ایران بازگو
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ایران بازگو
آرشیو وبلاگ
      ایران بازگو (بازگو کننده گلچینی ازاخبار و پژوهش های سیاسی و ژئوپلتیکی روز ایران و جهان)
چالش های برنامه ریزی فرهنگی در عصر جهانی شدن نویسنده: ایران بازگو - ۱۳٩٠/٢/۳۱


بخش اول: جهانی شدن، مفهوم، ویژگی ها و ابعاد
 

مقدمه

جهانی شدن ازجمله مفاهیم کلیدی است که درحوزه‌های سیاست، فرهنگ و اقتصاد دردهه‌های اخیر مورد توجه ویژه اندیشمندان و سیاستگذاران بوده است، به طوری که این مفهوم رامی توان یکی از متداول ترین و پر استفاده ترین مفاهیم علوم انسانی دانست که با گذشت زمان افق‌های جدیدی ازآن آشکارمی‌شود.واترز«جهانی شدن»را فرآیندی اجتماعی می داند که در آن قید و بندهای جغرافیایی که بر روابط اجتماعی و فرهنگی سایه افکنده است از بین می‌رود و مردم به طور فزاینده از این قید و بندهاآگاهی می یابند (1379،ص11)
رابرتسون جهانی شدن را مفهومی می داند که هم به تراکم جهان و هم به تشدید آگاهی درباره جهان به عنوان یک کل منبع شده است، او به وابستگی متقابل و واقعی جهان و هم آگاهی یکپارچگی جهان اشاره می کند ( 1385،ص35 )


رابرتسون جهانی شدن را مفهومی می داند که هم به تراکم جهان و هم به تشدید آگاهی درباره جهان به عنوان یک کل منبع شده است، او به وابستگی متقابل و واقعی جهان و هم آگاهی یکپارچگی جهان اشاره می کند ( 1385،ص35 )
شولت دربررسی جامع خود در یک جمع بندی مفهوم جهانی شدن را در پنج طبقه گروه بندی کرده است ( شولت1386،ص 8-6)
1- جهانی شدن به مثابه بین المللی شدن: در این دیدگاه واژه«جهانی» برای توصیف روابط برون مرزی میان کشورها به کار می‌رود. اصطلاح جهانی شدن مشخص کننده توسعه مبادلات بین المللی و وابستگی متقابل جوامع و کشورها به یکدیگر است.
2- جهانی شدن به مثابه فرآیند آزاد سازی: در اینجا جهانی شدن به فرآیند برداشته شدن محدودیت هایی اطلاق می شود که دولت ها در فعالیت میان کشورها برقرارمی کنند و هدف آن خلق اقتصاد جهانی «آزاد» و بدون مرز است.

3- جهانی شدن به مثابه جهان گستری : براساس این تعریف جهانی شدن روندی است که در قالب آن روابط توسعه می یابد. ابزار توسعه، رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی است.
4- جهانی شدن به مثابه نوسازی یا غربی کردن به ویژه با رویکرد آمریکایی شدن: در این رویکرد جهانی شدن نوعی پویایی است که از طریق آن ساختارهای اجتماعی نوگرایی شامل سرمایه داری، عقل گرایی، صنعت گرایی، دیوان سالاری و ... در سراسر دنیا گسترش می یابد و نتیجه طبیعی این روند نابودی فرهنگ های پیشین و خود مختار محلی خواهد بود.
5- جهانی شدن به مثابه قلمرو زدایی: در این رویکرد مرزهای جغرافیایی با گسترش فرآیند فرا منطقه ای به هم می ریزد جهانی شدن شامل تجدید بنای شکل بندی جغرافیایی است.

نگاهی گذرا به تاریخ جهانی شدن
پدیده جهانی شدن از چه زمانی شروع شد آغاز این جریان یا پروژه به کدام دوره تاریخی بازگشت پیدا می کند؟
رابرتسون براین باور است که تاریخ جهانی شدن به ظهور سرمایه داری بازگشت می یابد او برای جهانی شدن مسیر پنج مرحله ای را ترسیم می کند.
مرحله ی اول: مرحله ی نطفه ای که از اوایل قرن پانزدهم تا قرن هیجدهم در اروپا ادامه داشت. آغاز رشد اجتماعات ملی و نزول نظام "وراملی" قرون وسطی، گستردگی حیطه ی نفوذ کلیسای کاتولیک، تحکیم مفاهیم فرد و ایده های مربوط به بشریت، نظریه ی خورشید – محوری جهان و پیدایش جغرافیای جدید و گسترش تقویم گریگوری.
مرحله ی دوم: مرحله‌ی آغاز جهانی شدن که ازنیمه قرن هیجدهم تا دهه‌ی 1870- اساساً در اروپا – ادامه یافت. گرایش شدید به ایده دولت واحد همگن، تبلور انگاره ی روابط رسمی بین المللی و فرد به عنوان شهروند، انگاره ی باز هم انضمامی تر از بشریت، گسترش قابل توجه میثاق‌ها و نمایندگی‌های مرتبط با تنظیم روابط بین‌المللی و فراملی، نمایشگاه های بین المللی، آغاز «پذیرش» جوامع غیر اروپایی به «جامعه ی بین المللی» و ترازبندی موضوع ملی - بین المللی.
مرحله ی سوم: مرحله ی خیزش که از دهه ی 1870 شروع شد و تا دهه ی 1920 ادامه یافت. اصطلاح «خیزش» در اینجا برای دوره ای به کار رفته است که در آن گرایش های جهانی کننده پیشین به قالبی واحد و بازگشت ناپذیر شامل چهار مرجع اصلی، عبارت از جوامع، فرد، جامعه بین المللی و نوع بشر (به عنوان مفهومی واحد اما نه یکپارچه) تبدیل شده است. ترازبندی اولیه ی موضوع «تجدد»، انگاره ی بیش از پیش جهانی در مورد نوع جامعه ملی «قابل قبول» طرح مفاهیم مربوط به هویت های ملی و شخصی، ورود تعدادی از جوامع غیر اروپایی به «جامعه بین المللی» رسمیت مفهوم بشریت در سطح بین المللی، جهانی شدن محدودیت های مربوط به مهاجرت، ازدیاد شکل های ارتباطات جهانی، پیدایش نخستین «رمان‌های بین المللی»،رشد جنبش‌های وحدت جهانی، رشد مسابقات جهانی – مثل المپیک و نوبل – نزدیک شدن به پذیرش جهانی یک تقویم واحد و نخستین جنگ جهانی.
مرحله ی چهارم: مرحله ی مبارزه برای هژمونی، این مرحله از نیمه دهه ی 1920 شروع شد و تا اواخر دهه ی 1960 ادامه یافت. منازعه و جنگ بر سر وضعیت مسلط جهانی شدن که در پایان دوره ی خیزش استقرار پیدا کرده بود، تاسیس جامعه ملل و بعد سازمان ملل، تثبیت استقلال ملی، دریافت های متعارض از تجدد ( متحدین در برابر متفقین ) و به دنبال آن بالا گرفتن جنگ سرد (مناقشه در درون پروژه مدرن)، معطوف شدن توجه به سرشت و چشم انداز بشریت در اثر جهنم اتمی و استفاده ا بمب اتم و تبلور جهان سوم.
مرحله ی پنجم: مرحله ی بلا تکلیفی که از اواخر دهه ی 1960 شروع شد و در اوایل دهه ی1990 عوارض بحرانی در آن نمودار شد. بالا گرفتن آگاهی نسبت به جهان در اواخر دهه‌ی1960 قدم گذاشتن انسان برکره ی ماه، تحکیم ارزش های پسامادیگرایی، پایان جنگ سرد و طرح مسائل مربوط به «حقوق» و دسترسی گسترده تر به سلاح های اتمی، افزایش قابل ملاحظه‌ی تعداد نهادها و نهضت‌های جهانی،روبروشدن جوامع با مسائل متعدد فرهنگی و تکثر نژادی به صورت افزاینده،پیچیده‌ترشدن‌مفهوم فردبه‌واسطه‌ی طرح ملاحظات جنسی، نژادی و قومی،تبدیل حقوق مدنی به مسئلۀ جهانی،نرمش بیشتر درنظام بین‌المللی وپایان نظام دو قطبی، افزایش دلمشغولی نسبت به بشریت به عنوان یک نوع به ویژه از طریق جنبش های حفاظت محیط زیست،رشدتوجه به جامعه مدنی و شهروندی جهانی به رغم «انقلاب قومی»، تحکبم‌موقعیت‌نظام‌ارتباط جمعی درسطح‌جهان ازجمله‌رقابت دراین عرصه،رشداسلام‌گرایی به‌مثابه‌جنبش‌ضدجهانی شدن/بازبینی‌درجهانی‌کردن ونشت ریودوژانیرو (رابرتسون، 1385، صص132-131)
مشاهده می شود که تقسیم بندی و مرحله بندی رابرتسون هر گونه تحول بین المللی و جهانی را در عرصه های گوناگون در بر می گیرد. هر چند وی ظهور جهانی شدن متداول را با ظهور سرمایه داری عجین می داند، اما ارتباط مفاهیم مطرح شده در مرحله بندی پنج گانه با نظام سرمایه داری در طرح وی معلوم نیست.

ویژگی های جهانی شدن
جهانی شدن دارای ویژگی های خاص خود می باشد که در ذیل به آن اشاره می شود:
1- جهانی شدن پدیده ای است که دارای ابعاد مختلفی است. دامنه این پدیده عرصه های اقتصاد، سیاست و فرهنگ و اجتماع را فراگرفته است.
2- جهانی شدن یک فرآیند گذراست نه یک وضعیت غایی، به طوری که خود وارد مرحله دیگر می‌شود، که از آن به عنوان جهان یکپارچه شده یاد می کنند (روزنا،103:1378 )
3- جهانی شدن پدیده ای تناقض نماست. در این پدیده مفاهیم دوگانه ای چون «جهانی– محلی» منطقه گرایی– جهان گرایی– همه گرایی وواگرایی و.... در کنار هم مطرح می شود. گرچه بزعم رابرتسون تقویت هویت های محلی در کنار اشاعه هویت های جهانی اتفاق می افتد.
4- جهانی شدن پدیده ای چالش گراست. در فرآیند جهانی شدن بسیاری از مفاهیم نظیر نظم، دولت ، اقتدار، حاکمیت، فرهنگ،هویت،امنیت و.... به طور مجدد تعریف شده و باید با تفسیر جدیدی از آنها ارائه شود. هسته اصلی مفهوم جهانی شدن در این معنا خلاصه شده است که دیگر واحد «دولت ملت» چهارچوب کار آمد ومناسبی برای تبیین بسیاری از این پدیده‌ها و رویدادهای فعلی نیست (اسکلیر،142 )
5- جهانی شدن با وجود تمامی مخالفت ها و موافقت ها با آن، نه خیر است و نه شر بلکه هم می تواند خیر باشد و هم شر به زعم بابلیس و اسمیت جهانی شدن داروی همه دردهای بشریت است ( 23:137 )
6- در پدیده جهانی شدن رسانه های ارتباطی مجامع بین المللی و بازارهای مالی و بورس شرکت های چند ملیتی و بازرگانی الکترونیکی ، بین المللی شدن تولید، رقابت گسترده و به طور کلی بازار جهانی نقش تعیین کنندهای دارد. جهانی شدن اساساً پدیده ای مرز ناشناس و مرز گشاست.
7- درجریان جهانی شدن‌رشدفزاینده‌علم،تکنولوژی وتولیداطلاعات علمی بسیارمهم می‌باشد. این رشد به نهادهای دیگر از جنبه های گوناگون اثر گذار است ( تامینسون 1381 )
8- جهانی شدن در همه جا به یک اندازه تجربه نشده است ( بابلیس و اسمیت 23:1382)

ابعاد جهانی شدن :
جهانی شدن از جمله پدیده هایی است که نظام های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را تحت تاثیر خود قرار می دهد. جهانی شدن اقتصاد به تشدید جریان کالا، خدمات، اطلاعات، سرمایه گذاری و عوامل تولید در سطح بین المللی دلالت دارد که در نهایت منجر به یکپارچگی اقتصادی می شود (افراخته 144:1380 ) در فرآیند جهانی شدن اقتصادی، اقتصاد کشورها و مناطق در اقتصاد بین الملل ادغام شده و از نقش دولت های محلی در تولید، توزیع و مسایل پولی و مالی کاسته می شود. این سخن به این معنا نیست که جوامع محلی و منطقه ای و ملی دارای نقش تعیین در جریان اقتصاد نیستند بلکه درجه تعیین کنندگی نقش کشورها را پیشرفت تکنولوژیکی،قدرت و توان تولیدی،و پاسخگویی به نیازهای بازار مشخص می سازد.
در حوزه سیاست در فرآیند پرشتاب جهانی شدن حاکمیت و مرزهای ملی تضعیف شده و استقلال دولت ها کاهش می یابد ( گل محمدی،1386‌:82)
در حوزه اجتماعی جهان نوعی تجانس را تجربه می کند. مک لوهان این تجانس را در قالب «دهکده جهانی» مطرح می کند. مهم ترین تاثیر جهانی شدن در عرصه جامعه، پیدایش شهروند جهانی است، شهروندی که خود را در مرزهای محدود اجتماعی محصور نمی بیند از کشوری به دیگر کشورها مسافرت می کند. گردشگری و مهاجرت از نمادهای بارز جهانی شدن اجتماعی است. در فرآیند جهانی شدن شهروندان از طریق رسانه ها و وسایل ارتباطی، سبک جدیدی از زندگی اجتماعی را در پیش می گیرند. در فرآیند جهانی شدن مشکلات متعدد اجتماعی حاصل می شود. عبور جریان رسانه ها از میان مرزهای ملی که پیام‌هایی چون ثروت و رفاه رادربردارند،ولی توسط استانداردهای ملی زندگی مردم تامین نمی شود. عامل تاثیر گذار در این میان نقش تخیل و تصویر سازی زندگی اجتماعی است (گیدنز،1386 : 56 )

فرهنگ و جهانی شدن :
یکی از مهم ترین جنبه های فرآیند جهانی شدن بعد فرهنگی آن می‌باشد. این فرآیند به واسطه تکنولوژی مدرن اطلاعات، تمام مرزهای مختلف به ویژه مرزهای فرهنگی را تحت تاثیر خود قرار می دهد. جهانی شدن با کمک مولفه هایی چون دانش فنی اطلاع رسانی،کامپیوتر،تلویزیون ماهواره ای،اینترنت،تمامی شئون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورها راتحت الشعاع قرار داده است.یکی ازمولفه‌های‌مهم جهانی شدن علم می باشد. امروزه علم و تکنولوژی از عنصرهای تاثیر گذار برفرهنگ ها هستند و ماهیت و خصلت جهانشمول دارند با همین اعتبار پذیرفتنی نیست که کشوری مرزهای خود را به روی دانش، فن و علوم در عرصه های مختلف باز کند، ولی مانع از ورود فرهنگ بهره گیری از آن شود. مثلاً اتومبیل یک پدیده صنعتی شمال- کشورهای پیشرفته- است که تحولی عظیم در عرصه های فرهنگ حمل و نقل، شهر نشینی، آداب رعایت قوانین و هنجارهای مصرف کننده جنوب فراهم آورده است. تلویزیون و ماهواره نیز از همان مقوله اند. کسی نمی تواند از مزایا و مواهب یک پدیده بدون تن دادن به ارزش ها و هنجارهای آن بهره گیری کند ( کاظمی، 1380 :271 )
و بدین ترتیب جهانی شدن فرهنگی، نظام معنایی را تحت تاثیر خود قرار می دهد و هویت را به مفهومی نسبی تبدیل می کند یا به تعبیر والر شتاین جهان نوبنیادی در حال شکل گیری است و در خصوص هویت سخت مردد است، به عبارت دیگر ثبات نسبی که از رهگذر نگرش ملی در قرن بیستم پدید آمده بود در پرتو ادعای هویت جهانی تاحدودی رنگ باخته و تصمیم گیری در این زمینه را با مشکل جدی مواجه ساخته است. بدین معنا که منابع هویت سازی ملی جای خود را به منابع هویت ساز جهانی سپرده است (افتخاری، 1380، ص33-38 )
هنگامی که جامعه ای عناصر هویت ساز خود را در خارج از مرزهای ملی خود جستجو می‌کند درحقیقت به مصرف کننده الگوهای عرضه شده فراملی تبدیل می‌شود، در نتیجه نوع نوشیدنیها و خوردنیهای مردم در قازه های مختلف به هم نزدیک می شود. لباس و الگوی پوشش حالت جهانی می یابد. شیوه های گذراندن اوقات فراغت همسوتر می گردد، مسکن و محل سکونت افراد با یکدیگر شباهت پیدا می کند و در مجموع در فرآیند جهانی شدن فرهنگی، ذهن مردم، طرز تلقی و نگرش آن ها به خود در جهان متحول شده و به آگاهی مردم در محیط های فراسرزمینی خود افزوده خواهد شد. نتیجه این شناخت و افزایش آگاهی های مردم نسبت به حقوق خود و آشنایی با زندگی دیگر اقوام سطح انتظارات مردم را افزایش می دهد. کسانی که تا دیروز در چهارچوب الگوهای تعریف شده و محدود خود زندگی می کردند با دیدن الگوهایی دیگر نیازهای جدیدی را برای خود تعریف می کنند، ارزش های نوی کسب می کنند و نگرش های جدیدی درباره موضوعات کسب می کنند و به تعبیر فرهنگ شناسی نسبت گرایی فرهنگی را می توان از جمله پیامدهای مهم جهانی شدن دانست. در نسبت گرایی فرهنگی نظام ارزشی افراد حالت مطلق انگارانه خود را از دست می دهد و افراد به سمت‌وسوی الگوی دگرپذیری فرهنگی روی می‌آورنددراین حالت افرادهویت های ترکیبی پیدا می کنند. چیستی و کیستی خود را با معیار های فرهنگ بومی مقایسه نکرده و به سراغ معیارهای جهان شمول خواهند رفت.
در دهه 1990 با عمومی شدن اینترنت بحث شکل گیری فرهنگ واحد جهانی و گرایش به وحدت همسانی و همگونی فرهنگی به عنوان یکی از مباحث اصلی در عرصه فرهنگ و اجتماع تبدیل شد
رابرتسون جهانی شدن فرهنگی،نهادینه شدن فرآیند «عام شدن خاص وخاص شدن عام» می‌داند. او ژاپن را به عنوان مصداق اصلی این پدیده مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. اقتباس اندیشه‌های چینی،بودایی،مسیحی و اخیراً اندیشمندان مدرن و آمیزش باسنن بومی و دادن هویت ژاپنی نشانگر گرفتن جریان عام تجدد و خاص شدن ژاپن و در مرحله بعد به عنوان الگو شدن برای سایرکشورها خودبه عنوان جریان عام تبدیل شده است (رابرتسون 1380 :18)
جهانی شدن در اندیشه رابرتسون یک فرآیند ذهنی و هم فرآیند عینی است. او در جهانی شدن هم به تراکم جهان و هم به تشدید آگاهی از جهان به عنوان یک کل اشاره می کند.
از نظر آلبرو جهانی گرایی متعهد به ارزش های جهانی، جنبش های فکری و تعاریفی که به بوسیله آن‌ها ذهنیت مردم درعرصه تمامی دنیاشکل می‌گیرد. نهضت های زنان، حقوق بشر، صلح و محیط زیست نمونه هایی از این دسته هستند ارزش های مورد نظر جهانی شده وزندگی مردم راتحت تاثیرخود قرار می دهد (آلبرو:1998: 144-148)
آپادورای پنج بعد متمایز برای فرهنگ جهانی قایل است :
1- ابعاد قومی: جریان یافتن جابجایی مردم یعنی مهاجران، توریست ها، آوارگان پناهندگان، تبعیدی ها، اخراجیان و کارگران میهمان
2- ابعاد تکنولوژی: گسترش ماشینیزم و
3- ابعاد مالی: ریان سریع پول در بازارهای ارز و مبادلات بورس
4- ابعاد رسانه ای: جریان تصویر و اطلاعات از طریق روزنامه ها، تلویزیون، ماهواره، اینترنت و فیلم
5- ابعاد ایدلوژیکی: جریان انگاره های وابسته به ایدلوژی های دولتی یا ضد دولتی شامل دیدگاه های جهانی روشنگری غرب، یعنی انگاره های دموکراسی، آزادی، رفاه و حقوق بشر (گیبرنا، 1378: 225)
تاملینسمون جهانی شدن را به عنوان یک ارتباط پیچیده تلقی می کند. او معتقد است که فرهنگ برای جهانی شدن اهمیت دارد. به این معنا که جنبه ذاتی از تکامل فرایند ارتباط پیچیده‌است که درآن فرهنگ واقعاًقوام بخش این ارتباط پیچیده است تاملینسمون،1381 :40)
به نظر گیدنز جهانی شدن محصول مدرنیته متأخر است. این پدیده چند بعدی بوده و ممکن است در زمان ها و مکان های متفاوت پیامد های متضادی داشته باشد، که او آن را جهانی شدن دیالیکتیکی می نامد. از این رو جهانی شدن می تواند به صورت تشدید روابط اجتماعی در سرتا سر جهان بیان شود که در آن جوامع دور از هم، طوری به یکدیگر وابسته شوند که حوادث محلی نیز از رویدادها تأثیر می پذیرند که در مناطق دور دست شکل می گیرند و بر آن ها تاثیر می گذارند. این یک فرایند دیالیکتیکی است. به نظر او دنیای جدید در حال رخداد سه تحول می باشد:
1- جهانی شدن به معنای وابستگی متقابل و فزاینده است.
2- تکنولوژی و اطلاعات سبک زندگی ما را تغییر داده است.
3- ساختار زندگی ما بیشتر از آن که تحت تاثیر گذشته، عادات، آداب و رسوم و سنت ها باشد بیشتر با آینده قرین است ( گیدنز، 1380: 61-62)
مارشال مک لوهان واضع نظریه دهکده جهانی رویکردی فرهنگی به جهانی شدن دارد. بزعم او درک جهانی شدن مستلزم شناخت جایگاه رسانه ها و فن آوری های حمل و نقل و ارتباطات است (گل محمدی، 1386 : 43) به نظر او بشر در مرحله سوم تاریخی که با ختراع تلویزیون و ماهواره شروع می‌ود با دهکده جهانی مواجه می گردد (ساروخانی ، 86 : 44)
دردهکده‌جهانی‌انسان‌هابه‌سمت ارزش‌هاومبانی‌مشترک‌تسهیل‌کننده‌زندگی‌اجتماعی، قواعد مشترک بازی و روش‌ای مورد توافق حل مسئله حرکت می کند و فرهنگ های قوی تر نقش بیشتری در شکل دادن به آن آرزش ها قواعد ها و روش ها دارد.
ولی فرهنگ ها یکسان نمی شود و یک فرهنگ ادامه حیات را از دست نمی دهد. گروه ها و ملل می توانند از امکانات زیادی استفاده کنند. ثانیا ارتباط فرهنگی بین فرهنگ ها برقرار می شود. (گل محمدی ، 1376 : 99)
باید به مراحل درنظرگرفته شده توسط مک لوهان مرحله چهارم یعنی گسترش اینترنت راهم اضافه‌کرد.اینترنت به عنوان تورگسترده الکترونیکی که ازاتصال شبکه‌های مختلف رایانه ای بوجود می آید در سال 1969 در وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) طراحی شد.
هدف اصلی این شبکه که ابتدا آپراثت نام داشت ایجاد ارتباط بین مراکز تحقیقات علمی و نظامی آمریکا و کشورهای اروپای غربی به صورت غیر متمرکز بود تا در صورتی که یکی از این مراکز مورد حمله هسته ایی شوروی قرار گیرد ارتباط کل شبکه مختل نشود
مهم ترین ویژگ‌های اینترنت و تمرکز زدایی بود هیچ کس صاحب کل شبکه نبوده و به تنهایی آن را اداره نمی کند. هیچ کس به تنهایی قدرت آن را ندارد تا دیگری را برای همیشه از شبکه بیرون کند سهولت دسترسی، پائین بودن هزینه ارسال و دریافت اطلاعات و فقدان مرز از مهم ترین خصوصیات اینترنت، شمار می روند (عراقچی، 1377: 351)
کاربرد اینترنت که در ابتدا اطلاع رسانی علمی و آموزشی بود به سرعت، ابعاد اقتصادی، سیاسی، حقوقی، تجاری، پزشکی، نظامی و فرهنگی یافته است. توزیع موارد ضد اخلاقی و تصاویر و نوشته های مستهجن و غیر اخلاقی که اصطلاحاً پور نوگرافی نامیده می شود و تشدید تبلیغات نژاد پرستانه تبلیغات ضد مذهبی و اهانت به باورهای مذهبی پیروان ادیان مختلف از حمله پیامدهای منفی فرهنگی و اجتماعی اینترنت می باشد. پائین بودن قدرت کشورهای غیر صنعتی در تولید پیام های الکترونیکی و تشدید جریان یکسویه اطلاعات از مهم ترین پیامدهای منفی گسترش اینترنت می باشد.
در حوزه فرهنگ، یکسان سازی فرهنگی یا جهانی سازی فرهنگی از طریق اینترنت که برخی از آن به عنوان امپریالیسم فرهنگی یاد کرده اند (ویلیامز، 1996: 202)
اصطلاح آمریکایی سازی فرهنگی برای توصیف این پدیده مناسب تر باشد اینترنت حجم وسیعی ازاطلاعات متنوع رابدون درنظر گرفتن کیفیت ومحتوای آنها مبادله می‌کند در نتیجه جوامع باسیل عظیمی از اطلاعات مواجه می شوند که با فرهنگ خودی آنها مغایرت دارد این جریان به صورت نسبتاً یک سویه از غرب و به ویژه آمریکا به سایر کشورها روانه شده است.
ظهور و بروز ارزش های فرهنگی جدید که محصول فن آوری های ارتباطی نوین هستند موجب نگرانی مسئولان فرهنگی رسمی بسیاری از کشورها شده است. این موضوع به اینترنت محدود نشده بلکه تلویزیون های ماهواره ای را نیز شامل می شود. به عنوان مثال پارلمان اروپا در فوریه 1996 به کشورهای عضو توصیه کرد قانونی را تصویب نمایند که براساس آن حداقل 5 درصد از برنامه های تلویزیونی در کشورهای اروپایی محصول خود آن کشورهای اروپایی باشد.(هرالد بییون، 11ژوئن، 1996)
آمریکا از طریق اینترنت به فراگیری زبان، فرهنگ و ارزش های خود پرداخته و در نتیجه فرهنگ سایر ملل را به انزوای می کشاند. ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه درسال1996گفت که تسلط زبان انگلیسی در اینترنت باعث شده است تا فرهنگ و زبان فرانسه، اسپانیولی، ژاپنی، چینی و روسی و دیگر کشورهایی جهان که دارای زبان مهمی هستند، خواست تا به منظور کنترل وسایل ارتباطی دقت لازم را به خرج دهند. زیرا در غیر این صورت فرهنگ و زبان انگلیسی در جهان حاکم خواهد شد و دیگر فرهنگ‌های غنی رادرخطر نابودی و اضمحلال قرار خواهد داد (به نقل از روزنامه کیهان 13/3/1375 ص3 )
به اعتقاد فیدرستون فرهنگ جهانی را نباید به عنوان یک فرهنگ جهانی کلی در نظر گرفت. فرهنگ جهانی در معنای محدود آن مجموعه ای از اعمال، دانش ها، قراردادها و سبک های اجتماعی، فرهنگی و تولیدات فرهنگی، صرفاً به عنوان عوامل و بیان کننده دولت – ملت های خاص هستند. در معنای وسیع در نتیجه رشد برخوردها و ارتباطات بین دولت – ملت ها، فرهنگی ایجاد می شود که باید برای مشخص کردن محدوده های بین خود و دیگران تلاش زیادی انجام دهد ( فیدرستون، 2000 :121 )
در رویکرد پست مدرن جهانی شدن فرهنگی، افزایش تنوع و پیچیدگی فرهنگ ها با سنت های متنوع در یک اجتماع مطرح می شود. جهانی شدن در این دیدگاه چند گانگی فرهنگی و تنوع فرهنگی را به وجود می آورد.
جهانی شدن به عنوان امکانی است که در آن همه نظام های فرهنگی، فرهنگ های محلی خود را ایجاد می‌کنند. تلویزیون،ماهواره، اینترنت، فیلم و ویدئو و... در نگرش ها و اعمال مردم و فرهنگ های عمومی تاثیر بسیار وسیع دارند و از اینجاست که چند گانگی‌وتنوع فرهنگی‌زاده ‌می‌شود که‌ همان ‌نقش ‌اجتماعی ‌پست‌ مدرنیته ‌است (ترنر،2000،110 – 111 )
اصطلاح فرهنگ جهانی به معنی یکی شدن فرهنگ‌ها در جهان نیست، بلکه اشاره‌ای به «جهانی شدن فرهنگ» است. در این رویکرد فرهنگ های دیگر امکان می یابند که تا مؤلفه ها و عناصر محوری و نظام ارزشی فرهنگ های دیگر را از دریچه فرهنگ خود بنگرنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند. پیامد جهانی شدن این است که دیگر فرهنگ غربی فرهنگ انسان ساز، متعالی و تسلی بخش آزادی و عدالت نمی باشد. در این دیدگاه فرهنگ غرب با وجود سلطه بر رسانه های جمعی بالاخص تلویزیون و اینترنت به عنوان فرهنگ مسلط در نمی آید. در نتیجه آمریکایی شدن یا امپریالیسم فرهنگی در عمل تحقق پیدا نخواهد کرد. بلکه فرهنگ های محلی و بومی می توانند به عرضه راه و روش خود بپردازند. البته باید پذیرفت که اگر هدف فرهنگ جهانی شدن ترویج فرهنگ تجاری – مصرفی باشد در این زمینه آمریکا می تواند بهترین الگوی مصرف باشد. در عصر مدرنیته سعی در تقابل فرهنگ غربی با بقیه فرهنگ ها بوده است اما اکنون دیگر فرهنگ ها در درون فرهنگ غرب جای گرفته اند. حتی اسلام در غرب یک پدیده غربی شده است. اندیشه ی تقابل و برابری جای خود را به ایده همزیستی داده است. خلاصه این که با نگاه خوش بینانه تر در آینده گفتمان غالب " گفتگوی فرهنگ ها " است (منش، 1385 : 110 – 112)
کوهن و کندی در نظریه خود با عنوان بسط هویت ها بر این باورند که هر جامعه با تاکید بربنیاد گرایی و مقاومت در برابر فرهنگ جهانی سعی در بسط هویت خود دارد و با توجه به ویژگی های خاص درمقابل فرهنگ های دیگر در حوزه«محلی و جهانی» که به سه طریق عکس العمل نشان می دهد.
1- انتخاب: موافقت با اقتباس و سازگار کردن این پدیده با شرایط و موقعیت محلی
2- تطبیق: پذیرش عنصر بیرونی فرهنگ و دریافت آن به عنوان عنصر ناسازگار و تطبیق و موقعیت خود با شرایط فرهنگ سیر دمی.
3- مقاومت: در این حالت پیرامون عام گرایی و خاص گرایی فرهنگی از طرف فرهنگی مقاومت می شود.
گیبرنا نیز دو نوع واکنش را در مقابل جهانی شدن پیش بینی می کند. مقاومت محلی در برابر همگن سازی و بروز جنبش های ناسیونالیستی به دلیل افزایش احساس نا امنی و ترس از دست رفتن هویت ملی و پدیدار شدن این جنبش در قالب حق متفاوت بودن است واکنش دوم بنیاد گرایی است. (گیبرنا، 1378 : 218)


نتیجه گیری از بخش اول :
جهانی شدن بیش از آن که یک واقعیت باشد یک مفهوم تلقی می شود که به مجموعه رویدادهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اطلاق می شود که عمدتاً در قرن بیستم کشورها و ملت ها شاهد آن بوده اند. قرنی که سبک جدیدی از زندگی در آن پایه ریزی شد در این قرن روشنگری جامه آرمان را از تن خود خارج ساخت و لباس عمل پوشید: ایده های روشنگرانه که، به انسانها نوید می داد تا با تکیه بر علم و صنعت مشکلات تاریخی بشر را حل نماید. فلسفه روشنگری خوش بینانه ادعا داشت که حول اندیشه های انسان گرایانه می تواند خوشبختی و سعادت را برای انسان قرن بیستم عرضه نماید. تجلی این ایده در حوزه سیاست توسعه همگانی نظام پارلمانی و سیستم جمهوری بود که بر انتخاب مردم استوار شده بود و در نتیجه سیاست را از قلمرو برگزیدگان خارج کرده و به اصطلاح آن را به یک امر همگانی تبدیل کرد. به طوری که توده مردم در تغییر حاکمان نقش ایفا کرد و بارأی خویش کرسی قدرت را جابجا نمایند. موقتی بودن رهبران حکومتی و محدود شدن اختیار حاکم از پیامدهای مهم عصر روشنگری در حوزه سیاست بود. در حوزه اقتصاد با تاکید به انسان شناسی منفعت طلب و سودجو عرصه ای جدید به روی انسان قرن بیستم گشوده شد. نظام سرمایه داری به عنوان الگوی مسلط فلسفه روشنگری با کار بست تکنولوژی و جایگزینی ماشین به جای نیروی انسانی و حیوانی چرخه جدیدی از تامین نیازهای بی حد و حصر انسانی را ایجاد کرد. چرخه ای که در آن درآمد عامل تعیین کننده بود و جایگاه او را در نظام بازار تعیین می کرد سرمایه داری با رویکرد عقل ابزاری خود دایره نیازهای انسانی را وسعت بخشید و تولید را در خدمت تامین نیازهای متنوع انسان قرار داد. نظام سرمایه داری حول سود گرایی چرخه فعالیت ها را به نحوی گستراند که برای تامین منابع ارزان تر و ایجاد تقاضاهای جدید خود را با شرایط وفق داده، بلکه بازارهای جدیدی را خلق کند. پویائی نظام سرمایه داری در پاسخگویی به نیازهای متنوع بود سرمایه داری با ایجاد نظام پولی و مالی توانست سرمایه های خرد پراکنده را به ثروت عظیمی تبدیل کند که به عنوان یکی از عوامل تسریع بخش رشد اقتصادی تاثیر گذار باشد. سرمایه داری از این طریق پا را فراتر گذاشته و با ایجاد شرکت های چند ملیتی و بازار بورس از قلمرو ملی و کشوری خارج شد به طوری که هویت جدیدی پیدا کرد هویتی که در شکل سازمان یافته آن در دهه های پایانی قرن بیستم در شکل سازمان تجارت جهانی پدیدار شد.
در قلمرو اجتماعی، نظام تقسیم کار پیچیده و تخصصی شد. گسترش شهر نشینی و تغییر نوع مشاغل مردم و نیاز به تعلیم و تربیت همگانی و افزایش وسایل ارتباطی از عمده ترین مولفه های شکل گیری نظام اجتماعی جدیدی بود که خاستگاه آن فلسفه روشنگری بود.جوامع ازقالب نهادهای خانوادگی ومحدودمحلی خارج شدوسازمان‌های جدید در عرصه اجتماع پدیدار شد. بسیاری از کارکردهای نهاد خانواده به موسسات دیگر سپرده شد. نقش های خانوادگی دستخوش تغییر شدند. زنان در بازار اشتغال سهم بیشتری پیدا کردند و تساوی گرایی حقوق به عنوان یک نهضت بالنده اجتماعی پدیدار گشت. در قلمرو اجتماعی ما شاهد شکل گیری دو قشر نوجوانان و جوانان هستیم که در صحنه اجتماع سهم تعیین کننده تر دارد و سرمایه داری توانست سفر که یک پدیده ویژه گروههای خاص بود را به یک پدیده عمومی تبدیل سازد. شکل گیری اوقات فراغت و افزایش زمان خارج از ساعت کار و انجام تکالیف و تاسیس سازمانهایی برای پاسخگویی به این نیاز به عنوان یکی از مهم ترین ویژگی های اجتماع در این دوره است. با گسترش رسانه ها بالاخص همگانی شدن تلویزیون پس از جنگ جهانی دوم و افزایش تعداد تلفن ها و پیدایش اینترنت قرن بیستم اوج وابستگی ارتباطی را تجربه کرد. به طوری که بسیاری از اندیشمندان این قرن را قرن «ارتباطات» و اطلاعات دانستند. با تاکید به نقش اطلاع و آگاهی و ارتباطات، فرهنگ جایگاه ممتازتری پیدا کرد جایگاهی که در دهه های پس از جنگ جهانی بالاخص جنگ جهانی دوم نسبت به اقتصاد و فناوری و سیاست به حاشیه رانده شده بود. هرچه به دهه های پایانی قرن بیستم نزدیک تر شویم به اهمیت و جایگاه فرهنگ افزوده شده است. پشت سر نهادن محرومیت های اقتصادی ناشی از جنگ و نابودی زیر ساخت های فنی و اقتصادی و بازسازی نظام اقتصادی موجب شد تا فرهنگ و نیازهای فرهنگی سهم تعیین کننده تر پیدا کند. نظام سرمایه داری به منظور تامین سود بیشتر دایره بازار خود را گسترش می داد تا بتواند کالاهایی بیشتر را تولید کند و با فروش آن سود بیشتری کسب نماید. به همین دلیل باید بخشی از این سهم توسط حوزه فرهنگ صورت گیرد. نظام فرهنگی و ظیفه توسعه نظام مصرفی را عهده دار گشت. صنایع فرهنگی به کار گرفته شدند تا انسانها نیازهای جدیدی را احساس کنند ودر نتیجه بقاء نظام سرمایه داری تامین گردد با تاکیدات بیشتر برای تحقق این موضوع حوزه فرهنگ به تدریج از حالت ابزاری خارج شده و هویت مستقل کسب کرد. هویتی که در گذشته های دور از آن برخوردار بود اما در فرآیند شکل گیری وتوسعه نظام سرمایه داری ازمتن به حاشیه رانده شد در دهه های پایانی قرن بیستم و ناکامی بسیاری از کشورها در مسیر توسعه اقتصادی و صنعتی با وجود سرمایه گذاریهای متعدد ملی و دینی و ناتوانی در ایجاد نظام های مردم سالار مقوله فرهنگ مورد توجه صاحبان نظران و سازمانهای جهانی قرار گرفت. با افزایش رسانه ها و شکل گیری تلویزیون ماهواره ای و اینترنت این نگرانی ایجاد شد که هویت فرهنگی بسیاری از جوامع مورد تهدید فرهنگ غالب کشورهای صنعتی و سرمایه داری قرار گرفته است به همین دلیل واکنش های متعدد نسبت به این بعد جهانی شدن فرهنگی بروز داد. کشورهای متعدد با برداشت این که جهانی شدن رویکرد آمریکایی سازی را تعقیب می نماید نسبت به این پدیده واکنش نشان دادند. دایره این واکنش وسیع بود و حتی کشورهای صنعتی چون فرانسه را در بر می گرفت اما شدت نبض آن در کشورهای آفریقایی و آسیایی و بالاخص کشورهای اسلامی بیشتر بود.
تجلی بروز واکنش های منفی عمدتاً در صورت جنبش های ناسیونالیستی و دینی بروز کرد. مقاومت فرهنگی درمقابله باپدیده جهانی شدن فرهنگی در شکل شدید آن را می توان در بنیادگرایی یافت که به دلیل ترس از دست رفتن هویت فرهنگی و احساس ناامنی شدید هرگونه تغییر فرهنگی را در مجموعه فرهنگی خود نفی کرده و آن را طرد می کند.
در رویکرد دیگر فرهنگ محلی و بومی با نگاه مثبت و موافقت با اقتباس فرهنگی خود را با شرایط جدید سازگار می کند.
رویکرد سوم با موضوع برخوردی فعال دارد. این رویکرد در درجه نخست به طرح پرسش های بنیادین و کسب شناخت به مواجه با مسأله می پردازد. اولین پرسش آن است که چیستی جهانی شدن را درک کند. ثانیاً ابعاد آن را دریابد و ثالثاً مولفه های آن را بشناسد و رابعاً سازوکار تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را تشخیص دهد و در مرتبه آخر برنامه های خود را در این مسیر طراحی و تدوین کند و آن را به مرحله اجرا بگذارد.
این مقاله رویکرد سوم را مورد توجه قرار داده است جهانی شدن یا به تعبیر منفی و بدبینانه‌تر آن جهانی سازی، واقعیتی است که رخ داده و ما چه بخواهیم یا نخواهیم یا موافق آن باشیم یا مخالف آن در درون مجموعه ای از خدادهایی زندگی می کنیم که از آن به عنوان جهانی شدن یاد می شود. به همین دلیل نگاه عاطفی (شیفتگی و در آن سر طیف انزجار) به موضوع چاره ساز نیست بلکه نگاه معقولانه و علمی می تواند راهگشای آینده باشد. شدت این موضوع هنگامی قوی تر می شود که نظام فرهنگی در جامعه داعیه دار رسالت های جهانی است.
نظام فرهنگی با الهام از اندیشه های دینی مدافع تشکیل حکومت جهانی و گسترش جهان بینی اسلامی و اشاعه ایدئولوژی اسلامی است. اندیشه اسلامی رسالت پیامبر را رسالتی جهانی دانسته و آن را به مکان و زمان معینی محدود نمی‌سازد.
تأکید قران در آیات متعدد همگی موید این موضوع می‌باشد که به آن اشاره شد «بگو ای مردمان من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم – اعراف / 158). (و ما ترا نفرستادیم مگر آن که بشارت دهنده و بیم دهنده همه مردم باشی – سبا / 128). «ما ترا نفرستادیم مگر رحمتی برای همه جهانیان، انبیا 107). «کسی که فرقان را به بنده اش فرو فرستاده تا بیم دهنده همه جهانیان باشد، فرقان 10)
آیات فوق و تأکید بر مخاطب قراردادن همه مردمی در آیات 21 بقره، آیات1 و 168، 170 نساء، 174 اعراف، 23، 57، 104، 108، 158 یونس، همگی داعیه جهانی بودن اندیشه اسلامی است. در بعد عملی نیز ارسال نامه پیامبر به سران قدرت های بزرگ آن دوره و دعوت از آنها برای گرویدن به اندیشه اسلامی موضوع جهانی شدن اسلام را به عنوان یک اصل فرهنگی مورد تایید قرار می دهد.
به لحاظ عقلی اعتقاد به خاتمیت دین اسلام و ضرورت پاسخگوئی به نیازهای انسان ها در همه جوامع در همه زمان ها و مکان ها موضوع جهانی بودن آئین اسلامی را اجتناب ناپذیر می‌سازد.
در مجموع باید گفت که جهانی بودن یا جهانی شدن یا جهانی سازی موضوعی است که مکاتب و جوامع مختلف درصدد تحقق آن هستند. نکته دوم این که این موضوع دارای مدعیان متعددی می باشد. این ادعا صرفاً به زمان ما بستگی نداشته و دارای پیشینه تاریخی گسترده ای است. سوم این که در فرآیند گذر زمان برخی از مدعیان از حضور رقابت و ادعا خارج شده اند و یا به تدریج شعاع دایره دلخواه را کاهش داده و بعضاً به فرهنگ های بومی و مختلفی با قلمرو خاص تبدیل یافته اند. چهارم این که چه عواملی موجب شده است که این پدیده اتفاق افتادمستلزم تحلیل های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی است که باید در جای خود به آن پرداخته شود. پنجم این که درحال حاضروضعیت چگونه است؟ پاسخ بخشی از این پرسش در قسمت نخست مقاله داده شد. اما یافتن پاسخ ها مستلزم انجام مطالعات دقیق تر است و ششم این که در حال حاضر چه باید کرد؟ پاسخ به این سوال قسمت دوم مقاله را تشکیل می دهد. بزعم نگارنده با هر نگاهی که به جهانی شدن دانشته باشیم در ترازوی اندیشه خود تهدید های آن را بیش از فرصت های آن بدانیم یا سعی کنیم که در مسیر این پدیده قرار گیریم یا آن را به سمت و سوی دلخواه تغییر جهت دهیم یا اساساً راه و روش جدید آئینی نو برای جهانیان عرضه داریم باید برنامه ریزی فرهنگی را مورد توجه قرار دهیم.


برنامه ریزی فرهنگی در عصر جهانی شدن
آنچه که ما امروز با آن مواجه بوده و شاید به آن اشتراک نظر داشته باشیم این موضوع است که جهان در حال تغییر است پرسش های متعددی را در پی داریم که در پاسخ به آنها ممکن است اختلاف نظر داشته باشیم این پرسش ها عبارتند از: الف این که چه چیزهایی تغییر کرده است؟ در کدامین زمینه و بستر تغییر یا تغییرات صورت گرفته است؟ علل و دلایل تغییرات چیست؟ کارگزران و عاملان تغییر چه کسانی هستند؟ فرآیند تغییر چگونه است؟ و پیامدها و نتایج تغییرات چیست؟
پرداختن به هر یک از سوالات مذکور در حیطه فرهنگ و تغیرات فرهنگی دوره های زمانی گوناگون خود تاریخ زندگی انسان و اشیاء تحت تسخیرش را به وجود می‌آورد. در این گفتار محدود درصدد ارائه یک تحلیل تاریخی و بیان قانونمندی جهان شمول و مبتنی بر فلسفه تاریخی سیستم مقصود و هدف اصلی این مقاله پرداختن به پدیده ای با عمر دو دهه در بستر نیم قرن اخیر در جامعه جهانی است. پدیده ای که ریشه در زمان های گذشته دارد اما بروز آن در نیمه دوم قرن بیستم حالتی ویژه یافته است وجه بارز پدیده جهانی شدن در عرصه اقتصاد اتفاق افتاده است. مبادله کالاها و خدمات و تولید و مصرف کالاهایی اقتصادی در قرن بیستم تغییرات شدیدی را تجربه کرد. وابستگی فرایند، بازارها به یکدیگر و ادغام آنها در یکدیگر از مهم ترین مولفه های بازار در دنیای امروز است.
در فرایند جهانی شدن اقتصاد علاوه به جابجایی سرمایه های مالی و کالاها و خدمات سرمایه های فرهنگی نیز جابجا می‌شوند. اطلاعات، اندیشه ها مسلک ها، دانش ها، نهادها، باورها و اعتقادات و ادیان نیز دستخوش تغییر قرار می گیرند. این سخن بدان معنا نیست که تغییرات سرمایه‌های فرهنگی تحت تأثیر مستقیم تغییرات اقتصادی است. گر چه در هم تنیدگی و وابستگی های آنها غیرقابل تردید می باشد اما خود از هویت مستقل نیز برخوردار است.
نمادهای فرهنگی در دنیای امروز نظیر گفتارهای مذهبی، علمی، مسلکی، ادبی، هنری مشکل مبادلات کالای رو در رو و یا از طریق وسایل ارتباطی منتقل می‌شوند. انواع پیام های مطرح شده تلاش دارند تا دیگران را اقناع ساخته و یا در جهت تغییرات عملی مورد نظر ترغیب نمایند به طوری که می توان گفت تبلیغ موعظه جهانی بخش جدایی ناپذیر جریان و گردش پیام های بزرگ فرهنگی است. متقاعد ساختن و ایجاد یقین لزوماً نتیجه یک مبادله رو در رو و یا یک برنامه رادیوئی و تلویزیونی نیست از قرن ها و هزاره‌های پیش نوعی جریان و گردش مطالب، شکل گفتار و کلمات و همچون متون، کتاب ها، روزنامه ها وجود داشته است. پیدایش خط و چاپ نقش تعیین کننده ای در تسریع جریان مبادله پیام را در درون جوامع و ارتباط با سایر اجتماعات داشته است. با شکل گیری وسایل ارتباطی جدید شکل و محتوای جریان انتقال پیام به شدت تغییر یافته است.
انقلاب در انتقال پیام ها، با ظهور الکتریسته ارسال 1890 میلادی و به خصوص گسترش آن به صورت الکترونیک از سال 1960 صورت گرفت، جهانی شدن را در مرحله ویژه قرار داد. انقلاب در انتقال و جابجائی انسان ها با اختراع هواپیما و به خصوص نوع جهت آن که در سال‌های پس از1960، توسعه گردشگری را به صورت انبوه را امکان پذیر ساخت. به طوری که انسان ها از قاره ای به قاره دیگر در مدت محدود (عمدتاً کمتر از یک روز) جابجا می‌شوند. هم چنین با ورود تلویزیون جهانی و سپس شاهراه های اطلاعاتی و اینترنت ظهور جریان جهانی و لحظه ای پیام ها، تصاویر و گفتارها امکان پذیر شد.
همه موارد مطرح شده نه تنها نشانه هایی از تولد یک دنیای جدید و شگفت انگیز در روابط بین کشورها و تمدن ها است بلکه در سطح روابط بین انسان ها و گروهها یک اختلاط بی‌سابقه محسوب می‌شود. مبادلات میان فرهنگی که مدت ها به صورت قوم نگاری و سیاحان مردم شناسی بود که وقایع سفر خود را برای دیگران در قالب سفرنامه تشریح می کردند جای خود را به گزارشگری و خبرنگارانی داد که حداکثر ظرف چند روز، چند هفته و گاه چند ماهه در یک محل معین تهیه و ارسال کرده بودند، تکنیک های اطلاع یابی و ابزارهای جدید ارتباطی به نظاره گر این امکان را می دهد تا آداب و رسوم، اعتقادات و فرهنگ یک جامعه را به دقت بررسی و مطالعه نمایند. این نوع گزارش تحقیقی که با هردوت زاده شد و در قرن میانی گزارشی سیاحان برجسته‌ای چون ابن بطوطه، مقدسی، ناصر خسرو ابوریحان بیرونی، کوک، استانلی و مارکوپولو و... را شامل می‌شد و در قرن بیستم به مالینووسکی، مارگرت مید و اشتراواس و گیدنز وارد مرحله جدید شد به طوری که مردم شناسی فرهنگی را به عنوان شاخه‌ای جدید علوم اجتماعی بنیان گذاشته شد. در نیمه دوم قرن بیستم و پس از سال 1950 ما شاهد نوعی فشردگی و انقباض فضا – زمان برای انسان هستیم که ناشی از پدیده‌ای است که آن را «تسخیر سرعت» می نامند با کاهش زمان و هزینه حمل و نقل، دنیایی درحال تولد است که در آن انتقال«اخبار» آن است و همه انسان‌ها نزدیک و هم عصر یکدیگرند (لوکلر، 1382: 7).
وقوع مهاجرت های جمعی مردم از یک کشور به سایر کشورها، هویت های خاص اجتماعی تاریخی، فرهنگی و زیستن در کنار یکدیگر و شکل گیری کشورهای چند فرهنگی همگی حکایت از اهمیت روابط میان فرهنگی بین جوامع را دارد. چند فرهنگی بودن این پیام پنهان را در بر دارد که مرکز این فرهنگی به شدت در حال تضعیف است. اگر در گذشته های نه چندان دور تمدن‌هایی این ادعا را داشتند که در «مرکز عالم» قرار دارند و تمدن مرکزی و محوری می باشند: خاور نزدیک، مصر، یونان، روم، مسیحیت، اسلام، پرتغال، اسپانیا، هلند، انگلستان، فرانسه، آلمان، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی و.... گویا شاهد تولد دنیایی هستیم که فاقد مرکز است و یا لااقل مرکز آن نتیگتون، موقتی، نامطمئن نسبی و موارد ادعا و مطالبه رقبای جهانی است.
این دیدگاه با نظریه هانتیگتون به صورت جدی تفاوت دارد. وی تمدن های زنده جهان را به هفت یا هشت تمدن بزرگ تقسیم می ‌کند: تمدن های غربی، کنفوسیوس، ژاپنی، اسلامی، هندو، ارتدوکسی، آمریکای لاتین و در حاشیه تمدن آفریقائی به نظر هانتیگتون تفاوت موجود بینم تمدن های گوناگون واقعی و مهم است. خودآگاهی تمدنی روبه افزایش است. به نظر او روابط بین غرب و سایرین محور اصلی سیاست های جهانی خواهد بود. کانون درگیری در آینده بسیار نزدیک بین غرب و چند کشور اسلامی – کنفسیوسی خواهد بود (امیری، 177)
فصل مشترک دوره های فرهنگی در و عصر جهانی شدن از چند ویژگی اصلی برخوردار است که در ذیل به آن اشاره می شود.
1- تکنولوژی به طور عام و تکنولوژی ارتباطی منشأ شکل گیری جامعه جدید می باشد. گسترش شبکه های ارتباطی، احداث مسیرهای ارتباطی و جاده ها، وسایل حمل و نقل از نوع جاده ای، ریلی و دریایی و هوایی موجب شده است که فاصله انسان ها و گرو‌ههای اجتماعی، جوامع با فرهنگ مختلف کاهش می یابد.
2- رسانه های الکترونیکی سهم تعیین کننده ای در کاهش فاصله اجتماعی و فرهنگی انسانها داشته اند در حال حاضر چاپ و پخش روزنامه ها و کتاب ها، رادیو و تلویزیون بالاخص تلویزیون های جهانی و در دو دهه اخیر اینترنت نقش تعیین کننده ای در تعامل اجتماعی و فرهنگ های مختلف ایفا مینمایند.
3- تولید و دستة جوامع به امکانات ارتباطی و جریان مبادله پیام ها یکسان نبوده و جهان به شدت از نابرابری و جریان یکسویه اطلاعات رنج می برد گر چه دستة به اطلاعات و جریان آزاد اطلاعات به عنوان یک حق محترم شمرده است اما در واقعیت و در فرآیند تولید برابری وجود ندارد.
4- مرکز گرایی فرهنگی به شدت در حال تضعیف است. گر چه در واقعیت مدعیان فرهنگی و تمدنی، همچنان بر این باور هستند که الگوهای فرهنگی، سبک زندگی مورد نظر آنها او نسبت به بقیه برتری دارند و به اصطلاح سعادت و خوشبختی را تأمین می کند.
5- با وجود قوم مداری فرهنگی و ترجیح نسبی فرهنگ ها نسبت به دیگر، تماس و ارتباط فرهنگی در سطح دولت ها،سازمان ها و مردم جوامع دیگر در حال افزایش می باشد.
6- واکنش جوامع و گروه های اجتماعی نسبت به تماس فرهنگی و فرهنگ جهانی شده متفاوت است. انطباق کامل پذیرش همراه با گزینشگری، مقاومت و طرد مطلق از انواع واکنش های احتمالی هستند.
7- پیامد مهم افزایش تمامیت های فرهنگی در سطوح مختلف (افراد، گروه ها و سازمان‌ها، جوامع با یکدیگر) هویت فرهنگی جدید در حال شکل گیری است. هویت فرهنگی ترکیبی از فرهنگ های بومی (محلی و منطقه ای) و فرهنگ متعلق به دیگر جوامع می باشد. وجه غالب هویت فرهنگی ناشی از فرهنگ پذیری و کارآمدی فرهنگ بومی و پاسخگویی به نیازهای در حال تکوین و احساس شده توسط فرهنگ دیگر جوامع می باشد.
8- علاوه بر آموزش های رسمی فرهنگ از طریق نظام آموزشی، رسانه ها سهم تعیین کننده در تعامل فرهنگی بر عهده دارند، قدرت تولید محتوا و مضامین پیام و استفاده از ابزارهای جاذب سهم هر یک از فرهنگ ها را در فرآیند ارتباطات معین می سازد به دلیل ساختار جامعه رسانه ای شده امکان حاکمیت مطلق یک فرهنگ نسبت به سایر فرهنگ ها وجود ندارد.
9- با وجود سیالیّت فرهنگ و تأثیر پذیری فرهنگ ها از یکدیگر به دلیل هژمونی فرهنگی هر یک از فرهنگ های مدعی دارای مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی آشکار و نهان هستند.
اگر مدیریت را فرآیند به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازمان دهی و بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل بدانیم که برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد (رضائیان، 1385).
برنامه ریزی را باید جزو یکی از مهم ترین وظایف مدیر تلقی کرد. برنامه ریزی به معنای مشخص نمودن طرح و نقشه کار برای حرکت های آینده است. هر برنامه ریزی مستلزم دو رکن است تعیین اهداف به عنوان رکن نخست و دیگر پیش بینی فرآیندی است که دستیابی به اهداف را محقق می سازد.
اهداف باید مشخص و قابل تحقق باشد. هم چنین واقع بینانه و پذیرفتنی باشد. رکن دوم مستلزم یافتن پاسخ مناسب به این سوالات ذیل است.
1- چه کاری و چه فعالیت هایی برای تحقق اهداف لازمند؟‌ کدامین فعالیت هایی برای اجرای اهداف پیش بینی می شوند.
2- با چه روشی؟ روش انجام هر یک از این فعالیت ها باید چگونه باشد.
3- در چه زمانی؟ هر یک از این فعالیت ها چه زمانی را به خود اختصاص می دهد.
4- در چه جایی؟ فعالیت های برنامه در چه محلی و چه مکانی عمل می گردد.
5- با چه سازمانی؟‌فعالیت های برنامه با کمک چه تشکیلاتی قابل عمل خواهد بود.
6- با چه منابعی؟ برای تحقق اهداف منابع انسانی، مادی و مهارتی مورد نیاز کدامند (اسماعیلی، 1386: 42).
برنامه ریزی این امکان را به ما می دهد که با نگاهی آینده نگر، از منابع و امکانات موجود بهره برداری بهینه تری داشته باشیم. شاید برنامه ریزی در بخش فرهنگ نتواند دست نیافتنی‌ها را دست یافتنی کند. اما قطعاً فقدان آن می تواند دست یافتنی ها را دست نیافتنی کند (اسماعیلی1382، 113).
یکی از مهم ترین اهداف برنامه ریزی در حوزه فرهنگ توسعه فرهنگی است. توسعه فرهنگی فرآیندی است که طی آن با ایجاد تعبیراتی در حوزه های ادراکی، شناختی، ارزشی و گرایش انسان ها، قابلیت ها و باورها و شخصیت ویژه ای را در آنها به وجود می‌آورد که حاصل این باورها و قابلیت ها رفتارها و کنش های خاصی است که مناسب توسعه است (یونسکو، 1379: 117). به نظر گورکس توسعه فرهنگی افزایش ظرفیت خلاقیت و نوآوری در ارزش ها و رفتارهایی است که آدمیان در زندگی روزمره آنها را به کار می گیرند و با آن زندگی می کنند (گورکس، 1992: ) این بعد از توسعه در هشت حوزه خلاصه می شود.
1- میزان دسترسی به عناصر فرهنگی و استفاده از آن ها
2- آموزش و پرورش فرهنگی و هنری
3- ارتقا خلاقیت و نوآوری
4- تشویق فرهنگ عامه و فرهنگ عمومی
5- تشویق فرهنگ عامه و فرهنگ عمومی
5- تقویت هویت فرهنگی
6- ارتقای مبادلات فرهنگی
7- حفظ میراث فرهنگی
8- توسعه نگرش ها در باب فرهنگ
هدف اصلی از توسعه فرهنگی فراهم آوردن اسباب دسترسی توده های مردم به فرهنگ و مشارکت آنها در زندگی فرهنگی است توسعه راستین هنگامی به واقعیت می‌پیوندد که مشارکت وسیع مردمان در جریان طراحی توسعه و همچنین در مرحله اجرای برنامه های آن میسر شود.
توسعه درون زا، فقط با مشارکت گسترده مردم به هدف های خود دست می‌یابد (پهلوان، 1382: 131).
دستیابی به اهداف توسعه فرهنگی مستلزم داشتن سیاست فرهنگی است. سیاست های فرهنگی نوعی توافق رسمی و اتفاق نظر مسئولان و متصدیان امور در تشخیص، تعیین و تدوین مهم ترین اصول و اولویت های لازم و ضروری در فعالیت فرهنگی و راهنما و دستورالعمل برای مدیران فرهنگی است. (حبی، 1385: 77).
یونسکو در بحث سیاستگذاری فرهنگی توصیه هایی حفظ و اشاعه میراث فرهنگی، آموزش هنر و ترغیب آخر ینزگی فکری و هنری، ارتباط میان سیاست های فرهنگی و سیاست های آموزشی، و ارتباط میان سیاست های فرهنگی و رسانه‌های جمعی داشته است (یونسکو، 1982: 24).
کارآیی سیاست فرهنگ در گرو تبدیل آن به زبان برنامه است. اصول سیاست فرهنگی هنگامی در عمل تحقق می یابد که در قالب برنامه های فرهنگی با اهداف میانی، کمی و خط مشی های اجرایی مورد توجه قرار گیرد (اسماعیلی، 1383).
حال این پرسش مطرح می شود که سیاست های فرهنگی جامعه ما در مقابل پدیده جهانی شدن به طور عام و جهانی شدن فرهنگ به طور خاص نیست.
آنچه صورت قاطع می توان گفت این موضوع است. که جهانی شدن اقتصاد در جامعه ایران پذیرفته شده است. درخواست عضویت در سازمان تجارت جهانی در سال 1375 و پذیرش ایران به عضو ناظر در سال …. موید این موضوع است. بیشتر چالش های ایران در حوزه سیاست و فرهنگ می باشد. اصول سیاست خارجی در قانون اساسی دارای رویکردهای جهانی است. برقراری ارتباط با کشورهای اسلامی و جوامع مستضعف و هم چنین تعامل سازنده با جهان از جمله رویکردهای جهانی است. نکته چالش بر انگیز در روابط بین المللی هژمونی طلبی جامعه ایرانی است. که بخش سرمایه داری نظام جهانی با آن تعارض دارد. این تعارض در سطح دولت‌ها به خوبی مشهود است. حتی دایره تعارض را می توان در سطح کشورهای اسلامی مشاهده کرد. ادعای تعدادی از کشورهای عربی و مبنی بر تشکیل هلال شیعی توسط ایران و تعارض در بحث رهبری جهان اسلام از عمده‌ترین تعارض‌های موجود در رویکردهای جهانی سیاست خارجی کشور، در بین کشورهای اسلامی است.
تعارض با نظام سرمایه داری از عمده‌ترین تعارض هایی است سیاست خارجی کشور با آن دست و پنجه نرم کرده است. گرچه در سه دهه اخیر فراز و نشیب‌ها و سیاست های خاص دولت ها را نمی توان نادیده انگاشت. ارتباط ایران با کشورهای چین و شوروی گرچه اشتراک فراوانی در مسایل جهانی وجود دارد اما بیشتر حول منافع مشترک به وجود آمد و فاقد رویکرد استراتژیک می‌باشد. در این میان شاهد شکل گیری مواضع مشترک با کشورهای آمریکای لاتین و بعضاً کشورهای آفریقایی و کشورهای غیر متعهد هستیم که ایران را به گونه ای به نظام جهانی متصل می کند. رویکرد نقد ایران به نظام جهانی و همکاری فعال در زمینه های مشترک، راهبرد اصلی سیاست خارجی کشور در فرآیند جهانی شدن بوده است.
اما سیاست های فرهنگی جامعه ایران تا چه حد با فرآیند جهانی شدن همخوانی دارد؟
پاسخ به این سوال را باید در دو روش رسمی و غیررسمی مورد جستجو کرد. در بحث‌ سیاست‌های رسمی باید این نکته را خاطر نشان کرد که ایران با پشت سر نهادن انقلاب اسلامی 1979 گفتمان جدید فرهنگی را با عنوان انقلابی با نام خدا بازگشت به مذهب را به جهان فرهنگ و سیاست فرهنگ عرضه داشت.
انقلاب اسلامی در ایران از جمله واکنش‌ هایی بود که نسبت به مدرنیسم و از سبک غربی صورت گرفت. رویای ایرانیان که در ضمیر پنهان آنها نهفته بود. بازگشت به گذشته و افتخار امپراطور باستانی ایران احیاء هویت اسلامی و ایرانی بود که بزعم آنان در جریان تفکیک بخش‌هایی از سرزمینی شان از ایران در دوره قاجار، نوسازی شتابان در دوره پهلوی مورد تهدید واقع شده بود، گفتمان انقلاب اسلامی بود. انقلاب اسلامی با نفی الگوهای ارائه شده توسط نظام سرمایه داری و کمونیستی و شعار نه شرقی، نه غربی این داعیه را دار است که الگویی نو،به انسان امروز عرضه کند. انسانی که می تواند در مسیر معنویت، شخصیت خود را اعتلا بخشد و مسیر سعادت را تجربه کند.
گفتمان فرهنگی انقلاب ایران حول این محوری بنا شده بود که پیشرفت و رشد را همچنان استمرار بخشید و زمینه های تعالی جامعه را در ابعاد علمی، فنی و اقتصادی را فراهم نماید به طوری که ایران نماد پیشرفت و سربلندی و مظهر اخلاق و معنویت در جامعه جهانی باشد.
در حوزه آرمان ها، اهداف فرهنگی طراحی شده در چارچوب گفتمان انقلاب با نوساناتی مواجه گردید. این نوسانات تحت تأثیر رخدادهای سیاسی و تحولات مختلف جهانی، منطقه‌ای و داخلی بوده است. مهم ترین رخداد را باید شروع جنگ دانست. با آغاز جنگ و نا آمادگی نیروهای نظامی بخش مهمی از کشور به اشغال همسایه متجاوز درآمد با بسیج منابع و امکانات علاوه بر آرمان دفاع از میهن اسلامی، و صدور انقلاب با شعار «راه قدس از کربلای گذرد» جنبه جهانی یافت. کشورهای منطقه در خاورمیانه در مقابل این موضوع منطقه ای با حمایت آشکار و مخفی از عراق، صف آرایی نمودند. هشت سال جنگ برای تحلیل قوا و تخریب زیر ساخت های فنی و اقتصادی کافی بود تا ابعاد جهانی گفتمان انقلابی بیشنتر به درون تغییر جهت یابدودرنتیجه راهبردسازندگی در قالب برنامه‌های توسعه به عنوان گفتمان مسلط جامعه ایرانی درآمد. این گفتمان همچنان نیم نگاه خود را به راهبرد گسترش نفوذ در جهان ادامه داد. با پایان جنگ انتظارات داخلی به تدریج در قالب نیازهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پدیدار گشت.
ساخت جمعیت جوان جامعه ایرانی را در معرض آزمون تحقق انتظارات قرار داد. بسیاری از متولدین دهه 1355 الی 1365 که در محیط های آموزشی پر تراکم توانسته بودند تحصیلات متوسط خود را به اتمام برسانند خواهان خدمات اجتماعی با کیفیت تر در زمینه‌های آموزش دانشگاهی، اشتغال و تشکیل خانواده و برخورداری از امکانات تفریحی و فرهنگی مثبت بودند.
جامعه ایرانی در چالش بین نیازهای روبه رشد اقشار مختلف اجتماعی و ظرفیت‌های محدود جهت پاسخگوئی و تأمین نیاز ها قرار داشت. با روند خصوصی سازی و برآمدن روحیه فردگرایی حاصل از جریان خصوصی سازی در دوره بازسازی نیازهای متنوع اقشار اجتماعی متنوع تر و گسترده تر گشت در نتیجه جامعه با نسل جدیدی مواجه شد که از تحصیلات بیشتر و ارتباطات جهانی وسیع تری نسبت به نسل به پدران و مادران انقلابی خود برخوردار بود. اگر نسل والدین را نسلی آرمان خواه بدانیم فرزندان آن را باید واقع گرایانی دانست که درصدد تحقق عینی آرمانها بوده و کیفیت زندگی بالاتری را نسبت به نسل والدین خود از جامعه و دولت تقاضا می کردند.
در حوزه فرهنگ علاوه بر فرهنگ رسمی که اطراف دولت ترویج می‌شد رگه‌هایی از فرهنگ غیر رسمی در حال شکل گیری بود. پرانرژی بودن نسل جوان، الگوها و سبک های جدیدی از زندگی را طلب می کرد. این الگوها عمدتاً از طریق رسانه ها به نسل جوان انتقال یافته بود. شبکه فیلم های ویدئوئی خارج از چارچوب حکومت به صورت مخفی در درون نظام خانواده ایرانی الگوهایی جدیدی از زندگی را به آنان ارائه می داد یا به باز تولید الگوهای پیشین می پرداخت که در فرآیند انقلاب اسلامی، به پیرامون و حاشیه رانده شده بود. جهت پاسخگوئی به نیازهای رسانه ای به ظاهر چاره ای جز افزایش رسانه ها نبود. نظام رسانه ای به دلیل ساخت حاکم بر آن، ارزش هایی به مخاطبان خود منتقل می کند که عمدتاً مدافع نظام ارزش طبقه متوسط و نوگرا می باشد. در نتیجه بر هم افزایی حوزه فرهنگ غیررسمی و فرهنگ رسانه ای ارائه شده توسط بخش رسمی و تحت تأثیر ارتباطات جهانی، سبک جدیدی از زندگی در جامعه ایرانی در حال شکل گیری بود که مطالبات گسترده ای را در درون خود به همراه داشت. با سقوط دولت اتحاد جماهیر شوروی و شکست نظام برنامه ریزی متمرکز سوسیالیستی و تجارب ناموفق رویه دولتی کردن امور، پس از خاتمه جنگ رویکرد خصوصی سازی به عنوان رویکرد غالب اقتصادی مورد توجه قرار گرفت. با افزایش تعداد شبکه‌های تلویزیونی و رادیوئی و ورود کامپیوتر به خانواده ها روند نوگرایی تشدید گردید. پدیدار شدن جامعه دیجیتالی از عمده ترین پیامدهای گسترش امکانات ارتباطی و رسانه ای بود که در حوزه فرهنگ مدل هایی جدید از نوع و کیفیت زندگی را عرضه می کرد. توجه به دیگران و دگرخواهی از رهاوردهای انقلاب دیجیتال بود که به سرعت نظام فرهنگ را تحت تأثیر خود قرار داد. اگر در گذشته بخشی از جامعه از طریق نسخه و خواندن متون دیگر فرهنگ ها و با مطالعه ترجمه آثار و تماشای فیلم های برگردان شده به زبان بومی با فرهنگ ها غیر از خود آشنا ‌شدند و یا به صورت فیلتر شده از طریق آموزش فرهنگ رسمی در ارتباط با پدیده های فرهنگی دیگر جوامع واقع می‌شدند امروز بدون کنترل فرهنگی امکان آشنایی با دیگر فرهنگ ها را پیدا کردند.
در جریان تلاقی فرهنگ ها، الگوهایی از فرهنگ، غالب می شود که توان پاسخگویی به نیازها را با سرعت و سهولت بیشتری داشته باشد. فرهنگ غرب در بسیاری از الگوها بالاخص در زمینه نیازهای جنسی، الگوهای ساده تر و سهل الوصول‌تری را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد. همچنین انعطاف- پذیری بیشتری در زمینه روابط اجتماعی و پذیرش چرخش در اصول و معیارهای زندگی به همراه پاسخگوئی به هیجان خواهی و نوگرایی موجب می‌شود که رغبت به آن فرهنگ، نزد جوانان افزایش یابد از مهمترین چالش های فرهنگی در عصر جهانی شدن پدیده هویت فرهنگی است. نظام آموزشی و فرهنگ رسمی با نادیده انگاشتن و بعضاً هویت های اجتماعی و فرهنگی باستانی ایران و ناکارآمدی در ایجاد هویت جدید ناخودآگاه زمینه را برای هویت های جدید آماده کرده است.
به بیان دیگر سهولت و سادگی پاسخگوی به نیازهای فرهنگی و ناکارآمدی نظام فرهنگ رسمی در فرآیند فرهنگ پذیری موجب شده است که جامعه در چالش ها، معضلات هویتی و در برخی ابعاد از بحران هویت جدا گردد.
اصول برنامه ریزی فرهنگی به ما الزام می نماید که با اتخاذ سیاست حفظ و ترسیم هویت فرهنگی و اجتماعی این مشکل را رفع کرد و از طریق بهبود برنامه های آموزشی و رسانه‌ای میزان تعلق و تعهد به هویت بومی را افزایش دهیم. آشنا سازی جوانان با میراث معنوی و احیاء سنت ها و شیوه های گذشته جامعه ایرانی در پاسخ به نیازهای فرهنگی می تواند راهگشای مشکلات هویتی باشد. اگر شادی و نشاط، به عنوان یک نیاز فرهنگی در جامعه احساس می شود باید با تقویت الگوهای سرور به این نیاز پاسخ گفت: به عنوان مثال اگر اشعار مولانا را با شهریار مقایسه کنیم تأکید مولوی بر شادی است تأکید شهریار، سخن به غم می باشد در حال حاضر باید اشعار مولوی را به عنوان فرهنگ ترغیب کنیم. در غیر این صورت مخاطبان سراغ الگوهای فرهنگی دیگر خواهند رفت و در نتیجه آن، افزایش معضلات هویتی است که در صورت عدم توجه شاهد بحران هویت خواهیم بود.
دومین چالش بزرگ فرهنگ با بحث جهانی شدن جایگاه عناصر اصلی فرهنگ در دو حوزه فرهنگی است. یکی از مهم ترین عناصر فرهنگی دانش و علم است. جامعه فرهنگی ما چاره ای جز آن ندارد که مطابق الگوهای فرهنگی خود، برای علم و علم گرایی ارزش بیشتری قابل شود. با افزایش معلومات و طرح ایده سواد رسانه ای، هنگامی می توانیم به گذشته های با افتخار خویش بر گردیم که بر عنصر علم تأکید بیشتری داشته باشیم. تا زمانی که علم گرایی به صورت فرهنگ مسلط در جامعه در نیاید، ما در نظام فرهنگ جهانی، جایگاه ضعیف‌تری خواهیم داشت ورغبت بخش قابل توجهی ازجامعه به سوی فرهنگ‌های دیگر بیشتر خواهد بود.
دیگر عنصر مهم فرهنگ ارزش ها می باشد. استخراج ارزش های فراگیر از درون نظام فرهنگی ایرانی و اسلامی است. در حال حاضر معنویت گرایی به عنوان ارزش غالب جهان مطرح می باشد. نظام فرهنگی جامعه ایران این فرصت را داراست تا با استخراج فرهنگی این ارزش را در قالب های زیبا و جامعه پسند و جهان شمول ارائه نماید.
استخراج سبک های زندگی منطبق با معیارهای معنوی از فرصت های مناسبی است که نظام فرهنگی از آن باید بهره برداری نماید.
نظام ارزشی فرهنگ اسلامی و فرهنگ ایرانی این قابلیت را داراست که فراتر از قلمروهای جغرافیائی و تعلقات حکومتی بتواند پاسخگوی نیازهای معنوی مردم در جوامع مختلف باشد مردمی که در فرآیند پیشرفت‌های فنی و اقتصادی نیازهای مادیشان تأمین شده درصدد یافتن رضایت درونی از زندگی خویش هستند.
از دیگر چالش های نظام فرهنگی در فرآیند جهانی شدن فرهنگ، قلمرو دخالت دولت در حوزه فرهنگ باشد. سبک زندگی متأثر از الگوی سرمایه داری و نظام مصرفی که تقریباً به صورت جهانی در آمده است برای فرد عرصه فوق العاده ای باز نموده است به طوری که اعمال محدودیت را در این زمینه به سادگی بر نمی‌تابد و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. کاهش دخالت ها و مراکز قدرت رسمی در عرصه فرهنگ به همراه ارائه الگوها و مدل های معنویت گرا این امکان را به انسان های دیگر خواهد داد تا با احساس آزادی اجتماعی و فرهنگی زمینه پذیرش بیشتری از خود نشان دهند و در نتیجه الگوی فرهنگی ارائه شده از شمولیت بیشتری برخوردار گردد.
برنامه ریزی فرهنگ در عصر جهانی شدن این نوید را به ما می‌دهد که در چارچوب مقتضیات زمان و استخراج الگوها و ارزش از درون فرهنگ خودی و بازنگری در آن بتوانیم الگوها و مدل های جذاب تر و ساده تر و سهل الوصول تر فرهنگی را به جهانیان عرضه کنیم.
از دیگر چالش های نظام فرهنگی ما در فرآیند جهانی شدن تولید فناوری است. مرور تاریخ غرب- گرایی در جامعه ایران این پیام را در بردارد که ناتوانی های فنی بالاخص در حوزه تکنولوژی نظامی و نیاز به مقابله با تجاوز دیگر کشورها در تسریع روند غرب گرایی نقش موثری داشته است. آن چه که موجب شیفتگی بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان به کشورهای صنعتی و به تعبیر میرزا ملکم خان ملل فرنگی شده است پیشرفت های صنعتی می باشد، چاره درد غرب زدگی به تعبیر آل احمد ساختن ماشین است. به همین دلیل تا هنگامی که قدرت جامعه در تولید فناوری افزایش نیابد در فرآیند جهانی شدن شاهد واکنش هایی چون شیدایی و بیزاری خواهیم بود هر دو نوع از جنس احساس می باشد با این تفاوت یکی در این سر طیف قرار دارد و دیگری از آن سر طیف، اما در شیوع برآیند و نتیجه، با یکدیگر تفاوت چندانی ندارد. با راهکار اصلی ایجاد جنبش های علمی و گسترش ارزش ها فرهنگی مبتنی بر علم است. سازوکار اجرایی آن از طریق مدرسه و دانشگاه امکان پذیر است. بهبود جریان آموزش و یادگیری و گسترش روحیه عقلانیت و خلاقیت و طراحی نظام تعلیم و تربیت مسأله مدار که فراگیر را به سمت فهم و کشف سوق دهد تا صرفا دانش آموز و دانشجو را به عنوان ظرفی بداند که باید در درون اطلاعات و آگاهی ریخت و او را به صورت مکانیکی هدایت کرد، زمینه ساز جنش نرم افزاری است.
چالش اصلی و عمده نظام فرهنگی با فرآیند جهانی شدن در نقش رسانه ها و کارکردهای آن خلاصه می شود. سرگذشت ایران درچهار کهکشان ارتباطی، تاریخ بسیار آموزنده ای است. محسنیان راد در پژوهش خود به این نکته مهم اشاره می کند که« انسان ایرانی پس از کهکشان شفاهی به کهکشانی دیگری رفت و بعد از آ» نبود که وارد کهکشان گوتنبرگ و مارکنی شد. او فراتر از مک لوهان اندیشه پرداز کانادایی که آواره سه کهکشان ارتباطی اش فراگیر شده است. مرحله دوم به عنوان کهکشان دارمانی یاد می کند. ایرانیان با احداث برج های سنگی که در فواصل معین احداث شده بود حمله دشمن را مخابره می کردند. این شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی چندین هزار کیلومتری دارای کارکرد وسیع تر از حمله دشمن بود. بلکه یک خط تلگرافی پیش از میلاد مسیح در ایران احداث شده بود(محسنیان راد،1384،179). در این برج ها که لبه های کنگره ای داشتند. حفره هایی به عمق 12 و 17 سانتی متر ایجاد کرده بودند که یکی مستطیل و دیگری دایره شکل است که محل نصب آتشدان های سنگی آتش، جنبه مثبت و منفی بودن آن ها از بالای برج بعدی به خوبی مشخص است (به نقل از مظلوم زاده، 2/1381: 98). محسنیان راد که با انجام آزمایش در دو ظرف که یکی از تکه های چوب آتش روشن می شد و دیگر از ترکیب چوب و پیه گوسفند دو نوع رنگ حاصل از آتش یعنی قرمز و سفید را مشاهده کرده و ویهوفه نوشته است. ایرانیان با ارتباط از طریق علامت دادن با آتش یا نور مجموعه سیستمی را پدید آورده بودند که باعث حیرت یونانیان و رومیان شده بود. سیستمی که از طریق آن پیام های سلطنتی در کمترین زمان، منتقل می شد (ویهوفه، 1377: 17) و بدین ترتیب ایرانیان از کهکشان ارتباط شفاهی به کهکشان ارتباطی تلگراف وارد شده و مرحله چاپ را پس از آن تجربه کرده اند.
اما ایران کنونی مراحل پایان کهکشان مارکنی قراردارد. محسنیان راد از این مرحله با عنوان «جهانی شدن، فرهنگ و بازار پیام» یاد می کند. او با کمک گرفتن از استعاره جهان ارتباطی امروز به بازارهای سنتی در ایران نظریه خود را سازمان می دهد. بازار پیام دارای مختصات ویژه می باشد. 1- در بازار جهانی پیام نوع ارتباط افقی خواهد بود ارتباط گران بازیگران اصلی هستند نه دولت ها، 2- مبادله پیام را در بازار پیام بدون وقفه و مستمر می داند. 3- مبادله در بازار پیام فراتر از داد و ستد دوسویه است و از خصلتی فراتر از درهم تنیدگی بازارهای سنتی برخوردار باشد که می توان آن را در هم تنیدگی پویا (Dynamic web) نامید. 4- در بازار پیام علاوه بر عمده فروشان نیز تک فروش پیام بسیار خواهند بود زیرا همه می توانند ارتباط گیر و هم ارتباط گر باشند. ابزارهای ارتباطی چون زیراکس و نوارهای ضبط صوت، دوربین های ویدیوئی، تلفن های همراه با امکانات انتقال صدا و تهویه، این امکان را به سهولت فراهم می کند.
5- در بازار پیام چون مخاطبان با ارتباط گیران به بزرگ ترین تکثر رسانه ای (Media Pluralism) در طول تاریخ دست خواهند یافت. نه تنها فاقد خصلت توده (Mass) خواهند بود بلکه از هر نوع یکپارچکی دیگر نیز دوری شوند و با حفظ فردیت خود در هر لحظه دارای مجموعه ای از خصلت های مشترک با برخی از اقلیت ها یا اکثریت های متفاوتی خواهند بود که او نیز از میان هزاران گزینه، خود را در معرض فرستنده ای مشابه قرار داده است.
6- در بازار پیام فرد مصرف کننده منفعل نیست،بلکه هم جستجوگروهم گزینشگر است.
7- در بازار پیام به دلیل فقدان دیوارهای ارتباطی سبب خواهد شد که نوآوری همراه با اقتباس و تقلید در سبک و محتوای پیام، اعضا از بین برود و در نتیجه ملاقات های چهره به چهره اما مجاری با فرهنگ های گوناگون صورت گیرد.
8- در بازار پیام نابرابری امکانات تبلیغات عرضه کنندگان پیام کاهش خواهد یافت.
9- در بازار پیام موسسات کوچک هم می توانند صدای خود را هر چند محدود به گوش دیگران‌برسانند.ضمن آن که همیشه این احتمال هست که صدای آنهادرمیان صداهای بزرگ محو شود.
10- در بازار جهانی پیام ارتباط گران و ارتباط گران و جستجوگران بی‌توجه به دولت ها به مراتب بیش از گذشته می توانند درباره مسایل روزمره خود به ارتباط با یکدیگر بپردازند.
11- دربازارپیام درجه امنیت درسپهرپیام به یک استانداردفراملی وهمگانی خواهد رسید.
12- در بازار جهانی، فرصت شناخت تمدن ها بدون دروازه بانی پروپا گاندیست ها (نهادها و مراکز رسمی تبلیغی) بیشتر فراهم خواهد شد.
13- در بازار جهانی پیام به دلیل توازن نسبی و فن آوری های ارتباطی در میان جوامع، افزایش امکان ارتباط کتبی، کلامی، صوتی و تصویری فرهنگ ها امکان خنثی سازی اثرات تهاجم فرهنگی بیشتر خواهد شد.
14- در بازار جهانی پیام فرهنگ ها همان قدر که تفاوت های میان خود را خواهند شناخت از مشابهت ها آگاه خواهند شد. مانع اصلی جدید سر این کار زبان های متفاوت است اختراع در دسترس بودن دستگاه های کم وزن و همراه ترجمه همزمان این مانع را از میان، برخواهد داشت.
15- امکانات سخت افزاری و نرم افزاری کشورها در حوزه رسانه ها قابل تغییر و جابجایی است. این موضوع با موانع جدی مواجه می باشد. دولت های استعمارگر نوین که صادرات جهانی پیام را در دست دارند و یا تراست های رسانه ای که در دهکده جهانی جریان اصلی تولید خبر در دست آنهاست و یا دولت های اقتدارگرا در جهان سوم که با انحصار رسانه ای در تلاش تثبیت سلطه خود به ملت ها هستند از موانع اصلی رشد و فرستندگان به گیرندگان پیام وقدرتمند شدن در انتقال پیام می باشند (محسنیان راد، 1384: 1792-1804).
اکنون ما در چنین بازاری به سر می بریم. بازاری که تا حدود قابل ملاحظه ای از امکانات سخت افزاری کافی برخوردار است. اما به لحاظ نرم افزاری با محدودیت های جدی مواجه هستیم. وابسته بودن رسانه ها به خبرگزاری های بین المللی (آشوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویترا و فرانس پرس) که حدود 90 درصد خبرهای جهان را تأمین می کنند. از جمله محدودیت های جدی رقابت رسانه ای است. ایجاد شبکه پرس تی وی و شبکه العالم و خبر درایران وارد شدن به فضای رسانه ای است. توسعه شبکه های رادیو و تلویزیون داخلی نشانگر این موضوع است که جامعه ما جهان رسانه ای شده را جدی انگاشته و باید در این جریان، مسیر ارتقا را بپیماید.
درمسیرتعامل رسانه‌ای نگرانی‌های جدی‌بالاخص ترمسئولان‌جامعه ایران مشاهده می‌شود. آینده دهکده جهانی سه فرضیه را پیش روی ما گذاشته است.
1- در درازمدت،آینده‌دهکده جهانی به سوی تعامل وتبادل فرهنگ‌هاپیش خواهد رفت.
2- به دلیل دسترسی متفاوت جوامع سخت افزار و نرم افزار دستآوردهای نهایی نیز نابرابر خواهد بود.
3- در آینده نوع روابط از قبل طراحی و یکسویه خواهد بود. پروژه امپریالیسم فرهنگی و آمریکایی سازی فرهنگ و تهاجم فرهنگی اتفاق خواهد افتاد.
در حال حاضر در جامعه ما برای هر یک از سه دیدگاه فوق (حداقل در سطح فرضیه ای آنها) موافقان پروپا قرصی وجود دارند که هر کدام با طرح دلایل و شواهد آینده در مسیر مورد نظر پیش بینی می کنند. فرضیه دوم در برگیرنده یک واقعیتی است که نشانگر فاصله بین کشورهای «صنعتی و مولد و کشورهای مصرف کننده تکنولوژی است. تولید تکنولوژی رسانه‌ای انحصاری نیست امادسترسی به آن مشکل وبا محدودیت مواجه می باشد اما غیر ممکن هم نیست. تعیین کننده نهایی در فرآیند تولید پیام منبعهای توان تولیدی، محتوای پیام تولید به لحاظ تکنیکی و نیازهای مخاطب و هم چنین قدرت ارسال پیام و دریافت بازخوردها خواهد بود.
فرضیه سوم با نگاه بدبینانه و با تأکید بر خصوصیات جوامع سرمایه داری و برخوردار از گرایش های امپریالیستی، از فرهنگ و رسانه ها به عنوان زمینه ساز و تسهیل کننده و تسریع بخش جریان تهی سازی کشورهای برخوردار از منابع اولیه اما ناتوان در فن آوری آنها مددی جوید. در این رویکرد کارکرد اصلی رسانه ها افزایش سود و مصالح سرمایه داران تغییر ذائقه، سلایق و علایق مخاطبان می باشد.
موافقان با این دیدگاه مصادیق متعدد و شواهد مختلفی را مطرح می سازند که هر کدام درجای تأمل دارد.
اما در آینده این روند تداوم خواهد داشت. به نظر می رسد باید با رهیافت آینده اندیش نقش رسانه ها و فرهنگ را در سطوح جهانی، ملتی را مورد کاوش قرار داد. نظریه «بازار پیام» و ساختارهای این نظریه ما را به این سمت سوق می دهد که نقش رسانه ها در جهان آینده بیشتر خواهد شد. اما فرهنگ آینده متعلق به تعداد محدودی پیام رسان نیست. بلکه پیام فرست های جدید به این بازار وارد خواهند شد. با توجه به قدرت گزینشگری مخاطبان و ارتباط دو سویه، زمینه های انحصار فرهنگی به شدت تضعیف شده و در نتیجه مخاطبان که خود می توانند به پیام فرصت ها تبدیل شوند منفعل نبوده و با استفاده از امکانات سخت افزاری موجود می توانند جهان را از حالت تک قطبی فرهنگی خارج نمایند. در این رویکرد ما شاهد شکل گیری جوامع چندفرهنگی خواهیم بود. این سخن بدان معنا نیست که تکثر فرهنگی موجب انفصال فرهنگی و اجتماعی می کنیم بلکه نوعی آمیختگی و استخراج فرهنگی پدید می آید جوامع در عین وحدت از گونه های مختلف فرهنگی بهره مند است. مانع اصلی زبان جهت برقراری ارتباط مشترک است. تا هنگامی که ابزار مناسب جهت ترجمه زبان ها به یکدیگر در دسترس مردم قرار نگیرد. اشتراک فرهنگی شکل نخواهد گرفت. به همین دلیل سخن گفتن از فرهنگ جهانی و آن هم به شکل واحد در حد ایده باقی خواهد ماند.
فرهنگ جهانی در این حالت مشتمل بر فرهنگ های مختلف است که از عناصر ارزشی، دانشی، هنجاری و رفتاری مختلف تشکیل شده است این فرهنگ در جریان تعامل به درک واقع بینانه تری از شباهت ها و تفاوت هایشان با دیگر فرهنگ ها خواهند رسید درک جامع و واقعی از تفاوت های فرهنگی می تواند عکس العمل های مختلفی برای افراد و گروههای اجتماعی و کشورها ایجاد نماید.


جمع بندی
بحث درباره برنامه ریزی فرهنگی درعصر جهانی شدن مستلزم روشن شدن مفهوم، قلمرو معنایی ،ابعاد و مولفه هایی سه اصطلاح «برنامه ریزی» ، «فرهنگ» و «جهانی شدن» می باشد .
اصطلاح «فرهنگ» و «جهانی شدن» از پیچیدگی های خاص خود برخوردار است . ویلیامز از بنیانگذاران مکتب مطالعات فرهنگی در بریتانیا ،فرهنگ را جزو دو یا سه واژه ای پیچیده ای در زبان انگلیسی می داند. به همین دلیل این واژه باید در چندین و چند رشته مجزای فکری در نظام های متعدد و متمایز برای تبیین مفاهیم مهم مورد استفاده قرار گیرد. (ویلیامز 1976-77 -76)
واژه فرهنگ نخستین باردر ادبیات انگلیسی به معنای پرورش حیوانات و به عمل آوردن محصولات زراعی به کار برده شد.و همچنین با مفهوم عبادات دینی و تعالی انسانی ارتباط داشت.
از قرن شانزدهم تا قرن نوزدهم برای تبیین تکامل ذهنی افراد بشر و رفتارشخصی از راه آموزش به کار گرفته شد. در طول این دوره واژه فرهنگ کم کم به معنای بهبود و اصلاح جامعه در کلیت آن به کار رفت .و به .... نوعی معادل ارزشی برای تمدن استفاده شد. برغم ویلیامز، این تحولات گوناگون تاریخی به نحوی بهم در سه نوع کاربرد رایج اصطلاح فرهنگ انعکاس یافت .( ولیامز ،80-1976 )
• اشاره به رشد فکری ،روحی و زیبایی شناختی فرد ،گروه یا جامعه.
• در برگرفتن تعدادی از فعالیت های ذهنی ،هنری و محصولات آنها (فیلم ، هنر، تئاتر ) فرهنگ در این کاربرد کمابیش معادل هنرهاست .
• فرهنگ برای مشخص کردن کل راه و رسم زندگی ،اعمال ،فعالیت ها، باورها،آداب و رسوم تعدادی از مردم بک گروه یا یک جامعه .
در قرن بیستم مفهوم فرهنگ بسط پیدا کردو فرهنگ مردم پسند و طبقه کارگر و طبقه متوسط پایین جامعه را نیز شامل شد. این فرهنگ عمدتاً توسط رسانه های جمعی (سینما،تلوزیون،ورزش،موسیقی، روزنامه ومجلات و...) اشاعه داده می شود.
درسالهای اخیر مفهوم فرهنگ تحت تاثیر انسان شناسان اجتماعی به مجموعه کنش‌هایی اطلاق گردید که به واسطه آن ها معانی در قالب یک گروه تولید و مبادله می شوند.( باکاک ،41:1386)
در این طی تلقی فرهنگ مجموعه ای از نظام های نمادین و نشانه های هستند که انسان ها در فرآیند ارتباط از آن ها استفاده می کنند.در این تعریف کنش های فرهنگی کنش‌های مولد معنا هستند یا کنش هایی که با استفاده از نماد ها و نشانه ها معانی را می رساند. از این رو جزو کنش های دلالتی محسوب می شوند.
نکته مهم در بحث مفهومی فرهنگ آن است که هر کدام از تعاریف مطرح شده در حوزه فرهنگ شناسی از بین نرفته اند . حضور هر یک از تعاریف را می توان به شدت احساس کرد. پذیرفتن هر تعریف استلزامات خاص خود را به همراه دارد. اگر فرهنگ را به عنوان شیوه کلی زندگی مورد توجه قرار دهیم و کانون محوری آن معانی مشترکی بدانیم که اکثریت آن جامعه آن را پذیرفته باشند در اینجا با محتویات فرهنگ سروکار داریم. درصورتی‌که به‌کنش‌های فرهنگی تأکید ورزیم، به بیان دیگر ما از چیستی و ماهیت فرهنگ به چگونگی تغییر موضع داده ایم. در نتیجه تحلیل ما از فرهنگ متضاد خواهد بود . با این فرض ما دارای فرهنگ های مختلف هستیم به بیان دیگر فرهنگ های متنوع که در میان گروههای مختلف یک جامعه و میان ملل مختلف وجود دارند .در این طرز تلقی فرهنگ شامل شیوه های تمایز زندگی ، ارزشها و معانی مشترک در دوره های مختلف تاریخی و گروههای مختلف ملت ها ،طبقات اجتماعی خرده فرهنگ های مختلف خواهد بود
اصطلاح دوّم که از ابهام معنایی زیادی برخوردار است ، «جهانی شدن فرهنگ» است. جهانی شدن از جمله کلید واژه هایی است که به شدت مورد مناقشه اندیشمندان بوده است . بطوریکه دایره مناقشه از عالم نظر فراتر رفته و هر ساله ما شاهد گردهمائی هایی موافقان و مخالفان این پدیده در نقاط مختلف هستیم .
رویکرد علمی این نکته را به ما یاد آورده شود که فارغ از دیدگاهها و انگاره دانشگاه های خود راجع به این موضوع در وهله نخست آن را شناخته و موقعیت این پدیده را در مقایسه با سایر قلمروها تحلیل کنیم .
نگاهی گذرا اما از سه تامل در مورد شکل گیری وپیشینه تاریخی، عوامل ایجاد کننده وکارگزاران این پیام برای ما به ارمغان می اورد که جها نی شدن یک موضوع جدی است به طوری که می تواند به صورت موضوع بین رشته ای مورد تدقیق و تحلیل صاحب نظران قرار گیرد. جهانی شدن از جمله اصطلاحاتی است که حوزه های اقتصا د سیا ست فرهنگ را به یکد یگر متصل می سازد درباره ی جیستی ان اختلاف نظری جدی وجود دارد برخی آن را یک پروژه می دانند وبرخی دیگران را فرایند می پندارند.آنان که جهانی شدن رایک فرایند تلقی کرده براین باورندکه جهانی شدن یکی ازحلقه‌های روند تکاملی جامعه، و سیاست و اقتصاد وفرهنگ در دوران مدرنیته می باشد اما پروه انگاران با نگاه بدبینا نه ان را برنا مه ای از پیش تدارک شده می پندارند که توسط صاحبان ثروت وقدرت در جهان طراحی شده و پرچم ان توسط کشورهای سرمایه داری به رهبری امریکا به اهتراز در امده است ماحصل این پدیده در حوزه اقتصاد برابری فقر وشور بختی در حوزه سیا ست، تضعیف حاکمیت ملی کشورها ودر حوزه اجتماع شورش واعتراضات اجتماعی ودر حوزه فرهنگ یکسان شدن فرهنگی و تفوق فرهنگ سرمایه داری خواهد بود. جدای از نگاه بد بینانه وخوشبینانه نسبت به جهانی شدن و ابعاد آن ها رویکرد واقع گرایانه زوایای دیگر از موضوع رابرای ما اشکا ر می سازد که در ذیل به اهم آنها اشاره می شود،
جهانی شدن یا جهانی سازی اقتصاد و فناوری شروع شده ومراحلی را پشت سر گذاشته است. در حوزه ی فرهنگ تعا ملات و ارتباطات فرهنگی در قالب گردشگری و رسانه های ارتباطی بالاحض رادیو تلویزیون و نشریات بین الملی در حال افزایش بوده است، استفاده از تلفن همراه واینترنت در جا معه ایران به شدت درحال افزایش است بر اساس گزارش مرکزامار جهانی اینترنت به نقل ارتباطات وفناوری اطلاعات وضریب نقود ان9/34درصد می‌باشد متوسط این شاخص در سطح جهان9/21درصد و در خاور میانه3/21درصد می‌باشد این در حالی است که 3 درصدازکل کاربران اینترنتی دنیادرخاورمیانه حضور دارندایران بیش از50 درصد از سهم خاورمیانه از کل جهان را داراست در مجموع رتبه ایران از نظر تعداد کاربران هند هم می باشد (سلیمانی، 1387: 4)
ایران اصطلاح سوم «برنامه ریزی» است برنامه ریزی یکی از وظایف مهم مدیریت می باشد مدیریت مجموعه ای از فعالیت هاست که به شکلی متوالی و منظم در جهت رسیدی به اهداف یا نتیجه خامی دنبال می شود فعا لیت برنامه ریزی به همراه سازماندهی، هدایت و رهبری، هماهنگی و نظارت وارزیابی اهم از وظایف یک مدیر به شمار می رود. برنامه ریزی فرایندی است هوشمندانه که طی ان مدیریت یک نظام اهداف نظام را برای زمان مورد نظر تعیین وراهبردها وچارچوب تصمیم گیری برای نیل به اهداف تعیین شده را با توجه به محدودیت های موجود وقابل پیش بینی در طی برنامه مشخص می کند (سازمان مدیریت و برنامه ریزی 1383) مفهوم برنامه ریزی دربر دارنده مضامین متعددی است درذیل که به ان اشاره می شود.
1 برنامه ریزی یک امر اگاهانه و دارای عزم و قصد است هر چند که تصادف شانس و اجتمالات ممکن است توسط برنا مه ریز در نظر گرفته شود اما جریان برنامه انتخاب منطقی و اصولی شقوقمختلف کار و سیاست های اقتصاد گوناگون به منظور تحقق اهداف تعیین شده می با شد
2 برنامه ریزی یک جریان است نه یک عمل مقطعی ویا یک سند تدوین شده، برنامه ریزی یک امر مستمر ومجموعه ای از فعل انفعالات پیچیده درزمینه جمع اوری انتخاب، بررسی وقضاوت تعیین اولویت ها وابتکار راهبردها وشیوه های تصمیم گیری است که دستیابی به اهداف مورد نظر را میسر سازد.
3 برنامه‌ریزی‌مشخص‌کردن وتنظیم کردن‌یک سلسله فعالیتهاواقدامات است که قراراست برای تحقق اهداف برنامه در آینده صورت پذیرد این سلسله فعا لیت ها بایستی از یک طرف با یکد یگر هماهنگ باشد. برنامه ریزی دارای انواع مختلفی است برنامه ریزی جامع از مهم ترین گونه های برنامه ریزی است برنامه جامع حاصل از برنامه های یا بخشی است که در جهت سا زگاری با چارچوب برنامه ملی به درستی وهماهنگی وبرنامه ریزی شده اند یکی از مهم ترین گونه ها ی برنامه جامع برنامه های توسعه است برنامه ریزی فرهنگی بخشی ازبرنامه‌ریزی توسعه‌اقتصادی‌اجتماعی وفرهنگی کشوراست که اهداف‌وسیاست های فرهنگی ابزارها امکا نات و منا بع و شیوه های نیل به اهداف را در طی یک دوره زمانی معین پیش بینی می کند
توفیق هر برنامه فرهنگی در گرو داشتن سیاست های فرهنگی است .سیاست فرهنگی به معنای عام و عرفی مجموعه ای از اهداف،مبانی اصول ،اولویت ها و خط مشی های اجرایی است .
برنامه ریزی فرهنگی دارای ارکان مختلف است. تعیین اهداف و مقاصد ، شناخت وضع موجود، تعیین فرآیند رسیدن به اهداف و نظارت از مهم ترین عناصر برنامه ریزی به شمار می رود.
متولیان برنامه ریزی فرهنگی در عصر جهانی شدن باید مشخص کنند که می خواهند در نظام جهانی چه جایگاهی داشته باشند .نحوه تعامل فرهنگی جامعه با دیگر جوامع چگونه باید باشد ؟ میزان اثرپذیری و تأثیر گذاری فرهنگی چقدر است ؟فرصت ها و تمدیدها کدامند؟
یافتن پاسخ به این سوالات ضرورت برنامه ریزی فرهنگی و طراحی اقدامات مناسب و واکنش‌های منطقی درعصر جهانی شدن را نشان می دهد. تاریخ بشر گورستان فرهنگ های بزرگی است که پایان فاجعه آمیز آن ها بدان سبب بوده که نتوانسته اند در برابر چالش ها ، واکنش برنامه ریزی شده ،بخردانه و ارادی بروز دهند (از یک فرم،رجائی،147:1382)
نخستین گام در هر برنامه ریزی شناختن وضعیت خودمان در جهان فرهنگی است .پیمودن این گام مستلزم برداشتن دو قدم است .
قدم اول آن است که مشخص کنیم در کدام جهان زندگی می کنیم مولفه های اصلی این جهان کدامند؟
در سطح کلان حامعه تغییرات عمده ای را پشت سر گذاشته است . تبدیل جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی ،تکنولوژی سخت به تکنولوژی ظریف و برتر،تبدیل اقصاد ملی به اقتصاد جهانی ، کوتاه مدت به داراز مدت ،یاری های نهادین به خودیاری ، دموکراسی مبتنی بر اصول نمایندگی به دموکراسی مبتنی بر اصل مشارکت ،سلسه مراتب شبکه سازی،شمال به جنوب و یا این / یا آن به گزینه های چندگانه از عمده ترین الگوهایی است که در دهه های پایان قرن بیستم تجربه شده است .هزاره سوم روندهای جدیدی را در پیش رو دارد که به آن اشاره می شود.(نیزبیت و آبردین،12:78)
1- نوسان های اقتصاد جهانی
2- نوزایی درعرصه هنرها
3- ظهور و گسترش سوسیالیسم مبتنی بر بازار آزاد
4- گسترش‌خصوصی سازی در حوزه دولت های متولی رفاه اجتماعی
5- توسعه کشورهای حاشیه اقیانوس آرام
6- رواج شیوهای زندگی جهانی و بالندگی فرهنگ های ملّی
7- عصر زیست شناسی
8- تحرکات مذهبی
9- راهیابی بیشتر زنان به سطح رهبری
10- پیروی فردیت و اصالت فرد
در حال حاضر عرصه اقتصاد همچنان به روند جهانی شدن خود ادامه می دهد.دو حوزه سیاست با فروپاشی دیوار برلین و سفوط حزب کمونیست در اتحاد جماهیر شوروی و پیوستن کشورهای متحد شوروی در اروپا به بلوک غرب در دهه پایانی قرن بیستم در مسیر کشورهای صنعتی غرب قرار گرفته‌اند
اما چین کمونیست مسیری غیر از جماهیر شوری را در پیش گرفت. گرچه گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوری جدایی اصطلاحات اقتصادی را از اصطلاحات سیاسی و فرهنگی نادرست خوانده بود در چین دولت با سرکوب جنبش دانشجویی در میدان تیان آن من در 1989 در عرصه اقتصاد سیاست بازار در پیش گرفت و به طوری که در یک دهه بعد نقش تعیین کننده ای در اقتصاد جهانی پیدا کرد .
مهمترین چالش جهانی شدن سیاست و اقتصاد فروریختن برجهای دوقلو سازمان تجارت جهانی در شهر نیویورک در2001 میلادی بود . آمریکا با متهم کردن جنبش القاعده در افغانستان به مقابله با این پدیده پرداخت .سقوط دولت طالبان و از میان برداشتن صدام حسین رهبر عراق و فراگیر شدن جنبش ضدتروریسم و مبارزه بابنیاد گرائی از عمده ترین رهاوردهای واقعه 11 سپتامبر بوده است .واقعه مذکور درعمل تایید بزرگی برای نظریه هانتینگتون در نظریه نبرد تمدنها به شمار می آید .باگذشت زمان از واقعه 11 ستامبر قطب بندیهای جهانی دستخوش تغییراتی گردید. به تدریج بین اروپا و آمریکا اختلاف های بروز کرد. اختلاف ها بیشتر بر سر هژمونی جهانی بود .اروپا به عنوان یک قاره متحد و در حال شکل گیری می خواهد نقش تعیین کننده ای در رخدادهای جهانی بر عهده داشته باشد. همسوئی نسبتا" گسترده اروپا با ایالات متحده آمریکا در رخدادهای سیاسی دهه نخستین هزاره سوم را نمی تون به حوزه فرهنگ تسری داد .اروپا با تنوع زبان و فرهنگ نمی تواند خود را یک قاره انگلوساکسن ببیند.فرانسه ،آلمان،ایتالیا و اسپانیا و کشورهای حوزه بالکان و ممالک جدا شده از بلوک شرق هنوز به اشتراک معنا و آرمان واحدی دست نیافته اند به همین دلیل آن را نمی توان یک ملت واحد و قاره ای با فرهنگ مشترک تلقی کرد .گرچه سبک الگوهای زندگی آنان به سمت همسوئی پیش رفته است .
برنامه ریزی فرهنگی درایران می تواند به منظور مقابله با گسترش فرهنگ آمریکائی به طراحی و یافتن برنامه های مشترک بپردازد و ضمن استفاده از تعارض های فرهنگ اروپائی با فرهنگ آمریکائی نقش قابل ملاحظه ای در تضعیف جریان دوم رشد فرهنگ آمریکایی ایفا نماید . برقراری گفتمان مشترک بین فرهنگ اسلام و ایران و فرهنگ مسحیت می تواند تحقق بخش این موضوع باشد . استمرار راهبرد گفتگوی فرهنگ ها و معرفی ارکان و بنیاد فرهنگ اسلامی و ایرانی به شهروندان فرهیخته اروپائی، روشنفکران، هنرمندان، نویسندگان و معلمان می تواند سهم تعیین کننده ای در کاهش انزوا گرایی فرهنگی ایران داشته باشد . انزوا گرایی فرهنگی که به نحوی از سوی نظام فرهنگ آمریکایی ترغیب می شود و در معادله نهایی به سود آمریکا می باشد.
برنامه ریزی فرهنگی این الزام را به ما یادآور می شود که برای خلق تمدن ایرانی و اسلامی و رسیدن به جایگاه جهانی در شان و منزلت تمدن ایرانی و اسلامی چاره ای جز پیشبرد راهبرد گفتگوی فرهنگ ها نیست . ماندن در صحنه فرهنگ جهانی از طریق برنامه ریزی فرهنگی امکان پذیر است .برنامه ریزی فرهنگی که محور سیاست هایش بر دو ستون بنا شده است . ستون اول : نشست های فرهنگی است بین فرهیختگان و صاحب نظران و نخبگان عرصه سیاست و فرهنگ و با هدف یافتن اشتراکات و نفی و حنشی مساوی جریان یکسو نگه فرهنگی
ستون دوم: گسترش ارتباطات بین فرهنگی مردم ایران و سایر کشورهاست . گردشگری فرهنگی نوعی از گردشگری محسوب می شود که توریست ها به منظور درک تفاوت ها و شباهت فرهنگی و چگونگی شکل گیری آثار تمدنی به کشورهای دیگر سفر می کنند. این گونه از گردشگران عمدتا" دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و به لحاظ سنی بالاتراز متوسط سنی عموم گردشگران می باشند.
توسعه گردشگری فرهنگی را باید موثرترین راهبرد اشاعه فرهنگی در دنیای در حال جهانی شدن دانست . دنیایی که دیدار از محیط های غیر از محیط محل سکونت و زندگی به عنوان یک پدیده عمومی و جهان مشمول در آمده و هر فرد در طول زندگی چند سفر خارجی را تجربه می نماید .تجربه ای که آمیخته با تنوع و تفاوت و درک اشتراکات و تفاوت های بشری می باشد.
تجربه چند دهه گذشته در جامعه ایرانی و سیاست خارجی کشور این نکته را در بر دارد که هنوز از ظرفیت های فرهنگی کشور در جهت توسعه ساست خارجی بهره برداری مناسب نشده است . غنای فرهنگی ایران در عرصه مشاهیر علم و ادب به جهانیان شناسانیده نشده است. صنایع‌هنری ودستی جامعه ایرانی باهمه ظرافت‌ها و ابعاد معرفت شناسانه می‌تواند نماد حضور و تمدن ایرانی و اسلامی درخانه های دیگر شهروندان محالک باشد .
همانطور که کشورهای صنعتی حضور خود را با کالاهای صنعتی دراتاق ها و خانه های ما اعلام داشته اند .
پیشینه آثارتمدنی ومواریث تاریخی وآثارتمدن قرون ماضی درایران ازجمله ظرفیت‌هایی است که می تواند گردشگران متعددی را به این سرزمین فرا خواند. آثار تمدنی به جای مانده از ایران باستان ،آثار تمدنی دوره اسلامی و ایرانی همگی می تواند زمینه های جذب گردشگران فرهنگی را فراهم نماید.
قابلیت‌های طبیعی ایران ازجمله مناطق کویرمرکزی ایران جزوجاذبه‌های مهم گردشگری است برای
بسیاری از ساکنین تپه های خاک، رمل های شنی و آفتاب برای آنها جاذب است. دومستددان طبیعت و طبیعت گردی می توانند در این سرزمین چهار فصل جاذبه های زیبایی را بیابند گردشگری طبیعی و توریسم روستائی و عشایری و آثار مردم شناختی از مهمترین گونه های گردشگری است که می تواند گردشگران متعددی را به سمت خود بکشاند.
بخش دیگر از گردشگری فرهنگی، توریسم ورزشی است. برگزاری مسابقات ورزشی در ابعاد منطقه ای و بین المللی می تواند توسعه ارتباطات فرهنگی را به ارمغان آورد. ورود ورزشکاران و علاقه مندان به تماشای رقابت های ورزشی در رشته های مختلف می تواند تعامل فرهنگی را ارتقا بخشد. همچنین برگزاری نمایشگاه ها و رخدادهای هنری- فرهنگی نقش تاثیر گزاری در همکاری فرهنگی در سطح بین المللی داشته باشد.
در جمع بندی باید گفت نقش فرهنگ در سیاست خارجی در فرایند جهانی شدن باید مورد بازنگری قرار گیرد.
نگرش به فرهنگ در سیاست خارجی به عنوان متغیر حاشیه ای باید جای خود را به یکی از متغیر های کلیدی بدهد. فرهنگ و مولفه های آن نه تنها می تواند تسهیل کننده روابط بین المللی باشد بلکه می تواند به عنوان محرک وارد معادله شود. نظریه بازی این نکته را به ما می گوید که در شطرنج بازی سیاست در سطح بین المللی باید از قاعده ها و الگو های فرهنگی بیشترین بهره برداری را به عمل آورد.
پیشینه فرهنگی ایران و غنای فرهنگی دوره اسلامی و ایرانی در تاریخ پر فراز و نشیب ایران‌وهمچنین‌ظرفیت‌های فرهنگی میتواندراهگشای سیاست فرهنگی درابعادبین‌المللی باشد.
وجوه اشتراک فرهنگی ایران با کشورهای اسلامی و همچنین اشتراک در زبان فارسی در رویکرد منطقه ای می‌تواند ایران را در جامعه فارسی زبان جهان به یک قطب فرهنگی تبدیل نماید. به طوری که در عرصه جهانی جزو بازیگران اصلی و تعیین کننده باشد.
برنامه ریزی فرهنگی درعصرجهانی شدن به گردشگری ومعرفی صنایع دستی محدود نشده و درعرصه کنش‌های فرهنگی نیز حائز اهمیت است.
نکته مهم اتحاذ سیاست فرهنگی، حضور در جهان می باشد. این حضور می تواند در قالب کالاها و خدمات فرهنگی، عملی شود. از مهم ترین ابزارهای حضور، تولید و ارسال فیلم های سینمایی است. با توجه به قابلیت های فنی کشور در تولید فیلم های سینمایی، می‌توان انتقال فرهنگ از طریق سینما را در دستور کار قرار داده که پیش نیاز آن داشتن رویکردی جهانی در تولید فیلم می باشد. برای حضور در جهان فرهنگ باید جهانی اندیشید و به طور ظریف معیارها و ارزش فرهنگی قابل قبول را در متن فرهنگ تصویری گنجانید.
برنامه ریزی فرهنگی در حوزه فرهنگ مکتوب به ما این نکته را هشدار می دهد که باید داستان و رمان نوشت. منتها باید رمان نویس که فرهنگ جهان را بشناسد و ارزیابی درستی از جایگاه رمان و داستان در فرهنگ جهانی داشته باشد. تربیت رمان نویسی در این زمینه را می توان جزء آموزش های فرهنگی دانست که باید به آن اهتمام داشت.
برنامه ریزی فرهنگی در دنیای در حال جهانی شدن مستلزم داشتن سیاست فرهنگی کارآمد در عرصه هنرهای تجسمی است. نقاشی ایران می تواند با پیشینه خود به عنوان یکی از سبک های نقاشی در جهان هنر عرض اندام نماید.
حضور موثر در فرهنگ موسیقیائی دنیای امروز می تواند زمینه ساز انتقال فرهنگ و احساس جامعه ایرانی در عرصه جهانی باشد. 


..............................................
1- APRANEt (Advanced Researeh projeet Aqency Network)
2- Game theory

..............................................
Game Theory*
منابع
پهلوان، چنگیز (1381)، فرهنگ شناس، انتشارات قطره
محسنیان راد، مهدی(1384)، ایران در چهار کهکشان ارتباطی، سیر تحول تاریخ ارتباطات در ایران از آغاز تا امروز، انتشارات سروش، جلد اول
مظلوم زاده، محمد مهدی (1381)، بقایای برج های آتش خبر در فارس، فصلنامه فارس شناخت از بنیاد فارسی شناسی، سال چهارم، شماره ششم، اردیبهشت 1381
سلیمانی، محمد (1387)، ایران در ردیف 20 کشورنخست از نظر تعداد کاربران اینترنت، روزنامه جام جم، شماره 2380، یکشنبه 24 شهریور ماه 1387
سازمان مدیریت و برنامه ریزی (1383)، فرهنگ واژگان نظام فنی و اجرائی کشور، نشریه شماره 297، معاونت فنی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور
ویستومر، یوزف (1377)، ایران باستان، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران: ققنوس
باکاک، رابرت (1386)، صورت بندی های فرهنگی جامعه مدرن، ترجمه مهران مهاجر، انتشارات آگه

Gedqes-Tom(1992) Cultural Development and Enviranment- Pans unesco.
Williams- Raymond (1976) Kewords- Newyork- Oxford university press.
- اسماعیلی –رضا(1381) جهانی شدن: تهدید ها و فرصت ها ی ناشی از آن ، آموزه، شماره 17.
- افتخاری ،اصغر، (1380) بررسی چهره دوم جهانی شدن، تهران ، پژوهشکده مطالعات راهبردی.
- افراخته ، حسن (1380) جهانی شدن اقتصاد و نقش آن در ساختار فضایی و اجتماعی شهرها ، اطلاعات سیاسی –اقتصادی ، سال شانزدهم ، شماره 1و2.
- بابلیس، جای، اسمیت، استیو(1383) دنیای در حال جهانی شدن، مترجم محمد رضا حسن زاده، رشد آموزش علوم اجتماعی، شماره 4، وزارت آموزش مارش
- گل محمدی ،احمد (1386) .جهانی شدن ،فرهنگ ،هویت ،تهران،نشر نی .
- گیبرنا ،مونتسرات (1378) .مکاتب ناسیونالیسم ، ناسیونالیسم و دولت – ملت در قرن بیستم – ترجمه امیر مسعود اجتهادی ،انشارات وزارت خارجه .
- گیدنز، آنتومی(1380).( در جهانی از تحولات بنیادین به سرمی بریم ) گفتگو با آنتونی گیدنز،ترجمه نیکو سرخوش، ماهنامه کتاب ماه علوم اجتماعی، سال چهارم، شماره 11و12.
- گیدنز آنتومی (1386) .جامعه شناسی ، ترجمه منوچهر صبوری کاشانی ، تهران، نشر نی .
- رابرتسون ، رونالد ( 1385) جهانی شدن : تئوری هاز اجتماعی و فرهنگ جهانی ، ترجمه کمال پولادی ، تهران ،نشر ثالث با همکاری مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها.
- شفیعی،نوذر (1380) . سازمان های غیر دولتی و جهانی شدن ، پایان نامه دکتری، رشته حقوق و علوم سیاسی ،دانشگاه تهران .
- شولت ، یان آرت (1386) .نگاهی موشکافانه بر پدیده جهانی شدن ، مترجم مسعود کرباسیان ،تهران ،شرکت انتشارات علمی و فرهنگی .
- روزه نا، جمیز (1378) .پیچیدگی ها و تناقض های جهانی شدن ، فصلنامه سیاست خارجی ، ترجمه احمد صادقی ، سال سیزدهم ، شماره 4.
- بایلیس ،جان ؛ اسمیت ،استیو (1382) .دنیای در حال جهانی شدن ، مترجم محمد رضا حسن زاده، رشد آموزش علوم اجتماعی ،شماره 4، وزارت آموزش و پرورش .
- کاظمی ،سید علی اصغر(1380). جهانی شدن فرهنگ و سیاست ( نقد و تحلیل نظری ، معرفت شناختی )، تهران ، نشر قومس.
- واترز، مالکوم (1379).جهانی شدن ، ترجمه اسماعیل مردانی گیوی و سیاوش مریدی ،تهران ،انشارات سازمان مدیریت صنعتی .
- یونسکو (1378). گزارش جهانی فرهنگ، ترجمه شورای ملی یونسکو ، تهران ، کمسیون ملی یونسکو در ایران.
- نش،کیت (1385). جامعه شناسی سیاسی معاصر: جهانی شدن ،سیاست و قدرت ، ترجمه محمد تقی دلفروز با مقدمه دکتر حسین بشیریه، تهران ، انتشارات کویر .

References:
- -Albrow.(1998).the global age,cambrige polity press
-Featherston.M (2000) Globalization the Reader, London athlone press.
-Turner,B.S (2000) Globalization and the postmodernization of culture" in J.Beyn and D.Dunkerley (eds.) globalization the reader.london athlone press.

تاریخ درج1390/2/31 علی راثی

  نظرات ()
مطالب اخیر ترامپ در روز اول ریاست بر ایالات متحده آمریکا چکار می کند؟ ایران به دنبال نمونه ای مدرن از استراتژی آناکوندا برای شکست عربستان سعودی است عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر آیا ایران با ذخایر نفتی و گازی خود می‌تواند روسیه را به چالش بکشد؟ آینده روابط عربستان و هند چالشهای کنونی و چشم انداز روابط هند و پاکستان علل تشدید تنش ها و آینده روابط هند و پاکستان ۱۳٩٥/٧/۱٤ بسترهای گسترش حضور چین در در افغانستان نقش گذشته و آینده قزاقستان
کلمات کلیدی وبلاگ ایران (۱٦٤) ترکیه (۸٠) سوریه (٧٥) امریکا (٦٤) خاورمیانه (٦٢) عربستان (٥٥) بحران سوریه (٤٧) داعش (٤۳) عراق (٤۱) روسیه (٤٠) سیاست خارجی (۳٥) ژئوپلتیک (٢٩) مقالات جغرافیای سیاسی (٢٩) یمن (٢٥) سیاست خارجی ایران (٢٥) مصر (٢٢) تحولات یمن (۱٩) چین (۱۸) اوباما (۱٧) اردوغان (۱٧) پاکستان (۱٦) سیاست خارجی ترکیه (۱٦) سیاست خارجی عربستان (۱٥) تحولات سوریه (۱٤) افغانستان (۱٤) کردها (۱٤) کردستان عراق (۱٤) ایران عربستان (۱۳) قطر (۱۳) القاعده (۱۳) صادرات گاز (۱۳) تحولات جهان عرب (۱۳) امنیت (۱٢) بیداری اسلامی (۱٢) عربستان سعودی (۱٢) روابط بین الملل (۱٢) توافق هسته ای (۱۱) نفت (۱۱) انرژی (۱۱) رقابت ایران و عربستان (۱۱) دیپلماسی (۱٠) سیاست (۱٠) اتحادیه اروپا (۱٠) حوثی ها (۱٠) عبدالرضا فرجی راد (٩) قدرت نرم (٩) سیاست خارجی امریکا (٩) تحریم (٩) اعراب (٩) روابط ایران ترکیه (٩) چین - امریکا (٩) آسیای مرکزی (۸) جهان عرب (۸) ایران امریکا (۸) تروریسم (۸) ژئوپلیتیک (۸) سلفی گری (۸) اسلام گرایی (۸) جهانی شدن (۸) کردستان (۸) حکومت اقلیم کردستان (۸) سیاست خارجی روسیه (۸) روابط ایران روسیه (٧) جمهوری آذربایجان (٧) گاز (٧) اروپا (٧) لبنان (٧) انتخابات (٧) پرونده هسته ای (٧) بندر چابهار (٧) نظام بین الملل (٦) ایران عراق (٦) بهار عربی (٦) قفقاز جنوبی (٦) انتخابات‌ (٦) استراتژی (٦) آفریقا (٦) اسرائیل (٦) پوتین (٦) آذربایجان (٦) وهابیت (٦) هند (٦) اخوان المسلمین (٦) خلیج فارس (٦) بارزانی (٦) تاریخچه داعش (٦) داعش عراق (٦) داعش سوریه (٦) خاورمیانه اسلامی (٦) گاز ایران (٦) خاورمیانه بزرگ (٥) انتخابات شورا (٥) سیاست خارجی چین (٥) بحران عراق (٥) مقالات ژئوپلیتیک (٥) هیدروپلیتیک آب (٥) روابط روسیه ترکیه (٥) خط لوله صلح (٥) دیپلماسی عمومی (٥) جنگ نرم (٥) بحران آب (٥) انتخابات ایران (٥) حزب الله (٥) حزب الله لبنان (٥) جغرافیای سیاسی (٥) امنیت ملی (٥) ترانزیت (٥) فلسطین (٥) رسانه (٥) جغرافیا (٥) رژیم های بین المللی (٥) تبلیغات انتخابات (٥) ژئوپلتیک ایران (٥) شیعیان یمن (٥) نظم نوین جهانی (٥) شمال آفریقا (٤) مذاکرات هسته ای (٤) نوری مالکی (٤) ژئواستراتژیک (٤) افراط گرایی (٤) کردهای سوریه (٤) سیاست خارجی قطر (٤) ارتش آزاد سوریه (٤) مشاوره انتخاباتی (٤) ایران چین (٤) نظریه های روابط بین الملل (٤) علویان ترکیه (٤) ارمنستان (٤) بحران (٤) اوکراین (٤) اسلام (٤) طالبان (٤) بلوچستان (٤) امارات (٤) اردن (٤) جهان اسلام (٤) انقلاب اسلامی (٤) تحریم های بین المللی (٤) منافع ملی (٤) امارات متحده عربی (٤) مرز (٤) بشار اسد (٤) علویان (٤) هژمونی (٤) حقوق بین الملل (٤) دیپلماسی آبی (٤) نظم جدید جهانی (٤) داعش در عراق (٤) جبهه النصره (٤) ژئوپلتیک گاز (٤) فدرالیزم (۳) چاپ تبلیغات انتخابات (۳) شیوه تبلیغات انتخاباتی (۳) خاورمیانه جدید (۳) ایران سوریه (۳) چین اقتصاد (۳) ساختار یمن (۳) جنگ آب (۳) حوثی های یمن (۳) ژئوپلیتیک آب (۳) مقالات ژئوپلتیک (۳) روابط افغانستان -پاکستان (۳) ژنوم ژئوپلیتیک (۳) روابط ایران و عمان (۳) رودخانه مرزی (۳) روابط ترکیه عراق (۳) سیاست خارجی هند (۳) رقابت های ژئوپلیتیکی و (۳) رقابت نفتی (۳) کریدور شمال جنوب (۳) شورای همکاری خلیج فارس (۳) 11سپتامبر (۳) ژئواستراتژی (۳) حسن البنا (۳) اقتصاد سیاسی (۳) شورای امنیت (۳) قفقاز (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) قره باغ (۳) ترکمنستان (۳) عمان (۳) دموکراسی (۳) کلینتون (۳) فرهنگ (۳) ظریف (۳) خزر (۳) بریتانیا (۳) یارانه (۳) روابط خارجی (۳) روابط ایران و عربستان (۳) حافظ نیا (۳) انتخابات ترکیه (۳) مدیریت بحران (۳) انقلاب های عربی (۳) استراتژی ایران در عراق (۳) راهبرد ترکیه در سوریه (۳) علویان سوریه (۳) همکاری بین المللی (۳) قطر شبکه الجزیره (۳) انتخابات امریکا (۳) سیاست خارجی پاکستان (۳) هدف مندی یارانه ها (۳) ایران مصر (۳) ایران هراسی (۳) شیعیان عربستان (۳) منطقه آزاد ارس (٢) هارتلند (٢) موقعیت ایران (٢) برخورد تمدنها (٢) مدل مفهومی (٢) اسد (٢) مرزهای ایران (٢) استراتژِی (٢) انر}ى هسته ای (٢) رژزیم حقوقی (٢) عزت اله عزتی (٢) ترورریسم (٢) انقلاب تونس (٢) مقاومت و حزب الله (٢) پیمان کمپ دیوید (٢) انقلاب مصر (٢) خاورمیانه جدید (٢) علی عبدالله صالح (٢) تحولات خاورمیانه (٢) تحولات مصر (٢) موازنه قدرت (٢) تئوری های روابط بین الملل (٢) لبنان و بحران سوریه (٢) ساختار شورای امنیت (٢) مرزهای دریایی ایران (٢) رشد اسلام گرایی (٢) تحدید حدود مرز (٢) ترکیه سوریه (٢) امریکا خاورمیانه (٢) چالش های ترکیه (٢) ایران ترکبه (٢) انقلابات عربی (٢) ترکیه خاورمیانه (٢) روابط با عراق (٢) بازار انرژی (٢) صادرات نفت (٢) سیاست بین الملل (٢) محمد مرسی (٢) عراق جدید (٢) کردستان سوریه (٢) ژئواکونومیک (٢) امنیت منطقه ای (٢) شیعیان عراق (٢) کردهای ترکیه (٢) روابط ایران و ترکیه (٢) مقام معظم رهبری (٢) حماس (٢) سنگاپور (٢) روحانی (٢) تبلیغات انتخاباتی (٢) سازمان ملل (٢) فرانسه (٢) ارتباطات (٢) تنش زدائی (٢) موسویان (٢) قومیت (٢) ناتو (٢) جهان سوم (٢) هویت ملی (٢) اوپک (٢) غرب (٢) آمریکا (٢) لیبی (٢) مازندران (٢) بی بی سی (٢) جمهوری اسلامی ایران (٢) قزاقستان (٢) حق وتو (٢) مذاکره (٢) کویت (٢) آلمان (٢) هویت فرهنگی (٢) تهدید نرم (٢) احمدی نژاد (٢) اسلام سیاسی (٢) قیمت نفت (٢) کنفدراسیون (٢) ایران هسته ای (٢) نفت وگاز (٢) سازه انگاری (٢) منطقه گرایی (٢) تبارشناسی (٢) هانتینگتون (٢) موادمخدر (٢) تحریم اقتصادی (٢) بازدارندگی (٢) واقع گرایی (٢) حزب عدالت و توسعه (٢) رئیس جمهور آمریکا (٢) فدرالیسم (٢) کریمه (٢) پسا تحریم (٢) ملت سازی (٢) روابط ایران امریکا (٢) دریای جنوبی چین (٢) جزایر چین جنوبی (٢) دولت سازی (٢) خط لوله تاپی (٢) پسابرجام (٢) القاعده یمن (٢) جغرافیای سیاسی (٢) کد ژئوپلیتیک (٢) برجام (٢) داعش افغانستان (٢) هیدرو پلیتیک (٢) بحران یمن (٢) جریان های افراطی (٢) گروه سلفی خراسان (٢) گروه خراسان (٢) افغانستان ایران (٢) دولت اسلامی عراق و شام (٢) گروه تکفیری خراسان (٢) منابع گازی (٢) کنکره امریکا (٢) کریدور شمال- جنوب (٢) طرح توسعه شرق (٢) توسعه شرق (٢) یرنامه چهارم توسعه (٢) ترکیه داعش (٢) تبارشناسی تروریسم (٢) ساختار سیاسی عمان (٢) ساختار قومی یمن (٢) شیعیان زیدی (٢) تروریسم سلفی (٢) الگوی امنیتی (٢) سلفی گری وهابی (٢) قدرت ملی (٢) ایران ترکیه سوریه (٢) داود اوغلو (٢) ترکیه وبحران سوریه (٢) ایران اعراب (٢) القاعده آفریقا (٢) گرو های تندرو (٢) کشور عمان (٢) امنیت جمهوری اسلامی ایران (٢) موضوع هسته ای ایران (٢) رقایت امریکا روسیه (٢) رقابت ایران و ترکیه (٢) تاریخ یارانه (٢) سیاست خارجی روسیه (٢) عبدربه منصور هادی (٢) اسلام رادیکال (٢) رادیکالیسم اسلامی در آفریقا (٢) آگهی انتخاباتی (٢) مشاوره تبلیغات انتخابات (٢) جایگاه قطر (٢) چاپ آگهی انتخاباتی (٢) چاپ تراکت انتخابات (٢) ترورریسم سوری (٢) تجزیه سوریه (٢) تحریم سیاسی (٢) اقتصاد امارات (٢) امنیت سیاسی (۱) جوک قومیتی (۱) روابط جهانی (۱) توافق ایران و 1+5 (۱) عمق استراتژیک (۱) عمق استراتژیک ایران (۱) روسیه سوریه (۱) تحریم های بین النللی (۱) تحریم های بکجانبه (۱) امنیت، (۱) قفقاز شمالی (۱) روابط ایران و پاکستان (۱) انتخابات پارلمانی المان (۱) حزب سبز آلمان (۱) محمد جواد ظریف (۱) مذاکرات سازش (۱) یاران رئیس جمهور (۱) گروه های ذینفوذ (۱) همگرایی، واگرایی (۱) منارعات قومی (۱) ارتش آزاد مصر (۱) بوکوحرام (۱) توسعه ملی (۱) سیاستهای امنیتی (۱) جنگ تمدنها (۱) احزاب عراق (۱) دموکراسی در عراق (۱) تحریم اقتصادی (۱) تحریم نفتی (۱) چالش های صادرات گاز (۱) سیاست خارجی دولت نهم ودهم (۱) جبهه اسلامی سوریه (۱) اتحادیه اروپایی (۱) روند صلح (۱) فلسطین، اسرائیل (۱) روندصلح خاورمیانه (۱) جغرافیای خاورمیانه (۱) تاریخ خاورمیانه جدید (۱) مازی (۱) شیعیان مالزی (۱) بلوچستان آزاد (۱) شورای روابط خارجی اروپا (۱) مدل مفهومی بحران سوریه (۱) تروریسم رسانه ای (۱) ریشه های بحران سوریه (۱) دوران جنگ سرد (۱) یکجانبه گرایی (۱) چندجانبه گرایی (۱) مفهوم منطقه گرایی (۱) معاهده شنگن (۱) نظریه های انقلاب (۱) انقلاب های عربی (۱) نظریه های جغرافیای سیاسی (۱) نظریه های ژئوپولیتیک (۱) منابع کنکور دکتری علوم جغرافیا ی سیاسی (۱) هارتلند جدید (۱) بهار عربی، (۱) گروه های معارض سوریه (۱) حزب سلفی نور (۱) حزب النهضه (۱) ژئواستراتژی جهانی (۱) مکیندر (۱) چاپ بنر انتخابات (۱) بروشورهای انتخابات (۱) تبیلغات انتخابات (۱) چاپ آگهی (۱) طراحی آگهی انتخابات (۱) جایگاه انتخابات در ایران (۱) اقتصاد ترکیه (۱) تبلیغات انتخابات مجلس (۱) تبلیغات در انتخابات (۱) شیوه های انتخاباتی (۱) غلامحسن حیدری (۱) تبلیغات انتخابات رسانه (۱) چاپ آگهی انتخابات (۱) هزینه تبلیغات انتخابات (۱) نقش اردن در سوریه (۱) ماهیت اقتصاد سیاسی بین‌الملل (۱) اعتراضات ترکیه (۱) اسلام گرایی آفریقا (۱) چاپ تبلیغات انتخاباتی (۱) چاپ انتخابات (۱) اس 300 (۱) امنیت ایران (۱) انتخابات تبلیغات (۱) شیوه های تبلیغات (۱) یارانه ها در جهان سوم (۱) تاریخچه هدف مندی یارانه ها (۱) فتح اله گولن (۱) انقلاب اسلامی ایران (۱) عراق کردستان (۱) بغداد اربیل (۱) تجمیع انتخابات (۱) مشاکرت سیاسی (۱) شورای اطلاعات ملی آمریکا (۱) محمئد (۱) استراتژی ایران (۱) تغییر نظام سوریه (۱) قراردادگاز ایران پاکستان (۱) روابط فرهنگی (۱) واردات گاز ترکمنستان (۱) رقابت ایران و مصر (۱) العراقیه (۱) ایران ترکیه (۱) جریان مقاومت (۱) جبهه مقاومت (۱) تئوری جیمزروزنا (۱) ایرانیان در قزاقستان (۱) شیعیان قزاقستان (۱) آذری های قزاقستان (۱) نونس (۱) نقشه سوریه (۱) نقشه نبرد در سوریه (۱) جبهه‌های جنگ در سوریه (۱) انرژی هسته ای (۱) تروریسم سلفی- تکفیری (۱) بندربن سلطان (۱) دیپلماسی شهری (۱) اسه آن (۱) نگاه به شرق (۱) سلفی گری تکفیری (۱) وهابیت تکفیری (۱) تحولات اقتصادی امارات (۱) احزاب آذربایجان (۱) جنبش مقاومت (۱) شمال عراق (۱) آگهی جذب فوق لیسانس علوم سیاسی (۱) اقتصاد قطر (۱) ابوبکر البغدادی (۱) کارکرد گرایی (۱) داعش در سوریه (۱) الحوثی ها (۱) انتخابات‌ سوریه (۱) حامیان داعش (۱) موصل (۱) اقتصاد یمن (۱) یمن در نگاه استراتژیک عربستان (۱) زیدی های یمن (۱) جغرافیای یمن (۱) واقعیت داعش (۱) کردهای عراق (۱) آینده کردها (۱) اقتصاد عمان (۱) نفت کردستان (۱) ژئوپلیتیک عراق (۱) مناطق جدایی طلب اروپا (۱) جدایی طلبی (۱) کوبانی (۱) تقابل ترکیه-عربستان (۱) اختلاف ترکیه عربستان (۱) رقابت ترکیه عربستان (۱) سقوط صنعا (۱) نقش ایران عربستان در یمن (۱) رابطه ترکیه با داعش (۱) ساختار قومی (۱) کردهای ایران (۱) انرژى هسته ای (۱) ترانزیت گاز (۱) انصارالله (۱) موقعیت اقتصادی یمن (۱) جایگاه منطقه ای یمن (۱) روابط آمریکا روسیه (۱) حسن بهشتی پور (۱) تحریم های علیه ایران (۱) نیچروان بارزانی (۱) استخدام کارشناس ارشد علوم سیاسی (۱) دعوت به همکاری روابط بین الملل (۱) استخدام کارشناس ارشد روابط بین الملل (۱) استخدام ارشد روابط بین الملل (۱) قدرت ملی ایران (۱) دالان شمال جنوب (۱) ژئوپلتیک بلوچستان (۱) فیمینسیم (۱) مدیریت سیاسی فضا (۱) منظقه آزاد چابهار (۱) سیاست خارجی افغانستان (۱) گروه تروریستی خراسان (۱) روابط عربستان اسرائیل (۱) تفاهم لوزان (۱) داعش آفریقا (۱) مختاری،حسین (۱) عبدی،عطاءالله (۱) مدل اندرسون، (۱) الرمادی (۱) پارلمان ترکیه (۱) ارتش های جهان (۱) روسیهر (۱) ژئوپلتیک نفت (۱) آثار توافق هسته ای بر خاورمیانه (۱) سلاح های روسی (۱) روابط روسیه چین (۱) نقش امارات در یمن (۱) جنبش گوران (۱) نظریه‌های ژئوپلیتیک (۱) داعش در آسیای مرکزی (۱) دولت آشتی ملی افغانستان (۱) سیاست خارجی پاکستان (۱) دموکرات ها (۱) عربستان یمن (۱) ژئواستراتژیک ایران (۱) انتخایات ترکیه (۱) اسلام گرایان ترکیه (۱) محمد ابن عبدالوهاب (۱) نوار مرزی ایران ترکیه (۱) مسائل مرزی (۱) تجزیه استانهاس سنی عراق (۱) تحول ژئوپلیتیک (۱) ساختار ژئوپلیتیکی جهان (۱) الگوهای اسلام گرایی (۱) نظریه های روابط بین الملل ریه های (۱) بازدارندگی استراتژیک (۱) ضدژئوپلیتیک (۱) ژئوپلیتیک مقاومت (۱) سایکس-پیکو (۱) کیومرث یزدان پناه (۱) سیاست خارجی فرانسه (۱) اختلاف مصر و عربستان (۱) مصر عربستان (۱) اقلیت های قومی ترکیه (۱) اقلیت های زبانی ترکیه (۱) اقلیت های دینی ترکیه (۱) جریان های وهابی (۱) روسیه آذربایجان (۱) دولت-ملت (۱) دولت -ملت سازی (۱) نوروپلیتیک (۱) بحران خاورمیانه (۱) روابط پاکستان افغانستان (۱) تحولات سیاسی ترکیه (۱) پایگاه هوایی روسیه (۱) شی جین‌پینگ (۱) شهر ملکان (۱) اکولوژی سیاسی (۱) جغرافیای سیاسی شهر (۱) آبراه خزر روسیه (۱) منازعات دریایی (۱) اختلافات دریایی (۱) اقلیم در ژئوپلتیک (۱) ژئوپلیتیک خاورمیانه (۱) قانون مناطق دریایی (۱) ایران هند (۱) گوادر (۱) صلح کردها (۱) پیمان شانگهای (۱) تاثیر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (۱) سیاست خارجه ایران و عراق (۱) سیاست خارجی عراق (۱) اقوام عراق (۱) بازارنفت (۱) روابط عربستان امریکا (۱) سیاست خارجی قزاقستان (۱) چین -افغانستان (۱) روسیه اتحادیه اروپا (۱) هند پاکستان (۱) روابط هند و پاکستان (۱) روابط هند وعربستان (۱) روابط عربستان وهند (۱) بحران کشمیر (۱) هند کشمیر (۱) پاکستان کشمیر (۱) استراتژِی آناکوندا (۱) مناطق آزاد ترکیه (۱) ژئوپلتیک مقاومت اسلامی (۱) بنیان‌های ژئواستراتژیک (۱) بازاریابی انتخابات (۱) کمپین انتخاباتی (۱) برنامه‌ریزی تبلیغاتی (۱) اهداف روسیه در سوریه (۱) مدل های دولت-ملت (۱) دولت-ملت سازی (۱) رهیافت اسلامی ایرانی (۱) روابط چین بریتانیا (۱) روابط ایران -اروپا (۱) عربستان روسیه (۱) کریدورهای ترانزیتی (۱) بندرچابهار (۱) کریدورهای بین المللی (۱) کریدورشرق- غرب (۱) موقعیت ترانزیتی ایران (۱) داعش در پاکستان (۱) کشورهای دو سه دولتی (۱) 13نوامبر پاریس (۱) انفجارهای پاریس (۱) حمله داعش به پاریس (۱) حملات تروریستی پاریس (۱) راهبرد نظامی ژاپن (۱) اهمیت هیدروپلیتیکی ایران (۱) روابط ترکیه عربستان (۱) روابط اعراب ترکیه (۱) روابط ترکیه با اعراب (۱) ژئوپلتیک اروپا (۱) روسیه اوکراین (۱) اندیشه سیاسی اهل سنت (۱) خلافت از دیدگاه اهل سنت (۱) مبانی اندیشه سیاسی (۱) بازارهای منطقه ای گاز (۱) قتصاد سیاسی بین الملل (۱) نو واقع گرایی (۱) رسول حاج احمدی (۱) حسین اژدر (۱) فدراسیون و کنفدراسیون (۱) ژئوپلیتیک فضای مجازی (۱) موتلفه اسلامی (۱) المنار (۱) توییتر (۱) تقسیمات کشوری (۱) ژئواکونومی (۱) شنگن (۱) بنیادگرایی (۱) سلاح شیمیایی (۱) لویی جرگه (۱) مفهوم قدرت (۱) جنگ رسانه (۱) چابهار (۱) سرحد (۱) جهانی سازی (۱) موساد (۱) رژیم حقوقی (۱) جنگ سرد (۱) اقتصاد جهانی (۱) زیباکلام (۱) اسامه بن لادن (۱) فعالیت هسته ای (۱) ژئوپولیتیک (۱) رود ارس (۱) دولت یازدهم (۱) الشباب (۱) سیاست داخلی (۱) سازمان های بین المللی (۱) آذری ها (۱) گرهاردشرودر (۱) الهام علی اف (۱) نواندیشی دینی (۱) برنامه هسته ای ایران (۱) احسان شریعتی (۱) تنب بزرگ (۱) ترانزیت کالا (۱) پراگماتیسم (۱) امارات متحده (۱) ارتش چین (۱) پیروزی در انتخابات (۱) امنیت انرژی (۱) چاوز (۱) فرانسیس بیکن (۱) آلاسکا (۱) کشمیر (۱) ابوموسی (۱) آسیای مرکزی و قفقاز (۱) رضاشاه (۱) ایران گردی (۱) رژیم صهیونیستی (۱) منافع (۱) رئیس جمهور (۱) پ ک ک (۱) پارس جنوبی (۱) فیس بوک (۱) صدای امریکا (۱) جنگ روانی (۱) آل سعود (۱) راه آهن (۱) بین الملل (۱) بی بی سی فارسی (۱) تاریخ اسلام (۱) فدراسیون (۱) گرجستان (۱) هرمنوتیک (۱) علوم سیاسی (۱) احمد بن حنبل (۱) ریگی (۱) هوگو چاوز (۱) اومانیسم (۱) کره جنوبی (۱) آتاتورک (۱) انتخابات آمریکا (۱) ملی گرایی (۱) ترکمن (۱) جغرافیای سیاسی خاورمیانه (۱) چشم انداز (۱) ملکان (۱) آینده پژوهی (۱) مشترک المنافع (۱) ابن تیمیه (۱) هیلاری کلینتون (۱) ارتش (۱) مصدق (۱) بغداد (۱) جان مک کین (۱) گردشگری (۱) رهبری (۱) دولت (۱) حج (۱) مبارک (۱) سرزمین (۱) توسعه (۱) موشک (۱) مدیریت (۱) ونزوئلا (۱) مقاومت (۱) سلام (۱) شریعتی (۱) بوش (۱) شیعیان (۱) انتفاضه (۱) آذری (۱) دبی (۱) دانش (۱) علم (۱) انقلاب ایران (۱) ماهواره (۱) انتخابات مجلس (۱) مشارکت سیاسی (۱) نظریه (۱) قالیباف (۱) اقتصاد ایران (۱) عبدالله شهبازی (۱) اسلام هراسی (۱) سکولار (۱) هیرمند (۱) تجارت آزاد (۱) جزایر سه گانه (۱) دریای خزر (۱) شما (۱) باکو (۱) انگلستان (۱) حاکمیت (۱) سکولاریسم (۱) استراتژیک (۱) توسعه اقتصادی (۱) تشیع (۱) ژاپن (۱) هویت (۱) توریسم (۱) احزاب (۱) توسعه پایدار (۱) بحرین (۱) حمل و نقل (۱) مشارکت مردمی (۱) صهیونیسم (۱) اکونومیست (۱) قانون انتخابات (۱) سوخت هسته ای (۱) ویلیام جیمز (۱) اخوان المسلمین سوریه (۱) جنگ نفتی (۱) نظر سنجی انتخاباتی (۱) جغرافیای ملکان (۱) سیاست ترکیه (۱) نظام بین المللی (۱) جمهوری خواهان (۱) ارتش امریکا (۱) نظم منطقه ای (۱) سقوط بشار اسد (۱) محورمقاومت (۱) تاثیر ماهواره بر جوانان (۱) هژمون (۱) ارتش آزاد (۱) پیروزی اوباما (۱) ارتش عراق (۱) فلسفه جغرافیا (۱) مسعود بارزانی (۱) موازنه منطقه ای (۱) شهرستان ملکان (۱) جلال طالبانی (۱) عدالت و توسعه (۱) جنبش اسلامی (۱) انقلابات عربی و ترکیه (۱) اربیل (۱) خاورمیانه رمیانه (۱) کردستان ترکیه (۱) توازن قدرت (۱) انقلاب سوریه (۱) خلیج‌فارس (۱) قدرت نرم ایران (۱) ترکیه اسرائیل (۱) سیاست خاورمیانه ترکیه (۱) اهداف ترکیه (۱) اختلافات مرزی (۱) احزابرسیاسی ایران (۱) ناپایداری احزاب (۱) قدرت نظامی (۱) اعتراضات سوریه (۱) ترکیه و اعراب (۱) ترکیه سیاست خارجی (۱) روابط ایران و عراق (۱) مطالعات منطقه ای (۱) ایران و عربستان (۱) ایران ترکیه جهان عرب (۱) امنیت اسرائیل (۱) اهداف ترکیه در سوریه (۱) مشارکت‌ سیاسی‌ (۱) رای‌ و رای‌دادن‌ (۱) تبلیغات‌ انتخاباتی‌ (۱) پیامدهای سقوط بشار اسد (۱) سقوط اسد (۱) سقوط سوریه (۱) خطوط مرزی (۱) چاک هاگل (۱) عهدنامه 1975 (۱) مرزایران عراق (۱) مناقشات مرزی (۱) مرزهای غربی ایران (۱) مرز عراق (۱) ترکان سین کیانگ (۱) استراتژی امریکا (۱) [ جریان های ملی گرا (۱) تحولات ایران (۱) بازیگران تحولات سوریه (۱) مخالفان آل سعود (۱) اسلام گرایی ترکیه (۱) اهل تسنن عراق (۱) جنبش مصر (۱) انقلاب مصز (۱) تحولات لبنان (۱) شیعیان کویت (۱) انتخابات گویت (۱) بحرانهای قومی عراق (۱) ترکیه عراق (۱) میادین نفت و گاز (۱) مرزهای ایران در خلیج فارس (۱) مرزهای ایران و کویت (۱) آثار بحران سوریه (۱) پیامدهای بحران سوریه (۱) ژئوکالچر (۱) استراتژی چیست (۱) تاثیرات شبکه های ماهواره ای (۱) نقش مخرب شبکه های خارجی (۱) اصلاح شورای امنیت (۱) استراتژی امنیت (۱) انتخابات کویت (۱) پیامدهای انتخابات کویت (۱) امریکا خلیج فارس (۱) امریکا سیاست خارجی (۱) پارس جنوبی (۱) رژیم های سیاسی (۱) جامعه شتاسی سیاسی (۱) تئوری های بین الملل (۱) حمیرا مشیر زاده (۱) تاریخ سوریه (۱) اقتصاد سوریه (۱) جغرافیای سوریه (۱) تحولات عربی (۱) رقابت ایران ترکیه (۱) ایران پاکستان (۱) قطر سیاست (۱) روابط خارجی قطر (۱) قطز خاورمیانه (۱) امریکا قطر (۱) موازنه نرم (۱) انتخابات 2012آمریکا (۱) سیاست های روسیه (۱) رئیس جمهور روسیه (۱) سیاست های روسیه سیه (۱) رسانه های یهودی (۱) اامپریاالیسم رسانه ای (۱) شبکه ماهواره (۱) الکوثی (۱) هادی تی وی (۱) شبکه جهانی اهل بیت (۱) تاریخچه بی بی سی (۱) کارمندان بی بی سی فارسی (۱) رسانه نوین (۱) رسانه های ارتباطی (۱) آثار ماهواه (۱) رسانه فارسی (۱) ایران، (۱) جهان تک قطبی (۱) جنبش صهیونیسم (۱) تجزیه عربستان (۱) سید قطب (۱) مناقشه اعراب و اسرائیل (۱) جنبش اخوان المسلمین (۱) اخوان المسلمین آفریقا (۱) جمال عبداناصر (۱) فرار عروس قذافی (۱) همسر قذافی (۱) اویغورها باما (۱) تحولات مصر لات مصر (۱) آینده مصر (۱) ترک ها (۱) جان کری (۱) مدیریت سیاسی (۱) ساختارگرایی (۱) مورگان شوستر (۱) برساخت گرایی (۱) اویغورها (۱) انقلاب یمن (۱) موج بیداری (۱) آل خلیفه (۱) قذاقی (۱) تهاجم رسانه ای (۱) قدرت سخت (۱) سونامی بیداری اسلامی (۱) مرزهای ایران و عراق (۱) شبکه های فارسی زبان (۱) نظریه دولت (۱) سیر تکوین دولت درایران (۱) مفهوم دولت (۱) تحول حکومت در ایران (۱) تحولات عربستان (۱) جغرافیای انتخابات (۱) ارتش روسیه (۱) میادین مشترک (۱) ملک سلمان (۱) امپریالیسم خبری (۱) مقالات رسانه و اینترنت (۱) ‍ژئورسانه ژئومدیا (۱) حزب الله و رفتار رسانه ای (۱) ایران- روسیه (۱) جوزف نای (۱) سفیر انگلیس (۱) نهضت ملی نفت (۱) پایگاه دریای ام الغنم (۱) پایگاه هوایی ظهران (۱) پایگاه دریایی جفیر (۱) پایگاه دریایی خضب (۱) منابع ارشد ژئوپلتیک (۱) منابع ارشد جغرافیای سیاسی (۱) مبانی جغرافیا (۱) متون تخصصی جغرافیا (۱) ژئوپلتیک دوره تولد (۱) ژئوپلتیک دوره احیا (۱) ژئوپلتیک دوره افول (۱) ژئوپلتیک دوره شکوفایی (۱) ژئواستراتژِی خلیج فارس (۱) دکتر سمیعی (۱) اقوام -قومیت (۱) الیاس واحدی (۱) نظریه های ژئوپلتیک (۱) عوامل ژئوپلتیک (۱) راتزل (۱) ایران-امریکا (۱) روسیه-چین (۱) مجتهدزاده (۱) پور پویان رضا (۱) منابع دکترای جغرافیای سیاسی (۱) ژئوپلتیک انتقادی (۱) ژئوپلتیک فراگیر (۱) قدرت نظامی ایران (۱) سیدجمال الدین (۱) ایران اروپا (۱) علاوی (۱) فرصت چالش (۱) حوادث زاهدان (۱) هانتیگتون (۱) مرز امنیت (۱) گزارش سازمان ملل (۱) جنگ یمن (۱) حسین بشیریه (۱) نجران (۱) چرخه سوخت هسته ای (۱) جهانی شدن فرهنگ (۱) الوین تافلر (۱) مصطفی کمال آتاتورک (۱) هویت قومی (۱) شیعه ستیزی (۱) صعده (۱) جنگ داخلی (۱) نظریه تربیتی (۱) مناقشه (۱) ترامپ (۱)
دوستان من اسلام تایمز العالم الوقت انتخاب انجمن ژئوپلیتیک ایران انجمن علوم سیاسی اندیشکده روابط بین الملل ایراس ایران بالکان بولتن پرس تی وی پژوهشکده مطالعات راهبردی تابناک ترکیه TRT خبر آنلاین خبرگزاری آران نیوز خبرگزاری ایرنا خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ترند خبرگزاری تسنیم خبرگزاری فارس خبرگزاری مشرق دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه دیپلماسی ایرانی روز نو ژئوپلیتیک ایرانی عصرایران فرارو فصلنامه مطالعات راهبردی کرد پرس مرکز بین المللی مطالعات صلح مرکز تحقیقات استراتژیک مرکز مطالعات استراتژیک آریا مرکز مطالعات تاریخ معاصر مرکز مطالعات سیاستگذاری عمومی مرکز مطالعات وزارت امورخارجه مطالعات قفقاز موسسه مطالعات آمریکای شمالی موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی پرتال زیگور طراح قالب