ایران بازگو
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ایران بازگو
آرشیو وبلاگ
      ایران بازگو (بازگو کننده گلچینی ازاخبار و پژوهش های سیاسی و ژئوپلتیکی روز ایران و جهان)
سیاست اروپا در قبال آمریکا: تأملات مفهومی وساختاری نویسنده: ایران بازگو - ۱۳٩۱/۱٠/۱٩

بحران عراق و پیامدهای آن در روابط فراآتلانتیک، هزینه های هنگفتی برای ایالات متحده و متحدین اروپایی آن به دنبال داشت. باتوجه به دگرگونی استراتژی کلان ایالات متحده پس از حادثه 11 سپتامبر که نمود عینی آن در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال 2002 مشاهده شد و بر سیاست فراآتلانتیکی آمریکا و نحوه تعامل این کشور با اروپا نیز تأثیرات شگرفی برجای گذاشت، صاحب نظران و سیاست مداران اروپایی ناگزیر شدند درخصوص ارائه تعریف مطلوب از آمریکا، نقش این قدرت و نحوه تعامل با آن به تأمل بپردازند. محصول این تأملات مفهومی که هنوز هم به طور کامل شکل نگرفته، ارائه تعریف مطلوب از آمریکا تحت عنوان «هژمونی لیبرال»، سیاست توأمان همکاری و انتقاد، استراتژی ترکیبی نزدیکی به آمریکا، ایجاد موازنه نرم و همکاری مشروط با آن می باشد.


دگرگونی استراتژی سیاست خارجی آمریکا در دوره جرج دبلیو بوش اختلافات ساختاری موجود در روابط فرآتلانتیک را شدت بخشید و بحران عراق آن را به نقطه اوج رساند. با عنایت به موقعیت استثنایی آمریکا و فرهنگ سیاسی خاص آن، این کشور همواره سیاست خارجی منحصر بفردی را دنبال کرده که همواره زمینه ساز اختلافات دوسوی آتلانتیک بوده است. با این وجود، واگرایی استراتژیک آمریکا از اروپا لزوماً یک امر طبیعی و گریزناپذیر نیست و بسته به نگرش ها و جهت گیری نخبگان حاکم بر کاخ سفید و محافل قدرت در ایالات متحده، در نوسان است. با توجه به شدت گرفتن این نوسان ها در سال های اخیر و بویژه از دوره کلینتون تا بوش پسر، اتخاذ سیاستی متمایز از سوی اروپایی ها در قبال آمریکا به شکلی که آنها را بر سر دوراهی وفاداری به ایالات متحده یا مخالفت با آن قرار ندهد، به یکی از چالش های اساسی اروپا در قبال ایالات متحده تبدیل شده است.



در نوشتار حاضر، نگاهدارنده تلاش خواهد کرد برخی تأملات مفهومی و نظری جدید در سیاست کشورهای اروپایی در قبال ایالات متحده را از نگاه صاحب نظران اروپایی بدون قضاوت ارزشی خود، مطرح نماید. آنچه در این نوشتار مدنظر ماست بحث و بررسی حوزه های عملی همکاری یا چالش در این نوشتار مدنظر ماست بحث و بررسی حوزه های عملی همکاری یا چالش در روابط فراآتلانتیک نیست، بلکه سئوالات اساسی تری به شرح زیر و پاسخ آنها مورد نظر خواهد بود:
1.اروپا در حال حاضر، ایالات متحده را چگونه تعریف می کند؟
2.ایفای چه نقشی از سوی آمریکا برای اروپایی ها مطلوب خواهد بود؟
3.از نظر اروپا برای تقویت این نقش مطلوب چه باید کرد و چه گزینه ها و ا صولی برای تعامل اروپا با آمریکا از این نقش نشأت می گیرد؟
اصطلاح یا مفهوم «سیاست در قبال آمریکا» تا قبل از دوره ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش تقریبا در ادبیات سیاسی اروپا جایگاهی نداشته است. از پایان جنگ جهانی دوم، اروپا و آمریکا آنچنان در قالب متحدان استراتژیک و در چارچوب تعاملات گوناگون به هم گره خورده اند که شاید اروپایی ها نیازی به ابراز سیاستی صریح در قبال آمریکا احساس نکرده اند. تحولات شگرف دوره ریاست جمهوری جرج دبلیو بوش و اختلافات ماهوی اروپا و آمریکا در این دوران، محافل فکری و سیاسی اروپا را به تأمل واداشت که سیاست اروپا در قبال آمریکا در شرایط متحول فعلی چه باید باشد.
در یک چارچوب کلان، روابط فراآتلانتیکی همچنان یکی از دو ستون اساسی سیاست خارجی کشورهای اروپایی را تشکیل می دهد (ستون دیگر همگرایی در قالب اتحادیه اروپایی است). این مسأله در استراتژی های کلان کشورهای اروپایی قابل مشاهده است. به عنوان مثال در سرفصل های سیاست دفاعی آلمانی در سال 2003 تصریح شده است که بدون ایالات متحده آرامش و ثبات در حوزه های پیرامونی اروپا و در داخل آن امکان پذیر نیست.{1}
تردیدی نیست که اروپا هنوز از جهات مختلفی به آمریکا نیازمند است و آمریکا هم در حوزه هایی به کمک اروپا نیاز دارد. به گفته گبهارد شوایگر صاحب نظر آلمانی «بدون آمریکا اهداف نظم بزرگ جهانی قابل حصول نیست و از جمله این اهداف، مهار قدرت خود آمریکا است».{2} اروپایی ها هنوز معتقدند که رهبری آمریکا در بسیاری از زمینه ها یک ضرورت است و هیچ جایگزینی مناسبی برای آن وجود ندارد. به اعتقاد آنها ایالات متحده حداقل در حوزه امنیت بین المللی، کم و بیش معادل عینی «دولت جهانی»(1) است. {3} امنیت بین المللی به قول جوزف نای مانند اکسیژن است و ما هنگامی متوجه اهمیت آن می شویم که ناپدید گردد. {4} بنابراین اروپایی ها معتقدند اگر آمریکا به عنوان مثال تضمین امنیت انرژی را برعهده نداشت یا نقش حفظ ثبات را در جای دنیا برعهده نمی گرفت جهان وضعیتی فاجعه بار پیدا می کرد.
در پرتو این تأملات، فرضیه نوشتار حاضر این است که اروپایی ها در تعریف مطلوب خود از ایالات متحده، با رد مفهوم «امپراتوری آمریکا»)2)، مفهوم «هژمونی لیبرال» را مطرح می کنند و معتقدند با توجه به این که آمریکا یک قدرت غیرقابل انکار است، سیاست در قبال آن می باید مبتنی بر حمایت از عناصر مثبت نقش رهبری آمریکا باید که با ویژگی های هژمونی لیبرال سازگار است. در عین حال لازم است از گرایش های نامطلوب در سیاست خارجی آمریکا که با منطق هژمونی لیبرال سوق دهد به نحوی که آمریکا خواسته ها و منافع دیگر کشورها را مدنظر قرار دهد و ضمن تأمین منافع خود، به عنوان عامل نظم و ثبات بین المللی رفتار نماید.
در راستای ارزیابی فرضیه نوشتار، رهیافت اروپایی ها در قبال ایالات متحده را می توان طی سه مرحله تشریح نمود: در گام نخست به این دیدگاه صاحب نظران اروپایی می پردازیم که چرا استفاده از مفهوم «امپراتوری آمریکا» که در سال های اخیر رواج یافته برای روشن ساختن نقش بین المللی آمریکا و سیاست خارجی آن را تعریف نماید. در گام دوم بیان می کنیم که از نظر اروپایی ها، استراتژی دو وجهی حمایت و فاصله گیری منتقدانه می تواند باعث سوق دادن آمریکا به ایفای نقش هژمون لیبرال شود، و در گام سوم، خواهیم گفت که در تفکر اروپایی، سیاست مؤثر در قبال آمریکا مستلزم یک استراتژی ترکیبی است. در نهایت به برخی ملاحظات در مورد چارچوب در حال دگرگونی تعامل اروپایی ها با ایالات متحده پرداخته خواهد شد.

تعریف نقش آمریکا: امپراتوری یا هژمونی لیبرال؟
در سال های اخیر، امپراتوری آمریکا و سیاست خارجی امپریالیستی این کشور در محور بحث های تحلیل گران سیاست خارجی آمریکا قرار داشته است. گفته می شود اشغال عراق نمونه بارز فراخی بیش از حد امپراتوری آمریکاست که این کشور را خسته و درمانده کرده است. حتی برخی معتقدند بحران فرسایشی عراق می تواند باعث شود، گرایش سنتی انزواگرایی پس از سال ها مجدداً در سیاست خارجی آمریکا احیا شود. به هر حال هر تفسیری که از نقش آمریکا ارائه شود بر تحلیل ما از نظام فعلی بین المللی و روند شکل گیری سیاست خارجی آمریکا تأثیر می گذارد. بنابراین ارائه واقع گرایانه ترین تفسیر ممکن از نقش بین المللی آمریکا هم از منظر تئوریک و هم سیاست عملی موضوعی مهم و درخور تأمل است و اروپایی ها نیز از این امر غافل نبوده اند.
بحث در مورد امپراتوری آمریکا که در زمان جنگ ویتنام ورد زبان منتقدان سیاست خارجی آمریکا بود، با تندروی های دولت بوش پسر مجدداً در محافل سیاسی و علمی رونق یافته است. اصطلاح امپراتوری و سیاست امپریالیستی آمریکا در دوره بوش، از سوی دو دسته از افراد مطرح می شود: اول، تحلیل گران و منتقدانی که ایالات متحده را در مسیر تبدیل شدن به امپراتوری می بینند و در مورد خطرات استراتژی امپریالیستی آمریکا هشدار می دهند. دوم، این اصطلاح توسط حامیان سیاست خارجی بوش هم بیان می شود. آنها اعتقاد دارند این اصطلاح به بهترین نحو اصول کلی سیاست بوش را بیان می کند. به اعتقاد این دسته از افراد، امپریالیسم خودآگاه برای نظم بین المللی مطلوب است، زیرا آمریکایی ها تنها در صورتی قادر خواهد بود از اشتباهات امپراتوری های گذشته درس بگیرند که شاخصه امپراتوری های رهبری خود را بشناسند.{5}
به نظر می رسد که مفهوم امپراتوری آمریکا به چند دلیل نمی تواند کمک چندانی به فهم نقش جهانی ایالات متحده کند. اولاً این مفهوم برای امریکای فعلی در مقایسه با امپراتوری های کلاسیک موضوعیت اندکی دارد. امپراتوری های کلاسیک از شاخصه هایی چون اندازه و گستره جغرافیایی بزرگ، شاکله چند قومیتی و اعمال حاکمیت سیاسی بر ملت های تحت امر خود برخورداربودند. ثانیاً مفاهیم امپراتوری و امپریالیستی خیلی مبهم است و تاکنون تعریف مشخصی از امپراتوری آمریکا و شاخصه های آن ارائه نشده است. ثالثاً، اگر تفسیر دقیق تری از امپراتوری ارائه شود، مثلاً یک نظام سلسله مراتبی که در آن یک کشور انحصار استفاده از نیروی نظامی را در دست دارد و دیگر کشورها را ناگزیر می کند تا امنیت خود را در چارچوب امپراتوری تعریف کنند و از عناصر اساسی حاکمیت خود صرف نظر نمایند، این سئوال مطرح می شود که آیا کشورهایی چون عربستان سعودی که امنیت آنها تا حد زیادی توسط آمریکا تأمین می شود بخشی از امپراتوری ایالات متحده هستند حتی اگر نفوذ آمریکا در امور داخلی و رفتار خارجی آنها خیلی محدود باشد؟
به نظر می رسد در سال های اخیر اصطلاح امپراتوری بیشتر برای انتقاد از رویگردانی دولت بوش از سیاست خارجی دوره کلینتون به کار رفته است و به این دلیل انعکاسی گسترده یافته که برای توصیف موقعیت منحصر بفرد آمریکا، جذابیت بیشتری نسبت به اصطلاح هایی چون ابرقدرت، رهبر یا نظام تک قطبی دارد. ولی به نظر متفکران اروپایی، اصطلاحات امپراتوری و امپریالیسم حامل مفاهیمی است که با اصطلاح هژمونی بهتر می توان آن را بیان کرد. {6}
پل شرودر یادآور می شود که از منظری تاریخی اصطلاح امپراتوری به مفهوم کنترل سیاسی یک واحد بر واحد دیگر می باشد. این لزوماً به مفهوم کنترل مستقیم در شکل اشغال، ضمیمه سازی یا تحت الحمایگی نیست، بلکه حاکمیت غیرمستقیم و غیررسمی در قالب تسلط اقتصادی و فرهنگی یا در شکل تهدید پنهان یا آشکار مداخله نظامی نیز معنی می دهدو. درواقع شاخصه تعیین کننده امپراتوری حاکمیت نهایی آن است که می تواند به اشکال گوناگون اعمال شود. {7}
در مقابل، اصطلاح هژمونی چه در سطح جهانی و چه منطقه ای به مفهوم نفوذ و رهبری یک واحد سیاسی در یک مجموعه است بدون اینکه آن واحد سیاسی حاکمیت نهایی تصمیم گیری برای دیگران را داشته باشد. با اندکی تأمل می توان فهمید که نقش فعلی ایالات متحده با مفهوم هژمونی سازگاری بیشتری دارد چرا که قدرت آمریکا در عمل با محدودیت های مختلفی مواجه است و ایالات متحده قادر نیست از سوی همه بازیگران بین المللی تصمیم گیری نماید. گرچه هژمونی در بحث های تئوریک، مستلزم یک مفهوم بحث برانگیز است،{8} در عین حال این توافق وجود دارد که هژمونی، مستلزم پشتوانه مادی (منابع کافی قدرت) است که در حال حاضر تنها ایالات متحده واجد آن می باشد. شاید تعریف مایکل کاکس مناسب باشد که هژمونی را داشتن منابع قدرت فوق العاده و کاربرد آن با هدف رهبری بین المللی می داند. {9}
از منظری تاریخی اروپایی ها معتقدند ایالات متحده پس از پایان جنگ جهانی دوم نقش هژمون لیبرال را ایفا نموده است و این نقش کعه در دوران بوش پسر به کنار نهاده شده باید احیا شود. پس از جنگ جهانی دوم آمریکا می خواست نقش هژمونی را جهت استقرار احیا شود. پس از پایان جنگ جهانی دوم آمریکا می خواست نقش هژمون را جهت استقرار نظم و ثبات بین المللی به نفع نظام لیبرال دمکراسی غرب ایفا کند. تحقق این هژمونی مستلزم ایجاد نهادهایی بود که قواعد آنها برای همه بازیگران بین المللی لازم الاجرا باشد. بنابراین ایالات متحده به نهادسازی و ایجاد رژیم های بین المللی روی آورد و چهره یک هژمونی لیبرال را نشان داد که از تمام انواع قدرت های هژمونیک دیگر متفاوت بود. درواقع ایالات متحده حاضر شده بود به خاطر ایجاد نظم چندجانبه لیبرالی (جهت جلوگیری از یک جانبه گرایی متقابل شوروی) محدودیت هایی بر عمل یک جانبه خود بگذارد. {10}
شاخصه ویژه این هژمونی، همگرایی بازیگران دیگر در نظم جهانی و ارزش های مطلوب هژمون بود. هژمونی بود. هژمونی آمریکا چارچوبی سازمانی داشت که معادل هژمونی سازمان یافته دیدگاه های لیبرال غرب بود و به شکل یک هژمونی دسته جمعی به رهبری آمریکا ظاهر شده بود. در این چارچوب سیاست های آمریکا قانونی و مشروع تلقی می شد و بسته به این که چه کسی را خطاب قرار دهد چهره های متفاوتی از خود نشان می داد: در قبال متحدان، خیرخواه و برپایه اجماع و قدرت نرم؛ و در قبال دشمنان، خشن و برپایه منابع قدرت سخت و حتی با سیاست های امپریالیستی. {11}
به اعتقاد برخی صاحب نظران، نقش هژمون لیبرال که ادعا می شود سیاست آمریکا پس از 1945 مبتنی بر آن بوده، ریشه در سه اصل دارد {12}: اول، حفظ روابط مبتنی بر همکاری با دیگر قدرت های عمده جهانی به شکلی که آنها انگیزه ای برای به چالش کشیدن رهبری آمریکا و بهم زدن موازنه قوا نداشته باشند. دوم، آمادگی جهت مداخله نظامی به خاطر حفظ نظم بین المللی حتی اگر منافع ملی آمریکا به طور مستقیم متأثر نشده باشد. سوم، ترجیح سازوکارهای چندجانبه به شکلی که دیگر کشورها فرصتی برای طرح منافع و دیدگاه های خود داشته باشند و خود هچمون هم قواعد چندجانبه بین المللی را مراعات نماید.
روشن است که سیاست خارجی آمریکا حتی قبل از روی کار آمدن دولت بوش با این آرمان ایده آل اروپایی ها منطبق نبوده است. حتی در دولت کلینتون به رغم تلاش برای نمایش رهبری آمریکا به عنوان هژمونی لیبرال، گرایش به استراتژی های یک جانبه نیز مشهود بود. در آن زمان برخلاف دوره بوش، این گرایش نه محصول جهت گیری استراتژیک دولت بلکه بیشتر ناشی از افزایش نقش کنگره پس از پایان جنگ سرد بود. جمهوری خواهان که در آن زمان اکثریت کنگره را در دست داشتند، به جای مقتضیات نقش هژمونی لیبرال، به منافع محدود ابرقدرتی توجه می کردند. درنتیجه خواست اکثریت مردم آمریکا جهت ایفای نقش رهبری چندجانبه بین المللی، در تصمیمات کنگره انعکاسی نداشت. {13}
برخلاف تعریف مطلوب اروپایی ها از نقش آمریکا، در دولت بوش پسر شعار جنگ جهانشمول علیه تروریسم به تعریف و اجرای یک پارادایم جدید استراتژیک مشروعیت بخشیده است. این پارادایم جدید، سیاست هژمونی با ابعاد امپریالیستی می باشد. این استراتژی کلان در وحله اول نه بر مبنای همکاری مبتنی بر اجماع در داخل نهادهای چندجانبه بلکه بر مبنای عمل یک جانبه و قدرت قهرآمیز ایجاد شده است. {14} اصول اساسی این پارادایم عبارتند از: نخست، حفظ موقعیت ابرقدرتی ایالات متحده بویژه برتری نظامی آن بر دیگر کشورها به عنوان ضامن ثبات بین المللی (با عنایت به نظریه ثبات هژمونیک(3))، دوم حفظ استقلال استراتژیک با پیوند زدن یک جانبه گرایی به نوعی چند جانبه گرایی ابزاری که نهادهای بین المللی را جهت مشروعیت بخشیدن به سیاست های آمریکا می پذیرد تا هزینه های ایالات متحده را کاهش دهد. سوم، ارائه و تبیین مفهوم دفاع از خود که متضمن حق تهاجم پیش گیرانه باشد. چهارم، سوق دادن دولت های غیردموکراتیک (به خصوص در خاورمیانه) به سمت آزادی و دمکراسی.
حمله به عراق پیامد امپریالیستی سیاست هژمونیک جدید آمریکا و تبلوری از نقش محوری قدرت نظامی و برگرفته از این اعتقاد بود که آمریکا نیرویی برای مبارزه خیر علیه شر است. این حمله نشان داد که ایالات متحده در معرض وسوسه هایی که قدرت های بزرگ بارها در طول تاریخ در مقابل آن تسلیم شده اند، یعنی وسوسه استفاده پیش گیرانه از قدرت نظامی جهت از بین بردن تهدیدهای بالقوه آینده و تلاش برای استقرار امنیت مطلق، قرار گرفته است. {15}
مشاجرات اروپا و آمریکا در جریان جنگ عراق نشان داد که یکی از اصول بنیادی سیاست خارجی دولت بوش اشتباه بوده است: این ایده که اگر آمریکا رهبری مصمم و قدرت اراده خود را نشان دهد، کشورهای دیگر هرچند با تردید با آمریکا همراهی خواهند کرد و مشروعیت بین المللی را که این کشور برای تثبیت مفهوم هژمون خیرخواه نیاز دارد به آن خواهند داد. {16} اشغال عراق همچنین محدودیت های توان نظامی آمریکا و سیاست امپریالیستی آن را برملا ساخت. به بیان دیگر، عراق هم نقطه اوج و هم نقطه بحران پارادایم جدید سیاست خارجی بوش بود. این پارادایم هنوز با پارادایم جدیدی جایگزین نشده ولی استیصال بوش در عراق و تغییر حلقه دوستان آمریکا، شور و اشتیاق نخستین دولت بوش را فرونشانده و آمریکا را وادار کرده که روابط خود را با اروپا بهبود بخشد و به سمت دیپلماسی نرم وانعطاف پذیر حرکت کند. البته هنوز نمی توان گفت که در سیاست های دولت بوش منطق هژمونی لیبرال احیا شده است.
برخی بر این عقیده اند که آمریکا یک هژمون فربه در حال نزول است. با توجه به وضعیت اقتصادی ایالات متحده، هزینه های جنگ عراق و کسری بودجه عظیم آمریکا، طبیعی است که بحث در این خصوص برانگیخته شود. به اعتقاد برخی صاحب نظران، تعهدات بین المللی سنگین و ضعف اقتصادی آمریکا در نهایت باعث سقوط این هژمون می شود و ایالات متحده قادر نخواهد بود از سرنوشت قدرت های هژمونیک سابق بگریزد. {17} تیموتی گارتو ن اش می گوید که امریکا یک غول خسته و فرسوده همانند بریتانیای یک قرن پیش است.{18}
از نظر ایکنبری مشکل هژمونی آمریکا گستردگی بیش از حد آن نیست بلکه رهبری نامطلوب است. وی می گوید: «جامعه بین المللی به نهادینه شدن بلندمدت نقش هژمونیک آمریکا متمایل می باشد اما مسأله اصلی آمریکا، فقدان سیاست خارجی عاقلانه و نه کمبود منابع قدرت است».{19}
برخی مطرح می کنند که شکست در عراق آمریکایی ها را به سمت انزواگرایی سوق خواهد داد. درواقع بحث بر سر نوعی انزواگرایی جدید در آمریکا در شرف تکوین است.
انزواگرایی امریکایی ها(4) یک پدیده پیچیده است که در طول تاریخ این کشور، اشکال مختلفی داشته ولی عناصر تعیین کننده آن همواره یکسان بوده است: آزادی جهت ورود و خروج به ائتلاف ها، عدم دخالت در منازعات دیگر کشورها، تأکید بر حاکمیت ملی و بیشترین آزادی ممکن جهت اخذ تصمیم ها و درنتیجه یک جانبه گرایی آشکار. بنابراین باید توجه نمود که امتناع از مداخلات نظامی به هیچ وجه یکی از شاخصه های انزواگرایی آمریکا نبوده است.
به طور سنتی، حدود یک پنجم آمریکایی ها، به انزواگرایی به مفهوم امتناع گسترده از دخالت در امور جهانی اعتقاد دارند اما در حال حاضر تفکر غالب در افکار عمومی آمریکا را نمی توان به عنوان احیای انزواگرایی تعبیر کرد بلکه عموم آمریکایی ها مخالف پیامدهای امپریالیستی سیاست خارجی بوش بوده و خواستار بازگشت به سیاست خارجی بین الملل گرای معتدل و سنتی هستند. البته این نکته قابل تأمل است که نسبت آمریکایی هایی که اعتقاد دارند ایالات متحده باید جهت تأمین منافع خود کشورهای دیگر را به حال خود واگذارد به 41 درصد ارتقاء یافته است. درحالی که در سال 2002 تنها 30 درصد از آمریکایی ها بر این عقیده بودند. در عین حال، به رغم تجربه عراق به نظر می رسد از منظر افکار عمومی آمریکا، منطق جنگ پیش گیرانه منسوخ و مهجور نشده است. هنوز اغلب آمریکایی ها اعتقاد دارند که آمریکا باید علیه کشورهایی که به طور جدی ایالات متحده را تهدید می کنند ولی هنوز به این کشور حمله نکرده اند از قدرت نظامی استفاده کند. {20}
بنابراین می توان نتیجه گرفت که بحث های داخلی در مورد سیاست خارجی آمریکا، معطوف بر کناره گیری از نقش رهبری جهانی نیست بلکه متمرکز بر این نکته است که چگونه این نقش می تواند نهادینه شودو به عنوان هژمونی لیبرال مطرح شده و مشروعیت سیاسی بگیرد.
به طور کلی دو برداشت از سیاست خارجی هژمونیک در ایالات متحده در حال رقابت باهم هستند. یکی نسخه یک جانبه بعد از 11 سپتامبر است که گرایش امپریالیستی دارد و با عنصر ارتقای دمکراسی درهم آمیخته است. دیگری مکتب چندجانبه لیبرال که توسط متخصصان نزدیک به حزب دمکرات در قالب بین الملل گرایی پیشرو(5) بر پایه سنت های ویلسون و ترومن مطرح می شود و با وجود گرایش چندجانبه گرایی، هنوز بر تمایل جهت استفاده از قدرت نظامی تأکید می کند. {21}
به هر حال صرف نظر از تفاسیر مختلف از هژمونی ایالات متحده ، از نگاه اروپا این مسأله مطرح است که چگونه می توان به نفع چندجانبه گرایی لیبرال، بر هژمونی آمریکا تأثیر گذاشت؟

سیاست دووجهی: بیشترین همکاری ممکن، بیشترین انتقاد لازم
در پاسخ به سئوال مزبور صاحب نظران اروپایی می گویند که سیاست اروپا در قبال آمریکا باید به وسیله این مفروض شکل گیرد که می توان بر نقش بین المللی ایالات متحده تأثیر گذاشت، هم به شکل مستقیم بانفوذ بر تصمیمات سیاست خارجی آن و هم غیرمستقیم به این صورت که مواضع اروپا می تواند در فضای سیاسی آمریکا پژواکی هرچند اندک داشته باشد و سیاست خارجی این کشور را متأثر سازد. بهرحال در روابط فراآتلانتیک، شبکه ای از روابط و تعاملات وجود دارد که شبیه نوعی «همبستگی متقابل پیچیده» است{22} و در آن صرفاً مسائل نظامی مطرح نیست بلکه موضوعات مختلفی در دستور کار قرار دارد که می تواند نقطه قوت اروپابه شمار آید. این شبکه روابط، امکانات متنوعی را جهت تاثیرگذاری شرکای اروپایی بر روند تصمیم گیری آمریکا فراهم می کند و از طریق ارتباط دادن مسائل مختلف یک اهرم چانه زنی در اختیار اروپا قرار می دهد.
اما سئوال اینجاست که تأثیر مواضع اروپا برای بازی های سیاسی در آمریکا چیست؟ چه مواضعی نیروهایی را که می خواهند نقش رهبری آمریکا را در قالب هژمونی لیبرال احیا کنند تقویت می کند؟ بر پایه این مفروض بنیادی که سیاست خارجی آمریکا از نفوذ و تأثیر خارجی مبرا نیست، اروپایی ها معتقدند که تعامل با آمریکا مستلزم رهیافت دو وجهی حمایت و همکاری از یک سو و انتقاد و فاصله گیری از سوی دیگر است. مارتین ولف صاحبنظر انگلیسی در راستای همین رهیافت می گوید:
ایالات متحده قادر است به تنهایی در مورد آینده خود تصمیم بگیرد اما اروپایی ها می توانند به عنوان متحدان آمریکا بر این تصمیم گیری تأثیر بگذارند. گرچه دنیا ایالات متحده را به عنوان رئیس نخواهد پذیرفت اما هنوز به رهبری آمریکا وابسته است، همان گونه که اروپایی ها نیاز دارند شرکای طبیعی آمریکا باقی بمانند. {23}

الف) همکاری و حمایت
از نظر اروپایی ها حمایت از سیاست خارجی آمریکا وقتی معنا دارد که آنها بتوانند رهبری جهانی آمریکا را بدون مصالحه بر سر منافع و ارزش های خود همراهی و تقویت کنند.
در اینجا این سئوال مطرح می گردد که چرا باید از ایالات متحده در نقشی که خود ممکن است مایل به ایفای آن باشد (نقش هژمون لیبرال) حمایت نمود؟ اگر قدرت هژمون حاضر است بیشتر بار را خود بر دوش بکشد چرا کشورهای اروپایی از این امر استقبال نکنند و هزینه های خود را به حداقل نرسانند؟
در استراتژی کلان اروپا سه دلیل تقویت رهبری آمریکا را توجیه می کند: اول، پرداختن هزینه منافع ملی خود وقتی رهبر جهت تأمین خیر دسته جمعی به حمایت دیگر کشورها وابسته است. دوم، همکاری به عنوان یک شریک کوچک در یک حوزه می تواند فضای گفتگو و چانه زنی را در دیگر زمینه ها ایجاد کند و به عنوان یک استراتژی برای ارتقای منافع و مواضع خودی استفاده شود. سوم، این حمایت می تواند اعتبار خود اروپایی ها را افزایش دهد. اگر اروپا می خواهد تبدیل به یک بازیگر تأثیرگذار بین المللی شود، باید اراده خود را حتی در مواردی که حمایت از آمریکا پرهزینه است به اثبات برساند.

ب) بحث و انتقاد
در مقابل، مطرح می شود که اروپایی ها باید در مواردی که سیاست خارجی آمریکا منافع امنیتی و همبستگی متحدان را تهدید می کند و ارزش های آنان را به مخاطره می افکند یا نادیده می گیرد آماده بحث و جدل با آمریکا باشند. نقش انتقادی مستقل اروپا نه تنها به دلایل امنیتی یا اخلاقی مهم است (مثلاً جهت جلوگیری از شکنجه در گوانتانامو)، بلکه در بلندمدت می تواند حمایت سیاسی از روابط فراآتلانتیک را تضمین نماید. به خصوص که نظرسنجی های عمومی نشان می دهد اغلب اروپایی ها دیگر ایالات متحده را به عنوان تضمین کننده صلح و امنیت در جهان نمی شناسند و تأیید گسترده نقش رهبری بین المللی آمریکا به شدت تحلیل رفته است. {24}
دولت بوش با مطرح نمودن دکترین «جنگ عادلانه»(6)، عقاید هنجاری مشترک با اروپا را به چالش افکنده است. در استراتژی بوش، جنگ نه تنها برای دفاع از خود بلکه همچنین جهت حذف کردن تهدیدات فرضی آینده و ساقط کردن رژیم های خودکامه مدنظر است. شکاف ارزشی بین آمریکا و اروپا در ارزیابی مشروعیت جنگ با مداخله آمریکا در عراق تشدید شده است. اگر آمریکا طرح نظامی ماجراجویانه دیگری رادر دستور کار قرار دهد این شکاف مجدداً بروز خواهد کرد. به نظر نمی رسد که همه اروپایی ها حاضر باشند ارزش های بنیادی خود را به خاطر منافعی در روابط فراآتلانتیک نادیه بگیرند. کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه می توانستند در موضوع عراق به سوی آمریکا بروند و از سیاست های مطرح شده توسط بوش متابعت نمایند، اما این به مفهوم کنار گذاشتن مخالفت اصولی آنها با جنگ های پیش گیرانه بود. در قضیه عراق آمریکا حاضر نبود آزادی خود را با پذیرفتن چارچوب های چندجانبه محدود کند و اروپا نمی خواست از پشتیبانی سنتی از سیاست صلح محور که از پایان جنگ جهانی دوم پیگیری کرده است دست بردارد، درنتیجه بحث و مشاجره و انتقادات دوطرف به اوج خود رسید.
برخی صاحب نظران معتقدند که رهیافت متفاوت و بینابینی شاید این باشد که دو طرف مسائل اختلاف انگیز نظیر مشروعیت جنگ پیش گیرانه را از حوزه های همکاری روابط فراآتلانتیک کنار بگذارند و این راه حل را بپذیرند که دو طرف، مواضع سیاسی و اخلاقی متفاوتی اتخاذ کنند. {25} این به مفهوم پذیرفتن درجه ای از آزادی عمل یک جانبه برای آمریکا بر مبنای موقعیت هژمونیک آن در نظام بین المللی است و در مواردی قابل تصور است که سیاست یک جانبه آمریکا هیچ تأثیر منفی بر منافع اروپا نداشته باشد. با این وجود، شکاف ارزشی درخصوص مشروعیت جنگ پیش گیرانه همچنان یک چالش برای سیاست اروپا در قبال آمریکا باقی مانده است.

استراتژی ترکیبی در تعامل با ایالات متحده
رهیافت دو وجهی حمایت از نقش رهبری آمریکا زمانی که این کشور به سمت هژمونی لیبرال گرایش دارد و در عین حال مقاومت در برابر گرایش های یک جانبه و امپریالیستی آمریکا که با ارزش ها و منافع اروپا در تضاد می باشد، به این مفهوم است که اروپا نیاز به سیاستی جدید و متمایز در قبال آمریکا دارد. این سیاست جدید باید در هر حوزه ای از مسائل خاص، خود را با وضعیت آن تطبیق دهد و براساس شرایط متفاوت تصمیم بگیرد. در این راستا از سوی اروپا سه گزینه استراتژیک در مواجهه با مسائل مختلف در روابط فراآتلانتیک مطرح شده است:

1. نزدیکی به امریکا
اولین گزینه نزدیک شدن به ایالات متحده است. اگر سیاست های آمریکا با منافع اروپا مطابق باشد، این طبیعی ترین واکنش خواهد بود. اگر همراهی با آمریکا فرصت هایی جهت تاثیرگذاری بر سیاست های آن فراهم کند. این گزینه مناسب خواهد بود. نمونه این رهیافت مشارکت برخی از کشورهای اروپایی در عملیات کوزوو بود. همکاری اروپایی با ایالات متحده در کوزوو به آنها فرصت داد تا نظرات خود در مورد پایان جنگ و ایفای نقش فعال در شکل گیری روند سیاسی را مطرح کنند. {26} «روابط ویژه انگلیس با آمریکا(7)» نمونه افراطی همین رهیافت بوده است. تونی بلر بسیار مشتاق بود تا روابط شخصی ویژه ای با کلینتون و سپس بوش ایجاد کندو در این راستا وی از انتقاد آشکار از سیاست های آنها خودداری کرد، هرچند در عمل نمی توان گفت این شیوه، نفوذ قابل توجهی برای بلر در تصمیم گیری های سیاست خارجی بوش به ارمغان آورده است.

2.ایجاد موازنه نرم(8) با آمریکا{27}
گزینه دوم، ابراز منافع اروپا در مقابل ایالات متحده به شکلی مسالمت جویانه و نرم است. در روابط اقتصادی فراآتلانتیک که مبتنی بر وابستگی متقابل است، این گزینه می تواند حتی شکل سخت افزاری بگیرد (مثلاً با تهدید تحریم های اقتصادی در مشاجرات تجاری). در چارچوب این شیوه اروپا می تواند از نهادهای بین المللی جهت محدود کردن اعمال قدرت از سوی آمریکا یا حداقل تأثیرگذاری بر آن استفاده کند یا از دادن مشروعیت بین المللی به سیاست های آمریکا مانند دکترین دفاع پیش گیرانه امتناع نماید. آمریکا به عنوان یک قدرت هژمونیک تا حدی به چنین مشروعیتی نیازمند است. در برخی موارد نیز می توان افکار عمومی آمریکا را در مباحث سیاست خارجی تحت تأثیر قرار داد.
از نظر صاحب نظران اروپایی با این روش شاید بتوان به طور مستقیم بر تصمیم گیران سیاست خارجی تأثیر گذاشت. جنگ عراق روشن ساخت که مداخله نظامی هزینه های سیاسی هنگفتی دارد. درنتیجه در موارد مشابه، سیاست مداران آمریکایی ناگزیرند مخالفت کشورهای دیگر رادر محاسبات خود منظور کنند. در مقابل، اگر اروپا به عنوان یک مجموعه، مداخله در عراق را حمایت می کرد این مفروض آمریکایی ها را تأیید کرده بود که کشورهای دیگر تا زمانی که آمریکا مصمم باشد با آن همراهی خواهند نمود.
در نهایت مطرح می شود که موازنه نرم می تواند به مفهوم ایفای نقش رهبری مستقل در حوزه هایی باشد که ایالات متحده به دلایل ایدئولوژیکی یا داخلی قادر یا مایل نیست در آنها سیاستی فعال اتخاذ نماید (مثلاً در موضوع هسته ای ایران)، یا جایی که آمریکا می خواهد توافق های بین المللی را متوقف کند (مثلاً در حوزه های حقوق بشر و محیط زیست).
به عقیده استایلز، ایفای نقش گروهی از کشورها که هدف مشترک دارند در چارچوب نهادهای بین المللی، حداقل در حوزه هایی که همکاری بر مبنای اقناع و تقسیم منابع استوار است امکان پذیر می باشد، ولی در حوزه هایی که اجرای موافقت نامه ها باید به وسیله انگیزه و اجبار تضمین شود غالباً جایگزینی برای هژمون وجود ندارد. {28} این مسأله یک سئوال اساسی را در مورد همراه نمودن ایالات متحده در رژیم های بین المللی مطرح می کند: آیا باید به هر کاری دست زد (حتی به قیمت اعطای حقوق و امتیازات ویژه) تا آمریکا وارد موافقت نامه های بین المللی شود؟ یا باید به نفع حفظ اصل حقوق و مسؤولیت های برابر از عضویت و همکاری آمریکا صرف نظر کرد؟
از سوی اروپا سه واکنش متفاوت در خصوص تحفظ ها و مقاومت هایی که آمریکا در برابر موافقت نامه های چندجانبه مطرح می کند دیده شده است: تمایل جهت مصالحه با دادن امتیازات قابل توجه (مثلاً در پروتکل کیوتو)، به تأخیر انداختن مذاکرات (بازنگری پروتکل کیوتو) و ادامه مذاکرات تا زمانی که بتوان بدون مشارکت آمریکا توافق حاصل نمود (در دیوان کیفری بین المللی و کنوانسیون های مین های زمینی).

3.همکاری مشروط(9)
این گزینه به مفهوم گذاشتن شرایطی جهت حمایت از آمریکاست با این هدف که دولتمردان آمریکا را جهت تصحیح سیاست های خود متقاعد نماید. این گزینه وقتی می تواند ثمربخش باشد که سیاست آمریکا در حوزه خاصی بدون همکاری متحدان عملی نباشد. بویژه در حوزه های غیرنظامی، اروپا چیزهای زیادی دارد که به آمریکا اعطا کند یا از دادن آن امتناع نماید که از جمله آنها مشروعیت است. همکاری مشروط همچنین می تواند شکل استراتژی های مکمل را داشته باشد. مثلاً در مورد ایران گفته می شود که تمایل اروپا جهت حمایت از تحریم ها منوط به حمایت سیاسی آمریکا از ابتکار دیپلماتیک اروپا بوده است. با توجه به حجم مسائلی که در روابط فراآتلانتیک مطرح می باشد، امکان استفاده از رهیافت همکاری مشروط فراهم است.

چشم انداز تعامل اروپا و امریکا: چند جانبه گرایی محدود و چندپاره
یکی از دگرگونی های اساسی در ماهیت روابط فراآتلانتیک تغییر چارچوب های سازمانی همکاری سیاسی و استراتژیک بین اروپا و آمریکاست. روشن است که ناتو اهمیت سابق خود به عنوان رکن محوری روابط فراآتلانتیک را از دست داده است. شرور در صدراعظم سابق آلمان در فوریه 2005 اظهار داشت که «ناتو دیگر محفل اصل هماهنگی استراتژی ها بین شرکای فراآتلانتیک نیست».{29} در سیاست خارجی آمریکا هم دگرگونی پارادایم ژئواسراتژیک در کوتاه مدت به سمت خاورمیانه و تهدید تروریسم و در بلندمدت به سوی آسیای شرقی به وضوح در جریان است. از دیدگاه آ‚ریکا، همچنان یک تهدید امنیتی در اروپا در قالب تغذیه گروه های تروریستی از سوی مسلمانان مهاجر وجود دارد، اما ناتو کانون همکاری و هماهنگی اقدامات در این خصوص نیست. {30}
البته آمریکا همچنان علاقه مند است تا از ناتو جهت حفظ نقش خود در امور امنیتی اروپا بویژه در مقابل روسیه استفاده کند و به عنوان یک ابزار در سیاست های جهانی از آن بهره ببرد. ولی در نقطه تمرکز سیاست امنیتی آمریکا (خاورمیانه و آسیای شرقی)، ناتو احتمالا نقش ناچیزی خواهد داشت. حتی اگر دگرگونی در خاورمیانه آن گونه که گاهی از سوی صاحب نظران آمریکایی مطرح شده بتوانند نقشی هویت بخش در برنامه کاری آینده اروپا- آمریکا ایفا کند، نقش ناتو به عنوان یک اتحاد نظامی یک نقش حاشیه ای باقی خواهد ماند.
درحال حاضر هماهنگی مسائل مهم سیاسی به شکل روزافزونی در داخل گروه های کوچک غیررسمی و در چارچوب توافق مهم ترین قدرت ها و سازمان ها شکل می گیرد. در مورد بالکان گروه تماس متشکل از آمریکا، فرانه، انگلیس، آلمان و روسیه، در خاورمیانه کوارتت متشکل از آمریکا، روسیه، اتحاد اروپایی و سازمان ملل و درخصوص ایران سه کشور اروپایی در هماهنگی با آمریکا و اکنون 2+5 مطرح هستند. دیدگاهی که در برخی کشورهای اروپایی نظیر آلمان در مورد احیای سیاسی ناتو از طریق بنیان نهادن یک گروه هسته متشکل از شمار کوچکی از کشورها مطرح شده، ملهم از همین منطق همکاری در داخل گروه های کوچک تر غیررسمی است. {31}
به نظر می رسد نوعی چندجانبه گرایی چند پاره و تکثر چارچوب های نهادی تعامل و گفتگو در روابط فراآتلانتیک در حال ظهور است. گرچه این شیوه جدید، وضعیت مشخص و تعریف شده ای ندارد ولی تا حدی هماهنگی ایجاد کرده و طرف های دخیل را تا حدی در قبال هم پاسخ گو نماید. ممکن است این شیوه فراتر از تبادل دیدگاه ها و اطلاعات نرود و ساز و کار متقابل در آن مطرح نباشد اما به اعتقاد صاحب نظران، این روش به طور غیرمستقیم، جوهره چندجانبه گرایی را احیا می کند. درواقع مطرح می شود که این نوع چندجانبه گرایی می تواند به چارچوبی تبدیل شود که اروپا تعاملات آینده خود با آمریکا را در داخل آن شکل دهد.

نتیجه گیری
مهم ترین یافته های این نوشته را می توانیم به شرح زیر خلاصه کنیم:
- از نظر اروپایی ها رهبری آمریکا در امور بین المللی در بسیاری از زمینه ها ضروری و بدون هرگونه جایگزین باقی مانده است. هیچ یک از قدرت های عمده، توان قابل مقایسه با آمریکا یا اراده ای قوی برای شکل دادن به روابط بین الملل را ندارند. مباحث جاری در ایالات متحده در مورد صرف نظر کردن از رهبری بین المللی نیست بلکه معطوف بر این است که چگونه این نقش می تواند در بلندمدت تضمین شود و از لحاظ سیاسی به عنوان یک «هژمونی لیبرال» مشروعیت یابد.
- به اعتقاد صاحب نظران اروپایی، سیاست اروپا در قبال آمریکا باید با این مفروض شکل گیرد که اروپا قادر است بر بحث های جاری در آمریکا در مورد نقش این قدرت در جهان تأثیر بگذارد. درنتیجه، هدف اساسی سیاست در قبال آمریکا باید این باشد که از طریق یک رهیافت دو وجهی فضای سیاسی آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. درحالی که عناصر مورد اجماع در رهبری آمریکا (هژمونی لیبرال) باید تقویت شود، انتقاد از عناصر قابل اعتراض در سیاست خارجی آمریکا که با منطق هژمونی لیبرال و منافع و ارزش های اروپایی در تضاد است ضروری می باشد.
- منتج از این موضع اساسی، ضرورت سیاستی متمایز در قبال آمریکا از منظر اروپایی مطرح می شود. براساس ملاحظات سود و زیان، سه گزینه استراتژیک برای تعامل با آمریکا در روابط فراآتلانتیک مطرح شده است: اول، گزینه نزدیکی به آمریکا، در شرایطی که مشیء آمریکا با منافع اروپا سازگار است یا به این دلیل که همکاری، فرصتی جهت تأثیرگذاری بر سیاست های آمریکا فراهم می کند. گزینه دوم این است که دیدگاه های موردنظر اروپا از طریق نرم افزاری ابراز شود. مثلاً استفاده از نهادهای بین المللی جهت محدود کردن قدرت آمریکا یا حداقل تأثیرگذاری بر آن، در این چارچوب می تواند مدنظر قرار گیرد. امتناع از دادن مشروعیت بین المللی به سیاست های آمریکا یا مفاهیم سیاسی آن وجه دیگری از این رهیافت است. نهایتاً موازه نرم افزاری می تواند به مفهوم ایفای نقش رهبری بین المللی مستقل در حوزه هایی باشد که آمریکا می خواهد مانع پیشرفت در آنها شود. گزینه سوم همکاری مشروط است به مفهوم گذاشتن شروطی جهت پیروی از سیاست های آمریکا با این هدف که واشنگتن را جهت تغییر مشیء خود متقاعد نماید.
- پارادایم ژئواستراتژیک آمریکا در کوتاه مدت به سمت خاورمیانه و تهدید تروریسم و در بلندمدت به سوی آسیای شرقی در حال دگرگونی است. بنابراین نمی توان انتظار داشت که ناتو به عنوان یک حلقه اتصال منحصر به فرد بین اروپا و آمریکا بتواند احیا شود. در حال حاضر نوعی چندجانبه گرایی محدود چندپاره برای هماهنگی سیاسی در چارچوب گروه های تماس متشکل از نمایندگان اغلب قدرت های مهم در جریان است. این چند جانبه گرایی جدید احتمالاً چارچوبی برای تنظیم تعاملات اروپا با هژمونی آمریکا خواهد بود.

پی نوشت
1. Bundesministrum der Verteidigung, “Veteidigungspolitische Richtlinien Fuer den Geschaeftsbereich des Bundesministers der Verteidigung”, Berlin,(22 May 2003).
2. Shweriger Gebhard (2004), Die unbequeme Weltmacht: Heraus Forderungen Transatlantischer Beziehungen, Washington D.C.
3. این نظریه را مایکل ماندل باوم تشریح کرده است. ببنید:
Amdelbaum, Michael (2005), Ther Case for Goliath: How America Aacts as the Worls’s Government in the 21 Century, New York: Publici Affairis.
4. Nye, Joseph S, “The Case for Deep Engagenment” , Foreign Affairs, No.4, (July/Aug. 1995), p.90
5. Ferguson, Nial, “The Unconsciouw Colossus: Limits of American Empire”, Daedalus 134, No.2, (Spring 2005), p.21.
6. اصطلاح امپراتوری جهت تبیین سیاست فعلی آمریکا شاید در صورتی مناسب است که به مفهومی که زمانی به عنوان Universal Empire نامیده می شد در نظام فعلی بین الملل استفاده شود (یعنی موقعیت برتر و مسلط در نظام جهانی) ولی در ادبیات سیاسی امروز اصطلاح هژمونی جهانی این نقش را توصیف می کند.
برای اطلاع بیشتر ببینید:
Hendrickson, David, “The Curious Case of American Hegemony: Imperial Aspirations and:
National Decline”, World Policy Journal 22, No, 2, (Summer 2005), pp. 1-22.
7. Schroeder, Paul, “Is the US an Empire”? (Feb. 16, 2004), http://hnn.us/articles, 1237. Html
8. از نظر پل شرودر هژمونی به مفهوم رهبری و نفوذ یک واحد در داخل جمعی از واحدهاست ولی نه در قالب یک حاکمیت مطلق، اما مایکل دوبل تفاوت امپراتوری و هژمونی را در میزان و محدوده کنترل موثر سیاسی می داند. به نظر وی «کنترل سیاست خارجی و داخلی، شاخصه امپراتوری است اما کنترل سیاست خارجی به تنهایی، هژمونی نام دارد».
9. Cox, Michael, “September 11th and US Hegemony”, Internationa Studies Perspectives 3, No. 1, (Feb. 2002), p.55.
10. Tucker, Robwert, “The Future of a Contradiction”, The National Interest 43, (Spring 1996), p.24.
11. Puchala, Donald, “World Hegemony and the United Nations”, International Studies Review 7, (2005), p.571.
12. به عنوان نمونه نظرات جان ایکنبری در این خصوص قابل توجه است:
Ikenberry, John (2001),”After Victory: Institutions”, Strategic Restegic and the Rebuilding of Order after Major Wars, Princeton University Press.
13. Skidmore, David, “Understanding the Unilateralist Turn in US Foreign Policy”, Foreign Policy Analysis, No. 2, (July 2005), p.207.
14. Rudolf, Peter, “George W.Bushs Aussenpolotische Strategic”, SWP Studie S25/2005, Berlin:
SWP, (Sep. 2005).
15. Snyder, Jack, “Imperial Temptations”, The National Interest 71, (Spring 2003), p. 29.
16. Kagan, Robert, “America’s Crisis of Legitimacy”, foreign Affairs 83, No. 2, (March/Apr. 2004), p.65.
17. Christopher, Layne, :The Cost of Empire”, The American Conservative, (Oct. 3.2003).
18. Timothy Garton, Ash, “Stagger On, Weary Titan”, The Guardian, (Aug. 25, 2005).
19. Ikenberry, John, “Weary Titan or Pooly Led Superpower”, www. Tpmcafe. Com/story/2005/9/5/135627/8001
20. The Pew Research Center for the People and the Press, America’s Place in the World 2005: Opinion Leaders Turn Cautious, Public Looks Homework, Washington D.C., (Nov. 17, 2005).
21. سیاست اخیر توسط دو کانون فکری نزدیک به دمکرات ها The Progressive Policy Institute و The Center for American Progress دنبال می شود.
22. Koehane, Robert and Joseph Nye (1989), Power and Interdependence, 2nd . Ed., New York: Harper Collins, p. 23.
23. Wolf, Martin, “US Foreign Policy Needs Liberal Realism”, Financial Times, (Jan. 13, 2004).
برای بوزان هم ایده را به تفصیل مطرح می کند. ببنید:
Buzan, Barry (2004), The US and the Great Powers: World Politics in the 21st Century, Cambridge: Polity, pp. 167-195.
25- این رهیافت را اندرو موراوسیک تشریح و تببین کرده است:
Moravcsik, Andrew, “Striking a New Transatlantic Bargain”, Foreign Affairs 82, No. 4, (July/Aug. 2003), p. 74.84.
26. Pierre, Martin and Mark, Brawley (2001) , Alliance Politics, Kosovo and Nato’s War: Allied Force or Forced Allies?, New York: Palgrave, p.131.
27. موازنه نرم، افزوده ای جدید به نظریه موازنه قدرت است که برای توصیف اشکال غیرنظامی ایجاد موازنه (با آمریکا) که از پایان جنگ سرد و به ویژه از زمان حمله آمریکا به عراق مطرح شده است به کار می رود. این گزینه از سه عنصر است که والت به عنوان موازنه نرم، امتناع و متعهد کردن نام می برد. به نظر وی موازنه نرم به مفهوم رفتار هماهنگ جهت رسیدن به نتیجه ای متفاوت با خواسته های آمریکاست. امتناع، روی برتافتن از اجابت خواست های آمریکا و همکاری با آن است و متعهد کردن به مفهوم محدود کردن آزادی عمل آمریکا با همگرا نمودن آن در نهادهای بین المللی است.
28. Stiles, Kendall, “Theories of Non-Hegemonic Cooperation”, International Studies Association, Hawaii, (March 2005).
29. سخنرانی شرودر در چهل و یکمین کنفرانس امنیتی مونیخ، (دوم فوریه 2005).
30. Kempe, Frederick, “US Sees Europe as New Front Against Islamists”, The Wall Street Journal, (Ap. 11, 2006), A3.
31. Haftendorn, Helga, “Des Atlantische Buendis als Transmissions Riemen Atlantischer Politik” , Aus Politik und Zeitgeschichte 38-39, (Sep. 23-2005)
پاورقی
1.World Government
2.Emerican Empire
3.Liberal Hegemon
4.Hegemonic Stability
5.American Isolationism
6.Progressive Internationalism
7.Just War
8.Special Relationship
9.Soft Balancing
10.Conditional Cooperation

  نظرات ()
مطالب اخیر ترامپ در روز اول ریاست بر ایالات متحده آمریکا چکار می کند؟ ایران به دنبال نمونه ای مدرن از استراتژی آناکوندا برای شکست عربستان سعودی است عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر آیا ایران با ذخایر نفتی و گازی خود می‌تواند روسیه را به چالش بکشد؟ آینده روابط عربستان و هند چالشهای کنونی و چشم انداز روابط هند و پاکستان علل تشدید تنش ها و آینده روابط هند و پاکستان ۱۳٩٥/٧/۱٤ بسترهای گسترش حضور چین در در افغانستان نقش گذشته و آینده قزاقستان
کلمات کلیدی وبلاگ ایران (۱٦٤) ترکیه (۸٠) سوریه (٧٥) امریکا (٦٤) خاورمیانه (٦٢) عربستان (٥٥) بحران سوریه (٤٧) داعش (٤۳) عراق (٤۱) روسیه (٤٠) سیاست خارجی (۳٥) ژئوپلتیک (٢٩) مقالات جغرافیای سیاسی (٢٩) یمن (٢٥) سیاست خارجی ایران (٢٥) مصر (٢٢) تحولات یمن (۱٩) چین (۱۸) اوباما (۱٧) اردوغان (۱٧) پاکستان (۱٦) سیاست خارجی ترکیه (۱٦) سیاست خارجی عربستان (۱٥) تحولات سوریه (۱٤) افغانستان (۱٤) کردها (۱٤) کردستان عراق (۱٤) ایران عربستان (۱۳) قطر (۱۳) القاعده (۱۳) صادرات گاز (۱۳) تحولات جهان عرب (۱۳) امنیت (۱٢) بیداری اسلامی (۱٢) عربستان سعودی (۱٢) روابط بین الملل (۱٢) توافق هسته ای (۱۱) نفت (۱۱) انرژی (۱۱) رقابت ایران و عربستان (۱۱) دیپلماسی (۱٠) سیاست (۱٠) اتحادیه اروپا (۱٠) حوثی ها (۱٠) عبدالرضا فرجی راد (٩) قدرت نرم (٩) سیاست خارجی امریکا (٩) تحریم (٩) اعراب (٩) روابط ایران ترکیه (٩) چین - امریکا (٩) آسیای مرکزی (۸) جهان عرب (۸) ایران امریکا (۸) تروریسم (۸) ژئوپلیتیک (۸) سلفی گری (۸) اسلام گرایی (۸) جهانی شدن (۸) کردستان (۸) حکومت اقلیم کردستان (۸) سیاست خارجی روسیه (۸) روابط ایران روسیه (٧) جمهوری آذربایجان (٧) گاز (٧) اروپا (٧) لبنان (٧) انتخابات (٧) پرونده هسته ای (٧) بندر چابهار (٧) نظام بین الملل (٦) ایران عراق (٦) بهار عربی (٦) قفقاز جنوبی (٦) انتخابات‌ (٦) استراتژی (٦) آفریقا (٦) اسرائیل (٦) پوتین (٦) آذربایجان (٦) وهابیت (٦) هند (٦) اخوان المسلمین (٦) خلیج فارس (٦) بارزانی (٦) تاریخچه داعش (٦) داعش عراق (٦) داعش سوریه (٦) خاورمیانه اسلامی (٦) گاز ایران (٦) خاورمیانه بزرگ (٥) انتخابات شورا (٥) سیاست خارجی چین (٥) بحران عراق (٥) مقالات ژئوپلیتیک (٥) هیدروپلیتیک آب (٥) روابط روسیه ترکیه (٥) خط لوله صلح (٥) دیپلماسی عمومی (٥) جنگ نرم (٥) بحران آب (٥) انتخابات ایران (٥) حزب الله (٥) حزب الله لبنان (٥) جغرافیای سیاسی (٥) امنیت ملی (٥) ترانزیت (٥) فلسطین (٥) رسانه (٥) جغرافیا (٥) رژیم های بین المللی (٥) تبلیغات انتخابات (٥) ژئوپلتیک ایران (٥) شیعیان یمن (٥) نظم نوین جهانی (٥) شمال آفریقا (٤) مذاکرات هسته ای (٤) نوری مالکی (٤) ژئواستراتژیک (٤) افراط گرایی (٤) کردهای سوریه (٤) سیاست خارجی قطر (٤) ارتش آزاد سوریه (٤) مشاوره انتخاباتی (٤) ایران چین (٤) نظریه های روابط بین الملل (٤) علویان ترکیه (٤) ارمنستان (٤) بحران (٤) اوکراین (٤) اسلام (٤) طالبان (٤) بلوچستان (٤) امارات (٤) اردن (٤) جهان اسلام (٤) انقلاب اسلامی (٤) تحریم های بین المللی (٤) منافع ملی (٤) امارات متحده عربی (٤) مرز (٤) بشار اسد (٤) علویان (٤) هژمونی (٤) حقوق بین الملل (٤) دیپلماسی آبی (٤) نظم جدید جهانی (٤) داعش در عراق (٤) جبهه النصره (٤) ژئوپلتیک گاز (٤) فدرالیزم (۳) چاپ تبلیغات انتخابات (۳) شیوه تبلیغات انتخاباتی (۳) خاورمیانه جدید (۳) ایران سوریه (۳) چین اقتصاد (۳) ساختار یمن (۳) جنگ آب (۳) حوثی های یمن (۳) ژئوپلیتیک آب (۳) مقالات ژئوپلتیک (۳) روابط افغانستان -پاکستان (۳) ژنوم ژئوپلیتیک (۳) روابط ایران و عمان (۳) رودخانه مرزی (۳) روابط ترکیه عراق (۳) سیاست خارجی هند (۳) رقابت های ژئوپلیتیکی و (۳) رقابت نفتی (۳) کریدور شمال جنوب (۳) شورای همکاری خلیج فارس (۳) 11سپتامبر (۳) ژئواستراتژی (۳) حسن البنا (۳) اقتصاد سیاسی (۳) شورای امنیت (۳) قفقاز (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) قره باغ (۳) ترکمنستان (۳) عمان (۳) دموکراسی (۳) کلینتون (۳) فرهنگ (۳) ظریف (۳) خزر (۳) بریتانیا (۳) یارانه (۳) روابط خارجی (۳) روابط ایران و عربستان (۳) حافظ نیا (۳) انتخابات ترکیه (۳) مدیریت بحران (۳) انقلاب های عربی (۳) استراتژی ایران در عراق (۳) راهبرد ترکیه در سوریه (۳) علویان سوریه (۳) همکاری بین المللی (۳) قطر شبکه الجزیره (۳) انتخابات امریکا (۳) سیاست خارجی پاکستان (۳) هدف مندی یارانه ها (۳) ایران مصر (۳) ایران هراسی (۳) شیعیان عربستان (۳) منطقه آزاد ارس (٢) هارتلند (٢) موقعیت ایران (٢) برخورد تمدنها (٢) مدل مفهومی (٢) اسد (٢) مرزهای ایران (٢) استراتژِی (٢) انر}ى هسته ای (٢) رژزیم حقوقی (٢) عزت اله عزتی (٢) ترورریسم (٢) انقلاب تونس (٢) مقاومت و حزب الله (٢) پیمان کمپ دیوید (٢) انقلاب مصر (٢) خاورمیانه جدید (٢) علی عبدالله صالح (٢) تحولات خاورمیانه (٢) تحولات مصر (٢) موازنه قدرت (٢) تئوری های روابط بین الملل (٢) لبنان و بحران سوریه (٢) ساختار شورای امنیت (٢) مرزهای دریایی ایران (٢) رشد اسلام گرایی (٢) تحدید حدود مرز (٢) ترکیه سوریه (٢) امریکا خاورمیانه (٢) چالش های ترکیه (٢) ایران ترکبه (٢) انقلابات عربی (٢) ترکیه خاورمیانه (٢) روابط با عراق (٢) بازار انرژی (٢) صادرات نفت (٢) سیاست بین الملل (٢) محمد مرسی (٢) عراق جدید (٢) کردستان سوریه (٢) ژئواکونومیک (٢) امنیت منطقه ای (٢) شیعیان عراق (٢) کردهای ترکیه (٢) روابط ایران و ترکیه (٢) مقام معظم رهبری (٢) حماس (٢) سنگاپور (٢) روحانی (٢) تبلیغات انتخاباتی (٢) سازمان ملل (٢) فرانسه (٢) ارتباطات (٢) تنش زدائی (٢) موسویان (٢) قومیت (٢) ناتو (٢) جهان سوم (٢) هویت ملی (٢) اوپک (٢) غرب (٢) آمریکا (٢) لیبی (٢) مازندران (٢) بی بی سی (٢) جمهوری اسلامی ایران (٢) قزاقستان (٢) حق وتو (٢) مذاکره (٢) کویت (٢) آلمان (٢) هویت فرهنگی (٢) تهدید نرم (٢) احمدی نژاد (٢) اسلام سیاسی (٢) قیمت نفت (٢) کنفدراسیون (٢) ایران هسته ای (٢) نفت وگاز (٢) سازه انگاری (٢) منطقه گرایی (٢) تبارشناسی (٢) هانتینگتون (٢) موادمخدر (٢) تحریم اقتصادی (٢) بازدارندگی (٢) واقع گرایی (٢) حزب عدالت و توسعه (٢) رئیس جمهور آمریکا (٢) فدرالیسم (٢) کریمه (٢) پسا تحریم (٢) ملت سازی (٢) روابط ایران امریکا (٢) دریای جنوبی چین (٢) جزایر چین جنوبی (٢) دولت سازی (٢) خط لوله تاپی (٢) پسابرجام (٢) القاعده یمن (٢) جغرافیای سیاسی (٢) کد ژئوپلیتیک (٢) برجام (٢) داعش افغانستان (٢) هیدرو پلیتیک (٢) بحران یمن (٢) جریان های افراطی (٢) گروه سلفی خراسان (٢) گروه خراسان (٢) افغانستان ایران (٢) دولت اسلامی عراق و شام (٢) گروه تکفیری خراسان (٢) منابع گازی (٢) کنکره امریکا (٢) کریدور شمال- جنوب (٢) طرح توسعه شرق (٢) توسعه شرق (٢) یرنامه چهارم توسعه (٢) ترکیه داعش (٢) تبارشناسی تروریسم (٢) ساختار سیاسی عمان (٢) ساختار قومی یمن (٢) شیعیان زیدی (٢) تروریسم سلفی (٢) الگوی امنیتی (٢) سلفی گری وهابی (٢) قدرت ملی (٢) ایران ترکیه سوریه (٢) داود اوغلو (٢) ترکیه وبحران سوریه (٢) ایران اعراب (٢) القاعده آفریقا (٢) گرو های تندرو (٢) کشور عمان (٢) امنیت جمهوری اسلامی ایران (٢) موضوع هسته ای ایران (٢) رقایت امریکا روسیه (٢) رقابت ایران و ترکیه (٢) تاریخ یارانه (٢) سیاست خارجی روسیه (٢) عبدربه منصور هادی (٢) اسلام رادیکال (٢) رادیکالیسم اسلامی در آفریقا (٢) آگهی انتخاباتی (٢) مشاوره تبلیغات انتخابات (٢) جایگاه قطر (٢) چاپ آگهی انتخاباتی (٢) چاپ تراکت انتخابات (٢) ترورریسم سوری (٢) تجزیه سوریه (٢) تحریم سیاسی (٢) اقتصاد امارات (٢) امنیت سیاسی (۱) جوک قومیتی (۱) روابط جهانی (۱) توافق ایران و 1+5 (۱) عمق استراتژیک (۱) عمق استراتژیک ایران (۱) روسیه سوریه (۱) تحریم های بین النللی (۱) تحریم های بکجانبه (۱) امنیت، (۱) قفقاز شمالی (۱) روابط ایران و پاکستان (۱) انتخابات پارلمانی المان (۱) حزب سبز آلمان (۱) محمد جواد ظریف (۱) مذاکرات سازش (۱) یاران رئیس جمهور (۱) گروه های ذینفوذ (۱) همگرایی، واگرایی (۱) منارعات قومی (۱) ارتش آزاد مصر (۱) بوکوحرام (۱) توسعه ملی (۱) سیاستهای امنیتی (۱) جنگ تمدنها (۱) احزاب عراق (۱) دموکراسی در عراق (۱) تحریم اقتصادی (۱) تحریم نفتی (۱) چالش های صادرات گاز (۱) سیاست خارجی دولت نهم ودهم (۱) جبهه اسلامی سوریه (۱) اتحادیه اروپایی (۱) روند صلح (۱) فلسطین، اسرائیل (۱) روندصلح خاورمیانه (۱) جغرافیای خاورمیانه (۱) تاریخ خاورمیانه جدید (۱) مازی (۱) شیعیان مالزی (۱) بلوچستان آزاد (۱) شورای روابط خارجی اروپا (۱) مدل مفهومی بحران سوریه (۱) تروریسم رسانه ای (۱) ریشه های بحران سوریه (۱) دوران جنگ سرد (۱) یکجانبه گرایی (۱) چندجانبه گرایی (۱) مفهوم منطقه گرایی (۱) معاهده شنگن (۱) نظریه های انقلاب (۱) انقلاب های عربی (۱) نظریه های جغرافیای سیاسی (۱) نظریه های ژئوپولیتیک (۱) منابع کنکور دکتری علوم جغرافیا ی سیاسی (۱) هارتلند جدید (۱) بهار عربی، (۱) گروه های معارض سوریه (۱) حزب سلفی نور (۱) حزب النهضه (۱) ژئواستراتژی جهانی (۱) مکیندر (۱) چاپ بنر انتخابات (۱) بروشورهای انتخابات (۱) تبیلغات انتخابات (۱) چاپ آگهی (۱) طراحی آگهی انتخابات (۱) جایگاه انتخابات در ایران (۱) اقتصاد ترکیه (۱) تبلیغات انتخابات مجلس (۱) تبلیغات در انتخابات (۱) شیوه های انتخاباتی (۱) غلامحسن حیدری (۱) تبلیغات انتخابات رسانه (۱) چاپ آگهی انتخابات (۱) هزینه تبلیغات انتخابات (۱) نقش اردن در سوریه (۱) ماهیت اقتصاد سیاسی بین‌الملل (۱) اعتراضات ترکیه (۱) اسلام گرایی آفریقا (۱) چاپ تبلیغات انتخاباتی (۱) چاپ انتخابات (۱) اس 300 (۱) امنیت ایران (۱) انتخابات تبلیغات (۱) شیوه های تبلیغات (۱) یارانه ها در جهان سوم (۱) تاریخچه هدف مندی یارانه ها (۱) فتح اله گولن (۱) انقلاب اسلامی ایران (۱) عراق کردستان (۱) بغداد اربیل (۱) تجمیع انتخابات (۱) مشاکرت سیاسی (۱) شورای اطلاعات ملی آمریکا (۱) محمئد (۱) استراتژی ایران (۱) تغییر نظام سوریه (۱) قراردادگاز ایران پاکستان (۱) روابط فرهنگی (۱) واردات گاز ترکمنستان (۱) رقابت ایران و مصر (۱) العراقیه (۱) ایران ترکیه (۱) جریان مقاومت (۱) جبهه مقاومت (۱) تئوری جیمزروزنا (۱) ایرانیان در قزاقستان (۱) شیعیان قزاقستان (۱) آذری های قزاقستان (۱) نونس (۱) نقشه سوریه (۱) نقشه نبرد در سوریه (۱) جبهه‌های جنگ در سوریه (۱) انرژی هسته ای (۱) تروریسم سلفی- تکفیری (۱) بندربن سلطان (۱) دیپلماسی شهری (۱) اسه آن (۱) نگاه به شرق (۱) سلفی گری تکفیری (۱) وهابیت تکفیری (۱) تحولات اقتصادی امارات (۱) احزاب آذربایجان (۱) جنبش مقاومت (۱) شمال عراق (۱) آگهی جذب فوق لیسانس علوم سیاسی (۱) اقتصاد قطر (۱) ابوبکر البغدادی (۱) کارکرد گرایی (۱) داعش در سوریه (۱) الحوثی ها (۱) انتخابات‌ سوریه (۱) حامیان داعش (۱) موصل (۱) اقتصاد یمن (۱) یمن در نگاه استراتژیک عربستان (۱) زیدی های یمن (۱) جغرافیای یمن (۱) واقعیت داعش (۱) کردهای عراق (۱) آینده کردها (۱) اقتصاد عمان (۱) نفت کردستان (۱) ژئوپلیتیک عراق (۱) مناطق جدایی طلب اروپا (۱) جدایی طلبی (۱) کوبانی (۱) تقابل ترکیه-عربستان (۱) اختلاف ترکیه عربستان (۱) رقابت ترکیه عربستان (۱) سقوط صنعا (۱) نقش ایران عربستان در یمن (۱) رابطه ترکیه با داعش (۱) ساختار قومی (۱) کردهای ایران (۱) انرژى هسته ای (۱) ترانزیت گاز (۱) انصارالله (۱) موقعیت اقتصادی یمن (۱) جایگاه منطقه ای یمن (۱) روابط آمریکا روسیه (۱) حسن بهشتی پور (۱) تحریم های علیه ایران (۱) نیچروان بارزانی (۱) استخدام کارشناس ارشد علوم سیاسی (۱) دعوت به همکاری روابط بین الملل (۱) استخدام کارشناس ارشد روابط بین الملل (۱) استخدام ارشد روابط بین الملل (۱) قدرت ملی ایران (۱) دالان شمال جنوب (۱) ژئوپلتیک بلوچستان (۱) فیمینسیم (۱) مدیریت سیاسی فضا (۱) منظقه آزاد چابهار (۱) سیاست خارجی افغانستان (۱) گروه تروریستی خراسان (۱) روابط عربستان اسرائیل (۱) تفاهم لوزان (۱) داعش آفریقا (۱) مختاری،حسین (۱) عبدی،عطاءالله (۱) مدل اندرسون، (۱) الرمادی (۱) پارلمان ترکیه (۱) ارتش های جهان (۱) روسیهر (۱) ژئوپلتیک نفت (۱) آثار توافق هسته ای بر خاورمیانه (۱) سلاح های روسی (۱) روابط روسیه چین (۱) نقش امارات در یمن (۱) جنبش گوران (۱) نظریه‌های ژئوپلیتیک (۱) داعش در آسیای مرکزی (۱) دولت آشتی ملی افغانستان (۱) سیاست خارجی پاکستان (۱) دموکرات ها (۱) عربستان یمن (۱) ژئواستراتژیک ایران (۱) انتخایات ترکیه (۱) اسلام گرایان ترکیه (۱) محمد ابن عبدالوهاب (۱) نوار مرزی ایران ترکیه (۱) مسائل مرزی (۱) تجزیه استانهاس سنی عراق (۱) تحول ژئوپلیتیک (۱) ساختار ژئوپلیتیکی جهان (۱) الگوهای اسلام گرایی (۱) نظریه های روابط بین الملل ریه های (۱) بازدارندگی استراتژیک (۱) ضدژئوپلیتیک (۱) ژئوپلیتیک مقاومت (۱) سایکس-پیکو (۱) کیومرث یزدان پناه (۱) سیاست خارجی فرانسه (۱) اختلاف مصر و عربستان (۱) مصر عربستان (۱) اقلیت های قومی ترکیه (۱) اقلیت های زبانی ترکیه (۱) اقلیت های دینی ترکیه (۱) جریان های وهابی (۱) روسیه آذربایجان (۱) دولت-ملت (۱) دولت -ملت سازی (۱) نوروپلیتیک (۱) بحران خاورمیانه (۱) روابط پاکستان افغانستان (۱) تحولات سیاسی ترکیه (۱) پایگاه هوایی روسیه (۱) شی جین‌پینگ (۱) شهر ملکان (۱) اکولوژی سیاسی (۱) جغرافیای سیاسی شهر (۱) آبراه خزر روسیه (۱) منازعات دریایی (۱) اختلافات دریایی (۱) اقلیم در ژئوپلتیک (۱) ژئوپلیتیک خاورمیانه (۱) قانون مناطق دریایی (۱) ایران هند (۱) گوادر (۱) صلح کردها (۱) پیمان شانگهای (۱) تاثیر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (۱) سیاست خارجه ایران و عراق (۱) سیاست خارجی عراق (۱) اقوام عراق (۱) بازارنفت (۱) روابط عربستان امریکا (۱) سیاست خارجی قزاقستان (۱) چین -افغانستان (۱) روسیه اتحادیه اروپا (۱) هند پاکستان (۱) روابط هند و پاکستان (۱) روابط هند وعربستان (۱) روابط عربستان وهند (۱) بحران کشمیر (۱) هند کشمیر (۱) پاکستان کشمیر (۱) استراتژِی آناکوندا (۱) مناطق آزاد ترکیه (۱) ژئوپلتیک مقاومت اسلامی (۱) بنیان‌های ژئواستراتژیک (۱) بازاریابی انتخابات (۱) کمپین انتخاباتی (۱) برنامه‌ریزی تبلیغاتی (۱) اهداف روسیه در سوریه (۱) مدل های دولت-ملت (۱) دولت-ملت سازی (۱) رهیافت اسلامی ایرانی (۱) روابط چین بریتانیا (۱) روابط ایران -اروپا (۱) عربستان روسیه (۱) کریدورهای ترانزیتی (۱) بندرچابهار (۱) کریدورهای بین المللی (۱) کریدورشرق- غرب (۱) موقعیت ترانزیتی ایران (۱) داعش در پاکستان (۱) کشورهای دو سه دولتی (۱) 13نوامبر پاریس (۱) انفجارهای پاریس (۱) حمله داعش به پاریس (۱) حملات تروریستی پاریس (۱) راهبرد نظامی ژاپن (۱) اهمیت هیدروپلیتیکی ایران (۱) روابط ترکیه عربستان (۱) روابط اعراب ترکیه (۱) روابط ترکیه با اعراب (۱) ژئوپلتیک اروپا (۱) روسیه اوکراین (۱) اندیشه سیاسی اهل سنت (۱) خلافت از دیدگاه اهل سنت (۱) مبانی اندیشه سیاسی (۱) بازارهای منطقه ای گاز (۱) قتصاد سیاسی بین الملل (۱) نو واقع گرایی (۱) رسول حاج احمدی (۱) حسین اژدر (۱) فدراسیون و کنفدراسیون (۱) ژئوپلیتیک فضای مجازی (۱) موتلفه اسلامی (۱) المنار (۱) توییتر (۱) تقسیمات کشوری (۱) ژئواکونومی (۱) شنگن (۱) بنیادگرایی (۱) سلاح شیمیایی (۱) لویی جرگه (۱) مفهوم قدرت (۱) جنگ رسانه (۱) چابهار (۱) سرحد (۱) جهانی سازی (۱) موساد (۱) رژیم حقوقی (۱) جنگ سرد (۱) اقتصاد جهانی (۱) زیباکلام (۱) اسامه بن لادن (۱) فعالیت هسته ای (۱) ژئوپولیتیک (۱) رود ارس (۱) دولت یازدهم (۱) الشباب (۱) سیاست داخلی (۱) سازمان های بین المللی (۱) آذری ها (۱) گرهاردشرودر (۱) الهام علی اف (۱) نواندیشی دینی (۱) برنامه هسته ای ایران (۱) احسان شریعتی (۱) تنب بزرگ (۱) ترانزیت کالا (۱) پراگماتیسم (۱) امارات متحده (۱) ارتش چین (۱) پیروزی در انتخابات (۱) امنیت انرژی (۱) چاوز (۱) فرانسیس بیکن (۱) آلاسکا (۱) کشمیر (۱) ابوموسی (۱) آسیای مرکزی و قفقاز (۱) رضاشاه (۱) ایران گردی (۱) رژیم صهیونیستی (۱) منافع (۱) رئیس جمهور (۱) پ ک ک (۱) پارس جنوبی (۱) فیس بوک (۱) صدای امریکا (۱) جنگ روانی (۱) آل سعود (۱) راه آهن (۱) بین الملل (۱) بی بی سی فارسی (۱) تاریخ اسلام (۱) فدراسیون (۱) گرجستان (۱) هرمنوتیک (۱) علوم سیاسی (۱) احمد بن حنبل (۱) ریگی (۱) هوگو چاوز (۱) اومانیسم (۱) کره جنوبی (۱) آتاتورک (۱) انتخابات آمریکا (۱) ملی گرایی (۱) ترکمن (۱) جغرافیای سیاسی خاورمیانه (۱) چشم انداز (۱) ملکان (۱) آینده پژوهی (۱) مشترک المنافع (۱) ابن تیمیه (۱) هیلاری کلینتون (۱) ارتش (۱) مصدق (۱) بغداد (۱) جان مک کین (۱) گردشگری (۱) رهبری (۱) دولت (۱) حج (۱) مبارک (۱) سرزمین (۱) توسعه (۱) موشک (۱) مدیریت (۱) ونزوئلا (۱) مقاومت (۱) سلام (۱) شریعتی (۱) بوش (۱) شیعیان (۱) انتفاضه (۱) آذری (۱) دبی (۱) دانش (۱) علم (۱) انقلاب ایران (۱) ماهواره (۱) انتخابات مجلس (۱) مشارکت سیاسی (۱) نظریه (۱) قالیباف (۱) اقتصاد ایران (۱) عبدالله شهبازی (۱) اسلام هراسی (۱) سکولار (۱) هیرمند (۱) تجارت آزاد (۱) جزایر سه گانه (۱) دریای خزر (۱) شما (۱) باکو (۱) انگلستان (۱) حاکمیت (۱) سکولاریسم (۱) استراتژیک (۱) توسعه اقتصادی (۱) تشیع (۱) ژاپن (۱) هویت (۱) توریسم (۱) احزاب (۱) توسعه پایدار (۱) بحرین (۱) حمل و نقل (۱) مشارکت مردمی (۱) صهیونیسم (۱) اکونومیست (۱) قانون انتخابات (۱) سوخت هسته ای (۱) ویلیام جیمز (۱) اخوان المسلمین سوریه (۱) جنگ نفتی (۱) نظر سنجی انتخاباتی (۱) جغرافیای ملکان (۱) سیاست ترکیه (۱) نظام بین المللی (۱) جمهوری خواهان (۱) ارتش امریکا (۱) نظم منطقه ای (۱) سقوط بشار اسد (۱) محورمقاومت (۱) تاثیر ماهواره بر جوانان (۱) هژمون (۱) ارتش آزاد (۱) پیروزی اوباما (۱) ارتش عراق (۱) فلسفه جغرافیا (۱) مسعود بارزانی (۱) موازنه منطقه ای (۱) شهرستان ملکان (۱) جلال طالبانی (۱) عدالت و توسعه (۱) جنبش اسلامی (۱) انقلابات عربی و ترکیه (۱) اربیل (۱) خاورمیانه رمیانه (۱) کردستان ترکیه (۱) توازن قدرت (۱) انقلاب سوریه (۱) خلیج‌فارس (۱) قدرت نرم ایران (۱) ترکیه اسرائیل (۱) سیاست خاورمیانه ترکیه (۱) اهداف ترکیه (۱) اختلافات مرزی (۱) احزابرسیاسی ایران (۱) ناپایداری احزاب (۱) قدرت نظامی (۱) اعتراضات سوریه (۱) ترکیه و اعراب (۱) ترکیه سیاست خارجی (۱) روابط ایران و عراق (۱) مطالعات منطقه ای (۱) ایران و عربستان (۱) ایران ترکیه جهان عرب (۱) امنیت اسرائیل (۱) اهداف ترکیه در سوریه (۱) مشارکت‌ سیاسی‌ (۱) رای‌ و رای‌دادن‌ (۱) تبلیغات‌ انتخاباتی‌ (۱) پیامدهای سقوط بشار اسد (۱) سقوط اسد (۱) سقوط سوریه (۱) خطوط مرزی (۱) چاک هاگل (۱) عهدنامه 1975 (۱) مرزایران عراق (۱) مناقشات مرزی (۱) مرزهای غربی ایران (۱) مرز عراق (۱) ترکان سین کیانگ (۱) استراتژی امریکا (۱) [ جریان های ملی گرا (۱) تحولات ایران (۱) بازیگران تحولات سوریه (۱) مخالفان آل سعود (۱) اسلام گرایی ترکیه (۱) اهل تسنن عراق (۱) جنبش مصر (۱) انقلاب مصز (۱) تحولات لبنان (۱) شیعیان کویت (۱) انتخابات گویت (۱) بحرانهای قومی عراق (۱) ترکیه عراق (۱) میادین نفت و گاز (۱) مرزهای ایران در خلیج فارس (۱) مرزهای ایران و کویت (۱) آثار بحران سوریه (۱) پیامدهای بحران سوریه (۱) ژئوکالچر (۱) استراتژی چیست (۱) تاثیرات شبکه های ماهواره ای (۱) نقش مخرب شبکه های خارجی (۱) اصلاح شورای امنیت (۱) استراتژی امنیت (۱) انتخابات کویت (۱) پیامدهای انتخابات کویت (۱) امریکا خلیج فارس (۱) امریکا سیاست خارجی (۱) پارس جنوبی (۱) رژیم های سیاسی (۱) جامعه شتاسی سیاسی (۱) تئوری های بین الملل (۱) حمیرا مشیر زاده (۱) تاریخ سوریه (۱) اقتصاد سوریه (۱) جغرافیای سوریه (۱) تحولات عربی (۱) رقابت ایران ترکیه (۱) ایران پاکستان (۱) قطر سیاست (۱) روابط خارجی قطر (۱) قطز خاورمیانه (۱) امریکا قطر (۱) موازنه نرم (۱) انتخابات 2012آمریکا (۱) سیاست های روسیه (۱) رئیس جمهور روسیه (۱) سیاست های روسیه سیه (۱) رسانه های یهودی (۱) اامپریاالیسم رسانه ای (۱) شبکه ماهواره (۱) الکوثی (۱) هادی تی وی (۱) شبکه جهانی اهل بیت (۱) تاریخچه بی بی سی (۱) کارمندان بی بی سی فارسی (۱) رسانه نوین (۱) رسانه های ارتباطی (۱) آثار ماهواه (۱) رسانه فارسی (۱) ایران، (۱) جهان تک قطبی (۱) جنبش صهیونیسم (۱) تجزیه عربستان (۱) سید قطب (۱) مناقشه اعراب و اسرائیل (۱) جنبش اخوان المسلمین (۱) اخوان المسلمین آفریقا (۱) جمال عبداناصر (۱) فرار عروس قذافی (۱) همسر قذافی (۱) اویغورها باما (۱) تحولات مصر لات مصر (۱) آینده مصر (۱) ترک ها (۱) جان کری (۱) مدیریت سیاسی (۱) ساختارگرایی (۱) مورگان شوستر (۱) برساخت گرایی (۱) اویغورها (۱) انقلاب یمن (۱) موج بیداری (۱) آل خلیفه (۱) قذاقی (۱) تهاجم رسانه ای (۱) قدرت سخت (۱) سونامی بیداری اسلامی (۱) مرزهای ایران و عراق (۱) شبکه های فارسی زبان (۱) نظریه دولت (۱) سیر تکوین دولت درایران (۱) مفهوم دولت (۱) تحول حکومت در ایران (۱) تحولات عربستان (۱) جغرافیای انتخابات (۱) ارتش روسیه (۱) میادین مشترک (۱) ملک سلمان (۱) امپریالیسم خبری (۱) مقالات رسانه و اینترنت (۱) ‍ژئورسانه ژئومدیا (۱) حزب الله و رفتار رسانه ای (۱) ایران- روسیه (۱) جوزف نای (۱) سفیر انگلیس (۱) نهضت ملی نفت (۱) پایگاه دریای ام الغنم (۱) پایگاه هوایی ظهران (۱) پایگاه دریایی جفیر (۱) پایگاه دریایی خضب (۱) منابع ارشد ژئوپلتیک (۱) منابع ارشد جغرافیای سیاسی (۱) مبانی جغرافیا (۱) متون تخصصی جغرافیا (۱) ژئوپلتیک دوره تولد (۱) ژئوپلتیک دوره احیا (۱) ژئوپلتیک دوره افول (۱) ژئوپلتیک دوره شکوفایی (۱) ژئواستراتژِی خلیج فارس (۱) دکتر سمیعی (۱) اقوام -قومیت (۱) الیاس واحدی (۱) نظریه های ژئوپلتیک (۱) عوامل ژئوپلتیک (۱) راتزل (۱) ایران-امریکا (۱) روسیه-چین (۱) مجتهدزاده (۱) پور پویان رضا (۱) منابع دکترای جغرافیای سیاسی (۱) ژئوپلتیک انتقادی (۱) ژئوپلتیک فراگیر (۱) قدرت نظامی ایران (۱) سیدجمال الدین (۱) ایران اروپا (۱) علاوی (۱) فرصت چالش (۱) حوادث زاهدان (۱) هانتیگتون (۱) مرز امنیت (۱) گزارش سازمان ملل (۱) جنگ یمن (۱) حسین بشیریه (۱) نجران (۱) چرخه سوخت هسته ای (۱) جهانی شدن فرهنگ (۱) الوین تافلر (۱) مصطفی کمال آتاتورک (۱) هویت قومی (۱) شیعه ستیزی (۱) صعده (۱) جنگ داخلی (۱) نظریه تربیتی (۱) مناقشه (۱) ترامپ (۱)
دوستان من اسلام تایمز العالم الوقت انتخاب انجمن ژئوپلیتیک ایران انجمن علوم سیاسی اندیشکده روابط بین الملل ایراس ایران بالکان بولتن پرس تی وی پژوهشکده مطالعات راهبردی تابناک ترکیه TRT خبر آنلاین خبرگزاری آران نیوز خبرگزاری ایرنا خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ترند خبرگزاری تسنیم خبرگزاری فارس خبرگزاری مشرق دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه دیپلماسی ایرانی روز نو ژئوپلیتیک ایرانی عصرایران فرارو فصلنامه مطالعات راهبردی کرد پرس مرکز بین المللی مطالعات صلح مرکز تحقیقات استراتژیک مرکز مطالعات استراتژیک آریا مرکز مطالعات تاریخ معاصر مرکز مطالعات سیاستگذاری عمومی مرکز مطالعات وزارت امورخارجه مطالعات قفقاز موسسه مطالعات آمریکای شمالی موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی پرتال زیگور طراح قالب