بررسی و تبیین عوامل مؤثر در ایجاد و استمرار بحران سوریه برمبنای مدل پژوهشی برچر

نویسندگانافسانه سیفی ناجی1؛محمد حسین جمشیدی  3؛محسن اسلامی

1دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل، گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تربیت مدرس

2عضو هیئت علمی ، گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تربیت مدرس

3استادیار ، گروه روابط بین‌الملل دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

بحران سیاسی کشور سوریه، یکی از پیجیده‌ترین بحران‌های منطقه‌ای چند دهه اخیر است که در جریان آن، علاوه‌بر عوامل داخلی، عوامل و بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نیز براساس راهبردها و منافع ملی خود نقش‌هایی گوناگون را در فرایند این بحران اعمال‌می‌کنند؛ این در حالی است که شناخت عوامل و بازیگران مؤثر در هر بحرانی، مهم‌ترین نقش را در تبیین آن بحران و کشف راه‌های پایان‌دادن به آن برعهده‌دارند؛ براساس این، پرسش اصلی نوشتار حاضر، این است که «مهم‌ترین عوامل و بازیگران زمینه‌ساز، استمراربخش و تشدیدکننده بحران سوریه چه بوده‌اند؟».

یافته‌های مقاله که با رویکرد تحلیلی- تبیینی و با روش مطالعه موردی و متکی به مدل پژوهشی برچر (که با نمایشی از ترکیب مراحل بحران و عوامل و علل ایجادکننده و تشدیدکننده آن) برای تبیین بحران در قالب چهار مرحله تعیین‌کننده «ایجاد، گسترش، کاهش و پیامد» می‌کوشد و همچنین با اتکا بر داده‌های کتابخانه­ای درخصوص مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز و تشدیدکننده بحران سوریه به‌دست‌آمده‌است، از آن، حاکی است که «قطب‌بندی و چندمرکزی‌بودن بحران سوریه، بین‌المللی‌شدن گستره نفوذ این بحران، تعارض مستمر و طولانی‌مدت، چنددستگی اقلیت‌های قومی، نظام سیاسی غیرقابل‌انعطاف و دخالت گسترده بازیگران دولتی خارجی» ازجمله مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز و تشدیدکننده بحران سوریه هستند؛ درنتیجه، با وجود این عوامل پیچیده داخلی و بین‌المللی به‌نظرنمی‌رسد که شرایط مناسب برای پایان بحران سوریه در کوتاه‌مدت، فراهم باشد ولی درصورتی‌که طرف‌های مخاصمه به حل بحران، مایل باشند، می‌توانند با ایجاد ترتیب‌های امنیتی جدید در منطقه، میزان حضور و نفوذ خود را بازتعریف‌کرده، سازوکارهای (مکانیسم‌های) سیاسی مناسب را برای همزیستی مسالمت‌آمیز پیداکنند

کلیدواژه‌هابحران سوریه؛مدل برچر؛داعش؛خاورمیانه

اصل مقاله

منطقه خاورمیانه در طول تاریخ، به دلیل موقعیت راهبردی و وجود منابع سرشار حیاتی، همواره تنش‌زا و بحران‌خیز بوده‌است؛ این منطقه به‌ویژه در دوران جدید با مداخله قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، به یکی از پرتنش‌ترین مناطق جهان تبدیل‌شده‌است؛ درنتیجه، بیشتر دولت‌های آن، با کشمکش و بحران، درگیر بوده، یا از بیم وقوع جنگ و توجه به اصل بازدارندگی، به‌دنبال انباشت فزاینده سلاح و مهمات هستند.

     یکی از مهم‌ترین بحران‌هایی که امروز سرخط اصلی تمامی رسانه‌های بین‌المللی را به خود اختصاص‌داده، بحران سوریه است که به چالشی جهانی به‌خصوص برای کشورهای منطقه خاورمیانه و قدرت‌های غربی تبدیل‌شده‌است (Patel,2015:1-3)؛ همچنین، این بحران به آواره‌شدن بیش از هشت میلیون غیرنظامی منجرشده که به کشورهای ترکیه، عراق، اردن و لبنان و همچنین تعدادی از کشورهای اروپایی پناه‌برده‌اند.

درهرحال، بحران سوریه به‌مثابه پدیده‌ای نه‌فقط ملی و متعلق به سوریه که به‌مثابه بحرانی بین‌‌المللی، منطقه خاورمیانه را بیش از هرجای دیگر درگیرساخته‌است لذا نمی‌توان به‌آسانی از کنار آن گذشت؛ این بحران درحال‌حاضر، کشورهایی متعدد را درگیرکرده و جوانانی فراوان از سراسر جهان به‌ویژه کشورهای اروپایی و ازجمله کشور آلمان، تحت تأثیر تبلیغ‌های شبکه‌های اجتماعی به‌صورت غیرقانونی، به سمت سوریه و عراق، راهی شده، به گروه‌های تکفیری می‌پیوندند و این رقم نیز هرروز، روبه‌رشد است (فیلیپس و آیسیکوویتس، 1396: ش1319030 در:http://bit.ly/1Yj3Enp).

 

تشکیل دولت اسلامی داعش، فصلی نوین را درخصوص تحرک‌های تروریستی در تاریخ روابط بین‌الملل گشوده‌است که به‌طورتقریبی، تمامی نگرش­های عمده سیاسی جهان معاصر را هدف قرارداده‌است؛ درخصوص ایران نیز ابومحمد العدنانی، سخن‌گوی گروهک تروریستی داعش در تهدید ضد جمهوری اسلامی ایران بیان‌کرده‌است که داعش می‌تواند و می‌خواهد ‌که ایران را به باتلاقی از خون تبدیل‌کند و ایران، بدترین دشمن داعش محسوب‌می‌شود (نجات، 1394: 103)؛ با توجه به این تفاسیر به‌نظرمی‌رسد برای مقابله با این تهدید بین‌المللی، در ابعادی گسترده باید در درجه نخست با ریشه‌های شکل‌گیری و تشکیل این بحران و همچنین، تأثیرهای گروه‌های تکفیری برآن آشنا شویم.

می‌توان شکل‌گیری بحران سوریه را به سال‌های 2011 و 2012 هم‌زمان با آغاز قیام‌های مردمی در جوامع عربی معروف به بهار عربی و موج بیداری اسلامی در خاورمیانه نسبت‌داد (صادقی و لطفی، 1394: 128)؛ این بحران در شرایطی شکل‌گرفت که سوریه به‌عنوان یکی از نقاط اصلی مقاومت در منطقه، نقشی مهم در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی برعهده‌داشت؛ در چنین شرایطی، کشورهای غربی، حمایتی همه‌جانبه از رژیم صهیونیستی به‌عمل‌آورده، هم‌پیمانان منطقه‌ای این رژیم، مانند عربستان سعودی، برای حفظ موجودیت اسرائیل و بقا و استمرار خود در برابر خیل مخالفانی نظیر «جبهه مقاومت، حزب‌الله، جمهوری اسلامی ایران و لبنان»، راهبردهایی متعدد را درپیش‌گرفته­اند؛ این دولت‌ها برای انزوای جمهوری اسلامی ایران، آسیب‌پذیرکردن و انزوای جبهه مقاومت در فضای سیاسی، جلوگیری از نزدیکی حماس و حزب‌الله با محوریت ایران و همچنین جلوگیری از ایجاد مدل مقاومت در کشورهای اسلامی، از هیچ‌‌‌تلاشی برای تغییر حکومت سوریه فروگذاری‌نکردند چراکه پادشاهی سعودی بر این باور است که سوریه، مسیری برای ورود ایران به درون دنیای عرب است و ایران از طریق سوریه توانسته‌است در معادلات فلسطین، نقش ایفاکند؛ بنابراین، سوریه نه‌تنها در درگیری‌های خشونت‌آمیز با ارتش، بلکه در سیاست‌های مختلف بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، همچنان قربانی می‌شود (جانسیز و بهرامی، 1393: 79).

در بررسی و شناخت هر بحرانی، یکی از مهم‌ترین مسائل مورد نظر محققان، عوامل و بازیگران ایجادکننده، مؤثر یا گسترش‌دهنده بحران هستند؛ برمبنای این، بحران سوریه نیز، تحت تأثیر عواملی متعدد شکل‌گرفته، گسترش و استمرار یافته‌است؛ بنابراین، برای شناخت و تبیین چنین بحرانی، ما به بررسی این عوامل و بازیگران نیازمندیم زیرا این عوامل نه‌تنها در ایجاد که در استمرار و بقای این بحران بین‌المللی نیز به‌طوراساسی نقش‌دارند.

به‌جرئت می‌توان‌گفت که بحران سوریه، امروز دیگر بحرانی منطقه‌ای و منحصر به محدوده منطقه خاورمیانه نیست؛ گسترش عملیات‌های تروریستی داعش به سرزمین‌ها و مناطق خارج از سوریه و عراق ازیک‌سو و مداخله قدرت‌های بین‌المللی در بحران سوریه ازسوی‌دیگر، به جهانی‌شدن این بحران و تبدیل‌شدن آن به سرفصل اخبار رسانه‌های سراسر جهان منجرشده‌است و این درحالی است که با توجه به اینکه هنوز مدت زمان زیادی از اوج‌گرفتن بحران در سوریه نگذشته‌است، جامعه علمی (آکادمیک) و دانشگاهی ایران، تاکنون چندان برای بررسی و تحریر بحران سوریه، کشف ریشه‌های این بحران، تحلیل نقاط ضعف و قدرت بازیگران و شناخت اهداف آشکار و پنهان آنان فرصتی‌نیافته‌است. جهانی‌شدن بحران سوریه ازیک‌سو و نقش فعال و مؤثر جمهوری اسلامی ایران در جهت حل این بحران ازسوی‌دیگر، اهمیت پرداختن به عوامل آن را بیش‌ازپیش آشکارمی­سازد؛ برهمین‌اساس به‌نظرمی‌رسد که تحریر این پژوهش می‌تواند گامی درراستای شناخت بهتر این بحران باشد.

  مهم‌ترین اهداف این پژوهش که در قالب مقاله علمی- پژوهشی تحریرمی‌شود، به شرح زیر است:

  1. ایجاد تصویری روشن از بحران سوریه و شرایط کنونی این بحران؛
  2. شناخت ریشه‌های شکل‌گیری گروه‌های تکفیری و تروریستی در بحران؛
  3. عوامل شکل‌گیری و گسترش بحران سوریه و تأثیر گروه‌های بحران‌زا؛
  4. شناخت بهتر بازیگران ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی حاضر در این بحران و آشنایی با اهداف هریک از آنها.

مسئله ما در این نوشتار، دراصل شناخت عوامل و بازیگران مؤثر در بحران سوریه است؛ در این خصوص، پرسش اصلی ما این است که «عوامل و بازیگران اصلی مؤثر در ایجاد و گسترش بحران سوریه کدام‌اند؟»؛ در پاسخ، فرضیه پژوهش، این است که براساس مدل برچر، قطب‌بندی و اختلاف قومی- مذهبی سوریه، گسترش حوزه نفوذ بحران، تعارض مستمر و طولانی‌مدت، چنددستگی اقلیت‌های قومی، نظام سیاسی غیرقابل‌انعطاف و دخالت بازیگران دولتی خارجی منطقه‌ای ازجمله مهم‌ترین عوامل به‌وجودآورنده، تشدیدکننده و استمراربخش بحران سوریه بوده‌اند؛ همچنین کشورهای آمریکا، ترکیه و عربستان سعودی، مهم‌ترین بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی هستند که هریک با توجه به راهبردها و اهداف سیاسی خود برای براندازی دولت بشار اسد تلاش‌می‌کنند.

     رویکرد این پژوهش، تحلیلی- تبیینی است و روش آن، مطالعه موردی (بحران سوریه) با تکیه بر مدل پژوهشی خاصی (مدل یا الگوی مایکل برچر) است. داده­های موردنظر با شیوه کتابخانه­ای گردآوری و بررسی و تحلیل‌شده‌اند. در جهت تأیید فرضیه، پس از چارچوب نظری، ابتدا به تبیین مفهومی بحث، سپس عوامل شکل‌گیری و گسترش و درنهایت، نقش قدرت‌های خارجی توجه‌می‌شود.


الف- چارچوب نظری پژوهش


     به‌طورکلی برای شناسایی عوامل ایجاد و استمرار یک بحران بین‌المللی، باید از شاخص‌هایی مانند تهدید ارزش‌های بنیادی، انجام اقدام‌های قاطعانه و نمایش خصومت به‌صورت آشکار استفاده‌کرد. بحران درواقع، واژه‌ای سیاسی است که از‌هم‌گسیختگی و بی‌نظمی شرایط را در منطقه‌ای جغرافیایی نشان‌می‌دهد (برچر، 1382: 24). با توجه به اینکه بحران سوریه درحال‌حاضر، بحرانی در حال گذار بوده، به بررسی گام‌به‌گام برمبنای عوامل شکل‌گیری و استمرار نیازدارد، یکی از بهترین مدل‌های بررسی این بحران، مدل مایکل برچر است. در مدل جامع مدیریت بحران، برچر در پاسخ به نارسایی‌های مفهومی بحران، درپی [ارائه] تعریفی جدید از بحران برآمد و برای این کار، 323 بحران بین‌المللی را بررسی‌کرد؛ وی درمجموع به این نتیجه رسید که می‌توان یک بحران را هم براساس «بازیگر» و هم برحسب «نظام» بررسی‌کرد (خلیلی و دیگران، 1392: 155).

1- مدل پژوهشی مایکل برچر

    براساس نظریه بحران مایکل برچر، هر بحرانی چهار مرحله را طی‌می­کند:

1-پیدایش (برچر، 1382 :57): در این مرحله، بحران شکل‌می­گیرد.

2- گسترش (اوج بحران): مرحله گسترش بحران، درواقع مرحله‌ای است که وخامت اوضاع به   بالاترین حد رسیده، نهایتِ فشار روانی ایجادمی‌شود؛ در این مرحله شاخص گسترش، تغییر خشونت از سطح پایین به سطح بالا خواهد‌بود که به‌صورت حرکت از برخوردهای کم‌اهمیت به‌سوی برخوردهای جدی یا جنگ میان متخاصمان انجام‌خواهد‌گرفت (برچر‌،1382 :57).

3- کاهش: این مرحله، زمانی شکل‌می‌گیرد که پیامدهای بحران برای متخاصمان یا سایر بازیگران شناخته‌شود. کاهش بحران از نظر دولت‌ها با بروز مؤلفه‌هایی مانند ازمیان‌رفتن تهدید، فشار زمان و احتمال جنگ عملیاتی، درک‌شده و این باور را برای طرف‌های درگیر در جنگ ایجادمی‌کند که درصورت ایجاد توافق برای پایان جنگ و بحران، طرف‌های متخاصم، وضعیت بهتری پیداخواهندکرد (برچر، 1382 :59).

4- تأثیر (پس از بحران): منظور از تأثیر بحران، عواقب بعدی بحران و آثاری است که طرف‌های درگیر در جریان بحران برجای‌گذاشته‌اند (خلیلی و دیگران، 1389 :20).

    اما آنچه در بحران بیشتر اهمیت‌دارد، «علل، عوامل و بازیگران اصلی مؤثر در ایجاد و گسترش آن» است که برچر به آن توجه‌کرده‌است؛ براساس این، برای شناخت صحیح بحران و مراحل وقوع آن باید عوامل و زمینه‌های تشدیدکننده و استمراربخش بحران بررسی‌شوند تا درکی همه‌جانبه از وضعیت بحرانی موجود، حاصل شود (برچر، 1382: 62).

مایکل برچر با ربط‌دادن میان عوامل بحران و مراحل وقوع آن، بر این باور است که عوامل زمینه‌ساز و تشدیدکننده یک بحران، وقوع مراحل پیدایش، گسترش، کاهش و تأثیر بحران را محتمل‌ترمی‌کنند؛ این کار درواقع، به‌وسیله تأثیرگذاری بر درک تصمیم‌گیرندگان و کنش شکننده نیروهای متقابل، ممکن می‌شود؛ از نظر برچر، چنین عواملی عبارت‌اند از: قطب‌بندی، سطح نظام بین‌الملل، وضعیت منازعه، جغرافیا، نظام سیاسی و مداخله قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای (خلیلی و دیگران، 1389: 21).

     از ضعف‌های مدل نیز، این است که نتوانسته میان عوامل داخلی و خارجی در بروز یک بحران، ارتباطی مناسب برقرارکند و برای بحران‌هایی که هنوز به مرحله پایانی نرسیده‌اند، نظام (سیستم) تحلیلی دقیقی برای پیش‌بینی آینده بحران طراحی‌نکرده‌است؛ بااین‌حال با توجه به مواردی که مایکل برچر مطرح‌کرده، به‌ویژه تأکید بر عوامل و بازیگران بحران و با مطالعه مقایسه‌ای از مدل‌های بحران‌های بین‌المللی به‌نظرمی‌رسد، با قراردادن رویدادهای بحران سوریه در ظرف مدل مایکل برچر بتوانیم به درکی مطلوب از ریشه، عوامل بروز، گسترش، چگونگی و چرایی وضعیت کنونی یعنی تداوم و استمرار بحران سوریه به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های بین‌المللی برسیم؛ ازاین‌‌رو، مدل برچر برای شناخت ریشه‌ها و عوامل بحران، مدلی مناسب قلمدادمی‌شود.

ب- تبیین مفهومی

1- چیستی بحران

     بحران به‌صورت کلی به تغییر حالت ناگهانی در شرایط عادی گفته‌می‌شود؛ فرهنگ عمید، بحران را «آشفتگی و تغییر حالت ناگهانی و تغییر حالت در اوضاع و احوال مملکت» معرفی‌کرده‌است (عمید، 1383: 246)؛ لغت‌نامه دهخدا نیز بحران را «چیره‌شدن یک خصم بر خصم دیگر» می‌داند. در تعریف بحران سیاسی در لغت‌نامه دهخدا آمده‌است: حالتی که درنتیجه آن، توازن نظام اجتماعی، دگرگون شود و دولت‌ها و نظام‌های اجتماعی ناچار به سقوط یا ترمیم و تعویض شوند» (دهخدا، 1345: 4390).

     در فرهنگ‌نامه علوم سیاسی در تعریف بحران آمده‌است: «وضعیت ناپایدار و متزلزلی که در چارچوب آن، تغییر قطعی –بهتر یا بدتر- در شرف وقوع است؛ به‌وجود‌آمدن شرایط غیرمعمول یا غیرمتعارف در جریان حرکت یک سیستم یا نظام. لحظه حساس در بحران، لحظه‌ای است که بحران به اوج خود می‌رسد و سرنوشت‌ساز است» (آقابخشی و افشاری راد: 1383: 151). بحران‌ها نمودی از برخورد بین‌المللی عقاید و ارزش‌های عام هستند و از برخورد منافع متعارض مبتنی‌بر قدرت و افزایش کنش‌های متقابل و انباشته‌شدن تحریک‌ها یا دروندادها و بروندادهای غیرمنتظره ناشی می‌شوند (مستقیمی،1385: 170).

  چارلز مکللند در تعریف بحران‌های بین‌المللی می‌گوید: «بحران‌های بین‌المللی، رویدادهای مهم و اغلب، نقاط عطف تاریخ هستند. بحران‌ها نمودی از برخورد بین‌المللی عقاید و ارزش‌های عام هستند. بحران به نقطه زمانی مربوط می‌شود که مشخص می‌شود آیا یک رویداد یا جریان عمل ادامه‌خواهد‌یافت یا بایداصلاح‌شود یا پایان‌یابد» ((McClelland,1977: 24-25 بنابراین، بحران در نظام بین‌المللی را می‌توان وضعی دانست که طی آن، فرایند تغییر در نظام به شکلی درمی‌آید که استواری و تعادل نظام بین‌المللی را به‌شدت با نتیجه‌ای نامطمئن به‌خطر‌می‌اندازد و ضرورت اقدام هرچه سریع‌تر برای اعاده آن یا برقراری نظم مجدد احساس‌می‌شود (مستقیمی، 1385: 178).

2- ویژگی‌های بحران      

درصورتی‌که عناصر اولیه شکل‌گیری بحران در صحنه بین‌الملل، پدیدار شود، می‌توان وضعیت را با توجه به ویژگی‌های مطرح‌شده در تعاریف، مانند «آشفتگی، تحول ناگهانی، تغییر اوضاع در احوال مملکت و دگرگونی در توازن اجتماعی» وضعیت بحرانی خواند برمبنای‌این، ویژگی‌های اصلی بحران بین‌المللی به‌اختصار عبارت‌اند از:

2-1- فشار زمانی: یکی از ویژگی‌های مهم بحران‌های بین‌المللی، فشار زمانی است. فشار زمانی عبارت‌است از: نسبت زمان لازم برای اتخاذ تصمیم خاص، به زمانی ‌که برای اتخاذ همان تصمیم در شرایط ویژه وجوددارد؛ در این شرایط، عواملی مانند آخرین زمان تصمیم‌گیری، عدم اطمینان از خود، متحدان و دشمنان و دامنه اطلاعاتی که باید گردآوری‌شود، بر میزان این فشار تأثیرمی‌گذارد (Brecher,1977: 448-449).

2-2- غافلگیری و ظهور ناگهانی وضع جدید: توالی غیرعادی بروندادها و دروندادهای جدید، افزایش شدت کنش و حجم آنها بیشتر از حدی خاص، وقوع سریع مجموعه‌ای از حوادث، افزایش شدت کنش متقابل و از حالت طبیعی خارج‌شدن کنش متقابل، همگی از ویژگی‌های غافلگیرکننده بحران هستند (مستقیمی، 1385: 180).

2-3-عامل تهدید: از ویژگی‌های مهم بحران به‌خطرافتادن هدف‌های مهم، ارزش‌های پایه‌ای و تهدید زیاد است. شدت تهدید به ارزش چیزی بستگی‌دارد که تهدیدمی‌شود که آن نیز به‌نوبه‌خود به تصور و اعتقاد تصمیم‌گیرندگان بستگی‌دارد؛ این تهدید می‌تواند نسبت‌به موجودیت و به شکل تهدید بقای جمعیت، نسل‌کشی، نفی بلد، به‌بندگی‌کشیدن، جذب اجباری، ضمیمه‌سازی، حکومت استعماری یا تحت‌الحمایگی، پایگاه‌های خارجی و اشغال باشد (مستقیمی، 1385: 188).

2-4-ضرورت اتخاذ تصمیم: در نظام بین‌المللی، دولت‌ها این ضرورت را احساس‌می‌کنند که استقرار، تعادل و استواری باید با کسب منافع حداکثری و تحمل زیاد در شرایط موجود همراه باشد و به همین دلیل است که توالی سریع دروندادها و بروندادها در نظام مشاهده‌می‌شود و حوادث سرعت‌می‌گیرند.

2-5- احتمال وقوع جنگ: در جریان یک بحران بین‌المللی، زمانی‌که شدت تهدید، بالا باشد، احتمال بروز جنگ قدرت‌می‌گیرد؛ دراین‌میان، میزان قدرت طرف‌های درگیر نسبت‌به یکدیگر نیز در شکل‌گیری جنگ اهمیت‌دارد البته نبایدفراموش‌کرد که تصور تصمیم‌گیرندگان از مجموعه شرایط و اوضاع و ازجمله شدت تهدید با نسبت قدرت‌های طرف‌های درگیر، به همان اندازه می‌تواند در تقویت احتمال بروز جنگ و خشونت نقش‌داشته‌باشد که در تقویت احتمال روی‌آوردن به توافق و سازش نقش‌دارد (مستقیمی، 1385 :191).

2-6- دگرگونی در محیط: دگرگونی در محیط، اغلب به شکل چالش‌هایی با رژیم حاکم بروزمی‌کند که ازآن‌جمله می‌توان به اعتصاب، تظاهرات، اغتشاش، خرابکاری، به‌قتل‌رساندن و تلاش برای کودتا اشاره‌کرد (Brecher, 1979: 449).

2-7- درک تصمیم‌گیرندگان: در مواردی نیز درک تصمیم‌گیرندگان و سیاست‌گذاران از اوضاع و احوال، در شکل‌گیری بحران تأثیردارد. بی‌تردید در جریان یک بحران بین‌المللی، بخشی از احساس نیاز به تصمیم‌گیری برای کنترل اوضاع، تأثیرگرفته از تصور تصمیم‌گیرندگان و نحوه درک آنان از کیفیت فرایند تغییر در نظام، به‌مخاطره‌افتادن استواری و تعادل نظام و نتیجه این به‌مخاطره‌افتادن است (Zinnes, 1972: 245).

مطالعه‌ای که تعدادی از متخصصان معتقد به این ویژگی‌ها درخصوص 278 بحران بین‌المللی مربوط به سال‌های 1929 تا 1979 انجام‌داده‌اند، نشان‌می‌دهد که در 71 مورد (25.5 درصد) خشونت رخ‌نداده‌است؛ در 66 مورد (23.8 درصد) برخوردها جزئی بوده؛ در70 مورد (25.2 درصد) برخورد جدی وجودداشته و در 71 مورد (25.2 درصد) به جنگ تمام‌عیار منجرشده‌است (Brecher, 1977: 123).

با توجه به این ویژگی‌ها درمی‌یابیم که بحران سوریه، نوعی بحران بین‌المللی است زیرا علاوه‌بر ویژگی‌هایی که در بالا مطرح شد، هم از رویدادهای مهم و از نقاط عطف تاریخ معاصر بوده، نمودی از برخورد بین‌المللی عقاید و ارزش‌های عام قلمدادمی­شود و هم دارای تأثیر و تأثر‌های گسترده و فراگیر است که این تأثیر و تأثرها در دو بعد قابل‌توجه‌اند: یکی اینکه عوامل بین‌المللی– خارج از منطقه– مانند آمریکا و سازمان ملل در آن، نقش و تأثیر دارند و دوم اینکه بحران بر نظام بین‌الملل و سیاست‌های جهانی و فرامنطقه‌ای تأثیرمی‌گذارد؛ با توجه به این دو مسئله، بحران سوریه، نه نوعی بحران منطقه‌ای که بین‌المللی است.  

بنابراین، بحران سوریه مانند بسیاری از بحران­های دیگر، بحرانی کلاسیک (کهن) با حضور دو قدرت درگیر نیست؛ در این بحران، چندین نیروی جهادی متعارض و قدرت‌طلب داخلی وجوددارند که دست‌کم از یک دهه پیش از آغاز شروع بحران در سوریه هریک به‌گونه‌ای برای افزایش قدرت خود در سوریه تلاش‌می‌کرده‌اند؛ درگیری این گروه‌های تکفیری متخاصم در سوریه به بحران فاجعه‌آمیز چندین میلیون آواره سوری و مرگ 260 هزار نفر انجامید (خبر آنلاین: دی ماه 1394).

ج- شکل‌گیری بحران سوریه  

1- عوامل

     درخصوص عوامل داخلی و اولیه شکل‌گیری بحران، علاوه‌بر عواملی مانند موقعیت راهبردی و وجود نظام سیاسی اقتدارگرای سوریه، می‌توان به عواملی دیگر نظیر مشکلات اقتصادی، شکاف‌های طایفه‌ای و قومیتی در این کشور، رشد اسلام‌گرایی افراطی و مداخله خارجی اشاره‌کرد (صادقی و لطفی، 1394: 129)؛ دراین‌زمینه، برخی از تحلیل‌گران معتقدند رشد گروه‌های اسلام‌گرای افراطی، معلول عدم رضایت مسلمانان از سیطره و تهاجم غرب بر جهان اسلام و بحران‌های داخلی کشورهای اسلامی است که چنین موقعیتی در کشور سوریه به‌صورت ظهور گروه‌های اسلام‌گرای رادیکال و خواهان سرکوب حکومت بشار اسد نمودیافته‌است.  

   البته در سوریه، عوامل پیش‌زمینه‌ای زیادی ازجمله مسائل روحی- روانی در کنار مشکلات اقتصادی برای ایجاد بحران وجودداشته‌است. در جریان شکل‌گیری این بحران، عواملی نظیر تنفر مردم از آمریکا به دلیل حمایت از اسرائیل، حادثه 11 سپتامبر در تاریخ 2001، حمله آمریکا به کشورهای خاورمیانه و مقاومت اسلام‌گرایان رادیکال در مقابل این حوادث، محبوب‌شدن اسلام‌گرایی افراطی را نزد پاره‌ای از آحاد و اقشار جامعه سوریه، موجب شد (آجورلو، 1391: 61)؛ از دیگر عوامل شکل‌گیری چنین بحرانی می‌توان به مشکلات اقتصادی سوریه اشاره‌کرد؛ سوریه ازلحاظ اقتصادی در رده کشورهای فقیر جهان محسوب‌می‌شود؛ البته سازمان ملل درراستای بهبود اوضاع اقتصادی سوریه، اصلاحاتی را انجام‌داده‌است؛ بشار اسد نیز در اوایل زمامداری خود برای حل مشکلات معیشتی و رفاهی مردم، بسیار وعده‌داد؛ ولی این وعده‌ها با توجه به مشکلات عمیق ساختاری در این کشور، محقق نشدند و هر روز، شکاف طبقاتی و آمار بیکاری میان مردم سوریه تشدیدشد (صادقی و لطفی، 1394: 128).

به‌علاوه بایددانست که سوریه در سیاست خارجی، به‌طورمعمول، دارای استقلال رأی بوده، از محور مقاومت حمایت‌کرده‌است (شریفیان و همکاران، 1391: 151)؛ این در شرایطی است که آمریکا درراستای حفظ امنیت اسرائیل، خواهان سوریه‌ای ضعیف و کم‌قدرت بوده‌است؛ بنابراین به‌محض بروز مشکلات درونی در سوریه، کشورهایی نظیر آمریکا، ترکیه و عربستان سعودی سعی‌کردند، معارضان دولت سوریه را حمایت و تحریک‌کنند.

درواقع، عامل مهم دیگر، معارضان حکومت سوریه هستند. معارضان اصلی در داخل سوریه عبارت‌اند از:

1-1- جبهه النصره: جبهه النصره مورد حمایت عربستان و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بوده، هسته‌هایی مختلف را برای مبارزه در سوریه ایجادکرده‌است. اولین حضور النصره در بحران سوریه به اوایل سال 2012 برمی‌گردد و از آن زمان تاکنون، این گروه به یکی از سازمان‌یافته‌ترین و مجهزترین گروه‌های شورشگر ضد رژیم بشار اسد تبدیل‌شده‌است (نصر، 1392 :145).

1-2- جبهه اسلامی سوریه: این جبهه از گروه‌های سلفی فعال است که در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۳ از ترکیب گروه‌های نظامی و رهبران سلفی ازجمله گروه لواء‌التوحید، احرارالشام، لواءالصقور الشام، لواءالحق، انصارالشام و جیش‌الاسلام و گروه کردی جبهه الاسلامیه الکردیه در سوریه تشکیل‌شده‌است (برگرفته از وبگاه بنیاد فرهنگ و اندیشه اسلامی، 14 مرداد 1393).

1-3- دولت اسلامی شام و عراق یا داعش: مهم‌ترین گروه تکفیری بحران سوریه محسوب‌می­شود. ریشه‌ داعش به گروه تروریستی «القاعده عراق» بازمی­گردد که ازلحاظ فکری برگرفته از اندیشه‌های افراطی ابومصعب الزرقاوی بود (NBC News, 2014). در سال 2010 ابوبکر البغدادیبه‌عنوان رهبر جدید این گروه، ظاهر شد. البغدادی که اصالتش عراقی است با کشته‌شدن المصری به‌دست نیروهای آمریکایی و عراقی به‌عنوان رهبر گروه انتخاب‌شد و در ماه آوریل سال 2013 به‌صورت رسمی موجودیت داعش عراق را همراه با شعار و پرچم این گروه معرفی‌کرد (Long War Journal: 2013).

2- گسترش

  2-1 داعش و گسترش بحران:درواقع گسترش بحران سوریه، با پیدایی داعش، بی‌ارتباط نیست؛ زمانی‌که در آوریل سال 2013، ابوبکر بغدادی، شکل‌گیری «حکومت اسلامی شام و عراق» را به‌طوررسمی اعلام‌کرد (ویس و حسن، 2015 :13)؛ همچنین، شرایط در سوریه زمانی وخیم‌تر شد که گروه‌های رادیکال اسلامی مانند طالبان پاکستان، جندالخلافه در الجزایر، انصار بیت‌المقدس در مصر، بخش‌هایی از گروه امارت اسلامی در قفقاز و... بیعت خود را با دولت اسلامی البغدادی اعلام‌کردند (نجات، 1394: 105)؛ این گروه پس از چاپ سکه، ایجاد شبکه‌های تلوزیونی و ماهواره‌ای و ثبت هویت، «تهدید» کشورهای جهان را آغازکرد و ابومحمد عدنانی، سخن‌گوی داعش در تهدید ضد جمهوری اسلامی ایران اظهارداشت که داعش قصددارد ایران را به باتلاقی از خون تبدیل‌کند و ایران، بدترین دشمن داعش است (نجات، 1394: 105)؛ آنها همچنین با توجه به تلاش برای تکمیل مثلث بحران، به اقدام‌های غافلگیرکننده تروریستی در سراسر جهان دست‌می‌زنند تا با این هدف، وحشت جهانی را برای افزایش قدرت خود در سراسر دنیا حکم‌فرماکنند؛ دراین‌راستا حملات تروریستی پاریس و بلژیک نیز پس از تهدیدهای داعش برای به خاک و خون کشیدن ممالک صلیبیون به‌وقوع‌پیوست؛ درپی این حملات، 153 کشته و 200 زخمی در جریان حمله انتحاری در نزدیکی «ورزشگاه استاد دو فرانس» در آبان ماه 1394 و 30 کشته و 136 زخمی در جریان حمله تروریستی به فرودگاه بروکسل بلژیک فروردین ماه 1395 برجای‌ماندند (خبرگزاری فارس: 1395).

مقام‌های داعشی در مجله داخلی خود با نام دبیق بر اهمیت عنصر «زمان» برای تسخیر ممالک مدنظر خود تأکیدکرده‌اند؛ این گروه، براندازی دولت بشار اسد را بخشی کوچک از برنامه خود دانسته، با برنامه‌ریزی مخفیانه، برای به خاک و خون کشیدن کشورهای اروپایی و ایران و همچنین، تصرف کامل سوریه و عراق در حال تلاش است.

    به فاصله پنج سال از جرقه‌های اولیه بحران سوریه، در مرحله کنونی، «تهدید» گروه‌های تکفیری به‌خصوص داعش و انجام عملیات‌های متناوب تروریستی که با تلاش برای به‌نتیجه‌رساندن در کوتاه‌ترین «زمان» در قالب عملیات‌های «غافلگیرانه» انتحاری انجام‌می‌شود، به‌حداکثررسیده و بر میزان نگرانی‌های بین‌المللی برای مقابله با بحران، افزوده‌است.

2-2-کردهای سوریه: جمعیت کردهای سوریه، میان 8.5 تا 10 درصد از جمعیت کشور سوریه یا 1.5 تا دو میلیون نفر تخمین‌زده‌می‌شود و مناطق سکونت آنها در چند منطقه ازجمله کردداغ، کوبانی، حسکه و دمشق تقسیم‌می‌شود. کردداغ یکی از متراکم‌ترین مناطق کردنشین در سوریه است که بیشترین جمعیت آن را کردها تشکیل‌می‌دهند (Cherif Vanly, 1992: 148). کردها دارای نیروی کافی نیز هستند که در جریان بحران سوریه تأثیرگذارند.

     با توجه به اینکه در سوریه، مناطق کردنشین به‌تنهایی 45 درصد کل تولید محصول‌های کشاورزی این کشور را برعهده‌دارند، از اهمیتی بالا بهره‌مندند. زندگی اجتماعی کردها در سوریه به کارت شناسایی بستگی‌دارد و تعداد زیادی از کردها شناسنامه ندارند و به همین دلیل در امور زندگی اجتماعی در سوریه با مشکل روبه‌رو می‌شوند؛ عدم حمایت دولت در هویت‌بخشی به این قشر، سبب شد تا کردها به‌تدریج از هویت سوری خود جدا شده، به‌دنبال تشکیل دولت کردستان باشند.

      از مهم‌ترین متغیرهای تأثیرگذار در حضور کردها در بحران سوریه می‌توان به «ایدئولوژی احزاب کردی کردستان عراق ازجمله حزب پارتی، ایدئولوژی حزب کارگران کردستان ترکیه، رؤیای تشکیل یک حکومت کرد و مبارزه مسلحانه دراین‌زمینه به‌عنوان راهی برای دستیابی به آرمان حکومت کردستان» اشاره‌کرد؛ ازسوی‌دیگر، متغیرهای مادی مؤثر بر این تصمیم‌گیری‌ها عبارت‌اند از: بحران سوریه، شرایط اقتصادی- اجتماعی کردهای سوریه، کنش‌گران خارجی و همچنین موقعیت جغرافیایی در این منطقه (دولت‌آبادی و رحیمی، 1394: 125).

     شایان اشاره است که احزاب کرد سوریه در صدد دستیابی به آرمان خودمختاری مشترک هستند ولی تحولات سوریه، به چنددستگی میان گروه‌های طرف‌دار و مخالف بشار اسد منجرشده‌است؛ بخشی از این احزاب تلاش‌می‌کنند تا از رویارویی با بشار اسد بپرهیزند چراکه معتقدند وی همچنان رئیس‌جمهور باقی‌خواهد‌ماند اما گروه دیگر معتقدند، بشار اسد هیچ‌‌‌گامی درراستای حمایت از کردها برنداشته‌است و بحران سوریه، فرصتی برای رهایی از اوست (دولت‌آبادی و رحیمی، 1394: 147). به‌نظرمی‌رسد با سربرآوردن داعش در سوریه، آینده کردهای این منطقه در ‌هاله‌ای از ابهام فرورفته‌باشد. تسلط اولیه داعش بر کوبانی و عدم حمایت کشورهای منطقه و بازیگران بین‌المللی، این مسئله را بیان‌می‌کند که تلاش کردنشین‌ها برای خودمختاری درحال‌حاضر، انتظاری خوش‌بینانه محسوب‌می‌شود چراکه علاوه‌بر عدم پذیرش کردها ازسوی‌دیگر کشورها، حتی میان رهبران احزاب کرد نیز اختلاف‌نظر وجوددارد که به‌تدریج، به کاهش قدرت بیشتری از آنها منجرخواهد‌شد.


 به‌طورکلی، روند گسترش بحران سوریه نشان‌می‌دهد که این بحران تا زمان خاموش‌نشدن شعله‌های درگیری داعش در سوریه و عراق کم‌رنگ نخواهد‌شد و از گسترش بازنخواهد‌ماند. نقشه بالا، آخرین وضعیت، گسترش بحران سوریه را نشان‌می­دهد:

 این نقشه که مؤسسه مطالعات جنگ آمریکا، آن را منتشرکرده‌است، به وضعیت گسترش بحران در سوریه پرداخته، با بررسی شهر حلب که درحال‌حاضر، مرکز درگیری‌های سوریه و گروه‌های تکفیری محسوب‌می‌شود، پیش‌بینی‌می‌کند که سوریه با همکاری ایران و روسیه، مناطق مدنظر خود ازجمله حلب را به‌صورت دایم پس‌خواهد‌گرفت؛ در این نقشه، نقاط قرمز در خدمت دولت بوده، نقاط زرد دراختیار کردهای سوری قراردارند؛ گروه‌های اپوزیسیون در منطقه سبز مستقر بوده، بخش‌های قرمز نیز در تصرف داعش است. درصورتی‌که دولت سوریه بتواند مناطق اطراف را با حمایت متحدانش بازپس‌گیرد، اهداف راهبردی (استراتژیک) آمریکا در خاورمیانه به‌صورت جدی به‌خطرمی‌افتد.

د- عوامل تشدیدکننده و استمرار بخش بحران سوریه  

مایکل برچر معتقد است که عوامل تشدیدکننده و استمراربخش یک بحران عبارت‌اند از: قطب‌بندی، سطح نظام بین‌الملل، وضعیت منازعه، جغرافیا، نظام سیاسی و مداخله قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای؛ این عوامل، درواقع به‌وسیله تأثیرگذاری بر درک تصمیم‌گیرندگان و کنش شکننده نیروهای متقابل، آتش بحران را برافروخته‌ترمی‌کنند.

  1- قطب‌بندی

     مفهوم قطب‌بندی به معنای قطب‌بندی مراکز قدرت و همچنین تصمیم‌گیری در نظام بین‌الملل است؛ این قطب‌بندی گاه به صورت دو‌قطبی و گاه به صورت چند قطبی است. در نظام دوقطبی این مفهوم، نشان‌دهنده تمرکز قدرت و تصمیم‌گیری توسط دو بازیگر به‌نسبت هم‌سطح است که ممکن است واحدهایی مجزا یا ائتلافی قوی از دولت باشند؛ این دو مرکز قطبی در مواردی مانند تعیین شرایط ثبات، ایجاد محدودیت در رفتارهای مستقل از جانب اعضای بلوک‌های قدرت یا بازیگران غیروابسته در بلوک‌ها و همین‌طور در نتایج جنگ‌های اصلی در نظام بین‌المللی نقشی مهم برعهده‌دارند (خلیلی و دیگران، 1389: 22).

     مفهوم دیگر چندقطبی که در این پژوهش معنامی‌یابد نیز به معنای پراکندگی تصمیم‌گیری سیاسی و همچنین قدرت نظامی در میان چند واحد سیاسی به‌نسبت برابر است اما اصطلاح چندمرکزی، معرف یک ساختار با دو مرکز برتر قدرت نظامی و مراکز چندگانه تصمیم‌گیری سیاسی است؛ این نظام که نمونه چندمرکزی‌بودن آن را به‌خوبی می‌توان در سوریه مشاهده‌کرد، به‌طورمعمول بی‌ثبات‌تر است چراکه هزینه‌های امنیتی بیشتری دارد؛ این هزینه‌ها «هزینه‌های تصمیم‌گیری (زمان صرف‌شده برای توافق) و اجرا (اجرای یک رژیم امنیتی)» را شامل می‌شوند (ویلکنفلد، 1381 :110).

     با توجه به موارد مطرح‌شده، بحران آوارگان سوریه در رده قطب‌بندی نظام‌های چندمرکزی بین‌المللی قرارمی‌گیرد؛ دراین‌زمینه، برچر، چهار منبع برای بی‌ثباتی در نظام چندمرکزی پیش‌بینی‌می‌کند که عبارت‌اند از:

  1. تردید درباره رفتار اجتماعی در روابط آینده میان دولت‌ها؛
  2. اشتباه محاسبه درخصوص اتحادها؛
  3. تلاش دولت‌های قوی برای به‌سلطه‌درآوردن کشورهای ضعیف به‌ویژه ازسوی رهبران؛
  4. کوشش مستمر بازیگران ضعیف برای اتحاد یا ایجاد روابط تحت‌الحمایگی با کشورهای قوی‌تر (برچر و ویلکنفلد، 1382 :110).

     در سوریه، عواملی بیرونی و بین‌المللی مانند دخالت‌های سیاسی آمریکا برای تضعیف جبهه مقاومت به نفع رژیم صهیونیستی، حضور عربستان برای جلوگیری از نفوذ ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی ایران، تلاش ترکیه برای گسترش نفوذ در خاورمیانه، در کنار عوامل داخلی مانند وضعیت نامناسب اقتصادی کشور، حضور نیروهای تکفیری و سلفی مانند جبهه النصره، دولت اسلامی شام و عراق (داعش)، جبهه اسلامی سوریه و تعارض‌های طولانی این جبهه‌ها با یکدیگر ازجمله مهم‌ترین عوامل بی‌ثباتی سوریه محسوب‌می‌شوند (نیاکویی و بهمنش، 1391: 98).

2- نظام بین‌الملل

     هر بحران بین‌المللی؛ به‌طورمعمول در ابتدا درون یکی از چند زیرنظام منطقه‌ای که با هم یک نظام جهانی را تشکیل‌می‌دهند، اتفاق‌می‌افتد؛ در این شرایط، گاهی بحران به سطح نظام بین‌المللی رسوخ‌می‌کند و از سطح نظام ملی و منطقه‌ای فراترمی‌رود؛ در چنین شرایطی، یک یا چند قدرت عمده، بازیگران یک بحران بین‌المللی هستند.   

     بحران سوریه، بحرانی است که بی‌تردید، علاوه‌بر تأثیر بازیگران معارض داخلی، بازیگران بین‌المللی نیز به‌گونه‌ای بر روند درگیری‌ها تأثیرگذارند؛ ازجمله این بازیگران می‌توان به عربستان، ایالات متحده آمریکا، ایران، ترکیه، روسیه، اسرائیل، اردن، قطر وحزب‌الله لبنان اشاره‌کرد. در این جریان، تلاش ایالات متحده برای تضعیف مقاومت و حمایت از اسرائیل، تلاش عربستان برای کاهش قدرت ایران و تلاش روسیه و ترکیه برای نفوذ بیشتر در منطقه، همگی عواملی هستند که این دولت‌ها را در بحران دخیل‌کرده، همگی تلاش‌می‌کنند تا کمترین تأثیر را پذیرفته، بیشترین تأثیر را از خود برجای‌بگذارند.

3- وضعیت منازعه

     وپژگی بحران سوریه طولانی‌بودن آن است. تعارض طولانی از رفتارهای خصمانه طرف‌های درگیری، ناشی می‌شود که برای مدت‌های زیادی ادامه‌یافته، با وقوع جنگ‌های پراکنده و علنی همراه است. تعارض‌ها و جنگ‌های گروه‌های متخاصم با نیروهای دولتی، عامل اصلی ایجاد بحران سوریه بوده‌است؛ به‌طورمعمول، این نوع تعارض‌ها بسیار خطردارند چراکه در بلندمدت، همبستگی اجتماعی و هویت ملی را تحت تأثیر قرارمی‌دهند و با وجود اینکه ممکن است در جریان این تعارض‌ها، ایجاد توقف‌هایی را شاهد باشیم و خشونت آشکار، متوقف شود، درگیری‌ها در طولانی‌مدت ادامه‌داشته، مشخص نیست این درگیری‌ها در چه زمانی به‌پایان‌می‌رسند؛ این فرایندها اغلب، فرایندهایی تداوم‌یابنده و مستمرند (برچر، 1382 :298).

     بیش از پنج سال از بحران سوریه گذشته و هر روز به این بحران دامن‌زده‌می‌شود و کشورهای بیشتری تحت تأثیر عملیات تروریستی این گروه قرارمی‌گیرند. به‌نظرمی‌رسد رویکرد مقابله با داعش باید رویکردی مستمر و بلندمدت باشد؛ دراین‌خصوص، ژنرال ژوزف ووتول، فرمانده عملیات ویژه ارتش آمریکا با پیش‌بینی بلندمدت‌بودن بحران داعش و سوریه می‌گوید: «من فکرنمی‌کنم که برای مقابله با داعش، تنها یک راهبرد وجودداشته‌باشد که ما از آن استفاده‌کنیم و بتوانیم خیلی سریع آن را تغییردهیم. به ‌نظر من، مقابله با داعش، به یک رویکرد بلندمدت نیازدارد و این فرایند، ممکن است پنجاه سال به‌طول‌انجامد» (خبرگزاری تسنیم: 1394).

4- جغرافیا

     جغرافیا در یک بحران، موقعیت منطقه‌ای و همچنین فاصله یک بحران از قلمروی کشورهای درگیر را شامل می‌شود. به‌طورمعمول در جریان یک بحران، رفتار دولت‌ها با توجه به میزان فاصله جغرافیایی آنها با بحران، متفاوت خواهد‌بود؛ هرچه یک کشور به بحران نزدیک‌تر باشد، احتمال بروز خشونت، بیشتر است (بوزان، 1386 :99). اینکه بحران در کدام قاره اتفاق‌می‌افتد بسیار مهم است، گاهی زمینه‌های بروز بحران در مناطقی ایجادمی‌شود که تحت تأثیر عملیات قدرت‌های ژئواستراتژیکی بزرگ (منطقه) هستند؛ علاوه‌براین، اقلیت‌های قومی فعال در محدوده مرزهای سیاسی سوریه، اغلب با ظرفیت‌های سیاسی به برخورد و درگیری رویی می‌آورند. 

   می‌توان‌گفت که یکی از مهم‌ترین دلایل وقوع بحران سوریه، چنددستگی و اقلیت‌های قومی هم‌جوار است. تنوع ادیان و فرهنگ‌ها در سوریه، بسیار پرشمار است و بزرگ‌ترین اقلیت‌ها و قومیت‌ها در این کشور عبارت‌اند از: کردها، علوی‌ها، ترکمان‌ها، مسیحیان، دروزی‌ها، شیعیان اسماعیلی و اثنی‌عشری که با اکثریت 64 درصد اعراب سنی در کنار یکدیگر زندگی‌می‌کنند؛ گروهی از این قومیت‌ها مناطق مختص به خود را دراختیارداشته، گروهی دیگر به‌طورپراکنده در سوریه حضوردارند (همشهری آنلاین: 1392).

     با ورود داعش به صحنه درگیری، وضعیت برای اقلیت‌های دینی ازجمله دروزی‌ها، مسیحیان و علویان به‌شدت روبه‌وخامت‌گذاشت. علوی‌های سوریه که تا پیش‌ازاین به جرم حمایت از بشار اسد، مغضوب گروه‌های مسلح بودند، این‌بار با تکفیر شدن در معرض خشونت گروه‌های سلفی قرارگرفتند؛ وضعیت مسحیان نیز به همین ترتیب است؛ با این تفاوت که به دلیل پراکندگی، تعداد بیشتری از آنها در مناطق تحت تسلط گروه‌های مسلح و تکفیری قرارداشتند؛ دراین‌میان، تنها منطقه جبل‌السماق در جنوب‌غرب استان ادلب بود که با توافق ولید جنبلاطاز رهبران دروزی لبنان با عربستان، از آسیب گروه‌های مسلح به فرماندهی ائتلاف چیش‌الفتح درامان‌ماند (پایگاه تحلیلی تبیینی و جریان‌شناسی دیده‌بان: 1394).

     در چنین شرایطی به‌نظرمی‌رسد که بهترین راهبرد بشار اسد برای بهبود شرایط، میزبانی از تمامی اقلیت‌ها و قومیت‌ها و برخورد یکسان با آنها به‌عنوان شهروندان سوریه خواهد‌بود چراکه با اتحاد قومیت‌ها و اقلیت‌ها که مورد تکفیر گروه‌های سلفی سوریه هستند، دولت سوریه می‌تواند مرزبندی قومی را برداشته، در برابر گروه‌های تروریستی داخلی برگ برنده‌ای در دست داشته‌باشد.

5- نظام سیاسی

     رفتار بازیگران بحران با توجه به نوع و دوام نظام سیاسی آنها متفاوت است؛ نظام‌ها دارای طیفی متنوع هستند که این طیف از دموکراسی تا اقتدارگرایی غیرنظامی و نظامی را دربرمی‌گیرد. به‌طورمعمول از کشورهای دموکرات انتظارمی‌رود قانونمندانه‌تر در برابر بحران‌ها واکنش نشان‌بدهند و به خشونتی کمتر، متوسل شوند؛ این کشورها در مؤلفه‌های زیادی با یکدیگر اختلاف‌دارند که این مؤلفه‌ها شامل مدیریت بحران (گستره و شدت استفاده از خشونت، فاصله زمانی میان جرقه‌های اولیه بحران و تهدید معطوف به ارزش و میزان و درجه ارتباط با دشمنان) و همچنین ساختار تصمیم‌گیری است (برچر، 1382 :67).

     درخصوص نظام سیاسی کشور سوریه می‌توان‌گفت که قدرت در سوریه در دستان بشار اسد، رئیس‌جمهور، برادر بشار اسد و شماری از دستیاران رئیس‌جمهور، متمرکز شده‌است؛ این افراد درواقع نگهبانان نظام تک‌حزبی بعثی در سوریه در 48 سال گذشته هستند، نظامی که معترضان طرف‌دار دموکراسی و همچنین بسیاری از گروه‌های داخلی بارها آن را به‌چالش‌کشیده‌اند. خبرگزاری رویترز درخصوص نظام سیاسی در سوریه و به‌دست‌گرفتن قدرت سیاسی می‌نویسد: «تنها راه رسیدن به پست‌های اداری و سیاسی در این کشور، عضویت در حزب بعث است و درغیراین‌صورت، هیچ‌‌‌راهی برای پیشرفت افراد هرچند لایق و تحصیل‌کرده نمی‌توان‌یافت» (پیشکسوتان، 1390)؛ درواقع در ساختار سیاسی این کشور که به‌صورت جمهوری اداره‌می‌شود، رئیس‌جمهور، بالاترین مقام سیاسی کشور سوریه است. رئیس‌جمهور سوریه، توانایی‌دارد، نخست‌وزیر سوریه، دیگر اعضای کابینه و فرماندهان ارتش را نصب و عزل‌کند (روزنامه الوطن السوریه: 1392).

6- مداخله قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای

     در بررسی عواملی که به تشدید بحران بین‌المللی منجرمی‌شوند، متغیر مداخله دولت‌ها در مدل برچر به نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای بستگی‌دارد که در رأس آنها ابرقدرت‌ها در شکل‌گیری بحران‌های بین‌المللی قراردارند. در بحران آوارگان می‌توان به نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای و دخالت آنها در رویدادهای داخلی سوریه اشاره‌کرد که در رأس آنها می‌توان ایالات متحده آمریکا را یکی از قدرت‌های منطقه‌ای و حافظ همیشگی منافع اسرائیل معرفی‌کرد (نیاکویی و بهمنش، 1391: 129). 

     همان‌طورکه برچر بیان‌می‌کند، مداخله قدرت‌های عمده در بحران‌های بین‌المللی دو عنصر رضایت و اثرگذاری را دربردارد. در برخی از مواقع، میزان مداخله، چشمگیر نیست و فعالیت‌ها تنها به فعالیت‌های سیاسی و تبلیغی، محدود می‌شوند؛ ولی گاهی میزان مداخله بیشتر بوده، اقدام‌ها شامل اقدام‌های نظامی مستقیم، فعالیت‌های شبه‌نظامی و مخفیانه می‌شود. در ادامه، بُعد تأثیر فعالیت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای (آمریکا، ترکیه و عربستان) در فرونشاندن بحران یا گسترش آن ارزیابی‌می‌شود.

هـ- بازیگران اصلی بحران سوریه

     به‌طورکلی در بررسی نقش قدرت‌ها در یک بحران باید تأثیر و میزان سهم قدرت‌ها را در ایجاد، گسترش، کاهش و پایان‌دادن به آن بحران بررسی‌کرد؛ این نقش برای دو طرف اصلی بحران، مستقیم و برای دیگر بازیگران غیرمستقیم است. در جریان بحران سوریه، بازیگران داخلی را می‌توان دولت بشار اسد و همچنین گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) دانست و بازیگران اصلی و معارض بین‌المللی با دولت سوریه را کشورهای آمریکا، عربستان و ترکیه معرفی‌کرد؛ در این بخش، نقش بازیگران تأثیرگذار بر بحران سوریه را به‌صورت جداگانه بررسی‌می‌کنیم:

1- ایالات متحده آمریکا

     ایالات متحده آمریکا، یکی از بازیگران مهم تأثیرگذار بین‌المللی در جریان بحران سوریه است. آمریکا ازلحاظ جغرافیایی در مکانی دور از منازعه قراردارد (هنس، تافت و ویول، 1390: 22)؛ بااین‌حال، این عنصر، مانعی برای حضور پررنگ آمریکا در منطقه محسوب ‌نمی‌شود. همان‌گونه‌که ‌هانتینگتون به‌خوبی رفتار آمریکا را تبیین‌کرده‌است، آمریکا در سطح جهان اقدام‌هایی را انجام‌می‌دهد که نشان‌دهد سیستم تک‌قطبی در عمل وجوددارد که دراین‌راستا اقدام‌های آمریکا ضد افغانستان و عراق و تهدید جدی ضد ایران، سوریه، کره شمالی و گسترش اقدام‌های فرادستانه و یکجانبه در ابتدای قرن بیست‌ویکم را می‌توان در چارچوب این سیاست تبیین‌کرد (نیاکویی و بهمنش، 1391: 106). ایالت متحده آمریکا در جریان بحران سوریه در جهت مخالفت با بشار اسد و در صف اول معارضان حکومت سوریه قرارگرفته‌است. ازجمله دلایل آمریکا برای حضور در بحران سوریه و خاورمیانه به شرح زیرند:

  • تضمین سرازیری جریان انرژی به‌سوی غرب؛
  • پیشبرد فرایند صلح خاورمیانه؛
  • تأمین و تضمین منافع اسرائیل؛
  • ستیز با اسلام سیاسی با عنوان مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی؛
  • مقابله یا دست‌کم، کنترل کشورهای مخالف آمریکا؛
  • گسترش فرهنگ آمریکایی در پوشش ایجاد دموکراسی؛
  • ایجاد بازار آزاد و سکولاریسم در منطقه (جوادی فتح، 1384: 26 و27).

     با نگاهی به تاریخ می‌توان‌ متوجه شد که سوریه به همراه دیگر کشورهای عربی، دو جنگ جدی با اسرائیل داشته‌اند؛ در 15 مه سال 1967، روابط سوریه و اسرائیل، بحرانی شد و در تاریخ 5 ژوئن، اسرائیل به مصر و سپس اردن حمله‌کرد؛ پس از شکست این دو کشور، اسرائیل به‌صورت زمینی به بلندی‌های جولان حمله‌کرده، با سقوط شهر قنیطره، 1260 کیلومتر از بلندی‌های جولان را اشغال‌کرد (موسی، 1399: 9)؛ ازسوی‌دیگر در تاریخ 6 اکتبر 1973، سوریه و مصر حمله غافلگیرانه خود را ضد اسرائیل آغازکردند و ارتش سوریه، 684 کیلومتر از خاک جولان را آزادکرد (موسوی، 1388 :2)؛ از آن تاریخ تا به امروز، آمریکا به‌جز سوریه توانسته‌است کشورهای عربی را به حل اختلاف و صلح با اسرائیل ترغیب‌کند؛ بنابراین با توجه به اینکه سوریه، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین کشورهای عرب ضد اسرائیل است، می‌توان به‌خوبی دلیل مخالفت آمریکا با دولت اسد و حمایت از نیروهای متخاصم مخالف دولت را دریافت.

     در سال 2003 طبق طبقه‌بندی پنتاگون، سوریه، دولتی سرکش و پشتیبان تروریسم معرفی‌شده، جنگ با سوریه به‌عنوان بخشی از جنگ گسترده با ایران ارزیابی‌شد و ایران، عراق و سوریه در اولویت تغییر رژیم برای قرن جدید آمریکایی قرارگرفتند (Bolton: 2011)؛ بنابراین ایالات متحده آمریکا با توجه به اهدافی متعدد که مطرح شد، تمام تلاش خود را صرف‌می‌کند تا با برهم‌زدن نظم منطقه و سیاست (تفرقه‌بینداز و حکومت‌کن) با حمایت از گروه‌های متخاصم مخالف دولت بشار اسد، مهره‌ای تأثیرگذار در جریان درگیری‌ها در سوریه باقی‌بماند.

2- عربستان سعودی

    در جریان‌های تاریخی، یکی از صحنه‌های مهم رقابت سوریه و عربستان، کشور لبنان است؛ در سال‌های اخیر، پس از ترور و مرگ رفیق حریری، عربستان این اتفاق را از چشم سوریه دید و قتل نخست‌وزیر سابق لبنان در فوریه سال 2005 و همچنین جنگ میان حزب‌الله و اسرائیل در ژوئیه سال 2006، به منزوی‌شدن سوریه در جهان عرب منجرشد. از دیدگاه ریاض، هر راهی که به قدرت‌گرفتن شیعیان در خاورمیانه بینجامد، باعث افزایش نفوذ ایران خواهد‌شد و تهدیدی بزرگ برای امنیت عربستان سعودی محسوب‌می‌شود.

      با توجه به این مسئله، واضح است که حکومت آل سعود تمایل‌دارد، نظام هم‌پیمانان ایران در کشور سوریه منحل شود تا تهدیدی ضد بقای خاندان سعودی وجودنداشته‌باشد. عربستان سعودی در جریان درگیری‌ها پشتیبان مالی و فکری گروه‌های سلفی و وهابی تندرو بوده‌است؛ این کشور در جهت پیشبرد منافع خود، نگاهی ایدئولوژیک به سوریه دارد و گزارش‌های رسیده، از نقش مهم عربستان سعودی در پشتیبانی مالی مخالفان حکومت سوریه به‌خصوص گروه‌های سلفی رادیکال حکایت‌دارند ( Chossudovsky: 2011 ).

     دراین‌راستا، ملک عبدالله در یکی از سخنان خود به‌وضوح، تغییر نظام سوریه را خواستار شد و در بیانیه‌ای اعلام‌کرد که ادامه کشتار در خیابان‌های سوریه برای عربستان قابل‌قبول نیست و اسلام (که خود را نماینده آن می‌دانست) از آن چشم‌پوشی‌نمی‌کند. سعودی‌ها درواقع به‌دنبال سرنگونی اسد (که او را از حامیان بزرگ ایران می‌دانند) بوده، با هدف به‌چالش‌کشیدن ایران در منطقه، این سیاست خود را پیش‌می‌برند (بهمنش و نیاکویی، 1390 :121).

     بنابراین عربستان سعودی که یکی از قدرت‌های درجه دوم منطقه‌ای است، در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، قدرت ایران را همواره در مجامع بین‌المللی به‌چالش‌کشیده و همگام با ایالات متحده آمریکا، راهکارهایی (استراتژی‌های) مشابه را در تلاش برای تغییر نظام سوریه درپیش‌گرفته‌است. 

3- ترکیه

     آغاز درگیری‌ها در سوریه، موضع ترکیه را به موضوعی پیچیده تبدیل‌کرده‌است؛ در تحلیل رفتار و اهداف ترکیه در بحران سوریه، مسائلی متعدد مطرح‌اند؛ سیاست ترکیه در چرخش‌های متعدد از میانجیگری و داوری به مهیاکردن امکانات و مدیریت مخالفان تا لشکرکشی و تهدید به جنگ، متمایل شده‌است (نیاکویی و بهمنش، 1391: 122). ترکیه در سال‌های اخیر، سیاست «راه نئوعثمانی‌گری» همراه با نوستالوژی احیای ابرقدرت قرن 16 و 17 را آغازکرده‌است؛ آنکارا تصمیم‌دارد به یک رهبر منطقه تبدیل‌شود و از ایالات متحده درخواست‌می‌کند که پیش از هر اقدام منطقه‌ای، طرف مشورت قرارگیرد. با درنظرگرفتن نظریه تک‌قطبی – چندقطبی ‌هانتینگتون می‌توان راهکار مدنظر آمریکا و ترکیه را تبیین‌کرد. آنکارا به‌عنوان قدرتی درجه دوم در منطقه خاورمیانه به‌دنبال رسیدن به قدرت سطح اول است و در این راه باید قدرت و منافع ایران را در منطقه به‌چالش‌بکشد (وب‌سایت نشریه فارین پالیسی: 2011).

     درخصوص رابطه دو کشور ترکیه و سوریه می‌توان‌گفت که رابطه این دو کشور سال‌ها رابطه‌ای ضعیف بود؛ چهار موضوع مشخص دراین‌زمینه، شامل «حمایت کشور سوریه از پ.ک.ک و نگهداری عبدالله اوجالان، رهبر این حزب در آن زمان؛ مناقشات بر سر آب؛ موقعیت سوریه درزمینه سلاح‌های کشتار جمعی و همچنین ادعای کشور سوریه درخصوص استان حتا در کشور ترکیه» به کم‌رنگ‌شدن روابط این دو کشور منجرشد؛ همچنین اتهام‌هایی که ترکیه به سوریه نسبت‌داده‌بود و تقویت نظامی دولت ترکیه در مرزها، سوریه را مجبورکرد که موافقت‌نامه «ادنا» را برای پایان حمایت از پ.ک.ک و اخراج اوجالان امضاکند ولی با روی‌کارآمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه، رابطه این کشور با سوریه بهبودیافت و اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه در سال 2004 به سوریه سفرکرد (هنسن، تافت و ویول، 1390: 161).

   مدتی پس از آغاز حوادث در کشور سوریه، رهبران ترکیه، طرف‌های مخاصمه را به خویشتن‌داری دعوت‌می‌کردند و بشار اسد را به‌رسمیت‌می‌شناختند ولی با گذشت زمان، انگیزه ترکیه برای سرنگونی بشار اسد، راسخ شد و در این مسیر، حتی به تهدید حمله نظامی نیز دست‌زد. ترکیه با برنامه‌ریزی، مرز (درِ) کشور خود را برای آوارگان سوریه گشود و به سوریه، اولتیماتوم نهایی داد و دولت این کشور را به شکایت در دیوان بین‌المللی دادگستری تهدیدکرد (وب‌سایت نشریه فارین پالیسی :2011). 

     در برابر این تغییر رفتارها می‌توان‌گفت که بحرانی‌شدن درگیری‌ها در سوریه، ترکیه را وادارکرده‌است، سیاست عمق استراتژیک را مبنی بر صفر کردن مشکلات منطقه رهاکند. در شش ماه ابتدایی بحران، ترکیه برای سرنگونی اسد تصمیم‌نداشت، تلاش‌کند؛ ولی با گذشت زمان، اردوغان، مشکل سوریه را فرصتی منحصربه‌فرد برای تسلط در منطقه ارزیابی‌کرد.

درحال‌حاضر، دولت ترکیه به این نتیجه رسیده‌است که دیگر، دولت اسد برای سرمایه‌گذاری اهمیتی‌نداشته، باید بر شورش‌ها سرمایه‌گذاری‌کند (وب‌سایت سیاست روز: 1390). اردوغان عقیده‌دارد که سوریه، دروازه ورود ترکیه به خاورمیانه عربی است و مسیری است که ترکیه به آن برای واردشدن به خاورمیانه، امیدوار است.

     ترکیه در تلاش برای حمایت از تغییر دولت سوریه، امیدوار است که موقعیت منطقه‌ای خود را در آینده بهبودببخشد و از تنگنای شدید جغرافیایی، رها شود. درپی رویکرد جدید در سیاست خارجی ترکیه بود که ساموئل ‌هانتینگتون در کتاب برخورد تمدن‌ها و بازسازی نظام جهانی، ترکیه را یکی از شش کشور بزرگ اسلامی نام‌برده‌است که بالقوه و بالفعل توانایی‌دارد، جهان اسلام را رهبری‌کند (امیدی و رضایی، 1390 :12).

4- جمهوری اسلامی ایران

    جمهوری اسلامی ایران از قدرت‌های منطقه‌ای است که در سوریه منافعی مهم دارد. ایران از صادرکنندگان بااهمیت انرژی بوده، تمایل‌دارد که آمریکا و اروپا را از کنترل مسیرهای انرژی در خاورمیانه و همچنین حوزه دریای خزر بازدارد. گفتنی است که ایران، محوری ژئواستراتژیک است به‌گونه­ای‌که اگر ایران در منطقه با ایالات متحده آمریکا متحد شود، می‌تواند به‌صورت جدی، چین و روسیه را بی‌ثبات‌کند (NAZEMROAYA, 2013: 1-5) درحال‌حاضر در منطقه، مثلث متحدان «ایران، چین و روسیه» ضد آمریکا تشکیل‌شده‌است که در کانون مرکزی ائتلاف اوراسیا قراردارد و در مقابل تلاش آمریکا برای سلطه جهانی مقاومت‌می‌کنند؛ هر سه کشور (چین در آسیای شرقی و اقیانوس آرام، ایران در آسیای جنوب‌غربی و روسیه در اروپای شرقی) در برابر نفوذ آمریکا ایستاده‌اند و برای حضور آمریکا در خاورمیانه و سوریه، نگران هستند.

      ایران درحال‌حاضر، یکی از بزرگ‌ترین متحدان منطقه‌ای دولت سوریه است. در جریان جنگ تحمیلی، سوریه معتقد بود که جنگ ایران و عراق به‌هیچ‌‌‌وجه، تقابل عربی- ایرانی نیست و جنگ دولت عراق و دولت‌های غربی ضد ایران است؛ بااین‌حال، این جنگ، وحدت نیروهای ضدصهیونیستی را تضعیف‌کرد؛ بنایراین، سوریه با اصرار زیاد از جداکردن راه خود از گروه‌های متعارض مخالف ایران و همچنین برقراری عقد تفاهم و اتحاد با ایران، دفاع‌می‌کرد (فولر، 1390: 147).

جمهوری اسلامی ایران، تمامی تعهد‌های خود را در برابر همکاری با سوریه در عرصه بین‌الملل و همچنین منطقه خاورمیانه انجام‌داده‌است. ایران در طول حیات کشور سوریه به‌خصوص پس از اعمال فشار غرب و ناتو برای حمله به این کشور و آغاز حمله تروریست‌ها به سوریه، حمایت همه‌جانبه خود از این کشور را اعلام‌کرده، با راه‌ها و شیوه‌های متعدد ازجمله حمایت‌های نظامی، مالی و سیاسی در کنار دولت سوریه ایستاد و به مقاومت آنها در برابر گروه‌های متعارض کمک‌کرد.

     برای درک بهتر نقش سوریه در منطقه خاورمیانه باید به اتحاد استراتژیک سوریه و ایران و همچنین نقش نیابتی ایران در منطقه اشاره‌کرد. سوریه درواقع ایجادکننده ارتباط با حزب‌الله و همچنین کانال اصلی برای تقویت جبهه مقاومت به‌شمارمی‌‌رود (William Samii: 2008: 29) سوریه در روابط میان اعراب و اسرائیل، امن‌ترین موقعیت استراتژیک را داراست و این مسئله، تقویت مقاومت حزب‌الله در برابر رژیم صهیونیستی را موجب شده و ازسوی‌دیگر با تمایل بیشتر این کشور به ایران ازلحاظ سیاست‌های منطقه‌ای جهان عرب، نفوذ ایران در منطقه تقویت‌شده‌است که این امر، خوشایند اعراب نیست (El-Hokayem: 2007, 44) ؛ به همین دلیل، نقش سوریه در حمایت از محور مقاومت و همچنین جلوگیری از قدرت‌گرفتن اسرائیل از عوامل منطقه‌ای بود که ریشه‌های سیاسی کشور را سست‌کرده، راه دخالت قدرت‌های غربی را نیز به منطقه بازکرد.

تغییر سیاست خارجی ایران با پیروزی در انقلاب اسلامی و همچنین اعلام حمایت رهبر جمهوری اسلامی از فلسطین، نه‌تنها مخالفت آشکار و علنی ایران با اسرائیل بود، بلکه این کشور را به رقیب سرسخت اسرائیل در منطقه مبدل‌کرد؛ دراین‌میان، ایران در منطقه به‌دنبال متحدانی بود تا بتواند موقعیت خود را در منطقه تثبیت‌کند. درپی تلاش ایران برای جذب متحدان منطقه‌ای، این کشور به حمایت از حزب‌الله لبنان پرداخت و همچنین، همکاری نیروهای نظامی ایران با شیعیان لبنان در مقابل اسرائیل، به ایجاد معادله ایران- شیعیان و اتحاد با لبنان و سوریه منجرشد. همکاری دو کشور ایران و سوریه در جنگ‌های 33روزه و 22روزه حزب‌الله و اسرائیل و همچنین، حمایت‌های ایران از حزب‌الله، عمق روابط استراتژیک این کشور را بیشترکرد (ساجدی، 172:1392).

     ایران در بحران سوریه از حکومت بشار اسد به‌طورکامل حمایت‌کرد و این حمایت از مهم‌ترین عوامل پیشبرد رویکردهای امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه است؛ به همین دلیل، بسیاری از سیاست‌مداران ایران معتقدند ایران با توجه به سه دهه فعالیت برای تحقق یک سیاست مؤثر در خاورمیانه و سرمایه‌گذاری روی نظام اسد، نباید به‌راحتی حاضر باشد این کشور استراتژیک را ازدست‌بدهد.

5- حزب‌الله لبنان

     رویکرد حزب‌الله به بحران سوریه را باید با توجه به ارتباط سوریه با رویکرد مقاومتی حزب‌الله در برابر رژیم صهیونیستی و همچنین اثرگذاری تحولات داخلی سوریه بر جایگاه حزب‌الله در صحنه سیاسی این کشور ازیک‌سو و تأثیرهای تحولات سوریه بر جریان منطقه‌ای مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی (که به‌صورت مستقیم حزب‌الله و توانمندی‌های نظامی و امنیتی آن را تحت‌ تأثیر قرارخواهد‌داد) ازسوی‌دیگر بررسی‌کرد.

همکاری حزب‌الله لبنان با جمهوری اسلامی ایران در دهه گذشته به دلیل ایدئولوژی‌های مشترک دوسویه، مانند «حمایت از سوریه، مبارزه با رژیم صهیونیستی، همکاری با نیروهای فلسطینی و مخالفت با غرب» در جریان‌ است (ترابی و محمدیان، 1394: 69)؛ چراکه آینده سوریه و عدم شکست این کشور در برابر اهداف و نیات کشورهای غربی، برای ایران ازلحاظ «حفظ و تقویت نقش منطقه‌ای، موازنه قدرت و تقویت هلال شیعی برای ایران و حزب‌الله لبنان»، بسیار ارزش‌دارد؛ در برابر این محور مقاومت نیز، ایالات متحده آمریکا با درپیش‌گرفتن سیاست‌‌هایی نظیر «حمله به عراق، زمینه‌سازی برای حمله رژیم صهیونیستی به حزب‌الله لبنان و فلسطین و همچنین، حمایت مالی از گروه‌های افراطی ضد شیعیان»، درراستای تلاش برای کاهش قدرتِ محور مقاومت در برابر ایران و حزب‌الله، تهدیدهایی را صورت‌می‌دهد ( (cook, 2008:36.

6- فدراسیون روسیه

اهمیت کشور سوریه، سالیان سال است که برای روسیه مطرح بوده‌است و این دو کشور در اهداف خود با یکدیگر دارای راهبردهایی یکسان و هم‌پوشانی در اهداف بین‌المللی هستند. براساس راهبردهای جدید، روسیه در تلاش است تا ضمن حفظ کشور سوریه به‌عنوان یکی از متحدان دوران جنگ سرد و آخرین دژ در خاورمیانه، همچنان یک متحد در منطقه داشته‌باشد؛ پوخوف، یکی از کارشناسان تسلیحات و امور بین‌الملل روسیه در این خصوص می‌گوید: «تغییر نظام در سوریه و روی‌کارآمدن حکومت دلخواه ایالات متحده، درواقع به معنای گرفتن جای پای محکم روس‌ها در منطقه استراتژیک خاورمیانه و دریای مدیترانه بوده، گامی مهم درراستای کاهش قدرت روسیه و محدودکردن این کشور به مرزهای درونی خویش محسوب‌می‌شود؛ سیاستی که پیش از سوریه، آمریکا آن را در بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز نیز دنبال‌کرده‌است» (منصوری، 189:1392).

  دراین‌راستا می‌توان‌گفت که سقوط نظام سیاسی سوریه برای رهبران روسیه و پوتین به معنی از‌دست‌دادن آخرین متحد همیشگی در منطقه خاورمیانه بوده که در ادامه آن، این رویداد به معنای ورود ناتو به حیاط‌خلوت روس‌ها و تضعیف موقعیت، اعتبار و جایگاه بین‌المللی فدراسیون روسیه و درنهایت، ناکامی در تحقق مبانی دکترین امنیت ملی کشور روسیه است.

      از دید دولت روسیه، تحولات کشور سوریه می‌تواند تعادل و توازن قوا را در خاورمیانه برهم‌بزند و برهم‌خوردن این توازن نیز بی‌تردید به زیان کشور روسیه تمام‌می‌شود چراکه درصورت برهم‌خوردن این توازن، قدرت ایران در فلسطین، عراق و لبنان کاهش‌می‌یابد و جمهوری اسلامی ایران، تحت فشار قرارخواهد‌گرفت که درنهایت، این موضوع‌ها در موارد دیگر ازجمله مسائل مربوط به دریای خزر، قفقاز شمالی و جنوبی و آسیای مرکزی نمودیافته، به زیان روسیه ختم‌خواهد‌شد؛ به همین دلیل، روسیه موضوع سوریه را مشکلی راهبردی و جدی تلقی‌می‌کند که باید‌پایان‌گیرد چراکه درصورت ادامه آن، کشورهای غرب، عربستان و ترکیه، متنفع خواهندشد؛ با توجه به این ملاحظات، فدراسیون روسیه این کشور با نوعی توافق بین‌المللی برای پایان جنگ و حل‌وفصل موضوع‌ها در این منطقه، موافق است (منصوری، 183:1392).

7- اسرائیل

با نگاهی به تاریخ می‌توان‌دریافت که سوریه به همراه دیگر کشورهای عربی، دو جنگ جدی با اسرائیل داشته‌‌است. در 15 مه سال 1967، روابط سوریه و اسرائیل، بحرانی شد و در تاریخ 5 ژوئن، اسرائیل به مصر و سپس اردن حمله‌کرد؛ ازسوی‌دیگر در تاریخ 6 اکتبر 1973، سوریه و مصر حمله غافلگیرانه خود را ضد اسرائیل آغازکردند و از آن تاریخ تا به امروز، آمریکا به‌جز سوریه توانسته‌است، کشورهای عربی دیگر را به حل اختلاف و صلح با اسرائیل ترغیب‌کند؛ بنابراین با توجه به اینکه سوریه یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین کشورهای عرب ضداسرائیلی است، می‌توان به‌خوبی دلیل مخالفت آمریکا با دولت اسد و حمایت از نیروهای متخاصم مخالف دولت را دریافت؛ بنابراین یکی از اصلی‌ترین محورهای نظامی و راهبردی (استراتژیک) سوریه در منطقه، برخورد و تعارض این کشور با رژیم صهیونیستی است. ارتش سوریه، درواقع تنها ارتش کلاسیک عربی است که می‌تواند امنیت رژیم صهیونیستی را در معرض خطر قراردهد؛ به همین دلیل، مقام‌های رژیم صهیونیستی، سوریه را یکی از تهدیدهای راهبردی منطقه معرفی‌می‌کنند (رجبی، 1392: 126).

     گفتنی است که کشور سوریه، نزدیک به نیم قرن است برای اسرائیل به‌طورمستقیم، خطری ایجادنکرده‌ ولی تحولات اخیر در خاورمیانه و به‌خصوص بحران سوریه، توجه مقام‌های دولتی و امنیتی اسرائیل را به خود جلب‌کرده‌است. در اینجا باید به اتحاد اسرائیل و آمریکا اشار‌ه‌شود چراکه با تحولات پدیدآمده در منطقه خاورمیانه، دولت اسرائیل در اتحاد با آمریکا به دلیل منافع مشترک متعدد سعی‌دارند تا از قدرت‌گرفتن نیروهای تندروی مذهبی در سراسر خاورمیانه به‌ویژه سوریه جلوگیری‌کنند (جعفری، 1389: 113).

     دراین‌خصوص می‌توان به سقوط حکومت مرسی از حزب اخوان‌المسلمین مصر اشاره‌کرد که سقوط این حکومت به دست ارتشیان، نه‌تنها از جانب اسرائیل و آمریکا کودتا خوانده‌نشد، بلکه این رویداد را اقدامی درراستای ایجاد یک حکومت انتقالی با هدف ایجاد دموکراسی دانستند. آمریکا از یک دهه پیش به‌دنبال ایجاد طرح خاورمیانه بزرگ و استقرار حکومت‌های دموکرات و سکولار بود تا امنیت اسرائیل تأمین‌شود؛ برای رسیدن به این هدف اعتراض‌های مردم را رصدکرده، در جایی که امنیت اسرائیل مدنظر قرارمی‌گرفت، در ابعاد نظامی و مادی دخالت‌می‌کرد. بی‌تردید، تغییر نظام‌های خودکامه به نظام‌های مذهبی تندرو به‌ویژه در همسایگی اسرائیل، نه‌تنها به کاهش امنیت اسرائیل منجرمی‌شد، بلکه امکان برقراری رابطه عادی با آمریکا را نیز کاهش‌می‌داد چراکه گروه‌های اسلامی تندرو، آمریکا را اصلی‌ترین دشمنان اسلام می‌پنداشته‌اند (ساجدی، 1392: 177).

     درخصوص موضع‌گیری اسرائیل در بحران سوریه نیز می‌توان‌گفت: اسرائیل از شکل‌گیری حکومت‌های اسلامی در کشورهای عربی در خاورمیانه استقبال‌نمی‌کند چراکه این دولت‌های اسلامی، تهدیدی برای آن خواهندبود. تحولات سوریه و ورود نیروهای بنیادگرای تندرو داعش و النصره در این کشور، سبب شده تا اسرائیل در سرنگونی دولت اسد با تردیدهایی مواجه شود؛ ازسوی‌دیگر نیز، نقش ایران در سوریه و پل ارتباطی این کشور با حزب‌الله از طریق حکومت اسد، عاملی شده‌است تا رژیم اسرائیل، تمایل به درپیش‌گرفتن سیاست تضعیف اسد و عدم پیروزی نیروهای معارض تندروی مذهبی را درنظرداشته‌باشد (پورحسن، 1391: 24).

      به همین دلیل، اسرائیل، ازمیان‌بردن سلاح‌های شیمیایی سوریه و حمایت اندک از گروه‌های معترض سوری را با هدف طولانی‌شدن جنگ در سوریه، خواستار است ولی در کنگره آمریکا هنوز به لابی سرسختانه برای ورود ایالات متحده به جنگ با سوریه برای سرنگونی حکومت بشار اسد دست‌نزده‌است چراکه با طولانی‌شدن درگیری‌ها نیروی نظامی کل کشور تحلیل‌می‌رود و سوریه به ویرانه‌ای تمام‌عیار تبدیل‌خواهد‌شد؛ در این شرایط، سوریه باید پس از بحران تا سال‌ها به بازسازی، اقدام و چندین دهه هزینه‌کند و این مسئله به معنی سوریه‌ای بدون تهدید و ضعیف است که این شرایط به بهترین وجه، اهداف اسرائیل را تأمین‌خواهد‌کرد.

8- قطر

     قطر در جریان قطب‌بندی منطقه در قبال سیاست‌های درپیش‌گرفته‌شده درخصوص سوریه، راه همکاری با عربستان سعودی را انتخاب‌کرد و همگام با عربستان سعودی در نشست 12 نوامبر اتحادیه عرب در قاهره، پس از بررسی بحران سوریه از لغو عضویت این کشور در اتحادیه عرب حمایت‌کرد و پس از انجام این لغو عضویت، اتحادیه عرب از اعضایش خواست که سفرای خود را از سوریه فراخوانند (جانسیز، 1393: 82).

     ازسوی‌دیگر از اوایل سال 2012، عربستان سعودی با همکاری ترکیه و قطر، تلاش‌هایش را برای انتقال سلاح و افزایش حمایت مالی از گروه‌های تکفیری و سلفی افزایش‌داد؛ در همان زمان، گاردین گزارش‌داد که خبرنگاران این روزنامه در مرزهای جنوبی کشور ترکیه، شاهد انتقال سلاح به سوریه بوده‌اند که در جریان آن، افرادی با ملیت‌های عربی کشورهای حوزه خلیج فارس، پنجاه جعبه تفنگ، تجهیزات و مهمات پزشکی را از مرز ریحانلی[1] به شورشیان ارتش آزاد ‌تحویل‌داده‌اند (The Guardian, 13 June 2012)؛ در تاریخ 23 ژوئن همان سال، رویترزگزارش‌داد که قطر با همکاری عربستان سعودی، کمک‌های مالی خود را برای شورشیان سوریه افزایش‌داده‌است. 

      بنابراین، امروزه قطر به‌عنوان یکی از همکاران اصلی عربستان سعودی، ازجمله بازیگران عمده کشاکش در بحران سوریه است و در مقام بازیگر فعال و مخالف بشار اسد، همواره از معارضان سوری ازجمله گروه موسوم به ارتش آزاد سوریه و اخوان‌المسلمین، به‌گونه‌ای آشکار حمایت‌کرده‌است؛ این کشور با تغییر اولویت‌های خود برای کسب منافع بیشتر، درحال‌حاضر، تأثیرگذاری بر وضعیت سوریه را از اولویت‌های سیاست خارجی خود قرارداده‌است؛ این امیرنشین، اولین کشوری بود که سفیر خود را با هدف اعتراض، از سوریه فراخواند و همچنین اولین کشوری بود که سفارت سوریه را به اپوزیسیون سوریه تحویل‌داد و آنها را به‌رسمیت‌شناخت؛ ازسوی‌دیگر، قطر نخستین کشوری بود که بحث تحریم‌های سوریه را به‌میان‌کشید و پس از آن هم، یکی از حامیان اصلی مداخله نظامی در سوریه بوده‌است.

 

9- اردن

     کشور پادشاهی اردن از کشورهایی است که از بحران سوریه تأثیرمی‌گیرد لذا مجبور شده‌است در جریان این بحران، نقش ایفاکند. براساس آمارهای منتشره توسط سازمان ملل متحد تا سال 2016، بالغ‌بر 625 هزار پناه‌جوی سوری به کشور اردن واردشده‌اند چراکه این کشور با سوریه هم‌مرز بوده و به‌طبع، تأثیرهای بحران این منطقه بر اردن هم تأثیرهایی نامطلوبی داشته‌است. اردن از بازیگرانی است که با قدرت‌گیری ایران در منطقه، به‌شدت مخالف بود و پادشاه اردن در تعبیری از محور مقاومت و نفوذ ایران، به‌عنوان اختاپوسی با شاخک‌های متعدد نام‌برده‌است (Seeberg, 2012:23).

     این کشور نیز از همراهان عربستان سعودی در حمایت از گروه‌های شورشی در سوریه محسوب‌می‌شود؛ برای نمونه در دسامبر 2012، موجی تازه از ارسال سلاح‌های نظامی برای شورشیان آغارشد که بخشی چشمگیر از این سلاح‌ها از خاک اردن به شورشیان منتقل‌شده‌بود (جانسیز، 1393: 83).

و- جمع‌بندی

      با توجه به موارد مطرح‌شده می‌توان‌گفت که واکنش خشونت‌آمیز و شدت عمل نیروهای متخاصم در بحران سوریه زمینه ‌ساز گسترش و استمرار بحران سوریه و تبدیل‌شدن آن به جنگی فرسایشی و خردکننده شده‌است. «بازیگران داخلی» در دو گروه دولت بشار و موافقان ازیک‌سو و مخالفان اعم از گروه‌های تکفیری، بخشی از کردها و گروه‌هایی دیگر از ساکنان سوریه قرارمی‌گیرند؛ «بازیگران خارجی» نیز، دو محور موافقان نظام موجود سوریه، یعنی ایران، حزب‌الله لبنان و روسیه و مخالفان یعنی آمریکا، اسرائیل، ترکیه عربستان سعودی و به‌طورکلی جبهه عربی- غربی را تشکیل‌می­دهند.

 بنابراین، با توجه به جغرافیا و موقعیت پیرامونی، حضور قدرت‌های منطقه­ای و فرامنطقه­ای، گسترش و استمرار بحران و مسائل حاشیه‌ای (مانند اقدام‌های بین‌المللی گروه تکفیری داعش و تهدید به برهم‌زدن امنیت جهانی) در ژئوپلیتیک جهانی این بحران، به یکی از مهم‌ترین بحران‌های جهانی تبدیل‌شده‌است که جامعه بین‌الملل هنوز در انجام اقدام‌ها برای پایان آن ناتوان به‌نظرمی­رسد لذا کاهش بحران، ممکن است در کوتاه‌مدت یا درازمدت از طریق چانه‌زنی مستقیم، مداخله طرف ثابت و اعمال قدرت نظامی برتر یکی از دو طرف تحقق‌یابد (برچر، 1382: 290). در شرایط گسترش بحران و افزایش پیامدهای منفی آن، راه‌هایی متعدد را می‌توان برای حل‌وفصل منازعات سیاسی درنظرگرفت؛ برای نمونه به‌نظرمی‌رسد، نیروهای متخاصم داخلی باید با میانجیگری قدرت‌های منطقه و سازمان‌های بین‌المللی، پای میز مذاکره نشسته، به تحرک‌های نظامی ضد یکدیگر پایان‌دهند یا در عرصه داخلی و بین‌المللی، بازیگران درگیر، به نوعی موازنه منافع منطقی (جمشیدی،1378: 32 تا 34) دست‌یابند. هالستی، شش راه را برای حل‌وفصل بحران‌های بین‌المللی پیشنهادمی‌دهد که با توجه به موقعیت ترکیبی منطقی از موارد سوم به بعد می­توانند مؤثر واقع شوند:

  1. احتراز یا عقب‌نشینی داوطلبانه؛
  2.  غلبه خشونت‌آمیز؛
  3.  تسلیم یا عقب‌نشینی اجباری ناشی از تهدید برای به‌کارگیری زور؛
  4.  سازش؛
  5.  حکمیت یا ارجاع منازعه به داوری؛
  6.  حل‌وفصل منفعلانه یا تسلیم در برابر وضعیت موجود جدید بدون توافق رسمی (هالستی، 1383: 718).

نتیجه‌گیری      

 در این نوشتار تلاش‌شد تا عوامل زمینه­ساز و تشدیدکننده بحران سوریه بررسی‌شوند که پس از بررسی‌ها عواملی همچون: قطب‌بندی و چندمرکزی‌بودن بحران سوریه، بین‌المللی‌شدن گستره نفوذ بحران، تعارض مستمر و طولانی‌مدت، چنددستگی قومی، نظام سیاسی غیرقابل‌انعطاف و حضور و دخالت بازیگران منطقه­ای و فرامنطقه­ای، ازجمله مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز و تشدیدکننده بحران سوریه هستند که آن را به بحرانی بین‌المللی و فرسایشی تبدیل‌کرده‌اند که تأثیرهایی مهم بر جامعه جهانی دارد.

دراین‌خصوص می‌توان به تأثیرهای این بحران در سطح منطقه و بین‌المللی اشاره‌کرد که ازجمله مهم‌ترین آنها می‌توان به «بالغ‌بر هشت میلیون آواره سوری، سوءاستفاده گروه‌های تکفیری از منابع نفت و گاز و درآمدزایی سرسام‌آور گروه‌های تروریستی برای عملیات بیشتر در سطح بین‌المللی، شکل‌گیری هویت اجتماعی مخدوش داعش و گسترش طرح‌های (ایده‌های) رادیکالی در سطح جهانی و کاهش قدرت نفوذ دولت‌ها» اشاره‌کرد. با توجه به موارد مطرح‌شده به‌نظرمی‌رسد ازجمله موانع جدی بر سر راه پایان بحران سوریه، «عدم اقدام جدی بین‌المللی و حضور سازمان‌های بین‌المللی برای پایان بحران، باقی‌ماندن اختلاف‌های بازیگران و گروه‌های متخاصم و طبیعت جنگ‌طلب آنها و همچنین اصرار این گروه‌ها مانند داعش و جبهه النصره برای استفاده از روش‌های زورمندانه سنتی و به‌دست‌گرفتن قدرت کل کشور سوریه و تمامیت ارضی کشورهای منطقه» باشند.

 برمبنای مدل برچر که نمایشی از ترکیب دو عنصر مراحل و عوامل را به‌نمایش‌می‌گذارد. بحران سوریه در مرحله شکل‌گیری، تحت تأثیر عوامل داخلی ازیک‌سو، وضعیت جغرافیایی و نظام بین‌الملل و [همچنین] نگرش هویتی خاص تکفیری شکل‌گرفت. پیدایی داعش و اعلام حکومت آن، همراه با ورود کردها در داخل و مداخلات بین‌‌المللی و نیز وضعیت منازعه، آن را به مرحله دوم، یعنی گسترش واردکرد.

 براساس مدل برچر، مرحله سوم، مرحله کاهش بحران است که اغلب با ورود عوامل میانجیگر بیرونی مانند سازمان‌های بین‌المللی یا قدرت‌های منطقه‌ای صورت‌می­گیرد اما در بحران سوریه، ما با وضعیت استمرار و فرسایشی‌شدن همراه با بین‌المللی‌شدن مواجه هستیم یعنی سه عاملی که مانع از کاهش و افول بحران هستند؛ تأثیر بحران بر جامعه بین‌‌المللی نیز به این روند استمرار کمک‌کرده‌است؛ بنابراین، اگرچه نمی‌توان بازیگران خارجی را عامل اصلی شکل‌گیری بحران دانست، می‌توان با نگرشی راهبردی، متوجه شد که این ملاحظات راهبردی بازیگران خارجی است که ضعف‌ها و کمبودهای سوریه را به بحرانی عمیق و عرصه جنگی تمام‌عیار میان گروه‌های مسلح تبدیل‌کرده‌است که هیچ‌‌‌نشانی از مصالحه و گفتگو از خود نشان‌نمی‌دهند؛ بنابراین در تحلیل بحران سوریه، شناخت بازیگران ذی‌نفع بین‌المللی و ملاحظات راهبردی و ایدئولوژیکی آنها در کنار شناخت گروه‌های درگیر و مخاصم درون سوریه، بسیار اهمیت‌دارد.

در پایان می‌توان‌نتیجه‌گرفت با عوامل پیچیده داخلی و بین‌المللی، براساس مدل برچر، به‌نظرنمی‌رسد، شرایط مناسب برای پایان بحران سوریه در کوتاه‌مدت فراهم باشد؛ ولی درصورتی‌که طرف‌های مخاصمه، مایل باشند بحران حل‌شود، می‌توانند با ایجاد ترتیب‌های امنیتی جدید در منطقه، میزان حضور و نفوذ خود را بازتعریف‌کنند و سازوکارهای سیاسی مناسب و دموکراتیکی را برای همزیستی مسالمت‌آمیز پیداکنند.


[1]. از شهرستان‌های ترکیه

مراجع

-  اکرمی‌نیا، محمد (تابستان 1392)؛ «راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به اهداف 1404»، فصلنامه مطالعات راهبردی؛ سال شانزدهم، ش 2.

-  امیدی، علی و فاطمه رضایی (پاییز 1390)؛ «عثمانی‌گری جدید در سیاست خارجی ترکیه: شاخص‌ها و پیامدهای آن در خاورمیانه»، فصلنامه روابط خارجی؛ سال سوم، ش 3.

-     آجورلو، حسین (1390)؛ «تحولات سوریه: ریشه‌ها و چشم‌اندازها»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه؛ سال هجدهم، ش 3.

-  باقری دولت‌آبادی، علی و سیروان رحیمی دهگلان (1394)؛ «بحران سوریه: بررسی انگیزه‌ها، مواضع و آینده کردها»، فصلنامه سیاست خارجی؛ ش 112، ص 123 تا 150.

-     برچر، مایکل و جاناتان ویلکنفلد (1382)؛ بحران، تعارض؛ ترجمه علی صبحدل؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-     برچر، مایکل (1382)؛ بحران در سیاست جهان، ظهور و سقوط بحران‌ها؛ ترجمه فردین قریشی؛ ج 1، تهران: مرکز پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-     برچر، مایکل (1392)؛ بحران در سیاست جهان؛ ترجمه علی بلوچی؛ ج 2، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-     برچر، مایکل و جاناتان ویلکنفلد (1382)؛ بحران، تعارض؛ ترجمه علی صبحدل؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

 

-     بوزان، باری (1386)؛ چارچوبی تازه برای تحلیل امنیت؛ ترجمه علیرضا طیب؛ پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران.

-     پورحسن، ناصر (1391)؛ «آثار بحران سوریه بر مسئله فلسطین»، فصلنامه مطالعات فلسطین؛ ش 18، ص 7 تا 36.

-  جانسیز، احمد و دیگران (زمستان 1393)؛ «رویارویی ایران و عربستان در بحران سوریه»، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام؛ سال سوم، ش 12، ص 67 تا 92.

-     جعفری ولدانی، اصغر (1388)؛ چالش‌ها و منازعات در خاورمیانه؛ تهران: انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

-     جمشیدی، محمدحسین (1378)؛ رفتارشناسی آمریکا در قبال نهضت ملی ایران؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

-  خلیلی، محسن؛ سلیمانی پور، زهرا؛ عشرتی خلیل آباد، فهیمه (1392)، "بررسی بحران آذربایجان بر پایه مدل مدیریت بحران برچر"، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، سال چهاردهم، شماره 55، صص 147تا 184.

-     خیبری، کابک؛ علیرضا ملاقدیمی و محمد رهگوی (1389)؛ «کالبدشکافی بحران گرجستان براساس مدل مایکل برچر»، پژوهش‌نامه روابط بین‌الملل؛ ش 45، ص 9 تا 46.

-     رجبی، سهیل (زمستان 1391)؛ «واکاوی جایگاه و نقش استراتژیک سوریه در مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی»، فصلنامه پانزده خرداد؛ دوره سوم، سال دهم، ش 34.

-     روحانی، حسن (1388)؛ آشنایی با کشورهای اسلامی؛ ج 1، تهران: نشر مشعر.

-     ساجدی، امیر (1392)؛ «بحران سوریه و دخالت قدرت‌های بیگانه»، فصلنامه مطالعات روابط بین‌الملل؛ دوره ششم، ش 24، ص 157 تا 190.

-     شریفیان، جمشید و همکاران (1391)؛ «تعامل و تقابل ایران و ترکیه در بحران سوریه»، فصلنامه امنیت‌پژوهی؛ سال یازدهم، ش 38، ص 139 تا 184.

-  صادقی، سید شمس‌الدین و کامران لطفی (1394)؛ «تحلیل مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه»، جستارهای سیاسی معاصر ؛ سال ششم، ش 1، (پیاپی 15)، بهار، صص 123 تا 144.

-     عمید، حسن (1383)؛ فرهنگ فارسی عمید؛ تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر.

-     فولر، گراهام (1390)؛ ژئوپلیتیک ایران؛ ترجمه عباس مخبر؛ تهران: نشر مرکز.

-  کی. جی. هالستی (1383)؛ مبانی تحلیل سیاست بین‌الملل؛ ترجمه بهرام مستقیمی و طارم سری؛ تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه.

-     مستقیمی، بهرام (1385)؛ «در باب تعریف بحران در نظام بین‌المللی»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی؛ ش 33.

-     دهخدا، علی اکبر (1377)؛ لغت‌نامه دهخدا؛ زیر نظر محمد معین و سید جعفر شهیدی، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران. 

-     منصوری، محمدحسین (1392)؛ «بررسی مواضع و اهداف روسیه در بحران سوریه»، فصلنامه پژوهش‌های علوم انسانی؛ سال پنجم، ش 31، ص 175 تا 195.

-     موسوی، سید حسین (1388)؛ «بلندی‌های جولان و امنیت رژیم صهیونیستی»، فصلنامه مطالعات راهبردی؛ سال دوازدهم، ش 2.

-  نجات، سید علی (1394)؛ «گروهک تروریستی داعش و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران؛ چالش‌ها و فرصت‌ها»، فصلنامه سیاست دانشگاه تربیت مدرس؛ ش 6، ص 103 تا 119.

-  نیاکویی، سید امیر و حسین بهمنش (1391)؛ «بازیگران معارض در بحران سوریه: اهداف و رویکردها»، فصلنامه روابط خارجی؛ سال چهارم، ش 4، ص 97 تا 135.

-  هنسن، برت؛ پتر تافت و آندره ویول (1390)؛ راهبردهای امنیتی و نظم جهانی آمریکایی «قدرت ازدست‌رفته»؛ ترجمه دکتر سید امیر نیاکویی و دکتر احمد جانسیر؛ رشت: انتشارات دانشگاه گیلان.

1-   منابع انگلیسی

-      Baroud, Ramzy (2011), “Zero-Problems Foreign Policy No More: Turkey and the Syrian Abyss”, Foreign Policy Journal, November 26, 2011. Link: http://bit.ly/1T0KJdB

-      Bolton, K. R (2011), “Iran: The Next Domino?”, Foreign Policy, February 22, 2011http://bit.ly/1TuIHzA

-      Brecher, Michael (1977), “Toward a theory of International Crisis Behaviour”, International Studies Quartery, Volume 21, Issue 1.

-      Brecher, Michael (1979), “State Behavior in International Crisis”, Journal of Conflict Resolution, Vol.23, No.3, 446-480.

-      Cherif Vanly, Ismet (1992), The Kurds: A Contemporary Overview,Oxford: Rutledge

-      Chossudovsky, Michel )2011 (, "The Destabilization of Syria and the Broader Middle East War".Global Research Website, June 17, 2011. Link: http://bit.ly/1XaweH8

-      El-Hokayem, Emile, (2007), “Hizballah and Syria: Outgrowing the Proxy Relationship’’, the Washington Quarterly, 30 (2)./

-      Ian Black and Dan Roberts (2013), “Hezbollah is helping Assad fight Syria uprising, says Hassan Nasrallah,” The Guardian (UK), April 30, 2013, https://goo.gl/wZWaCm

-      Joscelyn, Tomas (2013), "The long war Journal, Al-Qaeda in Iraq Al-Nusrah Front emerges as rebranded single entity", Long War Journal, April9. Link: http://bit.ly/1rtfUVn

-      McClelland, Charles A (1997),“ the Anticipation of International Crisis”, International Studies Quarterly, Vol 21, No. 1.

-      Nazemroaya, Mahdi Darius) 2013 (, The Eurasian Triple Entente: Touch Iran in a War, You Will Hear Russia and China. pp: 1-5/

-      Samii, Abbas William, (2008), “A Stable Structure on Shifting Sands: Assessing the Hezbollah-Iran-Syria Relationship”, The Middle East Journal, 62 (1).

-      Seeberg, Peter. (2012), "Syria and the EU. The crisis in Syria and the international sanctions with a focus on Syrian-EU relations." Videncenter om det moderne Mellemsten.

2-   منابع الکترونیکی

-      خبرگزاری تسنیم (1394)؛ «جنگ علیه داعش ممکن است نیم قرن طول بکشد»؛ ش خبر: 809009، لینک خبر: http://bit.ly/1Z808tV .

-      خبرگزاری فارس (1395)؛ «انفجارهای هماهنگ در بروکسل، 30 کشته، 136 زخمی»؛ ش خبر: 13950103000182، لینک خبر:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950103000182

-      همشهری آنلاین (1392)؛ «نقشه توزیع قومی و مذهبی در سوریه»؛ ش خبر: 250497، لینک خبر:

http://siasatrooz.ir/vdcirzaq.t1avr2bcct.html.

-   وب‌سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت (1390)؛ «صاحبان قدرت در سوریه و ساختار سیاسی این کشور»؛ ش خبر: 251، لینک خبر:http://bit.ly/1Wa6JWO .

-   وب‌سایت خبرآنلاین (1394)؛ «تازه‌ترین آمار از میزان تلفات جنگ سوریه»؛ منتشرشده در تاریخ جمعه 11 دی 1394، ش خبر: 494636، لینک خبر:

 http://khabaronline.ir/detail/494636/World/middle-east.

-   وب‌سایت خبری عصر ایران (1394)؛ «آوارگان سوریه به روایت آمار و ارقام»؛ تاریخ انتشار 7 آبان 1394، ش خبر: 427231، لینک خبر:http://www.asriran.com/fa/news/427431.

-  فیلیپس، تیموتی و آیسیکوویتس، نیر، «راز داعش در جذب نیرو از غرب چیست؟»، وب­سایت دیپلماسی ایرانی، آخرین تاریخ به روزرسانی سایت: پنجشنبه 7 دى 1396، http://bit.ly/1Yj3Enp، مقاله شماره: 1319030.

-   وب‌سایت سیاست روز (1390)؛ «اردوغان سقوط حکومت سوریه را پیش‌بینی‌کرد»؛ 26 شهریور 1390، لینک خبر:http://siasatrooz.ir/vdcirzaq.t1avr2bcct.html.

-      وب سایت موسسه مطالعات جنگ:

Kozak, Chris, “ALEPPO WARNING UPDATE”, Institute of the Study of War Website, published at APRIL 7, 2016, https://goo.gl/FNrhZe, Report Code: FmDI7NJJ


/ 0 نظر / 15 بازدید