال توانست به پیروزی چشمگیر دست یابد و اولین دولت غیر نظامی بعد از کودتا را تشکیل دهد . اوزال که اصلیت کرد داشت به ناسیونالیسم ترکی و اسلام پایبند بود . وی ایده جمهوری دوم ترکیه را مطرح کرد که در آن دموکراسی جمع گرا حاکم باشد و این بحث از زنان او به بعد هرگز خاموش نشد و به شکل کما بیش شدیدی حول محورهایی شکل گرفت که ما اکنون آن را ایده اوزالیسم می نامیم . اوزال با عضوگیری از افراد اسلام گرا (32) و مشارکت دادن برخی از آنان در کابینه توانست نظر بخش عمده ای از جامعه را به خود و حزب مام میهن معطوف سازد . اما حزب مام مین حتی در زمان اوزال، علی رغم دگرگونی های زیادی که به وجود آوردند، نمی توان حزب اسلام گرا به شمار آورد; چرا که از همان ابتداء دو جناح بزرگ، یکی لائیک به رهبری مسعود ایلماز (33) و دیگری اسلام گرا به رهبری محمد کچه جیلر در داخل حزب دیده می شود که بعد از بر عهده گرفتن ریاست جمهوری توسط اوزال و بیرون رفتن از حزب، لائیک ها توانستند به رهبری مسعود ایلماز جناح اسلام گرا را محدود کرده و مسعود ایلماز را به رهبری حزب برسانند .

با نگاهی به کارنامه احزاب اسلام گرا، حزب رفاه را می توان موفق ترین این احزاب به شمار آورد، چرا که این حزب برای اولین بار در تاریخ جدید ترکیه به عنون یک حزب اسلام خواه توانست به قدرت دست یابد و عملا گام های بلندی را در مسیر احیای شعایر دینی و احقاق حقوق مردم مسلمان بردارد، به طوری که به جرات می توان دهه 1990 م را دهه حزب رفاه و اربکان در ترکیه نامید . حزب رفاه در انتخابات زود رس پارلمانی در سال 1991 م به یمن ائتلاف با احزاب «حرکت ملی » و «اصلاح طلب دموکرات » با کسب نزدیک به 17% آراء 40 کرسی در پارلمان، توانست به بزرگ ترین حزب کشور تبدیل شود که از سال 1993 م به بعد موضع گیری خود را ابعادی چند گانه به صورت یک حزب سیاسی تمام عیار آشکار ساخت و تحولات بسیاری را توانست در جهت اسلامی کردن و یا لااقل روی گردانی از لائیسم در برخی مؤسسات و نهادها ایجاد کند . (34)

در این میان حزب مام میهن به رهبری مسعود ایلماز که دیگر آن حزب مام میهن دهه 1980 م نبود و عملا به یک حزب لائیک تبدیل شده بود نتوانست خیلی دوام بیاورد; چرا که اربکارن، تانسو چیللر و مسعود ایلماز سران احزاب راه راست و میهن با ترغیب و تشویق محافل لائیک دولت ائتلافی خو را تشکیل دادند ولی این دولت بیش از شش ماه نتوانست دوام بیاورد و با رسوایی مالی ایلماز و استیضاح وی از طرف اسلام گرایان از هم پاشید .

پس از سرنگونی دولت ایلماز باز اربکان مامور به تشکیل دولت شد و سرانجام با رایزنی های بسیار ائتلاف معروف رفاه - یول (حزب رفاه و حزب راه راست) تشکیل شد . این ائتلاف بود که عملا باعث روی کار آمدن اربکان گردید . لیکن وی بعد از احراز قدرت فورا از مبالغه گرایی اسلامی خود عقب نشینی کرد و با پس گرفتن انتقادهای خود از ناتو، (35) اتحادیه اروپا و اتحادیه گمرکی، وعده داد که دولت وی در جستجوی روابط نزدیک با غرب خواهد بود و به تمام توافقنامه های بین المللی سابق احترام می گذارد .

حزب رفاه توانست بعد از به دست گرفتن قدرت اجرایی در چندین شهر بزرگ، طی انتخابات شهرداری ها در سال 1944 م لیاقت و کارآیی خود را ثابت کند . در زمینه سیاست خارجی اربکان اولین سفر خارجی خود را به جمهوری اسلامی ایران داشت و با این اقدام گرایی سیاست خارجی خود را به طرف کشورهای اسلامی ابراز داشت و توافقات عظیمی را طی آن سفر با کشور ایران داشت که از مهم ترین آن ها قرار داد عظیم 23 میلیاردی انتقال گاز از ایران به ترکیه از طریق خط لوله بود که درست یک هفته از تصویب قانون داماتو در کنگره آمریکا امضا شد . (36) این همکاری ها می توانست باعث خشم دشمنان انقلاب اسلامی شود . نیکلاس برن، سخنگوی وزارت خارجه امریکا در این باره گفت: «به اعتقاد ما همکاری نظامی یکی از اعضای ناتو با ایران غیر عادی است و این امر باعث دلسردی ما می شود» . (37) اربکان علاوه بر مهار تورم و برخی مشکلات داخلی، در عرصه خارجی نیز با ابتکار عمل توانست جایگاه این کشور را در سطح جهان توسعه بخشد و با رایزنی های متعدد توانست سازمان اقتصادی دی - 8 را که هشت کشور بزرگ اسلامی را در بر می گرفت تاسیس کند و اولین اجلاس سران آن را در استانبول برگزار کند . (38) اما پس از آن در سال 1997 م نظامیان ترکیه کودتای بدون درگیر را علیه دولت اربکان به راه انداختند و و این موجب سرنگونی دولت و به زندان افتادن تعدادی از چهره های برجسته رفاه گردید . (39) البته این کودتا هرگز منجر به جنگ داخلی نگردید و اربکان پس از یک جنگ قدرت سخت با نظامیان بالاخره مجبور به کناره گیری شد . (40) و در مقام معاونت نخست وزیر کار خود را ادامه داد .

پس از سرنگونی دولت حزب اسلام گرای رفاه تحولات ترکیه شتاب بیشتری گرفت دولت جدید به نخست وزیری مسعود ایلماز کار خود را با اجرای دستورات دوازده ماده ای نظامیان جهت مهار رشد اسلام گرایی آغاز کرد که مهم ترین این اقدامات تعطیلی مدارس راهنمایی امام خطیب بود که با اعتراضات و واکنش های شدید مردم در قالب تظاهرات گسترده مراجعه شد به علاوه زلزله شدید غرب ترکیه، زمزمه هایی را در بین مردم رواج داد مبنی بر ارتباط آن با بی احترامی به اسلام و قرآن از طرف نظامیان که مردم ناپدید شدن 3 هزار نفر از نظامیان، فرماندهان ارتش و نظامیان آمریکایی و اسرائیلی در آن واقعه را بدون تردید خشم خداوندی تلقی می کردند . عدم توانایی نظام لائیک در رسیدگی به زلزله زدگان نیز بر موج این اعتراضات افزود . در پی مشاهده این اعتراضات برخی معتقد بودند این وضعیت در آینده منجر به زلزله سیاسی - اجتماعی خواهد شد . (41) هنوز جامعه ترکیه از تبعات زلزله رهایی نیافته بود که بزرگ ترین بحران اقتصادی که ناشی از فسادهای مالی رهبران ترکیه بود موجب تشدید موج اعتراضات شد . (42) که خاطرات ناخوشایند مربوط به دست داشتن اعضای دولت خانم چیللر در اواسط دهه 1990 م در معاملات و روابط تبهکارانه در اذهان زنده شد . (43)

بسیاری از تحلیل گران صراحتا از نابودی اقتدار مقامات لائیک حاکم جز می دادند و آینده سیاسی ترکیه را نامعلوم می دانستند . (44)

حزب رفاه که توجه بسیاری را از زمان انتخابات سال 1996 به بعد، به خود جلب کرده بود و نجم الدین اربکان به طور مکرر لائیسم ضد مذهب در ترکیه را نکوهش می کرد . (45) زمانی که احتمال انحلال آن حزب به وسیله نظام لائیک داده شد عاقلانه قبلا به تاسیس حزب جدیدی به نام فضیلت اقدام کردند و اعضای رفاه دسته جمعی به این حزب پیوستند اما این حزب در انتخابات مجلس به سومین حزب در مجلس تنزل پیدا کرد و حزب دمکرات چپ و حزب حرکت ملی به ترتیب اولین و دومین احزاب بزرگ، در پارلمان ترکیه بودند . (46)

مهم ترین عوامل کاهش آراء حزب مزبور را می توان در عقب نشینی از مواضع اسلام گرایانه (47) ، نوپا بودن حزب، محرومیت اربکان از فعالیت های سیاسی که توانست خلا بزرگی در اسلام گرایی پارلمانی ایجاد نماید، اقدامات نظامیان در به انفعال کشیدن اسلام گرایان و . . . دانست . اما در مجموع بسیاری از تحلیل گران حزب فضیلت را پیروز قلمداد می کردند گر چه فعلا یک دروه آرامش را سپری می نمود همان طور که حزب رفاه نیز اوج و حضیض هایی را داشت .

اما سرانجام این حزب نیز تحت فشار نظامیان و لائیک های افراطی منحل اعلام گردید و مصطفی بومین رئیس دادگاه قانون اساسی ترکیه در ماه مارس 2001 رسما حکم انحلال آن را صادر کرد .

باز تاب های جهانی صدور حکم ممنوعیت فعالیت حزب فضیلت نیز نشان داد که این گونه اقدامات هم نمی تواند عاملی برای پیوست ترکیه به اتحادیه اروپا باشد و در نهایت مشکل سرد مداران لائیک را پیچیده تر خواهد کرد و همان طور که بعد از انحلال حزب رفاه حزب اسلام گرایی فضیلت جایگزین آن شد، پس از ممنوعیت و انحلال حزب فضیلت نیز دو حزب دیگر فعالیت خود را به جای این حزب شروع کردند . (48)

اسلام گرایان علاوه بر مبارزه سیاسی در انتخابات مجلس و پارلمانی، در انتخابات محلی ترکیه نیز که برای انتخاب شهرداران فرمانداران و دهداران سراسر کشور برگزار می شد، از اقبال مردمی قابل توجهی برخوردار بودند و تجربه نشان داده که اسلام گرایان در این پست ها، نه تنها خدمات بیشتری به مردم در مناطق تحت اراده خود ارائه می کنند، بلکه از بعد فرهنگی اعتقاد راسخ به مسائل اسلامی دارند . (49) شهرداران اسلام گرا در ترکیه ویژگی هایی داشتند که آنان را از دیگران ممتاز می کرد از جمله: تلاش ختگی ناپذیر در جهت حل مشکل عمومی مردم، مبارزه با فساد اداری، مبارزه تدریجی با لائیسم و اصول ضد دینی و ضد اخلاقی و تلاش در جهت احیای روحیات و اخلاقیات اسلامی .

- احزاب اسلام گرا و اقلیت های قومی و مذهبی ترکیه

احزاب و اقلیت ها همواره در جامعه ترکیه بر سرنوشت انتخابات این کشور تاثیر مهمی داشته اند که این جا به دو مورد مهم آن اشاره می شود:

1 - کردها

آرای جمیعت کرد نژاد همواره عامل مهمی در پیروزی انتخابات ترکیه محسوب می شود از سال 1973 م و در انتخابات پیاپی، کردها همواره بیشترین آرای خود را به نفع اسلام گراها به صندوق ریخته و نقش مهمی در پیروزی آن ها داشته اند . حزب رفاه به ریاست اربکان به طور مرتب بر یکپارچگی ترکیه و در پرتو آن برای حل مشکل کردها با اقرار به حقوق فرهنگی و آزادی عقیده برای آنان، طرحی را در زمینه توسعه و صنعتی شدن پیشنهاد می کرد و خواستار برداشتن حالت فوق العاده از منطقه کرد نشین بود . این حزب آشکارا به حل مشکلات به روشی اسلامی اشاره نمی کرد ولی در ضمن استفاده از عباراتی مانند: «نظام عادلانه تنها نظامی است که خوشبختی و اعتاد و محبت و برادری را برای همه به همراه دارد» ، به این موضوع اشاره ضمنی داشت . (50)

این حزب همواره گفته است که می توان از راه صلح و برادری اسلامی ایجاد شوراهای محلی و آموزش کردی در مدارس بومی مشکل کردها را حل و فصل کرد . اما وضعیت سال های آخر دهه 1990 م متفاوت از گذشته شد و شواهدی وجود داشت که کردها آرای اعتراضی خود را، مانند سابق به اسلام گراها نخواهند داد، چرا که آنان از اربکان رهبر حذب

/ 0 نظر / 12 بازدید