پتانسیل های قطر برای تبدیل به قدرت منطقه ای

قطر که استقلال سیاسى خود را در ۳سپتامبر سال۱۹۷۱ به دست آورد، از سال۱۹۹۴ وقتى «عیسى بن سلمان آل ثانى» امیر قطر در سفرى خارجى به سر مى برد و پسرش «حمد بن عیسى» در کودتایى مسالمت آمیز به جاى او تکیه زد، وارد دوران جدیدى شده است. شیخ «حمدبن خلیفه آل ثانى» در ۲۷ژوئن سال۱۹۹۵ با تأیید خانواده حاکم، زمام حاکمیت را به دست گرفت و در ۲۲اکتبر سال بعد، شیخ «تمیم بن حمد آل ثانى» (پسرش) را به عنوان ولیعهد و در ۲۹اکتبر همان سال، «شیخ عبدالله بن خلیفه آل ثانى» (برادرش) را به عنوان نخست وزیر تعیین کرد.
چندى نگذشت که مردم قطر و شیخ نشین هاى منطقه دریافتند که پسر ۴۶ساله تفاوتهاى زیادى با پدر دارد. شیخ حمد در دولت قطر تغییرات بسیارى ایجاد کرد، مجلس مشورتى تدارک دید و با لغو سانسور مطبوعات، آزادى نسبى براى دیدگاههاى مختلف فراهم آورد و با اهداى حق رأى به زنان، زمینه هاى تحولات اجتماعى را آماده کرد. بعد از به قدرت رسیدن، شیخ حمد در بعد اقتصادى، سرمایه گذارى اصلى را بر روى استخراج، تولید و صادرات منابع گازى حوزه پارس شمالى (مشترک با ایران) قرارداد و در حوزه دفاعى - امنیتى به تدریج به سمت خارج شدن از زیر سایه عربستان سعودى و حرکت در جهت همکاریهاى پنهان امنیتى با آمریکا و اسرائیل روى آورد.
در این چارچوب، پس از حوادث ۱۱سپتامبر۲۰۰۱ و جنگ افغانستان و برنامه آمریکا - براى تغییر رژیم عراق، دولت آل ثانى به منظور بهره گیرى از امتیازات خاص روابط با آمریکا، به همکارى پنهان و علنى با سناریوهاى واشنگتن پرداخته و این در حالى بود که مصر، عربستان و سوریه سه قدرت اول جهان عرب با این حمله مخالف بودند.
تعیین دوحه به عنوان ستاد عملیات براندازى رژیم بعث عراق و استقرار قرارگاه نظامى منطقه اى (خاورمیانه اى) آمریکا در قطر و نقش آفرینى دوحه در تحقق سناریوى مطلوب آمریکا در مسأله فلسطین، عمومى سازى روند سازش وتلاش براى وارد کردن اسرائیل به عنوان یک رژیم و بازیگر طبیعى به معادلات سیاسى، اقتصادى و امنیتى خاورمیانه و خلیج فارس از جمله همکاریهاى قطر با آمریکا در زمان حکومت «شیخ حمد» بوده است که نشانگر تغییرات جدى در نگرش هاى منطقه اى دوحه به شمار مى رود.

حوزه پارس شمالى، موتور محرکه توسعه اقتصادى قطر
منبع گاز طبیعى «الشمال» که باعث شده است قطر در زمره کشورهاى ثروتمند از نظر گاز قرار گیرد، در سال۱۹۷۱ کشف شد. ذخیره گازى این منبع ۵۰۰تریلیون مترمکعب است و بزرگترین منبع گازى مجزا و غیرمشترک در دنیا به شمار مى رود. اما ثروت اصلى قطر در میدان گازى پارس جنوبى، بزرگترین میدان کشف شده ذخایر گازى جهان است. نزدیک به هشت درصد گاز کشف شده جهان به تنهایى در این میدان قرار دارد. این میدان که بین ایران و قطر مشترک است،از سالها پیش توسط قطرى ها مورد بهره بردارى قرار گرفته است. حوادث سالهاى پس از انقلاب و جنگ و دوران سازندگى به ایرانى ها اجازه نداده بود که فکرى براى این میدان مشترک بکنند. در اواخر دهه۷۰ و اوایل دهه،۸۰ «بیژن زنگنه» وزیر نفت وقت، با امضاى قرارداد سرمایه گذارى با شرکت فرانسوى «توتال»، «پتروناس» مالزى و «گاز پروم» روسیه، گام اول را براى بهره بردارى از این حوزه مشترک برداشت.
این حوزه مشترک که صدها کیلومتر مربع وسعت دارد، با ۱۳تریلیون مترمکعب گاز و ۱۶میلیارد بشکه میعانات در ۱۰۵ کیلومترى منطقه «عسلویه»در جنوب «بوشهر» واقع شده است.
قطر در حال حاضر قراردادهاى متعددى براى فروش گاز مایع طبیعى به کشورهایى چون ژاپن، کره جنوبى و مؤسساتى از قبیل «ترکى پتاس»، مؤسسه نفت چین در «تایپه» و مجموعه «هندى السیار» بسته است و درصدد صدور گاز به پاکستان از طریق لوله مى باشد، شیخ امیدوار است که منابع حوزه پارس، موتور محرکه اقتصاد نوین قطر و تبدیل کردن این کشور به یکى از قطب هاى اقتصادى منطقه باشد.

سنت کام (centcom) حلقه روابط آمریکا و قطر
افزایش کمى و کیفى حضور نیروها و استقرار تجهیزات و تسلیحات آمریکا در مناطق پیرامونى عراق از جمله در خلیج فارس و برخى کشورهاى حاشیه جنوبى آن نظیر قطر، اهدافى فراتر از جنگ عراق را مدنظر دارد.
پس از مخالفت عربستان سعودى با حمله نظامى آمریکا به عراق و اظهارات مقامات سعودى از جمله «سعودالفیصل» در مورد عدم اجازه به آمریکا براى استفاده از امکانات فرماندهى و کنترل پایگاه «پرنس سلطان» براى حمله به عراق، آمریکا به تدریج به نوسازى پایگاه «العدید» قطر پرداخت تا امکانات آن را متناسب با نیازمندیهاى حمله به عراق ارتقا دهد، به گونه اى که در آستانه حمله آمریکا به عراق، هزاران سرباز آمریکایى در این پایگاه مستقر شدند و این پایگاه، بزرگترین انبار تجهیزات آمریکا در منطقه به شمار مى رفت و به اصلى ترین محل تمرکز نیروهاى آمریکایى و طراحى براى حمله به عراق تبدیل شد. قطر در مجموع از آن هنگام به بعد دوپایگاه در اختیار آمریکا قرار داد و دوحه به ستاد عملیات نظامى آمریکا علیه عراق به جاى عربستان که در جنگ ۱۹۹۱ ستاد حمله به عراق بود، تبدیل شد.
در واقع، انتقال امکانات فرماندهى نیروهاى مرکزى آمریکا از فلوریدا به قطر به گونه اى طراحى شد که در آینده نزدیک، قطر را به عنوان ستاد محلى و منطقه اى نیروهاى مرکزى آمریکا درآورد و بحرین نیز همچنان مقر ناوگان پنجم نیروى دریایى آمریکا باشد و اکنون قطر به عنوان مرکز فرماندهى ژنرال «جان ابى زید» همین نقش را دارد. بدیهى است گستره نظارت و فرماندهى ستاد ژنرال ابى زید، پیش از بحران عراق و معادلات نظامى - امنیتى خلیج فارس و خاورمیانه است و شرق آسیا، بخشى از شبه قاره هند، دریاى عمان و آسیاى مرکزى را نیز دربر مى گیرد.
این پایگاهها پیش و پس از جنگ عراق، هدایت کننده تمرین هاى متعددى با هدف، تمرین نحوه فرماندهى و هماهنگى نیروهاى عملیاتى در ۲۵کشور تحت نظارت منطقه فرماندهى مرکزى شامل خلیج فارس، آسیاى مرکزى، شرق آفریقا، دریاى عمان، اقیانوس هند وبخشى از شبه قاره هند بوده اند.
نیروهاى مشارکت کننده در این تمرین ها زیر مجموعه فرماندهى مرکزى آمریکا بوده اند که در گذشته، فرماندهى آن را ژنرال «تامى فرانکس» که فرمانده جنگ افغانستان و عراق بود، بر عهده داشت و اکنون فرماندهى آنها بر عهده ژنرال ابى زید است.
قرارگاه هدایت و فرماندهى در «پایگاه السیلیه»نزدیک دوحه مستقر است و طبق قراردادى که در قبل از جنگ عراق میان «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا و شیخ حمد بن جاسم بن جبر آل ثانى وزیر خارجه قطر بسته شد، حضور نظامیان آمریکا در قطر براى مدت ۲۰سال تمدید شده است.
موارد فوق، شاهدى بر این مدعا هستند که قطر طى چند سال اخیر به مهمترین پایگاه براى حضور نظامیان آمریکایى در منطقه مبدل شده و با کویت در حال رقابت شدید است.
این فرایند، بعد ازدورى عربستان سعودى از آمریکا تشدید شده است. بعد از آغاز پادشاهى امیر عبدالله در عربستان، این کشور از آمریکا فاصله گرفت، به طورى که «ریچارد پرل» مشاور سابق وزیر دفاع آمریکا، عربستان را مرکز تروریسم اسلامى خوانده و برخى نمایندگان کنگره نیز این ادعا را تکرار کرده اند.

قطر پیشگام روابط پنهانى با اسرائیل
قطر در اوایل دهه۹۰ در کنار عمان، تنها کشورهاى عرب حاشیه خلیج فارس بودند که براى اولین بار پس از «کمپ دیوید» قبح روابط اقتصادى و دیپلماتیک با اسرائیل را از بین بردند و «اسحاق رابین» نخست وزیر وقت اسرائیل به منطقه سفر کرد و دفتر اقتصادى اسرائیل در دوحه گشایش یافت و على رغم تعطیلى موقت آن در اثر فشارهاى عربى، گفته مى شود این دفتر هم اکنون در دوحه فعال است. از سوى دیگر، قطر همواره درصدد صدور گاز به اسرائیل بوده و این در حالى است که اسرائیل نیز طبق طرح «خاورمیانه جدید»، شیمون پرز درصدد برقرارى روابط گسترده اقتصادى با دول عربى به عنوان مقدمه حضور در معادلات سیاسى - امنیتى خاورمیانه است و در برخى از طرحهاى نظامى - امنیتى آمریکا، حضور اسرائیل در ترتیبات امنیتى خلیج فارس در برابر تهدیدهایى نظیر ایران مطرح شده است.
از سویى، در شرایط کنونى و همزمان با همکارى گسترده نظامى قطر با آمریکا، دولت آل ثانى با چراغ سبز شیخ حمد امیر قطر و با مدیریت و محوریت شیخ حمد بن جاسم وزیر خارجه در حال ایفاى نقش در سناریوى آمریکا در مسأله فلسطین است. این همکارى گسترش آمد و شدها و مراودات با اسرائیل، در شرایطى که قدرتهاى عمده جهان عرب نظیر عربستان و سوریه با مکانیسم ها و روشهاى متفاوت در حال حمایت از انتفاضه و گروههاى فلسطینى هستند، دیده مى شود.
سفر «رولى میلو»وزیر همکاریهاى منطقه اى اسرائیل در اجلاس سازمان تجارت جهانى در دوحه در سال۲۰۰۳ میلادى از جمله این مراودات بود. وى پس از بازگشت به تل آویو به دولت اسرائیل پیشنهاد خرید گاز از قطر را داد. شهروندان اسرائیلى نیز مشارکت اسرائیل را در نشستى اقتصادى که میزبان آن کشورى عربى بود را حادثه مهمى خواندند. این در حالى بود که در پى وقوع دور جدید انتفاضه، قطر تنها کشور اسلامى بود که با ادامه همکارى اقتصادى با اسرائیل انتقاد شدید کلیه کشورهاى اسلامى را علیه خود برانگیخت. البته قطر با وجود روابط گسترده با آمریکا و اسرائیل، به دنبال روابط گسترده با کشورها و قدرتهاى بزرگ منطقه نیز هست. در واقع، راهبرد اصلى و محورى قطر در معادلات سیاسى - امنیتى منطقه براساس تعادل در روابط با قدرتهاى عمده منطقه اى و فرامنطقه اى مؤثر در خلیج فارس وخاورمیانه بوده است.
طبق این راهبرد، قطر تلاش کرده و مى کند بین قدرتهایى که داراى اهداف ومنافع متفاوت، متضاد وحتى متعارضى بوده و هستند، به نحوى مانور دهد و بازى کند که میزانى از روابط متعادل را با هر یک از آنها حفظ نماید و ضمن پرهیز از چرخش کلى به سوى یک یا برخى از آنها از مزایاى این وضعیت به نفع منافع و امنیت ملى خود بهره گیرد. لذا قطر به طور همزمان، در دهه۹۰ و سالهاى اخیر، تلاش کرد با ایران، عراق، عربستان، مصر، اسرائیل، آمریکا، انگلیس و فرانسه به طور همزمان روابط مناسبى داشته باشد. در همین چارچوب،در دهه۹۰ در بین کشورهاى شوراى همکارى خلیج فارس، قطر داراى یکى از بهترین روابط با جمهورى اسلامى ایران بود، از آمد و شدهاى دیپلماتیک با رژیم صدام برخوردار بود، اقدام به افتتاح دفتر تجارى اسرائیل در دوحه کرد، عمده روابط تسلیحاتى خود را با فرانسه برقرار نمود و در ملاحظات امنیتى به سمت همکارى گسترده با آمریکا و انگلیس روى آورد و به رایزنى و مشورتهاى دائمى با مصر پرداخت و سعى کرد اختلافات خود را با عربستان کنترل ومدیریت نماید و حتى رهبران حماس را در خاک خود بپذیرد. طى روزهاى اخیر نیز با وجود همکاریهاى گسترده نظامى که قطر با آمریکا دارد، با این حال به اتهاماتى که به ایران وارد شده و مدعى دخالت در امرو داخلى عراق است، بى اعتنایى کرده است.
وزیر خارجه قطر در این باره اعلام کرده است: به اینکه ایران در امور داخلى عراق دخالت مى کند، اعتقادى ندارم. «شیخ حمد بن جاسم بن جبر» برخلاف شاهزاده «سعودالفیصل» وزیر خارجه عربستان و سایر مقامات سعودى از جمله «امیر ترکى» سفیر این کشور در واشنگتن که هر چند روز یکبار اظهارات ضدایرانى خود را درباره مسائل عراق تکرار مى کنند، تلاش کرده است روابط مناسب همزمان با آمریکا و ایران را حفظ کند. لذا به صراحت گفته است: من هیچ دلیلى براى دخالت ایران در امور داخلى عراق نمى بینم.

/ 0 نظر / 6 بازدید