ایران بازگو
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ایران بازگو
آرشیو وبلاگ
      ایران بازگو (بازگو کننده گلچینی ازاخبار و پژوهش های سیاسی و ژئوپلتیکی روز ایران و جهان)
نگاهی به ماهیت استراتژی‌های امریکا در خاورمیانه نویسنده: ایران بازگو - ۱۳٩۱/۱٠/٢٦

نگاهی به ماهیت استراتژی‌های امریکا در خاورمیانه

دکتر علی بیگدلی

 
 

 


تا آغاز قرن بیستم تحولات شگرفی در نظام بین‌الملل به‌وجود نیامد اما دو جنگ جهانی هر کدام به‌گونه‌ای مناسبات جهانی را متحول ساختند. ظهور کمونیسم و بروز جنگ سرد به‌تنهایی چهار دهه از تاریخ جهان را به‌دنبال قواعد خود کشاند تااینکه سرانجام با فروپاشی بلوک شرق زمینه برای تشکیل نظام تک‌قطبی بین‌المللی با محوریت امریکا فراهم شد. اما عوامل زیادی باعث شدند که در استراتژی جهانی و منطقه‌ای امریکا تغییرات جدی به‌وجود آید. بااین‌همه، بیشتر از عوامل، باید بهانه‌های این تغییرات را مورد توجه قرار داد. مهمترین آنها رویداد یازدهم سپتامبر و مبارزه با تروریسم بودند که نظم نوین جهانی امریکا را با تغییرات ماهوی مواجه ساختند. از جمله این تغییرات مهم در سیاستهای خاورمیانه‌ای امریکا، می‌توان تحول از استراتژی نقشه راه به استراتژی خاورمیانه بزرگ را ذکر کرد. این‌که هدف اصلی امریکا از این استراتژی چیست و چگونه و تا چه حد به آن دست خواهد یافت، امروز به بغرنج‌ترین موضوع در مطالعات بین‌المللی تبدیل شده است. مقاله زیر پژوهشی در راستای تشریح اهداف امریکا در جدیدترین استراتژی خاورمیانه‌ای این کشور است.


اگر مربع‌مستطیل مفروضی را روی منطقه خاورمیانه طوری قرار دهیم که مرکز آن در ایران و خلیج‌فارس قرار گیرد، دو ضلع ‌شمالی آن آسیای مرکزی و قفقاز و دو ضلع جنوبی آن به ترتیب سودان و عربستان و شمال آفریقا (مصر) را دربرخواهد گرفت. این منطقه، به‌طورمفروض خاورمیانه بزرگ مورد نظر امریکا را شکل می‌دهد و منطقه‌ای است که هشتادوپنج‌درصد جمعیت مسلمانان جهان، بیش از شصت‌وپنج‌درصد منابع نفت و گاز دنیا به‌غیر از منابع زمینی دیگر را در بر می‌گیرد. از نفت و گاز مهمتر شاید تنوع و تعدد قومی ــ مذهبی، اختلافات مرزی برجای‌مانده از عصر استعمار و دولتهایی با اشکال حکومتی متفاوت، منطقه خاورمیانه را به یکی از مهمترین کانونهای بحران‌انگیز جهان تبدیل کرده‌اند. ازسوی‌دیگر استقرار رژیم صهیونیستی اسرائیل در قلب خاورمیانه در سال 1947 با حمایت قدرتهای بزرگ جهان به‌ویژه ایالات‌متحده امریکا، به امواج بحرانی این منطقه دامن زد؛ چنانکه می‌توان گفت هم‌اکنون واشنگتن سرنوشت منافع ملی خود را در منطقه با منافع ملی اسرائیل گره زده است.
حضور سلطه‌گرایانه بریتانیا و فرانسه طی یک قرن تا پایان جنگ جهانی دوم و صدور اعلامیه بالفور دایر بر اعطای سرزمین به دولت ملی یهود و حضور میلیتاریستی امریکا بعد از جنگ جهانی دوم در منطقه و دست‌زدن به کودتاها و انقلابهای پی‌درپی به منظور به‌کرسی‌نشاندن مهره‌های خود در مقابل سرکوب اراده ملتها همراه با رفتار حقارت‌آمیز، باعث شده‌اند ملتهای منطقه نسبت به غرب نگاهی کینه‌توزانه از خود بروز دهند.
در دوران جنگ سرد به دلیل نفوذ شوروی، حضور امریکا در خاورمیانه محدود و نسبی بود، اما امروز در شرایط سلطه نظام تک‌قطبی و به‌ویژه پس از حادثه یازدهم سپتامبر 2001، دولت امریکا با اتخاذ یک سیاست یکجانبه‌گرایانه به پشتوانه بهانه‌کردن حادثه مذکور، خود را مجاز می‌داند در تمام ابعاد زندگی مردم منطقه دخالت ناروا داشته باشد. هم‌اینک امریکا با به‌راه‌انداختن جنجال تروریسم و این‌که خاورمیانه اسلامی کانون تولید تروریسم است، موجب خدشه‌دارشدن چهره مسلمانان شده، به‌طوری‌که امروز مسلمان‌بودن و یا حتی خاورمیانه‌ای و شرقی‌بودن، جرمی مضاعف در محافل غربی به‌شمار می‌رود. علاوه‌براین دولت امریکا با بهره‌گیری از شبکه‌های تبلیغاتی خود که غالبا در دست سرمایه‌داران صهیونیستی است، افکار عمومی مجامع غربی را به سوی ضدیت با مسلمانان هدایت می‌کند.
مساله بااهمیت‌ این‌که هیچ ملتی در جهان، به اندازه مردم امریکا مطیع و گوش‌به‌فرمان شبکه‌های ارتباطی نیستند. مردم امریکا به‌گونه‌ای ساده‌لوحانه هرآنچه را که دستگاههای تبلیغاتی و دیپلماتیک امریکا علیه هر کشور دیگر بیان می‌کنند، بدون چون و چرا می‌پذیرند. به‌همین‌دلیل هر روز سطح علاقمندی مردم امریکا به مسائل سیاسی کاهش پیدا می‌کند؛ زیرا به مردم امریکا آموخته شده است سیاست نیز همچون تمامی مشاغل دیگر، یک تخصص است، نه یک سرگرمی. آنها قبول کرده‌اند که هرکس علاقمند به مسائل سیاسی است، باید درس سیاست بخواند و آن را به‌عنوان شغل اختیار کند. مردم امریکا معتقدند سیاستمدارانشان به‌اندازه‌ای حرفهای یکنواخت و مکرر بر زبان آورده‌اند که آنها دیگر نسبت به سیاست بی‌علاقه شده‌اند.
در امریکا و عموما در غرب، مردم از نظر پایبندی به علائق و مسئولیتهای اجتماعی به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه کثیری که زندگی مدنی را دنبال می‌کنند و با کارکردن روزانه درآمد به‌دست می‌آورند و به‌ زندگی خود ادامه می‌دهند و گروه اقلیتی که با عضویت در احزاب سیاسی، زندگی خود را وقف فعالیتهای سیاسی ــ اجتماعی می‌کنند. این گروه غیر از زندگی متداول خانوادگی، بخش قابل‌ملاحظه‌ای از ساعات خود را به امور سیاسی ــ اجتماعی تخصیص می‌دهند. این گروه، همان افرادی هستند که در انتخابات مشارکت فعالانه دارند.
برای ملت امریکا، دو اصل درکل از اهمیت حیاتی برخوردارند: امنیت و رفاه. دولتمردان امریکا نیز این دو خواسته مردم را به‌طورنسبی تامین می‌کنند و خود به بازیگری سیاسی برای دستیابی به قدرت و ثروت ادامه می‌دهند. در طول تاریخ، در تمام کشورها همیشه اقلیتی خاص بر اکثریت حکومت ‌کرده است؛ منتها امروزه در کشورهای غربی و دموکراتیک قدرت و ثروت به‌نوبت در دست این اقلیت قرار می‌گیرد اما در کشورهای غیردموکراتیک، قدرت و ثروت در دست چند خانواده وابسته به یکدیگر در چرخش است. به‌همین‌دلیل در این کشورها هرکس که بیرون از دایره خانوادگی حاکمان است، کوشش می‌کند به هر طریق ممکن ــ درواقع به همان روش مشهور پارتی‌بازی ــ خود را به هرم قدرت خانوادگی نزدیک کند. در کشورهای دموکراتیک ازآنجاکه قدرت در میان همان اقلیت نهادینه شده و نهادهای مدنی مثل احزاب قدرت را تقسیم می‌کنند و دست ‌به دست می‌چرخانند، شرکت و ورود به دایره قدرت و ثروت تاحدودی برمبنای اصل پارتی‌بازی پیش می‌رود اما در کل شرط اصلی، فراگیری قواعد بازی و اطاعت از مراکز قدرت است. بنابراین در ذات این دو شکل از حکومت تفاوتی وجود ندارد بلکه تفاوت در عملکرد آنها است؛ به‌عبارتی در نظامهای دموکراتیک این فرایند با شکل دلپسندتری عملی می‌شود.

طرح مساله
پس از جنگ جهانی دوم، شالوده نظام چندقطبی از میان رفت و نظام دوقطبی بر سیستم بین‌المللی حاکم شد. این نظام دوقطبی تحت رهبری لیبرالیسم امریکا و سوسیالیسم شوروی، بر پایه قدرت نظامی مستقر گردید. از بحران برلن در سال 1947 نطفه جنگ سرد بسته شد و بر نظام بین‌المللی مستولی گردید. نظام دوقطبی با تشکیل پیمان نظامی ناتو (1949) و پیمان نظامی ورشو (1955) مسابقه تسلیحاتی گسترده‌ای را بر جهان حاکم کرد؛ چنانکه دولتها مجبور شدند بخش قابل‌ملاحظه‌ای از درآمد ملی خود را به تامین تجهیزات نظامی تخصیص دهند. با دو نیمه‌شدن جهان، قدرتهای میانی و کوچکتر دنیا به‌ناچار باید زیر چتر حمایتی دو قدرت بزرگتر قرار می‌گرفتند.
در دوران جنگ سرد، جهان در بازی دو قدرت با بحرانهای تهدیدکننده امنیت جهانی ــ از جمله بحران کره و بحران کوبا ــ روبرو شد. در خاورمیانه رقابت بر سر تصاحب منابع نفتی، قدرتهای بزرگ را در برابر یکدیگر قرار داد. کشورهای خاورمیانه که یکی وابسته به شرق و دیگری دنباله‌رو غرب بود، بارها تا مرز جنگ تمام‌عیار پیش رفتند. سلطه روح میلیتاریستی بر جهان و به‌ویژه بر خاورمیانه، باعث شد درآمدهای حاصل از فروش نفت، صرف خرید اسلحه از امریکا و شوروی شود. رقابت این دو قدرت، خاورمیانه را با کودتاها و انقلابهای نامشروع بسیاری روبرو کرد؛ چنانکه این منطقه به بحرانی‌ترین نقطه جهان تبدیل شد. استقرار اسرائیل در منطقه و جنگهای تجاوزگرانه آن علیه اعراب نیز خاورمیانه را هرچه بیشتر درگیر بحران کرد.
خاورمیانه به‌عنوان شبه‌جزیره‌ای در نقطه اتصال اروپا ــ آسیا و آفریقا از موقعیت ژئوپولتیک و ژئواکونومیک برخوردار است. رقابت قدرتهای جهانی در دوران جنگ سرد و اینک سلطه امریکا، این منطقه را به بحرانی‌ترین نقاط جهان تبدیل کرده است. رفتارهای تجاوزکارانه و حقارت‌آمیز غربیها نسبت به مردم و دولتهای منطقه، خشم عمومی علیه غرب را برانگیخته است. غرب بی‌محابا به مقدسات ملتهای خاورمیانه توهین می‌کند. جالب‌آنکه آنها خودشان موجبات تحریکات خشم‌آلود مردم منطقه را فراهم می‌کنند اما از عکس‌العمل مشروع ملتهای مسلمان، به تروریسم تعبیر می‌نمایند. ازاین‌رو سوال اصلی مقاله این است: آیا امریکا در خاورمیانه واقعا به‌دنبال مبارزه با تروریسم، استقرار دموکراسی و اجرای موازین حقوق بشر است؟ سوال دیگر این است که امریکا در پناه حادثه مشکوک یازدهم سپتامبر، جز پاره‌ای اهداف آشکار، چه اهداف پنهانی را دنبال می‌کند؟
فرضیه مقاله این است که حداقل از قرن بیستم تاکنون، بروز هر حادثه مهم تاریخی ضمن‌اینکه نظام بین‌المللی را دستخوش تغییر کرده و بازیگران صحنه جهانی و قواعد ناظر بر بازیگری را تغییر داده است، بازیگران عمده بین‌المللی نیز با اقدام به ایجاد تغییر در نظام بین‌المللی، به همسوسازی ساختار سیاسی ــ اقتصادی منطبق با این تغییرات اقدام کرده‌اند. ازاین‌رو به‌نظر می‌رسد اگر حادثه یازدهم سپتامبر را مبدأ تغییر نظام بین‌المللی بدانیم، باید گفت ایالات‌متحده امریکا در واکنش به این مساله، با طرح ادعای رهبری نظام تک‌قطبی درواقع قصد دارد قواعد بین‌المللی را تغییر دهد و جهان و به‌ویژه خاورمیانه را با اهداف چندضلعی خویش همسو سازد.
امریکا با ترسیم جغرافیای جدید خاورمیانه و در پشت بهانه مبارزه با تروریسم و حمایت از حقوق بشر، در پی دستیابی به منافع اقتصادی سردمداران خویش است و در این راه حتی مجبور شده است زیادی‌خواهی اسرائیل را مهار کند و اسرائیلیها را پشت میز مذاکره با دشمن خونی‌شان، فلسطین، بنشاند. هم‌اکنون نومحافظه‌کاران مسلط بر هرم قدرت در امریکا، با نوعی خودستایی و برتری‌طلبی خواهان سرکوب بی‌رحمانه هر کشوری هستند که با منافع امریکا در تقابل است. حال‌آنکه به‌نظر می‌رسد علیرغم این تمایل جناح افراطی راست‌گرای حاکم بر امریکا، استراتژیهای ملی تنظیم‌شده در واشنگتن قابلیت همخوانی با شرایط و اوضاع کلی جهان در تمام ابعاد را ندارند؛ زیرا وابستگی متقابل اقتصادی ــ سیاسی و به‌ویژه امنیتی موجود میان کشورها، به‌گونه‌ای است که هیچ کشوری قادر نیست به‌تنهایی و با وجود قدرت بی‌رقیب نظامی، امنیت کامل خود را حفظ کند. کماآنکه گرچه امریکا پس از حادثه یازدهم سپتامبر، به پشتوانه قطعنامه 1368 شورای امنیت حق دفاع مشروع از خود را دریافت کرد و اعلام نمود حتی به‌تنهایی به جنگ علیه تروریسم ادامه خواهد داد، چنانکه در افغانستان به همین شیوه عمل کرد و در حمله به عراق نیز علیرغم شکل‌گیری پاره‌ای کدورتها به مخالفت روسیه، آلمان و فرانسه توجه نکرد و حتی مردم امریکا رستورانهای فرانسوی را در چند نقطه از کشور به آتش کشیدند، اما اینک بر سر پرونده هسته‌ای ایران امریکا ناچار شده است به دیپلماسی گسترده‌ای برای یارگیری علیه ایران متوسل شود. خانم رایس، وزیر امورخارجه امریکا، درخصوص پرونده هسته‌ای ایران تاکنون با بیش از پنجاه‌وسه رهبر و یا مقام برجسته کشورهای مختلف ملاقات و مذاکره کرده است و این امر نشان می‌دهد دیپلماسی نومحافظه‌کاران امریکا مجبور شده است به نوعی تعدیل در رفتار خود تن دهد.
امریکاییها در فردای جنگ جهانی دوم که نگران حمله تانکهای شوروی به اروپای غربی بودند، از فقدان یک استراتژی بزرگ مشترک فریاد برآوردند، تااینکه نظریه لیدل هارت تحت عنوان «استراتژی بزرگ» به کمک آنها درآمد و امریکا ناچار شد خود را به همکاری نزدیک با شوروی راضی کند. [i] ترومن، رئیس‌جمهوری امریکا، ابتدا به پشتوانه قدرت اتمی که آن را در ژاپن تجربه کرده بود، قصد داشت در مقابل شوروی با پیروی از استراتژی «انتقام همه‌جانبه» مقاومت کند. ازآنجاکه تهدیدات شوروی علیه اروپای غربی، جدی‌تر و مقدورتر بود امریکا با اقدام به تاسیس سازمان ملل متحد در سانفرانسیسکو، ارائه پیشنهاد طرح نظام پولی بین‌المللی و نیز با ارائه برنامه باروک دایر بر همکاری هسته‌ای با شوروی، دست از انتقامجویی برداشت و به نوعی مصالحه و همکاری روی آورد.
هم‌اکنون امریکا از چهار شرط پیشنهادی خود برای ایران مبنی بر متوقف‌کردن چرخه سوخت هسته‌ای، حمایت‌نکردن از تروریسم، اعمال دموکراسی و رعایت حقوق بشر و بالاخره همسویی با فرایند صلح فلسطین و اسرائیل، سنگین‌ترین شرط را بر عهده اتحادیه اروپا گذاشته و در مورد سه شرط دیگر نیز ضمن رایزنی با اتحادیه اروپا، این اتحادیه را در کنار روسیه، چین و سازمان ملل درگیر پرونده هسته‌ای ایران کرده است. ازاین‌رو همچون موارد پیشین، این‌بار نیز به‌نظر می‌رسد امریکا نخواهد توانست به‌تنهایی بر تمام منابع ثروت جهان مسلط شود.

نظم نوین جهانی
پس از فروریختن دیوار برلن به‌عنوان سمبل جنگ سرد در سال 1989 و بعد از سرنگونی اتحاد شوروی در سال 1990، جرج بوش پدر، رئیس‌جمهوری وقت امریکا در یک پیام رادیویی خطاب به جهانیان در تعطیلات آخر هفته ماه آوریل 1991، تئوری نظم نوین جهانی را به‌عنوان استراتژی ملی امریکا پس از جنگ سرد اعلام کرد و افزود جهان به این نتیجه رسیده است که نه نظام چندقطبی و نه نظام دوقطبی، بلکه تنها نظام تک‌قطبی است که می‌تواند صلح و امنیت جهان را تضمین کند و اینک ایالات‌متحده امریکا به دلیل قدرت اقتصادی و نظامی بی‌رقیب بیش از هر کشور دیگری استحقاق رهبری نظام تک‌قطبی را دارد. البته این اظهار در حقیقت منشور جناح نومحافظه‌کاران بود که از زمان ریگان با حمایت مالی لابی‌های صهیونیستی وارد نظام تصمیم‌گیری امریکا شدند.
جرج بوش پدر به دلیل ناکامی در حل بحران سوم خلیج‌فارس، در دوره دوم ریاست‌جمهوری شکست خورد و کلینتون از حزب دموکرات در سال 1993 وارد کاخ ‌سفید شد.

استراتژی نقشه راه
برای نخستین‌بار در تاریخ دیپلماسی امریکا نسبت به خاورمیانه، در سال 1975 یکی از مقامات بلندپایه وزارت‌خارجه امریکا اعلام کرد مناقشات خاورمیانه بدون حل مشکل فلسطین خاتمه نخواهد یافت و امریکا ناچار است واقعیت وجودی مساله فلسطین را به‌عنوان هسته اصلی و کانون درگیریهای اعراب و اسرائیل بپذیرد.
گرچه پیمان کمپ‌دیوید در سال 1978 میان انور سادات و مناخیم بگین و با وساطت کارتر، صلح را بین اسرائیل و مصر برقرار کرد و قاهره را با انزوای سیاسی دردناکی در میان کشورهای عرب مواجه ساخت، اما نتوانست به بحران خاورمیانه خاتمه دهد.
در سال 1987، همزمان با تشکیل انتفاضه اول، جرج شولتز، وزیر امورخارجه امریکا در دوره ریگان، انجام مذاکرات مستقیم میان فلسطینیان و اسرائیل را مطرح کرد و متعاقباً اعلام نمود امریکا حقوق مشروع و موجودیت حکومت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد.
یاسر عرفات در سپتامبر 1988 با شرکت در پارلمان اروپا که در شهر استراسبورگ فرانسه تشکیل شد، قطعنامه‌های 242 و 338 را که بر قانونی‌بودن مرزهای 1948 اسرائیل و پذیرش دولت ملی یهود در 1947 دلالت می‌کنند، پذیرفت و تروریسم را در تمام اشکال و ابعاد آن رد کرد. به‌این‌ترتیب فلسطین، موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و یاسر عرفات، الفتح، سازمان تحت فرماندهی خود و بزرگترین نهاد نظامی فلسطین را از دست‌زدن به هر نوع اقدام خشونت‌آمیز منع کرد.
دولت امریکا تصمیم گرفت برای رسمیت‌بخشیدن به اظهارات یاسر عرفات، کمپ‌دیوید دوم را برپا کند، اما عرفات در بازگشت از پارلمان اروپا به‌خاطر اظهارات نسنجیده‌اش در محافل فلسطینی و برخی کشورهای مسلمان، مورد انتقاد قرار گرفت و به‌ناچار از ادامه مذاکرات خودداری کرد.
در دوره کلینتون، مسئولان سیاست خارجی امریکا به دنبال احساس نیاز به لزوم هماهنگی کشورهای خاورمیانه با اهداف و منافع ملی خود، با اتخاذ یک استراتژی راهبردی، مصمم شدند به‌هرشکلی، منافع ملی خویش را تامین کنند. بنابراین کلینتون با طرح نقشه راه و جلب حمایت اتحادیه اروپا، روسیه و سازمان ملل متحد، کوشید به‌هرنحوی دو طرف درگیر را به نشستن بر سر میز مذاکره و پذیرفتن راه‌حل پیشنهادشده وادار کند. قرار بود طرح نقشه راه طی سه مرحله از سال 2000 تا 2005 به نتیجه مطلوب برسد: 1ــ در مرحله اول حکومت فلسطین بایستی تعهد می‌داد خشونت علیه اسرائیل را کنار گذارد. اسرائیل نیز موظف می‌شد از ادامه ساخت شهرکهای یهودی خودداری کند و شهرکهای قدیمی را از حالت نظامی خارج نماید و تا سال 2004 نیروهای خود را از کرانه باختری بیرون ببرد. مهمترین هدف مرحله اول ایجاد اعتمادسازی میان طرفین بود 2ــ در مرحله دوم پیش‌بینی شده بود در یک کنفرانس بین‌المللی، تشکیل حکومت خودمختار فلسطینی به تایید سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، امریکا و روسیه برسد 3ــ در مرحله سوم مقرر گردید طی برگزاری دومین اجلاس چهارجانبه (سازمان ملل، امریکا، روسیه، اتحادیه اروپا) حدود مرزهای رسمی دو طرف تعیین شود، مقدمات بازگشت آوارگان فلسطینی به وطن خود فراهم گردد و کلیه شهرکهای یهودی‌نشین برچیده شوند. در این مرحله همچنین پیش‌بینی شده بود طرح نقشه راه به‌تدریج به امضای رهبران کشورهای عرب نیز برسد.
طرح نقشه راه با مخالفت و موافقت برخی محافل عربی و اروپایی روبرو شد. از این میان سوریه به‌طورعلنی با طرح مخالفت کرد؛ زیرا معتقد بود طرح مذکور صرفا به مناقشات فلسطین و اسرائیل ــ آن‌هم به شکل ناقص ــ پرداخته، درحالی‌که اولا از مشکلات کشورهای دیگر عرب که با اسرائیل درگیر هستند، نامی به میان نیامده، ثانیا به طرفهای دیگر درگیر با اسرائیل مثل حماس و حزب‌الله توجه نکرده است.
به‌هرحال اجرای طرح با خاتمه‌ دوران ریاست‌جمهوری کلینتون، انتخاب جرج بوش، حادثه یازدهم سپتامبر، حمله امریکا به افغانستان و عراق به فراموشی سپرده شد. درهمین‌حال آریل شارون، نخست‌وزیر اسرائیل، اعلام کرد تا زمانی‌که یاسر عرفات بر مسند قدرت باشد، هیچ شانسی برای رسیدن به صلح وجود ندارد. ازطرف‌دیگر شارون تمایل چندان برای مذاکره مستقیم با عرفات نداشت، زیرا شارون او را تروریستی می‌دانست که اعلام کرده بود اسرائیل را به دریا خواهد ریخت.
پس از مرگ یاسر عرفات (در دسامبر 2004 در یک بیمارستان نظامی در پاریس) محمود عباس به‌عنوان شخصیتی لیبرال و پراگماتیست در جایگاه جانشین او در مسند ریاست حکومت خودگردان فلسطین قرار گرفت. وی پس از تشکیل کادر رهبری فلسطین با چینش ترکیبی از همفکران خود، یکبار دیگر طرح نقشه راه را مورد بازبینی قرار داد. محمود عباس در همان روزهای پس از پیروزی در انتخابات، اعلام کرد تعهدات یاسر عرفات در پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ را می‌پذیرد و حاضر است با اسرائیل سر میز مذاکره بنشیند. ابومازن طی چند ملاقات با مقامات بلندپایه اروپایی و نیز در سفر به واشنگتن و ملاقات با جرج بوش، آمادگی خود را برای ازسرگیری مذاکرات و احیای طرح نقشه راه اعلام کرد.
اما با پیروزی حماس در انتخابات پارلمان فلسطین در ماه ژانویه 2006 و انتخاب اسماعیل هنیه، مرد شماره دو حماس، به‌عنوان نخست‌وزیر، روند مذاکرات با مشکل جدید روبرو شد. خالد مشعل در نخستین نطق خود پس از پیروزی حزبش اعلام کرد تا زمانی‌که اسرائیل از سرزمینهای اشغالی خارج نشده، از هرگونه مذاکره با تل‌آویو خودداری خواهد کرد. امریکا و اتحادیه اروپا نیز اعلام کردند درصورتی‌که حماس دست از خشونت علیه اسرائیل برندارد و اسرائیل را به رسمیت نشناسد، کمکهای خود را به فلسطین قطع خواهند کرد.
خالد مشعل به‌عنوان وزیر امورخارجه دولت فلسطین، به‌گونه‌ای ماهرانه نشان داده است قواعد بازی بین‌المللی را به‌خوبی می‌داند و همچون یک دیپلمات باتجربه اظهارات خود را سنجیده و در جملات چندپهلو ادا می‌کند. وی برخلاف گذشته، کلمات حساب‌شده و الفاظ انعطاف‌پذیر به‌کار می‌برد. خالد مشعل در یک سفر دوره‌ای که از مصر شروع کرد، به‌خوبی نشان داد به مسئولیت خود در شرایط حساس جهانی آگاهی دارد. وی پس از مصر به ترکیه رفت و اردوغان، دبیرکل حزب توسعه و عدالت را ملاقات کرد.
وی چند روزی نیز در تهران با مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی ایران ملاقات نمود و به ‌دعوت دانشجویان دانشگاه تهران در یک سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ شرکت کرد.
جمهوری اسلامی ایران رسما اعلام کرد اگر حماس به مقاومت در برابر اسرائیل ادامه دهد، کمکهای قابل‌توجهی از ایران دریافت خواهد کرد. البته کشورهای دیگر از جمله عربستان نیز برای کمک به حماس اعلام آمادگی کرده‌اند. اما احتمالا به‌نظر می‌رسد حماس تحت فشار گروههای مختلف فلسطینی و غیرفلسطینی ــ از جمله الفتح، برخی کشورهای عربی نظیر مصر، سازمان ملل متحد و به‌ویژه امریکا و اتحادیه اروپا ــ اینک که قدرت را به‌دست گرفته است، دیگر نمی‌تواند مثل یک گروه چریکی عمل کند و ناچار است برای ادامه بازیگری و سامان‌بخشیدن به سالها جنگ، از خود انعطاف بیشتری نشان دهد. این سیاست از خلال سخنان اسماعیل هنیه نیز قابل استنباط بود.

اهداف امریکا در خاورمیانه بزرگ
در طول جنگ سرد که جهان میان دو قطب لیبرالیسم و سوسیالیسم تقسیم شده بود، نفوذ و دخالت امریکا در خاورمیانه به دلیل حضور و حمایت شوروی از برخی کشورهای منطقه، عمدتا موردی، پراکنده و درنهایت در چارچوب محدودیتهای ناشی از نظام دوقطبی بود. در دوره پس از جنگ سرد شرایط کاملا به نفع امریکا تغییر کرد. در شرایط نوین منطقه‌ای و بین‌المللی، مسائل و موضوعات جدیدی در خاورمیانه مطرح شد که اجرای استراتژی و اعمال قواعد نوینی را می‌طلبید.
پس از یازدهم سپتامبر جرج بوش رسما اعلام کرد این اقدام درواقع اعلان جنگ تروریستها به امریکا بوده و ما با تمام قوا تا خشکاندن ریشه تروریسم با عاملان و حامیان آن مبارزه خواهیم کرد. جرج بوش در دوره اول ریاست‌جمهوری خود، ایران، کره‌شمالی و عراق را محور شرارت اعلام نمود و تاکید کرد تا مرز اقدام نظامی علیه این کشورها پیش خواهد رفت.
امریکا در راستای نقطه‌نظرات نومحافظه‌کاران به منظور به‌کرسی‌نشاندن سیاست یکجانبه‌گرایی و دست‌زدن به نمایش قدرت و بی‌اعتنایی به سازمان ملل، با وجود مخالفت روسیه، فرانسه و آلمان به عراق حمله کرد. این در حالی بود ‌که یک ‌سال قبل نیز امریکا در اقدامی مشابه به بهانه سرکوب القاعده افغانستان را مورد تهاجم قرار داد.
افغانستان به دلیل همجواری با ایران و آسیای مرکزی (که دارای منابع سرشار نفت و گاز هستند) و حتی به‌خاطر نزدیکی به چین و روسیه و هند، برای امریکا صاحب اهمیت ژئوپولتیک است. هم‌اکنون بیش از صدوسی‌وسه‌هزار سرباز امریکایی در کنار سربازان سایر کشورهای هم‌پیمان امریکا در افغانستان به سر می‌برند. حدود چهارصدهزار سرباز امریکایی و اروپایی نیز در عراق هستند.

اهداف ایالات‌متحده در خاورمیانه بزرگ
1ــ تضمین امنیت اسرائیل:
تلاش امریکا برای تضمین امنیت اسرائیل، دو دلیل دارد: 1ــ ناتوان‌شدن اسرائیل از ادامه جنگ با انتفاضه که موجب خستگی و ناامیدی اسرائیل شده است. مهمتراینکه اسرائیل دستخوش مهاجرت معکوس شده، چنانکه سرمایه‌داران و متفکران آن به دلیل ناامنی، مجبور به مهاجرت به اروپا و امریکا شده‌اند. ازسوی‌دیگر اسرائیل تصمیم گرفته است در روند جهانی‌شدن، از قطب نظامی به قطب اقتصادی تغییر وضعیت دهد؛ چراکه دراین‌صورت می‌تواند به بازار سرمایه و کالا در خاورمیانه تبدیل شود و نیاز بازار دویست‌وشصت‌میلیون نفری اعراب را تامین کند. اما این‌همه در گرو صلح با فلسطین است 2ــ امریکا متوجه شده است حمایت بی‌دریغ از اسرائیل موجب کاهش محبوبیت این کشور (ایالات‌متحده) در میان ملتهای خاورمیانه شده و گره‌زدن سرنوشت تجاوزکارانه اسرائیل با منافع ملی خود در خاورمیانه، موجب نارضایتی افکار عمومی داخل امریکا شده است. طبیعی است ادامه حمایت امریکا از تجاوزگریهای اسرائیل، نه مقدور است و نه امکان تحقق استراتژی خاورمیانه بزرگ را مهیا می‌کند. بنابراین اسرائیل باید به مرزهای 1967 بازگردد تا امریکا بتواند بر بازار پرمنفعت خاورمیانه مسلط شود.

2ــ استراتژی مهار و انزوا:
یکی از اهداف استراتژیک امریکا از دهه 1980 به‌ویژه در شرق خاورمیانه، اعمال استراتژی مهار و انزوای کشورهای ایران و عراق به‌عنوان دو قدرت متعارض منطقه بود. این استراتژی با روی‌کارآمدن کلینتون تحت عنوان استراتژی «مهار دوگانه» [ii] مطرح شد و با حمله به عراق پایان یافت. [iii] اما این سیاست در مورد ایران با پیروزی انقلاب شروع شد، با جنگ هشت‌ساله به اوج خود رسید و پس از جنگ روابط ایران و امریکا را دستخوش فرازونشیبهایی کرد. از سال 2003 روابط دو کشور بر سر پرونده هسته‌ای با مشکلات بیشتری روبرو شد و هنوز هم این روند ادامه دارد.
امریکا کوشش می‌کند به این بهانه که ایران به جریانهای تروریستی کمک می‌کند و یک ایران اتمی تهدیدی علیه امنیت و صلح جهانی است، مساله پرونده هسته‌ای ایران را به یک بحران بین‌المللی تبدیل کند. متقابلا ایران هم سعی دارد این مساله را به یک انتظار ملی تبدیل نماید. منتها سیاست کلی امریکا در مورد ایران این است که با به‌‌اجراگذاشتن یک دیپلماسی گسترده و همسوکردن قدرتهای میانه نظام بین‌الملل و قدرتهای منطقه‌ای، سطح فشار را بر ایران افزایش دهد تا سرانجام ایران را به تسلیم در برابر خواست خود که دست‌کشیدن از فعالیتهای اتمی است، وادار سازد و در صورت عدم موفقیت در این زمینه، با ارسال پرونده هسته‌ای به شورای امنیت، ایران را به انزوای کامل سیاسی ــ اقتصادی بکشاند.
مشکل اصلی امریکا در خاورمیانه، ایران است؛ زیرا عراق که پایه دیگر استراتژی مهار دوگانه را تشکیل می‌داد، اینک با تسلط امریکا از دور خارج شده و امریکا از این پس تمام فشار خود را بر ما وارد خواهد کرد. پیش‌فرض استراتژی مهار دوگانه این بود که به دلیل عدم امکان تداوم سیاست توازن قدرت در منطقه خاورمیانه، هرکدام از دو کشور ایران و عراق را باید به یک اندازه تقویت کرد تا از قدرتیابی یکی بر دیگری جلوگیری شود ــ بنابراین با قدرت یکی دیگری کنترل می‌شود. به‌همین‌دلیل هر دو کشور بایستی همزمان تضعیف می‌شدند؛ زیرا در صورت قدرتمندی یکی از آن دو، امنیت منطقه به مخاطره می‌افتاد ــ که البته مراد از منطقه، تضمین امنیت اسرائیل، صادرات نفت و شیخ‌نشینهای خلیج‌فارس است. [iv]
جرج بوش در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش با طرح محور شرارت بازی خطرناک و درازمدتی را شروع کرد. او گرچه توانست کره شمالی را تاحدود زیادی با انتظارات خود همسو کند، عراق را به اشغال خود درآورد و تمام پتانسیلهای قدرتی خویش را روی ایران تخلیه نماید، اما ازسوی‌دیگر ایران به قدرت مقابله‌کننده با منافع امریکا در منطقه تبدیل شد و ایران هم این حق مشروع را برای خود قائل می‌شود که فشارهای واردشده از سوی امریکا را به اهرمهای قدرت خود در منطقه و سطح جهان منتقل کند. اهرمهای قدرتمند ایران در منطقه، از جمله شیعیان عراق، حزب‌الله لبنان و برخی گروههای فلسطینی، می‌توانند روی معادلات نفوذ و قدرت امریکا در منطقه تاثیرگذار باشند. ازسوی‌دیگر امریکا نمی‌تواند با تحریم اقتصادی و احیانا با اقدام نظامی، به تمام توقعات خود در منطقه دست‌یابد. برای ایران هم مقدور نیست برای طولانی‌مدت خود را درگیر بازیگریهای تجاوزکارانه امریکا کند. درواقع بر عهده امریکا است که انتظارات خود را در خاورمیانه با بهره‌گیری از نوعی عقلانیت سیاسی پی‌ بگیرد؛ زیرا اسرائیل با وجود دراختیارداشتن تمام ابزارهای قدرت تاکنون نتوانسته است جنبش آزادیبخش فلسطین را سرکوب کند و امریکا نیز پس از گذشت سه ‌سال از اشغال عراق، هنوز نتوانسته است حتی به حداقل پیشرفت دست‌یابد.

3ــ تضمین امنیت صدور نفت:
آنچه بیش از هر عامل دیگری خاورمیانه را به بحرانی‌ترین مناطق جهان تبدیل کرده، وجود منابع سرشار نفت و گاز به‌عنوان ارزان‌ترین و کم‌خطرترین منابع انرژی برای کشورهای صنعتی جهان است. عراق به‌عنوان چهارمین کشور تولیدکننده نفت جهان و صاحب بزرگترین ذخایر شناخته‌شده نفتی منطقه، اینک به دست امریکا افتاده است و هم‌اکنون کارشناسان امریکایی مشغول نوسازی تکنولوژی کشف و استخراج منابع نفت و گاز عراق هستند.
براساس پیش‌بینی‌های به‌عمل‌آمده، در آینده نه‌چندان دور عراق به دومین کشور تولیدکننده نفت اوپک پس از عربستان تبدیل خواهد شد.
ایران، عراق و شش کشور عضو شورای همکاری خلیج‌فارس حدود دوسوم ذخایر نفتی ثابت‌شده جهان را در اختیار دارند. این کشورها بیست‌وهشت‌درصد تولید جهان را به خود اختصاص داده‌اند. ذخایر شناخته‌شده عربستان و عراق، به ترتیب، بیشترین میزان این ذخایر را از میان کشورهای یادشده به خود اختصاص داده‌اند. البته وضعیت ذخایر نفتی عراق به دلیل انزوا و تحریمهای سازمان ملل به‌طور دقیق مشخص نیست، اما ممکن است عراق در آینده از نظر منابع شناخته‌شده به رتبه اول در خاورمیانه تبدیل شود. علاوه‌برآن، قطعی است که ایران، عراق و قطر در منطقه و حتی در جهان، پس از روسیه، به‌ترتیب صاحب بزرگترین ذخایر گاز طبیعی هستند. اهمیت این مساله زمانی آشکار می‌شود که توجه کنیم درحال‌حاضر اهمیت گاز برای جهان صنعتی هر روز بیشتر می‌شود. [v]
ازسوی‌دیگر امریکا با تسلط بر منابع نفت و گاز عراق که تامین‌کننده عمده نیاز انرژی چین، ژاپن و فرانسه است، اینک می‌تواند با فشارآوردن به این کشورها سیاست یکجانبه‌گرایی خود را بر آنان تحمیل کند. سفر اخیر جرج بوش به افغانستان، پاکستان و هند، ضمن‌اینکه یک سفر دوره‌ای دیپلماتیک برای فشارآوردن بر رهبران این کشورها برای همسوشدن آنان با سیاستهای امریکا در منطقه علیه ایران بود، به امضای موافقتنامه‌ای میان جرج بوش و همتای هندی وی درخصوص کمک امریکا به تاسیسات هسته‌ای غیرنظامی هند انجامید که تاحدودزیادی نیازهای انرژی هند را تامین می‌کند. این موافقتنامه ممکن است توافقات میان ایران، پاکستان و هند مبنی بر تاسیس خط هفتصدوپنجاه کیلومتری انتقال نفت و گاز ایران از طریق پاکستان به هند را متزلزل سازد.
آنچه حساسیت بیشتر امریکا را نسبت به خاورمیانه برمی‌انگیزد، سرمایه‌گذاریهای امریکا و سایر کشورهای غربی و حتی چین و ژاپن در حوزه‌های نفتی است؛ مضافا این‌که نفت خاورمیانه علیرغم حوزه‌های رقیبی که از سال 1973 در دنیا پیدا شده‌اند، هنوز هم سهم قابل‌ملاحظه‌ای در چرخه صنعت نفت دارد. حضور نظامی امریکا و برخی کشورهای اروپایی در آبهای خلیج‌فارس، نشانه‌ای از علاقمندی این کشورها به تضمین استخراج و صادرات نفت از تنگه هرمز به‌عنوان بزرگترین گذرگاه نفتی جهان است.
اصولا متغیر نفت به‌عنوان متغیر مستقل، بسیاری از سیاستها و استراتژیهای ایالات‌متحده را در این منطقه توجیه می‌کند. اگر خاورمیانه بزرگ مفروض در مقدمه مقاله را در نظر بگیریم، متوجه خواهیم شد افزوده‌شدن آسیای مرکزی و قفقاز به حوزه خاورمیانه، کشف منابع عظیم نفت و گاز در منطقه و سرمایه‌گذاریهای مشترک امریکا، اسرائیل و اروپا در پروژه‌های عظیم نفت و گاز، و نیز برگزاری مانورهای مشترک نظامی با کشورهای تازه‌‌استقلال‌یافته، همگی نشان از اهمیت این منطقه برای نظام سرمایه‌داری جهانی دارند.
براساس مطالعات به‌عمل‌آمده توسط کارشناسان نفتی امریکا، فقط قرقیزستان صاحب نودمیلیارد بشکه نفت ثابت‌شده است. تسلط کمپانیهای نفتی امریکا و اروپا بر منابع نفتی آذربایجان و کشیدن دو خط لوله انتقال نفت به سواحل مدیترانه، هر روز اهمیت ژئواکونومیک خاورمیانه بزرگ را برای امریکا بیشتر می‌کند.

4ــ پیشبرد فرآیند صلح خاورمیانه:
گرچه قبل از خاتمه جنگ سرد، امریکا موفق شد با امضای پیمان کمپ‌دیوید (1978) صلح میان اسرائیل و بزرگترین کشور خصم صهیونیسم یعنی مصر را تحقق بخشد، اما پس از دوران جنگ سرد برچیده‌شدن بساط اتحاد جماهیر شوروی از منطقه خاورمیانه و به دنبال آن بروز تغییرات عمده در نظام بین‌الملل، فشارهای اقتصادی دامنگیر کشورهای عرب درگیر با اسرائیل، حمایتی که غرب و امریکا از این کشورها در مقابل بحرانهای داخلی و خارجی به‌ عمل می‌آورند و نیز به‌قدرت‌رسیدن نیروهای پراگماتیست در کادر رهبری کشورهای عرب و به‌ویژه در فلسطین، تاحدودی زمینه به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل را از سوی این کشورها فراهم کرد. متاسفانه قبح برقراری رابطه با اسرائیل که در میان گروههای سنتی عرب حاکم بود، امروز به دلیل قدرت‌گیری نسل جدید عرب، تاحدودی متزلزل شده است.
مذاکرات صلح خاورمیانه (فلسطین و اسرائیل) از سال 1992 با تشکیل کنفرانس مادرید و با حمایت ویژه امریکا و مدیریت سازمان ملل متحد، شروع شد. پیروزی حزب لیکود در اسرائیل به‌عنوان حزب مذهبی،‌ سنتی و متعصب تحت رهبری آریل شارون، گرچه جریان صلح را با کندی مواجه کرد، اما امضای قرارداد صلح میان اسرائیل و فلسطینیها در زمان تصدی این حزب ــ که دشمن قسم‌خورده فلسطینیان قلمداد می‌گردد ــ بی‌تردید رویداد مهمی خواهد بود.
پیش‌بینی می‌شود علیرغم پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، صلح به شکلی میان طرفین برقرار شود. امریکا به این نتیجه رسیده است که رمز موفقیت او در تحقق استراتژی خاورمیانه بزرگ، برقراری صلح میان فلسطین و اسرائیل و سپس با سایر کشورهای عرب است. به‌نظر می‌رسد با توجه به اختلافات شدید میان ایران و امریکا بر سر پرونده هسته‌ای، واشنگتن تمام تلاش خود را در برقراری صلح میان فلسطین و اسرائیل به‌کار خواهد برد.
اگر این صلح برقرار شود، قطعا به زیان ما خواهد بود؛ زیرا اولا حل این بحران شصت‌ساله امتیازی برای امریکا در خاورمیانه به حساب خواهد آمد؛ ثانیا امریکا با این کار خواهد توانست نظر مساعد کشورهای عرب را به سوی خود جلب کند و سطح محبوبیت خود را در میان افکار عمومی عرب افزایش دهد؛ ثالثا جمهوری اسلامی ایران بخشی از اهرمهای فشار خود را علیه اسرائیل از دست خواهد داد؛ رابعا امریکا فرصت بیشتری برای فشارآوردن بر ما پیدا خواهد کرد؛ چراکه هم‌اکنون بحران عراق به امریکا اجازه نمی‌دهد بحران جدید و جدی علیه ایران برپا کند.
ازجهت‌دیگر مناقشات خاورمیانه بزرگ امریکا به‌قدری درهم تنیده‌اند که توجه به یک موضوع و غافل‌شدن از موضوعات دیگر، مشکلات را پیچیده‌تر خواهد کرد. بنابراین به‌نظر می‌رسد امریکا به دنبال حل همزمان چهار کانون بحران در منطقه است: [vi] افغانستان، ایران، عراق، فلسطین.

5ــ استراتژی امریکا در جنگ علیه تروریسم:
امریکاییان معتقدند خاورمیانه بزرگ و محافل دینی آن، به‌خاطر آموختن احکام دینی و ایجاد حس تنفر در مخاطبان خود، بزرگترین کانون تروریسم ضدغربی در جهان هستند و ضروری است با دو روش کوتاه‌مدت با این محافل مبارزه شود:
1ــ مدرن‌کردن جوامع اسلامی از طریق اشاعه فرهنگ غربی، به‌ویژه در میان نسل جوان که سطح آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به مظاهر و ابزارهای فرهنگ غربی دارند. ازسوی‌دیگر برای جذب هرچه بیشتر جوانان به سمت تکنولوژی ارتباطی که حامل فرهنگ غربی است، باید از ثروتمندشدن گروه اقلیت حاکم جلوگیری کرد تا حاکمان مجبور شوند با دادن سهمی از آزادی به جوانان زمینه ورود آنان به دایره تصمیم‌گیری را مهیا کنند؛ زیرا ایجاد میل مشارکت سیاسی در جوانان و گسترش شبکه تحصیلات دانشگاهی، آنان را با سنت خانوادگی و گرایشات مذهبی بیگانه می‌کند.
به‌نظر کارشناسان امریکایی، جوانان فقیر تمایل بیشتری به فراگیری مسائل دینی دارند. بنابراین باید کوشش شود تا سیاست فقرزدایی به‌ویژه در میان جوانان اجرا شود. کارشناسان امریکا در انتقاد از خود معتقدند رهبران امریکا در گذشته با حمایت از پادشاهان و رهبران دست‌نشانده، باعث تمرکز قدرت و ثروت در دست حاکمان شدند و توده‌های مردم را رها کردند. درواقع آنها ثروتمندشدن یک اقلیت نزدیک به قدرت و فقر اکثریت را از چشم امریکا می‌بینند.
2ــ دموکراتیزه‌کردن جوامع اسلامی. این روش با تحت فشار قراردادن حکومتها به منظور اعمال دموکراسی، آزادی بیان، گفتار و دین و با اصرار بر رعایت حقوق بشر، سعی می‌کند زمینه را برای نفوذ اندیشه و فرهنگ غربی در منطقه هموار سازد.
اشاعه فرهنگ ضدغربی در میان مسلمانان، ریشه در حداقل یک قرن گذشته تاریخ کشورهای خاورمیانه دارد. آنها در این مدت رفتار توهین‌آمیز و سلطه‌گرایانه‌ای را نسبت به مردم این منطقه داشته‌اند. آنها هنوز هم به اشکال جدید این رفتارها را ادامه می‌دهند و نابخردانه به مقدسات مسلمانان توهین می‌کنند؛ حال‌آنکه این مساله به‌نوبه‌خود باید عامل موثری در برانگیختن خشم و نفرت مردم منطقه نسبت به غرب قلمداد شود.
غرب باید بداند که با توهین به پیامبراکرم(ص) روح انتقامجویی را در میان مسلمانان افزایش می‌دهد. این کار صهیونیسم است که می‌خواهد با عصبی‌کردن مسلمانان و دست‌زدن آنان به اقدامات انتقامجویانه، به جهان نشان دهد که مسلمانان چون با ارزشهای جوامع غربی از قبیل آزادی بیان و... آشنا نیستند، دست به رفتارهای خشن علیه غرب می‌زنند تا آنها از این اقدام مسلمانان برداشت تروریستی کنند. ازطرف‌دیگر، تحریک وجدان دینی مسلمانان توسط صهیونیسم، توده‌های مسلمان را به عکس‌العمل علیه مسیحیان وادار می‌کند و این عمل مسیحیان را به دامن صهیونیسم می‌کشاند. صهیونیسم برای دستیابی به این نتیجه، برنامه‌ریزیهای دیگری نیز تدوین کرد و تابه‌حال محصول آن همزیستی صهیونیسم ــ پروتستانتیسم بوده که در حزب نومحافظه‌کاران امریکا ــ کانادا تجلی یافته است. این موج کم‌کم به سمت اروپا حرکت می‌کند؛ چنانکه پرتغالیها در انتخابات ماه گذشته به نومحافظه‌کاران رای دادند و نولیبرالها شکست خوردند.
از همه دردناکتر این است که صهیونیسم با دراختیارداشتن روزنامه، مجله، کتاب و به‌ویژه سلطه بی‌رقیب بر شبکه‌های ماهواره‌ای، به‌راحتی می‌تواند بر ذهن توده‌های خوش‌باور غربی تاثیر سوء بگذارد. این در حالی است که مردم اروپا و به‌ویژه مردم امریکا به‌شدت تحت‌تاثیر گلوله‌های تبلیغاتی و سیستمهای اطلاع‌رسانی دولتهای خویش هستند.
مقامات امریکا برای توجیه اقدامات تجاوزکارانه خود به افغانستان، عراق و در پشت ویرانه‌های مشکوک حادثه یازدهم سپتامبر 2001، در پی دستیابی به جهانی‌کردن اقتصاد، سیاست و فرهنگ خود هستند. چند روز پس از این حادثه، شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه 1368 ضمن تهدیدآمیزخواندن این‌گونه اقدامات تروریستی برای صلح و امنیت بین‌المللی، برای امریکا حق دفاع مشروع قائل گردید و همکاری بین‌المللی در مبارزه با تروریسم را خواستار شد. چند روز بعد کالین پاول، وزیر امورخارجه وقت امریکا، اعلام کرد: «تروریسم بین‌المللی یک تهدید چندوجهی ایجاد کرده و ائتلاف ما باید با تمام ابزارهای دولتمداری برای شکست آن مورد استفاده قرار گیرد. مبارزه علیه تروریسم یک مبارزه طولانی و سخت خواهد بود و سالها در جبهه‌های مختلف ادامه خواهد یافت. مشارکت در این مبارزه جهانی و بزرگ، درها را به روی ما خواهد گشود تا روابط بین‌الملل خود را تقویت کرده یا مجددا شکل دهیم و حوزه‌های همکاری را مشخص ساخته و گسترش دهیم.» [vii]
اظهارات کالین پاول، به‌عنوان یک نولیبرال، و سپس نظرات افراطی و جنگ‌طلبانه نومحافظه‌کاران حاکم بر امریکا از جمله دیک ‌چنی، رامسفلد و خانم رایس، و بیشتر از دیگران جرج بوش، نشان داد و می‌دهد که: اولا امریکا یک استراتژی کلان برای مقابله با تروریسم طراحی کرده است که ابعاد مختلفی را دربرمی‌گیرد، نبرد در جبهه‌های مختلف را شامل می‌شود و ائتلافهای نوینی را ایجاد می‌کند؛ ثانیا این مبارزه طولانی‌مدت است و محدود به تصرف افغانستان و عراق نیست، بلکه هدف آن برقراری یک نظم نوین در عرصه بین‌الملل خواهد بود؛ ثالثا گرچه خاورمیانه بزرگ هدف این نظم نوین است، ولی حوزه‌های دیگر جهان را نیز دربرمی‌گیرد. استراتژی کلان امریکا در مبارزه همه‌جانبه با تروریسم، شامل چند استراتژی خرد از جمله استراتژی مالی، سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و حقوقی خواهد بود و عمر این استراتژی، قطعا با اتمام دوره دوم ریاست‌جمهوری جرج بوش به پایان نخواهد رسید. [viii]

6ــ دموکراتیزه‌کردن خاورمیانه و الزام به رعایت منشور حقوق بشر:
نومحافظه‌کاران حاکم بر هرم قدرت در امریکا اعلام می‌کنند نظام چندقطبی و نظام دوقطبی نتوانست امنیت و صلح بین‌المللی و سعادت ملتها را تضمین و تامین کند و جهان باید به سوی نظام تک‌قطبی آن‌هم تحت رهبری امریکا حرکت کند و در ادامه مدعی می‌شوند برای تحقق نظام تک‌قطبی و سیاست یکجانبه‌گرایی امریکا، لازم است جهان به سمت‌وسوی غربی‌شدن یا به‌عبارت بهتر به سوی امریکایی‌شدن حرکت کند.
طرح دموکراتیزاسیون در سال 2002 از سوی کالین پاول مطرح شد و مشارکت خاورمیانه‌ای امریکا برای دموکراتیزاسیون منطقه نام گرفت. هدف اولیه این طرح فلسطین بود؛ زیرا طراح آن معتقد بود که فلسطینیان باید تروریسم ــ مبارزه و مقاومت علیه اسرائیل ــ را رها کنند و اسرائیل نیز شهرک‌‌سازی را متوقف کند. سپس طرح به سوی کشورهایی که بنا به ادعای امریکا به شیوه غیردموکراتیک اداره می‌شدند و حقوق بشر را رعایت نمی‌کردند، توجه کرد. طرح ادعا می‌کند رژیمهای استبدادی منطقه نیز به دلیل حمایت از تروریسم باید سرنگون شوند و جای خود را به کشورهایی که براساس ساختارهای جدید قومی، زبانی و... بنیان نهاده می‌شوند، بدهند تا بدین‌ترتیب هم هژمونی‌ها خردتر و کوچکتر شوند و همانند کویت رفتار مساعدی داشته باشند و هم منافع ایالات متحده در جغرافیای سیاسی جدید از نو و به نحو مطلوبی ترسیم شود. این همان مبارزه امریکا با فرهنگ و مذهب تمدنی اسلام است که منطقه و آسیا را از کشورهای یمن و سومالی گرفته تا اندونزی و مالزی، برای منافع امریکا ناامن کرده است. ضمن‌آنکه چنانکه گفته شد، در متن اقدام به اشغال عراق، برخی از اهداف، از جمله محاصره ایران به مثابه یک هژمونی و ابرقدرت منطقه‌ای نیز به‌خودی‌خود حاصل می‌شود. [ix]
هدف عمده امریکا از طرح دموکراتیزاسیون، دستیابی به یکسان‌سازی فرهنگی در سراسر جهان و به‌ویژه در خاورمیانه است؛ زیرا هیچ نقطه‌ای از جهان همانند خاورمیانه دچار تشتت عقیده و تقابل قومی ــ مذهبی نیست. طبیعی است در چنین جامعه‌ای تعدد و تنوع فرهنگی در چارچوب نظامهای سیاسی متفاوت حاکم است. کنارآمدن امریکا با چنین جامعه‌ای، اگر غیرممکن نباشد، بسیار سخت است. ازسوی‌دیگر فرهنگ موزائیک‌گونه منطقه، اعمال هرگونه سیاست و خط‌مشی را از سوی امریکا با مشکل مواجه کرده است. قبلا امریکا از نظامهای سیاسی استبدادی طرفداری می‌کرد و منافع خود را نیز به‌دست می‌آورد، اما امروز به این نتیجه رسیده است که منافع گسترده و اساسی غرب در رویکرد به مردم نهفته است؛ منتها این رویکرد جدید نیازمند ایجاد پاره‌ای تغییرات در ساختار فرهنگ، اقتصاد و حکومت کشورها است. از نظر امریکا، تنها راه رسیدن به حل اختلافات قومی ــ مذهبی و متعادل‌کردن رفتار سیاسی دولتها، دموکراتیزه‌کردن این کشورها است؛ زیرا در صورت تحقق یکسان‌سازی فرهنگی، اولا حس بدبینی نسبت به غرب کاهش پیدا خواهد کرد و ثانیا بازار این کشورها به محیط مناسبی برای کالاهای مدرن غربی تبدیل خواهد شد.

7ــ جلوگیری از گسترش تولید و تکثیر سلاحهای کشتارجمعی:
سومین مرحله از اجرای استراتژی بزرگ [x] که از سالهای 1950 تا 1967 ادامه یافت، به مرحله تشنج‌زدایی [xi] یا مرحله همکاری میان شرق و غرب بر مبنای امنیت قطعی [xii] شهرت داشت. در سال 1962، جان اف کندی، رئیس‌جمهوری امریکا، استراتژی دو ستونی را مطرح کرد. استراتژی متکی بر ستون امریکا و ستون اروپا که بایستی ساختار هر نوع همکاری آینده دو سوی آتلانتیک بر آن استوار می‌شد.
در سال 1963، به‌منظور ایجاد موازنه در تولید و تکثیر سلاحهای هسته‌ای، نخستین مذاکرات کنترل سلاحهای هسته‌ای میان شرق و غرب به انعقاد اولین قرارداد منع آزمایشهای هسته‌ای انجامید و به آزمایشهای هسته‌ای در فضا پایان داد. پنج ‌سال بعد قرارداد «منع تولید سلاحهای هسته‌ای» [xiii] به امضا رسید که شوروی، امریکا و انگلیس طرفهای امضاکننده آن بودند. در سالهای بعد دولتهای دیگر به این پیمان پیوستند و رسما تعهد کردند هیچ اقدامی در زمینه تولید، خرید و دستیابی به جنگ‌افزارهای هسته‌ای به عمل نیاورند.
در سال 1972 ریچارد نیکسون و لئونید برژنف موافقتنامه «سالت 1» [xiv] را در راستای محدودکردن تولید و تکثیر سلاحهای هسته‌ای (استراتژیک) امضا کردند. [xv]
در همین مرحله استراتژی بزرگ، کمیته مشترک وزرای خارجه امریکا و اتحادیه اروپا تحت رهبری پیر هارمل (Pierre Harmel)، وزیرخارجه بلژیک، استراتژی دو ساحتی را در مقابل شوروی عنوان کردند. طبق این استراتژی، ازیک‌سو کشورهای غربی عضو ناتو برای دستیابی به امنیت خود باید به اقدامات مشترک دفاعی و افزایش ظرفیت نظامی در برابر حملات احتمالی شوروی دست می‌زدند و ازطرف‌دیگر غرب به همکاری با شوروی روی می‌آورد تا ضمن کنترل تسلیحات، مناسبات اقتصادی خود را گسترش دهد. بالاخره در سال 1975 در کنفرانس هلسینکی، امریکا و شوروی در کنار کشورهای اروپایی به نوعی سیاست تشنج‌زدایی دست یافتند و این سیاست تا زمان فروپاشی شوروی همچنان برقرار بود.
به‌رغم استفاده مکرر از مفهوم ثبات استراتژیک در قراردادها و بیانیه‌های رسمی، هنوز تعریف کاملی از آن ارائه نشده است. در دوران جنگ سرد، ثبات استراتژیک بیشتر به مفهوم حفظ توازن هسته‌ای میان امریکا و شوروی بود. پایان جنگ سرد تحول مهمی را در نظرات نظامی پدید آورد؛ چراکه برای چندین دهه، تفکر و استراتژی نظامی بر تقابل دو قطب زمان جنگ سرد، به‌ویژه دو ابرقدرت وقت یعنی امریکا و شوروی، مبتنی بود. اما مهمترین تحول نه در طول دهه 1980 بلکه پس از شروع قرن بیست‌ویکم با حادثه یازدهم سپتامبر به وقوع پیوست. اکنون تروریسم و امکان دستیابی تروریستها به سلاحهای کشتارجمعی، نگرانی شدید امریکا را در پی داشته است. به‌همین‌دلیل امریکا از فردای یازدهم سپتامبر، جدال عظیم خود را علیه تروریسم آغاز کرد. از زمان کلینتون استراتژی غیرنظامی جهان در دستور کار دولتمردان امریکا قرار گرفته بود. کلینتون اعلام کرد امریکا برای رسیدن به این هدف نیازمند دشمن‌تراشی نیست، بلکه خواسته خود را در نظام بین‌الملل از طریق دموکراسی و حقوق بشر پیش خواهد برد. این‌ یک اظهارنظر دوپهلو بود: یکی‌اینکه امریکا دست به اقدامات نظامی نخواهد زد، بلکه به شیوه‌های دموکراتیک جهان پس از جنگ سرد را به سوی غیرنظامی‌شدن هدایت خواهد کرد؛ دوم‌اینکه امریکا برای رسیدن به هدف خود، قبل از اقدام نظامی علیه کشورها، تلاش خواهد کرد با حربه دموکراسی و حقوق بشر دولتهای یاغی را به قبول غیرنظامی‌شدن جهان وادار کند.
در انتخابات سال 2000 جرج بوش اعلام کرد کشور مقتدری مثل امریکا نمی‌تواند در نظام آنارشیک بین‌المللی، همچون دیگر کشورها فقط یک بازیگر باشد بلکه امریکا به‌خاطر برخورداری از تسلط نظامی بر جهان، باید رهبری نظام بین‌الملل را برعهده گیرد. با این رویکرد ایده‌آلیستی، درواقع امریکا به جای تنظیم واقعیتهای جهان و در‌پیش‌گرفتن یک رفتار مبتنی بر این واقعیتها، قصد داشت به واقعیتهای جهانی و تنظیم رفتار دیگران با رویکرد خود بپردازد. در این نگرش، امریکا خود را حق مطلق می‌دانست و مدعی بود هرکه با ما نیست، علیه ما است. [xvi]
نومحافظه‌کاران حاکم بر امریکا مدعی هستند امریکا قبله عالم و مسیح جهان است. مطابق این دیدگاه ــ که شکل تئوریک آن در نظریه پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما (از نومحافظه‌کاران) انعکاس یافته ــ امریکا از طرف خداوند برای رهایی بشر انتخاب شده و هرآنچه در مقابل آن قرار گیرد، شر و باطل است و سرانجام نابود خواهد شد؛ زیرا امریکا مظهر و نمونه خیر است. تنها راه رهایی دیگر کشورها، الگو قراردادن ایالات‌متحده است و این امر اجتناب‌ناپذیر تاریخ است. بنابراین باید گفت طرح مبارزه با تروریسم و جلوگیری از تکثیر سلاحهای هسته‌ای از سوی امریکا، بهانه‌ای بیش نیست.

پی‌نوشت‌ها

* استاد دانشگاه شهید بهشتی
[i]ــ هلموت اشمیت، استراتژی بزرگ، ترجمه: هرمز همایون‌پور، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1367، ص28
[ii]- Dual Containment.
[iii]- Mohameden Quld – Mey. Department of Geography, Geology and Anthropology, Indiana State University, Terre Haute in 47809 U. S. A.
[iv]- The Arab World Geographer/ Le Geographe du Monde Arabe Vol 5, No 1 (2002) 34-52 & 2002 by AWD. The Arab World Geographer, Torento. Canada.
[v]- Kenneth Katzman. Issues for U. S. Policy in The Persian Golf Congressianal Research Service. The Library of Congress, 12 August 2002
[vi]ــ روح‌الله رمضانی، چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ترجمه: علیرضا طیب، تهران، نشر نی، 1380
[vii]- Ambassador Francis X. Tyler, Terrorism. U. S. Policis and Cunter Terrorism Measures. U. S. foreign Policy Agenda November 2001, E. Teurnal.
[viii]- Francis X. Taylor. “A Discussion on The Global Campaign Against Terrorism” www.State.Gov.s/ct/rls/rm/2001
[ix]ــ مجید نویسیان، «محافظه‌کاران در امریکا»، همشهری 5/4/1381
[x]ــ هلموت اشمیت، همان، ص33
[xi]- Detente.
[xii]- Cooperation on The Basic of Assured Security.
[xiii]- Nuclear Non Proliferation Treaty (N. P. T)
[xiv]- Strategic Arms Limitation (SALT 1)
[xv]ــ سالت 2 توسط کارتر و برژنف در سال 1982 به امضا رسید، ولی هیچگاه عملی نشد.
[xvi]ــ روژه گارودی، امریکا پیشتاز انحطاط، ترجمه: قاسم صنعوی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377، ص70

  نظرات ()
مطالب اخیر ترامپ در روز اول ریاست بر ایالات متحده آمریکا چکار می کند؟ ایران به دنبال نمونه ای مدرن از استراتژی آناکوندا برای شکست عربستان سعودی است عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر آیا ایران با ذخایر نفتی و گازی خود می‌تواند روسیه را به چالش بکشد؟ آینده روابط عربستان و هند چالشهای کنونی و چشم انداز روابط هند و پاکستان علل تشدید تنش ها و آینده روابط هند و پاکستان ۱۳٩٥/٧/۱٤ بسترهای گسترش حضور چین در در افغانستان نقش گذشته و آینده قزاقستان
کلمات کلیدی وبلاگ ایران (۱٦٤) ترکیه (۸٠) سوریه (٧٥) امریکا (٦٤) خاورمیانه (٦٢) عربستان (٥٥) بحران سوریه (٤٧) داعش (٤۳) عراق (٤۱) روسیه (٤٠) سیاست خارجی (۳٥) ژئوپلتیک (٢٩) مقالات جغرافیای سیاسی (٢٩) یمن (٢٥) سیاست خارجی ایران (٢٥) مصر (٢٢) تحولات یمن (۱٩) چین (۱۸) اوباما (۱٧) اردوغان (۱٧) پاکستان (۱٦) سیاست خارجی ترکیه (۱٦) سیاست خارجی عربستان (۱٥) تحولات سوریه (۱٤) افغانستان (۱٤) کردها (۱٤) کردستان عراق (۱٤) ایران عربستان (۱۳) قطر (۱۳) القاعده (۱۳) صادرات گاز (۱۳) تحولات جهان عرب (۱۳) امنیت (۱٢) بیداری اسلامی (۱٢) عربستان سعودی (۱٢) روابط بین الملل (۱٢) توافق هسته ای (۱۱) نفت (۱۱) انرژی (۱۱) رقابت ایران و عربستان (۱۱) دیپلماسی (۱٠) سیاست (۱٠) اتحادیه اروپا (۱٠) حوثی ها (۱٠) عبدالرضا فرجی راد (٩) قدرت نرم (٩) سیاست خارجی امریکا (٩) تحریم (٩) اعراب (٩) روابط ایران ترکیه (٩) چین - امریکا (٩) آسیای مرکزی (۸) جهان عرب (۸) ایران امریکا (۸) تروریسم (۸) ژئوپلیتیک (۸) سلفی گری (۸) اسلام گرایی (۸) جهانی شدن (۸) کردستان (۸) حکومت اقلیم کردستان (۸) سیاست خارجی روسیه (۸) روابط ایران روسیه (٧) جمهوری آذربایجان (٧) گاز (٧) اروپا (٧) لبنان (٧) انتخابات (٧) پرونده هسته ای (٧) بندر چابهار (٧) نظام بین الملل (٦) ایران عراق (٦) بهار عربی (٦) قفقاز جنوبی (٦) انتخابات‌ (٦) استراتژی (٦) آفریقا (٦) اسرائیل (٦) پوتین (٦) آذربایجان (٦) وهابیت (٦) هند (٦) اخوان المسلمین (٦) خلیج فارس (٦) بارزانی (٦) تاریخچه داعش (٦) داعش عراق (٦) داعش سوریه (٦) خاورمیانه اسلامی (٦) گاز ایران (٦) خاورمیانه بزرگ (٥) انتخابات شورا (٥) سیاست خارجی چین (٥) بحران عراق (٥) مقالات ژئوپلیتیک (٥) هیدروپلیتیک آب (٥) روابط روسیه ترکیه (٥) خط لوله صلح (٥) دیپلماسی عمومی (٥) جنگ نرم (٥) بحران آب (٥) انتخابات ایران (٥) حزب الله (٥) حزب الله لبنان (٥) جغرافیای سیاسی (٥) امنیت ملی (٥) ترانزیت (٥) فلسطین (٥) رسانه (٥) جغرافیا (٥) رژیم های بین المللی (٥) تبلیغات انتخابات (٥) ژئوپلتیک ایران (٥) شیعیان یمن (٥) نظم نوین جهانی (٥) شمال آفریقا (٤) مذاکرات هسته ای (٤) نوری مالکی (٤) ژئواستراتژیک (٤) افراط گرایی (٤) کردهای سوریه (٤) سیاست خارجی قطر (٤) ارتش آزاد سوریه (٤) مشاوره انتخاباتی (٤) ایران چین (٤) نظریه های روابط بین الملل (٤) علویان ترکیه (٤) ارمنستان (٤) بحران (٤) اوکراین (٤) اسلام (٤) طالبان (٤) بلوچستان (٤) امارات (٤) اردن (٤) جهان اسلام (٤) انقلاب اسلامی (٤) تحریم های بین المللی (٤) منافع ملی (٤) امارات متحده عربی (٤) مرز (٤) بشار اسد (٤) علویان (٤) هژمونی (٤) حقوق بین الملل (٤) دیپلماسی آبی (٤) نظم جدید جهانی (٤) داعش در عراق (٤) جبهه النصره (٤) ژئوپلتیک گاز (٤) فدرالیزم (۳) چاپ تبلیغات انتخابات (۳) شیوه تبلیغات انتخاباتی (۳) خاورمیانه جدید (۳) ایران سوریه (۳) چین اقتصاد (۳) ساختار یمن (۳) جنگ آب (۳) حوثی های یمن (۳) ژئوپلیتیک آب (۳) مقالات ژئوپلتیک (۳) روابط افغانستان -پاکستان (۳) ژنوم ژئوپلیتیک (۳) روابط ایران و عمان (۳) رودخانه مرزی (۳) روابط ترکیه عراق (۳) سیاست خارجی هند (۳) رقابت های ژئوپلیتیکی و (۳) رقابت نفتی (۳) کریدور شمال جنوب (۳) شورای همکاری خلیج فارس (۳) 11سپتامبر (۳) ژئواستراتژی (۳) حسن البنا (۳) اقتصاد سیاسی (۳) شورای امنیت (۳) قفقاز (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) قره باغ (۳) ترکمنستان (۳) عمان (۳) دموکراسی (۳) کلینتون (۳) فرهنگ (۳) ظریف (۳) خزر (۳) بریتانیا (۳) یارانه (۳) روابط خارجی (۳) روابط ایران و عربستان (۳) حافظ نیا (۳) انتخابات ترکیه (۳) مدیریت بحران (۳) انقلاب های عربی (۳) استراتژی ایران در عراق (۳) راهبرد ترکیه در سوریه (۳) علویان سوریه (۳) همکاری بین المللی (۳) قطر شبکه الجزیره (۳) انتخابات امریکا (۳) سیاست خارجی پاکستان (۳) هدف مندی یارانه ها (۳) ایران مصر (۳) ایران هراسی (۳) شیعیان عربستان (۳) منطقه آزاد ارس (٢) هارتلند (٢) موقعیت ایران (٢) برخورد تمدنها (٢) مدل مفهومی (٢) اسد (٢) مرزهای ایران (٢) استراتژِی (٢) انر}ى هسته ای (٢) رژزیم حقوقی (٢) عزت اله عزتی (٢) ترورریسم (٢) انقلاب تونس (٢) مقاومت و حزب الله (٢) پیمان کمپ دیوید (٢) انقلاب مصر (٢) خاورمیانه جدید (٢) علی عبدالله صالح (٢) تحولات خاورمیانه (٢) تحولات مصر (٢) موازنه قدرت (٢) تئوری های روابط بین الملل (٢) لبنان و بحران سوریه (٢) ساختار شورای امنیت (٢) مرزهای دریایی ایران (٢) رشد اسلام گرایی (٢) تحدید حدود مرز (٢) ترکیه سوریه (٢) امریکا خاورمیانه (٢) چالش های ترکیه (٢) ایران ترکبه (٢) انقلابات عربی (٢) ترکیه خاورمیانه (٢) روابط با عراق (٢) بازار انرژی (٢) صادرات نفت (٢) سیاست بین الملل (٢) محمد مرسی (٢) عراق جدید (٢) کردستان سوریه (٢) ژئواکونومیک (٢) امنیت منطقه ای (٢) شیعیان عراق (٢) کردهای ترکیه (٢) روابط ایران و ترکیه (٢) مقام معظم رهبری (٢) حماس (٢) سنگاپور (٢) روحانی (٢) تبلیغات انتخاباتی (٢) سازمان ملل (٢) فرانسه (٢) ارتباطات (٢) تنش زدائی (٢) موسویان (٢) قومیت (٢) ناتو (٢) جهان سوم (٢) هویت ملی (٢) اوپک (٢) غرب (٢) آمریکا (٢) لیبی (٢) مازندران (٢) بی بی سی (٢) جمهوری اسلامی ایران (٢) قزاقستان (٢) حق وتو (٢) مذاکره (٢) کویت (٢) آلمان (٢) هویت فرهنگی (٢) تهدید نرم (٢) احمدی نژاد (٢) اسلام سیاسی (٢) قیمت نفت (٢) کنفدراسیون (٢) ایران هسته ای (٢) نفت وگاز (٢) سازه انگاری (٢) منطقه گرایی (٢) تبارشناسی (٢) هانتینگتون (٢) موادمخدر (٢) تحریم اقتصادی (٢) بازدارندگی (٢) واقع گرایی (٢) حزب عدالت و توسعه (٢) رئیس جمهور آمریکا (٢) فدرالیسم (٢) کریمه (٢) پسا تحریم (٢) ملت سازی (٢) روابط ایران امریکا (٢) دریای جنوبی چین (٢) جزایر چین جنوبی (٢) دولت سازی (٢) خط لوله تاپی (٢) پسابرجام (٢) القاعده یمن (٢) جغرافیای سیاسی (٢) کد ژئوپلیتیک (٢) برجام (٢) داعش افغانستان (٢) هیدرو پلیتیک (٢) بحران یمن (٢) جریان های افراطی (٢) گروه سلفی خراسان (٢) گروه خراسان (٢) افغانستان ایران (٢) دولت اسلامی عراق و شام (٢) گروه تکفیری خراسان (٢) منابع گازی (٢) کنکره امریکا (٢) کریدور شمال- جنوب (٢) طرح توسعه شرق (٢) توسعه شرق (٢) یرنامه چهارم توسعه (٢) ترکیه داعش (٢) تبارشناسی تروریسم (٢) ساختار سیاسی عمان (٢) ساختار قومی یمن (٢) شیعیان زیدی (٢) تروریسم سلفی (٢) الگوی امنیتی (٢) سلفی گری وهابی (٢) قدرت ملی (٢) ایران ترکیه سوریه (٢) داود اوغلو (٢) ترکیه وبحران سوریه (٢) ایران اعراب (٢) القاعده آفریقا (٢) گرو های تندرو (٢) کشور عمان (٢) امنیت جمهوری اسلامی ایران (٢) موضوع هسته ای ایران (٢) رقایت امریکا روسیه (٢) رقابت ایران و ترکیه (٢) تاریخ یارانه (٢) سیاست خارجی روسیه (٢) عبدربه منصور هادی (٢) اسلام رادیکال (٢) رادیکالیسم اسلامی در آفریقا (٢) آگهی انتخاباتی (٢) مشاوره تبلیغات انتخابات (٢) جایگاه قطر (٢) چاپ آگهی انتخاباتی (٢) چاپ تراکت انتخابات (٢) ترورریسم سوری (٢) تجزیه سوریه (٢) تحریم سیاسی (٢) اقتصاد امارات (٢) امنیت سیاسی (۱) جوک قومیتی (۱) روابط جهانی (۱) توافق ایران و 1+5 (۱) عمق استراتژیک (۱) عمق استراتژیک ایران (۱) روسیه سوریه (۱) تحریم های بین النللی (۱) تحریم های بکجانبه (۱) امنیت، (۱) قفقاز شمالی (۱) روابط ایران و پاکستان (۱) انتخابات پارلمانی المان (۱) حزب سبز آلمان (۱) محمد جواد ظریف (۱) مذاکرات سازش (۱) یاران رئیس جمهور (۱) گروه های ذینفوذ (۱) همگرایی، واگرایی (۱) منارعات قومی (۱) ارتش آزاد مصر (۱) بوکوحرام (۱) توسعه ملی (۱) سیاستهای امنیتی (۱) جنگ تمدنها (۱) احزاب عراق (۱) دموکراسی در عراق (۱) تحریم اقتصادی (۱) تحریم نفتی (۱) چالش های صادرات گاز (۱) سیاست خارجی دولت نهم ودهم (۱) جبهه اسلامی سوریه (۱) اتحادیه اروپایی (۱) روند صلح (۱) فلسطین، اسرائیل (۱) روندصلح خاورمیانه (۱) جغرافیای خاورمیانه (۱) تاریخ خاورمیانه جدید (۱) مازی (۱) شیعیان مالزی (۱) بلوچستان آزاد (۱) شورای روابط خارجی اروپا (۱) مدل مفهومی بحران سوریه (۱) تروریسم رسانه ای (۱) ریشه های بحران سوریه (۱) دوران جنگ سرد (۱) یکجانبه گرایی (۱) چندجانبه گرایی (۱) مفهوم منطقه گرایی (۱) معاهده شنگن (۱) نظریه های انقلاب (۱) انقلاب های عربی (۱) نظریه های جغرافیای سیاسی (۱) نظریه های ژئوپولیتیک (۱) منابع کنکور دکتری علوم جغرافیا ی سیاسی (۱) هارتلند جدید (۱) بهار عربی، (۱) گروه های معارض سوریه (۱) حزب سلفی نور (۱) حزب النهضه (۱) ژئواستراتژی جهانی (۱) مکیندر (۱) چاپ بنر انتخابات (۱) بروشورهای انتخابات (۱) تبیلغات انتخابات (۱) چاپ آگهی (۱) طراحی آگهی انتخابات (۱) جایگاه انتخابات در ایران (۱) اقتصاد ترکیه (۱) تبلیغات انتخابات مجلس (۱) تبلیغات در انتخابات (۱) شیوه های انتخاباتی (۱) غلامحسن حیدری (۱) تبلیغات انتخابات رسانه (۱) چاپ آگهی انتخابات (۱) هزینه تبلیغات انتخابات (۱) نقش اردن در سوریه (۱) ماهیت اقتصاد سیاسی بین‌الملل (۱) اعتراضات ترکیه (۱) اسلام گرایی آفریقا (۱) چاپ تبلیغات انتخاباتی (۱) چاپ انتخابات (۱) اس 300 (۱) امنیت ایران (۱) انتخابات تبلیغات (۱) شیوه های تبلیغات (۱) یارانه ها در جهان سوم (۱) تاریخچه هدف مندی یارانه ها (۱) فتح اله گولن (۱) انقلاب اسلامی ایران (۱) عراق کردستان (۱) بغداد اربیل (۱) تجمیع انتخابات (۱) مشاکرت سیاسی (۱) شورای اطلاعات ملی آمریکا (۱) محمئد (۱) استراتژی ایران (۱) تغییر نظام سوریه (۱) قراردادگاز ایران پاکستان (۱) روابط فرهنگی (۱) واردات گاز ترکمنستان (۱) رقابت ایران و مصر (۱) العراقیه (۱) ایران ترکیه (۱) جریان مقاومت (۱) جبهه مقاومت (۱) تئوری جیمزروزنا (۱) ایرانیان در قزاقستان (۱) شیعیان قزاقستان (۱) آذری های قزاقستان (۱) نونس (۱) نقشه سوریه (۱) نقشه نبرد در سوریه (۱) جبهه‌های جنگ در سوریه (۱) انرژی هسته ای (۱) تروریسم سلفی- تکفیری (۱) بندربن سلطان (۱) دیپلماسی شهری (۱) اسه آن (۱) نگاه به شرق (۱) سلفی گری تکفیری (۱) وهابیت تکفیری (۱) تحولات اقتصادی امارات (۱) احزاب آذربایجان (۱) جنبش مقاومت (۱) شمال عراق (۱) آگهی جذب فوق لیسانس علوم سیاسی (۱) اقتصاد قطر (۱) ابوبکر البغدادی (۱) کارکرد گرایی (۱) داعش در سوریه (۱) الحوثی ها (۱) انتخابات‌ سوریه (۱) حامیان داعش (۱) موصل (۱) اقتصاد یمن (۱) یمن در نگاه استراتژیک عربستان (۱) زیدی های یمن (۱) جغرافیای یمن (۱) واقعیت داعش (۱) کردهای عراق (۱) آینده کردها (۱) اقتصاد عمان (۱) نفت کردستان (۱) ژئوپلیتیک عراق (۱) مناطق جدایی طلب اروپا (۱) جدایی طلبی (۱) کوبانی (۱) تقابل ترکیه-عربستان (۱) اختلاف ترکیه عربستان (۱) رقابت ترکیه عربستان (۱) سقوط صنعا (۱) نقش ایران عربستان در یمن (۱) رابطه ترکیه با داعش (۱) ساختار قومی (۱) کردهای ایران (۱) انرژى هسته ای (۱) ترانزیت گاز (۱) انصارالله (۱) موقعیت اقتصادی یمن (۱) جایگاه منطقه ای یمن (۱) روابط آمریکا روسیه (۱) حسن بهشتی پور (۱) تحریم های علیه ایران (۱) نیچروان بارزانی (۱) استخدام کارشناس ارشد علوم سیاسی (۱) دعوت به همکاری روابط بین الملل (۱) استخدام کارشناس ارشد روابط بین الملل (۱) استخدام ارشد روابط بین الملل (۱) قدرت ملی ایران (۱) دالان شمال جنوب (۱) ژئوپلتیک بلوچستان (۱) فیمینسیم (۱) مدیریت سیاسی فضا (۱) منظقه آزاد چابهار (۱) سیاست خارجی افغانستان (۱) گروه تروریستی خراسان (۱) روابط عربستان اسرائیل (۱) تفاهم لوزان (۱) داعش آفریقا (۱) مختاری،حسین (۱) عبدی،عطاءالله (۱) مدل اندرسون، (۱) الرمادی (۱) پارلمان ترکیه (۱) ارتش های جهان (۱) روسیهر (۱) ژئوپلتیک نفت (۱) آثار توافق هسته ای بر خاورمیانه (۱) سلاح های روسی (۱) روابط روسیه چین (۱) نقش امارات در یمن (۱) جنبش گوران (۱) نظریه‌های ژئوپلیتیک (۱) داعش در آسیای مرکزی (۱) دولت آشتی ملی افغانستان (۱) سیاست خارجی پاکستان (۱) دموکرات ها (۱) عربستان یمن (۱) ژئواستراتژیک ایران (۱) انتخایات ترکیه (۱) اسلام گرایان ترکیه (۱) محمد ابن عبدالوهاب (۱) نوار مرزی ایران ترکیه (۱) مسائل مرزی (۱) تجزیه استانهاس سنی عراق (۱) تحول ژئوپلیتیک (۱) ساختار ژئوپلیتیکی جهان (۱) الگوهای اسلام گرایی (۱) نظریه های روابط بین الملل ریه های (۱) بازدارندگی استراتژیک (۱) ضدژئوپلیتیک (۱) ژئوپلیتیک مقاومت (۱) سایکس-پیکو (۱) کیومرث یزدان پناه (۱) سیاست خارجی فرانسه (۱) اختلاف مصر و عربستان (۱) مصر عربستان (۱) اقلیت های قومی ترکیه (۱) اقلیت های زبانی ترکیه (۱) اقلیت های دینی ترکیه (۱) جریان های وهابی (۱) روسیه آذربایجان (۱) دولت-ملت (۱) دولت -ملت سازی (۱) نوروپلیتیک (۱) بحران خاورمیانه (۱) روابط پاکستان افغانستان (۱) تحولات سیاسی ترکیه (۱) پایگاه هوایی روسیه (۱) شی جین‌پینگ (۱) شهر ملکان (۱) اکولوژی سیاسی (۱) جغرافیای سیاسی شهر (۱) آبراه خزر روسیه (۱) منازعات دریایی (۱) اختلافات دریایی (۱) اقلیم در ژئوپلتیک (۱) ژئوپلیتیک خاورمیانه (۱) قانون مناطق دریایی (۱) ایران هند (۱) گوادر (۱) صلح کردها (۱) پیمان شانگهای (۱) تاثیر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (۱) سیاست خارجه ایران و عراق (۱) سیاست خارجی عراق (۱) اقوام عراق (۱) بازارنفت (۱) روابط عربستان امریکا (۱) سیاست خارجی قزاقستان (۱) چین -افغانستان (۱) روسیه اتحادیه اروپا (۱) هند پاکستان (۱) روابط هند و پاکستان (۱) روابط هند وعربستان (۱) روابط عربستان وهند (۱) بحران کشمیر (۱) هند کشمیر (۱) پاکستان کشمیر (۱) استراتژِی آناکوندا (۱) مناطق آزاد ترکیه (۱) ژئوپلتیک مقاومت اسلامی (۱) بنیان‌های ژئواستراتژیک (۱) بازاریابی انتخابات (۱) کمپین انتخاباتی (۱) برنامه‌ریزی تبلیغاتی (۱) اهداف روسیه در سوریه (۱) مدل های دولت-ملت (۱) دولت-ملت سازی (۱) رهیافت اسلامی ایرانی (۱) روابط چین بریتانیا (۱) روابط ایران -اروپا (۱) عربستان روسیه (۱) کریدورهای ترانزیتی (۱) بندرچابهار (۱) کریدورهای بین المللی (۱) کریدورشرق- غرب (۱) موقعیت ترانزیتی ایران (۱) داعش در پاکستان (۱) کشورهای دو سه دولتی (۱) 13نوامبر پاریس (۱) انفجارهای پاریس (۱) حمله داعش به پاریس (۱) حملات تروریستی پاریس (۱) راهبرد نظامی ژاپن (۱) اهمیت هیدروپلیتیکی ایران (۱) روابط ترکیه عربستان (۱) روابط اعراب ترکیه (۱) روابط ترکیه با اعراب (۱) ژئوپلتیک اروپا (۱) روسیه اوکراین (۱) اندیشه سیاسی اهل سنت (۱) خلافت از دیدگاه اهل سنت (۱) مبانی اندیشه سیاسی (۱) بازارهای منطقه ای گاز (۱) قتصاد سیاسی بین الملل (۱) نو واقع گرایی (۱) رسول حاج احمدی (۱) حسین اژدر (۱) فدراسیون و کنفدراسیون (۱) ژئوپلیتیک فضای مجازی (۱) موتلفه اسلامی (۱) المنار (۱) توییتر (۱) تقسیمات کشوری (۱) ژئواکونومی (۱) شنگن (۱) بنیادگرایی (۱) سلاح شیمیایی (۱) لویی جرگه (۱) مفهوم قدرت (۱) جنگ رسانه (۱) چابهار (۱) سرحد (۱) جهانی سازی (۱) موساد (۱) رژیم حقوقی (۱) جنگ سرد (۱) اقتصاد جهانی (۱) زیباکلام (۱) اسامه بن لادن (۱) فعالیت هسته ای (۱) ژئوپولیتیک (۱) رود ارس (۱) دولت یازدهم (۱) الشباب (۱) سیاست داخلی (۱) سازمان های بین المللی (۱) آذری ها (۱) گرهاردشرودر (۱) الهام علی اف (۱) نواندیشی دینی (۱) برنامه هسته ای ایران (۱) احسان شریعتی (۱) تنب بزرگ (۱) ترانزیت کالا (۱) پراگماتیسم (۱) امارات متحده (۱) ارتش چین (۱) پیروزی در انتخابات (۱) امنیت انرژی (۱) چاوز (۱) فرانسیس بیکن (۱) آلاسکا (۱) کشمیر (۱) ابوموسی (۱) آسیای مرکزی و قفقاز (۱) رضاشاه (۱) ایران گردی (۱) رژیم صهیونیستی (۱) منافع (۱) رئیس جمهور (۱) پ ک ک (۱) پارس جنوبی (۱) فیس بوک (۱) صدای امریکا (۱) جنگ روانی (۱) آل سعود (۱) راه آهن (۱) بین الملل (۱) بی بی سی فارسی (۱) تاریخ اسلام (۱) فدراسیون (۱) گرجستان (۱) هرمنوتیک (۱) علوم سیاسی (۱) احمد بن حنبل (۱) ریگی (۱) هوگو چاوز (۱) اومانیسم (۱) کره جنوبی (۱) آتاتورک (۱) انتخابات آمریکا (۱) ملی گرایی (۱) ترکمن (۱) جغرافیای سیاسی خاورمیانه (۱) چشم انداز (۱) ملکان (۱) آینده پژوهی (۱) مشترک المنافع (۱) ابن تیمیه (۱) هیلاری کلینتون (۱) ارتش (۱) مصدق (۱) بغداد (۱) جان مک کین (۱) گردشگری (۱) رهبری (۱) دولت (۱) حج (۱) مبارک (۱) سرزمین (۱) توسعه (۱) موشک (۱) مدیریت (۱) ونزوئلا (۱) مقاومت (۱) سلام (۱) شریعتی (۱) بوش (۱) شیعیان (۱) انتفاضه (۱) آذری (۱) دبی (۱) دانش (۱) علم (۱) انقلاب ایران (۱) ماهواره (۱) انتخابات مجلس (۱) مشارکت سیاسی (۱) نظریه (۱) قالیباف (۱) اقتصاد ایران (۱) عبدالله شهبازی (۱) اسلام هراسی (۱) سکولار (۱) هیرمند (۱) تجارت آزاد (۱) جزایر سه گانه (۱) دریای خزر (۱) شما (۱) باکو (۱) انگلستان (۱) حاکمیت (۱) سکولاریسم (۱) استراتژیک (۱) توسعه اقتصادی (۱) تشیع (۱) ژاپن (۱) هویت (۱) توریسم (۱) احزاب (۱) توسعه پایدار (۱) بحرین (۱) حمل و نقل (۱) مشارکت مردمی (۱) صهیونیسم (۱) اکونومیست (۱) قانون انتخابات (۱) سوخت هسته ای (۱) ویلیام جیمز (۱) اخوان المسلمین سوریه (۱) جنگ نفتی (۱) نظر سنجی انتخاباتی (۱) جغرافیای ملکان (۱) سیاست ترکیه (۱) نظام بین المللی (۱) جمهوری خواهان (۱) ارتش امریکا (۱) نظم منطقه ای (۱) سقوط بشار اسد (۱) محورمقاومت (۱) تاثیر ماهواره بر جوانان (۱) هژمون (۱) ارتش آزاد (۱) پیروزی اوباما (۱) ارتش عراق (۱) فلسفه جغرافیا (۱) مسعود بارزانی (۱) موازنه منطقه ای (۱) شهرستان ملکان (۱) جلال طالبانی (۱) عدالت و توسعه (۱) جنبش اسلامی (۱) انقلابات عربی و ترکیه (۱) اربیل (۱) خاورمیانه رمیانه (۱) کردستان ترکیه (۱) توازن قدرت (۱) انقلاب سوریه (۱) خلیج‌فارس (۱) قدرت نرم ایران (۱) ترکیه اسرائیل (۱) سیاست خاورمیانه ترکیه (۱) اهداف ترکیه (۱) اختلافات مرزی (۱) احزابرسیاسی ایران (۱) ناپایداری احزاب (۱) قدرت نظامی (۱) اعتراضات سوریه (۱) ترکیه و اعراب (۱) ترکیه سیاست خارجی (۱) روابط ایران و عراق (۱) مطالعات منطقه ای (۱) ایران و عربستان (۱) ایران ترکیه جهان عرب (۱) امنیت اسرائیل (۱) اهداف ترکیه در سوریه (۱) مشارکت‌ سیاسی‌ (۱) رای‌ و رای‌دادن‌ (۱) تبلیغات‌ انتخاباتی‌ (۱) پیامدهای سقوط بشار اسد (۱) سقوط اسد (۱) سقوط سوریه (۱) خطوط مرزی (۱) چاک هاگل (۱) عهدنامه 1975 (۱) مرزایران عراق (۱) مناقشات مرزی (۱) مرزهای غربی ایران (۱) مرز عراق (۱) ترکان سین کیانگ (۱) استراتژی امریکا (۱) [ جریان های ملی گرا (۱) تحولات ایران (۱) بازیگران تحولات سوریه (۱) مخالفان آل سعود (۱) اسلام گرایی ترکیه (۱) اهل تسنن عراق (۱) جنبش مصر (۱) انقلاب مصز (۱) تحولات لبنان (۱) شیعیان کویت (۱) انتخابات گویت (۱) بحرانهای قومی عراق (۱) ترکیه عراق (۱) میادین نفت و گاز (۱) مرزهای ایران در خلیج فارس (۱) مرزهای ایران و کویت (۱) آثار بحران سوریه (۱) پیامدهای بحران سوریه (۱) ژئوکالچر (۱) استراتژی چیست (۱) تاثیرات شبکه های ماهواره ای (۱) نقش مخرب شبکه های خارجی (۱) اصلاح شورای امنیت (۱) استراتژی امنیت (۱) انتخابات کویت (۱) پیامدهای انتخابات کویت (۱) امریکا خلیج فارس (۱) امریکا سیاست خارجی (۱) پارس جنوبی (۱) رژیم های سیاسی (۱) جامعه شتاسی سیاسی (۱) تئوری های بین الملل (۱) حمیرا مشیر زاده (۱) تاریخ سوریه (۱) اقتصاد سوریه (۱) جغرافیای سوریه (۱) تحولات عربی (۱) رقابت ایران ترکیه (۱) ایران پاکستان (۱) قطر سیاست (۱) روابط خارجی قطر (۱) قطز خاورمیانه (۱) امریکا قطر (۱) موازنه نرم (۱) انتخابات 2012آمریکا (۱) سیاست های روسیه (۱) رئیس جمهور روسیه (۱) سیاست های روسیه سیه (۱) رسانه های یهودی (۱) اامپریاالیسم رسانه ای (۱) شبکه ماهواره (۱) الکوثی (۱) هادی تی وی (۱) شبکه جهانی اهل بیت (۱) تاریخچه بی بی سی (۱) کارمندان بی بی سی فارسی (۱) رسانه نوین (۱) رسانه های ارتباطی (۱) آثار ماهواه (۱) رسانه فارسی (۱) ایران، (۱) جهان تک قطبی (۱) جنبش صهیونیسم (۱) تجزیه عربستان (۱) سید قطب (۱) مناقشه اعراب و اسرائیل (۱) جنبش اخوان المسلمین (۱) اخوان المسلمین آفریقا (۱) جمال عبداناصر (۱) فرار عروس قذافی (۱) همسر قذافی (۱) اویغورها باما (۱) تحولات مصر لات مصر (۱) آینده مصر (۱) ترک ها (۱) جان کری (۱) مدیریت سیاسی (۱) ساختارگرایی (۱) مورگان شوستر (۱) برساخت گرایی (۱) اویغورها (۱) انقلاب یمن (۱) موج بیداری (۱) آل خلیفه (۱) قذاقی (۱) تهاجم رسانه ای (۱) قدرت سخت (۱) سونامی بیداری اسلامی (۱) مرزهای ایران و عراق (۱) شبکه های فارسی زبان (۱) نظریه دولت (۱) سیر تکوین دولت درایران (۱) مفهوم دولت (۱) تحول حکومت در ایران (۱) تحولات عربستان (۱) جغرافیای انتخابات (۱) ارتش روسیه (۱) میادین مشترک (۱) ملک سلمان (۱) امپریالیسم خبری (۱) مقالات رسانه و اینترنت (۱) ‍ژئورسانه ژئومدیا (۱) حزب الله و رفتار رسانه ای (۱) ایران- روسیه (۱) جوزف نای (۱) سفیر انگلیس (۱) نهضت ملی نفت (۱) پایگاه دریای ام الغنم (۱) پایگاه هوایی ظهران (۱) پایگاه دریایی جفیر (۱) پایگاه دریایی خضب (۱) منابع ارشد ژئوپلتیک (۱) منابع ارشد جغرافیای سیاسی (۱) مبانی جغرافیا (۱) متون تخصصی جغرافیا (۱) ژئوپلتیک دوره تولد (۱) ژئوپلتیک دوره احیا (۱) ژئوپلتیک دوره افول (۱) ژئوپلتیک دوره شکوفایی (۱) ژئواستراتژِی خلیج فارس (۱) دکتر سمیعی (۱) اقوام -قومیت (۱) الیاس واحدی (۱) نظریه های ژئوپلتیک (۱) عوامل ژئوپلتیک (۱) راتزل (۱) ایران-امریکا (۱) روسیه-چین (۱) مجتهدزاده (۱) پور پویان رضا (۱) منابع دکترای جغرافیای سیاسی (۱) ژئوپلتیک انتقادی (۱) ژئوپلتیک فراگیر (۱) قدرت نظامی ایران (۱) سیدجمال الدین (۱) ایران اروپا (۱) علاوی (۱) فرصت چالش (۱) حوادث زاهدان (۱) هانتیگتون (۱) مرز امنیت (۱) گزارش سازمان ملل (۱) جنگ یمن (۱) حسین بشیریه (۱) نجران (۱) چرخه سوخت هسته ای (۱) جهانی شدن فرهنگ (۱) الوین تافلر (۱) مصطفی کمال آتاتورک (۱) هویت قومی (۱) شیعه ستیزی (۱) صعده (۱) جنگ داخلی (۱) نظریه تربیتی (۱) مناقشه (۱) ترامپ (۱)
دوستان من اسلام تایمز العالم الوقت انتخاب انجمن ژئوپلیتیک ایران انجمن علوم سیاسی اندیشکده روابط بین الملل ایراس ایران بالکان بولتن پرس تی وی پژوهشکده مطالعات راهبردی تابناک ترکیه TRT خبر آنلاین خبرگزاری آران نیوز خبرگزاری ایرنا خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ترند خبرگزاری تسنیم خبرگزاری فارس خبرگزاری مشرق دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه دیپلماسی ایرانی روز نو ژئوپلیتیک ایرانی عصرایران فرارو فصلنامه مطالعات راهبردی کرد پرس مرکز بین المللی مطالعات صلح مرکز تحقیقات استراتژیک مرکز مطالعات استراتژیک آریا مرکز مطالعات تاریخ معاصر مرکز مطالعات سیاستگذاری عمومی مرکز مطالعات وزارت امورخارجه مطالعات قفقاز موسسه مطالعات آمریکای شمالی موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی پرتال زیگور طراح قالب