ایران بازگو
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ایران بازگو
آرشیو وبلاگ
      ایران بازگو (بازگو کننده گلچینی ازاخبار و پژوهش های سیاسی و ژئوپلتیکی روز ایران و جهان)
مقاله جغرافیای سیاسی تحول جکومت در ایران نویسنده: ایران بازگو - ۱۳۸٩/۱٠/۱٦

مقدمه

همان‌طور که پیشتر ذکر شد جغرافیاى سیاسى، پدیده‏هاى سیاسى را در فضاى درونى یک کشور مورد بحث قرار مى‏دهد و کشور نیز از پیوند سه عامل ملت، حکومت و سرزمین تشکیل مى‏شود. مکانیزم اداره سرزمین از سوی حکومت‌ها بر اساس اراده ملت پیونددهنده این سه عنصر است و از پیوند این سه عنصر مفهوم کشور واقعیت می‌یابد. بحث حکومت(دولت) که در این فصل مورد بررسی قرار می‌گیرد در درجه نخست یکی از بحث‌های جغرافیای سیاسی است چرا که این مفهوم از یک سو ساختار سیاسی سازمان‌دهنده محیط جغرافیایی را واقعیت می‌بخشد و یک مبحث جغرافیایی شمرده می‌شود و از سوی دیگر مفهومی است که نقش‌آفرینی سیاسی در محیط جغرافیایی را تمرکز ویژه‌ای می‌دهد و جنبه‌ای سیاسی دارد. در واقع، حکومت بعد عمودی ساختار سیاسی، تشکیلاتی و قانونی است که بر مبنای رضایت عمومی مردم در یک گروه انسانی مشخص شکل می‌گیرد. سرزمین نیز بدنه فیزیکی کشور، چهره افقی یا فیزیکی ساختار سیاسی یاد شده است. به گفته دیگر سرزمین یا کشور جلوه‌گاه فیزیکی حکومت و حکومت ساختار عمودی سازمان‌دهنده سرزمین است.

 از نظر ترتیب توالی پیدایش و مرتبه اعتبار در نظام جهانی، حکومت‌ها به سه دسته اصلی حکومت قبیله‌ای، حکومت سرزمینی و حکومت ملی تقسیم می‌شوند. حکومت قبیله‌ای در مقایسه با گونه‌های دیگر ساختار حکومتی، قدمت بیشتری دارد و بر اساس بعضی از زمینه‌های دینی و سنتی به وجود آمده است و در پایین‌ترین رتبه از تکامل و اعتبار قرار می‌گیرد. حکومت سرزمینی در مقایسه با حکومت قبیله‌ای جدیدتر است. این نوع حکومت بر اساس وجود سرزمین، فتح سرزمین یا گستره‌های مورد ادعای سرزمینی به وجود می‌آید. در واقع حکومت‌هایی که بر اساس انگیزه‌های غیرملتی مانند ایدئولوژی و مذهب در رابطه با سرزمین به وجود می‌آیند، حکومت سرزمینی می‌باشند. حکومت ملتی نیز بر اساس وجود یک ملت یکپارچه و مشخص شکل می‌گیرد. نظام حکومت ملتی از مفهوم حاکمیت ملی ناشی می‌شود و همان مفهوم را واقعیت می‌بخشد. در واقع درهم آمیزی دو مفهوم حکومت و ملت که سبب پیدایش مفهوم نوین حکومت ملتی شده است، اصل مفهوم حکومت را به اصل مفهوم ملت بسیار نزدیک می‌سازد(مجتهدزاده،1381:102).

مفهوم دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، مفهوم دولت مدرن است. در واقع اولین شکل دولت مدرن، دولت مطلقه بود. دولت (حکومت) مطلقه، نوع حکومتی بود که بعد از رنسانس در اروپا ایجاد شد و شکل مدرن آن در ایران در زمان رضا‌شاه به وقوع پیوست. این واژه(دولت مطلقه)، در میانه سده نوزدهم در اروپا رایج شد و منظور دقیق از آن نوع حکومتی بود که در انتقال جامعه از فئودالیته به سرمایه‌داری اولیه نقش اساسی داشت و به این منظور اصلاحات اداری، اقتصادی، دیوانی و مالی قابل‌ملاحظه‌ای انجام داد.

 

شکل(1-2): روند تحول دولت مطلقه در اروپا

قرن 9   قرن 12   قرن 14   قرن 17   قرن 18  قرن 19   قرن 20  قرن21

دولت مدرن

 
                     

 دولت فئودالی              گذار از فئودالیته          مطلقه ماقبل مدرن   

                   

                 مطلقه مدرن  محافظه کار    لیبرال                             رفاه                نئولیبرال

مأخذ: (افضلی،1386: 42).

از ویژگی‌های دولت مطلقه مدرن می‌توان به تمرکز و انحصار منابع، پیدایش ارتش جدید، تقویت بوروکراسی عقلانی و ناسیونالیسم اشاره نمود. به‌طور کلی دولت‌های مطلقه با درهم شکستن ساختارهای فئودالی و نیروهای ارتجاعی و ایجاد تمرکز و وحدت اقتصادی شرایط لازم برای انباشت اولیه ثروت را فراهم نمودند و سرانجام در نتیجه انقلاب‌های بورژازی فروپاشیدند(افضلی، 1386: 443).

همان‌طور که ذکر شد در ایران نیز نخستین دولت مطلقه مدرن در غیاب گروه‌های نوساز، نظیر بورژوازی ملی قدرتمند، ارتش و نظامیان احزاب ملی مستقل در هیات دولت نوساز رضاشاه پدیدار گشت و به‌عنوان کارگزار و حامل توسعه و عامل انقلاب از بالا نقش مهمی در انجام اصلاحات اقتصادی، اداری، بسط اقتدار دولت مرکزی بر پیرامون و ایجاد وحدت و یکپارچگی فرایند ملت‌سازی و دولت‌سازی ایفا نمود.

در ابتدا و قبل از وارد شدن به مبحث حکومت و تحولات آن در ایران، نگاهی کوتاه به نظریه‌های پیدایش دولت در ایران می‌اندازیم.

 

نظریه‌های پیدایش دولت در ایران

تاکنون نظریه‌های مختلفی درباره پیدایش دولت مطرح شده است. نظریه‌هایی از قبیل نظریه قرارداد اجتماعی، نظریه طبیعی یا فطری، نظریه الهی، نظریه تکامل، نظریه غلبه، نظریه اقتصادی و نظریه دفاعی- امنیتی از جمله این نظریه‌ها می‌باشند. برخی از این نظریه‌ها در ارتباط با کشورهای غربی مطرح شده و برخی مشترک و برخی خاص جوامع آسیایی می‌باشد. در این قسمت به بررسی نظریه‌هایی می‌پردازیم که درباره پیدایش دولت در ایران مطرح شده است.

 

1- نظریه «استبداد شرقی» مونتسکیو و هگل: این دو فیلسوف برجسته که شرق برای آنها جذاب بود، تفاوت‌های دو نظام شرق و غرب را بر بنیادهای فرهنگی توجیه کرده‌اند. از نظر مونتسکیو، جوامع شرقی برخلاف جوامع غربی، هیچ محدودیت و ممنوعیتی برای حاکمان خود قائل نیستند؛ زیرا اساس این جوامع بر «ترس» استوار است و انسان‌ها در این‌گونه جوامع خلق شده‌اند تا از روی ترس از اراده مطلق حاکم، کورکورانه اطاعت کنند. هگل نیز معتقد بود که جهان شرق در مقایسه با جهان ژرمنی قادر نبوده است طبقه‌ای با حقوق مستقل ایجاد کند؛ زیرا در مرتبه تاریخی پایین‌تری از «شعور به آزادی» قرار داشته است.

2- نظریه وجه تولید آسیایی: این نظریه را نخستین بار مارکس و انگلس در سال 1853 طی سلسله مقالاتی در نقد سیاست خارجی بریتانیا در نشریه نیویورک دیلی تریبون انتشار دادند. ازنظر مارکس «شیوه تولید آسیایی» نشانگر ساختار اقتصادی جامعه‌ای عمدتاً کشاورزی است که ازترکیب مالکیت ارضی و حاکمیت سیاسی در کالبد یک حکومت متمرکز به وجود می‌آید. دولت آسیایی به خاطر جایگاه دو‌گانة خود در مقام مالک - حاکم، مازاد اقتصادی تولیدکنندگان مستقیم را به صورت مالیات - بهره مالکانه تصاحب می‌کند. از این رو، روابط تصرف (استثمار) مستلزم روابط طبقاتی نیست، بلکه ناشی از اِعمال فشار سیاسی محض از جانب دولت است؛ امری که در کل مبنای این شیوه تولید است. دولت آسیایی بازتولید اقتصاد را تأمین و تضمین می‌کند و در عین حال اساساً مستقل از روابط اقتصادی باقی می‌ماند. فقدان نهاد مالکیت خصوصی بر زمین و طبقه مالک مستقل از دولت، ویژگی‌های معرف این مفهوم و تفسیرهای گوناگون آن در نظریه مارکسیستی است. مارکس و انگلس طی مقاله‌ای می‌نویسند: «شرایط اقلیمی، وضع زمین، فضای عظیم، بیابانی که از صحرای آفریقا از طریق عربستان و ایران و هندوستان و تاتارستان، تا ارتفاعات فلات آسیا ممتد است سیستم آبیاری مصنوعی را به کمک ترعه‌ها و تأسیسات آبیاری، پایه زراعت شرقی کرده است.» و «ضرورت استفاده صرفه‌جویانه از آب در شرق، مداخله قدرت متمرکز دولت را می‌‌طلبد. منشأ آن وظیفه اقتصادی یعنی وظیفه سازمان دادن امور عمومی که دولت‌های آسیایی مجبور بودند اجراء کنند، از همین جاست».

3- نظریه دولت‌های آبی (هیدرولیک): این نظریه را کارل ویتفوگل بر اساس نوشته‌های انگلس ارائه کرد بدین صورت که چون جوامع روستایی متاثر از شرایط آب و هوایی خاص دچار کم آبی و در نتیجه نیازمند یک نظام آبیاری بودند، دستگاه اجرایی متمرکز ویژه‌ای نیاز بود تا کار هماهنگی و توسعه امور آبی را به عهده بگیرد. در نتیجه این دستگاه به علت اختیاری که در نظارت و سلطه بر امور حیاتی جامعه و به‌طور مشخص آب داشت، قادر به کسب قدرت مطلقه شده و به‌صورت نیرویی برتر از جامعه درآمد. چنین امپراطوری‌هایی در دوره‌های معینی در مصر باستان، هند، چین، بین‌النهرین و ایران عصر هخامنشی و ساسانی حکومت می‌کردند؛ ولی این نظریه در برخی از جوامع و مقاطع تاریخی، نظیر ایران عصر صفوی و ایران قرن نوزدهم در دوران قاجاریه کارآیی ندارد.

4- نظریه ضرورت امنیت و دفاع: بررسی تشکیل اولین دولت‌ها در فلات ایران، نشان می‌دهد که ضرورت‌های دفاعی منشاء تشکیل دولت بوده است. تمدن ایلام در منطقه حاصلخیز جنوب ‌غربی ایران (خوزستان، ایلام،‌ لرستان) و به مرکزیت شوش شکل گرفت. این تمدن مورد تهاجم بابلی‌ها‎‏، اکدی‌ها، سومری‌ها و طوایف بدوی قرار داشت. خود ایلامی‌ها نیز به اطراف یورش می‌بردند تا این که بالاخره تمدن ایلام در سال 645 ق.م، به دست «آشور‌بانی پال» منقرض شد. تفاوت‌های اجتماعی، جغرافیایی و فرهنگی ایلامی‌ها با اقوام پیرامونشان به ویژه اقوام ساکن در بین‌النهرین که موضوع حفاظت و حراست از امنیت و حیات آنها را مطرح می‌ساخت، وجود دولتی را برای اجرای این مأموریت دفاعی توجیه می‌کند.

بدین‌ترتیب ملاحظه می‌شود که در تأسیس ایلامی‌ها که جزء اولین دولت‌های ایرانی بوده‌اند، عامل دفاع و امنیت در مقابل تهاجم اقوام،‌ نقش چشمگیری داشته است.

5- نظریه انسان‌شناسی: انسان فطرتاً خواهان قدرت،‌ فرمانروایی و به استخدام درآوردن انسان‌ها و هم‌نوعان خود است و دوست دارد اراده مطلق خود را اعمال کند. تاریخ ایران، از این‌گونه فرمانروایان مستبد که بعضاً در چارچوب نظام اجتماعی قبیلگی سمت رهبری داشته‌اند، زیاد به خود دیده است. این فرمانروایان با انگیزه‌های شخصی یا قومی و قبیلگی حکومت تشکیل می‌دادند و با اختیارات مطلقه، نظامی موروثی تأسیس می‌کردند؛ آنها بر سرزمین‌‌های وسیع فرمان می‌راندند و پس از بروز ضعف و سستی، به دست فرمانروا و سردار دیگری از پای درمی‌آمدند.

6- نظریه حکومت ملکوتی- مردمی: بر طبق این نظریه حکومت در ایران از صبغة الهی برخوردار بوده است و از بدو پیدایش،‌ بر دو پایه مستقل «ملکوتی» و «مردمی» استوار گردیده است. این آئین کهن، ریشه در مفاهیمی دارد که فرهنگ‌های میتراپرستی و مزداپرستی در ایران گسترده‌اند. بر اساس این مفاهیم، حکومت از یک سو ملکوتی است؛ چون ودیعه‌ای الهی است و از سوی دیگر مردمی است.

همان‌طور که ملاحظه می‌شود از بین نظریات مطرح شده، نظریه استبداد شرقی، هیدرولیک و وجه تولید آسیایی، پدیده دولت را مادی انگاشته‌اند. برخی از نظریه‌پردازان داخلی مانند احمد اشرف و همایون کاتوزیان نیز سعی کرده‌اند با انجام اصلاحاتی در نظریه‌های مبنا، منشأ حکومت در ایران را توضیح دهند.

در مجموع شاید بتوان عواملی چون وجود تنوع در محیط‌های جغرافیایی ایران و گوناگونی‌های فرهنگی و تاریخی مترتب بر آن، ماهیت سلسله‌های حاکم بر ایران، اقتضائات محیطی و نیز ضرورت‌هایی نظیر نیاز طبیعی اجتماعات انسانی به نهاد مدیریت عمومی و متولی امور عامه را در شکل‌گیری حکومت‌ها موثر دانست(حافظ‌نیا، 1381: 221-214).

 

سیر تکوین و تحول حکومت در ایران

ایران یکی از کشور‌های ریشه‌دار جهان است که طی تاریخ طولانی‌اش، حکومت و نظام سیاسی در آن بقا و استمرار داشته است. برخی عقیده دارند ایرانیان قدیمی‌ترین کشور مستقل را در عصر هخامنشیان (قرن ششم قبل از میلاد) پایه‌گذاری کرده‌اند؛ بنابراین از حیث تأسیس دولت سرزمینی و برخورداری از حکومت مقتدر، در جهان پیشتاز بوده‌اند؛ در حالی که بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که قبل از هخامنشیان، حکومت‌های دیگری نیز در ایران وجود داشته است. حکومت ایلام در قالب یک دولت منطقه‌ای و محلی در جنوب غربی ایران استقرار داشت و مرکز آن شوش بود. تمدن ایلام در دامان این حکومت پدید آمد. این دولت در تهاجم آشوربانی پال (سال 645 ق.م) که به تسخیر و غارت شوش انجامید، منقرض شد. قبل از هخامنشیان همچنین قوم ماد در شمال غربی و غرب ایران دولت بزرگ و فراگیری تأسیس کرد که ایران کنونی و مناطق پیرامون آن را در بر می‌گرفت. تأسیس دولت ماد به سال 708 قبل از میلاد باز می‌گردد و این تاریخ را می‌توان مبدأ تشکیل دولت سرزمینی فراگیر با حکومت و نظام سیاسی مستقل به حساب آورد. در این قسمت به بررسی سیر تاریخی جابجایی حکومت‌ها و سپس ویژگی‌های عمده آنها در تاریخ ایران می‌پردازیم:

1- حکومت ماد:  ماد‌ها شاخه‌ای از اقوام مهاجر آریایی بودند که در واکنش به حملات ویرانگر آشوریان از سمت غرب، با روشی دموکراتیک نهاد حکومت را پایه‌ریزی کردند و دیاکو را به رهبری این سلسله برگزیدند. ماد‌ها با متحد کردن دیگر اقوام ایرانی و منقرض ساختن امپراطوری آشور، اولین دولت سرزمینی ایران را بنیان نهاده و حکومتی قدرتمند به مرکزیت هگمتانه (همدان امروز) تشکیل دادند؛ به‌طوری که پس از مدتی، بر سراسر فلات ایران مسلط شده و مرز‌های کشور را تا حدود خلیج‌فارس، آذربایجان، خوزستان، خراسان و قفقاز گسترش دادند. با شکل‌گیری پتانسیل تضاد بین ماد‌ها و دولت محلی تابع آنها در حاشیه جنوبی کشور، یعنی پارس، این دولت با چالش بزرگتری روبرو شد و بالاخره با غلبه کوروش، امیر قوم پارس بر هگمتانه، سلسله ماد در سال 550 ق.م منقرض گردید.

2- حکومت هخامنشی:  این حکومت در 550 قبل از میلاد به دست کوروش با تصرف هگمتانه، مرکز دولت ماد تأسیس شد. این حکومت که احتمالاً تنها ابر قدرت جهان آن روز بوده است- با پادشاهان نام‌آوری چون کوروش، کمبوجیه، داریوش و خشایار شاه و نیز گستره وسیع جغرافیایی در جهان آن روز باز شناخته می‌شود. قلمروی جغرافیایی ایران در اوج هخامنشیان از ماوراءالنهر تا سند و پنجاب و از شبه جزیره عربستان تا ماورای قفقاز و از شمال افریقا تا مدیترانه و جنوب شرقی اروپا گسترش داشت و بیش از 30 قوم و ملت را در بر می‌گرفت. همه این مناطق در قالب یک فدراسیون بزرگ گرد آمده بودند و بر اساس تقسیمات کشوری خاصی به بهترین نحو اداره می‌شدند. مردم هر یک از واحد‌های تقسیمات کشوری یا «ساتراپی‌ها» در فرهنگ، زبان، دین، نظام معیشت و سایر امور استقلال و آزادی عمل داشتند و تنها از نظر سیاسی در چارچوب فدراسیون هخامنشی اداره می‌شدند. سلسله هخامنشیان نهایتاً در سال 320 قبل از میلاد، به دست اسکندر مقدونی فروپاشید.

3- حکومت سلوکیه:  اسکندر مقدونی فتوحات خود را به سوی شمال شرقی،‌ شرق و جنوب شرقی تا ماوراء‌النهر و پنجاب، به صورت بلامنازع ادامه داد و برای اولین بار در منطقه «جهلم» از ایالت پنجاب شکست را پذیرا شده و سرخورده، از مسیر سند و خلیج‌فارس عازم وطن اصلی‌اش شد، اما در بین راه اجل مهلتش نداد و در بین‌النهرین مرد. اعقاب اسکندر حکومت سلکولی را در ایران تشکیل دادند و قریب به هفتاد سال فرمانروایی کردند. حکومت سلوکی اولین تجربه تأسیس حکومتی با خاستگاه بیگانه و هویت غیرآسیایی در ایران بود که امکان حکومت و فرمانروایی بر فلات ایران را به دست آورد. این حکومت غریبه با دو قدرت سیاسی حاشیه‌ای و محلی در منتها‌الیه قلمرو شرقی خود درگیر کشمکش شد: یکی جنبش و قیام قوم «پارت» در خراسان شمالی و دیگری جنبش «چاندرا گوپتا» در افغانستان کنونی که اولی توانست سلسله اشکانیان را در فلات ایران پایه‌گذاری کند و دومی نیز سلسله معروف «موریان» را در شبه قاره هند تأسیس کرد. بدین ترتیب دولت غیرملی سلوکی، با قیام این دو رقیب از پای درآمد و منقرض شد.

4- حکومت اشکانی: با سقوط سلوکیه، حکومت اشکانی از تپه نسا[1] واقع در جدار شمالی کوه‌های «کوپت داغ» در خراسان سر برآورد و قلمرو حکومتی خود را از شرق آمودریا تا ترکیه و قفقاز و دریای سیاه و بین‌النهرین و در وسعتی به مساحت حدود 5 میلیون کیلومتر مربع گسترش داد. این سلسله از 250 ق.م تا 226 م، مجموعاً به مدت 476 سال حکومت کرد و جایگاه دیر‌پای‌ترین حکومت را در بین حکومت‌ها و سلسله‌های حاکم بر ایران به خود اختصاص داد. اشکانیان (پارت‌ها) نیز با شکل‌گیری جنبش‌ معارض در بخش حاشیه جنوبی خود، یعنی فارس به چالش دچار شدند و در سال 226م به دست اردشیر ساسانی منقرض گردیدند.

5- حکومت ساسانی: با انقراض اشکانیان، اردشیر ساسانی دولت ساسانی را در سال 226 م تأسیس کرد. این سلسله یادآور نیاکان وی، یعنی هخامنشیان و باز ساخت دوره عظمت آنها بود. ساسانیان سنت‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی دوره هخامنشیان را احیا کردند؛ با این تفاوت که هویت شبه فدرالیسم هخامنشی با استقرار نظام حکومتی تمرکز‌گرا در دوره انوشیروان کمرنگ گردید و نظام طبقاتی اجتماعی نیز در جامعه ایرانی احیا شد. حکومت ساسانی با انتخاب تیسفون به پایتختی خود، قلمرو حکومتی خود را از بین‌النهرین تا پنجاب و از قفقاز تا ماوراءالنهر گسترش داد و مجموعاً 426 سال (از 652-226م) حکومت کرد. در زمانی که امپراطوری ساسانی دوران کهولت خود را می‌گذراند، با نیروهای رقیب و تازه نفس مسلمان که از شبه جزیره عربستان رو به بیرون نهاده بودند به چالش کشیده شد و با سقوط تیسفون و پیروزی مسلمانان در جنگ نهاوند منقرض شد. انقراض امپراطوری ساسانی فرصت مناسبی در اختیار مسلمانان قرار داد تا سرتاسر قلمرو جغرافیایی ایران را در زمانی کوتاه در نوردند و مرز‌های جغرافیایی دولت جدیدالتأسیس اسلامی را تا سند و ماوراء‌النهر و قفقاز گسترش دهند. با سقوط ساسانیان، پرونده سلسله‌های ایرانی قبل از اسلام نیز بسته شد و عصر جدیدی در تاریخ ایران آغاز گردید که ویژگی اصلی آن پیدایش اسلام و گرویدن ایرانیان به دین اسلام بود.

6- حکومت اسلامی:‌  جنگ‌های پی‌درپی مسلمانان در سال‌های 23-14 هـ .ق منجر به سقوط ساسانیان و تصرف ایران به دست خلیفه دوم شد. در آغاز، سرزمین ایران به دست حکام و فرماندارانی اداره می‌شد که خلیفه آنها را تعیین و منصوب می‌کرد. این دوران، دوره‌گذاری بود که در آن دولت اسلامی به سوی شرق و شمال شرقی گسترش می‌یافت. جریان نفوذ و گسترش به سمت شرق تا منطقه کاشغر در شرق آسیای مرکزی و سند و پنجاب در شبه قاره هند تا اواخر سده اول هجری ادامه داشت.

شدت ظلم و ستم اعراب حاکم، تحقیر ایرانیان و خصومت امویان با خاندان علی(ع) به‌طور خاص و شیعیان به‌طور عام، سبب شد که جنبش اجتماعی- سیاسی قدرتمندی در منتهاالیه شرقی قلمرو اسلامی به رهبری ابومسلم خراسانی شکل بگیرد و باعث سقوط امویان در سال 132هـ  .ق و روی کار‌آمدن عباسیان شود. عباسیان در دوره منصور (دومین خلیفه عباسی) شهر بغداد را بنا نهادند و آن را پایتخت قرار دادند؛ ولی در اوج قدرت عباسیان و در دوره هارون، پنجمین خلیفه عباسی، خراسان مورد توجه قرار گرفت. وی به خراسان آمد و همان‌ جا درگذشت. پس از او مأمون در سال‌های(218-198هـ .ق) مرکز حکومت را به خراسان (طوس) منتقل کرد. این اقدام احتمالاً با توجه به نقش تعیین‌کننده سیاسی خراسان در قلمرو دولت اسلامی اتخاذ شد تا امکان کنترل فرایند‌های سیاسی مخالف برای خلفا فراهم آید. بازگشت دوباره پایتخت به بغداد، خراسان را از قلمرو نظارت و کنترل خلیفه خارج ساخت و دوره جدیدی آغاز شد که باید آن را عصر پیدایش حکومت‌های محلی در منتها‌الیه شرقی دولت اسلامی دانست.

7- دوره حکومت‌های محلی در عصر عباسی: کاهش قدرت نظارت و کنترل خلفای عباسی باعث شد که مناطق شرقی قلمرو دولت عباسی سر به شورش بردارند و ادعای خودمختاری و استقلال کنند. بعضی از این شور‌ش‌ها، همچون قیام یعقوب‌لیث صفار، تهدیدی جدی برای حکومت عباسیان محسوب می‌شدند. دولت‌های ایرانی شکل گرفته در شرق و شمال شرقی قلمرو بنی‌عباس عبارتند از:‌

-    طاهریان، بین سال‌های 217-164 هـ .ش (838-785م) در منطقه خراسان، سیستان و افغانستان با مرکزیت نیشابور؛

- صفاریان، بین سال‌های 351-205 هـ .ش(972-825م) به مرکزیت زرنج (زابل)، در منطقه خراسان، کرمان، فارس‌، سیستان و بلوچستان، دره سند و برای مدتی خوزستان که در این مدت بغداد، مرکز عباسیان را تهدید می‌کردند؛

-    علویان طبرستان، بین سال‌های 274-208 هـ .ش(895-829م)، در منطقه گلستان، مازندران و ری با مرکزیت گرگان و آمل؛

-    سامانیان،‌ بین سال‌های 391-274 هـ .ش(1012-895م)، در منطقه ماوراءالنهر، خراسان، سیستان، افغانستان، تاجیکستان و گرگان با مرکزیت بخارا؛

-    آل‌زیار، بین سال‌های 391-294 هـ .ش(1012-915م) در منطقه طبرستان، گرگان، قزوین، ری و لرستان؛

- دیالمه: با شدت گرفتن ضعف و ناتوانی خلفای عباسی و کاهش کنترل آنها بر ایران به تدریج مناطق دیگری از کشور نیز به خیل دولت‌های محلی پیوستند. در این میان،‌ دیالمه نمود زیادی داشتند و در مناطق مختلف کشور،‌ دولت تشکیل دادند، مهمترین این دولت‌ها عبارتند از:

·     آل‌بویه، بین سال‌های 405-278 هـ .ش (1026- 899م)، در منطقه عراق عجم و کرمان؛

·     دیالمه عراق، بین سال‌های 406-278 هـ .ش(1025-899م)، در منطقه عراق، خوزستان و کرمان؛

·     دیالمه ری، بین سال‌های 372-278 هـ .ش(993-899م)، در منطقه ری، همدان و اصفهان؛

·     دیالمه فارس، بین سال‌های 405-296 هـ .ش(1026-917م)، در منطقه فارس.

در مجموع، دوره حکومت‌های محلی ایرانی پس از اسلام که به صورت یک گسل بزرگ تاریخی به چشم می‌آید،‌ مجموعاً حدود 242 سال طول کشید.

8- حکومت غزنویان: این سلسله ترک پایه همزمان با ضعیف شدن نظارت و کنترل دولت عباسی بر سرزمین‌های تحت تصرفش و فقدان دولت مرکزی قوی در فلات ایران، در افغانستان کنونی و با مرکزیت شهر غزنی تأسیس شد و طی سال‌های 540-309 هـ .ش (1161-930م)، حکومت کرد. قلمرو حکومتی این خاندان تا ماوراءالنهر، خوارزم، سند و پنجاب، اصفهان،‌ ری و همدان گسترش یافت. با سرآمدن عمر محمود، سلسله غزنوی نیز از سوی اقوام ترک پایه دیگری به نام سلجوقیان به چالش خوانده شد.

9- حکومت سلجوقیان: با انقراض غزنویان در ایران، حکومت ترکان سلجوقی که از بیرون فلات ایران به این سرزمین هجوم آورده بودند، طی سال‌های 548-397 هـ .ش(1169-1018م) در ایران مستقر شد و یکی از قلمرو‌های گسترده حکومت ایرانی در تاریخ، به ویژه در دوره ملکشاه سلجوقی به وسعت حدود 5 میلیون کیلومتر مربع، به وجود آمد که از ماوراءالنهر تا بین‌النهرین،‌ آسیای صغیر و سواحل مدیترانه را در بر می‌گرفت و پس از ساسانیان وسیع‌ترین قلمرو را در میان دولت‌های حاکم بر فلات ایران دارا بود. این حکومت به ترتیب شهر‌های نیشابور،‌ اصفهان،‌ همدان و مرو را به پایتختی برگزید و بالاخره به دست ترکان خوارزم در آسیای مرکزی منقرض شد.

10- حکومت خوارزمشاهیان: ترکان خوارزمشاهی، ابتدا در قالب یک دولت محلی در حاشیه شمال شرقی قلمرو سلجوقیان، به مرکزیت ارگنج حکومت داشتند و رفته رفته گسترش پیدا کردند و پس از سلجوقیان حکومت مستقلی در ایران تشکیل دادند. خوارزمشاهیان قلمرو خود را تا خلیج‌فارس، هندوستان، ایران و قفقاز توسعه بخشیدند و از 575-448 هـ .ش (1196-1069م) فرمانروایی کردند. در اواخر این دوره،‌ به دلیل بروز تنش در روابط با همسایه شرقی کشور،‌ یعنی مغولان، ایران با چالشی بزرگ روبه‌رو شد؛ به‌طوری که مقدمات یک تراژدی بزرگ بشری در قاره آسیا فراهم آمد. مغولان به رهبری چنگیز‌خان برای انتقام از خوارزمشاهیان، ارگنج را محاصره و فتح کردند و سپس به سوی فلات ایران، استپ‌های روسیه و شرق اروپا سرازیر شدند و با بی‌رحمی تمام،‌ انسان‌ها را به هلاکت رساندند و شهر‌ها و آبادی‌ها را ویران ساختند. اعقاب چنگیز در ایران، سلسله ایلخانیان را تأسیس کردند.

11- حکومت‌های محلی: سیاست‌ حکومتی خوارزمشاهیان مبنی بر آزاد گذاشتن نسبی مناطق جغرافیایی حاشیه، سبب شد که به‌طور همزمان تعدادی دولت محلی در مناطق مختلف ایران پدید آیند، این دولت‌ها عبارتند از:

-     اتابکان آذربایجان،‌ بین سال‌های 584-499 هـ .ش(1205-1120م) در منطقه آذربایجان و قفقاز، با مرکزیت تبریز؛

-     اتابکان فارس، بین سال‌های 642-517 هـ .ش(1263-1138م) در منطقه فارس، با مرکزیت شیراز؛

-     اتابکان بزرگ، بین سال‌های 778-508 هـ .ش(1399-1129م) در منطقه لرستان؛

-     سلاطین غور، بین سال‌های 570-501 هـ .ش(1191-1122م) در منطقه جبال و طخارستان (افغانستان)؛

-     آل کرت، بین سال‌های 741-575 هـ .ش(1362-1196م)، در منطقه شرق ایران و غرب افغانستان کنونی، با مرکزیت هرات؛

-     قراختائیان، بین سال‌های 661-577 هـ .ش(1282-1198م) در منطقه کرمان.

12- حکومت ایلخانیان: این دولت که اعقاب چنگیز در ایران آن را تأسیس کردند و قلمرو آن تا بین‌النهرین، مصر، شام، مدیترانه و قفقاز کشیده می‌شد، بر خرابه‌های باقی‌مانده از حمله چنگیز برقرار شد. هلاکو چهره برجسته این سلسله است. وی با سرنگون کردن عباسیان از مسند خلافت بغداد، به عمر طولانی این خاندان سیاسی خاتمه داد. نهایتاً به دلیل بروز ضعف در ارکان این حکومت، دوره جدیدی از حکومت‌های محلی در ایران پدید آمد که تا حمله تیمور گورکانی به ایران ادامه داشت.

13- حکومت‌های محلی: در واقع پس از مغولان، حدود بیست دولت محلی در گوشه و کنار ایران حکومت کردند که برخی از آنها عبارتند از:‌ آل‌مظفر753-676 هـ .ش، سربداران بین سال‌های 716-695 هـ .ش، طغا تیموریان، بین سال‌های 716-675 ه.ش، چوپانان، آل جلایر، خاندان اینجو.

14- تیموریان و ترکمانان: این حکومت در پی حمله سراسری تیمور از منطقه آسیای مرکزی (ازبکستان امروزی) تأسیس شد و بخش وسیعی از قاره آسیا را در بر گرفت. حکومت تیموری که با مرکزیت سمرقند و هرات، از 869-729 هـ .ش(1490-1350م) ادامه یافت، منطقه وسیعی از ماوراء‌النهر، خراسان،‌ مغولستان،‌ ایران، هندوستان، فارس و آذربایجان را در بر می‌گرفت. با ضعف تیموریان در ایران،‌ حکومت منطقه‌ای قدرتمندی به موازات غربی قلمرو آنها، به دست ترکمانان پدید آمد که در دو مقطع زمانی، در غرب ایران فرمانروایی کردند. اینان به ترکمانان قراقویونلو و آق‌قویونلو معروف بودند. قراقویونلو بین سال‌های 831-768 هـ .ش(1452-1389م)، و پس از آنها آق‌قویونلو‌ها در فاصله سال‌های 866-831 هـ .ش(1487-1452م)، بر منطقه آذربایجان،‌ قفقاز، عراق و فارس تا سواحل خلیج‌فارس حکومت کردند. پایتخت آنها شهر تبریز بود.

15- حکومت صفویه: استقرار حکومت‌های ترکان سنی مذهبی چون تیموریان در شرق ایران، ترکمانان در غرب ایران و عثمانی در آسیای صغیر و بین‌النهرین به شکل‌گیری پتانسیل‌ تعارض در ایرانیان شیعه مذهب غرب ایران منجر شد و برای اولین بار سلسله‌ای ترک پایه، با خاستگاه درون فلات و هویت شیعی در منطقه آذربایجان در سال 865 هـ .ش(1486م) به دست شاه اسماعیل صفوی تأسیس شد. شاه اسماعیل جوان به سرعت قلمرو حکومتی خود را به سوی جنوب، شرق و شمال شرقی و نیز قفقاز توسعه داد و دولتی یکپارچه را در ایران به وجود آورد که تا سال 1106 هـ .ش(1727م)، به مدت 240 سال حکومت کرد. قلمرو حکومت صفویه در اوج قدرت این خاندان، به حدود 4 میلیون کیلومتر مربع می‌رسید و با مرکزیت تبریز، قزوین و سپس اصفهان اداره می‌‌شد. رقابت‌ها و کشمکش‌های شدید دولت‌های سنی و شیعه و حضور قدرت‌های نوظهور اروپایی نظیر پرتغال، انگلستان، اسپانیا و هلند در منطقه آسیا، سبب شد که ستاره بخت قدرت‌های مسلمان آسیایی یعنی صفویه، تیموریان شبه قاره و عثمانی روبه افول گذارد و قدرت سیاسی غالب در جهان به‌تدریج از آسیا به اروپا منتقل شود. دولت صفویه رفته رفته رو به ضعف نهاد و با معارضه و قدرت طلبی یکی از ولایات تابع خود در منتهی الیه شرقی ایران یعنی افغان‌ها با چالش روبرو شد. با حمله افغان‌ها به اصفهان، خاندان صفوی ساقط شد و بار دیگر دولتی سنی مذهب برای مدتی کوتاه بر ایران حکومت یافت و فاصله میان دو دولت سنی عثمانی و تیموریان شبه قاره را پر کرد.

16- حکومت افشاریه: حاکمیت ناقص افغان‌ها بر ایران و وجود تعارض مذهبی بین حاکمان و مردم شیعه مذهب و نیز ناتوانی آنها در اداره کشور، موجبات اعتراض و شکل‌گیری نیرو‌های معارض را فراهم کرد. در این اوضاع، در منطقه شمال شرقی ایران، فعالیت‌های سیاسی در حال رخ دادن بود، نادر‌شاه افشار از طریق اتحاد ایلات و طوایف منطقه، دامنه فتوحات خود را گسترش داد و افغان‌ها را سرنگون کرد و قلمرو کشور را یکپارچه ساخت. او توانست حدود کشور را به مرزهای دوران اقتدار گذشته بازگرداند. ولی با پایان یافتن عمر نادر، دولت او نیز فروپاشید و سردارانش در مناطق مختلف دولت‌هایی محلی تأسیس کردند.

17- حکومت زندیه: کریم‌خان زند که یکی از سرداران نادر بود،‌ در بخش‌های جنوبی،‌ مرکزی و غربی کشور که پس از نادر دچار خلأ قدرت شده بودند، اقدام به تأسیس حکومت کرد. این سلسله که به موازات دولت اعقاب نادر (شاهرخ) در شرق ایران،‌ بر نیمه مرکزی و غربی کشور حکم می‌راند، تا سال 1167 هـ .ش(1788م) و مجموعاً به مدت 37 سال تداوم یافت.

18- حکومت قاجار: در فرایند تعارض و کشمکش میان نیرو‌های سیاسی مخالف داخلی به رهبری                                                                                                                                                                                                                   آغامحمد‌خان قاجار با حکومت زندیه، مخالفان پیروز شدند و آغامحمد‌خان در سال 1168 هـ .ش(1789م) سلسله قاجاریه را پایه‌گذاری کرد. این دولت تا سال 1302 هـ .ش(1923م) تداوم داشت. آغامحمدخان قلمرو حکومتی خود را در جهات شرق، جنوب، غرب و شمال گسترش داد و مناطق خراسان، فارس،‌ بلوچستان، کرمان و قفقاز را به زیر کنترل خود درآورد. فتوحات وی آخرین مرحله از توسعه ارضی حکومت‌‌های ایرانی بود و پس از آن محدوده‌ جغرافیایی کشور، تا پایان دوره قاجار پیوسته کاهش یافت تا آن که در دوره پهلوی حدود کنونی تثبیت شد.

در واقع دوران قاجاریه، دوران خاصی در تاریخ ایران است. کاهش وسیع قلمروی جغرافیایی ایران، دخالت گسترده قدرت‌های اروپایی انگلیس، روسیه، فرانسه دادن امتیازات گسترده به آنها از جمله موارد قابل توجه است. در این دوره بلوچستان، افغانستان، آسیای مرکزی و قفقاز از ایران جدا شدند. همچنین افکار جدید و پدیده‌های نوین تجدد و ترقی از اروپا به ایران وارد شد و باعث تحول فکری ایرانیان و شکل‌گیری جنبش‌های ملی شد، تا آنجا که ملت ایران اولین انقلاب خود را تجربه کردند و برای اولین بار در تاریخ خود،‌ در انقلاب مشروطه نقش سیاسی بر عهده گرفتند و توانستند نظام سیاسی مورد نظر خود را انتخاب کنند. در سال 1285 هـ .ش(1906م)، ایرانیان به معنی واقعی کلمه دولت ملی خود را تأسیس کردند.

انحراف در نهضت مشروطیت، غلبه سکولاریزم و لائیزم بعد از مشروطه در صحنه تحولات سیاسی ایران به همراه هرج و مرج، فرقه بازی ها، ناامنی و عدم استقرار و اقتدار نهادهای قانونی و سایر عوامل خارجی منجر به روی کارآمدن رضا شاه گردید که با فشار وی مجلس مشروطیت در یک اقدام نمادین در سال 1304 هـ .ش(1925م)، طی مصوبه‌ای با رأی موافق هشتاد نماینده در برابر پنج رأی مخالف، احمد‌ شاه را از سلطنت خلع کرده و انقراض سلسله قاجار را اعلام داشت و این مجلس نهایتاً به دلیل نفوذ رضاخان و قزاق‌های تحت امرش،‌ حکومت موقت ایران را به دست او سپرد. این اولین بار در تاریخ ایران بود که سلطنت و حکومت ظاهراً به روش مسالمت‌آمیز و با رعایت تشریفات قانونی از سلسله‌‌ای به سلسله دیگر منتقل می‌شد.

19- حکومت پهلوی: به اعتقاد کارشناسان علم سیاست، اولین حکومت(دولت) مدرن در ایران در دوران پهلوی اول تشکیل شد. به عبارت دیگر نخستین دولت مطلقه مدرن در هیات دولت نوساز رضاشاه پدیدار گشت و در دوران محمدرضاشاه تداوم یافت.

اصلاحات بنیادین رضاشاه ایجاد ارتشی قدرتمند بود که قدرت دولت را در همه جا به اجرا درمی آورد. در حقیقت ارتش، دیوان سالاری و حکومت به طور اخص(کابینه و مجلس)، سه ستون نهادین نظام را تشکیل می‌دادند. ارتش از حالت اولیه فوج چندهزار نفره قزاق در دهه 1920(1300) به 126000 مرد مسلح دائم تبدیل شد و در سال 1320 امکان بسیج 400000 نفر نیز وجود داشت که خدمت نظام وظیفه اجباری برای همه مردان ایجاد چنین نیرویی را ممکن می‌ساخت. ویژگی مهم دیگر دولت مطلقه مدرن رضاشاه پس از تشکیل ارتش ملی و متمرکز ساختن منابع قدرت ایجاد یک دستگاه اداری نوین بود که به نوبه خود نقش مهمی در نهادینه شدن قدرت و پیشبرد برنامه های نوسازی و توسعه ایفا کرد. در ایران عصر قاجار با وجود خودکامگی دولت، شبکه گسترده و متمرکز بورکراتیک وجود نداشت. نوسازی نظام آموزشی نیز که توسط رضاشاه برای خارج کردن نظام آموزشی ایران از کنترل روحانیون به انجام رسید، بیشترین تأثیر را بر ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران بر جای گذاشت.

در زمینه صنعتی شدن نیز استراتژی دولت روی آوردن به سیاست جایگزینی واردات بود. دولت با ایجاد انحصارات حکومتی، تامین مالی کارخانه های نوین و اعطای وام های های کم بهره به کارخانه‌داران از طریق بانک ملی، سرمایه‌گذاری صنعتی را تشویق می‌نمود(افضلی،1386: 447). در نهایت دولت رضا شاه به‌رغم متمرکزساختن قدرت و انجام یک سری اصلاحات صوری نظیر وحدت لباس، توسعه بورکراسی و ارتباطات نتوانست تشکل‌های ماقبل سرمایه‌داری مانند زمین‌داران بزرگ، ایلات و عشایر را به‌طور کامل از میان بردارد و در نتیجه در انجام کارویژه اقتصادی خود شکست خورد. وی در شهریور 1320، به وسیله همان کسانی که او را به قدرت رسانده بودند از قدرت برکنار شد.

از تهاجم متفقین در شهریور 1320(1941م)، و برکناری رضاشاه تا سقوط حکومت ملی گرا و مردمی مصدق در 28 مرداد 1332(1953م)، کنترل سلطنت خودکامه در ایران کاهش یافت. محمدرضاشاه به دنبال این کودتا با پشتیبانی سازمان سیا به قدرت بازگشت و خودکامگی بار دیگر بر فضای کشور حاکم گشت.

حکومت پهلوی با حوادث زیادی مقارن بود؛ نظیر موروثی کردن حکومت در قانون اساسی مشروطه، توسعه استبداد، سوء استفاده از محمل‌های قانونی، تغییر مسیر آرمان سیاسی ملت که در مشروطیت جلوه‌گر شد، یکپارچه‌سازی کشور و توسعه ناسیونالیسم ایرانی، بنیادگذاری نهادهای اقتصادی- اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نوین، اشغال نظامی ایران در جنگ جهانی دوم، خلع رضاشاه به دست متفقین و تبعید وی به موریس، نفوذ و سلطه امریکا در ایران، ورود ایران به سیکل رقابت‌های دوران جنگ سرد و پیوستن به اردوگاه غرب. در مجموع، سلسله پهلوی به مدت 53 سال، از 1357-1304 هـ .ش (1978-1925م)، در ایران حکومت کرد و نهایتاً با تکامل یافتن نیرو‌های سیاسی مخالف داخلی که هویتی اسلامی و دینی داشتند، به چالش خوانده شد و با نقش‌آفرینی سیاسی ملت در انقلابی دیگر به رهبری امام‌خمینی(ره)، در سال 1357 هـ .ش(1979م)، سرنگون شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

20- حکومت جمهوری اسلامی: اراده و نقش‌آفرینی سیاسی ملت ایران در فرایند انقلاب اسلامی، به پیروزی مردم در 22 بهمن 1357 هـ .ش (1978م)، منجر شد و نظام جمهوری اسلامی با رأی اکثریت مطلق (2/98 درصد) مردم در رفراندم 12 فروردین 1358 هـ .ش (1979م) تأسیس شد و تا اکنون به‌عنوان حکومت رسمی ایران با تأسیسات و نهاد‌های قانونی مندرج در قانون اساسی،‌ قدرت را به دست دارد. این حکومت اولین تجربه نظام جمهوری اسلامی در تاریخ سیاسی ایران و نقطه پایانی برای سیستم یکنواخت شاهنشاهی محسوب می‌شود. حکومت جمهوری اسلامی ایران که اصل استقلال سیاسی از قدرت‌های رقیب در جنگ سرد، به‌ویژه امریکا را سرلوحه برنامه سیاسی خود قرار داده بود و از طرفی در دنیای اسلام با استقبال نسبی مسلمانان آزاده روبرو بود، به شدت مورد غضب رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی قرار گرفت و فشار‌های زیادی را از بیرون مرز‌های خود متحمل شد که از موارد مشخص این فشار‌ها می‌توان به تهاجم گسترده نظامی عراق به ایران طی سال‌های 1367-1359هـ .ش(1988-1980م)، تهدیدات نظامی و سیاسی امریکا، منزوی ساختن ایران در صحنه بین‌المللی، تحریم اقتصادی امریکا علیه ایران، فعال شدن جنبش‌های سیاسی معارض در قلمرو‌های قومی حاشیه، نظیر کردستان، ترکمن صحرا و خوزستان، توسعه بحران‌های اجتماعی، سیاسی و امنیتی در داخل کشور تا سر حد ترور دولتمردان تراز اول و شخصیت‌ها و چهره‌های سیاسی برجسته اشاره کرد(حافظ‌نیا، 1381: 235-224). جدول 1-2 سیر تاریخی حکومت‌ها در ایران را از دوره ماد‌ها تا دوره جمهوری اسلامی نشان می‌دهد.

فعالیت:

به نظر شما چه تفاوت‌های دیگری بین دولت(حکومت)‌های مدرن و دولت‌های ماقبل مدرن در کشور ایران وجود دارد؟

 

جدول(1-2): سیر تاریخی حکومت‌ها در ایران

حکومت‌ها

گسترش افزایش و کاهش فضایی

اختیارات

نوع سازمان

حکومت ماد

از غرب تا خلیج‌فارس، آذربایجان، خوزستان، خراسان و قفقاز

پادشاه

سازمان حکومتی و اداری

هخامنشیان

از ماوراء‌النهر تا سند و پنجاب و از شبه جزیره عربستان تا ماورای قفقاز و از شمال آفریقا تا مدیترانه و جنوب شرقی اروپا

فرمانده قوا- دبیر

سازمان دولتی

اشکانی

از شرق آمودریا تا ترکیه و قفقاز و دریای سیاه و بین‌النهرین

مجلسی مرکب از نجبا، خاندان‌های اشرافی و رهبران دینی

سازمان سیاسی- اداری

ساسانی

از بین النهرین تا پنجاب و از قفقاز تا ماوراء‌النهر

پاذگسبان(نایب‌السلطنه)

سازمان سیاسی- فضایی

اسلامی

از شرق تامنطقه کاشغر

امیران

سازمان قومیت

غزنویان

تا ماوراء النهر، خوارزم، سند و پنجاب، اصفهان، ری و همدان

امیر یا حاکم

سازمان قومیت

سلجوقیان

از ماوراءالنهر تا بین‌النهرین، آسیای صغیر و سواحل مدیترانه

امیر یا حاکم

سازمان قومیت

خوارزمشاهیان

تا خلیج‌فارس، هندوستان،‌ ایران و قفقاز گسترش دادند

امیر یا حاکم

سازمان قومیت

ایلخانان

تا بین‌النهرین، مصر، شام، مدیترانه و قفقاز

امیر یا حاکم

سازمان قومیت

تیموریان و ترکمنان

تا ماوراء‌النهر، خراسان، مغولستان، ایران، هندوستان، فارس و آذربایجان

امیر یا حاکم

سازمان قومیت

صفویه

تا جنوب و شرق و شمال شرقی و نیز قفقاز

دوایر محلیه

مذهبی

افشاریه

تا آسیای مرکزی و ماوراء‌النهر

حاکم

سیاسی

زندیه

نیمه مرکزی و غربی کشور

وکیل الراعیا

سازمان سیاسی- اداری

قاجار

تا خراسان، فارس، بلوچستان، کرمان و قفقاز

ملوک‌الطوایفی

استبدادی

پهلوی

تثبیت فضایی

تشریفات قانونی و اختیارات شاه

استبدادی

جمهوری اسلامی

تثبیت فضایی

تشریفات قانونی

سیاسی- مذهبی

 

ویژگی‌های عمده نظام‌های حکومتی ایران

1- وجود دوره‌‌های فراز و فرود: هر یک از نظام‌های حکومتی در ایران، دوره‌های فراز و فرود را طی کرده‌اند. در دوره‌هایی که نظام سیاسی، قدرتمند بوده است، حکومت دوره فراز خود را سپری می‌کرده و با تضعیف حکومت، دوره فرود و احیاناً تجزیه دولت فرا می‌رسیده است. در دوره‌های فراز،‌ حکومت‌های ایران با آگاهی از پتانسیل قدرت بخشی فلات ایران،‌ برای دسترسی به خط‌الرأس جدار خارجی فلات،‌ تلاش می‌کرده‌اند تا با دستیابی به مرزهای امن طبیعی،‌ وحدت سیاسی داخل فلات را فراهم آورند. به همین دلیل سر سلسله‌های هر حکومت جدید، به ویژه در حکومت‌های قدرتمند، ابتدا مرز ایران را به چارچوب کالبد فلات ایران رسانده و سپس به فضاهای فراسوی فلات گسترش می‌داده‌اند. این وضع در مراحل اولیه دولت‌های ماد، هخامنشی، اشکانی،‌ ساسانی،‌ اسلامی، غزنوی، سلجوقی،‌ خوارزمشاهی، ایلخانی، تیموری، صفویه، افشاریه و قاجار به خوبی مشاهده می‌شود. در دوره‌های فرود که غالباً از نیمه دوم عمر هر حکومت آغاز می‌شود و مرحله پایانی آن را شامل می‌شود،‌ مرزهای سیاسی- جغرافیایی، دچار پس‌روی و تجزیه شده،‌ تشتت فضای جغرافیایی ایران را فرا می‌گرفته است.

 

 

2- دوره‌های گسل در خط سیر تاریخ ایران: این دوره‌ها در زمانی به وجود آمدند که انتقال یک‌باره حکومت از یک سلسله با قلمرو یکپارچه به دولت یکپارچه دیگر میسر نبوده است؛ بنابراین دوره‌گذاری توأم با خلأ قدرت یکپارچه مرکزی، بر فضای جغرافیایی ایران حاکم شده است که از آن به دوره گسل تعبیر می‌شود. در این دوره‌ها فضای جغرافیایی ایران به واحدهای مستقل کوچکتری تقسیم و هر یک از واحدها زیر نظر یک حکومت محلی با سازوکار خاص اداره می‌شده است. علاوه بر این، در دوره‌هایی از تاریخ ایران، حکومت‌های قدرتمند به موازات یکدیگر حکومت می‌کردند و هر کدام بخشی از کشور را در اختیار داشتند؛ برای مثال همزمان با تیموریان، ترکمانان قراقویونلو و آق‌قویونلو و نیز همزمان با زندیه،‌ اعقاب نادرشاه بر بخش‌هایی از ایران حکومت می‌کردند و هر یک تقریباً نیمی از سرزمین ایران را تحت تسلط خود داشتند. غیر از گسله‌های تاریخی مذکور، در فاصله زمانی سقوط یک حکومت و استقرار حکومت جدید، چون فرایند‌های انتقال قدرت در سراسر کشور به سرعت تحقق نمی‌پذیرفت، دوره کوتاه‌گذار بین دو حکومت رخ می‌داد. در این مدت دولت‌های خودگردان محلی پدید می‌آمد که عمر کوتاهی داشتند و فرصت ابراز وجود و نهادینه شدن نمی‌یافتند؛ زیرا دولت مرکزی تازه‌نفس به سرعت اقدام به یکپارچه‌سازی فضای جغرافیایی ایران و سرکوب آنها می‌کرد.

 

3- خاستگاه ایلی حکومت‌ها: ساختار اجتماعی قبیله‌ای و شبانی مهاجمانی که به فلات ایران تاخته، دولت تشکیل می‌دادند، زمینه ساز توفیق و غلبه آنها بر دولت‌های حاکم بود. در واقع حکومت‌‌های ایران به جز در موارد معدودی چون ساسانیان، عمدتاً خاستگاه ایلی داشتند.

4- حاشیه‌ای بودن خاستگاه حکومت‌ها: حکومت‌های فراگیر در فلات ایران، عمدتاً خاستگاه حاشیه‌ای یا پیرامونی داشته‌اند. این اقوام از داخل فلات ایران یا از خارج آن، به ویژه آسیای مرکزی، بر حکومت مرکزی تاخت می‌آوردند و با ساقط کردن آن،‌ خود حکومت فراگیر جدیدی تأسیس می‌کردند. دلیل اصلی تعلق حکومت‌ها به حاشیه‌، این بود که نیروهای معارض با دولت مرکزی عمدتاً در حاشیه قلمرو جغرافیایی حکومت مرکزی قرار داشتند و به دلیل بُعد فاصله از مرکز، کنترل آنها کمتر میسر می‌شد. از این رو با پدیدآمدن تنش در روابط دولت مرکزی و فضاهای دوردست حاشیه‌ای،‌ پتانسیل‌ تضاد رشد می‌یافت و به صورت منبع تهدید جدی علیه حکومت مرکزی در می‌آمد. دولت‌های مقتدر ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی، ساسانی، عباسی،‌ غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی، تیموری، صفویه و زندیه، همگی با تهدید یک نیروی معارض سیاسی در منتها‌الیه حدود قلمرو خود روبه‌رو شده،‌ از پای درآمدند.

 

5- استبداد مطلقه حکومت‌ها: در تاریخ ایران همه حکومت‌ها، به جز حکومت‌های برآمده از انقلاب‌های مردمی (مشروطه و انقلاب اسلامی)، تک‌ساختی و مطلقه بوده‌اند و حاکم، حیات مردم و رعایا را در دست داشته است.

6- غیبت عنصر مردمی در سازماندهی حکومت: در ایران سازمان حکومت عموماً وابسته به سرداران و افسران نظامی و حاکمان بوده است و مردم نقشی در تأسیس و اداره حکومت نداشته‌اند. مردم تنها نظاره‌گر آمدن، ماندن و رفتن حکام و سلسله‌ها و مطیع آنان بوده‌اند. بنابراین نیروی دگرگون‌کننده نظام حکومتی یا ساقط کننده حکومت، از درون جامعه و مردم سرچشمه نمی‌گرفت بلکه از بیرون قلمرو حکومت یا از حاشیه دور دست آن منشاء می‌گرفت.

7- اهمیت سیاسی فاصله جغرافیایی: سرنوشت سیاسی و مناسبات سیاسی حکومت مرکزی با نواحی حاشیه‌ای و دولت‌های مستقل همسایه، متأثر از عامل فاصله جغرافیایی بوده است. به‌عنوان مثال واگذاری اختیارات منطقه‌ای و محلی به نواحی جغرافیایی حاشیه‌ای، احساس تهدید از نیروهای معارض پیرامونی و حاشیه‌ای، گزینش پایتخت در مناطق مرکزی به هدف کنترل سرزمین یا دور ماندن از تیررس توطئه و تهاجم دولت‌های همسایه، کوچاندن اقلیت‌های قومی،‌ نظیر ترک‌ها و کردها به مناطق مرزی و اسکان آنها در نواحی دور دست و در معرض تهاجم دشمنان خارجی با هدف ایجاد دیوار دفاعی انسانی در مقابل تهاجمات، جنگ و صلح با دولت‌های همسایه و نظایر آنها تا اندازه زیادی به فاصله جغرافیایی بستگی داشته است.

8- اهمیت سیاسی دو محور شمال غربی و شمال شرقی: این دو محور به دلیل ایفای نقش ارتباطی میان ایران و فضا‌های جغرافیایی عمده، بیشترین موضوع تنش و کشمکش را به خود اختصاص می‌دادند. در واقع کنش خصمانه سیاسی میان دولت مرکزی ایران با دولت‌ها و اقوام شمال شرقی در آسیای مرکزی و نیز دولت‌های شمال غربی در ‌آسیای صغیر و مدیترانه، برجسته‌تر از سایر محورها بوده‌ است؛ بیشترین درگیری، عقب‌نشینی و پیشروی نظامی ایرانیان در رویارویی با اقوام آسیای مرکزی و دولت‌های روم و عثمانی در غرب روی داده است و بیشترین تغییر مرزی و فضایی نیز در طول تاریخ گذشته در مرزهای شمال غربی و شمال شرقی واقع شده است. سایر مناطق پیرامونی یا با موانع جغرافیایی آب یا صحرا مواجه بوده‌اند و یا منبع تهدیدی به حساب نمی‌آمده‌اند(حافظ‌نیا، 1381: 239-235).

 


تحلیل حکومت یا نظام سیاسی از منظر فضایی

نظام سیاسی محصول نهایی فرایند‌هایی سیاسی است که انسان آنها را در جامعه‌ای خاص و محیط طبیعی سازمان می‌دهد. نظام سیاسی تجلی اراده مردمی است که نسبت به یکدیگر احساس تعلق دارند (ملت) و در یک فضای جغرافیایی (سرزمین) استقرار یافته‌اند و بر پایه ویژگی‌های اجتماعی- فرهنگی جامعه خود و نیز ویژگی‌های موطن و سرزمین محل زندگیشان، سازمان‌یافتگی سیاسی پیدا کرده‌‌اند. نهاد حکومت بر ویژگی‌های انسانی و طبیعی فضای جغرافیایی مبتنی است و وظیفه آن اداره امور عمومی جامعه و سرزمین و حفاظت از آنها در مقابل تهدیدات عارض از بیرون محیط و جامعه و نیز تنظیم روابط اجتماعی در درون جامعه است. حکومت به نیابت از مردم به ابراز وجود و ایفای نقش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی،‌ امنیتی،‌ دفاعی عمرانی می‌پردازد و برای تأسیس آن فرایند‌های سیاسی- اجتماعی خاصی به اجرا گذاشته می‌‌شود. معمولاً میان ملت و نظام سیاسی آن تجانس برقرار است و ساختار نظام سیاسی منعکس‌کننده ویژگی‌های فرهنگی- عقیدتی، تاریخی، معیشتی، محیطی و فضایی ملت است و در صورت بروز اختلاف بین خصلت‌های اصیل ملت و موطن آن با ارزش‌های نظام سیاسی،‌ روابط آنها دچار تنش می‌شود و حکومت برای بقای خود باید به اصلاح و باز‌سازی دیدگاه‌های مورد اختلاف بپردازد وگرنه تعارض بین آنها تشدید می‌شود و نهایتاً به اصلاح ساختاری و یا دگرگونی نظام حکومتی می‌انجامد.

تأسیس نظام سیاسی و حکومت مبتنی بر اراده مردم مستلزم وجود شرایط بنیادین و نیز تحقق فرایند سیاسی خاصی است که این شرایط بنیادین عبارتند از:

- وجود سرزمین و قلمرو جغرافیایی معین و متمایز به‌عنوان موطن و مقر زندگی افراد انسانی در قالب اجتماعات یا به شکل پراکنده و انفرادی؛

- وجود اجتماعی از انسان‌های بومی که اولاً سرزمین معینی را موطن خود بدانند و ثانیاً با احساس تعلق به یکدیگر، یک هویت جمعی و کلان‌تر به نام ملت را به وجود آورند؛

- وجود ویژگی‌ها، صفات و ارزش‌های مشترک اعتقادی،‌ فرهنگی، تاریخی و محیطی که موجب تجانس، پیوند و فشردگی افراد ملت به هم شود و اراده جمعی با هم زیستن و تمایز یافتن از ملت‌های دیگر را ایجاد کند.


در صورت وجود شرایط زیر‌بنایی مذکور، تأسیس حکومت و نظام سیاسی یا تغییر و تحول آن در راستای مطلوبیت بیشتر مستلزم گذر از فرایند زیر است:

- شکل‌گیری ذهنی آرمان‌ سیاسی و تقاضا و تمنای استقلال سیاسی، ایجاد نظام سیاسی یا تغییر آن و فراگیر شدن این ایده و درک جمعی افراد ملت نسبت به آن؛

- تصمیم برای محقق ساختن و عینیت بخشیدن تمنا و آرمان‌ سیاسی در قالب رفتار‌های مسالمت‌آمیز، نظیر مذاکره، مصالحه، تعامل سازنده و رفتار‌های خصومت‌‌آمیز از قبیل تظاهرات، اعتصاب، عملیات مسلحانه؛

- ساقط شدن نظام سیاسی به دست نیرو‌های اجتماعی و سیاسی عمل‌کننده ملت؛

- طراحی، تعریف و تبیین ماهیت،‌ مشخصات و ساختار نظام سیاسی مطلوب، به‌طوری که با ویژگی‌های انسانی ملت و ویژگی‌های محیطی سرزمین سازگاری داشته باشد تا مرحله تدوین قانون اساسی؛

- استقرار نظام سیاسی و حکومت جدید و شروع فعالیت آن برای رسیدن به اهداف و آرمان‌های سیاسی ملت(حافظ‌نیا، 1381: 256-254).

 

ساختار نظام سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

ترکیب نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران را می‌توان از ابعاد مختلف ساختاری مطالعه کرد که عبارتند از:

1- ساختار کلی:  طبق اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی، هیأت کلی نظام جمهوری اسلامی در قالب حکومتی بسیط و تک‌ساخت، از سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه تشکیل می‌شود که زیر نظر ولی‌فقیه یا رهبر انجام وظیفه می‌کنند. این قوا مستقل از یکدیگرند و رهبر نیز دارای جایگاه حقوق ولایت مطلقه امر و امامت امت است. در واقع نقش هماهنگ‌کننده قوای سه‌گانه را که در سیستم‌های حکومتی دیگر عمدتاً رئیس‌جمهوری یا پادشاه بر عهده دارد، در جمهوری اسلامی ایران رهبری، به‌عنوان شخص اول مملکت، انجام می‌دهد و رئیس‌جمهور در ایران تنها رئیس قوه مجریه همراه با اختیارات وسیع‌تر است. در این نظام و بر اساس تئوری ولایت فقیه، رهبر دارای اختیارات فراوانی است و علاوه بر جایگاه حقوقی برجسته در نظام، واجد نقش پیشوایی دینی و مذهبی نیز هست؛ بنابراین در نظام جمهوری اسلامی رهبر از قدرت مضاعف حقوقی و دینی برخوردار است.

امر قانون‌گذاری نیز در مجلس شورای اسلامی صورت می‌گیرد. این مجلس مجموعه‌ای از نمایندگان مردم است که از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند. در فرایند قانون‌گذاری کشور،‌ نهادی فوق مجلس، به نام شورای نگهبان وجود دارد که در صورت ناسازگاری مصوبات مجلس با احکام اسلام و قانون اساسی این تعارض را اعلام می‌کند (اصل نود و یکم قانون اساسی). مجلس علاوه بر قانون‌گذاری از حقوق اختیاراتی چون تحقیق و تفحص در تمام امور مملکت (اصل هفتاد و هشتم)، رسیدگی به شکایات مردم از سه قوه مقننه، قضائیه و مجریه، رأی اعتماد به وزیران کابینه و استیضاح آنان و نیز تشخیص عدم کفایت رئیس‌جمهور برخوردار است.

وظایف و اختیارات قوه مجریه به جز اموری که در حوزه اختیارات رهبر است متعلق به رئیس‌جمهوری و وزیران اوست. رئیس‌جمهور پس از رهبر، شخص دوم مملکت است و مسئولیت اجرایی قانون اساسی را بر عهده دارد (اصل یکصد و سیزدهم).

قوه قضائیه در اختیار دستگاه قضائی و شبکه دادگاه‌های دادگستری است و رئیس آن تحت نظر رهبر قرار دارد.

علاوه بر این‌ها، نهاد جدیدی در ساختار کلی نظام تعبیه شده است که مجمع تشخیص مصلحت نظام نامیده می‌‌شود. وظیفه اصلی این مجمع، رسیدگی به اختلافات مجلس و شورای نگهبان در فرایند قانون‌گذاری و نیز ایفای نقش مشاوره‌ای برای رهبر است(اصل صد و دوازدهم).

از آنجایی که نظام جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ساختاری در بعد عمودی و جغرافیایی، تک ساخت است؛ بنابراین فاقد سطوح سیاسی در رده‌های پایین‌تر است. رده‌های سازمانی- اداری نظام حکومتی در سطوح استان، شهرستان و بخش در چارچوب وظایف و اختیارات تعریف شده و یا تفویض شده از مرکز و کانون نظام سیاسی، ماهیت کارگزاری دارند و در امور اجرایی به‌طور کامل بر اساس منویات مرکز عمل می‌کنند.

در سطوح محلی، شهرستانی و استانی مردم با انتخاب اعضای شورا‌های شهر و روستا طبق اصول فصل هفتم قانون اساسی نمایندگانی را برمی‌گزینند که در چارچوب اختیارات تفویض شده از طرف قانون یا وظایف اجرایی محول شده از سوی مرکزیت سیستم، حق تصمیم‌گیری و مداخله در امور- آن هم امور غیر‌سیاسی- را دارند. در واقع حضور، فعالیت و ایفای نقش نهاد‌های شورایی منتخب مردم، تابع اداره کانون و مرکزیت نظام سیاسی است.

2- ساختار شکلی و فرایندی: نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران از لحاظ صوری مرکب از عناصر الگو‌های مختلف نظام حکومتی است. مهمترین و بارز‌ترین نوع ترکیب در ساختار این نظام،‌ تلفیق نهاد‌های سنتی و مدرن و به عبارتی ترکیب دین و سیاست در هیأت کلی آن است. عمده عناصر سنتی نظام که تجلی ماهیت دینی آن و منعکس‌کننده سنن مذهبی و فرهنگی جامعه شیعی ایران به شمار می‌روند، ‌عبارتند از:‌ ولی فقیه یا رهبر، شورای نگهبان و قضات شبکه دادگستری. وجود این عناصر در سیستم سیاسی ایران به آن، ویژگی‌های اختصاصی بخشیده و آن را از الگو‌های جهانی متمایز ساخته است. عمده عناصر مدرن در نظام سیاسی ایران که بازتاب ضرورت‌ها و نیاز‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه امروزین در روند تکاملی آن است، عبارتند از: پارلمان (مجلس)، رئیس‌جمهوری، رسانه‌ها، ارتش‌ و فرایند‌‌های سیاسی و دموکراتیک.

این عناصر که بعضاً با یکدیگر نامتناسبند، هم به لحاظ ساختاری و هم به لحاظ کارکردی انسجام لازم را ندارند؛ به همین دلیل منشأ تعارضات ساختی و رفتاری میان حاملان این عناصر و گاهی اوقات تنش‌های سیاسی و اجرایی در مدیریت امور کشور را پدید می‌آورند.

3- ساختار قدرت: در اینجا بررسی ترکیب ساختاری قدرت سیاسی و اجرایی در دو بعد کانونی و فضایی (جغرافیایی) مورد نظر است.

در کانون و مرکز نظام سیاسی قدرت سیاسی، بین نهاد‌های ساختاری ملی توزیع شده است و توزیع آن الگوی متوازنی ندارد. جایگاه و نقشی که قانون اساسی بر اساس نظریه دینی ولایت فقیه برای رهبر در نظر گرفته است، سبب شده ثقل قدرت سیاسی در نهاد رهبری متمرکز شود؛ این قدرت با افزوده شدن قدرت مذهبی و دینی بر آن به‌طور مضاعف تقویت می‌گردد؛ بنابراین در ساختار قدرت سیاسی نظام، ‌رهبر و ولی‌فقیه هم از حیث نظری و هم از حیث عملی واجد قدرت بالایی است. این امر شاید بتواند اصل وحدت مدیریت را که لازمه اداره بهینه یک دستگاه است، توجیه کند؛ خاصه آن که تمرکز قدرت سیاسی برای اداره امور کشوری که دائماً در برابر کارکرد متغیر‌های متعدد و گوناگون داخلی و بین‌المللی قرار دارد و نیز تعبیه فرایند‌های لازم برای پویایی اجتماعی،‌ سیاسی- که لازمه تکامل پیوسته و سریع جامعه و توسعه همه‌جانبه‌ کشور است- به نحوی که اصل وحدت مدیریت را به‌صورت قانونمند و ناشی از اراده سیاسی مردم تجلی ببخشد، معنی‌دار می‌شود. تأکید قانونمند بودن جایگاه و نقش رهبری بر این اساس است که اولاً تداوم پشتوانه‌‌های مردمی را که در هر حکومت و دولت اصالت دارند، برای رهبر و رئیس حکومت تضمین می‌کند؛ ثانیاً شائبة قدرت‌طلبی منفی و استبداد را از ذهن آحاد ملت دور می‌سازد. در دومین رده از ساختار حکومتی، سران سه قوه قرار دارند:‌ رئیس‌جمهور به همراه کابینه‌ای که خود به مجلس پیشنهاد می‌دهد قوه اجرائیه و سازمان‌های مالی، بودجه‌ای و اداری بخش‌های مختلف حکومت را در اختیار دارد. علاوه بر این، رئیس‌جمهور ریاست نهاد‌های سیاست‌گذاری کلان ملی، نظیر شورای امنیت، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی اداری و شورای اقتصادی را نیز به عهده دارد. در ساختار حکومتی ایران قدرت اجرایی و سیاسی قوه مجریه نیز میل به تمرکز در کانون و رأس آن دارد؛ قدرت رئیس‌جمهور در قوه مجریه بسیار زیاد است؛ هرچند که وی در کل نظام حکومتی اختیارات محدودی دارد. در رده بعدی قوه اجرائیه، یعنی در سطح وزرا و سازمان‌های مستقل (نظیر محیط‌زیست، مدیریت و برنامه‌ریزی) نیز قدرت در رأس این دستگاه‌ها متمرکز است؛ به عبارتی وزرا و رؤسای سازمان‌های مذکور از قدرت فوق‌العاده‌ای در سازمان خود برخوردارند که دارای پشتوانه‌های قانونی در قانون اساسی و قوانین عادی است.

قوه مقننه نیز بخشی از قدرت سیاسی نظام را در اختیار دارد. تصویب قوانین، رأی اعتماد به دولت و وزرا و استیضاح آنان، رأی به عدم کفایت رئیس‌جمهور، بررسی شکایات مردم از قوای سه‌گانه و تحقیق و تفحص در همه امور مملکت از اختیارات این قوه است. این نهاد دموکراتیک از حیث اختیار قانون‌گذاری، تابع نهاد شورای نگهبان است که خود هویتی ترکیبی دارد؛ نیمی از اعضای آن (شش نفر) را که از طبقه فقهایند، رهبر منصوب می‌کند و شش نفر دیگر را که از طبقه حقوقدانانند، نمایندگان مجلس با پیشنهاد رئیس قوه قضائیه انتخاب می‌کند. این روند شبیه فرایند معرفی وزیران توسط رئیس قوه مجریه و اخذ رأی اعتماد از مجلس است.

در مجموع از تحلیل الگوی کانون قدرت در نظام حکومتی ایران چنین بر می‌آید که: اولاً قدرت در سطح کلان ملی و حکومتی تقسیم شده است و هر کدام از قوا بخشی از قدرت را در دست دارند و ثقل قدرت نیز در نهاد رهبری متمرکز شده است؛ ثانیاً این الگوی پخش قدرت در واقع واکنش طبیعی طراحان قانون اساسی در فضای ضد استبدادی حاکم بر کشور پس از انقلاب است؛ ثالثاً الگوی توزیع قدرت، به ویژه با حضور نهاد‌هایی نظیر شورای نگبهان و شورای تشخیص مصلحت نظام موجب ناهماهنگی‌هایی در سطح کلان نظام و مدیریت و گردش امور در سطح ملی شده و مشکلاتی را برای کلیت نظام حکومتی، مردم و کشور پدید آورده است؛ این امر لزوم بازنگری الگوی پخش قدرت در سطح کلان و کانونی نظام سیاسی و تنظیم روابط نظام‌مند بین عناصر کانونی را مطرح می‌سازد. از لحاظ جغرافیایی،‌ به دلیل تک‌ساختی یا بسیط بودن نظام سیاسی،‌ موضوع الگوی پخش قدرت سیاسی در بعد فضایی منتفی است؛ لکن در بعد اجرایی و در سطح محلی و استانی سه رکن قدرت قابل شناسایی است:

-     نهاد‌های دولتی به‌عنوان کارگزاران محلی و منطقه‌ای وابسته به کانون قدرت مرکزی، به ویژه اندام‌های محلی قوه مجریه و قضائیه؛

-     نهاد امام جمعه و نمایندگی ولی فقیه که منصوب رهبری است؛

-     نهاد شورا‌های مردمی که منتخب مردم محل (شهر، ده، بخش و شهرستان) است.

در واقع پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امور محلی از حیث تفسیر اختیارات اجرایی و ورود به آنها، غالبا موضوع اختلاف و مناقشه بین نهاد دولت و نهاد امام جمعه بوده است. این معضل با ورود رکن سوم در سطح محلی یعنی شوراها که منتخب مردم هستند، تشدید می‌شود(حافظ‌نیا، 1381: 270-264).

در فصل بعدی به بررسی ساختار سیاسی فضا که دربردارنده کانون سیاسی، مرز و محدوده‌های سیاسی و تقسیمات سیاسی- اداری کشوری است خواهیم پرداخت.



[1]- تپه نسا و آثار دوره پارت‌ها اکنون در استان آخال ترکمنستان در نزدیکی شهر مرو.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ترامپ در روز اول ریاست بر ایالات متحده آمریکا چکار می کند؟ ایران به دنبال نمونه ای مدرن از استراتژی آناکوندا برای شکست عربستان سعودی است عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر آیا ایران با ذخایر نفتی و گازی خود می‌تواند روسیه را به چالش بکشد؟ آینده روابط عربستان و هند چالشهای کنونی و چشم انداز روابط هند و پاکستان علل تشدید تنش ها و آینده روابط هند و پاکستان ۱۳٩٥/٧/۱٤ بسترهای گسترش حضور چین در در افغانستان نقش گذشته و آینده قزاقستان
کلمات کلیدی وبلاگ ایران (۱٦٤) ترکیه (۸٠) سوریه (٧٥) امریکا (٦٤) خاورمیانه (٦٢) عربستان (٥٥) بحران سوریه (٤٧) داعش (٤۳) عراق (٤۱) روسیه (٤٠) سیاست خارجی (۳٥) ژئوپلتیک (٢٩) مقالات جغرافیای سیاسی (٢٩) یمن (٢٥) سیاست خارجی ایران (٢٥) مصر (٢٢) تحولات یمن (۱٩) چین (۱۸) اوباما (۱٧) اردوغان (۱٧) پاکستان (۱٦) سیاست خارجی ترکیه (۱٦) سیاست خارجی عربستان (۱٥) تحولات سوریه (۱٤) افغانستان (۱٤) کردها (۱٤) کردستان عراق (۱٤) ایران عربستان (۱۳) قطر (۱۳) القاعده (۱۳) صادرات گاز (۱۳) تحولات جهان عرب (۱۳) امنیت (۱٢) بیداری اسلامی (۱٢) عربستان سعودی (۱٢) روابط بین الملل (۱٢) توافق هسته ای (۱۱) نفت (۱۱) انرژی (۱۱) رقابت ایران و عربستان (۱۱) دیپلماسی (۱٠) سیاست (۱٠) اتحادیه اروپا (۱٠) حوثی ها (۱٠) عبدالرضا فرجی راد (٩) قدرت نرم (٩) سیاست خارجی امریکا (٩) تحریم (٩) اعراب (٩) روابط ایران ترکیه (٩) چین - امریکا (٩) آسیای مرکزی (۸) جهان عرب (۸) ایران امریکا (۸) تروریسم (۸) ژئوپلیتیک (۸) سلفی گری (۸) اسلام گرایی (۸) جهانی شدن (۸) کردستان (۸) حکومت اقلیم کردستان (۸) سیاست خارجی روسیه (۸) روابط ایران روسیه (٧) جمهوری آذربایجان (٧) گاز (٧) اروپا (٧) لبنان (٧) انتخابات (٧) پرونده هسته ای (٧) بندر چابهار (٧) نظام بین الملل (٦) ایران عراق (٦) بهار عربی (٦) قفقاز جنوبی (٦) انتخابات‌ (٦) استراتژی (٦) آفریقا (٦) اسرائیل (٦) پوتین (٦) آذربایجان (٦) وهابیت (٦) هند (٦) اخوان المسلمین (٦) خلیج فارس (٦) بارزانی (٦) تاریخچه داعش (٦) داعش عراق (٦) داعش سوریه (٦) خاورمیانه اسلامی (٦) گاز ایران (٦) خاورمیانه بزرگ (٥) انتخابات شورا (٥) سیاست خارجی چین (٥) بحران عراق (٥) مقالات ژئوپلیتیک (٥) هیدروپلیتیک آب (٥) روابط روسیه ترکیه (٥) خط لوله صلح (٥) دیپلماسی عمومی (٥) جنگ نرم (٥) بحران آب (٥) انتخابات ایران (٥) حزب الله (٥) حزب الله لبنان (٥) جغرافیای سیاسی (٥) امنیت ملی (٥) ترانزیت (٥) فلسطین (٥) رسانه (٥) جغرافیا (٥) رژیم های بین المللی (٥) تبلیغات انتخابات (٥) ژئوپلتیک ایران (٥) شیعیان یمن (٥) نظم نوین جهانی (٥) شمال آفریقا (٤) مذاکرات هسته ای (٤) نوری مالکی (٤) ژئواستراتژیک (٤) افراط گرایی (٤) کردهای سوریه (٤) سیاست خارجی قطر (٤) ارتش آزاد سوریه (٤) مشاوره انتخاباتی (٤) ایران چین (٤) نظریه های روابط بین الملل (٤) علویان ترکیه (٤) ارمنستان (٤) بحران (٤) اوکراین (٤) اسلام (٤) طالبان (٤) بلوچستان (٤) امارات (٤) اردن (٤) جهان اسلام (٤) انقلاب اسلامی (٤) تحریم های بین المللی (٤) منافع ملی (٤) امارات متحده عربی (٤) مرز (٤) بشار اسد (٤) علویان (٤) هژمونی (٤) حقوق بین الملل (٤) دیپلماسی آبی (٤) نظم جدید جهانی (٤) داعش در عراق (٤) جبهه النصره (٤) ژئوپلتیک گاز (٤) فدرالیزم (۳) چاپ تبلیغات انتخابات (۳) شیوه تبلیغات انتخاباتی (۳) خاورمیانه جدید (۳) ایران سوریه (۳) چین اقتصاد (۳) ساختار یمن (۳) جنگ آب (۳) حوثی های یمن (۳) ژئوپلیتیک آب (۳) مقالات ژئوپلتیک (۳) روابط افغانستان -پاکستان (۳) ژنوم ژئوپلیتیک (۳) روابط ایران و عمان (۳) رودخانه مرزی (۳) روابط ترکیه عراق (۳) سیاست خارجی هند (۳) رقابت های ژئوپلیتیکی و (۳) رقابت نفتی (۳) کریدور شمال جنوب (۳) شورای همکاری خلیج فارس (۳) 11سپتامبر (۳) ژئواستراتژی (۳) حسن البنا (۳) اقتصاد سیاسی (۳) شورای امنیت (۳) قفقاز (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) قره باغ (۳) ترکمنستان (۳) عمان (۳) دموکراسی (۳) کلینتون (۳) فرهنگ (۳) ظریف (۳) خزر (۳) بریتانیا (۳) یارانه (۳) روابط خارجی (۳) روابط ایران و عربستان (۳) حافظ نیا (۳) انتخابات ترکیه (۳) مدیریت بحران (۳) انقلاب های عربی (۳) استراتژی ایران در عراق (۳) راهبرد ترکیه در سوریه (۳) علویان سوریه (۳) همکاری بین المللی (۳) قطر شبکه الجزیره (۳) انتخابات امریکا (۳) سیاست خارجی پاکستان (۳) هدف مندی یارانه ها (۳) ایران مصر (۳) ایران هراسی (۳) شیعیان عربستان (۳) منطقه آزاد ارس (٢) هارتلند (٢) موقعیت ایران (٢) برخورد تمدنها (٢) مدل مفهومی (٢) اسد (٢) مرزهای ایران (٢) استراتژِی (٢) انر}ى هسته ای (٢) رژزیم حقوقی (٢) عزت اله عزتی (٢) ترورریسم (٢) انقلاب تونس (٢) مقاومت و حزب الله (٢) پیمان کمپ دیوید (٢) انقلاب مصر (٢) خاورمیانه جدید (٢) علی عبدالله صالح (٢) تحولات خاورمیانه (٢) تحولات مصر (٢) موازنه قدرت (٢) تئوری های روابط بین الملل (٢) لبنان و بحران سوریه (٢) ساختار شورای امنیت (٢) مرزهای دریایی ایران (٢) رشد اسلام گرایی (٢) تحدید حدود مرز (٢) ترکیه سوریه (٢) امریکا خاورمیانه (٢) چالش های ترکیه (٢) ایران ترکبه (٢) انقلابات عربی (٢) ترکیه خاورمیانه (٢) روابط با عراق (٢) بازار انرژی (٢) صادرات نفت (٢) سیاست بین الملل (٢) محمد مرسی (٢) عراق جدید (٢) کردستان سوریه (٢) ژئواکونومیک (٢) امنیت منطقه ای (٢) شیعیان عراق (٢) کردهای ترکیه (٢) روابط ایران و ترکیه (٢) مقام معظم رهبری (٢) حماس (٢) سنگاپور (٢) روحانی (٢) تبلیغات انتخاباتی (٢) سازمان ملل (٢) فرانسه (٢) ارتباطات (٢) تنش زدائی (٢) موسویان (٢) قومیت (٢) ناتو (٢) جهان سوم (٢) هویت ملی (٢) اوپک (٢) غرب (٢) آمریکا (٢) لیبی (٢) مازندران (٢) بی بی سی (٢) جمهوری اسلامی ایران (٢) قزاقستان (٢) حق وتو (٢) مذاکره (٢) کویت (٢) آلمان (٢) هویت فرهنگی (٢) تهدید نرم (٢) احمدی نژاد (٢) اسلام سیاسی (٢) قیمت نفت (٢) کنفدراسیون (٢) ایران هسته ای (٢) نفت وگاز (٢) سازه انگاری (٢) منطقه گرایی (٢) تبارشناسی (٢) هانتینگتون (٢) موادمخدر (٢) تحریم اقتصادی (٢) بازدارندگی (٢) واقع گرایی (٢) حزب عدالت و توسعه (٢) رئیس جمهور آمریکا (٢) فدرالیسم (٢) کریمه (٢) پسا تحریم (٢) ملت سازی (٢) روابط ایران امریکا (٢) دریای جنوبی چین (٢) جزایر چین جنوبی (٢) دولت سازی (٢) خط لوله تاپی (٢) پسابرجام (٢) القاعده یمن (٢) جغرافیای سیاسی (٢) کد ژئوپلیتیک (٢) برجام (٢) داعش افغانستان (٢) هیدرو پلیتیک (٢) بحران یمن (٢) جریان های افراطی (٢) گروه سلفی خراسان (٢) گروه خراسان (٢) افغانستان ایران (٢) دولت اسلامی عراق و شام (٢) گروه تکفیری خراسان (٢) منابع گازی (٢) کنکره امریکا (٢) کریدور شمال- جنوب (٢) طرح توسعه شرق (٢) توسعه شرق (٢) یرنامه چهارم توسعه (٢) ترکیه داعش (٢) تبارشناسی تروریسم (٢) ساختار سیاسی عمان (٢) ساختار قومی یمن (٢) شیعیان زیدی (٢) تروریسم سلفی (٢) الگوی امنیتی (٢) سلفی گری وهابی (٢) قدرت ملی (٢) ایران ترکیه سوریه (٢) داود اوغلو (٢) ترکیه وبحران سوریه (٢) ایران اعراب (٢) القاعده آفریقا (٢) گرو های تندرو (٢) کشور عمان (٢) امنیت جمهوری اسلامی ایران (٢) موضوع هسته ای ایران (٢) رقایت امریکا روسیه (٢) رقابت ایران و ترکیه (٢) تاریخ یارانه (٢) سیاست خارجی روسیه (٢) عبدربه منصور هادی (٢) اسلام رادیکال (٢) رادیکالیسم اسلامی در آفریقا (٢) آگهی انتخاباتی (٢) مشاوره تبلیغات انتخابات (٢) جایگاه قطر (٢) چاپ آگهی انتخاباتی (٢) چاپ تراکت انتخابات (٢) ترورریسم سوری (٢) تجزیه سوریه (٢) تحریم سیاسی (٢) اقتصاد امارات (٢) امنیت سیاسی (۱) جوک قومیتی (۱) روابط جهانی (۱) توافق ایران و 1+5 (۱) عمق استراتژیک (۱) عمق استراتژیک ایران (۱) روسیه سوریه (۱) تحریم های بین النللی (۱) تحریم های بکجانبه (۱) امنیت، (۱) قفقاز شمالی (۱) روابط ایران و پاکستان (۱) انتخابات پارلمانی المان (۱) حزب سبز آلمان (۱) محمد جواد ظریف (۱) مذاکرات سازش (۱) یاران رئیس جمهور (۱) گروه های ذینفوذ (۱) همگرایی، واگرایی (۱) منارعات قومی (۱) ارتش آزاد مصر (۱) بوکوحرام (۱) توسعه ملی (۱) سیاستهای امنیتی (۱) جنگ تمدنها (۱) احزاب عراق (۱) دموکراسی در عراق (۱) تحریم اقتصادی (۱) تحریم نفتی (۱) چالش های صادرات گاز (۱) سیاست خارجی دولت نهم ودهم (۱) جبهه اسلامی سوریه (۱) اتحادیه اروپایی (۱) روند صلح (۱) فلسطین، اسرائیل (۱) روندصلح خاورمیانه (۱) جغرافیای خاورمیانه (۱) تاریخ خاورمیانه جدید (۱) مازی (۱) شیعیان مالزی (۱) بلوچستان آزاد (۱) شورای روابط خارجی اروپا (۱) مدل مفهومی بحران سوریه (۱) تروریسم رسانه ای (۱) ریشه های بحران سوریه (۱) دوران جنگ سرد (۱) یکجانبه گرایی (۱) چندجانبه گرایی (۱) مفهوم منطقه گرایی (۱) معاهده شنگن (۱) نظریه های انقلاب (۱) انقلاب های عربی (۱) نظریه های جغرافیای سیاسی (۱) نظریه های ژئوپولیتیک (۱) منابع کنکور دکتری علوم جغرافیا ی سیاسی (۱) هارتلند جدید (۱) بهار عربی، (۱) گروه های معارض سوریه (۱) حزب سلفی نور (۱) حزب النهضه (۱) ژئواستراتژی جهانی (۱) مکیندر (۱) چاپ بنر انتخابات (۱) بروشورهای انتخابات (۱) تبیلغات انتخابات (۱) چاپ آگهی (۱) طراحی آگهی انتخابات (۱) جایگاه انتخابات در ایران (۱) اقتصاد ترکیه (۱) تبلیغات انتخابات مجلس (۱) تبلیغات در انتخابات (۱) شیوه های انتخاباتی (۱) غلامحسن حیدری (۱) تبلیغات انتخابات رسانه (۱) چاپ آگهی انتخابات (۱) هزینه تبلیغات انتخابات (۱) نقش اردن در سوریه (۱) ماهیت اقتصاد سیاسی بین‌الملل (۱) اعتراضات ترکیه (۱) اسلام گرایی آفریقا (۱) چاپ تبلیغات انتخاباتی (۱) چاپ انتخابات (۱) اس 300 (۱) امنیت ایران (۱) انتخابات تبلیغات (۱) شیوه های تبلیغات (۱) یارانه ها در جهان سوم (۱) تاریخچه هدف مندی یارانه ها (۱) فتح اله گولن (۱) انقلاب اسلامی ایران (۱) عراق کردستان (۱) بغداد اربیل (۱) تجمیع انتخابات (۱) مشاکرت سیاسی (۱) شورای اطلاعات ملی آمریکا (۱) محمئد (۱) استراتژی ایران (۱) تغییر نظام سوریه (۱) قراردادگاز ایران پاکستان (۱) روابط فرهنگی (۱) واردات گاز ترکمنستان (۱) رقابت ایران و مصر (۱) العراقیه (۱) ایران ترکیه (۱) جریان مقاومت (۱) جبهه مقاومت (۱) تئوری جیمزروزنا (۱) ایرانیان در قزاقستان (۱) شیعیان قزاقستان (۱) آذری های قزاقستان (۱) نونس (۱) نقشه سوریه (۱) نقشه نبرد در سوریه (۱) جبهه‌های جنگ در سوریه (۱) انرژی هسته ای (۱) تروریسم سلفی- تکفیری (۱) بندربن سلطان (۱) دیپلماسی شهری (۱) اسه آن (۱) نگاه به شرق (۱) سلفی گری تکفیری (۱) وهابیت تکفیری (۱) تحولات اقتصادی امارات (۱) احزاب آذربایجان (۱) جنبش مقاومت (۱) شمال عراق (۱) آگهی جذب فوق لیسانس علوم سیاسی (۱) اقتصاد قطر (۱) ابوبکر البغدادی (۱) کارکرد گرایی (۱) داعش در سوریه (۱) الحوثی ها (۱) انتخابات‌ سوریه (۱) حامیان داعش (۱) موصل (۱) اقتصاد یمن (۱) یمن در نگاه استراتژیک عربستان (۱) زیدی های یمن (۱) جغرافیای یمن (۱) واقعیت داعش (۱) کردهای عراق (۱) آینده کردها (۱) اقتصاد عمان (۱) نفت کردستان (۱) ژئوپلیتیک عراق (۱) مناطق جدایی طلب اروپا (۱) جدایی طلبی (۱) کوبانی (۱) تقابل ترکیه-عربستان (۱) اختلاف ترکیه عربستان (۱) رقابت ترکیه عربستان (۱) سقوط صنعا (۱) نقش ایران عربستان در یمن (۱) رابطه ترکیه با داعش (۱) ساختار قومی (۱) کردهای ایران (۱) انرژى هسته ای (۱) ترانزیت گاز (۱) انصارالله (۱) موقعیت اقتصادی یمن (۱) جایگاه منطقه ای یمن (۱) روابط آمریکا روسیه (۱) حسن بهشتی پور (۱) تحریم های علیه ایران (۱) نیچروان بارزانی (۱) استخدام کارشناس ارشد علوم سیاسی (۱) دعوت به همکاری روابط بین الملل (۱) استخدام کارشناس ارشد روابط بین الملل (۱) استخدام ارشد روابط بین الملل (۱) قدرت ملی ایران (۱) دالان شمال جنوب (۱) ژئوپلتیک بلوچستان (۱) فیمینسیم (۱) مدیریت سیاسی فضا (۱) منظقه آزاد چابهار (۱) سیاست خارجی افغانستان (۱) گروه تروریستی خراسان (۱) روابط عربستان اسرائیل (۱) تفاهم لوزان (۱) داعش آفریقا (۱) مختاری،حسین (۱) عبدی،عطاءالله (۱) مدل اندرسون، (۱) الرمادی (۱) پارلمان ترکیه (۱) ارتش های جهان (۱) روسیهر (۱) ژئوپلتیک نفت (۱) آثار توافق هسته ای بر خاورمیانه (۱) سلاح های روسی (۱) روابط روسیه چین (۱) نقش امارات در یمن (۱) جنبش گوران (۱) نظریه‌های ژئوپلیتیک (۱) داعش در آسیای مرکزی (۱) دولت آشتی ملی افغانستان (۱) سیاست خارجی پاکستان (۱) دموکرات ها (۱) عربستان یمن (۱) ژئواستراتژیک ایران (۱) انتخایات ترکیه (۱) اسلام گرایان ترکیه (۱) محمد ابن عبدالوهاب (۱) نوار مرزی ایران ترکیه (۱) مسائل مرزی (۱) تجزیه استانهاس سنی عراق (۱) تحول ژئوپلیتیک (۱) ساختار ژئوپلیتیکی جهان (۱) الگوهای اسلام گرایی (۱) نظریه های روابط بین الملل ریه های (۱) بازدارندگی استراتژیک (۱) ضدژئوپلیتیک (۱) ژئوپلیتیک مقاومت (۱) سایکس-پیکو (۱) کیومرث یزدان پناه (۱) سیاست خارجی فرانسه (۱) اختلاف مصر و عربستان (۱) مصر عربستان (۱) اقلیت های قومی ترکیه (۱) اقلیت های زبانی ترکیه (۱) اقلیت های دینی ترکیه (۱) جریان های وهابی (۱) روسیه آذربایجان (۱) دولت-ملت (۱) دولت -ملت سازی (۱) نوروپلیتیک (۱) بحران خاورمیانه (۱) روابط پاکستان افغانستان (۱) تحولات سیاسی ترکیه (۱) پایگاه هوایی روسیه (۱) شی جین‌پینگ (۱) شهر ملکان (۱) اکولوژی سیاسی (۱) جغرافیای سیاسی شهر (۱) آبراه خزر روسیه (۱) منازعات دریایی (۱) اختلافات دریایی (۱) اقلیم در ژئوپلتیک (۱) ژئوپلیتیک خاورمیانه (۱) قانون مناطق دریایی (۱) ایران هند (۱) گوادر (۱) صلح کردها (۱) پیمان شانگهای (۱) تاثیر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (۱) سیاست خارجه ایران و عراق (۱) سیاست خارجی عراق (۱) اقوام عراق (۱) بازارنفت (۱) روابط عربستان امریکا (۱) سیاست خارجی قزاقستان (۱) چین -افغانستان (۱) روسیه اتحادیه اروپا (۱) هند پاکستان (۱) روابط هند و پاکستان (۱) روابط هند وعربستان (۱) روابط عربستان وهند (۱) بحران کشمیر (۱) هند کشمیر (۱) پاکستان کشمیر (۱) استراتژِی آناکوندا (۱) مناطق آزاد ترکیه (۱) ژئوپلتیک مقاومت اسلامی (۱) بنیان‌های ژئواستراتژیک (۱) بازاریابی انتخابات (۱) کمپین انتخاباتی (۱) برنامه‌ریزی تبلیغاتی (۱) اهداف روسیه در سوریه (۱) مدل های دولت-ملت (۱) دولت-ملت سازی (۱) رهیافت اسلامی ایرانی (۱) روابط چین بریتانیا (۱) روابط ایران -اروپا (۱) عربستان روسیه (۱) کریدورهای ترانزیتی (۱) بندرچابهار (۱) کریدورهای بین المللی (۱) کریدورشرق- غرب (۱) موقعیت ترانزیتی ایران (۱) داعش در پاکستان (۱) کشورهای دو سه دولتی (۱) 13نوامبر پاریس (۱) انفجارهای پاریس (۱) حمله داعش به پاریس (۱) حملات تروریستی پاریس (۱) راهبرد نظامی ژاپن (۱) اهمیت هیدروپلیتیکی ایران (۱) روابط ترکیه عربستان (۱) روابط اعراب ترکیه (۱) روابط ترکیه با اعراب (۱) ژئوپلتیک اروپا (۱) روسیه اوکراین (۱) اندیشه سیاسی اهل سنت (۱) خلافت از دیدگاه اهل سنت (۱) مبانی اندیشه سیاسی (۱) بازارهای منطقه ای گاز (۱) قتصاد سیاسی بین الملل (۱) نو واقع گرایی (۱) رسول حاج احمدی (۱) حسین اژدر (۱) فدراسیون و کنفدراسیون (۱) ژئوپلیتیک فضای مجازی (۱) موتلفه اسلامی (۱) المنار (۱) توییتر (۱) تقسیمات کشوری (۱) ژئواکونومی (۱) شنگن (۱) بنیادگرایی (۱) سلاح شیمیایی (۱) لویی جرگه (۱) مفهوم قدرت (۱) جنگ رسانه (۱) چابهار (۱) سرحد (۱) جهانی سازی (۱) موساد (۱) رژیم حقوقی (۱) جنگ سرد (۱) اقتصاد جهانی (۱) زیباکلام (۱) اسامه بن لادن (۱) فعالیت هسته ای (۱) ژئوپولیتیک (۱) رود ارس (۱) دولت یازدهم (۱) الشباب (۱) سیاست داخلی (۱) سازمان های بین المللی (۱) آذری ها (۱) گرهاردشرودر (۱) الهام علی اف (۱) نواندیشی دینی (۱) برنامه هسته ای ایران (۱) احسان شریعتی (۱) تنب بزرگ (۱) ترانزیت کالا (۱) پراگماتیسم (۱) امارات متحده (۱) ارتش چین (۱) پیروزی در انتخابات (۱) امنیت انرژی (۱) چاوز (۱) فرانسیس بیکن (۱) آلاسکا (۱) کشمیر (۱) ابوموسی (۱) آسیای مرکزی و قفقاز (۱) رضاشاه (۱) ایران گردی (۱) رژیم صهیونیستی (۱) منافع (۱) رئیس جمهور (۱) پ ک ک (۱) پارس جنوبی (۱) فیس بوک (۱) صدای امریکا (۱) جنگ روانی (۱) آل سعود (۱) راه آهن (۱) بین الملل (۱) بی بی سی فارسی (۱) تاریخ اسلام (۱) فدراسیون (۱) گرجستان (۱) هرمنوتیک (۱) علوم سیاسی (۱) احمد بن حنبل (۱) ریگی (۱) هوگو چاوز (۱) اومانیسم (۱) کره جنوبی (۱) آتاتورک (۱) انتخابات آمریکا (۱) ملی گرایی (۱) ترکمن (۱) جغرافیای سیاسی خاورمیانه (۱) چشم انداز (۱) ملکان (۱) آینده پژوهی (۱) مشترک المنافع (۱) ابن تیمیه (۱) هیلاری کلینتون (۱) ارتش (۱) مصدق (۱) بغداد (۱) جان مک کین (۱) گردشگری (۱) رهبری (۱) دولت (۱) حج (۱) مبارک (۱) سرزمین (۱) توسعه (۱) موشک (۱) مدیریت (۱) ونزوئلا (۱) مقاومت (۱) سلام (۱) شریعتی (۱) بوش (۱) شیعیان (۱) انتفاضه (۱) آذری (۱) دبی (۱) دانش (۱) علم (۱) انقلاب ایران (۱) ماهواره (۱) انتخابات مجلس (۱) مشارکت سیاسی (۱) نظریه (۱) قالیباف (۱) اقتصاد ایران (۱) عبدالله شهبازی (۱) اسلام هراسی (۱) سکولار (۱) هیرمند (۱) تجارت آزاد (۱) جزایر سه گانه (۱) دریای خزر (۱) شما (۱) باکو (۱) انگلستان (۱) حاکمیت (۱) سکولاریسم (۱) استراتژیک (۱) توسعه اقتصادی (۱) تشیع (۱) ژاپن (۱) هویت (۱) توریسم (۱) احزاب (۱) توسعه پایدار (۱) بحرین (۱) حمل و نقل (۱) مشارکت مردمی (۱) صهیونیسم (۱) اکونومیست (۱) قانون انتخابات (۱) سوخت هسته ای (۱) ویلیام جیمز (۱) اخوان المسلمین سوریه (۱) جنگ نفتی (۱) نظر سنجی انتخاباتی (۱) جغرافیای ملکان (۱) سیاست ترکیه (۱) نظام بین المللی (۱) جمهوری خواهان (۱) ارتش امریکا (۱) نظم منطقه ای (۱) سقوط بشار اسد (۱) محورمقاومت (۱) تاثیر ماهواره بر جوانان (۱) هژمون (۱) ارتش آزاد (۱) پیروزی اوباما (۱) ارتش عراق (۱) فلسفه جغرافیا (۱) مسعود بارزانی (۱) موازنه منطقه ای (۱) شهرستان ملکان (۱) جلال طالبانی (۱) عدالت و توسعه (۱) جنبش اسلامی (۱) انقلابات عربی و ترکیه (۱) اربیل (۱) خاورمیانه رمیانه (۱) کردستان ترکیه (۱) توازن قدرت (۱) انقلاب سوریه (۱) خلیج‌فارس (۱) قدرت نرم ایران (۱) ترکیه اسرائیل (۱) سیاست خاورمیانه ترکیه (۱) اهداف ترکیه (۱) اختلافات مرزی (۱) احزابرسیاسی ایران (۱) ناپایداری احزاب (۱) قدرت نظامی (۱) اعتراضات سوریه (۱) ترکیه و اعراب (۱) ترکیه سیاست خارجی (۱) روابط ایران و عراق (۱) مطالعات منطقه ای (۱) ایران و عربستان (۱) ایران ترکیه جهان عرب (۱) امنیت اسرائیل (۱) اهداف ترکیه در سوریه (۱) مشارکت‌ سیاسی‌ (۱) رای‌ و رای‌دادن‌ (۱) تبلیغات‌ انتخاباتی‌ (۱) پیامدهای سقوط بشار اسد (۱) سقوط اسد (۱) سقوط سوریه (۱) خطوط مرزی (۱) چاک هاگل (۱) عهدنامه 1975 (۱) مرزایران عراق (۱) مناقشات مرزی (۱) مرزهای غربی ایران (۱) مرز عراق (۱) ترکان سین کیانگ (۱) استراتژی امریکا (۱) [ جریان های ملی گرا (۱) تحولات ایران (۱) بازیگران تحولات سوریه (۱) مخالفان آل سعود (۱) اسلام گرایی ترکیه (۱) اهل تسنن عراق (۱) جنبش مصر (۱) انقلاب مصز (۱) تحولات لبنان (۱) شیعیان کویت (۱) انتخابات گویت (۱) بحرانهای قومی عراق (۱) ترکیه عراق (۱) میادین نفت و گاز (۱) مرزهای ایران در خلیج فارس (۱) مرزهای ایران و کویت (۱) آثار بحران سوریه (۱) پیامدهای بحران سوریه (۱) ژئوکالچر (۱) استراتژی چیست (۱) تاثیرات شبکه های ماهواره ای (۱) نقش مخرب شبکه های خارجی (۱) اصلاح شورای امنیت (۱) استراتژی امنیت (۱) انتخابات کویت (۱) پیامدهای انتخابات کویت (۱) امریکا خلیج فارس (۱) امریکا سیاست خارجی (۱) پارس جنوبی (۱) رژیم های سیاسی (۱) جامعه شتاسی سیاسی (۱) تئوری های بین الملل (۱) حمیرا مشیر زاده (۱) تاریخ سوریه (۱) اقتصاد سوریه (۱) جغرافیای سوریه (۱) تحولات عربی (۱) رقابت ایران ترکیه (۱) ایران پاکستان (۱) قطر سیاست (۱) روابط خارجی قطر (۱) قطز خاورمیانه (۱) امریکا قطر (۱) موازنه نرم (۱) انتخابات 2012آمریکا (۱) سیاست های روسیه (۱) رئیس جمهور روسیه (۱) سیاست های روسیه سیه (۱) رسانه های یهودی (۱) اامپریاالیسم رسانه ای (۱) شبکه ماهواره (۱) الکوثی (۱) هادی تی وی (۱) شبکه جهانی اهل بیت (۱) تاریخچه بی بی سی (۱) کارمندان بی بی سی فارسی (۱) رسانه نوین (۱) رسانه های ارتباطی (۱) آثار ماهواه (۱) رسانه فارسی (۱) ایران، (۱) جهان تک قطبی (۱) جنبش صهیونیسم (۱) تجزیه عربستان (۱) سید قطب (۱) مناقشه اعراب و اسرائیل (۱) جنبش اخوان المسلمین (۱) اخوان المسلمین آفریقا (۱) جمال عبداناصر (۱) فرار عروس قذافی (۱) همسر قذافی (۱) اویغورها باما (۱) تحولات مصر لات مصر (۱) آینده مصر (۱) ترک ها (۱) جان کری (۱) مدیریت سیاسی (۱) ساختارگرایی (۱) مورگان شوستر (۱) برساخت گرایی (۱) اویغورها (۱) انقلاب یمن (۱) موج بیداری (۱) آل خلیفه (۱) قذاقی (۱) تهاجم رسانه ای (۱) قدرت سخت (۱) سونامی بیداری اسلامی (۱) مرزهای ایران و عراق (۱) شبکه های فارسی زبان (۱) نظریه دولت (۱) سیر تکوین دولت درایران (۱) مفهوم دولت (۱) تحول حکومت در ایران (۱) تحولات عربستان (۱) جغرافیای انتخابات (۱) ارتش روسیه (۱) میادین مشترک (۱) ملک سلمان (۱) امپریالیسم خبری (۱) مقالات رسانه و اینترنت (۱) ‍ژئورسانه ژئومدیا (۱) حزب الله و رفتار رسانه ای (۱) ایران- روسیه (۱) جوزف نای (۱) سفیر انگلیس (۱) نهضت ملی نفت (۱) پایگاه دریای ام الغنم (۱) پایگاه هوایی ظهران (۱) پایگاه دریایی جفیر (۱) پایگاه دریایی خضب (۱) منابع ارشد ژئوپلتیک (۱) منابع ارشد جغرافیای سیاسی (۱) مبانی جغرافیا (۱) متون تخصصی جغرافیا (۱) ژئوپلتیک دوره تولد (۱) ژئوپلتیک دوره احیا (۱) ژئوپلتیک دوره افول (۱) ژئوپلتیک دوره شکوفایی (۱) ژئواستراتژِی خلیج فارس (۱) دکتر سمیعی (۱) اقوام -قومیت (۱) الیاس واحدی (۱) نظریه های ژئوپلتیک (۱) عوامل ژئوپلتیک (۱) راتزل (۱) ایران-امریکا (۱) روسیه-چین (۱) مجتهدزاده (۱) پور پویان رضا (۱) منابع دکترای جغرافیای سیاسی (۱) ژئوپلتیک انتقادی (۱) ژئوپلتیک فراگیر (۱) قدرت نظامی ایران (۱) سیدجمال الدین (۱) ایران اروپا (۱) علاوی (۱) فرصت چالش (۱) حوادث زاهدان (۱) هانتیگتون (۱) مرز امنیت (۱) گزارش سازمان ملل (۱) جنگ یمن (۱) حسین بشیریه (۱) نجران (۱) چرخه سوخت هسته ای (۱) جهانی شدن فرهنگ (۱) الوین تافلر (۱) مصطفی کمال آتاتورک (۱) هویت قومی (۱) شیعه ستیزی (۱) صعده (۱) جنگ داخلی (۱) نظریه تربیتی (۱) مناقشه (۱) ترامپ (۱)
دوستان من اسلام تایمز العالم الوقت انتخاب انجمن ژئوپلیتیک ایران انجمن علوم سیاسی اندیشکده روابط بین الملل ایراس ایران بالکان بولتن پرس تی وی پژوهشکده مطالعات راهبردی تابناک ترکیه TRT خبر آنلاین خبرگزاری آران نیوز خبرگزاری ایرنا خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ترند خبرگزاری تسنیم خبرگزاری فارس خبرگزاری مشرق دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه دیپلماسی ایرانی روز نو ژئوپلیتیک ایرانی عصرایران فرارو فصلنامه مطالعات راهبردی کرد پرس مرکز بین المللی مطالعات صلح مرکز تحقیقات استراتژیک مرکز مطالعات استراتژیک آریا مرکز مطالعات تاریخ معاصر مرکز مطالعات سیاستگذاری عمومی مرکز مطالعات وزارت امورخارجه مطالعات قفقاز موسسه مطالعات آمریکای شمالی موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی پرتال زیگور طراح قالب