روابط ایران و مصر از ژانویه 2011

انگیزه های ایران و مصر برای از سرگیری روابط

ایران به چهار دلیل به دنبال گسترش روابط با مصر است: نخست اینکه روابط نزدیک تر با مصر دروازه جهان عرب را به روی ایران می گشاید و حاشیه وسیع تری برای تعامل تهران با کشورهای عربی ایجاد می کند. دوم اینکه، روابط ایران و مصر، تنش ها بین سنی و شیعه را تعدیل می کند و این هدفی است که جمهوری اسلامی در منطقه دنبال می کند. سوم، رابطه با مصر به ایران امکان می دهد به ابتکار منطقه ای برای سوریه ملحق شود. چهارم، تعامل با مصر ثابت می کند که تلاش ها برای منزوی کردن جمهوری اسلامی به نتیجه نرسیده و تهران توانسته ارتباط های منطقه ای خود را تقویت کند. چنین موقعیتی با توجه به احتمال مذاکره ایران و آمریکا در آینده، از اهمیت زیادی برخوردار است.

در مقابل، موضوع ایران بیشتر در چارچوب برنامه ریزی های استراتژیک در سیاست منطقه ای مصر اهمیت دارد و قاهره می تواند از آن به عنوان مدرکی برای نشان دادن سیاست خارجی متوازن استفاده کند. بازگشت مستقیم مصر به نقش آفرینی منطقه ای به نظر دشوار می رسد ، چرا که این نقش منطقه ای در سه دهه گذشته رو به زوال گذاشته و به طور کلی در یک قرن و نیم گذشته، قاهره عنصر بانفوذی در خاورمیانه نبوده است.

از سوی دیگر مصر به ایجاد تنوع در روابط منطقه ای خود نیاز دارد. به بیان دیگر مصر نمی تواند بدون رابطه داشتن با بازیگران بزرگ منطقه ای به یک کشور تاثیرگذار در خاورمیانه تبدیل شود و این انگیزه دوم مصر برای برقرار رابطه با ایران به شمار می رود.

سومین دلیل مهم این است که تعامل با ایران به مصر امکان می دهد به محدوده وسیع تر جغرافیایی دسترسی داشته باشد که از عراق تا لبنان گسترانیده شده است. علاوه بر این سه مزیت رابطه با ایران، باید گفت که مصر باید هزینه منطقه ای و بین المللی قابل توجهی برای رابطه با ایران پرداخت کند و این در حالی است که ایران در این زمینه تنها باید به احزاب سیاسی داخلی هزینه بدهد.

سفر صالحی در فضای منطقه ای کنونی

مرسی در جریان سفر اواخر تابستان به ایران، فرصت احیای روابط تهران و قاهره را در اختیار داشت اما به روشنی اجازه داد این فرصت از دست برود. مرسی از این سفر به عنوان یک اهرم منطقه ای بهره برد بدون اینکه رابطه جدی با ایران ایجاد کند و به این ترتیب بهانه ای در دست سلفی ها که منتقد رابطه ایران و مصر هستند، قرار نداد. به بیان دیگر، حکومت مصر می خواهد از کارت ایران برای ارتقای چهره بین المللی خود استفاده کند. روندی که به طور محتاطانه ای به تنشنج زادیی می انجامد اما در ضمن حساسیت های منطقه ای را برانگیخته نمی کند.

از آنجایی که ریاض نمی خواهد ایران بخشی از راه حل های منطقه ای باشد، پیشنهاد تشکیل گروه چهارجانبه مرسی برای حل بحران سوریه تا کنون راه به جایی نبرده است. با این وجود ایران وزیر امور خارجه خود را آن هم در زمان اوج تنش ها در سوریه به مصر می فرستد تا این بحران را بررسی کند. البته ، هدف اصلی ایران دستاورد سیاسی در مصر است.

در مقابل، به نظر می رسد این تصویر برای مصر متفاوت است. سفر صالحی به مصر با دو تحول بزرگ همراه بود. نخست، ایجاد تنش بین مصر و امارات متحده عربی بر سر اخوان المسلمین و دوم شایعه سفر سردار قاسم سلیمانی به مصر. در آستان سفر صالحی به مصر ، برخی رسانه ها ادعا کردند فرمانده سپاه قدس ایران در سفری دو روزه و محرمانه به مصر با مقامات این کشور و اعضای اخوان المسلمین ملاقات داشته و پیشنهاد استفاده از تجربه های جمهوری اسلامی در امور امنینی را ارائه داده است. این سفر چند روز بعد از سوی مقامات قاهره و تهران تکذیب شد.

به نظر می رسد که زمان سفر صالحی با توجه به تنش ها با ایران به عنوان یک اهرم در رابطه با کشور های منطقه مورد استفاده قرار می گیرد. حکومت مصر از ابراز تمایل تهران برای رابطه با قاهره به عنوان یک کارت برای تعامل با کشور های عرب حوزه خلیج فارس بهره می برد.

سیاست کوتاه مدت

شکست در تحولات و سیاست گذاری های منطقه ای مصر واضح است. بازگشت به تعامل دیپلماتیک با ایران به نفع مصر است. البته رابطه با ایران حتما ضروری نیست اما می تواند منافعی برای سیاست خارجی مصر در منطقه به همراه داشته باشد. مصر نباید بین رابطه با ایران یا اعراب انتخاب کند، چرا که در این صورت موجب خطایی استراتژیک خواهد شد.

سیاست ایران مرسی به نظر کوته بینانه نمی آید و رئیس جمهور مصر نمی خواهد از کارت ایران در زمان و جای نامناسب استفاده کند. به همین دلیل، نشانه ها حاکی از آن است که روابط ایران و مصر احتمالا پیشرفتی موقتی را تجربه خواهد کرد، چرا که به نظر می رسد مرسی می خواهد در شرایط فعلی ازکارت ایران برای تهدید اعراب استفاده کند.

منبع: المانتیور

/ 0 نظر / 9 بازدید