ایران بازگو
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ ایران بازگو
آرشیو وبلاگ
      ایران بازگو (بازگو کننده گلچینی ازاخبار و پژوهش های سیاسی و ژئوپلتیکی روز ایران و جهان)
سازه انگاری به عنوان فرانظریه روابط بین الملل نویسنده: ایران بازگو - ۱۳٩۱/٩/٢٥

سازه‏انگاری به عنوان یکی از مهم‏ترین نظریه‏های مطح در روابط بین‏الملل در دهه گذشته، بیش از آنکه(یا در کنار آنکه)به عنوان یک نظریه محتوایی در مورد روابط و نظام بین‏الملل مطرح است، نوعی فرانظریه است که تمرکز آن بر بحث‏های هستی‏شناختی و معرفت‏شناختی می‏باشد.

این مقاله تلاشی است برای درک و ارزیابی این بنیان‏های فرانظری.پس از بحثی مقدماتی درباره معنا، اهمیت و موضوعیت مباحث فرانظری، هستی‏شناسی و معرفت‏شناسی سازه‏انگاری با توجه به مواضع مختلف درون آن، مورد بررسی قرار گرفته است.در بعد هستی‏شناختی نشان داده می‏شود که سازه‏انگاری با تأکید بر اهمیت ابعاد غیرمادی حیات اجتماعی، نقش زبان، قواعد، هنجارها و...در تکوین روابط بین‏الملل را مورد توجه قرار می‏دهد؛به تکوین متقابل کارگزاران و ساختارها می‏پردازد؛و به رغم دولت‏محوری موجود در مباحث، قابلیت جذب کارگزاران غیر دولتی را نیز از لحاظ نظری دارد.در بعد معرفت‏شناختی، قائل بودن آن به امکان شناخت پدیده‏های اجتماعی همراه با توجه آن به تفسیر و تفهم در عین گشودگی روش‏شناختی آن مورد بررسی قرار می‏گیرد و به عدم پرداختن مستقیم آن به مباحث هنجاری اشاره می‏شود.سرانجام نتیجه‏گیری مقاله تلاشی است برای ارزیابی فرانظریه سازه‏انگاری با تأکید بر شکاف‏های درونی موجود در آن.


چکیده:

سازه‏انگاری به عنوان یکی از مهم‏ترین نظریه‏های مطح در روابط بین‏الملل در دهه گذشته، بیش از آنکه(یا در کنار آنکه)به عنوان یک نظریه محتوایی در مورد روابط و نظام بین‏الملل مطرح است، نوعی فرانظریه است که تمرکز آن بر بحث‏های هستی‏شناختی و معرفت‏شناختی می‏باشد.

این مقاله تلاشی است برای درک و ارزیابی این بنیان‏های فرانظری.پس از بحثی مقدماتی درباره معنا، اهمیت و موضوعیت مباحث فرانظری، هستی‏شناسی و معرفت‏شناسی سازه‏انگاری با توجه به مواضع مختلف درون آن، مورد بررسی قرار گرفته است.در بعد هستی‏شناختی نشان داده می‏شود که سازه‏انگاری با تأکید بر اهمیت ابعاد غیرمادی حیات اجتماعی، نقش زبان، قواعد، هنجارها و...در تکوین روابط بین‏الملل را مورد توجه قرار می‏دهد؛به تکوین متقابل کارگزاران و ساختارها می‏پردازد؛و به رغم دولت‏محوری موجود در مباحث، قابلیت جذب کارگزاران غیر دولتی را نیز از لحاظ نظری دارد.در بعد معرفت‏شناختی، قائل بودن آن به امکان شناخت پدیده‏های اجتماعی همراه با توجه آن به تفسیر و تفهم در عین گشودگی روش‏شناختی آن مورد بررسی قرار می‏گیرد و به عدم پرداختن مستقیم آن به مباحث هنجاری اشاره می‏شود.سرانجام نتیجه‏گیری مقاله تلاشی است برای ارزیابی فرانظریه سازه‏انگاری با تأکید بر شکاف‏های درونی موجود در آن.

واژگان کلیدی:

سازه‏انگاری، فرانظریه، روابط بین‏الملل، هستی‏شناسی، معرفت‏شناسی، تبیین، تفسیر.

(*)استادیار گروه روابط بین‏الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

از این نویسنده تا کنون مقالات زیر در مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی منتشر شده‏است:

«جنبش زنان و روابط بین‏الملل»، سال 78، شماره 45-«تجدد و زمینه‏سازی ظهور جنبش‏های اجتماعی در غرب»، سال 78، شماره 46-«فمینیسم در عرصه سیاست گفتمان»، سال 81، شماره 57-«جنبش زنان و مفاهیم بنیادین سیاست»، سال 82، شماره 59-«گفتگوی تمدن‏ها از منظر سازه‏انگاری»، سال 83، شماره 63.

(1)این مقاله مستخرج از طرح پژوهشی شماره 1022/6/353 با عنوان راه‏های میانه در روابط بین‏الملل:مکتب انگلیسی و سازه‏انگاری است که با حمایت معاونت محترم پژوهشی دانشگاه تهران انجام شده است.



مقدمه

در حوزه نظریه‏پردازی در روابط بین‏الملل ما با دو دسته از آثار و فعالیت‏های نظری روبه‏رو هستیم.از یک سو، در نظریه‏پردازی رده اول (1) در مورد ساختار و پویایی نظام بین‏الملل نظریه‏پردازی صورت می‏گیرد.چنین نظریه‏هایی می‏کوشند به فهم ما از سیاست جهانی به شکل نظریه‏های محتوایی کمک کنند که نمونه این نظریه‏ها را می‏توان در واقع‏گرایی، نو واقع‏گرایی، لیبرالیسم، نهادگرایی نئولیبرال و...دید.از سوی دیگر، در نظریه‏پردازی رده دوم (2) به مسائل فرانظری (3) پرداخته می‏شود که هدف از آن نیز افزایش فهم ما از سیاست جهانی است، اما از طریقی غیر مستقیم‏تر و با تمرکز بر مسائل هستی‏شناختی و معرفت‏شناختی و نمونه آن را می‏توان در نظریه‏های فمینیستی و انتقادی روابط بین‏الملل و بحث‏های پسا تجدیدگرایان دید.(Wendt 1991:383)

فرانظریه بین‏المللی به بیان نویفلد، حوزه‏ای فرعی از روابط بین‏الملل است که می‏کوشد به این پرسش پاسخ دهد که«چه چیزی به یک نظریه خوب شکل می‏دهد؟».همان‏گونه که معنای واقعیات وابسته به نظریه‏ها است، نظریه نیز به نوبه خود وابسته به بازاندیشی فرانظری است تا کفایت آن تضمین شود.(Neufeld 4991:21)در نتیجه هم اکنون مباحث و مناظرات در حوزه روابط بین‏الملل به مناظرات محتوایی منحصر نمی‏شود ومباحث فرانظری را نیز شامل می‏گردد، زیرا مشخص شده که بسیاری از اختلاف نظرها در حوزه محتوایی ناشی از این است که نظریه‏ها چه سئوالاتی را مهم یا مشروع می‏دانند و این مسئله به ریشه‏های هستی‏شناختی (شرحی عام از اینکه چه چیزی وجود دارد و چگونه عمل می‏کند)و معرفت‏شناختی(که نشان می‏دهد ما چگونه می‏توانیم بدانیم که از طریق روش‏شناسی‏های خاص می‏توانیم بدانیم) (4) مباحث آنها مربوط می‏شود:همه نظریه‏پردازان به شکلی ضمنی تعهدات فرانظری دارند.

(Neufeld 4991:21)

یکی از نظریه‏های مهم در دهه اخیر در روابط بین‏الملل سازه‏انگاری یا بر سازنده‏گرایی (5) (1)first order theorizing

(2)second order theorizing

(3)metatheoretical

(4)تعاریف درون پرانتز از هولیس و اسمیت()هستند.

(5)constructivism



است که نه تنها از نظر فهم نوینی که به ما از روابط بین‏الملل در بعد محتوایی آن می‏دهد، اهمیت دارد، بلکه از این نظر که در عین حال(و به زعم برخی، در اصل)تلاشی است در حوزه فرانظری، اهمیت ویژه‏ای دارد.اگر سازه‏انگاری را یک چارچوب تحلیلی بدانیم، در آغاز باید به این بپردازیم که این چارچوب بر مبنای چه نوع هستی‏شناسی و معرفت‏شناسی‏ای شکل گرفته است.

به رغم تفاوت‏های کم و بیش قابل ملاحظه‏ای که در این زمینه میان سازه‏انگاران وجود دارد، اما می‏توان دید که شباهت‏هایی نیز به هم دارند که مجموع آنها را به نوعی از نظر مباحث فرانظری در میانه طیف طبیعت‏گرایان/اثبات‏گرایان از یک‏سو و پسا ساختارگرایان از سوی دیگر قرار می‏دهد.این مقاله تلاشی است برای فهم مواضع فرانظری سازه‏انگاری و در این جهت به دو مبحث هستی‏شناسی و معرفت‏شناسی می‏پردازد و می‏کوشد تصویری از این فرانظریه روابط بین‏الملل به عنوان یک راه میانه (1) ارائه دهد.

هستی‏شناسی سازه‏انگارانه

یکی از ابعاد نظریه روابط بین‏الملل بعد هستی‏شناختی آن است که به تعبیری، زمینه اکتشاف یا مقام گردآوری (2) است و به مفروضه‏های بنیادین در مورد جوهره سیاست بین‏الملل به عنوان عرصه‏ای خاص از عمل سیاسی اشاره دارد.این مفروضه‏ها یا پیش فرض‏ها به باورهای پایه در مورد سرشت قوام‏بخش واقعیت اجتماعی و سیاسی مربوط می‏شوند، یعنی بنیادی‏ترین اندیشه‏ها درباره سرشت غایی یا جوهره چیزها.(Griffiths 2991:01)دسلر هستی‏شناسی را تعیین مرجع انضمامی یک گفتمان تبیینی می‏داند، یعنی ساختارهای جهان واقعی(اشیاء و واحدها)و فرایندهایی که یک نظریه مطرح می‏کند و در تبیین و تفسیر خود به آنها می‏پردازد.(Dessler 9891:544)اونف می‏گوید بحث‏های هستی‏شناختی به جهان چنانکه گویی ما موجودیت آن و نه خصوصیات آن را مسلّم و قطعی فرض می‏کنیم، اشاره دارد.Inuf) (621:2002 به نظر ونت(Wendt 9991)، باید قبل از تحقیق در مورد معنای حاکمیت، نهادهای بین‏المللی، یا تنظیم خشونت بدانیم که کنشگران چیستند، چگونه با هم مرتبطاند و چه روش‏هایی برای تحقیقی که در نظر داریم مفیدند و اینها اهمیت هستی‏شناسی را نشان می‏دهند.

به علاوه، اهمیت هستی‏شناسی از این رو است که وجه تبیینی یک نظریه را نیز اگر چه تعیین (1)via media

(2)context of discovery



نمی‏کند، اما در آن محدودیت ایجاد می‏کند.(Dessler 9891:544)

در وهله نخست میان نظریه‏پردازان در این مورد اختلاف‏نظر وجود دارد که جهان اجتماعی چیست، چیزی خارج از نظریه‏های ما است یا ما جهان اجتماعی را می‏سازیم؟:Smith 7991

(72 سنتا می‏توان دو دیدگاه اصلی در این مورد یافت.مسامحتا می‏توان یکی را دیدگاه مادی‏گرا (1) و دیگری را دیدگاه ایده‏آلیستی (2) نامید.از دیدگاه نخست موجودیت‏های اجتماعی اعم از ساختارها و کنش‏ها هم از نظر وجودی و هم از نظر عملکرد، مستقل از برداشت‏ها و فهم انسان‏ها وجود دارند و بنیادی‏ترین واقعیت مورد بررسی در مطالعات را واقعیات مادی قابل مشاهده تشکیل می‏دهند.از نگاه دوم اساسا موجودیت ساختارها، نهادها، و کارگزاران جنبه ذهنی یا حداقل گفتمانی دارد و اینها جز بر مبنای فهم انسانی وجودی ندارند.بنابراین ما در جهانی زندگی می‏کنیم که فقط ایده‏ها مهم‏اند و آنها را می‏توان مطالعه کرد.در یک دیدگاه بینابینی، موجودیت‏های اجتماعی اگر بعد مادی هم داشته باشند، یک جنبه گفتمانی نیز دارند، یعنی جدا از دلایل و فهم کنشگران نیستند، اما در عین حال به این معنا نیست که قابل تقلیل به این فهم کارگزاران می‏باشند و همان گونه عمل می‏کنند که آنها می‏پندارند.(Wendt 7991:853)

به این ترتیب، از نگاه سوم در مطالعه پدیده‏های اجتماعی باید علاوه بر توجه به ساختارهای مادی، به ساختارهای معنایی نیز توجه داشت.(Reus-Smit 1002:902)

در مورد سرشت کنشگران و به تبع آن، کنش آنها نیز در میان نظریه‏پردازان اختلاف نظر وجود دارد.از یک منظر سنتی و متعارف در علوم اجتماعی، این ساختارهای مادی هستند که به کنش‏ها و کنشگران شکل می‏دهند و این هویت‏ها کم و بیش ثابت و یکسان تلقی می‏شوند.در مقابل، از دید پسا ساختارگرایان(یا سازه‏انگاران رادیکال)سوژه‏ها بر ساختارهایی هستند که رویه‏های گفتمانی به آنها شکل می‏دهند.بنابراین رویه‏های گفتمانی هستند که واحدهای بنیادین واقعیت و تحلیل، یعنی واحدهای پایه هستی‏شناختی را شکل می‏دهند.کنشگران سرشتی کاملا اجتماعی دارند.به این معنا که این معاملات، رویه‏ها، هنجارها، ارزش‏ها، فرهنگ، ایدئولوژی، باورهای اصولی، و ایده‏های نهادینه هستند که به هویت آنها قوام می‏بخشند.جامعه قلمروی تکوینی قلمداد می‏شود که کنشگران را به عنوان کارگزاران دانا به آنچه که هستند تبدیل می‏کند.

منافع کنشگران نیز حاصل هویت آنها است و از طریق فرایند ارتباطات، تأمل در تجارب و (1)materialist

(2)idealist



اجرای نقش‏ها آموخته می‏شود.(Reus-Smit 1002:902;Ruggie, 8991:43-63)

وجه دیگر هستی‏شناسی به تقسیم‏بندی میان فردگرایی (1) و کل‏گرایی (2) مربوط می‏شود که در مورد برداشت نظریه از رابطه میان ساختارهای نظام و کارگزاران انسانی یا به اصطلاح مشکل ساختار-کارگزار در سطح هستی‏شناختی است.اگر تقدم با واحدهای تشکیل دهنده باشد، ما با فردگرایی روبه‏رو هستیم که ساختار را به خصوصیات و تعاملات میان واحدهای آن فرو می‏کاهد.اگر تقدم با نظام باشد با کل‏گرایی سروکار داریم که کارگزار را به آثار استلزامات باز تولیدی نظام فرو می‏کاهد.البته هر دو اینها دچار تقلیل‏گرایی هستی‏شناختی هستند و هر دو به آن موجودیتی که دیگری را به آن تقلیل می‏دهند(فردگرایان به واحد و کل‏گرایان به ساختار)، شیئیت می‏بخشند، چنانکه گویی امری است طبیعی و مستقل از کنش انسانی.در مقابل، در یک دیدگاه بینابینی کارگزاران و ساختار منزلت هستی‏شناختی برابری پیدا می‏کنند و به شکلی متقابل به یکدیگر قوام و تعیین می‏بخشند بدون اینکه به یکی از آنها جنبه شیئیت بدهند؛یعنی در عین اینکه ظرفیت و موجودیت کارگزاران انسانی وابسته به زمین ساختاری اجتماعی تلقی می‏شود، این زمینه ساختاری محصول کنش‏ها و تعاملات کارگزاران است و نه آنکه استقلال وجودی از فعالیت‏های انسانی داشته باشد.کارگزار و ساختار در یک هم نهاد دیالکتیکی به هم پیوند می‏خورند.(Wendt 7891:633-93, 343, 543,553-65)

سرانجام در مبحث هستی‏شناختی یکی دیگر از مسائل مورد توجه در روابط بین‏الملل این است که کنشگران در این نظام را چه واحدهایی تشکیل می‏دهند؟آیا همان گونه که سنتا واقع‏گرایان تأکید داشتند، (3) دولت‏ها کنشگران اصلی در روابط بین‏الملل هستند و یا افراد، جنبش‏های اجتماعی، سازمان‏های غیر دولتی، سازمان‏های منطقه‏ای و بین‏المللی، شرکت‏های چند ملیتی و...را نیز می‏توان کنشگر دانست؟سنتا نظریه‏های دولت محور در مقابل نظریه‏های فراملی‏گرا یا کثرت‏گرایی قرار می‏گیرند که بر تعدد بازیگران در نظام بین‏الملل تأکید دارند. (4)

مباحث هستی‏شناختی به وضوح کانون اصلی توجه سازه‏انگاران را تشکیل می‏دهند.

(1)individulaism

(2)holism

(3)به عنوان نمونه، مورگنتا(1374)و والتز(Waltz 9791).

(4)از مهم‏ترین آثار در زمینه اهمیت بازیگران غیر دولتی می‏توان به آثار دهه 1970 رابرت کئوهین و جوزف‏نای (Keohane and Nye 2791;7791)اشاره کرد.



بسیاری برآنند که مهم‏ترین مساهمت سازه‏انگاری در روابط بین‏الملل در بعد هستی‏شناختی است و سازه‏انگاران اساسا کانون بحث در حوزه روابط بین‏الملل را از معرفت‏شناسی به هستی‏شناسی منتقل کرده‏اند.(Wind 7991:522)توجه سازه‏انگاران از یک‏سو، به ایده‏ها، معانی، قواعد، هنجارها، و رویه‏ها است.تأکید آنها بر نقش تکوینی عوامل فکری‏Risse) (002:5 است که آنها را در برابر مادی‏گرایی حاکم بر جریان اصلی در روابط بین‏الملل قرار می‏دهد و در عین حال، به دلیل پذیرش اهمیت واقعیت مادی آنها ا از پسا ساختارگرایان متمایز می‏سازد. (1)

در برداشت هستی‏شناختی سازه‏انگارانه دیوید دسلر از مدل گشتاری (2) ساختار بین‏المللی، ساختار هم شامل منابع(به معنای خصوصیات فیزیکی تشکیل دهنده توانمندی)است و هم قواعد(یعنی رسانه‏هایی که کنشگران از طریق آنها با هم ارتباط برقرار می‏کنند و میان کنش‏های خود هماهنگی ایجاد می‏نمایند).بنابراین استفاده از منابع و توانمندی‏ها در چارچوبی معنایی صورت می‏گیرد.از دید دسلر دو دسته از قواعد یعنی قواعد تنظیمی (3) و قواعد تکوینی (4) اهمیت دارند.رفتاری که در پیروی از قاعده صورت می‏گیرد معنادار است.قواعد تنظیمی در شرایط تعریف شده، رفتارهایی را تجویز یا منع می‏کنند و عدم پیروی از آنها با مجازات همراه است.قواعد تکوینی اشکال جدید رفتار را خلق یا تعریف می‏نمایند و عدم پیروی از آنها باعث فهم‏ناپذیری کنش(به دلیل بی‏معنایی آن)می‏شود.البته هر دو دسته از قواعد واجد مدلولات متقابل هستند یعنی قواعد تکوینی مدلولات تنظیمی دارند و بالعکس.برخی از قواعد به شکلی رسمی تعیین می‏شوند و برخی به شکل ضمنی مورد توافق قرار می‏گیرند

(Dessler 9891:154-85)

از سوی دیگر، سازه‏انگاران بر ابعاد مادی و غیر مادی حیات اجتماعی تأکید دارند.اما نوئل (1)پسا ساختارگرایان از این نظر که سازه‏انگاران به رغم تأکید بر وجوه گفتمانی و غیر مادی، نهایتا گرفتار جهان مادی هستند از آنها انتقاد می‏کنند. برای نقدی بر سازه‏انگاری از منظری پسا ساختارگرا، بنگرید به:Zehfuss 2002.

(2)transformational model

(3)regulatory rules

(4)constitutive rules



آدلر به خوبی این دو وجه را در تعریف خود از سازه‏انگاری جمع کرده است.او سازه‏انگاری را دیدگاهی می‏داند که نشان می‏دهد چگونگی شکل دادن جهان مادی به کنش انسانی و شکل گرفتن جهان مادی توسط کنش و تعامل انسانی وابسته به تفاسیر پویای هنجاری و اپیستمیک از جهان مادی است.این به معنای نقش جهان مادی در برساختن جهان اجتماعی است.(Adler 7991:323)

الکساندر ونت در موضع گیری شبیه به علم‏گرایان بر آن است که‏1)جهان مستقل از ذهن و زبان ناظران منفرد وجود دارد؛2)نظریه‏های علمی نوعا به این جهان اشاره دارند؛3)حتی اگر این جهان مستقیما قابل مشاهده نباشد.(Wendt 9991:15)اما او در عین حال قائل به تفاوت میان انواع طبیعی (1) و انواع اجتماعی (2) است:1)انواع اجتماعی از نظر زمانی و مکانی خاص‏ترند؛2)انواع اجتماعی وابستگی بیشتری به اعتقادات کنشگران دارند؛3)انواع اجتماعی بیشتر وابسته به رویه‏های انسانی هستند.(Wendt 9991:273)از نظر ونت، واقع‏گرایی، نو واقع‏گرایی و نئولیبرالیسم مادی‏گرا هستند به این معنا که بنیادی‏ترین فاکت‏ها در مورد جامعه را سرشت و سازماندهی نیروهای مادی می‏دانند و در برابر ایده‏آلیست‏ها قرار می‏گیرند که بنیادی‏ترین فاکت‏ها را سرشت و ساختار آگاهی اجتماعی می‏دانند که به معنای توزیع ایده‏ها و شناخت‏ها است.(Wendt 9991:32-42)ونت با تکیه بر آرای تعامل گرایان نمادین بر آن است که اولا، اشخاص بر اساس معانی‏ای که چیزها و سایر کنشگران برای آنها دارند عمل می‏کنند؛و ثانیا، این معانی در ذات جهان نیستند، بلکه در تعامل شکل می‏گیرند.(Wendt 2991: 193-524)

به نظر او، با وجودی که توانمندی‏های مادی اهمیت دارند، اما می‏توان به شکلی فرهنگی‏تر در مورد مفهوم ساختار اندیشید و به جای تصویر بدبینانه ناشی از تمرکز بر قدرت، با تأکید بر بعد فرهنگی ساختار به امکانات جدید برای تغییر رسید.(Wendt 0002:561_08)از این منظر، این ساختارهای شناختی مشترک هستند که به عنوان بستر منابع عمل می‏کنند و به آنها معنای لازم را برای کنش انسانی می‏دهند.(Wendt 5991:37)

جان راگی نیز مهم‏ترین خصوصیت متمایز سازه‏انگاری را در قلمرو هستی‏شناختی می‏داند.

(Ruggie, 8991:33)او بر آن است که سازه‏انگاری سیاست بین‏الملل را بر اساس یک (1)natural kinds

(2)social kinds



هستی‏شناسی رابطه‏ای (1) می‏بیند و به عوامل فکری مانند فرهنگ، هنجارها، و ایده‏ها بها می‏دهد.(Ruggie 8991:4)کانون توجه سازه‏انگاری آگاهی بشری و نقشی است که این آگاهی در روابط بین‏الملل ایفا می‏کند.از دید او، بلوک‏های ساختمانی واقعیت بین‏المللی هم فکری هستند و هم مادی، و هم نیت‏مندی جمعی (2) و هم فردی را منعکس می‏سازند.معنا و اهمیت این عوامل نیز مستقل از زمان و مکان نیست.همان گونه که در روابط میان افراد در جامعه فهم‏هایی بیناذهنی وجود دارد، در روابط میان دولت‏ها هم چنین فهم‏هایی وجود دارد.راگی به پیروی از امیل دورکیم، اینها را واقعیت اجتماعی می‏داند و بر این برداشت جان سیرل تأکید دارد که اینها واقعیاتی هستند که چون همه کنشگران مربوطه در مورد وجود آنها اتفاق نظر دارند، خلق می‏شوند.(Ruggie 8991:21-31)

نیکلاس اونف بر آن است که سازه‏انگاری دو گانگی دکارتی ذهن و ماده را می‏پذیرد، اما در عین حال، مفروضه‏های تجربه گرایانه و واقع‏گرایانه علوم را به چالش می‏کشد.به بیان دیگر، او منزلت وجودی جهان خارج از ذهن را منکر نیست، اما بر آن است که ما نمی‏توانیم همه ویژگی‏های جهان را مستقل از گفتمان راجع به آن بشناسیم.(Onuf 9891:73-93)او بر آن است که شرایط مادی نیز اهمیت دارند و نمی‏توان همه چیز را به امر ذهنی تقلیل داد.Onuf 9891:)

(06 اونف(Onuf 2002)با انتقاد از ونت که سازه‏انگاری را ایده‏آلیستی یا ایده محور (3) می‏داند، بر آن است که سازه‏انگاری چنین نیست.

اونف به قواعد (4) و حکم (5) به عنوان شاخص‏های اصلی پارادایم عامل(یعنی آنچه به رشته‏ای شکل می‏دهد و برای نظریه‏ها معما و سئوال می‏سازد)(Onuf 9891:41)در جامعه سیاسی(به معنای کلیتی منسجم که رویه‏ها، نهادها، قوانین، ساختار اقتدار و...سازمان یافته‏اند و در ارتباط با هم هستند و جامعه می‏کوشد از طریق آنها حیات سیاسی خود را به شکلی (1)relational

(2)collective intentionality، اصطلاحی از جان سیرل.او بر آن است که آنچه ما واقعیت اجتماعی بیناذهنی می‏دانیم ایده‏های فردی نیست، بلکه جنبه جمعی و بیناذهنی دارد.

(3)ideational

(4)rules

(5)rule



هماهنگ پیش ببرد)(Onuf 9891:02)توجه دارد.او بر آن است که کردارها (1) که به شکلی زبانی قوام یافته‏اند، نیروی محرکی هستند که در فرایند قوام متقابل جامعه و کنشگران یا اشخاص عمل می‏کنند.حقایق آن گونه که ما آنها را می‏پنداریم، از استدلال‏هایی که در موردشان می‏شود جدایی‏پذیر نیستند.واقعیت کردارها هستند یعنی اعمالی که انجام می‏شوند و کلماتی که گفته می‏شوند.(Onuf 9891:63)قواعد هستند که به این کردارها ساختار می‏بخشند، یعنی عباراتی که به کاربران اجازه می‏دهد در این مورد که چگونه باید عمل کنند، به نتیجه برسند.قواعد شرایط انتخاب را شکل می‏دهند و فرصت‏هایی را برای ارزیابی هزینه‏ها و پیامدهای راه‏های بدیل نشان می‏دهند.اعمال جامعه را از طریق قواعد قوام مجدد می‏بخشند.این قواعد هم جنبه تکوینی دارند و هم جنبه تنظیمی.(Onuf 9991:241-34)

اونف(1989)با تکیه بر نظریه کنش کلامی میان نیات سخنگویان و فعالیت زبانی تحت حاکمیت قواعد ارتباط برقرار می‏کند.به این ترتیب، توافق میان متکلمان و شنوندگان در مورد محتوا و تکالیفی که به طور ضمنی در بیانات وجود دارد، به هنجارها و توافقاتی (2) قوام می‏بخشد که می‏توانند در طول زمان در قالب قواعد نهادینه شوند. قواعد هستند که رفتار بشری را هدایت(و نه تعیین)می‏کنند و به آن معنا می‏بخشند.او میان سه نوع کنش کلامی و سه نوع قاعده پیوند برقرار می‏کند:کنش‏های کلامی اظهاری، (3) هدایتی، (4) و تعهدی (5) در مقابل سه نوع قاعده تعلیمی، (6) هدایتی و تعهدی.راگی تأکید دارد که قواعد تکوینی بنیان نهادی کل حیات اجتماعی هستند.در عین حال، به این دلیل که این قواعد شیئیت یافته‏اند، کسی آنها را قاعده نمی‏بیند.از جمله این قواعد در نظام بین‏الملل می‏توان به انحصار سرزمینی اشاره کرد.

(Ruggie 8991:52)

توجه به بعد مادی در این برداشت اونف مشهود است که قواعد هستند که عوامل مادی را به منابع تبدیل می‏کنند، زیرا به برخی از کارگزاران فرصت آن را می‏دهند که از موادی که بر اساس قواعد به آنها دسترسی دارند، برای ایجاد قواعدی جدید که به نفع خودشان است استفاده کنند.

(Onuf 2002:331)رابطه قواعد با منابع مبتنی بر این فرض است که درجه‏ای از کنترل بر شرایط (1)deeds

(2)conventions

(3)assertive

(4)directive

(5)commissive

(6)instructional



مادی لازم است؛یعنی آگاهی عملی شرایط مادی و همچنین قواعدی را که اجتماعا بر ساخته شده‏اند مد نظر قرار می‏دهد.(Onuf 9891:06)با توجه به دسترسی متفاوت به منابع روابط اجتماعی نامتقارن یا روابط قدرت یا، به تعبیر اونف(9891;2002)، حکم شکل می‏گیرد.

به نظر ونت، شرایط مادی مستقل از ایده‏ها، حداقل دو تأثیر قوام بخش خاص خود را دارند:یکی تعریف محدودیت‏های فیزیکی امکان‏پذیری و دیگری کمک به تعریف هزینه‏ها و سودهای سایر جریانات بدیل.اما در عین حال نباید به شرایط گفتمانی که به این شرایط مادی معنا می‏دهند، بی‏توجه بود.(Wendt 0002:661)به نظر الکر(0002)، ونت توانسته است به شکلی الهام‏بخش از مناظرات میان رشته‏ای قدیمی‏تر با تقابل(و ترکیب) هستی‏شناختی تعین‏های ایده‏آلیستی مقوم معانی، هویت‏ها و منافع متحول‏[از یک‏سو]و تعیین‏های مادی‏گرایانه‏تر[از سوی دیگر]فراتر رود.

به نظر رویس-اسمیت(1002)، ساختارهای فکری از طریق سه سازوکار به هویت‏های کنشگران شکل می‏دهند:تخیل(که مانند ساختارهای مادی در تعیین آنچه کنشگران قلمرو ممکنات می‏بینند، تأثیر دارد یعنی ساختارهای غیر مادی کنشگران را متوجه می‏کنند که چگونه باید عمل کنند و چه محدودیت‏هایی دارند)، ارتباطات(یعنی کنشگران برای توجیه رفتارهای خود در قبال دیگران به هنجارهای موجود متوسل می‏شوند)، و سرانجام محدودیت(یعنی حتی اگر ساختارهای غیر مادی در تخیل و ارتباطات اثر نگذارند، باعث محدودیت در کنش می‏شوند یا به بیانی، خود زبان توجیه باعث می‏شود که هر کاری را نتوانند انجام دهند).

هم نئولیبرال‏ها و هم نو واقع‏گرایان در تحلیل نهایی عوامل تعیین کننده اصلی سیاست بین‏الملل را توزیع توانمندی‏های مادی می‏دانند.اما به نظر ونت، آنچه که وزن نسبی جنبه‏های مادی و فکری را تعیین می‏کند، باید در سطح نظری و فلسفی تعیین شود و نه در سطح پژوهش تجربی.در عین حال، در هر مورد خاص انضمامی باید به وزن نسبی این دو دسته عوامل توجه داشت.به نظر ونت، تأکید نظری نو واقع‏گرایی بر مادی‏گرایی است که موجب طبیعی ساختن و شی‏ءانگاری نظم اجتماعی موجود می‏شود و در نتیجه، امکانات نظم دهنده بدیل را حذف می‏کند.سازه‏انگاری او با وجود تلاش برای طبیعت‏زدایی از انواع اجتماعی، نیروهای مادی را نادیده نمی‏گیرد.(Wendt 0002:861-96)

به این ترتیب است که سازه‏انگاران به این نتیجه می‏رسند که بدون توجه به فرهنگ سیاسی جهانی استاندارد کننده نمی‏توان ثبات بالای نظام دولتی و کاهش تنوع اشکال سیاسی را توضیح‏



داد.(Jepperson, Wendt, and Katzenstein 6991:84)در عین حال، آنها از ایده‏آلیسم نیز اجتناب می‏کنند و تأکید دارند که همه چیز را به زبان و گفتمان تقلیل نمی‏دهند.در اینجا است که آنها در عین دور شدن از خردگرایی نو واقع‏گرایان ونئولیبرال‏ها به پسا تجددگرایان و برداشت‏های پسا ساختارگرایانه نیز نمی‏پیوندند و فاصله خود را با این جریان نیز حفظ می‏کنند.

برای سازه‏انگاران ساختار و کارگزار به شکلی متقابل به یکدیگر قوام می‏بخشند.ساختارهای اجتماعی نتیجه پیامدهای خواسته و ناخواسته کنش انسانی هستند و در عین حال، همان کنش‏ها یک بستر ساختاری تقلیل‏ناپذیر را مفروض می‏گیرند یا این بستر به عنوان یک میانجی برای آنها عمل می‏کند.(Wendt 5891: 063)خود ساختارها به عنوان پدیده‏هایی نسبتا پایدار با تعامل متقابل است که خلق می‏شوند و بر اساس آنها کنشگران هویت‏ها و منافع خود را تعریف می‏کنند.(Wendt2991)ساختار جدا از فرایند یعنی جدا از رویه‏های کنشگران وجود ندارد.

(Wendt 9991:21)در اینجا سازه‏انگاران تاحد زیادی تحت تأثیر آرای آنتونی گیدنز و نظریه ساختاریابی او هستند.

ونت مشکل نظریه‏های ساختاری را در نگاه هستی شناختی تقلیل گرایانه(نو واقع‏گرایی)و ساختارگرایانه(نظام جهانی)می‏بیند.او بر آن است که ساختارگرایی نو واقع‏گرایان در بعد هستی‏شناختی در واقع ساختارگرایانه نیست، بلکه ساختار نظام بین‏الملل را با تعریف آن بر مبنای واحدهای تشکیل دهنده به این واحدها یعنی دولت‏ها تقلیل می‏دهد و بنابراین تقدم هستی‏شناختی در آن با دولت‏ها(یا کارگزاران)است.در مقابل در نگاه ساختارگرایانه نظام جهانی که در نظریه امانوئل والرستین دیده می‏شود، دولت‏ها هستند که نسبت به ساختار وجه ثانویه می‏یابند، زیرا این ساختار است که به آنها به عنوان واحد قوام می‏بخشد.در برابر این دو برداشت که هر دو یکجانبه‏نگر هستند، برداشت ساختاریابی (1) قرار می‏گیرد که تقدم هستی‏شناختی را به یکی از این دو نمی‏دهد، بلکه بر قوام بخشی متقابل کارگزار و ساختار تأکید دارد.در یک سطح، این افراد/دولت‏ها هستند که به ساختار قوام می‏دهند، اما خودآنها نیز با ساختار است که قوام می‏یابند و بنابراین ما با قوام متقابل روبه‏رو هستیم و نه یکجانبه.این ما را از تعین‏گرایی ساختاری می‏رهاند و در عین حال، به دام اراده‏گرایی نیز نمی‏افتیم.(Wendt 7891)

اونف نیز بر قوام متقابل بدون آغاز و پایان‏ناپذیر کارگزار و ساختار تأکید دارد.افراد و جوامع (1)structuration.



(کارگزاران وساختار)یکدیگر را بر می‏سازند یا به یکدیگر شکل می‏دهند:

افراد جوامع را از طریق اعمالشان بر می‏سازند و جوامع به افراد آن گاه که آنها خود و یکدیگر را از طریق همان اعمال می‏فهمند، قوام می‏بخشند.برخی از این اعمال کوشش‏های عمدی برای ساختن و بازساختن جامعه هستند؛ اکثرا چنین نیستند.اغلب اعمال پاسخ‏هایی هستند به فهم افراد از گزینه‏هایی که جامعه در اختیار آنها می‏گذارد-گزینه‏هایی بوده که آنها نیز به نوبه خود در دسترس خویش می‏دیدند.(Onuf:8991 141-24)

اونف بر آن است که سازه‏انگاری ضرورت عملی جدا کردن کارگزاران و ساختارها را می‏پذیرد تا بتواند یکی را با ارجاع به دیگری توضیح دهد، اما همیشه این تقسیم‏بندی را موقت و مشروط می‏بیند.(Onuf 8991:72)آنچه از نظر اونف قوام متقابل میان ساختار و کارگزار را ممکن می‏سازد، قواعد هستند.او مانند گیدنز بر آن است که قواعد برای ساختارها و نظام‏ها اهمیت بنیادین دارند و با توجه به ماهیت قابل تعمیم‏شان بازگشت (1) -یعنی تمایل کارگزاران دانا به رجوع به گذشته خود و دیگران و پیش‏بینی کنش‏هایی در این مورد که چه باید کرد-را ممکن می‏کنند.چون بازگشت امری مفروض است، نمی‏تواند عامل واسط باشد، قواعد هستند که جنبه واسط دارند.قواعد هم مقوّم و تحول آفرین هستند و هم تنظیم‏بخش و باز تولید کننده.

(Onuf 9891:26)به بیان ویند، تأکید اونف بر قوام متقابل میان کنشگر و ساختار همراه با توجه به اعمال و رویه‏های کارگزاران است و بر همین اساس است که قواعد و هنجارها در نظریه او اهمیت خاصی می‏یابند:ما دنیا را با کاربرد قواعد مبتنی بر رویه‏ها می‏سازیم، نه آنکه از قواعد کورکورانه تبعیت کنیم.(Wind 9991:052)

مسئله مهم دیگر هستی‏شناختی، هویت کنشگران است که به تعبیری در کانون رهیافت سازه‏انگاری است.هویت عبارت است از فهم‏ها و انتظارات در مورد خود که خاص نقش می‏باشد.هویت‏ها به طور همزمان به گزینش‏های عقلانی قوام می‏دهند و این الگوهای هنجاری سیاست بین‏الملل هستند که به آنها شکل می‏دهند.هویت‏ها را نمی‏توان به شکلی ماهوی یعنی جدا از بستر اجتماعی آنها تعریف کرد.آنها ذاتا اموری رابطه‏ای هستند و باید به عنوان (1)recursion



مجموعه‏ای از معانی تلقی شوند که یک کنشگر با در نظر گرفتن چشم‏انداز دیگران یعنی به عنوان یک ابژه اجتماعی به خود نسبت می‏دهد.هویت‏های اجتماعی برداشت‏های خاصی از خود را در رابطه با سایر کنشگران نشان می‏دهند و از این طریق منافع خاصی تولید می‏کنند و به تصمیمات سیاست‏گذاری شکل می‏دهند.این که خود خود را دوست یا دشمن دیگری بداند، تفاوت زیادی در تعامل میان آنها ایجاد خواهد کرد.(Wenft 4991:483-69)ونت توضیح می‏دهد که چگونه خود بر اساس برداشتی که از وضعیت دارد، نشانه‏ای برای دیگری می‏فرستد و دیگری این نشانه را بر مبنای برداشت خودش از وضعیت تفسیر می‏کند و بر اساس این تفسیر، علامتی به خود می‏دهد و خود پاسخ می‏دهد و در این تعامل است که هویت خود و دیگری به عنوان دوست یا دشمن یا رقیب شکل می‏گیرد.پس اعمال اجتماعی فرایندهای علامت دادن، تفسیر و پاسخ هستند که در بستر آنها شناخت مشترک خلق می‏شود و یادگیری اجتماعی رخ می‏دهد.(Wendt 9991:033-13)کنشگران با مشارکت در معانی جمعی هویت کسب می‏کنند و این هویت به عنوان خصوصیت کنشگران بین‏المللی گرایش‏های انگیزشی و رفتاری آنها را به وجود می‏آورد.(Wendt 9991:922)به بیان دیگر، این هویت‏های متفاوت و متحول هستند که به منافع و رفتارهای کنشگران شکل می‏دهند.

برای سازه‏انگاران سازه‏های تمدنی، عوامل فرهنگی، هویت‏های دولتی و غیره همراه با اینکه چگونه به منافع دولت‏ها و الگوهای برآیندها شکل می‏دهند مهم است.اینها نوعی جهان‏بینی ایجاد می‏کنند و بر الگوهای تعامل بین‏المللی اثر می‏گذارند.نهادهای بین‏المللی، رژیم‏های بین‏المللی همچون رژیم‏های تسلیحاتی و حقوق بشر، هنجارهای بین‏المللی و...کنشگران را به سمت باز تعریف منافع و حتی هویت‏هایشان سوق می‏دهند.(Ruggie 8991:91)

اگر هویت‏ها، اجتماعی و حاصل تعامل هستند، می‏توانند به صورت‏های متفاوتی شکل گیرند.مشکله هویت، به بیان ونت این است که آیا، و تحت چه شرایطی، هویت‏ها جمعی‏تر و یا خودمحورتر می‏شوند.هر چه احساس یگانگی دولت‏ها نسبت به هم بیشتر باشد بیشتر به سمت رویه‏های امنیتی جمعی اشتیاق نشان می‏دهند و در نتیجه، همکاری میان آنها تقویت می‏شود و بالعکس، هر چه از هم احساس دوری بیشتری داشته باشند، روابطشان مبتن بر خودمحوری بیشتری خواهد بود.(Wenft 9991:63, 633-93)

به این ترتیب، از نگاه سازه‏انگاران، واقعیت بین‏المللی یعنی ساختارهای بنیادین بین‏المللی، فهم دولت‏ها از خود، و رفتار عمومی دولت‏ها را شناخت بیناذهنی که خود وابسته به فرایند



تعامل بین‏المللی است قوام می‏بخشد.به بیان ونت، ساختار جدا از فرایند یعنی رویه‏های کنشگران وجود ندارد.(Wendt 9991:21)به نظر هازنکلو و همکارانش، در واقع می‏توان گفت که سازه‏انگاری ساختارهای نظام و هویت‏ها را به توزیع شناخت در نظام بین‏الملل منحل می‏کند.رفتار بین‏المللی هم به عنوان پیامد شناخت تفسیر می‏شود:کنش با فرض شناخت است؛و هم به عنوان تعدیل کننده شناخت:کنش می‏تواند موقعیت‏های جدیدی بیافریند که به ارزیابی مجدد شناخت‏های سنتی منجر می‏شوند.به بیان دیگر، کنش و دانش قوام بخشی متقابل دارند و در تحلیل نهایی غیر قابل تقلیل به یکدیگر هستند.(Hassenclever et al.7991:881)(تأکیدها در متن است.)

سازه‏انگاران در بعد هستی‏شناختی تاحدی به موضع پسا ساختارگرایان نزدیک می‏شوند، اما آن را در تمامیتش نمی‏پذیرند.اونف با پسا ساختارگرایان در این مورد که باید دو گانه‏سازی‏های حاکم بر اندیشه غربی را کنار گذاشت و یا تغییر داد موافق است و بر آن است که سازه‏انگاری با برداشتی که از قوام متقابل کارگزار و ساختار یا فرد و جامعه دارد، به نوعی بر این دوگانگی ها فائق می‏آید.اما بر آن است که نمی‏توان سازه‏انگاری را با شالوده‏شکنی(حداقل در شکل افراطی آن)آشتی داد.هدف او بازسازی است و نه شالوده شکنی.او تأکید دارد که عمل بر ساختن یعنی قوام بخشی متقابل اشخاص و جامعه است که تاریخ را می‏سازد و در اینجا می‏پذیرد که کلام محور است ولی آن را تصدیق می‏کند.(Onuf 1002:14-24)

به این ترتیب، به نظر می‏رسد که سازه‏انگاری در یک بعد، هستی‏شناسی دولت محور جریان اصلی را می‏پذیرد(یعنی کنشگران اصلی را در جامعه بین‏الملل دولت‏ها و البته گاهی و شاید به بیانی دقیق‏تر، افراد نماینده دولت‏ها می‏داند)، اما در مورد نگاهی که به رابطه کنشگران به عنوان کارگزار با ساختار نظام بین‏الملل دارد، رهیافتی بینابینی اتخاذ و بر قوام متقابل کارگزار و ساختار تأکید می‏کند.از سوی دیگر، سازه‏انگاران در بررسی ساختار نیز آن را بر خلاف واقع‏گرایان در ابعاد مادی خلاصه نمی‏کنند و بر بعد فکری و زبانی ساختارها تأکید دارند و در عین حال، در اینجا نیز چارچوب ایده‏آلیسم را نمی‏پذیرند و در کنار بعد غیرمادی، اهمیت ابعاد مادی را نیز مد نظر قرار می‏دهند.

یکی از مهم‏ترین انتقاداتی که بر سازه‏انگاران صرف‏نظر از مباحث هستی‏شناختی بنیادین آنها وارد می‏شود، این است که توجه آنها صرفا به بازیگران دولتی است.ییل فرگوسن بر آن است که‏



توجه مبالغه‏آمیز به دولت‏ها مانع از توجه کافی به تدبیر امور (1) از سوی مراجع متعدد دیگر و رابطه آنها با طیفی وسیع از هویت‏ها و وفاداری‏های انسانی می‏شود.(Furguson 8991:41)

فرگوسن و منزباخ(4002)خصوصا با توجه به تحولات اخیر در نظام بین‏الملل پس از 11 سپتامبر و اهمیت بازیگران غیر دولتی حتی از لحاظ امنیتی و نظامی بر لزوم جذب آنها در نظریه‏پردازی در روابط بین‏الملل تأکید دارند.در عین حال، نمی‏توان این نکته را از نظر دور داشت که سازه‏انگاری از لحاظ نظری امکان جذب کنشگران غیر دولتی را دارد و تأکید آن بر کنشگران دولتی به دلیل اهمیت تاریخی فعلی آنها است و نه اینکه اهمیت ذاتی آنها.

انعطاف معرفت‏شناختی در سازه‏انگاری

معرفت‏شناسی در ساده‏ترین تعریف آن عبارت از این است که ما چگونه می‏دانیم چیزی را که می‏دانیم، می‏دانیم.(Wasever 7991)در طول تاریخ تحولات فلسفه علم و شناخت می‏بینیم که دیدگاه‏های متفاوتی در این زمینه شکل گرفته‏اند.می‏توان در وهله نخست تفکیکی میان قائلین به امکان شناخت که برآنند که می‏توان واقعیت مستقل از شناخت را در قالب توصیفات صادقی بازنمود از یک‏سو، ونسبی‏گرایان که منکر نیل به شناخت حقیقی و در نتیجه، اساسا منکر معرفت‏شناسی هستند، از سوی دیگر، قائل شد.در میان قائلین به امکان شناخت نیز دو نحله اصلی قابل شناسایی عبارتند از خردگرایی و تجربه‏گرایی.گروه نخست بر توانایی خرد انسانی در فهم واقعیت تأکید دارند و گروه دوم تنها شناخت قابل اتکا را شناخت تجربی حاصل از مشاهده می‏دانند.در مورد شناخت علمی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی نیز این مسئله از قرن نوزدهم مطرح بوده که آیا واقعیت اجتماعی که امری معنادار و فرهنگی است و در عین حال یک واقعیت تاریخی است یعنی امری منحصر به فرد و غیر تکراری است(هستی‏شناسی متفاوت آن)، اجازه مطالعه علمی آن را می‏دهد یا خیر؟بحث بر این بود که نه مشاهده تجربی به معنای مورد نظر علم‏گرایان در حوزه علوم اجتماعی امکان‏پذیر است و نه نیل به تعمیم‏های گسترده‏ای که هدف معرفت علمی را تشکیل می‏دهد. (2)

با وجود تداوم مناظرات در حوزه‏های فوق، علم‏گرایی عملا در سده بیستم و با شکل‏گیری (1)governance

(2)برای بحث بسیار خوبی در این زمینه بنگرید به:Bernstein 6791.



حلقه وین و اثبات‏گرایی منطقی مورد توجه آن به وجه غالب در فلسفه علم تبدیل شد.با وجود انتقاداتی که بر استقراگرایی و اثبات‏گرایی می‏شد، مدل نومولوژیک-قیاسی(یا فرضی-قیاسی) همپل و ابطال‏گرایی کارل پاپر(1363)و تأکید آن بر عدم امکان اثبات واقعیت، اینها همچنان در چارچوب بنیان‏های شناختی علم‏گرایی باقی ماندند. (1) علم‏گرایی در دهه‏های 1950 و 1960 در قالب آنچه از آن با عنوان انقلاب رفتاری یاد می‏شد، به شکل جدی وارد روابط بین‏الملل گشت و به تلاش دانشورزان این رشته برای علمی کردن آن شکل داد و باعث شد رهیافت‏های سنتی‏تر در روابط بین‏الملل که به نوعی متکی بر روش‏های تاریخی-فلسفی بودند به غیر علمی بودن متهم شوند. (2)

اما علم‏گرایی و ادعای آن در مورد شناخت صادق و حقیقی با تحولات مختلف در حوزه فلسفه علم به چالش کشیده می‏شد.از جمله این چالش‏ها می‏توان به طرح بازی‏های زبانی از سوی لودویگ ویتگنشتاین و توجه او به این مسئله که واقعیت در درون زبان ساخته می‏شود، بحث تامس کوهن(1369)در مورد مبتنی بودن علم بر پارادایم‏های خاص و قیاس‏ناپذیری پارادایم‏ها بر اساس معیارهای درون علمی، بحث پل فیرابند(فایرابند 1375)در این باره که علم در عمل تابع روندهای مورد تأکید در فلسفه علم نیست و همه چیز در آن جایز است و هیچ معیار درورن علمی برای برتری دادن به شناخت علمی در مقابل سایر دعاوی شناختی وجود ندارد، و سرانجام چالش‏های نسبی‏گرایانه‏تر و رادیکال‏تر پسا ساختارگرایانی چون میشل فوکو و ژاک دریدا در مقابل دعاوی شناختی و تأکید آنها بر گفتمانی بودن شناخت و در نتیجه، نسبی بودن آن اشاره کرد. (3) این چالش‏ها از دهه 1980 به بعد به شکل جدی وارد روابط بین‏الملل شد.

یکی از محورهای مهم مناظرات جاری در روابط بین‏الملل همچنان امکان یا عدم امکان مطالعه علمی روابط بین‏الملل است.در یک سوی مناظره، جریان اصلی با نوعی علم‏گرایی(کم و بیش تعدیل شده)قرار دارد که مبتنی بر فرض امکان شناخت عینی، جدایی سوژه و ابژه، جدایی واقعیت و ارزش، امکان نیل به حقیقت و...است که قائل به وجود بنیان‏های مستحکم (1)برای بحث فشرده اما مفید در این زمینه، بنگرید به:چالمرز 1370.

(2)بنگرید به:بزرگی 1375.

(3)برای بحث در مورد دیدگاه‏های پسا ساختارگرایان و تفسیرگرایان رادیکال، بنگرید به:جورج و کمبل 1375، بزرگی 1377، و مشیرزاده 1380.برای بحث مبسوطتر، بنگرید به:Ekins 9991

دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » شماره 65 (صفحه 129)

برای شناخت و به بیانی، شالوده انگار (1) است.در سوی دیگر، ضد شالوده انگاران قرار دارند که اساسا منکر امکان شناخت و یافتن بنیانی برای داروی در مورد دعاوی حقیقت یا صدق هستند، جدایی سوژه و ابژه و تفکیک میان واقعیت و ارزش را نفی می‏کنند، و برآنند که چیزی جز رژیم‏های حقیقت که دعاوی صدق خاصی را در بسترهای خاص زمانی و مکانی مشروعیت می‏بخشند و بقیه دعاوی صدق را سرکوب می‏کنند یا به حاشیه رانده و از آنها سلب مشروعیت می‏کنند، وجود ندارد و در واقع هیچ حقیقت جوهری‏ای را نمی‏پذیرند.از این منظر نمی‏توان برای وضعیت اجتماعی توضیحی عقلانی داد و باید به فهم رایج از زبان متوسل شد.داده‏های تجربی نیز چیزی جز یک تفسیر نیستند و سایر تفاسیر و قرائت‏ها می‏توانند آنها را به چالش کشند.(Adler 7991:123-22)

طرفداران علم‏گرایی یا اثبات‏گرایان برآنند که چون امکان مطالعه علمی و تجربی و کمّی‏سازی پدیده‏هایی چون ایده‏ها، معانی و...وجود ندارد، باید در مطالعه روابط بین‏الملل به آنچه از نظر علمی و تجربی امکان مطالعه دارد(یعنی ساختارها، رفتارها، قدرت مادی و...) پرداخت.در مقابل، بسیاری از قائلین به اهمیت مسائل مربوط به معنا و ذهنیت، با نفی امکان علم‏گرایی و طبیعت‏گرایی در حوزه علوم اجتماعی، قائل به آن هستند که باید از روش‏های خاص برای مطالعه امور انسانی استفاده کرد که با عباراتی چون معنا کاوی، تفسیر، هرمنوتیک، و...به آنها اشاره می‏شود.اگر از دیدگاه اول معرفت‏شناسی است که به هستی‏شناسی شکل می‏دهد، از دیدگاه دوم هستی‏شناسی است که معرفت‏شناسی را تعیین می‏کند.این گروه که گاه از آنها با عنوان سازه‏انگاران رادیکال پاد می‏شود(Hopf 8991:4671-56)، و گاه با عنوان پسا تجددگرا یا پسا ساختارگرا، برآنند که فهم ما به شدت دچار محدودیت‏هایی است.در واقع، آنها را از این نظر ضد شالوده‏انگار می‏خوانند که قائل به وجود هیچ معیار، ملاک، یا وسیله سنجشی برای ارزیابی شناخت و دعاوی حقیقت نیستند.آنها از اینکه علم‏گرایان می‏کوشند همشکلی و یکنواختی‏ای را که در واقع وجود ندارد، به جهان تحمیل کنند، انتقاد می‏کنند و آن را توهم کنترل می‏دانند.آنها در صدد آشکار ساختن(و مبارزه با)رویه‏های اعمال قدرت و کنترل، به حاشیه کشاندن، سرکوب، تحمیل هویت‏ها، و...هستند.جدایی واقعیت و ارزش را نمی‏پذیرند و بر آنند که مشاهده‏گر هرگز نمی‏تواند از کنشگر جدا باشد.

(1)foundationalist



همان گونه که گفتیم، در مباحث فرانظری، عمده‏ترین مسائل مورد توجه سازه‏انگاران هستی‏شناسی است، اما این به معنای آن نیست که مباحث معرفت‏شناختی اهمیت ندارند.ونت معتقد است که در مناظره سوم بیش ازحد بر اهمیت موضوعات معرفت‏شناختی تأکید می‏شود: آنچه که اهمیت بیشتری دارد، این است که چه چیزی هست، نه این که ما چگونه می‏توانیم آن را بشناسیم.(Wendt 0002:071)در عین حال، او می‏داند که معرفت‏شناسی دارای پیامدهمای مهمی است زیرا مواضع معرفت‏شناختی بر امکان طرح پرسش‏ها، روش پاسخ به آنها، و نوع شناخت تولیدی تأثیر دارند.(Wendt 8991:101)به همین دلیل است که از میان سازه‏انگاران او بیش از همه وارد مباحث معرفت‏شناختی نیز شده است.

اما در زمینه معرفت شناختی-روش‏شناختی، اختلاف نظر در درون اردوگاه سازه‏انگاران شاید مشهودتر از اختلافات هستی‏شناختی است، هر چند که به یک معنا در این زمینه نیز همه این مواضع بیش یا کم جنبه راه میانی را دارند.از میان سازه‏انگاران، شاید بتوان گفت که نزدیک‏ترین فرد به علم‏گرایی ونت است که در صدد علمی ساختن مطالعه سیاست بین‏الملل است.در عین حال، او بر آن است که نباید معرفت‏شناسی تعیین کننده هستی‏شناسی باشد و از این نظر با گروه دوم موافق است.با وجودی که او به یک اعتبار علم‏گرا است، اما تأکید دارد که نباید معرفت‏شناسی اثبات‏گرا با تأکید بر اینکه تنها واقعیت قابل مشاهده تجربی را قابل شناخت می‏داند، عملا هستی‏شناسی علوم اجتماعی را تعیین و محدود کند.(Wendt 0002:561)

اما در سطح چگونگی شناخت، به نظر ونت، راه میانه در جستجوی راهی میان دو موضع تجربه‏گرایی افراطی و رد علم است.استدلال او این است که با وجودی که جنبه فکری (1) زندگی اجتماعی بشر مدلولات مهمی برای سیاست بین‏الملل دارد، اینها متضمن نفی«علم» نیستند.(Wendt 0002:561)

همان‏گونه که گفتیم، ونت بر آن است که تفاوت هستی‏شناختی میان انواع طبیعی و انواع اجتماعی وجود دارد، اما از نظر او این تفاوت منتهی به معرفت‏شناسی متفاوتی نمی‏شود، بلکه می‏تواند مستلزم روش‏های متفاوتی باشد.دانشمندان در هر دو قلمرو مطالعات طبیعی و اجتماعی به تبیین این امر می‏پردازند که چرا چیزی به چیزی دیگر منتهی می‏شود و به فهم این مسئله توجه دارند که چگونه چیزها با هم جمع می‏شوند تا آن قدرت علّی‏ای را که دارند، داشته (1)Ideational



باشند.(Wendt 9991:273)در عین حال، او بر آن است که نمی‏توان این موضع رادیکال را پذیرفت که نیروهای مادی تأثیر مستقلی بر سیاست بین‏الملل ندارند.از دید او این عوامل سه نوع تأثیر مستقل دارند:توزیع توانایی‏ها، ترکیب فنی توانایی‏های مادی، و جغرافیا و منابع طبیعی.در سطحی، نیروهای مادی مستقل از جامعه شکل می‏گیرند و به شکلی علّی بر جامعه اثر می‏گذارند.(Wendt 8991:011-11)

ونت برای توجیح موضع معرفت‏شناختی خود به فلسفه یا نظریه علم موسوم به واقع‏گرایی علمی متکی است.از منظر این نظریه بر خلاف فلسفه‏های تجربه‏گرا می‏توان به واحدهای نامشهودی چون ساختارها پرداخت.(Wight 0002:624)در اینجا او با اتکا بر آرای روی باسکار فیلسوف واقع‏گرای علم بر آن است که واقعیت مستقل از انسان‏ها وجود دارد، این واقعیت می‏تواند نامشهود یا مشاهده ناپذیر باشد، ولی جنبه فکری و معنایی واقعیت اجتماعی مانع از امکان شناخت علمی آن نمی‏شود.(Wendt 9991:05)

به نظر رکسان دوتی(0002)این موضع ونت دچار تناقض است.او عملا می‏بیند که نمی‏تواند(بر خلاف انتظار علم‏گرایانه)مفهوم‏بندی یا تعریف دقیقی از مفاهیم داشته باشد و مثلا نمی‏تواند مشخص کند که آیا آنارشی ساختار است یا نهاد و به همین ترتیب، در موارد متعدد بر خلاف موضع علم‏گرایانه‏ای که تأکید بر نظم با ثبات پدیده‏ها دارد، این نظم را در برداشت‏های خود هم ندارد، اما اینها همه نه نشانه اشکال در نظریه‏پردازی ونت، بلکه ناشی از وضعیت پیچیده و نسبتا بی‏شکل امور است که ونت(بیهوده)می‏کوشد آنها را تحت برداشت اثبات‏گرایانه از علم قرار دهد.

ونت بر خلاف کسانی که رابطه‏ای دو وجهی میان دو شیوه شناخت در علوم اجتماعی بر قرار می‏کنند، در عین حال که می‏کوشد اهمیت نظریه‏پردازی تکوینی را برای علوم اجتماعی نشان دهد، به نظریه‏پردازی تبیینی نیز می‏پردازد و این دو را مکمل یکدیگر می‏داند به این معنا که هر یک از آنها بخشی از یک علم کامل را تشکیل می‏دهند ولی کارکردهای متمایزی دارند.در واقع، این دو به سئوالات متفاوتی می‏پردازند و روش‏های متفاوتی را به کار می‏گیرند اما متضمن معرفت‏شناسی‏های متفاوتی نیستند.زیرا لازمه هر دو انسجام منطقی، اتکا بر شواهدی که در اختیار عموم است، و نوعی ابطال‏پذیری است، و باید بتوان صحت و سقم آنها را با تناظر آنها با جهان احراز کرد.(Wendt 0002:171)در اینجا است که راه ونت به شکلی بارز از راه پسا اثبات‏گرایان و سازه‏انگاران دیگر جدا می‏شود.او معیارهای معرفت‏شناختی واحدی را برای‏



تفهم و تبیین در نظر می‏گیرد و آنها را صرفا در سطح روش از یکدیگر متمایز می‏سازد.همچنین رهیافت این یا آن را نسبت به این دو نفی می‏کند.

اونف با وجودی که خودرا ملزم به معرفت‏شناسی و روش‏شناسی علم گرایانه نمی‏کند، اما آن را نفی نیز نمی‏نماید.او صراحتا سازه‏انگاری را از نظر روش‏شناختی گشوده می‏بیند یعنی سازه‏انگاری می‏تواند با مجموعه‏ای از روش‏های مختلف سازگار باشد، از نظریه‏پردازی مبتنی بر گزینش عقانی، تا تحلیل‏های کمّی اثبات گرایانه، تا توصیف محض و هر چیز دیگری که ما به نام دانش پژوهی عملا از آنها استفاده می‏کنیم.(Onuf 2002:431)

کوزولووسکی و کراتوچویل(Koslowski and Kratochwil 5991:521)نیز تأکید دارند که تغییرات در سیاست بین‏الملل را نمی‏توان از طریق مسیرهای از پیش تعیین شده‏ای که بتوان آنها را با قوانین تاریخی عام اعم از دوری یا تکامی فهمید توضیح داد.بنابراین اولا در سطح معرفت‏شناختی آن نوع قوانین فرازمانی و فرامکانی مورد توجه اثبات گرایان مورد تأکید سازه‏انگاران نیست(و برخی اساسا آن را نفی می‏کنند)و ثانیا در اینجا نیز به رابطه متقابل میان کارگزار و ساختار توجه می‏شود.

کراتوچویل و راگی(6891)برآنند که با توجه به هستی‏شناسی بیناذهنی نمی‏توان بر معرفت‏شناسی و رورش‏شناسی اثبات گرایانه که مبتنی بر جدای سوژه و ابژه است و تمرکز آن بر نیروهای عینی محرک کنشگران در تعاملات اجتماعی شان و استنباط معنای بیناذهنی از رفتار است، تکیه کرد.زیرا در بسیاری از موارد، رفتار کنشگر نمی‏تواند معنای بیناذهنی را به خوبی منتقل کند و این در حالی است که معنای بیناذهنی تأثیر زیادی در رفتار کنشگر دارد.در جهان شبیه‏سازی شده اثبات گرایانه کنشگران نمی‏توانند در رفتار مشارکت کنند و با هم ارتباط برقرار نمایند؛بلکه محکوم به این هستند که از طریق رفتار ارتباط برقرار سازند.اما جهان واقعی چنین نیست.پس باید در مقابل بر روش‏شناسی های تفسیری اتکا کرد که تأکیدشان بر رابطه نزدیک میان اعتبار گزاره‏های مدعی شناخت و آشکار ساختن معانی بیناذهنی است.پدیده‏های بین‏المللی را که که واجد عنصر هنجاری بسیار قوی هستند نمی‏توان با روش‏های اثبات‏گرا مطالعه کرد.نمی‏توان هنجارها را علت دانست زیرا قواعد راهنمای رفتار، الهام‏بخش، و توجیه کننده آن هستند و نه علت آن.د نتیجه، رویدادهای مغایر آنها نافی اعتبار آنها نمی‏تواند باشد.در عین حال، آنها برآنند که در مواردی که نیاز زیادی به تفسیر کنشگران نیست(مانند شرایط آرام بودن محیط، حاکمیت شناخت مشترک، یا نقش تعیین کننده اجبار و قهر)نیازی به معرفت‏شناسی



تفسیری نیست.(Kratochwil and Ruggie 6891:867)پس به یک معنا این دو بر جنبه هم تکمیلی معرفت‏شناسی‏های تجربی و تفسیری تأکید دارند.

یکی از محورهای مورد توجه در معرفت‏شناسی رابطه میان علت (1) و دلیل (2) است.موضع سازه‏انگاران در این زمینه یکدست نیست.کراتوچویل دلایل را تکوینی می‏داند، ولی ونت دلایل را هم تکوینی و هم علّی تلقی می‏کند.به نظر ونت، انسان‏ها هم به یک دلیل (3) عملی را انجام می‏دهند(که در این حالت دلیل دارای جنبه علّی است)و هم با یک دلیل (4) (که در این حالت، دلیل تکوینی است).(Wendt 0002:071)در عین حال، آنچه که شاید بتوان در نقد ونت گفت این است که به نظر می‏رسد که در وهله نخست باید علت را تعریف کرد و به این پرداخت که آیا کنش‏های خاص به دلیلی انجام می‏شوند که کارگزار آن را بر مبنای یک ادراک بیناذهنی می‏فهمد یا این دلایل مستقل از فهم او هستند.اگر مستقل باشند که اطلاق عنوان دلیل بر آنها چندان با فهم متعارف ما از دلیل بودن یک امر سازگار نیست و اگر مستقل نباشند دیگر نمی‏توان آنها را به معنای مرسوم در علوم طبیعی علت دانست.

بحث دیگری که در سطح معرفت‏شناختی مطرح می‏شود و کاملا مرتبط با بحث دلیل و علت می‏باشد، رابطه میان تفهم (5) و تبیین (6) است.سازه‏انگاران اولیه با اشاره به اینکه معنای کنش‏ها را نمی‏توان به پرداختن به آنها به عنوان متغیرهای سنجش‏پذیری که علت رفتار هستند فهمید، بر این تأکید داشتند که مطالعه ایده‏ها، هنجارها، و سایر معانی مستلزم روش‏شناسی تفسیری است که روابط میان معانی بیناذهنی را دریابد.(Reus-Smit 1002: 322)

برای راگی، سازه‏انگاری مقید به ساخت نظریه‏های فرضی-استنتاجی نیست و مفاهیم آن در وهله نخست برای کمک به تفسیر معنا و اهمیتی است که کنشگرانبه وضعیت جمعی‏ای که خود را در آن می‏یابند، می‏دهند.به نظر او، قواعد تکوینی توضیح علّی نیستند، اما مناسب و کافی هستند.سازه‏انگاری ممکن است به تبیین علّی نیز بپردازد، اما در این حالت مقید به مدل نومولوژیک-استنتاجی(یعنی تلاش برای یافتن قانون‏های عام رفتاری)نیست، بلکه به تبیین روایی می‏پردازد.(Ruggie 8991:43)

(1)Cause

(2)reason

(3)for a reason

(4)with a reason

(5)understanding

(6)explanation



ونت به جدا کردن تبیین و تفسیر باور ندارد و بر آن است که تبیین می‏تواند جنبه علّی یا تکوینی داشته باشد، نه آنکه تبیین جنبه علّی داشته باشد و(فقط)تفسیر جنبه تکوین.به نظر او در علوم فیزیکی نیز هر دو نوع تبیین علّی و تکوینی وجود دارد و این دو به دو دسته سئوالات متفاوت پاسخ می‏دهند نه آنکه یکی علمی تلقی شود و دیگری غیر علمی.تبیین علّی پاسخ به سئوالات در مورد چرایی‏ها و گاه چگونگی‏ها است و در این پرسشها ما به دنبال یافتن علل هستیم.در تبیین تکوینی یا نظریه‏های تکوینی هدف عبارت است از شرح خصوصیات یک چیز و چگونگی شکل‏گیری این خصوصیات.این تبیین در صدد پاسخ به سئوالات در مورد چگونگی امکان‏پذیری یا چگونگی است.تفاوت علوم طبیعی با اجتماعیاین است که در جنبه تکوینی پدیده‏های اجتماعی به دلیل وجود امر معنادار در روابط اجتماعی، تکوین واجد بعد تفسیری نیز می‏شود.شرط صدق هر دو تبیین نیز در تناظر آنها با وضعیت‏های جهان است.با وجودی که در اینجا او بسیار به جریان اصلی و اثبات‏گرایی نزدیک می‏شود، اما بلافاصله تأکید دارد که تناظر با واقعیت به معنای امکان آزمون مستقیم نظریه با جهان نیست و این در مورد هر دو نوع تبیین و نظریه صادق است.در حیات اجتماعی از آنجا که معانی عامل قوام بخش پدیده‏ها هستند، در تبیین تکوینی به آنها توجه می‏شود، اما فهم‏های مشترکی که بنیان تکوین امر اجتماعی هستند، تأثیر علّی نیز بر آنها دارند، و به عنوان سازوکارهایی عمل می‏کنند که نسبت به رفتار جنبه تقدم وجودی و زمانی دارند و محرک و مولد رفتار می‏باشند.(Wendt 1899)از همین جا است که او هم به فهم و هم به تبیین حیات اجتماعی و بین‏المللی توجه دارد.

برخی برآنند که سازه‏انگاری(خصوصا روایت و نتی آن)به اندازه کافی به تفسیرگرایی توجه نداشته است.حال آنکه کانون هستی‏شناختی سازه‏انگاری یعنی ایده‏ها و هنجارها اتکا بر تفسیرگرایی را ناگزیر می‏سازد.بنابراین سازه‏انگاری باید به سمت معرفت‏شناسی هرمنوتیکی حرکت کند.در هر منوتیک نیز به فهم بیناذهنی، کل‏گرایی، زمینه‏مندی، و برداشت‏های ذهنی توجه می‏شود.اما برخلاف تمایلات اثبات‏گرایانه کسانی چون ونت نمی‏توان در قلمرو معانی و ایده‏ها جدایی سوژه و ابژه یا پدیده‏های مورد بررسی را که لازمه احراز رابطه همبستگی و یا علّی میان آنها است تصور کرد.از دید هر منوتیکی معناداری کنش تنها در پیوند آن با سایر رویدادهای معنادار قابل تصور است.عوامل مادی نیز تنها در درون یک زمینه هنجاری برای کنشگران معنادار می‏شوند.پس عوامل مادی و فکری در تأثیرگذاری بر رفتار انسانی در رابطه متقابل با یکدیگر هستند.پس به جای فرض جدایی میان عوامل مادی و فکری باید به فهم چگونگی‏



پیوند آنها به یکدیگر توجه داشت.با مدل‏های خردگرایانه مبتنی بر فرض عقلانیت کنشگران نمی‏توان رفتار آنها رافهمید.در عوض باید بازنمایی خود کنشگران از جهان فهمیده شود.

(Marcel 1002)

اکثرسازه‏انگاران(به جز ونت)قائل به این هستند که نمی‏توان به دنبال نظریه‏های کلان تبیینی در مورد روابط بین‏الملل بود و به بیان رویس-اسمیت، بلند پروازی خود را به ارائه تفسیرها و تبیین‏های قانع کننده از ابعاد متمایز سیاست جهانی محدود می‏کنند و از تعمیم‏های موقت و به شدت مشروط فراتر نمی‏روند.(Reus-Smit 1002:222)در اینجا می‏توان دید که سازه‏انگاری نسبت به امکان ارائه تعمیم‏های وسیع در مورد روابط بین‏الملل بدبین است.این تواضع معرفت‏شناختی لازمه مطالعات در حوزه حیات اجتماعی است و حتی علم‏گرایان نیز نتوانسته‏اند به چنین تعمیماتی در سطحی قابل قبول دست یابند.

مسئله دیگری که در سطح معرفت‏شناختی مهم است مسئله کارگزار و ساختار است.اگر چه اراده‏گرایی جای چندانی در توضیحات علمی ندارد، اما ساختارگرایی نیز به دلیل تلاش علم‏گرایانه آن برای یافتن قوانین عام حاکم بر حیات اجتماعی و همچنین تعین‏گرایی حاکم بر آن و نادیده گرفتن نقش انسانی مورد انتقاد است.(Walker 5991)به نظر می‏رسد که تأکید هستی‏شناختی سازه‏انگاری بر قوام متقابل کارگزار و ساختار همراه با این دغدغه معرفت‏شناختی و روش‏شناختی نیز هست که در توضیح حیات اجتماعی به هر دو عامل توجه شود.در این جا اولویت موقت به کارگزار یا ساختار داده می‏شود.(Onuf 8991:241)در عین حال، باید توجه داشت که چون ساختار و کارگزار در سطح هستی‏شناختی میان آنها بود و در مقابل، باید به چگونگی رابطه میان آنها(و نه چرایی)پرداخت.

یکی از مباحث معرفت‏شناختی رابطه دانش و ارزش یا فاکت و ارزش است.از نگاه علم‏گرایان وظیفه علم توضیح واقعیت است و نه توصیه، و تحقیقات علمی باید از هر نوع موضع هنجاری و ارزشی اجتناب کند.این موضع به شدت از سوی طیف وسیعی از نظریه‏پردازان اعم از کلاسیک، انتقادی، و پسا ساختارگرا مورد انتقاد است.گفته می‏شود نوع شناختی که از یک نظریه حاصل می‏شود، لاجرم دارای ابعاد هنجاری است.مفروضه‏های هنجاری در طرح سئوال، گزینش داده‏ها، تفسیر داده‏ها و...اهمیت دارند.بنابراین در نظریه‏پردازی باید به این ابعاد نیز توجه داشت.اگر قرار است که سازه‏انگاری ازداعیه‏های اثبات گرایانه‏ای چون‏

دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » شماره 65 (صفحه 136)

جدایی واقعیات و ارزشها یا رهایی از ارزش در علوم رها شود، باید به این ابعاد نیز توجه داشته باشد.اما انتقاد بر علم گرایان کم و بیش بر طیفی وسیع از سازه‏انگاران نیز وارد است.آنچه که در سازه‏انگاری کمتر به آن توجه می‏شود، ابعاد هنجاری نظریه‏پردازی و بازاندیشی نظری است.بر همین مبنا است که از سازه‏انگاری به دلیل جدا شدن بسیاری از نظریه‏پردازان آن از برخی از بنیان‏های انتقادی سازه‏انگاری انتقاد می‏شود(Price and Reus-Smit 8991)و در مقابل، بر لزوم حرکت آن به سمت نوعی برداشت غیر فنی از علم همراه با اتکا به حکمت عملی (1) موجود در برداشت‏های تفسیرگرا تأکید می‏شود.یعنی برداشتی از شناخت که در آن بر شناخت وضعیت‏های خاص همراه با درک امکانات در ایجاد تحول مثبت در آنها با اتکا به بینش متکی بر تجربه تأکید می‏گردد.(Shappcott n.d)

نتیجه‏گیری

آنچه از مجموعه مباحث مورد توجه سازه‏انگاری در سطح فرانظری می‏توان دریافت این است که این رهیافت در سطح هستی‏شناسی و معرفت‏شناسی، در موضعی میان جریان اصلی علم گرایانه-اثبات گرایانه و جریان مخالف رادیکال ضد شالوده انگارانه و ضد معرفت‏شناختی قرار می‏گیرد.البته در این زمینه همان گونه که دیدیم میان سازه‏انگاران اتفاق نظر مطلق وجود ندارد و برخی از آنها به جریان اصلی نزدیک‏تر هستند و برخی به جریان مخالف.الکساندر ونت، پیتر کاتزنستاین و تد هوف(2002)را شاید بتوان بیش از دیگران به جریان اصلی نزدیک دانست، و در نتیجه آنها را بیش از دیگران در معرض انتقادات وارده بر جریان اصلی دید.حتی می‏توان گفت که برخی از تلاش‏های ونت برای آشتی دادن دو موضع لاجرم به نوعی بازی با واژه‏ها(مانند بحث دلیل و علت یا تبیین و تفهم)می‏انجامد و نه به موضعی واقعا بینابینی.

جان راگی و فریدریش کراتوچویل موضع میانی خود را به شکل مشخص‏تری بر می‏سازند.

آنها سازه‏انگاری را از جریان اصلی متمایز می‏کنند و بر تفسیری و تفهمی بودن آن تأکید دارند.راه حل بینابینی آنها این است که قائل به مفیدیت موضع سازه‏انگارانه در پاره‏ای از حوزه‏ها و موضع اثبات‏گرایانه در پاره‏ای دیگر(که مسائل مربوط به معنا تثبیت شده یا می‏توان آن را کنار گذاشت) هستند؛اما این دو را در عین هم تکمیلی دیدن، قابل جمع تلقی نمی‏کنند.شاید بتوان این موضع (1)phronesis

دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) » شماره 65 (صفحه 137)

را مناسب‏تر و از نظر انسجام درونی قابل پذیرش‏تر دانست.

درک موضع نیکلاس اونف تا حدی دشوارتراست.اوایده‏آلیستی بودن سازه‏انگاری را رد می‏کند و به گشودگی روش‏شناختی آن باور دارد و این دو او را نزدیک به جریان اصلی نشان می‏دهند.اما در مباحث خود بیش از دیگران بر زبان و کنش کلامی تأکید دارد و تفسیر گرایانه عمل می‏کند.تمامی تأکید او بر کلام و کردار است و نقش قواعد را در قوام بخشیدن به واقعیت مورد تأکید قرار می‏دهد.پیچیدگی بحث او شاید به یک معنا مانع از آن می‏شود که بتوان جایگاه او را به شکلی دقیق در درون سازه‏انگاری مشخص کرد.

اما در هر صورت آنچه از نظر بحث ما اهمیت جدی دارد، این است که موضع بینابینی در همه سازه‏انگاران در سطح فرانظری دیده می‏شود.تد هوف با جمع‏بندی آرای سازه‏انگاران متعارف بر آن است که آنها را می‏توان شالوده انگارانی حداقل دانست.آنها عرف اثبات گرایانه در مورد خصوصیات نمونه، روش‏های متفاوت، دنبال کردن فرایندها، (1) و کنترل مواردی را که می‏توانند حاکی از وجود رابطه ظاهری جعلی (2) و نه واقعی میان پدیده‏ها باشند، می‏پذیرند.

(Hopf 8991:4671)روشن است که موضع شالوده انگاری حداقل در میانه دو موضع افراطی پسا تجددگرایان قرار می‏گیرد.از این نظر می‏توان دید که سازه‏انگاری به نظریه انتقادی شباهت پیدا می‏کند.

اما در مورد جدایی فاکت و ارزش عملا سازه‏انگاری از مواضع انتقادیون دور می‏شود و وارد مباحث هنجاری روابط بین‏الملل نمی‏گردد و این از نظر بسیاری از نظریه‏پردازان قابل نقد است.

به عنوان نمونه کریس رویس-اسمیت که خود نیز مواضعی سازه‏انگارانه دارد، از این نظر موضع سازه‏انگاری متعارف را مورد انتقاد قرار می‏دهد.(Reus-Smit 2002: 784-905)در شرایطی که سازه‏انگاری نقش زبان، هنجارها، قواعد و...را در قوام به واقعیت روابط بین‏الملل می‏پذیرد، علی‏القاعده باید به نقش گفتمانهای نظری نیز در این زمینه توجه داشته باشد و به نقش خود در قوام بخشیدن به واقعیت روابط بین‏الملل آگاهانه‏تر بپردازد.به بیان دیگر، باید مستمرا به این مسئله توجه داشته باشد که در خدمت چه هدفی است، تا چه حد جنبه محافظه‏کارانه دارد و در مقابل تا چه حد در جهت ایجاد تحول در روابط بین‏الملل مؤثر است.

بی‏تردید، از لحاظ نظری سازه‏انگاری با پرداختن به مسئله تاریخی بودن و زمینه‏مندی واقعیت (1)process tracing

(2)spuriousness



بین‏المللی ونگاه جامعه‏شناختی‏ای که به روابط بین‏الملل دارد، می‏تواند زمینه مناسبی برای برخورد انتقادی با آن باشد، اما عملا به آن نمی‏پردازد.بر همین اساس ممکن است گفته شود که در این حوزه است که شاید سازه‏انگاری چندان جایگاه میانی‏ای ندارد و به سمت جریان اصلی می‏لغزد، اما شاید بتوان در مقابل گفت که در اینجا نیز سازه‏انگاری موضعی میانه اتخاذ می‏کند و در عین توجه به ارزش‏ها، هنجارها، قواعد و...، و گشودن راه برای بحث‏های عمل‏شناختی (1) و هنجاری، مستقیما وارد این حوزه نمی‏گردد.

کتابنامه:

الف-فارسی

1-بزرگی، وحید(گردآورنده و مترجم).(1375)نظریه‏های روابط بین‏الملل.تهران:ماجد.

2-بزرگی، وحید.(1377)نظریه‏های جدید در روابط بین‏الملل.تهران:نشر نی.

3-پوبر، کارل.(1363)حدس‏ها و ابطال‏ها:رشد شناخت علمی.ترجمه احمد آرام.تهران:انتشار.

4-جورج، جیم و کمبل، دیوید.(1375)الگوهای مخالفت و استقبال از تفاوت‏ها:نظریه اجتماعی انتقادی و روابط بین‏الملل، ترجمه حمیرا مشیرزاده.راهبرد، ش.12:79-139.

5-چالمرز، (1375)چیستی علم.ترجمه سعید زیباکلام، تهران.

6-فایرابند، پل.(1375)بر ضد روش:طرح نظریه آنارشیستی معرفت.ترجمه مهدی قوام صفری.تهران: فکر روز.

7-کوهن، توماس.(1369)ساختار انقلاب‏های علمی.ترجمه احمد آرام.تهران:سروش.

8-مشیرزاده، حمیرا.(1380)پسا تجددگرایی در روابط بین‏الملل، مجموعه مقالات روابط بین‏الملل، یادنامه هوشنگ مقتدر.تهران:مؤسسه بین‏المللی مطالعات دریای خزر.

9-مورگنتا، هانس جی.(1374)سیاست میان ملت‏ها.ترجمه حمیرا مشیرزاده.تهران:دفتر مطالعات سیاسی و بین‏المللی.

ب-لاتین

1-Adler,E.)7991("Seizing the Middle Ground:Constructivism in World Politics,"European Journal of International Relations,3:913-36.

2-Alker,H.R.)0002("On Learning from Wendt,"Review of International studies, 62:141-05.

(1)

  نظرات ()
مطالب اخیر ترامپ در روز اول ریاست بر ایالات متحده آمریکا چکار می کند؟ ایران به دنبال نمونه ای مدرن از استراتژی آناکوندا برای شکست عربستان سعودی است عوامل و بازیگران دخیل در افزایش بحران در کشمیر آیا ایران با ذخایر نفتی و گازی خود می‌تواند روسیه را به چالش بکشد؟ آینده روابط عربستان و هند چالشهای کنونی و چشم انداز روابط هند و پاکستان علل تشدید تنش ها و آینده روابط هند و پاکستان ۱۳٩٥/٧/۱٤ بسترهای گسترش حضور چین در در افغانستان نقش گذشته و آینده قزاقستان
کلمات کلیدی وبلاگ ایران (۱٦٤) ترکیه (۸٠) سوریه (٧٥) امریکا (٦٤) خاورمیانه (٦٢) عربستان (٥٥) بحران سوریه (٤٧) داعش (٤۳) عراق (٤۱) روسیه (٤٠) سیاست خارجی (۳٥) ژئوپلتیک (٢٩) مقالات جغرافیای سیاسی (٢٩) یمن (٢٥) سیاست خارجی ایران (٢٥) مصر (٢٢) تحولات یمن (۱٩) چین (۱۸) اوباما (۱٧) اردوغان (۱٧) پاکستان (۱٦) سیاست خارجی ترکیه (۱٦) سیاست خارجی عربستان (۱٥) تحولات سوریه (۱٤) افغانستان (۱٤) کردها (۱٤) کردستان عراق (۱٤) ایران عربستان (۱۳) قطر (۱۳) القاعده (۱۳) صادرات گاز (۱۳) تحولات جهان عرب (۱۳) امنیت (۱٢) بیداری اسلامی (۱٢) عربستان سعودی (۱٢) روابط بین الملل (۱٢) توافق هسته ای (۱۱) نفت (۱۱) انرژی (۱۱) رقابت ایران و عربستان (۱۱) دیپلماسی (۱٠) سیاست (۱٠) اتحادیه اروپا (۱٠) حوثی ها (۱٠) عبدالرضا فرجی راد (٩) قدرت نرم (٩) سیاست خارجی امریکا (٩) تحریم (٩) اعراب (٩) روابط ایران ترکیه (٩) چین - امریکا (٩) آسیای مرکزی (۸) جهان عرب (۸) ایران امریکا (۸) تروریسم (۸) ژئوپلیتیک (۸) سلفی گری (۸) اسلام گرایی (۸) جهانی شدن (۸) کردستان (۸) حکومت اقلیم کردستان (۸) سیاست خارجی روسیه (۸) روابط ایران روسیه (٧) جمهوری آذربایجان (٧) گاز (٧) اروپا (٧) لبنان (٧) انتخابات (٧) پرونده هسته ای (٧) بندر چابهار (٧) نظام بین الملل (٦) ایران عراق (٦) بهار عربی (٦) قفقاز جنوبی (٦) انتخابات‌ (٦) استراتژی (٦) آفریقا (٦) اسرائیل (٦) پوتین (٦) آذربایجان (٦) وهابیت (٦) هند (٦) اخوان المسلمین (٦) خلیج فارس (٦) بارزانی (٦) تاریخچه داعش (٦) داعش عراق (٦) داعش سوریه (٦) خاورمیانه اسلامی (٦) گاز ایران (٦) خاورمیانه بزرگ (٥) انتخابات شورا (٥) سیاست خارجی چین (٥) بحران عراق (٥) مقالات ژئوپلیتیک (٥) هیدروپلیتیک آب (٥) روابط روسیه ترکیه (٥) خط لوله صلح (٥) دیپلماسی عمومی (٥) جنگ نرم (٥) بحران آب (٥) انتخابات ایران (٥) حزب الله (٥) حزب الله لبنان (٥) جغرافیای سیاسی (٥) امنیت ملی (٥) ترانزیت (٥) فلسطین (٥) رسانه (٥) جغرافیا (٥) رژیم های بین المللی (٥) تبلیغات انتخابات (٥) ژئوپلتیک ایران (٥) شیعیان یمن (٥) نظم نوین جهانی (٥) شمال آفریقا (٤) مذاکرات هسته ای (٤) نوری مالکی (٤) ژئواستراتژیک (٤) افراط گرایی (٤) کردهای سوریه (٤) سیاست خارجی قطر (٤) ارتش آزاد سوریه (٤) مشاوره انتخاباتی (٤) ایران چین (٤) نظریه های روابط بین الملل (٤) علویان ترکیه (٤) ارمنستان (٤) بحران (٤) اوکراین (٤) اسلام (٤) طالبان (٤) بلوچستان (٤) امارات (٤) اردن (٤) جهان اسلام (٤) انقلاب اسلامی (٤) تحریم های بین المللی (٤) منافع ملی (٤) امارات متحده عربی (٤) مرز (٤) بشار اسد (٤) علویان (٤) هژمونی (٤) حقوق بین الملل (٤) دیپلماسی آبی (٤) نظم جدید جهانی (٤) داعش در عراق (٤) جبهه النصره (٤) ژئوپلتیک گاز (٤) فدرالیزم (۳) چاپ تبلیغات انتخابات (۳) شیوه تبلیغات انتخاباتی (۳) خاورمیانه جدید (۳) ایران سوریه (۳) چین اقتصاد (۳) ساختار یمن (۳) جنگ آب (۳) حوثی های یمن (۳) ژئوپلیتیک آب (۳) مقالات ژئوپلتیک (۳) روابط افغانستان -پاکستان (۳) ژنوم ژئوپلیتیک (۳) روابط ایران و عمان (۳) رودخانه مرزی (۳) روابط ترکیه عراق (۳) سیاست خارجی هند (۳) رقابت های ژئوپلیتیکی و (۳) رقابت نفتی (۳) کریدور شمال جنوب (۳) شورای همکاری خلیج فارس (۳) 11سپتامبر (۳) ژئواستراتژی (۳) حسن البنا (۳) اقتصاد سیاسی (۳) شورای امنیت (۳) قفقاز (۳) انتخابات ریاست جمهوری (۳) قره باغ (۳) ترکمنستان (۳) عمان (۳) دموکراسی (۳) کلینتون (۳) فرهنگ (۳) ظریف (۳) خزر (۳) بریتانیا (۳) یارانه (۳) روابط خارجی (۳) روابط ایران و عربستان (۳) حافظ نیا (۳) انتخابات ترکیه (۳) مدیریت بحران (۳) انقلاب های عربی (۳) استراتژی ایران در عراق (۳) راهبرد ترکیه در سوریه (۳) علویان سوریه (۳) همکاری بین المللی (۳) قطر شبکه الجزیره (۳) انتخابات امریکا (۳) سیاست خارجی پاکستان (۳) هدف مندی یارانه ها (۳) ایران مصر (۳) ایران هراسی (۳) شیعیان عربستان (۳) منطقه آزاد ارس (٢) هارتلند (٢) موقعیت ایران (٢) برخورد تمدنها (٢) مدل مفهومی (٢) اسد (٢) مرزهای ایران (٢) استراتژِی (٢) انر}ى هسته ای (٢) رژزیم حقوقی (٢) عزت اله عزتی (٢) ترورریسم (٢) انقلاب تونس (٢) مقاومت و حزب الله (٢) پیمان کمپ دیوید (٢) انقلاب مصر (٢) خاورمیانه جدید (٢) علی عبدالله صالح (٢) تحولات خاورمیانه (٢) تحولات مصر (٢) موازنه قدرت (٢) تئوری های روابط بین الملل (٢) لبنان و بحران سوریه (٢) ساختار شورای امنیت (٢) مرزهای دریایی ایران (٢) رشد اسلام گرایی (٢) تحدید حدود مرز (٢) ترکیه سوریه (٢) امریکا خاورمیانه (٢) چالش های ترکیه (٢) ایران ترکبه (٢) انقلابات عربی (٢) ترکیه خاورمیانه (٢) روابط با عراق (٢) بازار انرژی (٢) صادرات نفت (٢) سیاست بین الملل (٢) محمد مرسی (٢) عراق جدید (٢) کردستان سوریه (٢) ژئواکونومیک (٢) امنیت منطقه ای (٢) شیعیان عراق (٢) کردهای ترکیه (٢) روابط ایران و ترکیه (٢) مقام معظم رهبری (٢) حماس (٢) سنگاپور (٢) روحانی (٢) تبلیغات انتخاباتی (٢) سازمان ملل (٢) فرانسه (٢) ارتباطات (٢) تنش زدائی (٢) موسویان (٢) قومیت (٢) ناتو (٢) جهان سوم (٢) هویت ملی (٢) اوپک (٢) غرب (٢) آمریکا (٢) لیبی (٢) مازندران (٢) بی بی سی (٢) جمهوری اسلامی ایران (٢) قزاقستان (٢) حق وتو (٢) مذاکره (٢) کویت (٢) آلمان (٢) هویت فرهنگی (٢) تهدید نرم (٢) احمدی نژاد (٢) اسلام سیاسی (٢) قیمت نفت (٢) کنفدراسیون (٢) ایران هسته ای (٢) نفت وگاز (٢) سازه انگاری (٢) منطقه گرایی (٢) تبارشناسی (٢) هانتینگتون (٢) موادمخدر (٢) تحریم اقتصادی (٢) بازدارندگی (٢) واقع گرایی (٢) حزب عدالت و توسعه (٢) رئیس جمهور آمریکا (٢) فدرالیسم (٢) کریمه (٢) پسا تحریم (٢) ملت سازی (٢) روابط ایران امریکا (٢) دریای جنوبی چین (٢) جزایر چین جنوبی (٢) دولت سازی (٢) خط لوله تاپی (٢) پسابرجام (٢) القاعده یمن (٢) جغرافیای سیاسی (٢) کد ژئوپلیتیک (٢) برجام (٢) داعش افغانستان (٢) هیدرو پلیتیک (٢) بحران یمن (٢) جریان های افراطی (٢) گروه سلفی خراسان (٢) گروه خراسان (٢) افغانستان ایران (٢) دولت اسلامی عراق و شام (٢) گروه تکفیری خراسان (٢) منابع گازی (٢) کنکره امریکا (٢) کریدور شمال- جنوب (٢) طرح توسعه شرق (٢) توسعه شرق (٢) یرنامه چهارم توسعه (٢) ترکیه داعش (٢) تبارشناسی تروریسم (٢) ساختار سیاسی عمان (٢) ساختار قومی یمن (٢) شیعیان زیدی (٢) تروریسم سلفی (٢) الگوی امنیتی (٢) سلفی گری وهابی (٢) قدرت ملی (٢) ایران ترکیه سوریه (٢) داود اوغلو (٢) ترکیه وبحران سوریه (٢) ایران اعراب (٢) القاعده آفریقا (٢) گرو های تندرو (٢) کشور عمان (٢) امنیت جمهوری اسلامی ایران (٢) موضوع هسته ای ایران (٢) رقایت امریکا روسیه (٢) رقابت ایران و ترکیه (٢) تاریخ یارانه (٢) سیاست خارجی روسیه (٢) عبدربه منصور هادی (٢) اسلام رادیکال (٢) رادیکالیسم اسلامی در آفریقا (٢) آگهی انتخاباتی (٢) مشاوره تبلیغات انتخابات (٢) جایگاه قطر (٢) چاپ آگهی انتخاباتی (٢) چاپ تراکت انتخابات (٢) ترورریسم سوری (٢) تجزیه سوریه (٢) تحریم سیاسی (٢) اقتصاد امارات (٢) امنیت سیاسی (۱) جوک قومیتی (۱) روابط جهانی (۱) توافق ایران و 1+5 (۱) عمق استراتژیک (۱) عمق استراتژیک ایران (۱) روسیه سوریه (۱) تحریم های بین النللی (۱) تحریم های بکجانبه (۱) امنیت، (۱) قفقاز شمالی (۱) روابط ایران و پاکستان (۱) انتخابات پارلمانی المان (۱) حزب سبز آلمان (۱) محمد جواد ظریف (۱) مذاکرات سازش (۱) یاران رئیس جمهور (۱) گروه های ذینفوذ (۱) همگرایی، واگرایی (۱) منارعات قومی (۱) ارتش آزاد مصر (۱) بوکوحرام (۱) توسعه ملی (۱) سیاستهای امنیتی (۱) جنگ تمدنها (۱) احزاب عراق (۱) دموکراسی در عراق (۱) تحریم اقتصادی (۱) تحریم نفتی (۱) چالش های صادرات گاز (۱) سیاست خارجی دولت نهم ودهم (۱) جبهه اسلامی سوریه (۱) اتحادیه اروپایی (۱) روند صلح (۱) فلسطین، اسرائیل (۱) روندصلح خاورمیانه (۱) جغرافیای خاورمیانه (۱) تاریخ خاورمیانه جدید (۱) مازی (۱) شیعیان مالزی (۱) بلوچستان آزاد (۱) شورای روابط خارجی اروپا (۱) مدل مفهومی بحران سوریه (۱) تروریسم رسانه ای (۱) ریشه های بحران سوریه (۱) دوران جنگ سرد (۱) یکجانبه گرایی (۱) چندجانبه گرایی (۱) مفهوم منطقه گرایی (۱) معاهده شنگن (۱) نظریه های انقلاب (۱) انقلاب های عربی (۱) نظریه های جغرافیای سیاسی (۱) نظریه های ژئوپولیتیک (۱) منابع کنکور دکتری علوم جغرافیا ی سیاسی (۱) هارتلند جدید (۱) بهار عربی، (۱) گروه های معارض سوریه (۱) حزب سلفی نور (۱) حزب النهضه (۱) ژئواستراتژی جهانی (۱) مکیندر (۱) چاپ بنر انتخابات (۱) بروشورهای انتخابات (۱) تبیلغات انتخابات (۱) چاپ آگهی (۱) طراحی آگهی انتخابات (۱) جایگاه انتخابات در ایران (۱) اقتصاد ترکیه (۱) تبلیغات انتخابات مجلس (۱) تبلیغات در انتخابات (۱) شیوه های انتخاباتی (۱) غلامحسن حیدری (۱) تبلیغات انتخابات رسانه (۱) چاپ آگهی انتخابات (۱) هزینه تبلیغات انتخابات (۱) نقش اردن در سوریه (۱) ماهیت اقتصاد سیاسی بین‌الملل (۱) اعتراضات ترکیه (۱) اسلام گرایی آفریقا (۱) چاپ تبلیغات انتخاباتی (۱) چاپ انتخابات (۱) اس 300 (۱) امنیت ایران (۱) انتخابات تبلیغات (۱) شیوه های تبلیغات (۱) یارانه ها در جهان سوم (۱) تاریخچه هدف مندی یارانه ها (۱) فتح اله گولن (۱) انقلاب اسلامی ایران (۱) عراق کردستان (۱) بغداد اربیل (۱) تجمیع انتخابات (۱) مشاکرت سیاسی (۱) شورای اطلاعات ملی آمریکا (۱) محمئد (۱) استراتژی ایران (۱) تغییر نظام سوریه (۱) قراردادگاز ایران پاکستان (۱) روابط فرهنگی (۱) واردات گاز ترکمنستان (۱) رقابت ایران و مصر (۱) العراقیه (۱) ایران ترکیه (۱) جریان مقاومت (۱) جبهه مقاومت (۱) تئوری جیمزروزنا (۱) ایرانیان در قزاقستان (۱) شیعیان قزاقستان (۱) آذری های قزاقستان (۱) نونس (۱) نقشه سوریه (۱) نقشه نبرد در سوریه (۱) جبهه‌های جنگ در سوریه (۱) انرژی هسته ای (۱) تروریسم سلفی- تکفیری (۱) بندربن سلطان (۱) دیپلماسی شهری (۱) اسه آن (۱) نگاه به شرق (۱) سلفی گری تکفیری (۱) وهابیت تکفیری (۱) تحولات اقتصادی امارات (۱) احزاب آذربایجان (۱) جنبش مقاومت (۱) شمال عراق (۱) آگهی جذب فوق لیسانس علوم سیاسی (۱) اقتصاد قطر (۱) ابوبکر البغدادی (۱) کارکرد گرایی (۱) داعش در سوریه (۱) الحوثی ها (۱) انتخابات‌ سوریه (۱) حامیان داعش (۱) موصل (۱) اقتصاد یمن (۱) یمن در نگاه استراتژیک عربستان (۱) زیدی های یمن (۱) جغرافیای یمن (۱) واقعیت داعش (۱) کردهای عراق (۱) آینده کردها (۱) اقتصاد عمان (۱) نفت کردستان (۱) ژئوپلیتیک عراق (۱) مناطق جدایی طلب اروپا (۱) جدایی طلبی (۱) کوبانی (۱) تقابل ترکیه-عربستان (۱) اختلاف ترکیه عربستان (۱) رقابت ترکیه عربستان (۱) سقوط صنعا (۱) نقش ایران عربستان در یمن (۱) رابطه ترکیه با داعش (۱) ساختار قومی (۱) کردهای ایران (۱) انرژى هسته ای (۱) ترانزیت گاز (۱) انصارالله (۱) موقعیت اقتصادی یمن (۱) جایگاه منطقه ای یمن (۱) روابط آمریکا روسیه (۱) حسن بهشتی پور (۱) تحریم های علیه ایران (۱) نیچروان بارزانی (۱) استخدام کارشناس ارشد علوم سیاسی (۱) دعوت به همکاری روابط بین الملل (۱) استخدام کارشناس ارشد روابط بین الملل (۱) استخدام ارشد روابط بین الملل (۱) قدرت ملی ایران (۱) دالان شمال جنوب (۱) ژئوپلتیک بلوچستان (۱) فیمینسیم (۱) مدیریت سیاسی فضا (۱) منظقه آزاد چابهار (۱) سیاست خارجی افغانستان (۱) گروه تروریستی خراسان (۱) روابط عربستان اسرائیل (۱) تفاهم لوزان (۱) داعش آفریقا (۱) مختاری،حسین (۱) عبدی،عطاءالله (۱) مدل اندرسون، (۱) الرمادی (۱) پارلمان ترکیه (۱) ارتش های جهان (۱) روسیهر (۱) ژئوپلتیک نفت (۱) آثار توافق هسته ای بر خاورمیانه (۱) سلاح های روسی (۱) روابط روسیه چین (۱) نقش امارات در یمن (۱) جنبش گوران (۱) نظریه‌های ژئوپلیتیک (۱) داعش در آسیای مرکزی (۱) دولت آشتی ملی افغانستان (۱) سیاست خارجی پاکستان (۱) دموکرات ها (۱) عربستان یمن (۱) ژئواستراتژیک ایران (۱) انتخایات ترکیه (۱) اسلام گرایان ترکیه (۱) محمد ابن عبدالوهاب (۱) نوار مرزی ایران ترکیه (۱) مسائل مرزی (۱) تجزیه استانهاس سنی عراق (۱) تحول ژئوپلیتیک (۱) ساختار ژئوپلیتیکی جهان (۱) الگوهای اسلام گرایی (۱) نظریه های روابط بین الملل ریه های (۱) بازدارندگی استراتژیک (۱) ضدژئوپلیتیک (۱) ژئوپلیتیک مقاومت (۱) سایکس-پیکو (۱) کیومرث یزدان پناه (۱) سیاست خارجی فرانسه (۱) اختلاف مصر و عربستان (۱) مصر عربستان (۱) اقلیت های قومی ترکیه (۱) اقلیت های زبانی ترکیه (۱) اقلیت های دینی ترکیه (۱) جریان های وهابی (۱) روسیه آذربایجان (۱) دولت-ملت (۱) دولت -ملت سازی (۱) نوروپلیتیک (۱) بحران خاورمیانه (۱) روابط پاکستان افغانستان (۱) تحولات سیاسی ترکیه (۱) پایگاه هوایی روسیه (۱) شی جین‌پینگ (۱) شهر ملکان (۱) اکولوژی سیاسی (۱) جغرافیای سیاسی شهر (۱) آبراه خزر روسیه (۱) منازعات دریایی (۱) اختلافات دریایی (۱) اقلیم در ژئوپلتیک (۱) ژئوپلیتیک خاورمیانه (۱) قانون مناطق دریایی (۱) ایران هند (۱) گوادر (۱) صلح کردها (۱) پیمان شانگهای (۱) تاثیر خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (۱) سیاست خارجه ایران و عراق (۱) سیاست خارجی عراق (۱) اقوام عراق (۱) بازارنفت (۱) روابط عربستان امریکا (۱) سیاست خارجی قزاقستان (۱) چین -افغانستان (۱) روسیه اتحادیه اروپا (۱) هند پاکستان (۱) روابط هند و پاکستان (۱) روابط هند وعربستان (۱) روابط عربستان وهند (۱) بحران کشمیر (۱) هند کشمیر (۱) پاکستان کشمیر (۱) استراتژِی آناکوندا (۱) مناطق آزاد ترکیه (۱) ژئوپلتیک مقاومت اسلامی (۱) بنیان‌های ژئواستراتژیک (۱) بازاریابی انتخابات (۱) کمپین انتخاباتی (۱) برنامه‌ریزی تبلیغاتی (۱) اهداف روسیه در سوریه (۱) مدل های دولت-ملت (۱) دولت-ملت سازی (۱) رهیافت اسلامی ایرانی (۱) روابط چین بریتانیا (۱) روابط ایران -اروپا (۱) عربستان روسیه (۱) کریدورهای ترانزیتی (۱) بندرچابهار (۱) کریدورهای بین المللی (۱) کریدورشرق- غرب (۱) موقعیت ترانزیتی ایران (۱) داعش در پاکستان (۱) کشورهای دو سه دولتی (۱) 13نوامبر پاریس (۱) انفجارهای پاریس (۱) حمله داعش به پاریس (۱) حملات تروریستی پاریس (۱) راهبرد نظامی ژاپن (۱) اهمیت هیدروپلیتیکی ایران (۱) روابط ترکیه عربستان (۱) روابط اعراب ترکیه (۱) روابط ترکیه با اعراب (۱) ژئوپلتیک اروپا (۱) روسیه اوکراین (۱) اندیشه سیاسی اهل سنت (۱) خلافت از دیدگاه اهل سنت (۱) مبانی اندیشه سیاسی (۱) بازارهای منطقه ای گاز (۱) قتصاد سیاسی بین الملل (۱) نو واقع گرایی (۱) رسول حاج احمدی (۱) حسین اژدر (۱) فدراسیون و کنفدراسیون (۱) ژئوپلیتیک فضای مجازی (۱) موتلفه اسلامی (۱) المنار (۱) توییتر (۱) تقسیمات کشوری (۱) ژئواکونومی (۱) شنگن (۱) بنیادگرایی (۱) سلاح شیمیایی (۱) لویی جرگه (۱) مفهوم قدرت (۱) جنگ رسانه (۱) چابهار (۱) سرحد (۱) جهانی سازی (۱) موساد (۱) رژیم حقوقی (۱) جنگ سرد (۱) اقتصاد جهانی (۱) زیباکلام (۱) اسامه بن لادن (۱) فعالیت هسته ای (۱) ژئوپولیتیک (۱) رود ارس (۱) دولت یازدهم (۱) الشباب (۱) سیاست داخلی (۱) سازمان های بین المللی (۱) آذری ها (۱) گرهاردشرودر (۱) الهام علی اف (۱) نواندیشی دینی (۱) برنامه هسته ای ایران (۱) احسان شریعتی (۱) تنب بزرگ (۱) ترانزیت کالا (۱) پراگماتیسم (۱) امارات متحده (۱) ارتش چین (۱) پیروزی در انتخابات (۱) امنیت انرژی (۱) چاوز (۱) فرانسیس بیکن (۱) آلاسکا (۱) کشمیر (۱) ابوموسی (۱) آسیای مرکزی و قفقاز (۱) رضاشاه (۱) ایران گردی (۱) رژیم صهیونیستی (۱) منافع (۱) رئیس جمهور (۱) پ ک ک (۱) پارس جنوبی (۱) فیس بوک (۱) صدای امریکا (۱) جنگ روانی (۱) آل سعود (۱) راه آهن (۱) بین الملل (۱) بی بی سی فارسی (۱) تاریخ اسلام (۱) فدراسیون (۱) گرجستان (۱) هرمنوتیک (۱) علوم سیاسی (۱) احمد بن حنبل (۱) ریگی (۱) هوگو چاوز (۱) اومانیسم (۱) کره جنوبی (۱) آتاتورک (۱) انتخابات آمریکا (۱) ملی گرایی (۱) ترکمن (۱) جغرافیای سیاسی خاورمیانه (۱) چشم انداز (۱) ملکان (۱) آینده پژوهی (۱) مشترک المنافع (۱) ابن تیمیه (۱) هیلاری کلینتون (۱) ارتش (۱) مصدق (۱) بغداد (۱) جان مک کین (۱) گردشگری (۱) رهبری (۱) دولت (۱) حج (۱) مبارک (۱) سرزمین (۱) توسعه (۱) موشک (۱) مدیریت (۱) ونزوئلا (۱) مقاومت (۱) سلام (۱) شریعتی (۱) بوش (۱) شیعیان (۱) انتفاضه (۱) آذری (۱) دبی (۱) دانش (۱) علم (۱) انقلاب ایران (۱) ماهواره (۱) انتخابات مجلس (۱) مشارکت سیاسی (۱) نظریه (۱) قالیباف (۱) اقتصاد ایران (۱) عبدالله شهبازی (۱) اسلام هراسی (۱) سکولار (۱) هیرمند (۱) تجارت آزاد (۱) جزایر سه گانه (۱) دریای خزر (۱) شما (۱) باکو (۱) انگلستان (۱) حاکمیت (۱) سکولاریسم (۱) استراتژیک (۱) توسعه اقتصادی (۱) تشیع (۱) ژاپن (۱) هویت (۱) توریسم (۱) احزاب (۱) توسعه پایدار (۱) بحرین (۱) حمل و نقل (۱) مشارکت مردمی (۱) صهیونیسم (۱) اکونومیست (۱) قانون انتخابات (۱) سوخت هسته ای (۱) ویلیام جیمز (۱) اخوان المسلمین سوریه (۱) جنگ نفتی (۱) نظر سنجی انتخاباتی (۱) جغرافیای ملکان (۱) سیاست ترکیه (۱) نظام بین المللی (۱) جمهوری خواهان (۱) ارتش امریکا (۱) نظم منطقه ای (۱) سقوط بشار اسد (۱) محورمقاومت (۱) تاثیر ماهواره بر جوانان (۱) هژمون (۱) ارتش آزاد (۱) پیروزی اوباما (۱) ارتش عراق (۱) فلسفه جغرافیا (۱) مسعود بارزانی (۱) موازنه منطقه ای (۱) شهرستان ملکان (۱) جلال طالبانی (۱) عدالت و توسعه (۱) جنبش اسلامی (۱) انقلابات عربی و ترکیه (۱) اربیل (۱) خاورمیانه رمیانه (۱) کردستان ترکیه (۱) توازن قدرت (۱) انقلاب سوریه (۱) خلیج‌فارس (۱) قدرت نرم ایران (۱) ترکیه اسرائیل (۱) سیاست خاورمیانه ترکیه (۱) اهداف ترکیه (۱) اختلافات مرزی (۱) احزابرسیاسی ایران (۱) ناپایداری احزاب (۱) قدرت نظامی (۱) اعتراضات سوریه (۱) ترکیه و اعراب (۱) ترکیه سیاست خارجی (۱) روابط ایران و عراق (۱) مطالعات منطقه ای (۱) ایران و عربستان (۱) ایران ترکیه جهان عرب (۱) امنیت اسرائیل (۱) اهداف ترکیه در سوریه (۱) مشارکت‌ سیاسی‌ (۱) رای‌ و رای‌دادن‌ (۱) تبلیغات‌ انتخاباتی‌ (۱) پیامدهای سقوط بشار اسد (۱) سقوط اسد (۱) سقوط سوریه (۱) خطوط مرزی (۱) چاک هاگل (۱) عهدنامه 1975 (۱) مرزایران عراق (۱) مناقشات مرزی (۱) مرزهای غربی ایران (۱) مرز عراق (۱) ترکان سین کیانگ (۱) استراتژی امریکا (۱) [ جریان های ملی گرا (۱) تحولات ایران (۱) بازیگران تحولات سوریه (۱) مخالفان آل سعود (۱) اسلام گرایی ترکیه (۱) اهل تسنن عراق (۱) جنبش مصر (۱) انقلاب مصز (۱) تحولات لبنان (۱) شیعیان کویت (۱) انتخابات گویت (۱) بحرانهای قومی عراق (۱) ترکیه عراق (۱) میادین نفت و گاز (۱) مرزهای ایران در خلیج فارس (۱) مرزهای ایران و کویت (۱) آثار بحران سوریه (۱) پیامدهای بحران سوریه (۱) ژئوکالچر (۱) استراتژی چیست (۱) تاثیرات شبکه های ماهواره ای (۱) نقش مخرب شبکه های خارجی (۱) اصلاح شورای امنیت (۱) استراتژی امنیت (۱) انتخابات کویت (۱) پیامدهای انتخابات کویت (۱) امریکا خلیج فارس (۱) امریکا سیاست خارجی (۱) پارس جنوبی (۱) رژیم های سیاسی (۱) جامعه شتاسی سیاسی (۱) تئوری های بین الملل (۱) حمیرا مشیر زاده (۱) تاریخ سوریه (۱) اقتصاد سوریه (۱) جغرافیای سوریه (۱) تحولات عربی (۱) رقابت ایران ترکیه (۱) ایران پاکستان (۱) قطر سیاست (۱) روابط خارجی قطر (۱) قطز خاورمیانه (۱) امریکا قطر (۱) موازنه نرم (۱) انتخابات 2012آمریکا (۱) سیاست های روسیه (۱) رئیس جمهور روسیه (۱) سیاست های روسیه سیه (۱) رسانه های یهودی (۱) اامپریاالیسم رسانه ای (۱) شبکه ماهواره (۱) الکوثی (۱) هادی تی وی (۱) شبکه جهانی اهل بیت (۱) تاریخچه بی بی سی (۱) کارمندان بی بی سی فارسی (۱) رسانه نوین (۱) رسانه های ارتباطی (۱) آثار ماهواه (۱) رسانه فارسی (۱) ایران، (۱) جهان تک قطبی (۱) جنبش صهیونیسم (۱) تجزیه عربستان (۱) سید قطب (۱) مناقشه اعراب و اسرائیل (۱) جنبش اخوان المسلمین (۱) اخوان المسلمین آفریقا (۱) جمال عبداناصر (۱) فرار عروس قذافی (۱) همسر قذافی (۱) اویغورها باما (۱) تحولات مصر لات مصر (۱) آینده مصر (۱) ترک ها (۱) جان کری (۱) مدیریت سیاسی (۱) ساختارگرایی (۱) مورگان شوستر (۱) برساخت گرایی (۱) اویغورها (۱) انقلاب یمن (۱) موج بیداری (۱) آل خلیفه (۱) قذاقی (۱) تهاجم رسانه ای (۱) قدرت سخت (۱) سونامی بیداری اسلامی (۱) مرزهای ایران و عراق (۱) شبکه های فارسی زبان (۱) نظریه دولت (۱) سیر تکوین دولت درایران (۱) مفهوم دولت (۱) تحول حکومت در ایران (۱) تحولات عربستان (۱) جغرافیای انتخابات (۱) ارتش روسیه (۱) میادین مشترک (۱) ملک سلمان (۱) امپریالیسم خبری (۱) مقالات رسانه و اینترنت (۱) ‍ژئورسانه ژئومدیا (۱) حزب الله و رفتار رسانه ای (۱) ایران- روسیه (۱) جوزف نای (۱) سفیر انگلیس (۱) نهضت ملی نفت (۱) پایگاه دریای ام الغنم (۱) پایگاه هوایی ظهران (۱) پایگاه دریایی جفیر (۱) پایگاه دریایی خضب (۱) منابع ارشد ژئوپلتیک (۱) منابع ارشد جغرافیای سیاسی (۱) مبانی جغرافیا (۱) متون تخصصی جغرافیا (۱) ژئوپلتیک دوره تولد (۱) ژئوپلتیک دوره احیا (۱) ژئوپلتیک دوره افول (۱) ژئوپلتیک دوره شکوفایی (۱) ژئواستراتژِی خلیج فارس (۱) دکتر سمیعی (۱) اقوام -قومیت (۱) الیاس واحدی (۱) نظریه های ژئوپلتیک (۱) عوامل ژئوپلتیک (۱) راتزل (۱) ایران-امریکا (۱) روسیه-چین (۱) مجتهدزاده (۱) پور پویان رضا (۱) منابع دکترای جغرافیای سیاسی (۱) ژئوپلتیک انتقادی (۱) ژئوپلتیک فراگیر (۱) قدرت نظامی ایران (۱) سیدجمال الدین (۱) ایران اروپا (۱) علاوی (۱) فرصت چالش (۱) حوادث زاهدان (۱) هانتیگتون (۱) مرز امنیت (۱) گزارش سازمان ملل (۱) جنگ یمن (۱) حسین بشیریه (۱) نجران (۱) چرخه سوخت هسته ای (۱) جهانی شدن فرهنگ (۱) الوین تافلر (۱) مصطفی کمال آتاتورک (۱) هویت قومی (۱) شیعه ستیزی (۱) صعده (۱) جنگ داخلی (۱) نظریه تربیتی (۱) مناقشه (۱) ترامپ (۱)
دوستان من اسلام تایمز العالم الوقت انتخاب انجمن ژئوپلیتیک ایران انجمن علوم سیاسی اندیشکده روابط بین الملل ایراس ایران بالکان بولتن پرس تی وی پژوهشکده مطالعات راهبردی تابناک ترکیه TRT خبر آنلاین خبرگزاری آران نیوز خبرگزاری ایرنا خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ترند خبرگزاری تسنیم خبرگزاری فارس خبرگزاری مشرق دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه دیپلماسی ایرانی روز نو ژئوپلیتیک ایرانی عصرایران فرارو فصلنامه مطالعات راهبردی کرد پرس مرکز بین المللی مطالعات صلح مرکز تحقیقات استراتژیک مرکز مطالعات استراتژیک آریا مرکز مطالعات تاریخ معاصر مرکز مطالعات سیاستگذاری عمومی مرکز مطالعات وزارت امورخارجه مطالعات قفقاز موسسه مطالعات آمریکای شمالی موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی پرتال زیگور طراح قالب