ایران بازگو
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ایران بازگو
آرشیو وبلاگ
      ایران بازگو (بازگو کننده گلچینی ازاخبار ومقالات سیاسی ،فرهنگی روز ایران و جهان)
بررسی میزان مشارکت مردم در انتخابات شورای اسلامی نویسنده: ایران بازگو - ۱۳٩۱/۱٠/۸

مقدمه

مشارکت سیاسی آن هم به صورت آگاهانه و فعالانه سرمایه‏گران بهایی است کهضامن بقا و عامل مصونیت هر نظام حکومتی به شمار می‏آید . اکثر نظریه‏ها بر همبستگیمثبت بین مشارکت افراد در تصمیم‏گیری‏ها و بالا رفتن کیفیت و کارایی تأکید می‏ورزند .پژوهش‏های انجام شده(1) نشان دهنده همبستگی معنی‏دار بین مشارکت افراد در اموراجتماعی و اثربخشی و کارایی آنان است . مشارکت در ابعاد مختلف اجتماعی سیاسیخلاقیت را افزایش می‏دهد ، از آسیب‏های روانی و اجتماعی می‏کاهد و سرانجام موجبافزایش رضایت افراد می‏شود و در آنها احساس مسؤولیت به وجود می‏آورد .

در تعریف مشارکت سیاسی گفته شده است : «مشارکت سیاسی رفتاری است که برنتایج و تصمیمات حکومتی اثر می‏گذارد و یا قصد تأثیرگذاری دارد» .(2) برای مشارکتسیاسی سه اصل بنیادی در نظر گرفته شده است :

1 . سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار ؛


2 . وارد کردن اقشار مختلف مردم در امر نظارت و تصمیم‏گیری بر سرنوشت خویش ؛

3 . باز گشودن فرصت‏های پیشرفت به روی رده‏های زیرین جامعه .(3)

مشارکت سیاسی در کشور ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، عمدتا تنها در یک بُعد وآن هم حق و حقوق دولت و مشارکت تبعی مردم در تظاهرات و رأی دادن در هنگامانتخابات خلاصه شده بود و ابعاد دیگر مشارکت سیاسی مانند تشکیل احزاب سیاسی وشوراهای اسلامی شهر و روستا گرچه در قانون اساسی به طور دقیق ذکر شده بودند بهدست فراموشی سپرده شده بود و یا حداقل از آنها کم تر بحثی به میان می‏آمد . خوشبختانهدر سال‏های اخیر و به ویژه پس از پیروزی پرشکوه حجة‏الاسلام و المسلمین آقای سیدمحمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری در دوم خرداد 1376 ، مشارکت سیاسی بهمعنی کامل آن یعنی در تمام ابعادی که قانون اساسی برای آن برشمرده است ، مورد توجهو اجرا گرفته است .

این مقاله در حیطه جامعه‏شناسی و با موضوع «بررسی میزان مشارکت مردم درانتخابات» شورای شهر قم تهیه شده است .(4) با توجه به موضوع فوق ، دو هدف اصلیبرای آن در نظر گرفته شده است :

1 . توصیف چگونگی و ابعاد مشارکت سیاسی مردم در شهر قم .

2 . تبیین برخی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر مشارکت سیاسی افراد موردمطالعه و تشخیص عواملی که در تبیین مسأله ، نقش اساسی‏تری دارند .

برای آن که مشارکت سیاسی در قم قابل مطالعه عینی و ملموس باشد ، چگونگی ومیزان مشارکت مردم در انتخابات شورای شهر در اسفندماه 1377 مورد سؤال قرار گرفتهاست . به عبارت دیگر در این مطالعه ، مشارکت سیاسی مردم به مشارکت آنها در انتخاباتشورای شهر محدود شده است . در مجموع سؤالات پژوهش از این قرارند :

1 . ابعاد و سطح مشارکت مردم در انتخابات شورای شهر (1377) چگونه بوده است ؟

2 . چه گروه‏هایی و با کدام ویژگی‏های اجتماعی اقتصادی ، مشارکت بیشتر یا کم تریدر انتخابات داشته‏اند ؟

3 . کدام یک از عوامل و متغیرهای مورد مطالعه ، ارتباط و تأثیر بیشتری با مشارکتسیاسی افراد دارند ؟

جامعه آماری پژوهش را کلیه ساکنان شهر قم که در اسفند 1377 از لحاظ قانونی حقشرکت در انتخابات شورای شهر را داشته‏اند ، تشکیل می‏دهند . با توجه به گستردگیجامعه آماری ، 380 نفر نمونه با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای ،انتخاب شدند . روش گردآوری داده‏ها ، انجام مصاحبه با جامعه نمونه برطبق پرسش‏نامهاز پیش تهیه شده ، بود .

مبانی نظری مشارکت سیاسی

فرایند نوسازی که از قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی به تدریج در اروپا آغاز شد وکم‏کم به سراسر جهان گسترش یافت ، دگرگونی‏های عمیقی را در تمام ابعاد و زندگیبشری ، اعم از اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی به بار آورد . تمایل به مشارکتگسترده‏تر مردمی همراه با افزایش آگاهی سیاسی و به کارگیری بیشتر نیروهای اجتماعیدر سیاست از این دوران آغاز شد و در عصر روشن‏گری و انقلاب صنعتی در قرونهیجدهم و نوزدهم به اوج خود رسید . این قرون نقطه عطف مشارکت توده مردم درفرایند سیاست و شناخت حقوق شهروندان به صورت مشارکت بیشتر در جامعه سیاسیاست . مشارکت که بدین‏سان از اروپا آغاز شد ، امروزه یک پدیده همگانی و مفهومیارزشمند در مقیاس جهانی است .

مشارکت به مفهومی که امروزه کم و بیش متداول است ، در زندگی جوامع انسانیپدیده‏ای جدید محسوب می‏شود . تا یکی دو قرن پیش ، حق مشارکت در اخذ تصمیمسیاسی و حتی حق رأی به گروه کوچکی از مردم که دارای امتیازات خانوادگی ، ثروت وقدرت بودند ، تعلق داشت . با این که در قرون وسطی افزایش نسبی در تعداد تصمیمگیرندگان به وجود آمد ، اما اکثریت مردم از مشارکت سیاسی محروم بودند و تنها نوعمشارکت سیاسی توده مردم ، شرکت در شورش‏های دهقانی یا تظاهرات و آشوب درشهرها بود .(5)

درپی انقلاب صنعتی ، ظهور عصر روشن‏گری و ارایه آرا و عقاید اندیشمندانی مانندجان لاک ، روسو و منتسکیو درباره دولت ، حاکمیت ، مجالس مقننه ، حکومت‏هایمشروطه ، دموکراسی و جمهوری که همه در برابر حکومت‏های فئودالی مطلقه اروپاییعنوان شدند ، زمینه‏های مشارکت مردمی پدید آمد . به تدریج گروه‏ها و قشرهای جدید وبیشتری خواهان اثرگذاری برروی سیاست شدند . در قرن نوزدهم و بیستم ، مشارکت درعمومی‏ترین شکل آن برحسب تساوی حقوق و مشارکت همگانی و حق رأی ، تعمیمیافت .

مشارکت سیاسی به مفهوم فوق ، در کشور ما ایران ، پس از پیروزی شکوه‏مند انقلاباسلامی در بهمن خونین 1357 ، آغاز شد . قبل از مشروطیت نظام سیاسی کشور ، نظاماستبدادی و خودکامه بود . با انقلاب مشروطیت قدرت شاه محدود شد و نظام نمایندگی وقانونی برقرار گردید ولی دیری نپایید که همان شرایط پیشین در شکل مشروطه خود رانشان داد ؛ تا این که با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام‏خمینی قدس‏سره ،نظام جمهوریاسلامی شکل گرفت . نظامی که پایه و مبنای آن را اسلام و رأی مردم تشکیل می‏دهد .دموکراسی به معنی مردم سالاری واقعی و مشارکت دخالت جویانه مردم در سرنوشتخویش را در تفکر حضرت امام‏خمینی قدس‏سره به وضوح می‏توان دید ، آن‏جا که می‏گوید :«مردم تصمیم‏گیران نهایی تمام مسایلند»(6) و در جای دیگر تصریح می‏کند : «این مردممردمی هستند که حق می‏گویند ، حق خودشان را طلب می‏کنند ، آزادی حق مردماست» .(7)

الف) تعریف مشارکت سیاسی و مصادیق آن

واژه مشارکت معادل (Participation) در زبان انگلیسی است . بحث و بررسی درخصوص تعریف ، ماهیت و انواع مشارکت سیاسی ، مورد توجه متفکران متعددی بودهاست . مانند دیگر مفاهیم اجتماعی ، «مشارکت سیاسی» نیز محل برخورد آراء و عقایدمختلف بوده است .

وربا و کیم (VerbaAndKim) در کتاب «مجموعه‏ی راهنمای علوم سیاسی»مشارکت سیاسی را چنین تعریف کرده‏اند : «مشارکت سیاسی تمام فعالیت‏های قانونیشهروندان غیر حکومتی است که کم و بیش قصد دارند به طور مستقیم بر انتخابکارگزاران حکومتی یا اعمال آنها تأثیر گذارند» .

رابرت دال ، مشارکت سیاسی را به مثابه مجموعه‏ای از فعالیت‏ها و اعمال تعریفمی‏کند که شهروندان حقیقی به وسیله آن اعمال در جست‏وجوی نفوذ یا حمایت ازحکومت و سیاست خاصی هستند .(8) تعریف ارایه شده دو سوی «رقابت» و «حمایت»را به عنوان دو زیر مجموعه شاخص مشارکت سیاسی تلقی می‏کند . به نظر دال فعالیت‏هاو اعمالی که در جهت نفوذ یا رقابت با حکومت هستند ، از عناصر مهم مشارکت سیاسیاست و اگر نظام سیاسی فقط خواهان حمایت توده‏های مردم از تصمیمات خود باشد وتنها چنین فعالیتی را مجاز بشمارد ، از مفهوم واقعی «مشارکت سیاسی» دور شده است .

مدت مدیدی چنین تصور می‏شد که رأی دادن ، عنصر اساسی در بحث مشارکتسیاسی است زیرا تنها شکل اقدام سیاسی بود که توده‏های شهروند در آن حق شرکتداشتند . بدین ترتیب در بحث از مشارک سیاسی ، مردم با این معیار که آیا رأی می‏دهند یاخیر ؟ ، دسته‏بندی می‏شدند . تحقیقات بعدی این دیدگاه را با یک دیدگاه چند بعدی دیگرعوض کرد . در دیدگاه جدید مشارکت شامل شماری از اعمال می‏باشد که «رأی دادن»تنها یکی از مصادیق آن می‏باشد ؛ تشکل‏های حزبی ، فعالیت‏های اعتراض‏آمیز مانندراه‏پیمایی و اعتصابات ، شرکت در مباحث سیاسی ، فعالیت آزادانه برای کسب مقام‏هایسیاسی و . . . از دیگر وجوه مشارکت سیاسی هستند .

مایکل راش ، انواع گوناگون فعالیت‏ها و مشارکت سیاسی را به صورت سلسله مراتبنشان می‏دهد و معتقد است که هرچه سطح یک فعالیت مهم‏تر و بالاتر باشد ، میزانمشارکت که برحسب تعداد افراد درگیر در یک فعالیت معین سنجیده می‏شود ، کم تراست . سلسله مراتب مشارکت سیاسی از دیدگاه راش به ترتیب نزولی به قرار زیر است :

1 . داشتن مقام سیاسی

2 . جست‏وجوی مقام سیاسی

3 . عضویت فعال در یک سازمان سیاسی

4 . عضویت فعال در یک سازمان شبه سیاسی

5 . مشارکت در اجتماعات عمومی (تظاهرات و . . .)

6 . عضویت انفعالی در یک سازمان سیاسی

7 . عضویت انفعالی در یک سازمان شبه سیاسی

8 . مشارکت در بحث‏های سیاسی (به طور غیررسمی)

9 . اندکی علاقه به سیاست

10 . رأی دادن

طبق این دیدگاه ، «داشتن مقام سیاسی» بالاترین و «رأی دادن» پایین‏ترین سطحمشارکت سیاسی است . سطوح بالاتر مشارکت سیاسی تنها نسبت اندکی از جمیعت وسطوح پایین‏تر ، عده بیشتری از جمعیت را در برمی‏گیرند و «رأی دادن» ، اکثریت جمیعترا در برمی‏گیرد . بدیهی است سطوح مختلف ممکن است از یک نظام سیاسی به نظامسیاسی دیگر فرق کند و سطوح معینی ممکن است در یک نظام اهمیت بیشتری داشتهباشند و در نظام دیگری چندان یا هیچ اهمیتی نداشته باشند . بدیهی است که در هرجامعه‏ای عده‏ای از افراد غیرفعال و نسبت به مسایل سیاسی جامعه «خنثی» هستند ،افرادی که به رأی دادن و انتخابات اعتقاد ندارند و یا افراد منزوی و غیر اجتماعی که خودرا از هرگونه فعالیت اجتماعی در سطح شهر یا کشور دور نگه داشته‏اند ، و به عبارت دیگردرگیر سیاست نیستند .(9)

یک تقسیم‏بندی دیگر ، مشارکت سیاسی را به دو دسته تقسیم می‏کند :

الف) مشارکت ابزاری ؛

این نوع مشارکت منطبق بر جامعه توده‏وار است که مردم را به عنوان ابزاری در جهتتایید سیاست‏های خود ، هرگاه که بخواهد به صحنه می‏کشاند . در چنین جامعه‏ای نظامحکومتی از توان مردم به صورت ابزاری برای از میان برداشتن رقیب سیاسی و یا تحکیمقدرت خود استفاده می‏کند و یا آنها را به پای صندوق‏های رأی می‏کشاند .

ب) مشارکت سیاسی واقعی ؛

مشارکت واقعی مستلزم دعوت کسانی به شرکت در فرایند تصمیم‏گیری‏های کلانکشوری ، منطقه‏ای ، شهری و محلی و سهیم شدن در قدرت می‏باشد ، که تاکنون نقشی دراداره جامعه نداشته‏اند و حداکثر به هنگام ضرورت توسط حکومت و برای مقاصد معینبسیج شده‏اند .(10) در چنین نظامی ، قواعد بازی سیاسی مشخص شده ، نهادهای حلمنازعه سیاسی وجود دارد ، امکان رقابت سیاسی وجود دارد ، تکثرگرایی مشروعیتدارد ، قدرت انتخاب مردم بالا است ، رابطه قدرت یک سویه یعنی از بالا به پایین و آمرانهنیست ، بلکه رابطه دو سویه است .

برقراری این نوع از مشارکت سیاسی به پیش شرط‏هایی وابسته است :

فرض حیطه و حوزه‏ای که در آن «آزادی عمل» و «رفتار آزادانه» پذیرفته شده است ؛

تلقی غیر تعبدی ، نظری و اجتهادی از تصمیمات سیاسی ؛

امکان ابراز مخالفت و تعریف مرزهای مخالفت ؛

فرض وجود نهادهای واسط و بسیج کننده (جامعه مدنی ، احزاب و انجمن‏ها) بهمنظور حمایت و کنترل و نفوذ در تصمیمات سیاسی .(11)

ب) تبیین مشارکت سیاسی

یکی از اندیشمندان علوم اجتماعی به نام رابرت دال برای تبیین مشارکت سیاسیافراد ، عواملی را مطرح کرده است :

1 . هرگاه شخصی بین شقوق پیش روی خود تفاوت‏های بارزی احساس نکند ، درنتیجه کم تر به سیاست خواهد پرداخت و بنابراین میزان درگیری او در امور سیاسی کاهشمی‏یابد . مانند زمانی که تمام نامزدهای انتخابات از یک جناح خاص سیاسی باشند و ازنامزد شدن افرادی که دیدگاه متفاوتی دارند و یا وابسته به جناح رقیب هستند ، جلوگیریشود .

2 . اگر مردم در ارزیابی‏های خود پاداش حاصله از درگیری‏های سیاسی را کم تر ازدیگر فعالیت‏ها ارزیابی کنند ، حتما خود را کم تر درگیر عمل سیاسی می‏کنند ؛ چنان چههزینه مشارکت سیاسی ، هزینه بالایی باشد باز هم درجه مشارکت سیاسی کاهش می‏یابد .

3 . هرگاه شخص فکر کند دانش و آگاهی او محدودتر از آن است که بتواند با داخلشدن در سیاست به کارایی کافی برسد ترجیح می‏دهد که کم تر در آن مشارکت کند .احساس این که سیاست را خوب نمی‏فهمد موجب می‏شود حتی‏الامکان از سیاست خودرا دور نگه دارد .

بنابراین از دیدگاه رابرت دال ، فقدان بینش سیاسی ، عدم احساس کارایی و اثربخشی وبالا دانستن هزینه مشارکت سیاسی ، از عواملی هستند که کاهش مشارکت سیاسی را درپیخواهد داشت .(12)

اندیشمندان دیگری مانند «میلبرات» و «گویل» ، عوامل دیگری را در تبیین مشارکتسیاسی مورد توجه قرار داده‏اند ، از جمله موقعیت اجتماعی افراد ، مهارت‏ها و احساستعهد . موقعیت اجتماعی که با میزان تحصیلات ، محل سکونت ، طبقه اجتماعی و شغلسنجیده می‏شود ، به طور قابل ملاحظه‏ای در مشارکت سیاسی کاهش یا افزایش آن تأثیر می‏گذارد . مهارت‏های اجتماعی ، مهارت‏های تحلیلی ، توانایی سازماندهی ومهارت‏های سخنوری ممکن است ، مشارکت را افزایش دهند ؛ فرد فاقد این مهارت‏ها بهناچار خود را کنار خواهد کشید یا به یک مشارکت انفعالی تن در خواهد داد . «احساستعهد» بیانگر این مطلب است که فرد احساس می‏کند که در هر صورت حتی اگرکاندیداها را نشناسد و یا قبول نداشته باشد وظیفه دارد که در انتخابات شرکت کند و رأیخود را به صندوق بیندازد . حرف چنین افرادی این است که در هر حال به عنوان یکوظیفه باید در انتخابات شرکت کرد . این «تعهد» می‏تواند نسبت به یک آرمان یا هدف ،جامعه یا شخص باشد .

با توجه به تبیین‏های نسبتا متفاوت از مشارکت سیاسی که فقط به تعداد معدودی ازآنها اشاره شد دلایل فراوانی برای موافقت با این نظر «داوز» و «هیوز»/Dowse-Hughes/ (1986) وجود دارد که «نظریه نظام یافته‏ای درباره متغیرهایاجتماعی ، روانی و سیاسی مشارکت در سیاست وجود ندارد» ، اما در این که مشارکتسیاسی به متغیرهای اجتماعی و روانی و به مهارت‏ها و امکانات فرد مربوط استنمی‏توان تردید کرد .(13)

در پایان این بخش لازم به تذکر است که اکثر مطالعات و پژوهش‏ها درباره مشارکتسیاسی به متغیر «جنسیت» توجه داشته‏اند . به طور کلی زنان نسبت به مردان از آگاهیسیاسی کم تری برخوردارند و در مقایسه با مردان از نظر سیاسی بی‏تفاوت‏ترند و درمجموع کم تر از مردان ، درگیر فعالیت‏های سیاسی می‏شوند . البته با افزایش تحصیلات ،وضعیت ترسیم شده تفاوت خواهد کرد و زنان از لحاظ وجوه فوق هم سطح مردانمی‏شوند .

نقش بارآوری زنان و وظایف بچه‏داری و خانه‏داری ، آموزش کم تر آنان ، نظام سیاسیمردسالارانه‏و برخی باورهای سنتی و تعصبات ، از جمله عواملی هستند که به تفاوتمیزان مشارکت سیاسی زنان و مردان انجامیده است ؛ هرچند که این تفاوت در همهمطالعات و پژوهش‏ها تأیید نشده است . پیپا نوریس /PippaNorris/ با استفاده ازداده‏های مطالعه انتخاباتی بریتانیا در سال 1987 نتیجه‏گیری می‏کند که «دیدگاه مرسومدیگر معتبر نیست . . . چرا که مردان و زنان صرف نظر از استثنای مهم کوشش برای دستیافتن به مقامات سیاسی و اداری و اِشغال این گونه مقامات ، از نظر رفتارها و نگرشعمومی در زمینه همه شیوه‏های مشارکت سیاسی به طور قابل ملاحظه‏ای همانندهستند» .(14)

فرضیه‏های پژوهش

سؤال اساسی پژوهش حاضر این است که مردم قم چگونه در سیاست جامعه خود وبه طور اخص در انتخابات شورای شهر مشارکت کرده‏اند ؟ و مشارکت سیاسی این افراد باچه عوامل اجتماعی اقتصادی در ارتباط است ؟ با توجه به این دو سؤال کلیدیفرضیه‏های پژوهش بدین صورت تدوین شدند :

1 . اگر افراد احساس کنند که مشارکت آنها بر نتایج انتخابات مؤثر است احساسکارایی مشارکت آنها افزایش خواهد یافت .

2 . هرچه آگاهی سیاسی فرد بالاتر باشد ، میزان مشارکت او بیشتر خواهد شد .

3 . اگر فرد مزایای زیادی برای مشارکت سیاسی قایل باشد ، میزان مشارکت سیاسیوی افزایش می‏یابد .

4 . مشارکت سیاسی مردان بالاتر از مشارکت سیاسی زنان است .

5 . مشارکت سیاسی افرادی که به طبقه اجتماعی متوسط تعلق داشته باشند ، بالاتر ازمیانگین مشارکت سیاسی افراد متعلق به طبقات اجتماعی بالا و پایین است .

6 . اگر افراد نسبت به نظام سیاسی یا جامعه «تعهد محض» داشته باشند ، مشارکت آنهادر فعالیت‏های انتخاباتی افزایش می‏یابد .

7 . افرادی که از دولت مطالبات سیاسی دارند ، نسبت به افرادی که مطالبات غیرسیاسی دارند ، مشارکت بیشتری دارند .

یافته‏های پژوهش

مشارکت سیاسی به عنوان متغیر وابسته

مشارکت سیاسی در این پژوهش در سه مقیاس مورد سنجش قرار گرفته است .

الف) در سطح یا مقیاس اسمی . از پاسخ‏گویان پرسیده شده است : «آیا در انتخاباتشورای شهر شرکت کرده‏اید ؟» ، 69 درصد پاسخ‏گویان به این سؤال پاسخ مثبت داده‏اند وبقیه یعنی 31 درصد پاسخ منفی داده‏اند .(15) البته نباید انتظار داشت که نسبتشرکت کنندگان در انتخابات منطقه‏ای و محلی برابر با انتخابات ملّی و همه‏پرسی‏ها باشد .آمارهای موجود نشان می‏دهند که درصد شرکت کنندگان در انتخابات منطقه‏ای و محلیهمیشه کم تر از درصد شرکت کنندگان در انتخابات ملّی و همه‏پرسی‏ها است .(16)

ب) مشارکت سیاسی در مقیاس رتبه‏ای نیز محاسبه شده است . 31 درصد پاسخ‏گویاندر انتخابات مشارکت نداشتند ؛ حدود 29 درصد مشارکتی در سطح حداقل داشته‏اند ،یعنی فقط به رأی دادن اکتفا کرده‏اند ؛ حدود 5/27 درصد افراد «مشارکت نیمه فعال»داشته‏اند و یا از طریق رسانه‏های جمعی مباحث مربوط به انتخابات را دنبال می‏کردند ؛سطوح بالاتر مشارکت یعنی مشارکت فعال تنها نسبت اندکی از پاسخ‏گویان را دربرمی‏گیرد . (5/12 درصد) بنابراین باید گفت که سطوح بالاتر مشارکت سیاسی تنها نسبتاندکی از جمعیت و سطوح پایین‏تر ، اکثریت جمیعت را دربرمی‏گیرد .

ج) در سطح فاصله‏ای نیز مشارکت مردم در انتخابات ، محاسبه شد . در حالی که میزانمشارکت سیاسی در سطح فاصله‏ای دارای حداقل نمره صفر و حداکثر نمره 15 بودهاست ، میانگین مشارکت سیاسی کُل پاسخ‏گویان برابر با عدد 36/4 می‏باشد .

داده‏های فوق نشان می‏دهد که به نظر عده قابل توجهی از مردم وظیفه سیاسی آنها به«رأی دادن» منحصر است و از این‏رو در اشکال دیگر فعالیت‏های سیاسی ، خود را درگیرنمی‏سازند ، بنابراین مشارکت سیاسی مردم بر طبق سلسله مراتب مشارکت سیاسیراش در سطح پایینی قرار دارد .

66 درصد از پاسخ‏گویانی که در انتخابات شورای شهر شرکت نکرده بودند ، برای عدممشارکت خود دلایلی سیاسی مانند (به ترتیب اولویت) : عدم شناخت کاندیداها ، ناکارآدانستن شوراها و قبول نداشتن کاندیداها ، مطرح کرده‏اند و 34 درصد بقیه به دلایلی غیرسیاسی مانند مسافرت ، بیماری ، دیر رسیدن به محل انتخابات و عدم دسترسی بهشناسنامه ، استناد کرده‏اند .

احساس کارایی و مشارکت سیاسی

یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که رابطه مستقیمی بین احساس کارایی و مشارکتسیاسی وجود دارد . اکثر (8/79 درصد) افرادی که احساس می‏کردند رأی آنها تأثیرگذاراست پای صندوق‏های رأی حاضرشده‏اند و در انتخابات شرکت کرده‏اند و برعکس ،نسبت بالایی (7/62 درصد) از افرادی که احساس کارایی نمی‏کرده‏اند ، از شرکت درانتخابات خودداری کرده‏اند . بنابراین هرگاه مردم احساس کنند که آرا آنها واقعا درتصمیمات سیاسی مؤثر است و در تعیین سرنوشت آنها دخالت دارد ، بیشتر در عرصهسیاسی از جمله انتخابات مشارکت خواهند داشت . امّا احساس عدم کارایی ، بخش قابلتوجهی از مردم را از صحنه دور می‏سازد .

تحلیل واریانس نیز رابطه فوق را تأیید می‏کند . نمره میانگین سطح مشارکت سیاسیافرادی که احساس کارایی داشته‏اند 22/2 و کسانی که احساس عدم کارایی داشته‏اند 74%(یعنی کم تر از یک) می‏باشد . ضریب توافق این دو متغیر با یکدیگر 30% است . بنابراینفرضیه اول پژوهش ، تأیید می‏شود .

میزان آگاهی سیاسی و مشارکت سیاسی

رابرت دال معتقد است که هرگاه شخص فکر کند دانش و آگاهی او محدودتر از آناست که بتواند با داخل شدن در سیاست به کارایی کافی برسد ترجیح می‏دهد که کم تر درآن مشارکت کند . میل برات نیز معتقد است که هرچه فرد بیشتر در معرض انگیزه‏هایسیاسی به صورت بحث درباره سیاست و یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی مربوطهقرار داشته باشد ، احتمال مشارکت سیاسی وی بیشتر می‏شود . براساس نظریات فوق ،فرضیه دوم پژوهش به این شکل مطرح شد : «بین میزان آگاهی سیاسی افراد با میزانمشارکت آنها رابطه مستقیمی وجود دارد» .

یافته‏های پژوهش مؤید فرضیه‏ی مذکور است . پاسخ‏گویانی که آگاهی سیاسی آنها درحد «زیاد» ارزیابی شده است ، نسبت به پاسخ‏گویانی که آگاهی سیاسی آنها در حد «صفریا هیچ» برآورد شده است ، بیشتر در پای صندوق‏های رأی حاضر شده‏اند . از گروه اولنزدیک به 80% در انتخابات مشارکت داشته‏اند ولی از گروه دوم تنها 65 . به طور کلیکسانی که آگاهی سیاسی آنها در حد «متوسط» یا «زیاد» بوده ، بیشتر از کسانی که آگاهیسیاسی آنها در حد «هیچ» یا «کم» می‏باشد ، در پای صندوق‏های رأی حاضر شده و رأیخود را به صندوق انداخته‏اند .

میزان مشارکت سیاسی بر حسب میزان آگاهی سیاسی

میزان آگاهی سیاسی میانگین مشارکت سیاسی تعداد (نفر)
بدون آگاهی سیاسی 19/1 105
آگاهی سیاسی کم 44/1 147
آگاهی سیاسی متوسط 56/2 74
آگاهی سیاسی زیاد 29/3 54

Sig=0.000 Eta=.36

بنابراین بر طبق جدول فوق ، افرادی که آگاهی سیاسی بیشتری دارند ، در سیاستفعالانه‏تر مشارکت کرده و در هنگام انتخابات وظیفه خود را فقط به رأی دادن محدودنمی‏سازند . به عبارت دیگر هرچه آگاهی سیاسی افراد بیشتر شود ، ما شاهد مشارکتسیاسی آنها در سطوح بالاتری خواهیم بود و از میزان عدم مشارکت یا مشارکت انفعالیکاسته خواهد شد .

مزایای مشارکت سیاسی در انتخابات

یافته‏های پژوهش نشان می‏دهند که رابطه معناداری به میزان 29 درصد بین مشارکتسیاسی و «قایل بودن پاداش یا مزایا» برای مشارکت سیاسی ، وجود دارد . بیش از نیمی(2/53) از افرادی که در ارزیابی‏های خود ، در این پژوهش پاداش حاصله از مشارکتسیاسی در انتخابات شورای شهر را ناچیز یا در حد صفر تشخیص داده‏اند ، از شرکتدر این انتخابات خودداری کرده‏اند ؛ اما میزان مشارکت سیاسی در میان گروهی که اظهارداشته‏اند برای فعالیت‏های سیاسی و از جمله انتخابات شورای شهر ، اهمیت زیادی قایلهستند و به نحوی آن را برای خود بسیار پاداش‏مند ارزیابی کرده‏اند ، بسیار بیشتر بودهاست و حدود 80 درصد آنها در انتخابات شرکت کرده‏اند .

بنابراین اگر مردم در ارزیابی‏های خود ، برای فعالیت‏های سیاسی مزایا یا پاداشی بیابندخود را بیشتر درگیر آن خواهند ساخت ، امّا اگر پاداش‏های حاصله از مشارکت سیاسی راناچیز یا پرهزینه ارزیابی کنند ، خود را کم تر درگیر عمل سیاسی خواهند کرد .

جنسیت و مشارکت سیاسی

مشارکت زنان به عنوان نیمی از افراد جامعه ، از دیدگاه توسعه سیاسی از اهمیتبسیاری برخوردار است . اساسا مشارکت سیاسی کامل و نیل به توسعه سیاسی بدوندخالت و شرکت نیمی از افراد جامعه زنان در سرنوشت خود ، قابل دسترسی نیست .

نتایج پژوهش حاضر نشان می‏دهد که در شهر قم ، مردان بیش از زنان در انتخاباتشورای شهر شرکت کرده‏اند . به عبارتی باید تاکید کرد که بخش عمده‏ای از زنان«موجودات سیاسی» نیستند و بیشتر با مسایل زندگی شخصی و خصوصی درگیر هستند .بنابراین بین دو متغیر جنسیت و میزان مشارکت سیاسی رابطه معناداری وجود دارد .

میزان مشارکت سیاسی به تفکیک جنسیت

  تعداد درصد تعداد درصد
بلی 126 63 137 76
خیر 74 37 43 24
جمع 200 100 180 100

Sig=0.005 Phi=.14

طبق داده‏های جدول ، 37 درصد زنان و 24 درصد مردان در انتخابات شورای شهر

شرکت نکرده‏اند . علاوه بر عواملی که در بخش مبانی نظری (ص8) مطرح شد یکی ازدلایلی که می‏تواند پایین بودن میزان مشارکت سیاسی زنان را نسبت به مردان توجیه کند ،میزان آگاهی سیاسی آنان است . اعتقاد راسخ محقق بر این است که تفاوت‏های موجودمیان این دو گروه در میزان مشارکت سیاسی ، بیشتر تحت تأثیر عوامل اجتماعی است ازجمله میزان آگاهی‏های سیاسی این دو گروه تا عوامل زیستی ؛

یکی از فرضیات تأیید شده پژوهش حاضر ، همبستگی مثبت بین میزان آگاهی سیاسیو میزان مشارکت سیاسی است ، بنابراین اگر بین دو گروه زنان و مردان از لحاظ «میزانآگاهی سیاسی» تفاوتی وجود داشته باشد ، بدیهی است که در میزان مشارکت سیاسی نیزبایستی بین این دو تفاوت‏هایی وجود داشته باشد .

تحلیل واریانس میزان آگاهی سیاسی برحسب جنسیت نشان می‏دهد که مردان نسبتبه زنان از آگاهی سیاسی بیشتری برخوردارند . میانگین آگاهی سیاسی مردان (2/7) و زنان(9/4) می‏باشد ؛ این تفاوت از لحاظ آماری معنادار است و می‏توان آن را به جامعه آماریتعمیم داد . تحلیل سه متغیری جنسیت ، آگاهی سیاسی و میزان مشارکت سیاسی در اینتحلیل ، «آگاهی سیاسی» به عنوان «متغیر کنترل» وارد معادله شده است گویای آن استکه با کنترل میزان آگاهی سیاسی ، بین زنان و مردان تفاوت چندانی از لحاظ میزان مشارکتسیاسی مشاهده نمی‏شود و یا تفاوت‏ها کاهش می‏یابد . برای نمونه ، بین زنان و مردانی کهمیزان آگاهی سیاسی آنها در حد «صفر» یا «هیچ» ارزیابی شده است ، از لحاظ شرکت یاعدم شرکت در انتخابات تفاوت معناداری وجود ندارد . رشد آگاهی سیاسی زنان یکی ازعواملی است که در افزایش مشارکت سیاسی آنها می‏تواند مؤثر باشد ، هرچند که مرداننیز به آموزش سیاسی و افزایش آگاهی‏های سیاسی نیازمندند .

طبقه اجتماعی و مشارکت سیاسی

در این پژوهش طبقه اجتماعی هر فرد براساس پنج شاخص سنجیده شده است :میزان تحصیلات ، هزینه ماهانه زندگی ، وضعیت مسکن (از لحاظ مالکیت) ، منزلتشغلی و منطقه سکونت .

مجموع نمرات پنج عامل مذکور ، نمره هر فرد را از لحاظ طبقه‏ی اجتماعی مشخصمی‏سازد . به منظور انجام محاسبات آماری و مطالعه روابط بین متغیرها ، طبقه اجتماعیافراد برحسب امتیاز مکتسبه به سه رتبه (طبقه اجتماعی پایین ، طبقه اجتماعی متوسط وطبقه اجتماعی بالا) تقسیم‏بندی شد .

محاسبات آماری نشان می‏دهد که میزان حضور طبقه پایین در پای صندوق‏های رأیاندکی بیشتر از دو طبقه دیگر است ، اما این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نیست . اینمقایسه برحسب «شرکت» یا «عدم شرکت» در انتخابات بوده است و به سطوح و کیفیتمشارکت مربوط نمی‏شود .

میزان شرکت در انتخابات به تفکیک طبقه اجتماعی (به درصد)

شرکت‏در انتخابات طبقه اجتماعیطبقه پایین طبقه متوسط طبقه بالا
بلی 72 66 70
خیر 28 34 30
جمع 100 100 100

Sig=0.57

طبق داده‏های جدول فوق ، انتخابات مذکور بیشتر از سوی طبقه پایین اجتماعی وسپس طبقه بالای اجتماعی مورد استقبال قرار گرفته است و طبقه متوسط مشارکتکم تری داشته است . البته گفته شد که این تفاوت‏ها ناچیز و از لحاظ آماری معنادار نیستندو لذا قابل تعمیم به جامعه آماری نمی‏باشد .

اما محاسبه واریانس سطح مشارکت سیاسی براساس طبقه اجتماعی ، وجه دیگری ازواقعیت را به ما نشان می‏دهد : بین سطوح مشارکت سیاسی و طبقه اجتماعی افرادرابطه‏ای معنادار وجود دارد ؛ اما برخلاف فرضیه‏ی پژوهش بیشترین میانگین مشارکتسیاسی در طبقه بالای اجتماعی مشاهده می‏شود نه در بین افراد متعلق به طبقه‏ی متوسط ؛هرچند که بین این دو طبقه تفاوت زیادی وجود ندارد و تفاوت اساسی بین طبقه‏ی پایینو طبقه‏ی بالای اجتماعی است .

میانگین مشارکت سیاسی به تفکیک طبقه‏ی اجتماعی

ردیف طبقه اجتماعی تعداد(نفر) میانگین میزان مشارکت سیاسی
1 طبقه اجتماعی پایین 159 49/1
2 طبقه اجتماعی متوسط 148 04/2
3 طبقه اجتماعی بالا 73 27/2

با مقایسه داده‏های دو جدول ، نتیجه گرفته می‏شود که گرچه طبقات پایین اجتماعیاندکی بیش از دیگر طبقات اجتماعی پای صندوق‏های رأی حاضر شده‏اند و رأی خود رابه صندوق انداخته‏اند ، اما سطح مشارکت و درگیری افراد طبقه بالا و متوسط در امور وفعالیت‏های سیاسی نسبتا بیشتر است . به عبارت دیگر ، مشارکت سیاسی طبقه پاییناجتماعی عمدتا به «رأی دادن» خلاصه می‏شود اما دیگر طبقات اجتماعی در سطوحبالاتری از مشارکت سیاسی درگیر هستند و فقط به «رأی دادن» بسنده نمی‏کنند ؛ دربحث‏های سیاسی مشارکت می‏کنند ، به دنبال کسب اخبار و اطلاعات سیاسی روز ازطریق رسانه‏های جمعی هستند ، با تشکّل‏ها همکاری می‏کنند و . . . .

در مجموع این گونه نتیجه گرفته می‏شود که گرچه مشارکت طبقه پایین اجتماعی درپایین‏ترین سطح مشارکت سیاسی (رأی دادن) اندکی بیشتر از دیگر طبقات اجتماعیاست اما طبقات اجتماعی بالا و متوسط در سطح بالاتری از مشارکت سیاسی درگیرهستند و سهم بیشتری دارند . بروس کوئن نیز معتقد است : هرچه طبقه اجتماعی فردبالاتر باشد ، احتمال مشارکت و درگیری‏اش در فعالیت‏های سیاسی بیشتر می‏شود» .(17)

احساس تعهد و مشارکت سیاسی

وربا /Verba/ در بررسی رابطه فرد با نظام سیاسی از گروهی به نام «حمایت کنندگانمحض» نام می‏برد که به طور منظم و در شرایط استقرار هر دولتی [ در مورد کشور ما چه ازجناح راست و چه از جناح چپ ] در انتخابات شرکت می‏کنند ؛ چنین افرادی اعتقاد دارندکه در هر حال باید در انتخابات شرکت کرد .

برای سنجش «احساس تعهد» در افراد دو سؤال مطرح شد :

1 . اگر فردی مطمئن باشد که رأی او در نتیجه‏ی انتخابات تأثیری ندارد ، آیا باز هم بایددر انتخابات شرکت کند ؟

2 . آیا اگر فردی کاندیدای مورد قبول خود را در میان کاندیداها نیابد ، باز هم باید درانتخابات شرکت کند ؟

پاسخ مثبت به این دو سؤال ، گویای «احساس تعهد محض» در فرد پاسخ‏گو است . 65درصد پاسخ‏گویان به هر دو سؤال فوق پاسخ مثبت داده‏اند و 35 درصد پاسخ منفی . اینپاسخ‏ها نشان می‏دهد که اگر بخشی از مردم در انتخابات احساس «عدم کارایی» کنند ،ممکن است در انتخابات شرکت نکنند . این گروه اعتقاد دارند تنها در صورتی در پایصندوق‏های رأی حاضر خواهند شد که احساس کنند رأی آنها واقعا موثر است وهم‏چنین زمانی که کاندیدای مورد علاقه خود را مورد قبول خود را در میان نامزدها پیداکنند . در شرایطی که بین نامزدهای انتخاباتی از لحاظ نگرش و گرایش سیاسی تفاوتمحسوسی نباشد و هر کدام از آنها که انتخاب شوند ، برای مردم و حیات سیاسی اجتماعی جامعه تفاوتی نداشته باشد ، میزان مشارکت سیاسی و شرکت در انتخاباتکاهش می‏یابد . به قول رابرت دال ، مشارکت سیاسی زمانی افزایش می‏یابد که افراد بینشقوق پیش روی خود تفاوت‏های بارزی احساس کنند .

یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که بین «احساس تعهد محض» و شرکت در انتخابات ،رابطه معناداری وجود دارد . میزان شرکت در انتخابات در میان افرادی که به نظام سیاسییا جامعه احساس تعهد محض دارند ، نسبت به کسانی که چنین احساسی ندارند ، بیشتربوده است . 79 درصد گروه اول و تنها 53 درصد گروه دوم در انتخابات شرکت کرده‏اند .

این نکته حایز اهمیت است که «احساس تعهد محض» با دو عامل میزان تحصیلاتفرد و طبقه اجتماعی وی رابطه معکوس دارد . طبقه اجتماعی بالاتر و تحصیلات بیشتر بهکاهش احساس تعهد محض ، می‏انجامد و سواد کم و تعلق به طبقه اجتماعی پایین ،احساس تعهد محض را افزایش می‏دهد .

نوع انتظارات و مشارکت سیاسی

نوع انتظارات مردم از دولت به عنوان یک انگیزه در میزان مشارکت سیاسی افراد تأثیرمی‏گذارد . فرض بر این است که افرادی که از دولت انتظارات سیاسی دارند ، مانند حلّگسترش آزادی بیان و عقیده ، یا سهیم کردن فزاینده مردم در تصمیم‏گیری‏های سیاسی ،خود را بیشتر درگیر فعالیت‏های سیاسی می‏کنند تا افرادی که مهم‏ترین خواسته‏هایشان ازدولت رنگ و بوی غیر سیاسی مانند حلّ مشکل تورم و بی‏کاری دارد .

تجزیه و تحلیل آماری فرضیه‏ی فوق را تایید می‏کند . پاسخ‏گویانی که از دولتانتظارات سیاسی داشته‏اند ، در سطح بالاتری از مشارکت سیاسی خود را درگیر ساخته‏اندو پاسخ‏گویانی که انتظارات غیر سیاسی داشته‏اند ، مشارکت سیاسی آنها کم تر و در سطحپایین‏تری بوده است .

نوع انتظارات و میزان مشارکت سیاسی

ردیف نوع انتظارات میانگین مشارکت
1 غیر سیاسی 68/1
2 سیاسی 72/2
3 میانگین کُل 85/1

لازم به ذکر است که تنها 5/17 درصد پاسخ‏گویان ، «مطالبات سیاسی» را به عنوانمهم‏ترین و اولین خواسته خود از حکومت برشمرده‏اند و اکثر پاسخ‏گویان بر مطالباتغیرسیاسی تاکید داشته‏اند . 5/59 درصد پاسخ‏گویان اظهار داشته‏اند که اولین خواسته آنهااز حکومت حل مشکلات اقتصادی و بهبود وضعیت زندگی آنها است و 23 درصدپاسخ‏گویان نیز اولین خواسته خود را «تامین امنیت مالی و جانی» قلمداد کرده‏اند .

تحلیل چند متغیری مشارکت سیاسی

نتایج ارایه شده در صفحات قبلی نشان دادند که عوامل متعددی مانند احساسکارایی ، میزان آگاهی سیاسی ، جنسیت ، مزایای مشارکت ، احساس تعهد و نوع مطالباتافراد با مشارکت سیاسی رابطه‏ی معناداری دارند . یکی از اهداف پژوهش حاضر این بودهاست که دریابیم کدام یک از عوامل فوق در تبیین مشارکت سیاسی ، نقش اساسی‏تریدارند و می‏توانند بهتر و بیشتر پدیده «مشارکت سیاسی» را تبیین نمایند . لازمه اینشناخت این است که متغیرهای مستقل را به طور هم‏زمان در نظر گرفته و تأثیر آنها را برمتغیر وابسته مطالعه کنیم . به همین منظور از روش تحلیل چند متغیری بهره بردیم ؛ روشیکه برای تحلیل مشارکت دو یا چند متغیر مستقل به طور هم‏زمان ، در تغییرات یک متغیروابسته سودمند است .

محاسبات رگرسیونی نشان می‏دهند که متغیر «آگاهی سیاسی» در میان متغیرهایدیگر ، نقش عمده را در تبیین و تفسیر متغیر وابسته مشارکت سیاسی ایفا می‏کند و بااندکی تفاوت و در درجه دوم ، «احساس کارایی» نیز نقش مهمی در تفسیر مشارکتسیاسی افراد دارد . بنابراین آگاهی سیاسی و احساس کارایی دو عامل اصلی موثر برمشارکت سیاسی افراد هستند . به موازات افزایش آگاهی‏های سیاسی افراد و احساسکارایی بیشتر ، میزان مشارکت سیاسی و درگیر شدن در فعالیت‏های سیاسی نیز نسبتاافزایش می‏یابد . متغیر «جنسیت» در رتبه سوم اهمیت قرار می‏گیرد و در تفسیر مشارکتسیاسی سهم دارد .

تلاش برای اعتلای آگاهی‏های سیاسی افراد یکی از راه‏های افزایش مشارکت سیاسیاست . فرد چنان چه از واقعه یا پدیده یا جریان‏های سیاسی مطلع نشود طبیعی است کههیچ پاسخی نیز به محرکی نخواهد داد . از این‏رو آنچه در مرحله اول اهمیت پیدا می‏کند ،دادن اطلاعات و آگاهی‏های سیاسی به توده مردم است . رسانه‏های جمعی در این راهمی‏توانند موثر باشند .

تنوع کاندیداها از لحاظ خط فکری و جناح سیاسی ، احترام به آراء مردم ، تضمینمشارکت به عنوان امری جدی و مستمر و سرنوشت‏ساز و نه امری برای رفع نیاز مقطعیو بی‏تأثیر ، گسترش تشکل‏های حزبی و . . . از راه‏هایی هستند که «احساس کارایی» را درافراد افزایش می‏دهند . البته این انتظار که همه یا اکثر افراد جامعه ما به طور فعال و با آگاهیسیاسی بالا در سیاست مشارکت داشته باشند و خود را در سطوح مختلف مشارکتسیاسی و نه فقط رأی دادن درگیر سازند ، شاید انتظار به جایی نباشد ؛ در بسیاری ازجوامع ، بالاترین میزان مشارکت در انتخابات دیده می‏شود ، اگرچه تعداد شرکت کنندگاندر انتخابات از یک کشور به کشوری دیگر به طور قابل ملاحظه‏ای فرق می‏کند . بیشترشکل‏های دیگر مشارکت سیاسی نسبت بسیار کمی از جمعیت بزرگسال را جلبمی‏کنند . از طریق آموزش و به کار بردن راه‏هایی که «احساس کارایی» را در میان مردمافزایش می‏دهد ، می‏توان این نسبت را به سود مشارکت آگاهانه و فعال تعدیل نمود .

فهرست منابع و مآخذ :

1 . دال رابرت «تجزیه و تحلیل جدید سیاست» ، حسین ظفریان ، 1364

2 . فصل‏نامه علوم سیاسی ، سال اول ، شماره1 ، 1377 ، قم .

3 . بشیریه حسین ، «انقلاب و بسیج توده‏ای» ، 1374 .

4 . طوسی ، محمد علی ، «مشارکت در مدیریت و مالکیت» ، 1370 .

5 . مجله فرهنگ مشارکت ، شماره 9 ، 1375 .

6 . گیدنز آنتونی ، «جامعه‏شناسی» ، منوچهر صبوری ، نشر نی .

7 . مصفا نسرین ، «مشارکت سیاسی زنان در ایران» ، تهران ، 1375 .

8 . راش مایکل ، «جامعه و سیاست» ، منوچهر صبوری ، 1377 .

9 . فصل‏نامه «نقد و نظر» ، شماره 3 و 4 ، 1375 ، سازمان تبلیغات اسلامی قم .

پی‏نوشت‏ها

1. محمد علی طوسی ، «مشارکت در مدیریت و مالکیت» .

2. دکتر مصفا ، «مشارکت سیاسی زنان» ، ص21 .

3. مجله «فرهنگ مشارکت» ، ش9 .

4. این مقاله براساس یک پژوهش میدانی که توسط نگارنده مقاله ، در بهار 1378 انجام گرفته ،

نوشته شده است .

5 مصفا ، «مشارکت سیاسی زنان» ، ص16 .

6. صحیفه نور ، جلد16 ، ص159 .

7. صحیفه نور ، جلد7 ، ص216 .

8. فصل‏نامه علوم سیاسی ، ش1 ، سال اول ، ص46 .

9. مایکل راش ، «جامعه و سیاست» ، ص126 .

10. اَلن بیرو ، «فرهنگ علوم اجتماعی» .

11. فصل‏نامه علوم سیاسی ، ش1 ، سال اول ، ص51 .

12. رابرت دال ، «تجزیه و تحلیل جدید سیاست» ، ص88 .

13. Political Sociologg, p288, 1986.

14. مایکل راش ، «جامعه و سیاست» ، ص133 .

15 در جامعه آماری و طبق آمار ارایه شده از سوی فرمانداری قم ، حدود 45 درصد افراد واجد شرایط

در انتخابات مذکور شرکت نکرده‏اند .

16. مایکل راش ، «جامعه و سیاست» ، ص130 .

17. بروس کوئن ، «درآمدی به جامعه شناسی» ، ترجمه محسن ثلاثی ، ص184 .

  نظرات ()
مطالب اخیر چالش‌های بارزانی برای استقلال اقلیم؛ بارور کردن ابرها دوای درد بی آبی و خشکسالی ایران می شود؟ «مفهوم قدرت و جایگاه آن در تئوری روابط بین الملل» نقش و جایگاه امارات عربی متحده در تحولات یمن آیا جنوب عربستان تجزیه خواهد شد؟ + تصاویر تجزیه سوریه عملا کلید خورده است 30 ویژگی کره جنوبی از نظر سریع القلم پنج سلاح روسی که چینی ها بایـد از آن بترسنـد+تصویـر ترس اعراب از ایران بوی حسادت می‌دهد ده نکته درباره اهمیت روابط ایران و روسیه پس از توافق
کلمات کلیدی وبلاگ ایران (۱۳۱) سوریه (٦٥) ترکیه (٥۸) امریکا (٥٢) خاورمیانه (٤٧) بحران سوریه (۳٩) سیاست خارجی (۳٥) عراق (۳٢) عربستان (٢۸) مقالات جغرافیای سیاسی (٢٥) داعش (٢٤) یمن (٢٢) ژئوپلتیک (٢٢) تحولات یمن (۱٩) مصر (۱۸) روسیه (۱۸) سیاست خارجی ایران (۱٧) اوباما (۱۳) تحولات سوریه (۱۳) تحولات جهان عرب (۱۳) قطر (۱٢) بیداری اسلامی (۱٢) کردها (۱۱) روابط بین الملل (۱٠) اردوغان (۱٠) القاعده (۱٠) سیاست (۱٠) امنیت (۱٠) انرژی (۱٠) صادرات گاز (۱٠) حوثی ها (۱٠) چین - امریکا (٩) چین (٩) قدرت نرم (٩) توافق هسته ای (۸) سیاست خارجی امریکا (۸) سلفی گری (۸) تحریم (۸) دیپلماسی (۸) جهان عرب (۸) پرونده هسته ای (٧) اعراب (٧) پاکستان (٧) لبنان (٧) نفت (٧) افغانستان (٧) عربستان سعودی (٧) اتحادیه اروپا (٧) اسلام گرایی (٧) خلیج فارس (٦) گاز (٦) اسرائیل (٦) انتخابات (٦) آفریقا (٦) تروریسم (٦) جهانی شدن (٦) اخوان المسلمین (٦) روابط ایران ترکیه (٦) انتخابات‌ (٦) خاورمیانه اسلامی (٦) آسیای مرکزی (٦) تاریخچه داعش (٦) داعش عراق (٥) داعش سوریه (٥) بندر چابهار (٥) شیعیان یمن (٥) ایران عراق (٥) ایران امریکا (٥) سیاست خارجی ترکیه (٥) بهار عربی (٥) خاورمیانه بزرگ (٥) انتخابات شورا (٥) رژیم های بین المللی (٥) امنیت ملی (٥) استراتژی (٥) جغرافیا (٥) وهابیت (٥) اروپا (٥) رسانه (٥) حزب الله (٥) دیپلماسی عمومی (٥) کردستان (٥) جنگ نرم (٥) کردستان عراق (٥) هژمونی (٤) نوری مالکی (٤) علویان (٤) شمال آفریقا (٤) مذاکرات هسته ای (٤) مرز (٤) بشار اسد (٤) انقلاب اسلامی (٤) حزب الله لبنان (٤) امارات متحده عربی (٤) اردن (٤) فلسطین (٤) بلوچستان (٤) امارات (٤) جغرافیای سیاسی (٤) اوکراین (٤) کردهای سوریه (٤) سیاست خارجی قطر (٤) گاز ایران (٤) جبهه النصره (٤) علویان ترکیه (٤) ارتش آزاد سوریه (٤) قفقاز جنوبی (٤) رقابت ایران و عربستان (٤) ژئواستراتژیک (٤) نظام بین الملل (٤) افراط گرایی (٤) تبلیغات انتخابات (٤) داعش در عراق (٤) چین اقتصاد (۳) ساختار یمن (۳) بحران عراق (۳) حوثی های یمن (۳) سیاست خارجی روسیه (۳) ژئوپلتیک گاز (۳) فدرالیزم (۳) هدف مندی یارانه ها (۳) ژئوپلتیک ایران (۳) حافظ نیا (۳) استراتژی ایران در عراق (۳) انقلاب های عربی (۳) مدیریت بحران (۳) چاپ تبلیغات انتخابات (۳) شیوه تبلیغات انتخاباتی (۳) خاورمیانه جدید (۳) علویان سوریه (۳) همکاری بین المللی (۳) قطر شبکه الجزیره (۳) یارانه (۳) خزر (۳) دموکراسی (۳) طالبان (۳) آذربایجان (۳) فرهنگ (۳) ترانزیت (۳) منافع ملی (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) تحریم های بین المللی (۳) جهان اسلام (۳) شورای امنیت (۳) قفقاز (۳) خط لوله صلح (۳) حسن البنا (۳) ایران عربستان (۳) انتخابات ایران (۳) 11سپتامبر (۳) ژئواستراتژی (۳) حقوق بین الملل (۳) کریمه (٢) تبارشناسی (٢) موادمخدر (٢) بحران آب (٢) تحریم اقتصادی (٢) نفت وگاز (٢) سازه انگاری (٢) منطقه گرایی (٢) اسد (٢) شیعیان عربستان (٢) هارتلند (٢) ایران هراسی (٢) مدل مفهومی (٢) شورای همکاری خلیج فارس (٢) رئیس جمهور آمریکا (٢) حزب عدالت و توسعه (٢) بارزانی (٢) ایران هسته ای (٢) احمدی نژاد (٢) اسلام سیاسی (٢) جمهوری آذربایجان (٢) تهدید نرم (٢) پوتین (٢) غرب (٢) اسلام (٢) آمریکا (٢) لیبی (٢) مازندران (٢) حق وتو (٢) مذاکره (٢) کویت (٢) بی بی سی (٢) جمهوری اسلامی ایران (٢) آلمان (٢) روحانی (٢) سازمان ملل (٢) ارتباطات (٢) جهان سوم (٢) هویت فرهنگی (٢) بحران (٢) هویت ملی (٢) موسویان (٢) قومیت (٢) امریکا خاورمیانه (٢) انتخابات امریکا (٢) رقابت ایران و ترکیه (٢) شیعیان عراق (٢) چالش های ترکیه (٢) راهبرد ترکیه در سوریه (٢) ترکیه سوریه (٢) لبنان و بحران سوریه (٢) ساختار شورای امنیت (٢) سیاست بین الملل (٢) محمد مرسی (٢) عراق جدید (٢) کردستان سوریه (٢) رشد اسلام گرایی (٢) امنیت جمهوری اسلامی ایران (٢) موضوع هسته ای ایران (٢) ایران سوریه (٢) قدرت ملی (٢) تاریخ یارانه (٢) اسلام رادیکال (٢) رادیکالیسم اسلامی در آفریقا (٢) جایگاه قطر (٢) آگهی انتخاباتی (٢) مشاوره تبلیغات انتخابات (٢) القاعده آفریقا (٢) چاپ آگهی انتخاباتی (٢) چاپ تراکت انتخابات (٢) ترکیه وبحران سوریه (٢) پیمان کمپ دیوید (٢) مرزهای ایران (٢) بازار انرژی (٢) انتخابات ترکیه (٢) موازنه قدرت (٢) روابط با عراق (٢) انقلابات عربی (٢) ترکیه خاورمیانه (٢) روابط ایران و ترکیه (٢) نظریه های روابط بین الملل (٢) مشاوره انتخاباتی (٢) ترورریسم (٢) انر}ى هسته ای (٢) رژزیم حقوقی (٢) انقلاب تونس (٢) انقلاب مصر (٢) خاورمیانه جدید (٢) علی عبدالله صالح (٢) تحولات خاورمیانه (٢) تحولات مصر (٢) ایران مصر (٢) مقاومت و حزب الله (٢) ترورریسم سوری (٢) تحریم سیاسی (٢) اقتصاد امارات (٢) ایران ترکیه سوریه (٢) عبدربه منصور هادی (٢) سیاست خارجی عربستان (٢) کریدور شمال- جنوب (٢) طرح توسعه شرق (٢) توسعه شرق (٢) منابع گازی (٢) تبارشناسی تروریسم (٢) هیدروپلیتیک آب (٢) حکومت اقلیم کردستان (٢) یرنامه چهارم توسعه (٢) ساختار قومی یمن (٢) شیعیان زیدی (٢) دولت اسلامی عراق و شام (٢) سیاست خارجی چین (٢) الگوی امنیتی (٢) سلفی گری وهابی (٢) مقالات ژئوپلیتیک (٢) مقالات ژئوپلتیک (٢) گروه سلفی خراسان (٢) گروه خراسان (٢) گروه تکفیری خراسان (٢) ژنوم ژئوپلیتیک (٢) داعش افغانستان (٢) دیپلماسی آبی (٢) روابط ایران روسیه (٢) کنکره امریکا (٢) بحران یمن (٢) روابط افغانستان -پاکستان (٢) رودخانه مرزی (٢) انتخایات ترکیه (۱) اسلام گرایان ترکیه (۱) نوار مرزی ایران ترکیه (۱) مسائل مرزی (۱) تجزیه استانهاس سنی عراق (۱) تحول ژئوپلیتیک (۱) ساختار ژئوپلیتیکی جهان (۱) جغرافیای سیاسی (۱) نظریه‌های ژئوپلیتیک (۱) داعش در آسیای مرکزی (۱) دولت آشتی ملی افغانستان (۱) سیاست خارجی پاکستان (۱) دموکرات ها (۱) عربستان یمن (۱) ژئواستراتژیک ایران (۱) هیدرو پلیتیک (۱) مختاری،حسین (۱) عبدی،عطاءالله (۱) داعش آفریقا (۱) جریان های افراطی (۱) روابط عربستان اسرائیل (۱) تفاهم لوزان (۱) حسن بهشتی پور (۱) تحریم های علیه ایران (۱) نیچروان بارزانی (۱) استخدام کارشناس ارشد علوم سیاسی (۱) دعوت به همکاری روابط بین الملل (۱) استخدام کارشناس ارشد روابط بین الملل (۱) استخدام ارشد روابط بین الملل (۱) افغانستان ایران (۱) سیاست خارجی افغانستان (۱) الرمادی (۱) مدیریت سیاسی فضا (۱) منظقه آزاد چابهار (۱) مدل اندرسون، (۱) روابط ایران و عمان (۱) کد ژئوپلیتیک (۱) ژئوپلتیک نفت (۱) روابط ایران -اروپا (۱) عبدالرضا فرجی راد (۱) آثار توافق هسته ای بر خاورمیانه (۱) سلاح های روسی (۱) روابط روسیه چین (۱) نقش امارات در یمن (۱) باور سازی ابرها (۱) پارلمان ترکیه (۱) ارتش های جهان (۱) روسیهر (۱) گروه تروریستی خراسان (۱) ایرانیان در قزاقستان (۱) شیعیان قزاقستان (۱) آذری های قزاقستان (۱) نونس (۱) نقشه سوریه (۱) نقشه نبرد در سوریه (۱) جبهه‌های جنگ در سوریه (۱) انرژی هسته ای (۱) تروریسم سلفی- تکفیری (۱) تروریسم سلفی (۱) احزاب آذربایجان (۱) جنبش مقاومت (۱) آگهی جذب فوق لیسانس علوم سیاسی (۱) اقتصاد قطر (۱) ابوبکر البغدادی (۱) کارکرد گرایی (۱) حامیان داعش (۱) موصل (۱) اقتصاد یمن (۱) یمن در نگاه استراتژیک عربستان (۱) زیدی های یمن (۱) جغرافیای یمن (۱) واقعیت داعش (۱) کردهای عراق (۱) آینده کردها (۱) الحوثی ها (۱) انتخابات‌ سوریه (۱) ترکیه داعش (۱) رابطه ترکیه با داعش (۱) جنگ آب (۱) مناطق جدایی طلب اروپا (۱) جدایی طلبی (۱) کوبانی (۱) تقابل ترکیه-عربستان (۱) اختلاف ترکیه عربستان (۱) رقابت ترکیه عربستان (۱) سقوط صنعا (۱) ساختار قومی (۱) کردهای ایران (۱) انرژى هسته ای (۱) ژئوپلیتیک عراق (۱) ساختار سیاسی عمان (۱) اقتصاد عمان (۱) نفت کردستان (۱) ژئوپلیتیک آب (۱) نقش ایران عربستان در یمن (۱) قدرت ملی ایران (۱) دالان شمال جنوب (۱) ژئوپلتیک بلوچستان (۱) فیمینسیم (۱) ترانزیت گاز (۱) انصارالله (۱) موقعیت اقتصادی یمن (۱) جایگاه منطقه ای یمن (۱) روابط آمریکا روسیه (۱) تروریسم رسانه ای (۱) ریشه های بحران سوریه (۱) دوران جنگ سرد (۱) یکجانبه گرایی (۱) چندجانبه گرایی (۱) مفهوم منطقه گرایی (۱) معاهده شنگن (۱) نظریه های انقلاب (۱) انقلاب های عربی (۱) نظریه های جغرافیای سیاسی (۱) نظریه های ژئوپولیتیک (۱) منابع کنکور دکتری علوم جغرافیا ی سیاسی (۱) هارتلند جدید (۱) بهار عربی، (۱) گروه های معارض سوریه (۱) حزب سلفی نور (۱) حزب النهضه (۱) ژئواستراتژی جهانی (۱) مکیندر (۱) داعش در سوریه (۱) بندربن سلطان (۱) دیپلماسی شهری (۱) اسه آن (۱) نگاه به شرق (۱) تحریم نفتی (۱) چالش های صادرات گاز (۱) سیاست خارجی دولت نهم ودهم (۱) جبهه اسلامی سوریه (۱) اتحادیه اروپایی (۱) روند صلح (۱) فلسطین، اسرائیل (۱) روندصلح خاورمیانه (۱) جغرافیای خاورمیانه (۱) تاریخ خاورمیانه جدید (۱) مازی (۱) شیعیان مالزی (۱) بلوچستان آزاد (۱) مدل مفهومی بحران سوریه (۱) امنیت سیاسی (۱) روابط جهانی (۱) توافق ایران و 1+5 (۱) عمق استراتژیک (۱) عمق استراتژیک ایران (۱) روسیه سوریه (۱) سلفی گری تکفیری (۱) وهابیت تکفیری (۱) تحولات اقتصادی امارات (۱) تحریم های بین النللی (۱) تحریم های بکجانبه (۱) امنیت، (۱) قفقاز شمالی (۱) روابط ایران و پاکستان (۱) انتخابات پارلمانی المان (۱) حزب سبز آلمان (۱) تجزیه سوریه (۱) محمد جواد ظریف (۱) مذاکرات سازش (۱) یاران رئیس جمهور (۱) گروه های ذینفوذ (۱) همگرایی، واگرایی (۱) منارعات قومی (۱) ارتش آزاد مصر (۱) بوکوحرام (۱) توسعه ملی (۱) سیاستهای امنیتی (۱) جنگ تمدنها (۱) احزاب عراق (۱) دموکراسی در عراق (۱) تحریم اقتصادی (۱) جان کری (۱) مدیریت سیاسی (۱) مورگان شوستر (۱) جنبش صهیونیسم (۱) اویغورها (۱) تجزیه عربستان (۱) سید قطب (۱) مناقشه اعراب و اسرائیل (۱) جنبش اخوان المسلمین (۱) اخوان المسلمین آفریقا (۱) جمال عبداناصر (۱) فرار عروس قذافی (۱) همسر قذافی (۱) اویغورها باما (۱) تحولات مصر لات مصر (۱) آینده مصر (۱) انقلاب یمن (۱) موج بیداری (۱) آل خلیفه (۱) قذاقی (۱) تهاجم رسانه ای (۱) قدرت سخت (۱) سونامی بیداری اسلامی (۱) مرزهای ایران و عراق (۱) شبکه های فارسی زبان (۱) نظریه دولت (۱) سیر تکوین دولت درایران (۱) مفهوم دولت (۱) تحول حکومت در ایران (۱) تحولات عربستان (۱) دکتر سمیعی (۱) اقوام -قومیت (۱) الیاس واحدی (۱) نظریه های ژئوپلتیک (۱) عوامل ژئوپلتیک (۱) راتزل (۱) ایران-امریکا (۱) روسیه-چین (۱) جهانی شدن فرهنگ (۱) مجتهدزاده (۱) پور پویان رضا (۱) منابع دکترای جغرافیای سیاسی (۱) ژئوپلتیک انتقادی (۱) ژئوپلتیک فراگیر (۱) ایران- روسیه (۱) جوزف نای (۱) سفیر انگلیس (۱) نهضت ملی نفت (۱) جغرافیای انتخابات (۱) ارتش روسیه (۱) امپریالیسم خبری (۱) مقالات رسانه و اینترنت (۱) ‍ژئورسانه ژئومدیا (۱) حزب الله و رفتار رسانه ای (۱) منابع ارشد جغرافیای سیاسی (۱) مبانی جغرافیا (۱) متون تخصصی جغرافیا (۱) ژئوپلتیک دوره تولد (۱) ژئوپلتیک دوره احیا (۱) ژئوپلتیک دوره افول (۱) ژئوپلتیک دوره شکوفایی (۱) ژئواستراتژِی خلیج فارس (۱) عزت اله عزتی (۱) پایگاه دریای ام الغنم (۱) پایگاه هوایی ظهران (۱) پایگاه دریایی جفیر (۱) پایگاه دریایی خضب (۱) منابع ارشد ژئوپلتیک (۱) اخوان المسلمین سوریه (۱) نظر سنجی انتخاباتی (۱) ترکیه سیاست خارجی (۱) صادرات نفت (۱) کردهای ترکیه (۱) سیاست ترکیه (۱) جمهوری خواهان (۱) ارتش امریکا (۱) روابط ایران و عربستان (۱) امنیت منطقه ای (۱) ترکیه اسرائیل (۱) سیاست خاورمیانه ترکیه (۱) اهداف ترکیه (۱) اختلافات مرزی (۱) احزابرسیاسی ایران (۱) ناپایداری احزاب (۱) قدرت نظامی (۱) اعتراضات سوریه (۱) ترکیه و اعراب (۱) روابط ایران و عراق (۱) مطالعات منطقه ای (۱) ایران و عربستان (۱) موازنه نرم (۱) انتخابات 2012آمریکا (۱) سیاست های روسیه (۱) رئیس جمهور روسیه (۱) سیاست های روسیه سیه (۱) رسانه های یهودی (۱) اامپریاالیسم رسانه ای (۱) شبکه ماهواره (۱) الکوثی (۱) هادی تی وی (۱) شبکه جهانی اهل بیت (۱) تاریخچه بی بی سی (۱) کارمندان بی بی سی فارسی (۱) رسانه نوین (۱) رسانه های ارتباطی (۱) آثار ماهواه (۱) رسانه فارسی (۱) ایران، (۱) انقلاب سوریه (۱) خلیج‌فارس (۱) قدرت نرم ایران (۱) اربیل (۱) انقلابات عربی و ترکیه (۱) جهان تک قطبی (۱) خاورمیانه رمیانه (۱) کردستان ترکیه (۱) توازن قدرت (۱) ایران ترکیه (۱) جریان مقاومت (۱) جبهه مقاومت (۱) ایران اعراب (۱) العراقیه (۱) کشور عمان (۱) قراردادگاز ایران پاکستان (۱) روابط فرهنگی (۱) واردات گاز ترکمنستان (۱) رقابت ایران و مصر (۱) چاپ بنر انتخابات (۱) بروشورهای انتخابات (۱) تبیلغات انتخابات (۱) چاپ آگهی (۱) طراحی آگهی انتخابات (۱) گرو های تندرو (۱) جایگاه انتخابات در ایران (۱) چاپ تبلیغات انتخاباتی (۱) چاپ انتخابات (۱) تبلیغات انتخابات مجلس (۱) تبلیغات در انتخابات (۱) شیوه های انتخاباتی (۱) تبلیغات انتخابات رسانه (۱) چاپ آگهی انتخابات (۱) هزینه تبلیغات انتخابات (۱) نقش اردن در سوریه (۱) اعتراضات ترکیه (۱) اسلام گرایی آفریقا (۱) امنیت ایران (۱) انتخابات تبلیغات (۱) شیوه های تبلیغات (۱) یارانه ها در جهان سوم (۱) تاریخچه هدف مندی یارانه ها (۱) فتح اله گولن (۱) انقلاب اسلامی ایران (۱) داود اوغلو (۱) تئوری جیمزروزنا (۱) تجمیع انتخابات (۱) مشاکرت سیاسی (۱) رقایت امریکا روسیه (۱) شورای اطلاعات ملی آمریکا (۱) محمئد (۱) استراتژی ایران (۱) تغییر نظام سوریه (۱) اسلام گرایی ترکیه (۱) اهل تسنن عراق (۱) جنبش مصر (۱) انقلاب مصز (۱) تحولات لبنان (۱) شیعیان کویت (۱) انتخابات گویت (۱) بحرانهای قومی عراق (۱) ترکیه عراق (۱) میادین نفت و گاز (۱) تحدید حدود مرز (۱) خطوط مرزی (۱) چاک هاگل (۱) عهدنامه 1975 (۱) مرزایران عراق (۱) مناقشات مرزی (۱) مرزهای غربی ایران (۱) مرز عراق (۱) ترکان سین کیانگ (۱) استراتژی امریکا (۱) [ جریان های ملی گرا (۱) تحولات ایران (۱) بازیگران تحولات سوریه (۱) مخالفان آل سعود (۱) سقوط بشار اسد (۱) تاثیر ماهواره بر جوانان (۱) هژمون (۱) ارتش آزاد (۱) پیروزی اوباما (۱) ارتش عراق (۱) فلسفه جغرافیا (۱) مسعود بارزانی (۱) موازنه منطقه ای (۱) جلال طالبانی (۱) عدالت و توسعه (۱) جنبش اسلامی (۱) اصلاح شورای امنیت (۱) استراتژی امنیت (۱) انتخابات کویت (۱) پیامدهای انتخابات کویت (۱) امریکا خلیج فارس (۱) امریکا سیاست خارجی (۱) پارس جنوبی (۱) استراتژی چیست (۱) تاثیرات شبکه های ماهواره ای (۱) نقش مخرب شبکه های خارجی (۱) مرزهای دریایی ایران (۱) مرزهای ایران در خلیج فارس (۱) مرزهای ایران و کویت (۱) آثار بحران سوریه (۱) پیامدهای بحران سوریه (۱) پیامدهای سقوط بشار اسد (۱) سقوط اسد (۱) سقوط سوریه (۱) امنیت اسرائیل (۱) اهداف ترکیه در سوریه (۱) عراق کردستان (۱) بغداد اربیل (۱) ایران ترکبه (۱) ایران ترکیه جهان عرب (۱) مشارکت‌ سیاسی‌ (۱) رای‌ و رای‌دادن‌ (۱) تبلیغات‌ انتخاباتی‌ (۱) سیاست خارجی پاکستان (۱) ایران پاکستان (۱) قطر سیاست (۱) روابط خارجی قطر (۱) قطز خاورمیانه (۱) امریکا قطر (۱) تئوری های روابط بین الملل (۱) رژیم های سیاسی (۱) جامعه شتاسی سیاسی (۱) تئوری های بین الملل (۱) حمیرا مشیر زاده (۱) تاریخ سوریه (۱) اقتصاد سوریه (۱) جغرافیای سوریه (۱) تحولات عربی (۱) رقابت ایران ترکیه (۱) خشکسالی (۱) نظریه (۱) ناتو (۱) جزایر سه گانه (۱) تنش زدائی (۱) دریای خزر (۱) ترکمن (۱) جغرافیای سیاسی خاورمیانه (۱) چشم انداز (۱) سکولار (۱) هیرمند (۱) تجارت آزاد (۱) قالیباف (۱) اقتصاد ایران (۱) اسلام هراسی (۱) اوپک (۱) مشارکت سیاسی (۱) ظریف (۱) شما (۱) باکو (۱) انگلستان (۱) حاکمیت (۱) سکولاریسم (۱) استراتژیک (۱) احزاب (۱) ژئوپلیتیک (۱) جرج بوش (۱) هویت (۱) تشیع (۱) تبلیغات انتخاباتی (۱) توسعه اقتصادی (۱) ارمنستان (۱) حماس (۱) بریتانیا (۱) روابط خارجی (۱) توسعه پایدار (۱) بحرین (۱) مشارکت مردمی (۱) صهیونیسم (۱) اکونومیست (۱) قانون انتخابات (۱) سوخت هسته ای (۱) مدودف (۱) کلینتون (۱) قدرت (۱) جان مک کین (۱) گردشگری (۱) رهبری (۱) توریسم (۱) هیلاری کلینتون (۱) مصدق (۱) بغداد (۱) توسعه (۱) هند (۱) بوش (۱) قزاقستان (۱) دولت (۱) مبارک (۱) سرزمین (۱) موشک (۱) مدیریت (۱) ونزوئلا (۱) مقاومت (۱) ماهواره (۱) انتخابات مجلس (۱) آب (۱) شیعیان (۱) دبی (۱) انتفاضه (۱) آذری (۱) سلام (۱) دانش (۱) علم (۱) انقلاب ایران (۱) ملی گرایی (۱) ترکمنستان (۱) عمان (۱) اومانیسم (۱) کره جنوبی (۱) آتاتورک (۱) انتخابات آمریکا (۱) علوم سیاسی (۱) ریگی (۱) هوگو چاوز (۱) گرجستان (۱) هرمنوتیک (۱) رژیم صهیونیستی (۱) منافع (۱) بی بی سی فارسی (۱) راه آهن (۱) بین الملل (۱) تاریخ اسلام (۱) مشترک المنافع (۱) رئیس جمهور (۱) چاوز (۱) واقع گرایی (۱) فرانسیس بیکن (۱) ابوموسی (۱) قیمت نفت (۱) آسیای مرکزی و قفقاز (۱) رضاشاه (۱) ایران گردی (۱) پارس جنوبی (۱) فیس بوک (۱) صدای امریکا (۱) جنگ روانی (۱) آل سعود (۱) فعالیت هسته ای (۱) ژئوپولیتیک (۱) کشف حجاب (۱) موساد (۱) رژیم حقوقی (۱) اسامه بن لادن (۱) جنگ سرد (۱) کرکوک (۱) زیباکلام (۱) قدرت نظامی ایران (۱) برخورد تمدنها (۱) سیدجمال الدین (۱) علاوی (۱) منطقه آزاد ارس (۱) جنگ یمن (۱) حسین بشیریه (۱) موقعیت ایران (۱) فرصت چالش (۱) حوادث زاهدان (۱) استراتژِی (۱) هانتیگتون (۱) مرز امنیت (۱) گزارش سازمان ملل (۱) نجران (۱) چرخه سوخت هسته ای (۱) نظم نوین جهانی (۱) مصطفی کمال آتاتورک (۱) هویت قومی (۱) شیعه ستیزی (۱) صعده (۱) تنب بزرگ (۱) ترانزیت کالا (۱) امارات متحده (۱) نظریه تربیتی (۱) مناقشه (۱) ارتش چین (۱) پیروزی در انتخابات (۱) امنیت انرژی (۱) برنامه هسته ای ایران (۱) رود ارس (۱) دولت یازدهم (۱) الشباب (۱) گرهاردشرودر (۱) الهام علی اف (۱) سیاست داخلی (۱) هانتینگتون (۱) سازمان های بین المللی (۱) بنیادگرایی (۱) سلاح شیمیایی (۱) لویی جرگه (۱) مفهوم قدرت (۱) موتلفه اسلامی (۱) المنار (۱) توییتر (۱) تقسیمات کشوری (۱) ژئواکونومی (۱) شنگن (۱) سرحد (۱) جنگ رسانه (۱)
دوستان من تنهایی خورشید بررسی استراتژیک دانش سیاست و روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی فرارو عصرایران مرکز تحقیقات استراتژیک مرکز مطالعات وزارت امورخارجه مرکز مطالعات تاریخ معاصر مرکز مطالعات تاریخ معاصر مرکز مطالعات استراتژیک آریا پرتال زیگور طراح قالب