پاکستان در دو راهی تهران و پکن

سابقه قرارداد خط لوله گاز صلح میان ایران و پاکستان دقیقا به چه زمانی باز می گردد؟

حدودا 10 سال پیش بود که صحبت از توافق سه جانبه ای میان ایران، پاکستان و هند شد تا این خط لوله گاز از پارس جنوبی به خط لوله صلح متصل شود.

نیت اولیه دو کشور برای عملی کردن این قرارداد به سال های ریاست جمهوری آقای خاتمی باز می گردد اما عملا شاهد کش و قوس های فراوان در جریان امضای آن و البته مقدمات عملی شدن آن بوده ایم. دلیل این تاخیر چندین ساله چیست؟

بله، این طرح در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی مطرح شد اما با دخالت امریکایی ها و تحت فشار گذاشتن هندوستان، هندی ها مجبور شدند تا خود را از این طرح خارج کنند و پس از آن که هندوستان به این طرح بی میل شد، پاکستان و ایران به صورت دوجانبه وارد مذاکره شده و این طرح را پیگیری کردند تا بتوانند این خط لوله را راه اندازی کنند. این خط لوله از سوی ایران تا مرز کشیده شده، اما از آن سو با مشکل روبرو شده است. البته لازم به ذکر است که بهانه پاکستان این است که اعتبار لازم را برای سرمایه گذاری بر روی این طرح ندارد، اما واقعیت همان فشار امریکاست که همچنان وجود دارد.

بر اساس این قرارداد گاز ایران با قیمت مناسب در اختیار پاکستان و هندوستان قرار می گیرد. چرا پاکستان عملا با ممانعت از عملی شدن این قرارداد خود را از منبع انرژی ایران محروم می کند؟ آیا گزینه مستقیم و قابل دسترس دیگری به جای ایران برای پاکستان وجود دارد؟

گزینه دیگری که مطرح است کشور چین است که اگر چینی ها وارد این طرح شوند هم می توانند سرمایه کافی را به شکل وام در اختیار پاکستانی ها قرار دهند و هم این که از کانال پاکستان می توانند به تبت و غرب چین این خط لوله را ادامه دهند. در این صورت برای همه اقتصادی خواهد بود، به معنای دیگر هم برای ایران خوب است و هم برای پاکستان که می تواند حق ترانزیت دریافت کند. چراکه بر اساس گفت وگویی که در گذشته با هند کرده بودند، بنا بود پاکستانی ها در حدود صد و شصت میلیون دلار در سال حق ترانزیت بگیرند، به علاوه نیازهای خود را هم برطرف کنند. باید در این جا به این نکته نیز اشاره کرد که امروز پاکستان از نظر انرژی در فصل زمستان با مشکلات زیادی روبرو خواهد شد. بنابراین از جهت اقتصادی و فشارهای امریکا به نظر می رسد که گزینه چین مقبول تر باشد.

آصف علی زرداری رئیس جمهوری پاکستان که قرار بود برای امضای این قرارداد به تهران سفر کند سفر خود را در دقیقه نود لغو کرد. دلیل کنسل شدن این سفر را در چه می دانید؟

زرداری تمایل دارد که این توافق صورت بگیرد، به دلیل آنکه خود او امرزوه دچار مشکلات داخلی از جمله مسائل حزبی است، بنابراین اگر چنین قراردادی را امضا کند از نظر سیاسی امتیاز بزرگی برای او در انتخابات آینده محسوب می شود. در نتیجه می توان گفت از این زاویه آصف علی زرداری به دنبال این است که مذاکرات موفقی را به انجام برساند. اما واقعیت این است که پاکستان تحت فشار امریکاست و با توجه به کمک هایی که از این کشور دریافت می کند، برایش بسیار سخت خواهد بود که احساس کند امریکایی ها به شکل جدی مخالف این قرارداد باشند و در چنین شرایطی پاکستانی ها نمی توانند قدمی رو به جلو در این مورد بردارند.

شاید بتوان اشاره کرد که امروزه بیش از مسائل اقتصادی، مسائل سیاسی تاثیرگذار است و دلیل اصلی لغو این سفر نیز فشار امریکایی ها بوده است.

 

دقیقا 24 ساعت قبل از این سفر امریکا 20 میلیون دلار به پاکستان کمک مالی کرد. خبرگزاری های منطقه ای و فرامنطقه ای نیز دلیل  لغو شدن سفر زرداری را فشار امریکا دانسته اند. شما با این تحلیل موافق هستید؟

مناسبات ایران و پاکستان را باید خارج از 20میلیون دلار در نظر بگیرید. به معنای دیگر این مبلغ آن قدر برای یک کشور که دچار بحران سوخت است، تعیین کننده نیست. ممکن است امریکایی های این کمک را به این عنوان در اختیار پاکستان  قرار داده باشند تا پاکستان را برای نیامدن به پای میز مذاکره با ایران تشویق کنند، اما حقیقت این است که منافع ملی پاکستانی ها ایجاب می کند که سوخت مطمئنی را بدست آورند که این سوخت نیز از کانال ایران تامین می شود. بنابراین من به این تحلیل باور ندارم، شاید این عمل در سطح محدودی تاثیرگذار باشد، اما پاکستانی ها قراردادی که می توانند 300 یا 400 سال از آن بهره برداری کنند را در ازای این مبلغ از دست نمی دهند. در نتیجه چنین تحلیلی به نظر ساده انگارانه است.

پاکستان با وجود مخالفت های فراوان امریکا عملا در رابطه با تهران، واشنگتن را ترجیح داده است. دورنمای رابطه پاکستان با ایران پس از سال 2014 که امریکایی ها افغانستان را ترک کنند و اسلام آباد و کابل برای برقراری امنیت به کمک منطقه ای تهران نیاز داشته باشند، چیست؟

بحثی در پاکستان وجود دارد که امنیت را باید از کانال همکاری های منطقه ای تامین کرد. همان طور که می دانید ایران و پاکستان کیلومترها مرز مشترک دارند و مسائل امنیتی و قاچاق مواد مخدر از مسائل مشترک میان دو کشور است که افغانستان نیز در همین رابطه مسائل مشترکی با ایران دارد. بنابراین باید این سه کشور را جدای از شرایطی که در ظاهر مشاهده می شود، بررسی کرد. منافع استراتژیک هر سه کشور در همکاری نهفته است که حتی می توان گفت ما در یک حوزه تمدنی مشترک هم از نظر فرهنگی و هم از نظر دینی زندگی می کنیم. گذشته از این مسائل، ممکن است در کوتاه مدت مشکلاتی به وجود آید، اما هر حکومتی که در افغانستان و پاکستان حاکم باشد، نیاز به همکاری با ایران دارد. بنابراین به نظر نمی رسد که مانع جدی در ارتباط با همکاری با ایران پس از سال 2014 به وجود آید. البته باید این نکته را نیز یادآور شد که نیروهای امریکایی به طو کامل خاک افغانستان را ترک نخواهند کرد، بلکه توافق کرده و پایگاه های نظامی را بدست می گیرند که بسیار مهم تر از حضور آنها خواهد بود.

پس از سال 2014 ممکن است مسائل منطقه شکل دیگری به خود بگیرد، به این دلیل که به شکل رسمی اشغال افغانستان پایان می یابد و دولت افغانستان و پاکستان و یا هر گروه دیگری که حمایت مالی طالبان را بر عهده دارد، در وضعیت جدیدی قرار خواهند گرفت که آن وضعیت را تنها از کانال همکاری های منطقه ای می توان تعریف کرد.

/ 0 نظر / 6 بازدید